بازهم درباره ی تیرگان
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

پیشنهاد نام گذاری روز سیزدهم تیر ماه به عنوان روز ملی دماوند ، بر پایه ی مطالعه در آیین های کهن مربوط به این روز و بازخوانی یا به روز کردن مفهوم های باارزش نهفته در جشن تیرگان بوده است. به نظر ما زنده کردن جشن های باستانی ، می تواند نه باور ناسیونالیستی به درستی بی‌چون وچرای اعتقادهای گذشتگان یا واکنش لج بازانه به پاره‌ای "ارزش"های فرهنگ رسمی امروز، بلکه واسطه ای برای تقویت احساس تعلق به سرزمین باشد.

 احساس تعلق به سرزمین مادری، ملازمه‌ای با اندیشه‌ی بوم گرا یا تفکر سبز دارد: تا با یک ریشه‌های عاطفی به سرزمینی وابسته نباشی، عشق به آب و خاک و زیستمندان آن نخواهی داشت. هماهنگی با طبیعت که آرمان سبزاندیشان است، در خلا پدید نمی‌آید، بلکه در نزدیکی‌های هر فرد و در فضای زیستی و فرهنگی او نطفه می‌بندد و می‌بالد. به این دلیل اگر در گذشته های خود، رگه‌هایی از نکوداشت عناصر محیط زیست مانند آب ، هوا، و خاک بیابیم و آن‌ها را برجسته سازیم، سپهر اندیشگی خود و فرزندان‌مان را در راستای حفاظت از زیست بوم، توانمند ساخته‌ایم. جشن تیرگان پر است از مفهوم‌هایی که با تاویل‌هایی نو می‌تواند زیست محیطی قلمداد گردد.

 در زیر/ مقاله‌ی ارزشمندی را درباره‌ی جشن تیرگان می‌خوانید:

                          

(روزنامه‌ی اطلاعات 21 تیر85)- ابراهيم موسي‌پور

تيرگان، جشن باستاني ايرانيان در سيزدهم تير است. نزد ايرانيان باستان، هريك از روزهاي ماه نامي داشت و تطابق نام روز و ماه، مناسبتي بود براي برگزاري جشني كه نام آن با افزودن پسوند«گان» به آخر نام روز به دست مي آمد.

به باور برخي محققان، تلمود قديم‌ترين منبعي است كه در آن، در شمار اعياد كافران، از تيرگان(به عبري:تريسكي   Turyaskai ) نيز سخن به ميان آمده و مراعات آن حرام شمرده شده است.گزارشي از برگزاري جشني به نام شهربگمود(Shahrabgmud) كه با تيرگان مشابهت هايي دارد، از قرن دوم ميلادي در دست است. اين قول كه شهربگمود،اشاعه جشن تيرگان است،موافقان و مخالفاني دارد. در مآخذ ايراني- اسلامي، علاوه بر مناسبت عمومي انطباق نام ماه با نام روز، وجوه ديگري نيز براي وجه تسميه تيرگان آمده كه معروف ترين آنها تيراندازي آرش كمانگير براي تعيين مرز ايران و توران است.احتمالاً اين منابع پيوند تيرگان را با تيراندازي آرش، از اشاره هاي«تيريشت/تيشتريشت» اوستا برگرفته‌اند. در اين يشت،شتافتن ستاره تيشتر به سوي درياي فراخكرت، به شتافتن تيري تشبيه شده كه آرش ، بهترين تيرانداز آريايي ، از كوه آئيريوخشوث (AiryokhShutha)به كوه خوانونت(Khanvant)انداخت. روشن است كه در زمان تدوين اين يشت افسانه تيراندازي آرش آنقدر شهرت داشته كه مورد تمثيل قرار گرفته و تنها اشاره اي كوتاه به آن براي مخاطب كافي بوده است.

