بازدید از معدن پوکه ی دماوند (2)
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

 اگر در مورد چرای دام ، امیدی به احیای پوشش گیاهی ، مثلا با قرق منطقه باشد ؛ و اگر در مورد ریخت و پاش زباله امکان پاک سازی متصور باشد ؛ در مورد معدن کاوی ، اما هیچ کورسویی امیدی به اصلاح وضع بخش هایی از دماوند مانند قرقه ، وسون ، ملک آباد و ملار که سال ها است همه روزه ده ها کامیون از خاک و سنگ آن ها بار می شود و به ده ها و صدها کیلومتر دورتر برده می شود ، نیست . چشم انداز کنونی این بخش ها که بسیار گسترده هم هستند ، چونان مخروبه ترین بیابان های کشور است :  بی گیاه ، بی هیچ خاک حاصل خیز ، بد شکل ، و در یک کلام : مرده . باور کردنی نیست که نماد سرزمینی و خاستگاه دلکش ترین اسطوره های یک ملت چنین بی رحمانه در یک کار اقتصادی ناپایدار و نه چندان پر درآمد ( در مقیاس ملی ) ، به نابودی کشانده شود . اگر به توبره کشیدن دامنه های دماوند ، با عنوان معدن داری ، تا پیش از ثبت آن به عنوان اثر طبیعی ملی توجیهی داشت ، اما از سال گذشته که این کوه خوش سیمای افسانه ای چنین شناسه ی پرمعنایی یافته است ، دیگر هیچ پایه ی منطقی و قانونی برای ادامه ی این گونه بهره برداری وجود ندارد .

شاید عده ای بپندارند که « معدن » در این جا ، شبیه بعضی معدن های زغال سنگ و ... است که دارای دهانه ای است و از آن دهانه وارد تونل های زیرزمینی می شوند ! اما در دماوند ، بولدوزرها سطح کوه را برداشت می کنند و به پشت کامیون ها می ریزند که در نتیجه  زخم هایی به وسعت صدها متر در صدها متر و عمق 20-10 متر بر پیکر کوه ، این جا و آن جا ، پدید آمده است . چون جنس دماوند عمدتا شامل خاکسترهای آتشفشانی است ، با کندن هر قسمت ، لایه های بزرگ تری از بالادست آن رانش می کند و ابعاد تخریب را چند برابر می سازد . از آن بدتر ، راه های دسترسی به این معدن ها است که سبب تخریب شدید دامنه ها شده و آثار زشتی را بر سیمای کوه باقی گذارده است . رانش های بزرگ ناشی از برداشت از معدن ملار ، به صورت یک قطاع بزرگ خاکستری در امتداد یال شرقی دماوند ، از جاده ی هراز دیده می شود . نمونه ی راه دسترسی بد شکل و مخرب هم ، جاده ی معدن ملک آباد است که با شیبی غیرعادی از پل مون بالا می رود و ریزش کناره های آن سخت چشم را می آزارد .

( ادامه دارد)