پوست پلنگ ایرانی در بازار دوبی
ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران و عباس محمدی- خبرآنلاین


نشانه‌ای از افت محیط زیست ما

حیات وحش و طبیعت ایران بیش از هر چیز از دست‌کاری شدید و مخرب انسانی آسیب دیده و رو به تباهی می‌رود. به نظر می‌رسد که در کشور ما خیلی چیزها بدل به پروژه‌هایی شده اند که خودِ اجرا، و نه هدف آن‌ها، مهم است و پروژه‌بازی اسباب تفاخر یا کسب و کار مدیران و کارگزاران شده است. انبوه طرح‌های راه‌سازی، سدسازی، کشیدن خط‌های انتقال نفت و گاز که مدیران ارشد کشور فرمان آن‌ها را بی هیچ ملاحظه‌ی زیست‌محیطی می‌دهند، در کنار بی‌شمار فعالیت‌های خانه و ویلاسازی، باغ سازی به همراه دیوارکشی، دام‌داری بی‌رویه در کوه و دشت، تصرف چشمه‌ها و رواناب‌ها، و شکار که توسط توده‌ی مردم انجام می‌شود و تقریبا به‌تمامی بی کم‌ترین نگاه به «زیست پایدار» صورت می‌گیرد، کشور را بدل به  کارگاه انواع پروژه‌های ناپایدار کرده است. در این «کارگاه» بزرگ، لزوم یک‌پارچگی و به هم پیوسته بودن زیست‌بوم‌ها، و حتی ضرورت دست‌نخورده ماندن بخش‌هایی از سرزمین برای بهره‌مندی انسان‌ امروز و نسل‌های فردا از چشم‌اندازهای طبیعی، فراموش شده است.

چه چیز سبب این شلختگی فراگیر در حفظ آب و خاک شده است؟ چگونه است که مردمی با چنین علاقه به طبیعت که هر تعطیلی (از عید و عزا و ...) را، حتی در این شرایط سخت اقتصادی، فرصتی می‌دانند برای رفتن به دامن صحرا، در عمل تمامی پهنه‌ی سرزمین مادری را پاره‌پاره و زخمی ساخته اند؟ می‌توان مهم‌ترین علت این پدیده را بی‌اعتنایی به قانون دانست. البته این وضع را نباید «بی‌قانونی» خواند، چرا که ما از چند دهه پیش قانون‌ها و مقررات خوبی ناظر بر حفظ طبیعت داشته‌ ایم، اما به‌تدریج اقتدار قانون در کشورمان رنگ باخته است.

نیم سده پیش، در ماهنامه‌ی «شکار و طبیعت» (مهر ماه 1343) آمده است:



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
Ludovico Einaudi همراه با 8 میلیون صدا برای نجات قطب می نوازد.
ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز ٥ تیر ۱۳٩٥ : توسط : مریم عطاریه

زیبایی قطب شمال میخکوب کننده است. سرما، سکوت، و  بطور خارق­العاده­ای شنیدن صدای ترک یخ و سقوط تکه­های آن. محیط­زیست بکر و مکان منحصر به فردی که مردم در سراسر دنیا می­خواهند از آن حفاظت کنند.

دو هفته پیش کشتی صلح سبز طلوع آفتاب از هلند برای حمل بار بسیار ویژه عازم قطب شمال شد: صدای 8میلیون انسان. پیام­هایی از سراسر جهان که از دولت­های دنیا می­خواهد قطب شمال را از تهدیداتی مانند حفاری نفت و ماهیگیری مخرب و ویران­گر نجات دهند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای روحانی، اتصالی دیگر از مازندران به سمنان با چه توجیهی؟!
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ٥ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان (درباره‌ی طرح جاده‌سازی در منطقه‌ی کوهستانی پابند)می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
خاک وطن که رفت...
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ٦ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

 میرزاده عشقی، شاعر میهن‌دوست که در جوانی به دست گماشتگان دیکتاتور زمان کشته شد، چنان امیدوار و پرشور بود که می‌گفت هرگز از غصه خاک بر سر خود نخواهد ریخت، و البته دلواپس بود که اگر خاک وطن از دست رود، چه خاکی به سر کند: خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم  / خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟!