علاوه بر ابوريحان بيروني كه ظاهراً نخستين نويسنده مسلماني است كه از تيرگان سخن گفته، برخي ديگر از نويسندگان دوره اسلامي نيز از ارتباط تيرگان با تيراندازي آرش سخن گفته‌اند، مثل گرديزي و بعدها قلقشندي كه نام جشن را به تصحيف«شركان» آورده است. برخي مانند شهمردان بن ابي‌الخير، اساساً اين ارتباط را موهوم دانسته و بعضي ديگر ، مثل شمس‌الدين صوفي دمشقي ظاهراً جشن تيرگان را با فروردگان خلط كرده و بازگشت روان‌هاي مردگان و تكريم آنان را مناسبت اين جشن انگاشته‌اند.

تنها مآخذي كه در آن، برخلاف مآخذ ديگر(مثلاً ابوريحان بيروني كه سيزدهم تير ،روز افكندن تير را تيرگان كوچك و چهاردهم تير، روز فرودآمدن تير را تيرگان بزرگ گفته است)،روز تيراندازي آرش به جاي سيزدهم تير، ششم فروردين ذكر شده، رساله پهلوي ماه فروردين روز خرداد(بند22)است. به عقيده احمد تفضلي به احتمال قوي روايت اين رساله، قديمتر است و روايات مآخذ ديگر، بر اثر تشابه اسمي تير(اندازي)با روزو ماه تير و ذكر تيراندازي آرش در تيريشت/ تيشتريشت پديدآمده است. در واقع تير به معناي ابزار جنگي، معادل سهم در عربي،از ريشه تيغري اوستايي و تيگراي پارسي باستان به معناي تيز يا نوك تيز است و با تير به معناي ستاره شعراي يماني، كه از ريشه تيشتريه اوستايي/تيشتر پهلوي است،هيچ ارتباطي ندارد. از سوي ديگر، در گذشته گمان مي‌شد كه نام ماه تير و روز تير، يعني روز 13 هرماه، برگرفته از نام تيشتر است كه در يشت مخصوص آن، از تيراندازي آرش سخن به ميان آمده است،ولي امروزه بنابر پژوهشهاي محققاني چون مولتون و اشپيگل اين هماني تير وتيشتر پذيرفته نيست. پورداوود نيز به رغم آنكه معتقد است بحث در اين باره به نتيجه رضايت بخشي نخواهد انجاميد، بر دوگانگي تير(=سياره عطارد)و تيشتر(=ستاره شعراي يماني) تصريح كرده است. با اين همه، اختلاط نام‌هاي تير و تيشتر بايد به زماني بسياركهن بازگردد.

افزون بر بزرگداشت ستاره تيشتريه كه ستاره باران است و در تير طلوع مي‌كند و تيراندازي آرش، مناسبت ديگر جشن تيرگان را ، تعظيم و تكريم دبيران وكاتبان دانسته‌اند؛ زيرا سياره تير/ عطارد دبير فلك است، هر چند كه به اين مناسبت كمتر توجه شده است. به عقيده برخي در جشن تيرگان علاوه بر بزرگداشت كاتبان و دبيران، از منجمان كه در ايران باستان از طبقه دبيران بودند، نيز تجليل مي‌شد و احتمال داده‌اند كه تيرگان را هم مغان اخترشناس ماد بنيان نهاده‌باشند. در اين صورت، تيرگان نه يك جشن زردشتي كه در واقع با سابقه اي بيشتر، جشني مرتبط با سنت ايراني غربي خواهد بود.

از آنجا كه تقريباً به گزارش همه مآخذ، برجسته‌ترين عنصر در جشن تيرگان، آب و بزرگداشت آن و نيز اجراي مراسم اغتسال و آب پاشي  مردم به يكديگر است(با اين توضيح كه آب تقريباً در همه جشن ها وجود دارد)ظاهراً بايد تكريم آب و ستاره باران را مناسبت اصلي جشن تيرگان پنداشت كه به جادوي تقليدي براي طلب باران اشاره دارد و اين امر، البته مانع پذيرفتن مناسبت‌هاي فرعي ديگر نيست.گفتني است كه زمان برگزاري جشن ميديوشم (Midyushem)،گاهنبار دوم زردشتي  كه در بزرگداشت سالگرد آفرينش آب به دست اهوره مزدا برگزاري مي شود، نيز پانزدهم تير است.

