سازمان‌هاي مردم‌نهاد از حريم كوه‌هاي تهران حفاظت مي‌كنند
ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز ٢٦ امرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

 

كوه‌هاي شمال تهران، تنها محيطي است كه در شعاع تقريبي 60 كيلومتر از مركز شهر به صورت طبيعي باقيمانده است و به اين دليل حفظ آن، يك ارزش زيست محيطي منحصر‌به‌فرد به لحاظ ابقاي حيات گياهي و جانوري منطقه دارد.

  خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردش‌گري ورزشي ـ عباس محمدي 

 دامنه‌هاي رشته كوه توچال در شمال تهران در طرح جامع تهران تصويب شده به سال 1349، از تراز 1800 متر به بالا جزو حريم شهر به حساب آمده و هرگونه ساخت‌وساز در آن ممنوع اعلام شده است. اين خط فرضي، در منطقه دربند تقريبا از ميدان سربند مي‌گذرد و در شمال‌شرق تهران از دارآباد و دامنه‌هاي سوهانك در سعادت‌آباد از پايين كوي فراز و در شمال‌غرب از حدود چهارصد متر پايين‌تر از ساختمان‌هاي دانشگاه آزاد مي‌گذرد. با وجود آن مصوبه طرح جامع لغو نشده، اما با كمال تعجب (كه البته با وجود بي‌قانوني‌هايي كه ما ديده‌ايم، چندان هم تعجب ندارد!) در تمام نقاط ياد شده، در بالا خط 1800 متر ساخت‌وسازهاي گسترده انجام شده است.

دلايل انتخاب حريم ارتفاعي براي شهر، متعدد است:

نخست اين كه در هر صورت بايد مرزي براي شهر وجود داشته باشد تا مديران شهر بدانند كه تا كجا و در چه محدوده‌اي بايد خدمات بدهند و اين مرز بايد يك حريم يا خط حائل هم داشته باشد تا شهر به مناطق ديگر متصل نشود و جاي نفس كشيدن داشته باشد.

دوم، همين موضوع «نفس كشيدن» است؛ رشته كوه توچال به خاطر اختلاف ارتفاع با دشت تهران، گردش هوايي را سبب مي‌شود كه موجب تهويه شهر ‌شود. اين همان پديده‌اي است كه از قديم در تهران به «باد شميران» معروف بوده و در ناحيه نه چندان بزرگ تهران و شميران، يك وضعيت قشلاقي و ييلاقي را شكل داده است كه در جاي خود ارزش قابل‌توجه و كاركرد گردش‌گري كم‌نظير دارد.

دليل سوم اين كه رشته كوه توچال، تامين‌كننده بخش قابل توجهي از آب شهر تهران است؛ چه از جبهه شمالي آب‌پخشان آن كه سرچشمه بخش مهمي از آب رودخانه كرج است و چه با جذب آب حاصل از بارش برف و باران بر جبهه جنوبي كه موجب جاري شدن چند رود كوچك و نيز تامين آب زيرزميني قنات‌ها و چاه‌هاي ديگر مي‌شود.

دليل چهارم اين كه يك گسل شناخته شده و طولاني كه بسيار خطرناك است و در صورت رخ دادن زمين‌لرزه مي‌تواند به بروز خسارت‌هاي مالي و جاني هنگفت منجر شود از حول‌وحوش ارتفاع هزار و 800 متر شمال تهران مي‌گذرد.

دلايل بالا، آن قدر روشن و قوي هستند كه به نظر نمي‌رسد هيچ عقل معمولي و وجدان انساني در درستي آنها و در نتيجه، در ضرورت جلوگيري از ساخت‌وساز در ارتفاع بالاتر از هزار و 800 متر متر شك كند. در واقع، رعايت اين حريم يك ايجاب اقليمي است. با اين حال مي‌توان دليل‌هاي ديگري هم اضافه‌كرد:

