كوه‌نوردي فني و پناهگاه‌سازي
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

چند معيار،كوه‌نوردي فني و با ارزش(به لحاظ ورزشي)را از كوه‌گردي‌هاي همگاني، و نيز از كوه‌نوردي بي‌ملاحظه يا غيرمسئولانه متمايز مي‌كند:

   * نو بودن ؛ گشودن مسيرهاي نو، اجراي صعود در زمستان براي نخستين‌بار،اجراي كارهاي «ملي » نو ، و ... .

   * سبك‌بار بودن ؛ اجراي صعود با نفرات كم، بدون اتكا به چادرگاه ها و طناب‌هاي ثابت، بدون رفت و برگشت روي مسير، بدون ثابت گذاري ، بدون اتكا به نيروي باربر.به عبارت ديگر، صعود در كوه‌هاي بلند جهان به سبك آلپي ( (alpine styleو روي ديواره‌ها و ... با « يك حمله » ((one push.

   * كم‌تأثير بودن(low-impact) ؛ كوه‌نوردي با كم‌ترين تأثير بر محيط طبيعي،سنگ نوردي بدون تغييردادن چهره‌ي طبيعي صخره‌ها، كاربرد وسايل فني كه اثر پايداري بر سنگ نمي‌گذارد... .

   * مسئوليت‌پذيري  (responsible climb) ؛ تعهد نسبت به محيط زيست، به‌جا نگذاشتن زباله و پسماند، احترام به ارزش‌هاي فرهنگي منطقه، حفظ ميراث‌هاي كهن كوهستان.

مي‌توان موردهاي ديگري را هم آورد كه شايد مستقل از اين‌ها باشد، و بسياري مواقع با اين‌ها هم پوشاني داشته‌باشد. به هر حال، موردهاي يادشده پذيرش همگاني يافته‌اند و در اعتبار آن‌ها چون و چرايي نيست.

پرسش اين است:  فدراسيون كوه‌نوردي ايران، با پناهگاه‌سازي كدام هدف فني را دنبال مي كند؟ اين فدراسيون كه مطابق تعريف، نهاد مديريت «ورزش»كوه‌نوردي است و مسئوليت ترويج معيارهاي ورزشي و اصولي اين  رشته را دارد، با بنا كردن استحكامات در كوهستان، در جهت كدام يك از معيارهاي يادشده در بالا گام برمي‌دارد؟ گذشته از آن‌كه ممكن است ما با اقدام‌هاي مشابهي كه توسط سازمان هايي مانند فدراسيون اسكي يا وزارت گردش‌گري انجام مي‌شود هم مخالف باشيم، هم‌چنين ما در اين مورد با فدراسيون كوه‌نوردي مشكل«اصولي» داريم.چرا كه در كوه‌نوردي، معيارها اساساً مي‌گويند، هر چه منطقه وحشی‌تر و راه ها دست‌نيافتنی‌تر،كار با ارزش‌تر.

شايد بگويندكه فدراسيون كوه‌نوردي ، با اين كار به دنبال جلب همگان به ورزش است، كه در اين‌صورت مي‌توان گفت فدراسيون از ابتدا راه كوه‌نوردي را غلط به همگان نشان مي‌دهد و آن‌چه مي‌كند، تورگرداني است نه كار فني. به‌علاوه ، فدراسيون ما كه هميشه از كمبود بودجه مي‌نالد، با چگونه تشخيصي حجم قابل توجهي از درآمد خود را صرف پناهگاه‌سازي و كارهاي همگاني ( به‌جاي بستر سازي براي كارهاي فني) مي‌كند؟

شايد در اين‌جا هم تأثير«فرهنگ»بساز و بفروشي حاكم بر جامعه‌ي ما نمودار باشد. در ايران، خراب كردن و دوباره ساختن ،«آباد كردن» فرض مي‌شود و در دهه‌هاي اخير، تملك زمين و ساختمان سازي، عامل پيشرفت مادي و معيار موفقيت و ابزار نهادهايي به شمار مي‌رود كه بايد آماري همه‌پسند ارايه دهند تا بودجه بگيرند.