به روايت ابوريحان بيروني، ايرانيان در روز تيرگان غسل مي كردند؛ زيرا كه كيخسرو در بازگشت از جنگ با افراسياب و پس از رويارويي با فرشته‌اي، بيهوش در كنار چشمه‌اي افتاد و بيژن- پسر گودرز- با پاشيدن آب به روي او، بيدارش كرد. از آن پس شستشو درآن چشمه و چشمه هاي ديگر رسم شد؛ سفالينه شكستن و گندم و ميوه پختن را نيز از رسوم تيرگان دانسته اند. ابوريحان بين مراسم آب پاشي در تيرگان و آب پاشي‌هاي نوروز تفكيك قائل شده و علاوه بر اينها به صراحت از جشني به نام آفريجكان/آبريزگان ياد كرده كه در سي‌ام بهمن، به ياد باران عظيمي كه پس از يك سال خشكسالي طولاني در عهد فيروز اول ساساني(459.484م) فرو باريد، برگزار مي شود.

گردريزي از اين جشن با نام آبريزگان اصفهان ياد كرده است. برخي فرهنگ هاي فارسي، مثل برهان قاطع (ذيل آبريزان) و فرهنگ جهانگيري جشن آبريزگان را همان تيرگان دانسته و تاريخ برگزاري آن را در سيزدهم تير نوشته اند. بنابر شرح بيست باب ملامظفر (تاليف در 1005 هجري)نيز آبريزان از مراسم روز 13 تير جلالي بوده كه به مناسبت خشكسالي و بارش باران در دوره  فيروز اول ساساني برگزار مي شد و در زمان نگارش كتاب، اين رسم هنوز در بعضي از شهرهاي عراق و فارس اجرا مي گرديد.برخي رواج و تداوم اين رسم را در اصفهان ناشي از تاثير حكومت زياريان مازندراني يا حكام ديلمي انگاشته‌اند. بعضي متأخران نيز معتقدند آبريزگان كه در انيران روز(=سي‌ام)بهمن برگزار مي‌شد، همان تيرگان بوده و اين روز در گاه شماريهاي ديلمي و گريگوري در موسم تيرگان (13تير)واقع مي شده است. هم‌چنين گزارش‌هاي متعددي از دوره صفويه در دست است كه بنابر آنها، جشن آب‌پاشان با حضور شاه عباس اول (حكومت :1038.996ه‍.( در اوايل تير (تحويل سرطان)در اصفهان برگزار مي‌شد.به نوشته اسكندر منشي در عهد شاه عباس اول، مراسم آب‌پاشي مربوط به پنجه دزديده در گيلان ، به حساب منجمان آن ناحيه ، در تير برگزار مي‌شد. از سوي ديگر تقريباً مقارن همين دوره عبدالحميد لاهوري (متوفي1065) در پادشاه‌نامه از برگزاري جشني در تير روز تيرماه ياد كرده و محمدصالح كنبو از مرسوم بودن برگزاري«عيد گلابي»در سيزدهم تير در دربار شاهجهان(پادشاه سلسله تيموريان هند،حكومت:1068.1037 ه‍.( سخن گفته و توضيح داده كه نام اين عيد به فارسي،تركان {تيرگان؟} است،هر چند نورالدين جهانگير(حكومت:1037.1014 ه‍.(كه در توزوك خود از مجلس گلاب‌پاشي در تير ياد كرده است كه در قديم اين مراسم را آب‌پاشي مي‌خواندند.

با اين حال، بنابر روايات ابوريحان بيروني و گردريزي، منشاء و علت آب‌پاشي در تيرگان با آبريزگان/آفريجكان يا نوروز يكي نيست ، هرچند زمان جشن‌ها برهم منطبق شده باشد. در واقع آبريزگان جشني مستقل و اساس و محور آن ، آب‌پاشي به يكديگر بود،درحالي كه ظاهراً آب‌پاشي در نوروز يا تيرگان ، جزوي از مراسم تلقي مي‌شده است.