كوه‌هاي شمال تهران، تنها محيطي است كه در شعاع تقريبي 60 كيلومتر از مركز شهر به صورت طبيعي باقي مانده است و به اين دليل حفظ آن، يك ارزش زيست محيطي منحصر‌به‌فرد به لحاظ ابقاي حيات گياهي و جاوري منطقه دارد. همچنين، اين محيط كوهستاني براي ميليون‌ها نفر كه مجبور به زندگي در خانه‌ها و خيابان‌هاي تنگ و بي‌چشم‌انداز هستند، فضايي براي پياده‌روي و برخورداري از منظرهاي باز فراهم كرده است كه با هيچ سرمايه‌گذاري عظيمي نمي‌توان جايگزين يا مشابهي براي‌ آن يافت. در واقع، نماد طبيعي شهر تهران و «المان» ــ عنصر ــ بصري بي‌نظير آن كه از بسياري جهات، قابل مقايسه با مثلا برج آزادي يا برج ميلاد نيست، قله توچال است كه چون هما، بال‌هاي پرسعادت خود را بر فراز شهر گشوده است. در روزهايي كه ترافيك ضدانساني تهران فروكش مي‌كند (مانند روزهاي عيد نوروز) و فضاي شهر شفاف مي‌شود، گذر از خيابان‌هايي مانند ولي عصر، چمران، صدر و ... ديدن ستيغ و دامنه‌هاي برف‌پوش توچال از ميان رديف‌ درختان خيابان، به فرد ساكن اين شهر احساس غرور و رضايتي القا مي‌كند كه جبران‌كننده احساس عصبيت و خفت معمول است. 

 قاليباف، شهردار تهران، يك علاقه زيست‌محيطي آشكار دارد، او از معدود نامزدان انتخاب رياست جمهوري بود كه در برنامه‌اش، اشاره به مسايل محيط زيستي داشت. در دوره تبليغات انتخاباتي دوره نهم رياست جمهوري، او را در نمايشگاه محيط زيست تهران ديديم، و در اوايل دوره‌اي كه به مقام شهرداري تهران رسيد، نشستي را با سازمان‌هاي مردم نهاد (NGO) برگزار كرد (6/11/84) و در آن نشست، در چند مورد با همان گشاده‌رويي معمول خود از محيط زيست سخن گفت.

 از جمله در پاسخ به ما كه دل‌نگران ساخت‌وساز در ارتفاعات تهران توسط نهادهاي گوناگون هستيم، گفت: «دامنه كوه‌هاي البرز از هر گونه ساخت‌وساز مصون خواهد ماند و... با ساخت‌وسازهاي غيرمجاز در اين محدوده به شدت برخورد مي‌شود و شهرداري نسبت به تخريب ساخت‌وسازهاي غيرمجاز اقدام خواهد كرد.» (همشهري 8/11/84).

اما، نظام تصميم‌گيري‌ها در ايران پيچيده و از بسياري جهات در جهان بي‌مانند است؛ براي مثال در همين زمينه كه مورد بحث ما است، قانون وجود دارد، عالي‌ترين مقام شهري و نيز شوراي شهر (كه بسيار هماهنگ با حكومت است) هم بر اجراي آن قانون مصر است و حتي در مظاهر هيچ كس كمترين مخالفتي با حفظ حريم شهر ندارد.... با اين حال، ساختمان‌ها و جاده‌ها با تجاوز به اين حريم ساخته مي‌شوند و آن هم نه يكي دو تا و شبانه، بلكه به شكل شهرك و بزرگراه و با كمال اقتدار!

علت در ساختار عجيبي است كه وظيفه‌اي را بر عهده مقامي مي‌گذارد، اما اختيار كافي را براي ايفاي آن وظيفه به او نمي‌دهد و ديگران را هم مجاز به دخالت در حيطه وظايف او يا دور زدن قانون‌ها و مصوبه‌ها مي‌كند. به عبارت ديگر حريم اختيار وظيفه هر مقام، به جاي آن كه مانند موزاييك‌هاي در كنار يكديگر تعريف شده باشد، همچون سفال‌هاي بام بر روي يكديگر قرار گرفته‌اند و حتي بدتر از اين مانند كلافي در هم تنيده است.