*  *  *

در مورد گزارش زير، توضيح چند نكته‌ي اصلاحي لازم است: ما نگفته‌ايم كه فدراسيون در منطقه‌ي علم‌كوه جاده ساخته است، بلكه اشاره كرده‌ايم كه با ساخت قرارگاه بزرگ ونداربن، استفاده از جاده در كوه‌نوردي تثبيت و ترويج مي‌شود. در مورد برق هم نگفته‌ايم كه فدراسيون سبب‌ساز رسيدن برق شبكه‌ي سراسري ( و در نتيجه، تشديد ساخت و سازها) شده، بلكه پيشنهاد داده‌ايم كه فدراسيون ، هم‌گام با اداره‌ي محيط‌زيست چالوس و نوشهر، در جهت نرسيدن برق شبكه به ونداربن تلاش كند و براي تأمين برق ، به فكر باتري‌هاي خورشيدي و استفاده از نيروي باد باشد (ژنراتورهاي گازوئيلي، بلاي مضاعف خواهد بود).

 

گروه ديده‌بان كوهستان: فدراسيون كوه‌نوردي فقط كارهاي فني را دنبال كند                      

                                   

                           نمونه ای از جاده‌های کوه در دماوند

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گردشگري ورزشي ـ  حسين سلطان‌زاده 

 گروه ديده‌بان كوهستان انجمن كوهنوردان ايران در پاسخ به گفته‌هاي آقاجاني، رئيس فدراسيون كوهنوردي مبني بر ساخت پناهگاه در علم‌كوه و دماوند گفت:«فدراسيون كوهنوردي تابه‌حال مسائل حفاظت كوهستان را پيگري نكرده است.»

 بعد از سخنراني عظيمي، رئيس كميته پيشكسوتان فدراسيون كوهنوردي، كه در گردهمايي پيشكسوتان عنوان كرد محيط كوهستان در حال خطر است، رئيس فدراسيون از طرح‌هاي بزرگ خود براي ساخت قرارگاه و پناهگاه در دماوند و علم‌كوه سخن گفت.

 گروه ديده‌بان كوهستان انجمن كوهنوردان ايران نسبت به اين سخنان آقاجاني عكس‌العمل نشان داد. در بيانيه اين گروه كه نسخه‌اي از آن در اختيار خبرگزاري ميراث فرهنگي قرار گرفته، آمده است: «فدراسيون عنوان مي‌كند پناهگاه‌هايي كه ساخته مي‌شوند براي رونق كوهنوردي و در راستاي توسعه اين ورزش است. اينكه هر كسي عنوان مي‌كند فعاليت‌هاي من محيط ‌زيست را تخريب نمي‌كند، بلكه ديگر ان مقصر هستند، درست نيست. هر شخصيتي بايد مساله حفاظت از محيط كوهستان را در زندگي و كار خود دنبال كند.»

 در اين بيانيه تاكيد شده است: «فدراسيون هنگامي كه براي ساخت قرارگاه «ونداربن» يا «قرارگاه سوم» جاده‌ها را گسترش مي‌دهد، زمينه تخريب محيط‌زيست را فراهم مي‌كند. به دنبال اين راه‌ها و ساخت‌ها، ساخت‌و‌سازهاي ديگري نيز رواج خواهند يافت، آيا فدراسيون اين مسائل را پيگيري مي‌كند؟ پس بايد قبول كرد اين مساله و حتي مسائلي كوچك‌تر از اين، بر محيط كوهستان تاثيرگذار است.»

ساختماني كه در كوهستان ساخته مي‌شود بايد با شرايط منطقه تناسب داشته باشد، درحالي كه ساخت قرارگاه "ونداربن" و بارگاه سوم با محيط منطقه بيگانه هستند.

