عبرت بگیریم ...
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

زنبورهای نیویورکی و خرس تبریزی !

 

وقتی که اوضاع جامعه به هم ریخته باشد ، فقط به آدمیان ستم نمی رود ؛ دد و دام و مرغ و ماهی هم در گرفتاری خواهند بود ... . و اگر اوضاع روبراه باشد ، به جانوران هم خوش می گذرد . امروز صبح ، در تاکسی ، از رادیو شنیدم که یک دسته ی چندهزارتایی زنبور در نیویورک وارد یک فروشگاه  لوازم رایانه شدند و آن جا را به تعطیلی کشاندند . تا آن که کارکنان فروشگاه ، یک متخصص زنبورداری را خبر می کنند و او آن زنبورها را به سوی کندو می راند . با شنیدن این خبر ، یاد آن خرس بیچاره افتادم که یکی دو سال پیش ، در سرمای زمستان وارد محوطه ی دانشگاهی در تبریز شد و آقایان نیروی انتظامی و محیط بان و ... چاره را در این دیدند که آن را با گلوله از پا درآورند !

تصور کنیم که موضوع و مکان این دو سناریو همین باشد که بوده ، اما آدم ها جایشان عوض شود ؛ ایرانی ها در نیویورک با زنبور مواجه شوند و آمریکایی ها در تبریز با خرس ... . ایرانی ها به فروشگاه سرکوچه مراجعه می کنند و قوی ترین سم ها را مطالبه می کنند تا زنبورها را بکشند ( و کاری ندارند که خطر سم ها بیشتر از نیش زنبور است ) ؛ در این حال ، فروشنده ی آمریکایی می گوید که در این جا برخلاف ایران ، فروش سم فقط به اشخاص ذیصلاح و با شرایط خاص صورت می گیرد . آمریکایی ها هم در تبریز به اداره ی محیط زیست یا آتش نشانی تلفن می کنند و از آنان می خواهند که خرس را دور کنند ؛ در این حال ، ماموران مسلح سر می رسند و خرس را با شلیک گلوله از پای در می آورند .

خرس ، موجودی است کم یاب و بسیار با ارزش در محیط زیست ، اما یکی دو کندو زنبور چندان ارزش حیاتی و درخور توجهی ندارد . رفتار ما ، نشان گر درک ما از اهمیت محیط زیست و زیستمندان آن است .