سگ کشی، فعالیت غیر انسانی در ارتفاعات شمال تهران
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

 

 

نگار فرهادی:

« در کوهستان، گل­ها و گیاهان را بگذارید در جای خود باقی بمانند، سبزتر و زیباتر بشوند و رشد کنند. زندگی آن­ها نیز مانند زندگی شما، با ارزش است. »

 و

 « درباره­ی حیوان­هایی که در کوهستان با آن­ها برخورد می­کنید، بیاندیشید و زیبایی­ها­یشان را تحسین کنید. فکر بکنید که آن­ها نیز چون شما­، روح و اعصاب دارند، آن­ها نیز به زندگی­شان علاقه­مند هستند ... و آن­ها نیز می­توانند شما را دوست داشته باشند، اگر شما آن­ها را دوست بدارید. » از کتاب الفبای کوه­نوردی استاد جلیل کتیبه ­ای

 

ساعت 9صبح، روز پنج شنبه 10 اردیبشت ماه یکی از دوستان کوه نورد تماس گرفت و در حالی که بسیار ناراحت بود، گفت در مسیر کلک چال سگ ها را می کشند. این موضوع و پیگیری های من را با مسایل جدید و مهمی آشنا کرد.

 

در گذشته بعضی شب ها در شهر یا کوه صدای شلیک شنیده بودم اما هیچ گاه زیاد جدی نگرفتم و در کمال ناباوری بدون کنجکاوی به فراموشی سپرده بودم. 

 

عکس تزیینی است/ منبع: اینترنتشنیده بودم که حدود دو سال پیش که شهرداری تهران گربه ها و سگ ها را در طرح پاکسازی شهر می کشد و مثل زباله جمع می کرد، که این موضوع با اعتراض و پیگیری مدافعان حیوانات و بررسی و حسن نظر شهرداری تهران از آن پس طی حکمی متوقف و تبدیل به طرح عقیم سازی برای جلوگیری از ازدیاد حیوانات شده است.

 

به دلایل گوناگون همیشه مخالف نگهداری حیوانات در سیرک، باغ وحش و آپارتمان بودم، اما اکنون به برداشت بهتری رسیدم.

به هر حال برخی از مردم تهران حداقل برای مدتی کوتاه هم که شده حیوانات دوست داشتنی مانند سگ و گربه را در منزل نگهداری کرده اند و بسیاری از آنها بدون داشتن اطلاعات و توانایی لازم نگهداری حیوانات دست به این اقدام زده و می زنند.

این پدیده حقوق حیوانات را بدین ترتیب در نظر نمی گیرد: فراهم نکردن محیط زندگی مناسب، عدم مراجعه مرتب به دامپزشک که سلامت انسان و حیوان را تهدید می کند، عقیم نکردن حیوان و در بسیاری موارد حیوانات یا رها می شوند یا به دلیل رفتار نامناسب حیوانات می گریزند.

 

در این جریان با انجمن ها و افراد بسیار دوست داشتنی که به حیوانات عشق می ورزند و برای این منظور ضمن هزینه های مادی زیاد، کارهای داوطلبانه بی نظیری انجام می دهند آشنا شدم. محل های محدودی وجود دارد که سگ ها و گربه های آسیب دیده و رها شده در آن نگهداری می شوند. ضمن درود و ستایش این اقدام باید بگویم که به نظرم اگر این وقت و انرژی برای فرهنگ سازی و کارهای جامع تری در این زمینه صرف شود بهتر است.

زیرا در این مراکز و محل ها به دلیل تراکم زیاد و ازدحام بیش از حد حیوانات در شرایط خوبی زندگی نمی کنند. مثلا در پژوهشی که روی جمعیت آهوهای جزیره جیمز (جزیره ای در 2کیلو متری ساحل مری لند)، انجام شده، مشاهده می گردد بسیاری از آهوها در شرف مرگ بودند و این در حالی بود که در آن زمان غذا به وفور یافت می شد، شکارچی مشاهده نمی شد و نشانه ای از وجود بیماری نبود. مطالعات مشابهی درباره خرگوش ها روند مشابهی را نشان داد. تحقیقات بعدی نشان داد که آهوها بر اثر فعالیت بیش از حد غده های آدرنال جان خود را از دست می دادند و این عارضه ناشی از محروم کردن از حریم شخصی به خاطر افزایش جمعیت بود. غده های آدرنال نقش مهمی در کنترل رشد، تولید مثل و میزان عملکرد دفاعی بدن دارند، بنابراین ازدحام بیش از حد جمعیت موجب عکس العمل فیزیولوژیکی می شود.

حیوانات هم مانند انسان نیاز یه یک حریم شخصی و خاص در زندگی دارند. مثلا در مورد انسان باید گفت که نبود حریم شخصی مناسب در مناطقی که از بالاترین تراکم جمعیت انسانی برخوردارند موجب رخ دادن بیشتر میزان جنایت و خشونت می شود.