چند هفته پیش، با اتوبوس به سوی تبریز می‌رفتم. ده سالی می‌گذشت که از این مسیر عبور نکرده بودم، و اینک سیمای سرزمینی که در دو سوی جاده می‌دیدم، به راستی ترس‌آور بود. آن راه قدیمی کم و بیش باریک و پر پیچ و خم، با چشم‌اندازهایی از مراتع پرعلف که سفر را به چالشی دل‌نشین و خرامش در طبیعت بدل می‌ساخت، جای خود را به آزادراهی سرراست داده بود که کوه و تپه‌ها را سخت شکافته و سفر را حرکتی کرده است خطی و کسالت‌بار! اگر دلتنگی‌ام بابت از دست رفتن فراز و فرود جاده‌های قدیمی و ریزشی شدن کناره‌های جاده را بشود در برابر سرعتی که فراچنگ آمده بی‌مورد دانست، اما هراس از تماشای خاک فرسایش‌یافته‌ای را که این‌جا و آن‌جا به سنگ رسیده، قطعا نمی‌توان فقط اندوه آدمی احساساتی دانست! در دو سوی این گشاده‌راه بی‌هیجان، کمی پس از زنجان تا هنگامی که هوا روشن بود، تپه ماهورها و دشت‌هایی را می‌دیدم با پوشش بسیار ناچیز گیاهی، سخت فرسوده از چرای دام، با خاکی خشکی‌زده و چاک‌چاک. در همین حال، هر چند کیلومتر یک بار، بساط هندوانه فروش‌ها را می‌شد دید که بیشترشان در کنار کوه هندوانه‌ها (این محصول آب‌بَر) آب‌نما و حوضی – برای صفابخشی و جذب مشتری- گذاشته بودند، و آب بود که به کم و زیاد هرز می‌رفت. همین گونه آب‌نماها و ریخت و پاش آب را در جلوی چایخانه‌های میان‌راهی هم می‌شد دید.

در مرداد ماه، در تلاش برای رسیدن به چکاد دماوند، ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هشدار در مورد پارک ملی سرخه‌حصار
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

به‌نام خدا

بیانیه‌ی شماری از انجمن‌های محیط‌زیستی در اعتراض به راه‌سازی در پارک ملی سرخه‌حصار

توسعه‌ی لگام‌گسیخته‌ی شهرِ تهران این‌بار دامنگیرِ پارک ملی سرخه‌حصار، نزدیک‌ترین محیط طبیعی هزاران‌ساله در همسایگی شرقی تهران و قدیمی‌ترین منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی جهان، شده است و شهرداری تهران قصد دارد با ساختِ بزرگراهی این زیستگاه حفاظت‌شده را به دو نیم کند که، در عمل، به معنای نابودسازی آن است. شهرداری تهران جسارت را تا به آنجا کشانده که پیش از آن‌که گزارش ارزیابی محیط‌زیستی کار را به اداره‌ی کل محیط زیست استان تهران تقدیم کند اقدام به تجهیز کارگاه و آغاز عملیات اجرایی این طرح نموده است؛ اقدامی که حتا با ارایه‌ی گزارش ارزیابی هم غیرقانونی است، چرا که بنا بر ماده‌ی 8 آیین‌نامه‌ی اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست، قطع درختان و بوته‌کنی و تجاوز به محدوده و تخریب محیط‌زیست و به‌طور کلی هر عملی که موجب از میان رفتن رُستنی‌ها و دگرگونیِ بوم‌سازگان (اکوسیستم) باشد، در پارک‌های ملی و آثار طبیعی ملی ممنوع است. ساختِ بزرگراهی که به گفته‌ی مجری «طرح‌های بزرگراهی سازمان مهندسی و عمران شهر تهران» از میان مناطق سخت‌گذر کوهستانی عبور می‌کند و نیازمند انفجار، عملیات سنگ‌برداری و ساخت تونل است، مصداق بارز ماده‌ی یادشده بوده و ممنوع است.

از آن‌جا که گفته می‌شود سازمان منابع طبیعی به‌طور موقت جلو کار را گرفته است ما امضاکنندگان بیانیه نسبت به پیامدهای این حرکت ضدمحیط‌زیستی، آن‌هم پس از اتمام حجت مقام معظم رهبری، هشدار می‌دهیم. ما به نمایندگی جامعه‌ی محیط‌زیستی کشور و به‌ویژه مردمان ابرشهر تهران که سال‌هاست با هوای آلوده زندگی می‌کنند و تاکنون کوچکترین اقدامی را از سوی شهرداری برای تغییر این وضع شاهد نبوده‌اند، خواهان توقف ساخت این بزرگراه در مسیر فعلی و استفاده از گزینه‌های جایگزین در بیرون از پارک ملی و منطقه‌ی حفاظت‌شده هستیم.

دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران

انجمن کوهنوردان ایران

جمعیت داوطلبان سبز

انجمن پایشگران محیط زیست ایران (پاما)

جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست

انجمن آشتی با زمین

انجمن دامون

موسسه مهرگان پرتو پژوه

انجمن میراث طبیعت

موسسه یاران سبز ژینگه

انجمن زیست محیطی کاریزه

احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان

انجمن احیای سریع هامون پاک (چورا)

انجمن پیشگامان خورشید استهبان

انجمن مهرگان (شیراز)

 



بـازگـشـت


 
آیا بضاعت محیط زیست ایران همین است؟!
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

دیروز، 18 بهمن، یک همایش در بوستان نظامی گنجوی تهران و سپس یک تجمع در جلوی ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست در اعتراض به طرح تبدیل جزیره‌ی آشوراده به منطقه‌ گردشگری برگزار شد که گزارش تصویری آن را می‌توانید در وبلاگ ستاد مردمی نجات آشوراده یاتارنمای زندگی سالم ببینید. توقع این بود که دوستداران طبیعت ایران، برای برخورد موثر با این "مهم‌ترین مساله‌ی محیط زیست کشور"، پرشور تر و پرشمار تر حضور می‌یافتند.

 اگر از هر یک از آن 130 سمن که خود را (غالبا در پای کیبورد؛ در دنیای مجازی؛ با ای میل و وایبر!) حامی "ستاد مردمی نجات آشوراده" اعلام کرده‌اند، فقط یک نفر در برنامه‌ی دیروز شرکت می‌کرد، همایش و تجمع با بیش از دو برابر آدم‌های حاضر برگزار می‌شد!

 آیا مردم کشورهایی که امروز وضع محیط زیستی بهتری دارند، با پشتکار و دلسوزی شبیه به ما، خواسته‌های خود را از دولت‌هایشان مطالبه کرده‌اند؟!

ما امیدوار به حمایت واقعی (و نه فقط مجازی) طبیعت‌دوستان کشور هستیم... .

 

 


 
حسن نیت سازمان حفاظت محیط زیست
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبر آنلاین

سمن‌ها (سازمان‌های غیردولتی) محیط زیستی، هیچ‌گاه چنین یک‌دست و پردامنه در برابر یک تصمیم سازمان حفاظت محیط زیست موضع‌گیری نداشته‌اند؛ قضیه‌ی امضای تفاهم‌نامه میان این سازمان و سازمان میراث فرهنگی برای تبدیل جزیره‌ی نامسکون و حفاظت شده‌ی آشوراده به یک مرکز گردشگری، تمامی سازمان‌های غیردولتی مدافع محیط زیست، بسیاری از سمن‌های حوزه‌ی گردشگری، و شمار زیادی از کنشگران و صاحب‌نظران دیگر را، با وجود اختلاف نظرهای بسیار، به رویارویی یک‌پارچه با سازمان مسوول حفظ محیط زیست کشور واداشته است.

 جالب توجه این که این گروه‌ها که نوعا طرفدار روی کار آمدن حسن روحانی و ابتکار به عنوان رییس جمهور و معاون ریاست جمهور بوده‌اند، اینک در ماجرای آشوراده  با مخالفان سیاسی این دو شخصیت هم‌موضع شده‌اند.
همایش 25 دی در لواسان

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مناظره در مورد آشوراده
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

مناظره‌ی سه نفره‌ای با حضور نماینده‌ی مجری طرح آشوراده، محمدرضا یزدان‌پناه که در سوابق خود مدیرعاملی منطقه‌ی آزاد کیش را دارد و ارگ جدید بم نیز جزو رزومه‌ی کاری او محسوب می شود، عباس محمدی فعال محیط زیست، و حمیدرضا درودیان استاد دانشگاه و فعال محیط زیست [هر دو، عضو "ستاد مردمی نجات آشوراده"] در مورد طرح گردشگری در آشوراده در کافه خبر برگزار شد. شرح میزگرد را در ادامه می خوانید: خبرآنلاین

 

 


 
تدبیر برای محیط زیست و امید برای زر اندوزان
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ دی ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

تاریخ، آکنده از پرونده‌سازی برای کسان و جای‌ها است، با هدف غارت و تملک... .

