چهارشنبه سوری ، پیش قراول بهار
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد            نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

و گر نه عقل به مستی فروکشد لنگر      چگونه کشتی از این ورطه ی بلا ببرد

 

حافظ را اگر بیانگر ژرف ترین تمناهای روح ایرانی می دانند ، و بر دیوان او تفال می زنند تا در هر سختی توان فرسا راهی بنماید و گره های  ناگشودنی زندگی را نرم تر سازد ، به خاطر شعرهایی چون این است که در حادثه های پرنهیب روزگار و ورطه های بلاخیز ، روزنی به بوستان طرب می گشاید .

آیا می شد چنین سیل های ویرانگر یا طوفان های بنیان کن را بر خاک وطن و این زیست بوم " فلک زده " که نه ، آدمی زده ، دید و باز توانست نفس برآورد ؟! هرگز ! مگر به مدد فراموش کاری های کوتاه خودخواسته در حلقه ی شادخواری با دوستان و خانواده ، و در هم نفسی با شعرهای احیاگر حافظ ... .

 

چهارشنبه سوری و نوروز و سیزده بدر ، از این گونه فرصت ها هستند که ما را در کشیدن این بار گران ، و شکیبایی در کشاکش کارزار ما آدم های دست خالی با قدرتمندان آزمند و سیری ناپذیر که تمامی طبیعت را نشانه گرفته اند ، یاری می رسانند .

 

شاد باشید ... برای ساعتی ... و پاس بدارید هم نشینی را ... .

مطلب ارزنده ای درباره ی چهارشنبه سوری ، از رضا مرادی غیاث آبادی را در ایرن بخوانید .