شهرداري موظف است به جلوگيري از «ايجاد و تاسيس كليدي اماكني كه به نحوي از اين موجب بروز مزاحمت براي ساكنين يا مخالف اصول بهداشت در شهرها است...» (بند 20 ماده 55 قانون شهرداري) و نيز طبق روح كلي قانون شهرداري، مكلف به حفظ و تامين محيط زيست سالم شهري و به تبع آن، حفظ حريم شهر است. همچنين شوراي اسلامي شهر، موظف به «بررسي و شناخت كمبودها، نيازها و نارسايي‌هاي اجتماعي، فرهنگي، آموزشي، بهداشتي .... حوزه انتخابيه، است. (بند 2 ماده 71 قانون شوراها) و مي‌تواند شهرداري را كه خلاف اين وظيفه عمل كند، عزل كند. با اين حال، نه تنها اختيار حفظ محدوده‌هاي حريمي شهر به شهرداري سپرده نشده، بلكه نهادهايي هم كه حريم شهر را مورد تجاوز قرار داده‌اند و با گرفتن زمين از اداره‌هاي منابع طبيعي و... دست به ساخت‌وساز انبوه زده‌اند، از شهرداري مطالبه خدماتي مانند خيابان‌كشي و جمع‌آوري زباله مي‌كنند.

به‌تازگي در تهران يكي از شركت‌هاي تعاوني يا نهادها (كه به علت سانسور يا خودسانسوري مطبوعات، نمي‌دانيم كيست!) و با شهرداري در يك دعواي ساخت‌وساز طرف بوده است، از ديوان عدالت اداري حكمي گرفته است مبني بر مكلف بودن شهرداري به دادن پروانه ساخت در محدوده زميني كه بالاي هزار و 800 متر قرار دارد (همشهري 24/3/85). شوراي شهر و شهرداري، مخالفت شديد خود را با اين امر اعلام كرده‌اند، اما ساختمان‌سازي در اين حريم توسط نهادهاي گوناگون ادامه دارد؛ با آن كه مهندس چمران، رئيس شوراي اسلامي شهر «جلوگيري از ساخت و ساز در ارتفاعات بالاي هزار و 800 متر را تصميم كل نظام» دانسته (همشهري 12/4/85) اما در روز روشن و در برابر چشمان شگفت‌زده ما، اين بساز و بفروشي‌هاي كلان ادامه دارد. قطعا پس از آن كه حجم قابل‌توجهي از ساخت‌وساز در يك قطعه زمين انجام شده، دست اندركاران، با شعارهايي شبيه اين كه «اموال عمومي را نمي‌توانيم از بين ببريم» و «عده‌اي محروم و بي‌خانه، منتظر صاحبخانه شدن هستند.»... دست مردم دوستانه خواهند گرفت و مطالبه امكانات شهري خواهند كرد و اين پيش‌روي مخرب، به سوي آخرين تنفس‌گاه‌هاي شهر ادامه خواهد يافت.

طرفداران محيط زيست، در جريان قطع درختان پارك جنگلي لويزان با شهرداري تهران رو در رو شدند؛ اما بايد ياد بگيريم كه اشخاص را «يك جا» به و به تمامي محكوم يا تاييد نكنيم، بلكه وجوه گوناگون عملكرد آنان را ارزيابي كنيم و براي هر مورد مشخص، به صورتي مشخص داوري كنيم. در مورد مقابله با بساز و بفروشان دولتي يا حكومتي يا هر شخص ديگري كه قصد تجاوز به حريم شهر تهران را دارد، نهادهاي مدني بايد از موضع كنوني قاليباف و شوراي شهر حمايت كنند. در روز 1/5/85 تعدادي از فعالان سازمان‌هاي مردم نهاد زيست محيطي در دانشكده محيط زيست گرد هم آمدند و پايه اوليه ستادي را براي مقابله با ساخت و ساز در ارتفاعات تهران گذاشتند. جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست، كانون مهندسان معمار دانشگاه تهران، انجمن شهرسازان ايران، گروه وكلاي سبز، موسسه طبيعت و گروه‌ ديده‌بانكوهستانِ انجمن كوه‌نوردان ايران از جمله اين سازمان‌ها بودند.