 

برای کاهش حیوانات در شهر و کوهستان تهران، به جای عمل به ساده ترین راه حل که همانا کشتن حیوانات و کاری غیر انسانی است، پیشنهاد می شود شهرداری تهران با همکاری انجمن های مرتبط و علاقه مندان و استفاده از بخش اندکی از بودجه فراوان خود به فرهنگ سازی و آموزش درست در این زمینه روی آورد. این مهم یک کار تاثیرگذار، بلندمدت و به عبارتی یکی از مسایل مهم در زندگی شهری و از وظایف شهردای است.

 

 گزارش شاهدان عینی در ادامه ی مطلب:


 

گزارشی که در زیر میخوانید با توجه به مشاهدات و تلاشهای عده ای از دوست داران حیوانات در مقابل کشتن سگهای بی آزار و بی دفاع در مناطق کوهستانی شمال تهران میباشد که با انتقال این نوشته سعی در بهبود تفکرات عوامل کشتار حیوانات و سمت دهی این عوامل به اصطلاح مسئول و دیگر اقشار عامی مردم به دفاع از حقوق حیوانات و مطرح کردن راه حل هایی انسانی برای پاکسازی مناطق عمومی از سگها و حیوانات بی زبان و بی آزار شده است.

 در روز پنج شنبه مورخ 10 اردیبهشت  88 با جمعی از دوستداران طبیعت و کوهنوردی در مسیر کولکچال در حال پیاده روی به سمت قله بودیم ابتدا با شنیدن صدای تیر اندازی در ساعت 8 صبح در این مسیر عمومی با تعجب به مسیر ادامه داده تا اینکه کمی بالاتر با دیدن صحنه ای دردناک و غیر انسانی  تمام وجودمان به درد آمد.

تیرهای شلیک شده برای کشتن سگهای مسیر کوهستان بود که یکی از این سگها که هنوز نیمه جان و پر از خون شده بود به سمت مسیر عابرین پیاده خود را کشانده بود و با حالتی نیمه جان ترسان و خون آلود روی مسیر افتاد نمیدانم این زبان بسته در حال چه گناهی بوده که این طور مورد حمله یه نامرد توی منطقه زندگی خودش شده و حالا هم با زبان بی زبانی خود را به مسیر کشانده تا شاید از بی فکری عده ای، اندکی ما را به فکر فرو برد و از ما برای دفاع از زندگی خود و دیگر جانداران کوهستان کمک بخواهد.

به هر حال بعد از دیدن این صحنه برای کمک به سوی پلیس کوهستان رفتیم که حداقل این زبان بسته رو خلاص کنه و اینقدر درد مضاعف نکشه  البته ما که فقط جان حیوان برایمان ارزش داشت و اینکه میدیدیم با بدن لرزان اینهمه داره درد تحمل میکنه از پلیس خواستیم زودتر خلاصش کنه که شاید چند لحظه زودتر دردش تمام بشه ولی از آنجا که نمیدانستیم پلیس کوهستان هم مترسکی بیش با یه اسلحه کمری نیست و از اون خواستند که با این اسلحه فقط رژه بره که بگن ما هم هستیم. ایشان از خلاص کردن حیوان سر باز زد و این حیوان زبان بسته هم  با یه رد طولانی از خون از مسیر خارج شد و خودش رو گم کرد تا اینکه بمیره.

بعد از دیدن این اوضاع نابسامان و کمی پیگیری برای اینکه بفهمیم که اینان که هستند که وزن خلقت اینقدر توی ذهنشون سبک شده و به این راحتی دست به کشتن مخلوقات خالق میزنند و به خوی وحشی گری خود با عبارت پاکسازی محیط کوهستان دارند آرامش میدهند فهمیدیم  که شهرداری منطقه1 تهران دستور قتل عام سگهای بیچاره این مسیر و احتمالا مسیرهای کوهستانی دیگر شمال تهران را صادر کرده است و طبق گفته افسر پلیس کوهستان این افراد سگ کش در اواسط هفته و یا در ساعاتی از نیمه شب دست به این عمل وحشیانه میزنند که صدای ضجه ی این حیوانات بی پناه هرگز به هیچ کجا نرسد. و خود هم به خصلت پلید حیوان کشی خود آرامش دهند.

بلافاصله با خانم دیانت تماس گرفتم و مراتب را نیز به "انجمن به اصطلاح (!)حفظ محیط کوهستان" به مدیریت آقای عبداله اشتری،گزارش دادم و وقتی با بی اطلاعی ایشان مواجه شدم بیشتر متاسف شدم زیرا ایشان طرف قرار داد با شهرداری در طرحی با عنوان"بهسازی مسیرکلکچال"هستند!علاوه بر این به گفته ی خانم دیانت از "انجمن به اصطلاح(!)حمایت از حیوانات " برای جمع آوری این حیوانات بی پناه نیز درخواست کمک شده است که با امتناع ایشان مواجه شده اند!!