(Tirujashn) تيروجشن :جشني كه با ويژگي‌هاي تيرگان ميان زردشتيان ايران مرسوم است و به مدت ده روز، از سيزدهم تا بيست و دوم تير برگزار مي‌شود. در اين جشن، زردشتيان ضمن پاكيزه ساختن خانه،بامدادان غسل مي‌كنند، لباس نو مي‌پوشند و شيريني‌ها و خوراك‌هاي گوناگون فراهم مي‌سازند. آنان معمولاً در اين ايام به خواندن«خورشيد نيايش»و«ماه نيايش» مي پردازند و در بند هشتم خورشيد نيايش اين عبارت را چندين بار تكرار مي‌كنند:«تشتر رايومند فره‌مند را مي‌ستاييم.» بچه ها بند رنگيني  به نام تير و باد به مچ دست يا دگمه‌لباسشان مي‌بندند و در كوچه‌ها و بام‌ها مي‌دوند و ترانه مي‌خوانند و در پايان روز بيست و دوم نيز آن را باز كرده، به دست باد مي‌سپارند. گفته‌اند اين عمل كنايه از تيراندازي آرش است كه تير را رها كرد و به باد سپرد و باد/ايزدباد، آن را به مسافتي بسيار دور برد. ظاهراً زردشتيان به همين مناسبت، آغاز اين جشن را در تير روز(سيزدهم) و پايان آن را در باد روز(بيست و دوم) قرارداده‌اند. تير و باد را نماد رنگين‌كمان به هنگام بارندگي دانسته‌اند. تير و باد را گاه به دور كله قندهايي كه در كاغذهاي سبز رنگ پيچيده‌اند مي‌بندند و به خانه نوعروسان و تازه دامادان پيشكش مي‌فرستند.

يكي ديگر از آداب اين جشن، فال كوزه است كه در روزهاي 12و13 تير برگزار مي‌شود. به رسم آب‌پاشي زردشتيان به يكديگر در اول تير ، در جشني به نام آب‌تير‌ماهي، اشاره شده است. به عقيده روح الاميني احتمالاً اين جشن نيز جزو تيرگان بوده است.

(Tirema-sizzeshu) تيرماسيزّه‌شو:  تقويم سنتي مردم مازندران و حومه جنوبي آن در دامنه‌هاي شمالي البرز هنوز مبناي گاه‌شماري باستاني طبري است كه در آن،سيزدهم تير برسيزدهم آبان تقويم جلالي منطبق مي‌شود. جشن تيرماسيزّه‌شو (=شب سيزدهم تيرماه)، از معدود جشن‌هاي باستاني است كه هنوز در بخش‌هايي از مازندران برگزار مي‌شود و در گاه شماري طبري ، پس از نوروز د.مين و در سوادكوه مازندران، پس از نوروز و عيد مابيستاشش(=26 عيدماه طبري)، سومين جشن مهم محلي شمرده مي‌شود.اين جشن علاوه بر مازندران، با تفاوت‌هايي، در گيلان و برخي شهرهاي ديگر كوه‌پايه جنوبي البرز نيز برگزار مي‌شود.مراسم اين جشن ، كه برخلاف تيرگان و آبريزگان در شب برگزار مي‌گردد، در مناطق گوناگون كمابيش مشابه است. روز قبل از جشن،خوراك‌هاي ويژه آن تهيه مي‌شود كه شامل انواع حلوا، شيريني‌هاي محلي،نان شامي،گندم برشته و ميوه هايي هم چون سنجد و انواع مركبات است و در مجموع بايد شامل سيزده خوراكي باشد. صبح روز جشن، معمولاً خروسي را سر‌مي‌برند و با آن ته‌چين مي‌پزند. خوراك‌اختصاصي اين جشن پيسّه كنده است كه به صورت گلوله‌اي از برنج سرخ كرده، آرد برنج،مغزگردوي خردشده،كنجد و شكر تهيه مي‌شود. درتيرماسيزّه‌شو، مانند جشن‌هاي ديگر، معمولاً با ديوان حافظ و گاه با تعدادي گردو به شماره افراد خانواده يا حاضران در مجلس فال مي‌گيرند.