 واژه‌ی "تدبیر" در ادب فارسی، معنایی پیچیده دارد و مانند  "خرد" یا عقل که هم مورد ستایش است و هم  بسیاری اوقات عارفان ما را از آن برحذر می‌دارند، گاه معنایی نیرنگ‌آمیز را به ذهن می‌آورد. اندیشیدن به پایان کاری برای سود شخصی خویش، یا چاره‌اندیشی با هدف تنبیه کردن رقیب، و به زبان امروزی، نقشه ریختن برای کسی ... از جمله مفهوم‌هایی هستند که از "تدبیر کردن" به ذهن می‌آیند. یکی از موردهای مشهور این معنا را آن‌جا می‌نوان دید که ابوالفضل بیهقی با قلم سحر انگیزش حکایت بر دار کردن حسنک را می‌نویسد. حسنک، وزیری بود با کفایت و محبوب و مردم‌دار که با پرونده‌سازی بوسهل زوزنی که «مردی امام‌زاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، اما شرارتی... در طبع وی موکد»، مصادره‌ی اموال و کشته شد. بیهقی، این ماجرای توطئه‌آمیز را با شوری سوزناک بیان کرده است: «... آن روز و آن شب تدبیر بر دار کردن حسنک پیش گرفتند و دو پیک راست کردند، با جامه‌ی پیکان، که از بغداد آمده‌اند و نامه‌ی خلیفه آورده‌اند که حسنک قرمطی را بر دار باید کرد و به سنگ بباید کشت».

 این فراز پر ارج تاریخی- ادبی، همچون بسیاری از دیگر نوشتارهای ارزشمند، نه فقط ناظر بر یک رویداد خاص، بلکه شاهدی است بر واقعیتی تکرار شونده. امروز بیاییم و در این جمله‌ی کوتاه و پر معنا، به جای "حسنک" بگذاریم: آشوراده،... (ادامه در خبرآنلاین).


 
آشوراده، مهم‌ترین مساله‌ی امروز محیط زیست
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳ دی ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
آشوراده، آزمونی برای آقای روحانی و خانم ابتکار
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱ دی ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می توانید در خبر آنلاین بخوانید.


 
نامه به پرندگان مهاجر!
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ آذر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

در رثای آشوراده

عزیزان دورپرواز من، دیگر به سرزمین من نیایید! اگرچه دیدن بال‌گشایی عاشقانه‌تان در آسمان زمستانی میهن، امیدبخش دل من بوده است، اما دیگر نیایید... این‌جا امن نیست! گویا هم‌میهنان من دیگر رویای پرواز را خوش نمی‌دارند!

 آشوراده و میانکاله هم می‌رود؛ به همان‌جا که اورمیه را فرستادیم، به همان شوره‌زار یأسی که از بختگان ساختیم، به همان گورستانی که از زاینده‌رود و گاوخونی برجا نهادیم، و به همان بیابان وحشتی که از جازموریان پدید آوردیم.

نیایید! از فراز البرز که می‌گذشتید، قهقهه‌ای که با آن به هم‌پروازان‌تان دل‌گرمی می‌دادید، مرا هم شور زندگی می‌بخشید. می‌توانستید از چکادهای پربرف و از میانه‌ی تندر و آذرخش بگذرید، اما، دیگر نمی‌توانید از میانِ پرده‌های شوم رگبار گلوله جان به در برید.

نیایید! ما دروغ گفتیم؛ در آبگیرهای سرخرود دانه افشاندیم و گفتیم که ایمن فرود آیید. با خیالی آسوده پایین آمدید، و در دام‌چاله‌های مرگ‌ به بندتان کشیدیم و زنده زنده بال و پاهای ظریف و خسته‌تان را گره زدیم و بر سینی‌های طمع‌ورزی در فریدونکنار به اسکناس تاخت‌تان زدیم.

نیایید! آب‌بندان‌ها دیگر برایمان اندوختگاه مایه‌ی حیاتی نیست که شالیزارهامان را پر برکت می‌کرد؛ شالیزار در نظر ما فقط "ملک مرغوبی" است که می‌توانیم برای ساخت ویلا در آن، آگهی کنیم. برنج را کشتی‌های غول‌آسا از آن‌سوی آب‌ها برایمان می‌آورند. ما، خستگی را بر خاکریز کنار کشتزار از تن نمی‌گیریم؛ صندلی خودرویی را که با فروش زمین پدری به دست آورده‌ایم، بر آن خاک ترجیح می‌دهیم.

