هجوم زمين خواران به طالقان
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

روزنامه‌ی اعتماد ملی-چهارشنبه هجدهم مردادماه ۸۵

نويسنده: عباس محمدي 

طالقان منطقه اي است كوهستاني به مساحت تقريبي 1300 كيلومتر مربع كه مركز آن «شهرك» از طريق جاده كنوني حدود 150 كيلومتر از تهران فاصله دارد اما با تكميل شدن جاده اي كه از هشتگرد در حال ساخت است، اين فاصله كاهش بسيار خواهد يافت. كوهستاني بودن و نزديكي به تهران تاكنون مسائل زيادي را براي اين منطقه به وجود آورده از جمله اينكه:

    1-زيست بوم هاي كوهستاني، به دلايل گوناگون از جمله، كوتاه بودن فصل رويش، پايين بودن ميانگين دماي سالانه و در كنار آن اختلاف دماهاي شديد، استعداد زمين هاي پرشيب براي فرسايش و زمين لغزه و محدود بودن زمين براي طرح هاي توسعه اقتصادي، بسيار آسيب پذير هستند. اما در طالقان - مانند هر نقطه ی كوهستاني ديگر كشور - كه ساخت و ساز و «عمران» در دستور كار قرار گرفته است، به ويژگي هاي محيط كوهستان توجهي نشده است. در سال هاي اخير، در هر باغ و كشتزار، روي بسياري از تپه ها و در حريم رودخانه ها خانه سازي شده و اين امر، خدمات رساني شهري را از هر حيث (آب ، فاضلاب، جمع آوري زباله ...) دشوار كرده و حتي تصور اين كه در سال هاي آينده هم بتوان مثلا براي هدايت پساب ها كاري كرد، سخت است. با توجه به اين كه زهكش طبيعي كل منطقه، رودخانه ی شاهرود است، نفوذ پساب ها تهديدي جدي براي آب سد تازه ساز طالقان است.

    2-شهر تهران، اثر تورمي خود را بر نرخ زمين تا بيش از صد كيلومتر در پيرامون خود نشان مي دهد. كمبود زمينه هاي توليدي و بازرگاني سالم، ضعيف بودن بورس سهام ، بي ثباتي اجتماعي، هر روز بيش از پيش سرمايه ها را به سوي زمين بازي مي راند و به دليل كمبود اين «كالا» و افزايش غير طبيعي جمعيت تهران، فشار بر منطقه هاي پيراموني بيشتر و بيشتر مي شود. در اين ميان، راه هاي دسترسي به كوهپايه ها و مناطق كشاورزي، با ساخت جاده ها و شاهراه هاي عريض كه توجيه اقتصادي و زيست محيطي ندارند، اينگونه مناطق را مستعد بدل شدن به حومه هاي شهر و بيرون رفتن از چرخه ی توليد كشاورزي و دام پروري مي سازد.

    در طالقان، فقط ظرف ده سال اخير، قيمت زمين ده ها برابر شده است كه اين امر، زمينه را براي تبديل باغ ها و كشتزارها به قطعه هاي كوچك و فروش جهت خانه سازي آماده ساخته است. اين سودآوري چشمگير و بادآورده، همچنين زمينه ساز و محرك تجاوز به عرصه هاي منابع طبيعي جهت استفاده شخصي بوده است؛ پس از سرعت گرفتن عمليات ساخت سد طالقان، با ورود پيمانكاران چيني، روند خريد زمين هاي منابع طبيعي كه به درياچه مشرف مي شد، شدت يافت. اكنون كه چندماهي از آب گيري سد مي گذرد، در حالي كه باغ و روستاهايي به زير آب رفته و مي روند، مي توان اسكلت ساختمان هايي را ديد كه در فاصله بسيار نزديكي به درياچه در حال سر برافراشتن هستند. در حريم سد كرج، سال ها است كه مي خواهند ساختمان ها را براي جلوگيري از آلوده تر شدن آب، تملك و تخريب كنند- اما در حريم سد طالقان، عرصه هاي طبيعي در برابر ديدگان مسوولان (و حتما با مجوزهاي لازم)به ساختمان بدل مي شوند!

    3-طالقان منطقه اي است با پيشينه ی تاريخي غني، و در هر گوشه و كنار آن، آثار و محوطه هاي باستاني وجود دارد، فقط حدود سي اثر در اين منطقه، جزو آثار ملي به ثبت رسيده است. متاسفانه هيچ حفاظتي از اين آثار صورت نمي گيرد، و كند وكاوهاي غير مجاز به شكلي چشمگير و گسترده در همه جا ديده مي شود. پيش از آب گيري سد طالقان هم، برنامه اي براي شناسايي و نجات بخشي احتمالي آثار تاريخي در امتداد 12 كيلومتري كه به زير آب مي رود، اعلام و اجرا نشد. در برنامه هاي تسطيح زمين براي ساختمان سازي، از همه بدتر در برنامه هاي ساخت بزرگ راه هشتگرد - طالقان ، هيچ ملاحظه ی باستانشناسي صورت نگرفته است. شايعه ها حاكي از آن است كه در چند نقطه ، تيغه هاي بولدوزر (يكي از ابزارهاي باستانشناسي در ايران! ) به مجسمه ها و سفال هاي قديمي برخورد كرده است. 

       
    4-راه سازي ، به منظور نزديك كردن طالقاني به تهران ، بي آن كه ضرورت اين كار ثابت و ظرفيت منطقه در نظر گرفته شده باشد، آسيب ها ی سترگ به محيط طبيعي (و قطعا محوطه هاي باستاني ) وارد ساخته است. در امتداد اين راه در دست ساخت و در كارگاه هاي آن، همه جا رفتار غير فني و غير مسوولانه با كوهستان آشكارا ديده مي شود. رانش هاي بي شمار و چندين مورد زمين لغزه، نابود سازي پوشش گياهي در پاركينگ ماشين هاي راه سازي، ريخت و پاش گازوئيل و روغن موتور و تجاوز به حريم رودهاو مسيل ها، چشم انداز عادي در امتداد اين راه است. يكي از رانش هاي عظيم، درست در ميانه ی«شهرك»( مركز طالقان) و بالاي پمپ بنزين روي داده است. اثر ويرانگر اين رانش ها در نابودي خاك، افزايش خطر سيل، تهديد بستر طبيعي رودخانه شاهرود و پرشدن سد، چيزي نيست كه درك آن براي ساده تر ين اشخاص هم دشوار باشد، چه رسد به مسوولان امر ...