ارزش پناهگاه در كوه‌نوردي؛
ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                       علم‌چال، يك مورد براي مطالعه

داستان ساخته‌شدن و نابود شدن پناهگاه علم‌چال،داستان بي‌فايده بودن پناهگاه‌هاي كوه‌نوردي و بي‌تأثير بودن آن‌ها در سير كوه‌نوردي است. اين پناهگاه در سال 1365 در ارتفاع تقريبي 4200متر، به‌دست فدراسيون كوه‌نوردي ساخته شد. يكي ‌دو سال پس از ساخت، به علت اشكالات فني، شكاف‌هايي در سكّوي پناهگاه پديدآمد و اين سكّو به طرف خارج شيب پيدا كرد. در سال 1368، سكّوي پناهگاه به كلي از  ديواره‌ي پناهگاه جدا شد و شيب آن چنان زياد شد كه در عمل، غيرقابل استفاده شد. در همين سال، ديوار‌هاي پناهگاه نيز ترك‌هاي عمودي برداشتند، به‌گونه‌اي كه براي جلوگيري از نفوذ باد و برف، در اين شكاف‌ها اسفنج قرار داده شد.

روند رو به خرابي پناهگاه علم‌چال به سرعت پيش رفت و گويي يك نيروي عظيم، از زير به وسط پناهگاه فشار آورد و آن را دو شقّه كرد. در تابستان 1374 فدراسيون براي جلوگيري از بروز حادثه، سقف پناهگاه را برداشت تا كسي از آن استفاده نكند. از آن سال تاكنون، علم‌چال پناهگاه ندارد، اما نگاهي به برنامه‌هاي كوه‌نوردي اجرا شده در منطقه، حاكي از آن است كه پناهگاه علم‌چال نقشي در كم ‌يا زياد كردن تعداد كوه نورداني كه به منطقه مي‌آيند، و نيز در كيفيت برنامه‌ها نداشته است. در مورد تعداد كوه‌نوردان ، به طور قطع مي‌توان گفت كه در چند سال اخير شمار كساني كه علم‌چال مي‌روند، در مقايسه با چند سالي كه اين منطقه پناهگاه داشت ، بيشتر شده است؛آماري در دسترس نداريم، اما تا آن جا كه حافظه‌ياري مي كند و مي توان به شكل تقريبي برآورد كرد، در طول ماه‌هاي تير ومرداد منطقه بسيار شلوغ‌تر از پيش شده است كه اين به علت افزايش جمعيت و همگاني شدن كوه نوردي است. (مي‌توان با مراجعه به دفتر يادبود قرارگاه رودبارك، برآورد دقيق‌تري كرد.) حتي در زمستان هم تعداد مراجعه كنندگان به علم‌چال بيشتر شده‌است، و براي مثال مي‌توان به برنامه‌ي «صعود سراسري» فدراسيون در بهمن ماه 1380 اشاره كرد كه در آن حدود 130 نفر به علم‌چال رفتند. اين تعداد كه شايد بيش از مجموع كساني باشد كه پيش از آن در زمستان به منطقه رفته ‌بودند، در چادر و غار برفي روزهاي بسياري را گذراندند و هيچ مشكلي هم پيش نيامد. به همين ترتيب ، در اين سال‌ها در هر تابستان انبوهي از كوه‌نوردان و ديواره‌نوردان در علم‌چال چادر مي‌زنند (گاه در يك روز مي‌توان بيش از 50 چادر را شمرد) و احساس كمبودي هم نمي‌كنند.

حتي در آن سال‌ها كه علم‌چال پناهگاه داشت، فقط بخش كوچكي از كساني كه به اين نقطه مي‌رسيدند، مي‌توانستند از فضاي داخل‌ آن استفاده كنند، و بيشتر كوه‌نوردان (در فصل پرصعود) مجبور بودند در بيرون چادر بزنند. به عبارت ديگر، پناهگاه علم‌چال نه نياز همه و نه حتي نياز اكثريت كوه‌نورداني كه به آن‌جا مي‌رفتند، را برآورده مي‌كرد.

از نظر كيفيت برنامه‌هاي اجرا شده در علم‌چال و بالاتر نيز نمي‌توان هيچ رابطه‌ي معناداري ميان وجود پناهگاه و كيفيت برتر پيداكرد(بگذريم كه صِرفِ وجود پناهگاه_ به‌عنوان تجهيزات از پيش گذاشته شده_ كيفيت كار را پايين مي‌آورد). شاهد اين ادعا آن‌كه در سال‌هاي پيش از ساخته شدن پناهگاه‌ها ، مسيرهاي معروف هاري‌رست، فرانسوي‌ها، لهستاني‌ها، آرش،و... بازشده بود؛ نخستين صعودهاي زمستاني قله از مسير سياه‌سنگ(1364) و نخستين صعودهاي زمستاني گُروه توسط ايراني‌ها(1363) و نخستين تلاش‌ها براي صعود زمستاني ديواره(1355و1362و1364) انجام شده بود. در سال‌هاي پس از خراب شدن پناهگاه نيز كارهاي با ارزشي در منطقه انجام شد:نخستين صعود زمستاني ستيغ پسندكوه_سياه‌كمان_چالون(1374)، نخستين صعود زمستاني ستيغ پسندكوه_مارشنو_نفت‌چال_چالون(1375)، نخستين گشايش مسير روي ديواره‌ در زمستان(1379)، نخستين صعود مسير لهستاني‌ها در زمستان(1380) و...گشايش مسيرهايي ديگر روي ديواره‌هاي شمالي و ديواره نگين. حتي در سال‌هايي كه پناهگاه علم‌چال سرپا بود،تا جايي‌كه نگارنده به‌ياد مي‌آورد، كوه‌نوردان فني‌كار كه صعودهاي سريع روي ديواره‌ي شمالي را باب كردند يا مسيرهايي روي ديواره گشودند(در فاصله‌ي 1365تا1370) بيشتر در چادر به‌سر مي‌بردند تا در پناهگاه كه هميشه در فصل شلوغي، پرازدحام و پرسر و صدا بود.

جان‌پناه‌هاي سياه‌سنگ و خرسان هم در منطقه‌ي علم‌كوه مشمول همين وضع هستند. چه آن زمان كه كاملاً سرپا و سالم بودند، و چه اكنون كه شيشه‌هاي پنجره‌شان شكسته و درِ  آن‌ها خراب است، و در زمستان غيرقابل استفاده و در تابستان زباله‌داني هستند، نقشي در بيشتر كردن تعداد، يا بالا بردن كيفيت برنامه‌هاي كوه‌نوردي نداشته‌اند.

پناهگاه‌ها، فقط عاملي براي مصنوعي‌كردن مسيرهاي كوه‌نوردي، و پاتوقي براي كوه‌گَردانِ غالباً كم‌تجربه و بي‌تجهيزات يا شكارچيان و «گنج‌ياب»ها هستند. در ايران، پناهگاه حتي نمي‌تواند درآمدزايي داشته باشد و هزينه كردن براي آن هيچ توجيه اقتصادي ندارد.

مي‌توان پرسيد،«ايجاد زير ساخت» براي توسعه‌ي ورزش كوه‌نوردي كه به گفته‌ي رييس فدراسيون (مصاحبه با ميراث خبر17/5/85) با پناهگاه‌سازي حاصل مي‌شود، در كجاي اين معادله قرار دارد؟