نیایید! ما، چنان دریده‌چشم شده‌ایم که ارث پدر را هنوز که او زنده است، می‌طلبیم - بس که برای به چنگ آوردن پول شتاب داریم-  و به چشمان خیس او و به دستان پینه بسته‌اش نگاهی نیز نمی‌افکنیم. دستان ماهر مادر هم که برگ‌های چای "لاجان" را چنان عمل می‌آورد تا گواراترین چای را برایمان دم کند، دیگر نمی‌خواهیم؛ "یارانه" را چونان نواله‌ای شاید به او دهیم تا چای سیلان را از "سوپری" سر کوچه بخرد.

نیایید! ما و بزرگان ما دروغ گفتیم؛ ما را پروای آیندگان این خاک نیست. سخن از محیط زیست گفتیم، چنان که از اجرای "پروژه" می‌گوییم به بهای تاخت زدن خاک و زیر خاک‌هامان با سوله و اسفالت و خودروهای وارداتی. بر زبان، از حفظ محیط زیست سخن راندیم و با دست امضا گذاشتیم بر توافق‌نامه‌ای که تالاب و جزیره‌ی آرامش شما را به دوستان واگذار می‌کند.

نیایید! شما را به خدا نیایید، شاید که جایی دیگر مهمان‌نواز تر باشند... و شاید که ما به خود آییم.

 


 
آشوراده را واگذار نکنید!
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا درباره‌ی طرح واگذاری جزیره‌ی آشوراده برای اجرای طرح‌های گردشگری، می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید:

آشوراده جای گردشگری نیست!

 

همچنین یادداشت دکتر حسین آخانی، استاد دانشکده‌ی علوم دانشگاه تهران:

ادامه دوران احمدی نژاد در محیط زیست: تیر خلاص به طبیعت گلستان و آشوراده

 


 
اثر جنگ و اشغال بر حیات وحش غزه
ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت را در خبرآنلاین بخوانید.


 
نامه‌ی سرگشاده به خانم ابتکار
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی
در روز 25 تیر ماه، خانم ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، در سالن اداره‌ی کل محیط زیست استان تهران دیداری با مدیران و کارمندان و محیط‌بانان آن اداره‌ی کل و همچنین با نمایندگان چند سازمان مردم‌نهاد (سمن: ان جی او) داشتند. نامه‌ی زیر را قرار بود که ما نمایندگان چند سمن* در آن نشست به ایشان بدهیم و اگر فرصتی شد، درباره‌ی آن گفتگویی بکنیم. اما آن نشست، صورت یک گردهمایی شلوغ یافت که چند نفری در آن سخنانی می‌گویند و جمعیت زیاد هم فقط گوش می‌کنند (یا نمی‌کنند!) و فرصتی برای گفتگو نماند.
 
 در این نامه، برای آن که کلی‌گویی نشود، از میان انبوه معضل‌های محیط زیست کشور، به دو مورد: یکی مربوط به محیط‌های طبیعی، و دیگری مربوط به محیط‌های شهری اشاره کرده‌ایم:

سرکار خانم ابتکار

رییس گرامی سازمان حفاظت محیط زیست

با سلام و احترام؛

  ضمن سپاسگزاری از این که یک بار دیگر وقت گذاشته و نشستی با نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد برگزار کرده‌اید، و با قدردانی از مجموعه فعالیت‌های سازمان حفاظت محیط زیست که سبب رسانه‌ای شدن موضوع محیط زیست و افزایش حساسیت همگانی به این امر حیاتی شده است، و با آگاهی از این که دولت به تنهایی مسوول بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها و اقدام‌ها نیست، وظیفه‌ی خود می‌دانیم که همچون گذشته چشم بر روی تخریب و آلوده‌سازی محیط زیست کشور نبندیم و نکته‌هایی را بیان کنیم. در این فرصت، دو انتقاد و دو پیشنهاد را به عرض می‌رسانیم:

 نخست، انتقادها:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جلوی غارت سبزی‌های کوهی را بگیرید!
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

درخواست از مسوولان منابع طبیعی و محیط زیست

این درخواست، با کمی تغییر در همشهری 23 فروردین چاپ شد.