من نمیدانم با این عنوان دهن پر کن انجمن حمایت از حیوانات چرا به این راحتی شانه از مسئولیت خالی میکنند و بدون اینکه به خود زحمتی برای کار مضاعف و چاره اندیشی برای پاکسازی درست منطقه از سگها بدهند به دیگران اجازه پاک کردن صورت مسئله میدهند که آقا ما نمیتونیم کاری کنیم و فلان و بهمان و با زبان بی زبانی گفته اند شما بیایید و بکشید و ماجرا را بدون زحمت تمام کنید بودجه این کار هم باز مثل دیگر ماموریت هایتان بدون زخمت و صرف وقت و انرژی نوش جانتان که بی زحمت حلال تر است!

با ید به این انجمن حمایت از حیوانات بگم که شما که خود را زبان سخن حیوانات بی زبان مینامید و انجمن حفظ محیط کوهستان که در سر راه ورودی مسیر کلکچال ما همواره دکه انجمن دهن پر کنه شما را خالی از مامور و مدافع حقوق حیوانات میبینیم هر دو به کمک هم کمر به قتل این حیوانات بی آزار بسته اید.

 به هر حال بعد از آن روز تنفر بار با چندی از دوستان و دوستداران واقعی حیوانات تماس گرفتیم تا شاید بتونیم برای جمع آوری این سگها و باقیمانده اونها اقدامی کنیم و اونها رو به جای امنی که مخصوص نگهداری از سگهای آسیب دیده و بی سرپناه هستش انتقال بدیم لازم به توضیح میبینم که در این سالهای اخیر انجمن های خود جوش  با افراد غلاقه مندی با عنوان انجمن دوست داران حیوانات بوجود آمده که بدون کوچکترین کمک و مساعدتی از عوامل دولتی و غیره و با کمترین امکانات سعی در کمک رساندن به حیوانات وانجام  کار های اجرایی عقلانی و موثر برای حفظ حیات حیوانات میکنند و در این میان هم برای نگهداری سگهای بی خانمان و خیابانی و تصادفی هم در تهران و هم در کرج پناه گاه هایی بوجود آمده که با صرف کلی هزینه و وقت و انرژی اقدام  به واکسیناسیون و عقیم کردن و غذا دادن و نگهداری این سگها میکنند که یکی از این پناه گاه ها به نام    وفا  واقع در شهر جدید هشتگرد میباشد که در پایان این مطلب عکسهای مفصلی از پناه گاه وفا  آ ورده شده.

با جمعی از دوستان و هماهنگی با پناه گاه تصمیم بر آن گرفتیم که چند روز متوالی برای گرفتن سگهای بجا مانده درمنطقه کلکچال به آنجا برویم و در کمال مراقبت از سلامتی این سگها آنها را به پناهگاه انتقال بدیم که البته تا حدی هم موفق بودیم ولی چون سگهای منطقه توی این روزها از کشتار دیگر سگها و به خون کشیدن اونها خیلی ترسیده بودند معمولا به جای همیشگی خود نمی آمدند و اکثر آنها هم به ارتفاعات بالاتر رفتند که صد البته بعد از گذشت چند مدتی دو باره به ارتفاعات پایین تر برای یافتن غذا پناه می آورند که اگر باز هم جلوی کشتار بی عقل این سگها گرفته نشود جان آنها نیز در معرض خطر و به خون کشیده شدن خواهد بود.

در این میان هم چند تا از سگهای ماده و توله دار که توانایی بالاتر رفتن با توله های خود را نداشتند دیده شدند که البته خیلی هم هراس زده از ما بودند ولی بالاخره پس از صبر و صرف وقت طولانی و با کمترین وسایل و امکانات تونستیم اعتماد اونها رو جلب کنیم و چند تا از توله های نسبتا بزرگتر اونها رو بگیریم و در کمال آرامش به جای امن انتقال بدیم.

به هر حال ما به تمامی مسولین اعلام میکنیم در عوض کشتار و خونریزی سگهای زبان بسته، هم افراد دلسوز و هم مکانهای مناسبی جهت انتقال این سگها برای واکسیناسیون و هم عقیم کردن آنها برای جلوگیری از رشد بی رویه وجود داره که با صرف هزینه های بسیار کمتری میتوانند در عوض زیر سوال بردن انسانیت و همچنین آلوده کردن محیط عمومی کوهستان با ریختن خون این سگها در مسیر و تپه ها برای  انتقال مناسب و با حوصله این سگها به این مکانهای مناسب اقدام کنند و تمامی افراد این پناه گاه ها و همچنین انجمن دوست داران حیوانات تمام تلاش خودشون رو تو این زمینه تا به حال با توجه به امکانات محدود خود کرده اند و از هم اکنون هم اعلام هر گونه آمادگی برای کمک به مسئولین و دیگر دست اندر کاران این کار را دارند و با کمال افتخار برای جلوگیری از کشتار حیوانات با شما همکاری خواهند کرد و جهت پاکسازی درست و اصولی مسیرهای کوهستان قدم بر میدارند.

 

با تشکر

مرکز خیریه نگهداری از حیوانات بی سر پناه "وفا"

جمعی از دوست داران حیوانات.