جاده ها، تا بالاترین درخت دره!
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی - سبزپرس؛ چه کسی، چه نهادی، چه نیرویی ، مسوول حفاظت دره ها، این بستر «رگ های زندگانی بخش» زمین –رودها- است؟ آیا تمامیت دره ای فرعی در بالادست یک روستا، متعلق به اهالی آن روستا است؟ دست کاری در وضع ژئومورفولوژیک دره ای که شاخه ای از آبخیز یک رودخانه ی بزرگ است، در صلاحیت بهره برداران بالادست هست ؟
   در اقتصاد «بساز و بفروشی» ایران، یعنی اقتصادی که کالا را فقط برای «رد کردن» (فروش غیر مسوولانه و کوته بینانه) عرضه می کند و در آن، رانت زمین به شکلی سرطانی فراوان و فزاینده است، تصرف عرصه های طبیعی برای تملک شخصی و فروش آن در بازار اشباع از پول هایی که راه به تولید ندارند، فراگیر است. در این میان، اگر زمین در نقطه ای خوش آب و هوا یا نزدیک به یک شهر بزرگ باشد، بیشتر در خطر تصرف است.



ساختار  سازمان های نظارتی مسوول حفظ طبیعت و منابع طبیعی ما هم به گونه ای است که برخلاف پاره ای عرصه های اجتماعی دیگر، در این مورد غالبا مدارا  و آسان گیری بسیار به چشم می خورد؛ چنان که در برابرِِِِِِِِ های و هویِ معدودی فرصت طلب، به سادگی کوتاه می آیند.
   مثال ها برای اثبات ادعای بالا فراوان اند، اما در این یادداشت سرِ پرداختن به آن را نداریم. در اینجا، اشاره ای داریم به یک مورد که چون در آغاز شکل گیری است، می توان جلوی آن را گرفت:
   به تازگی در روستای سنگان، در منطقه ی کن و سولقان (شمال غرب تهران) عده ای در حال احداث جاده ای هستند که هم اینک تا بالای امام زاده قاسم رفته و مطابق شنیده ها قرار است تا آبشار سنگان در مسیر قله ی پهنه سار برود.
   توجیه علنی دست اندر کاران این جاده سازی، تسهیل دسترسی به باغ های بالادست و حمل محصولات است؛ اما نیت اصلی آنان که در گفت وگوهای غیر علنی مشهود است، همانا زمینه سازی برای قطعه بندی باغچه ها و دامنه های کوهستانی و کناره های جویبار  و عرضه  آنها به بازار بساز و بفروشی است. به بیان دیگر، قرار است ریشه های سرطانی رشد ناموزون تهران، در رگ و پی دره ای دیگر دوانده شود.
    در این مورد چند نکته را یادآور می شوم :
1-    باغ های بالادست سنگان در قطعه های بسیار کوچک هستند و بازدهی  اقتصادی ندارند.
2-    هزینه ی ساخت و نگهداری جاده (حتی بدون در نظر گرفتن هزینه های ناشی از تخریب محیط زیست و آبخیزها و مراتع) قابل قیاس با اندک درآمد حاصل از فروش چند تن گیلاس و دیگر میوه های این باغ ها نیست.
3-    باغ های قدیمی تر در پایین دست روستای سنگان و نیز تمامی باغ ها و تاسیسات دیگر در امتداد رودخانه ی کن، به شدت دچار کمبود آب هستند و هرگونه افزایش سطح باغ ها و افزایش مصرف آب با خانه سازی، موجب تشدید مشکل بخش های پایینی می شود. لازم به یادآوری است که رودخانه ی کن نه تنها سال ها است که در تابستان و اوایل پاییز به دشت های پایین دست جاده ی کرج نمی رسد، بلکه در همان محدوده ی  کن هم در بسیاری سال ها خشک می شود. برای مثال، در تابستان گذشته این رود در سنگان هم خشک شد و در این روستای کوهستانی،  برای به دست آوردن آب، چاه حفر شد!
4-    تجربه نشان داده است که جاده کشی در دره های اطراف تهران، به معنای کشیده شدن دامنه ی ساخت و ساز و آلودگی به ارتفاعات و تحمیل هزینه های سنگین خدمات رسانی، بر دوش مجموعه  شهروندان است.
5-    برای احداث جاده  یاد شده، هیچ گونه مطالعه  تکتونیکی، مکانیک خاک و ارزیابی زیست محیطی انجام نشده و جاده، در امتداد راه مال روی قدیمی و با «همت اهالی» (!) در دست اجرا است. با توجه به لرزه خیزی و سیل خیزی منطقه، بقای این جاده و ساختمان هایی که بنا خواهند شد، به شدت ناپایدار خواهد بود و در همان مقوله  «بساز و بفروشی» غیر مسوولانه می گنجد.
6-    ساخت و ساز در ارتفاع بالا و رانش دامنه ها و فرسایش خاک که در پی آن می آید، آسیب جدی به حوزه ی آبخیز شهر تهران وارد می سازد.

   با توجه به نکته های بالا، شکی نیست که احداث جاده از سنگان به بالا، برخلاف مصالح همگانی است و باید هرچه زودتر متوقف شود. اطمینان داریم که بیشتر مردم منطقه کن و سولقان هم با این کار موافق نیستند و از مسئولان منابع طبیعی و محیط زیست تهران درخواست داریم هرچه زودتر، از ادامه ی این عملیات جلوگیری کنند.

در این مورد همچنین نگاه کنید به: میراث خبر.