درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| دماوند ، نماد ایران و آن چه بر ایران می گذرد (پایان) | |
| ساعت ٧:٠۳ ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی |
|
من در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه (24 و 25 تیر) ، با کارشناسانی از سازمان میراث فرهنگی هم تماس تلفنی گرفتم و همچنین در روز شنبه 27 تیر به «دفتر ثبت آثار تاریخی ،فرهنگی و طبیعی» که پارسال ثبت دماوند را انجام داده است ، مراجعه کردم و با آقای وکیل مدیر کل این دفتر و آقای قمی کارشناس مسوول ثبت دماوند گفتگو کردم . اما ، باید بگویم که کار رسانه ای چه در وادار کردن مجریان پروژه به رفتن در لاک دفاعی ، و چه در برانگیختن مسوولان امر به اقدام ، و چه در تهییج همگانی ، بسیار موثر بود . در واقع ، کار رسانه ای و افزایش آگاهی و حساسیت مردم سبب می شود که یک نیروی اجتماعی پدید آید و جلوی پاره ای خراب کاری ها را بگیرد که در این مورد هم چنین بوده است. در حال حاضر دست اندر کاران پروژه می گویند که قصد اسفالت کردن این راه را ندارند و اصلا طرح از اول هم این نبوده و بودجه ی تخصیص یافته ( هشتاد میلیون تومان) برای اسفالت کردن کافی نیست . آنان می گویند که طرح فقط این است که راه شن ریزی شود تا از گل آلود شدن و لغزندگی راه در هنگام بارندگی و بلند شدن گرد و خاک در هنگام خشکی جلوگیری شود . نظر ما این است که هرگونه سرمایه گذاری برای این راه خطا است و اساسا بهترین کار این است که این راه بسته شود . درعین حال بسیار محتمل است که آقایان پروژه بگیر ، در یک فرصت دیگر و با گرفتن مصوبه ای دیگر ، کار اسفالت را شروع کنند یا طرح های ساختمان سازی و احداث تله کابین و ... را کلید بزنند . نکته ی جالب توجه و کمی عجیب این که همه ی مسوولانی که ما با آنان صحبت می کردیم ، مخالف راه سازی در دماوند بودند و خود نیز زبان به انتقاد می گشودند . به عبارت دیگر ، کاری را که علی القاعده وظیفه ی سازمان های غیردولتی و روشنفکران است (انتقاد) ، انجام می دهند اما در اجرای وظیفه های خود (اقدام قانونی و قاطع در حفاظت موثر آثار ملی و پیش گیری از کارهای تخریبی ) با مشکلات بسیار درگیر هستند و ضعیف عمل می کنند ! علت این امر آن است که به واقع ، رشته ی کار از دست همه در رفته است تا حدی که می توان گفت اصولا حاکمیت ملی در ایران ، دست کم در حوزه ی محیط زیست و میراث فرهنگی ، رنگ باخته و محلی از اعراب ندارد . روح بساز و بفروشی یا پیمانکاری و سودجویی کوته بینانه چنان در اعماق لایه های مدیریتی رسوخ کرده که از دست مدیران دل سوز آینده ی کشور هیچ کاری برنمی آید . بگذریم که تایید انتقادهای ما ، یا اظهار هم دردی در مورد محیط زیست و میراث فرهنگی می تواند فقط یک تاکتیک از سوی بعضی مدیران برای دررفتن از زیر بار مسوولیت و پاسخ گویی هم باشد . من در یادداشت « چه هنگام مدیران دولتی ، منتقد می شوند ؟» (اینجا) به این موضوع پرداخته ام . نکته ی دیگر این که مسوولان ما تمایل عجیبی دارند به این که بگویند همه چیز روبراه است و هیچ اتفاقی نیفتاده و اگر هم افتاده ، اوضاع در کنترل است ! دلاور نجفی ، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست ، در حالی که پیدا بود هنوز به منطقه نرفته و کسی را هم نفرستادهدو حتی نمی داند که پروژه ی درحال اجرا ، اسفالت است یا شن ریزی ، اعلام کرد که « عملیات متوقف شده است » (اینجا) . در حالی که عملیات حتی برای یک لحظه هم متوقف نشده و همچنان در حال پیشروی است . به هرحال ، آن چه که امروز در دماوند می گذرد ، آینه ای است از آن چه که در مقیاس بزرگ تر در کشور می گذرد ؛ نبود مدیریت واحد و همه جانبه نگر در «آمایش سرزمین » ، خوردن از سرمایه (درآمد نفت) و صرف آن در انواع پروژه های بی توجیه به قصد ارایه ی آمار های فریبنده ، حاکم بودن اشخاص منفعت طلب بی مسوولیت در لابی های تصمیم گیری کلان ، و بی عملی یا ضعف مسوولان حفاظت از محیط زیست و میراث فرهنگی در برابر ساخت و ساز گرایان . |