 اين كار با چه هدفي دنبال مي‌شود؟ آيا كساني كه به كوهنوردي مي‌روند براي استفاده از سوئيت يا حمام آب گرم به كوهستان مي‌روند يا براي استفاده از فضاي طبيعي. در حقيقت ساخت اين پناهگاه‌ها توقع كوهنوردان را بالا مي‌برد.

نبايد فراموش كرد مردم ما وقتي كه به ساختماني كه پاي آن پول داده‌اند مي‌روند سعي مي‌كنند تا حد نهايت از امكانات آن استفاده كنند.

 بايد تاكيد كه فدراسيون كوهنوردي مسير كوهنوردي فني را دنبال نمي‌كند که چرا که قرار نيست با استفاده از جاده‌ها و امکانات شهري کار کوهنوردي را ساده کرد، بلكه بيشتر به دنبال همگاني كردن يا به عبارتي «دار و دسته‌اي » كردن اين ورزش است، درحالي كه فدارسيون بايد به تقويت باشگاه‌ها بپردازد نه گسترش ابتدايي كوهنوردي.

 هنگامي كه هتلي در دماوند ساخته مي‌شود يا قرارگاهي در ونداربن، تخريب زيادي نصيب محيط‌زيست بي‌زبان مي‌كند و اين به معناي توليد و ريخت و پاش پسماند و پساب بيشتر است که در نهايت به محيط زيست حساس منطقه وارد مي‌شود، درحالي كه اكنون ساخت و ساز به يكي از ملاك‌هاي موفقيت مديران تبديل شده است.

 رئيس فدراسيون حتي حاضر نيست براي اين اقدامات خود جواب دهد و تنها كار خودش را مي‌كند و اين تنها شكل غير منطقي يك رابطه است:«رابطه يك طرفه»

 دماوند نماد طبيعي ايران است و علم‌كوه نماد كوهنوردي فني ايران. اما مسير جاده‌ها كوه دماوند را شكافته است. در علم‌كوه نيز وضعيت به همين شكل است. هرچند عامل ساخت اين جاده‌ها در علم‌كوه فدراسيون نيست ولي فدراسيون براي ساخت پناهگاه گسترش دهنده آن است.

  در سال‌هاي پيش از انقلاب "مرکز پرورش آزاد ماهيان" در نقطه‌اي از مسير رودخانه «سردابرود» منطقه علم‌كوه ساخته شد که بالاتر از آن هيچ اقامتگاه انساني وجود نداشت، متاسفانه در طي اين سال‌ها مرتبا ساخت و ساز در بالا دست اين مرکز انجام شده و اين کار، موقعيت ممتاز اين مرکز و پاکيزگي سردابرود را به مخاطره انداخته است.

  اداره محيط ‌زيست چالوس و نوشهر از برق منطقه‌اي غرب مازندران درخواست كرده‌اند برق به منطقه علم كوه كشيده نشود تا ساخت‌وسازي نشود، اما فدراسيون با رابطه خود توانسته اين شرايط را فراهم آورد و اكنون بايد منتظر عواقب آن كه همانا توسعه شهرسازي در طول مسير و فراموشي كار كشاورزي است ماند. اين موضوع حتي باعث علاقه مردم محلي به ساخت‌وساز در منطقه شده است. بهتر است فدراسيون هم از خواسته سازمان محيط زيست حمايت كند تا منطقه علم‌كوه در امان بماند.

 گروه ديده‌بان كوهستان انجمن كوهنوردان ايران در بيانيه خود تاكيد كرده است: «نبايد فراموش كرد فدراسيون در اين همه سال هيچ‌وقت كميته‌اي براي حفاظت از محيط كوهستان تشكيل نداده، اما با تشكيل اين كميته گروه‌هاي غير دولتي از آن حمايت خواهند كرد.»