انتقاد به خود
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

نه ، این کافی نیست !

 

کار ان جی اویی کار داوطلبانه است ، و االبته کسی نمی تواند طلبکار باشد که : " خانم یا آقای داوطلب ، کم کار کرده ای !" . اما ، درعین حال به اعتبار همین داوطلبانه بودن ، باید کار ما بهره وری بیشتری از کار ِ مزدی داشته باشد . به این معنا که به ازای مثلا دو ساعت کار داوطلبانه باید معادل مثلا چهار ساعت کار یک کارمند یا کارگر حقوق بگیر کار کنیم . یا کارهایی را به انجام رسانیم که دولتی ها ( و شرکت های خصوصی ) انجام نمی دهند ، مانند تظاهرات اعتراضی یا نوشتن انتقادی . یا از ظرفیت هایی استفاده کنیم که دولتی ها و خصوصی ها توان یا انگیزه ی استفاده  از آن را ندارند ، مانند جذب کمک مالی از منابعی که به طور معمول برای هدف مورد نظر ما پول نمی دهند ، یا به کار گرفتن قابلیت های اشخاص در راه هدفی که تعیین کرده ایم بدون پرداخت مزد .

در بعضی از برنامه ها و پرو‍ژه هایی که دوستان ان جی اویی اجرا می کنند ، گاه می بینیم که حال و هوایی ولنگارانه بر عرصه ی کار حاکم است ؛

گویی دوستان به جای آن که به منظور پاک سازی فلان دره از زباله یا کاشتن نهال یا آموزش چهره به چهره آمده باشند ، برای دیدار دوستان یا وقت گذرانی و تفرج آمده اند ! منکر نیستم که بخشی – و بخش مهمی – از انگیزه های کار داوطلبانه را همین حال و هوای دوستانه و بودن در کنار دیگران و لذت احساس تعلق به جمع شکل می دهد ، ولی نباید اصل کار در برابر این انگیزه ها رنگ ببازد ، چرا که در این صورت ممکن است اعتبار و وجاهت کار غیردولتی زیر سوال برود . همچنین نباید مدیریت وقت مان به گونه ای باشد که از مجموع زمان اختصاص یافته به کار ، مقدار کمی از آن به کار مفید صرف شود .

امروز ،  همراه با گروهی از دوستان کوه نورد و غیرکوه نورد طبیعت دوست بودم و در برنامه ای که مهندس خوش نویس ( از موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع ) طراحی کرده بود ، به کاشت نهال های اورس ( درخت سوزنی برگ بومی و دیرزی ایرانی که در بسیاری از کوه های کشور در سخت ترین مکان ها می روید ) پرداختیم . این نهال کاری در کوه پایه های « ایستگاه  تحقیقاتی سیراچال » در جاده ی کرج – چالوس ، صورت گرفت و حدود صد نفر از انجمن داوطلبان سبز ، گروه کوه نوردی هامون کرج ، انجمن حفظ محیط کوهستان ، دکا ، و جمعی از دانشجویان منابع طبیعی در برنامه شرکت داشتند . نیمی از دوستان ، به شکلی جدی کار می کردند ، اما شاید نیمی دیگر بیشتر وقت گذرانی می کردند . از گروه دوم ، چند نفری یکی دو نهال کاشتند و بیشتر وقت خود را به گپ با دوستان گذراندند ؛ چند نفری پس از آن که خیلی زود حوصله شان سر رفت ، راه سربالایی را پیش گرفتند و به کوه پیمایی پرداختند ؛ چند نفر دیگر ، دو ساعتی را به خوردن صبحانه ، دو ساعتی را به نهال کاری نه چندان جدی ، و دو ساعتی را به نهار خوردن اختصاص دادند ( شاید یک ساعت کار مفید ، در برابر تقریبا ده ساعت زمان از دست رفته در یک جمعه ) ... . این دوستان ، به توضیحات مهندس خوش نویس که با حوصله ، می کوشید شیوه ی درست کاشتن این نهال های سخت فراهم آمده را ( اورس بسیار سخت تکثیر می شود ) تفهیم کند ، توجه نداشتند و پیوسته حرف می زدند .

 

دوستان ،

اگر ما برای خودمان  شان ویژه ای قایلیم و از دولت هم مطالبه هایی داریم ، اگر خود را انتقال دهنده ی خواسته های مردم به حکومت می دانیم ، و اگر به دولت انتقاد داریم ، باید خود را کارآمد و دل سوز و علاقمند به یادگیری نشان دهیم ... مباد که این وجهه مخدوش گردد .

به دوستانی که مدیریت برنامه ها را بر عهده می گیرند ، پیشنهاد می کنم به ویژه در مواقعی که انجام کارهای سخت ( مثل بیل و کلنگ زدن ) در کار است ، از آوردن دوستانی که علاقه ی واقعی و توانایی ندارند ، خودداری کنند . نباید کاری کنیم که دوستان مشغول در بخش های دولتی ، ما را ناتوان از اجرای کارهایی که بر عهده می گیریم بپندارند .

من ، از خودمان ، بیش از این ها انتظار دارم !

 

مهندس درویش عزیز هم در این برنامه حضور داشت . گزارش و عکس های او ، همچون همیشه خواندنی و دیدنی است و البته کمی متفاوت با مال من !