در مهمترين آيين تيرماسيزّه‌شو، تعدادي از نوجوانان و جوانان با افكندن پارچه‌‌اي بر سر و صورت،خود را به گنگي مي‌زنند و «لال» مي‌شوند. جواناني كه قصد اجراي اين آيين را دارند، در روز دوازدهم، معمولاً از شاخه‌هاي درخت توت، تركه‌هاي بلندي تهيه مي‌كنند كه به آنها«لال‌شيش/لال‌شيش»(=تركه‌ي‌‌لال) مي گويند.در ابتداي شب سيزده، لال به همراه عده‌اي كه آوازي ويژه به نام لالاانه(=لال مي‌آيد) مي‌خوانند، به در خانه‌هاي مردم مي‌رود، سپس به تنهايي وارد خانه‌ها مي‌شود و با يك تركه به آرامي برسر و تن اعضاي خانواده ضربه مي‌زند،آن‌گاه تركه را در خانه مي‌اندازد و بيرون مي‌آيد. اهل خانه معمولاً مقداري خوراكي جشن و گاه از هر سيزده گونه آن را در دستمالي پيچيده، به يكي از همراهان لال به نام لال‌مادر(=مادر يا پرستار لال) مي‌دهند. در برخي مناطق رسم شال‌اينگني(=شال‌گذاشتن/افكندن)وجود دارد كه در آن افراد به طور ناشناس، شال ، دستمال يا جورابي را با طناب از روزن بام به درون خانه مي فرستند تا صاحبخانه آن را از خوراكي‌ها پر كندو در پايان شب، لال و همراهانش اندوخته‌هاي خود را قسمت مي‌كنند.اعتقاد عوام بر آن است كه تركه‌ي لال متبرك است و به ويژه براي شفاي بيماران، باروري زنان و حيوانات و درخت نابارور، ازدواج دختران وپيشگيري از چشم زخم مفيد است.از همين رو اهل خانه تركه‌اي را كه لال در خانه‌شان مي‌اندازد تا تيرماسيزّه‌شوي سال بعد نگاه مي‌دارند.

بعضي تيرماسيزّه‌شو را گرامي‌داشت آرش‌كمانگير و لال‌شيش را نمادي از تير او دانسته‌اند. گفتني است كه در نواحي مركزي مازندران به درخت توت،تيردار،و به لال شيش ،تيرشيش مي‌گويند.

در جشن تيرماسيزّه‌شو هيچ گزارشي از آب‌پاشي به يكديگر در دست نيست. روح الاميني كه با شواهد متعدد نشان داده در قرن چهارم و پنجم، ايرانيان تير را جزو ماه‌هاي پاييز مي‌دانستند.اجرا نشدن مراسم آب‌پاشي در تيرماسيزّه‌شو را سرماي آبان ذكر مي‌كند.با اين‌‌حال گفته‌شده كه پيشترها لال قبل از آغاز كارش در شب سيزده، غسل مي‌كرد؛ اما بر اساس گزارشي لال در برخي مناطق نه براي غسل، بلكه براي  آن‌كه در شب سيزده از شدت سرما توان سخن گفتن نداشته باشد، خود را با آب سرد رودخانه مي‌شست. در سنگسر سمنان كه مراسم لال‌شيش زدن را در سپيده دم اجرا مي‌كنند، افراد كهنسال پيش از طلوع آفتاب روز سيزده، به چشمه‌سارها مي‌روند و ظرفي آب به عنوان لال‌او(=آب لال‌ها) بر مي‌دارند كه متبرك و شفابخش پنداشته مي شود.(مقايسه شود با گزارشي از قرن چهارم درباره برگرفتن آب جهت استشفا از كوهي در حومه كاشان در روز سيزدهم تير، در كتاب محمد مقدسي و ابوالشيخ). از گونه‌اي فالگيري مرتبط با آب و چشمه در روز قبل از اين جشن در غرب مازندران، و نيز اعتقادات عاميانه‌اي درباره‌ي توقف آب‌هاي جاري در شب جشن در دماوند، گزارش‌هايي در دست است. از ديگر آداب و رسوم اين جشن، فالگوش ايستادن، شمع افروختن و هديه فرستادن پسران براي نامزدهاي خود با عنوان «سيزدهي» است.

دانشنامه‌ي جهان اسلام( با حذف مآخذ بسيار)