سرکار خانم ابتکار / جناب آقای جلالی

مسوولان گرامی محیط زیست و منابع طبیعی کشور

 بار دیگر، با آغاز بهار و رویش گیاهان در کوه و دشت‌های کشور، افرادی که برای به دست آوردن سود شخصی اقدام به کندن و فروش تجاری گیاهان خودرو می‌کنند، به منطقه‌های مختلف کشور هجوم آورده‌اند. متاسفانه در سال‌های اخیر، چیدن "سبزی‌های صحرایی" از یک کار تفننی که در سطحی محدود توسط افراد محلی انجام می‌شد، بدل به یک کار تجاری شده که در مقیاس بزرگ و در بسیاری نقاط توسط سوداگران حرفه‌ای، انجام می‌شود. این افراد، بی اعتنا به نقش گیاهان خودرو در حفظ خاک، بدون در نظر گرفتن فرصت رشد و زادآوری برای گیاهان، و بی توجه به ارزش‌های متنوع این ذخیره‌های ژنتیکی که بسیاری از آن‌ها در خطر انقراض هم قرار دارند، برگ، ساقه، ریشه، پیاز، و گل گیاهان مختلف را می‌چینند و در میدان‌ها، فروشگاه‌ها، و کنار خیابان و جاده به فروش می‌رسانند.

از آن‌جا که استفاده‌ی شخصی از منابع ملی و انفال، منع قانونی دارد و نظر به این که  کندن و فروش  گیاهان علفی و درختچه‌ای، ماهیتا تفاوتی با مثلا کندن و فروختن درختان جنگلی ندارد، خواهشمند است قاطعانه با این پدیده‌ی خطرناک و رو به رشد مقابله نمایید. پیشنهاد می‌شود:

  • فروش هرگونه سبزی صحرایی را در فروشگاه‌ها و کنار خیابان‌ها ممنوع اعلام و برای آن جریمه تعیین کنید.
  • قرقبانان، جنگلبانان، و محیط بانان را مکلف به توقیف محموله‌های گیاهی سازید.
  • شهرداری‌ها و شوراهای روستایی و سازمان‌های مردم‌نهاد محلی را دعوت به همکاری در مقابله با تجارت گیاهان خودرو کنید.
  • از طریق صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها، آموزش‌های لازم در این زمینه داده شود.
  • منابع تامین گیاهان دارویی که در فروشگاه‌های رو به فزونی این اقلام به فروش می‌رسد، شناسایی و ساماندهی شود.

عباس محمدی

مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران

 


 
هجوم شکارچیان غیرمجاز به کوهستان
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران

برای نگارنده‌ی این یادداشت، خبر ایسنا درباره‌ی خطر انقراض آهو در زیستگاه‌های قزوین، با چند پرسش همراه است؛ نخست، بخشی از خبر:

 «علیپور، مدیرکل محیط زیست استان قزوین خاطرنشان کرد: در مجموع در مقایسه‌ای که در خصوص تعداد جانوران در یک منطقه نسبت به مشابه آن در سال گذشته صورت گرفته است، در تمامی مناطق، به جز آهو و قوچ و میش که شاهد یک روند کاهشی در جمعیت آنان هستیم در سایر موارد، از جمله گونه‌ی جانوری کل و بز در مناطق مختلف الموت شرقی و غربی و طارم سفلی و آوج، شاهد افزایش حدود ۱۰ تا ۲۰ درصدی در جمعیت آنان هستیم... علیپور یادآور شد که کاهش جمعیت گونه‌های جانوری آهو، قوچ و میش دلایل متعددی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به شکار غیرمجاز توسط شکارچیان و تغذیه حیوانات گوشتخوار نظیر پلنگ اشاره کرد».

 با سپاسگزاری از جناب آقای علیپور و همکاران گرامی ایشان، لازم است بگویم که کاهش روز افزون قوچ و میش، و به‌ویژه آهو، و انقراض گورخر در چند دهه‌ی گذشته در استان قزوین، به احتمال بسیار زیاد ناشی از جزیره ای شدن زیستگاه ها (به دلیل جاده کشی، و تغییرکاربری مراتع به کشتزار)، رقابت با دام بر سر منابع آبی، و فشار شکارجیان غیر مجاز بوده است. و این امر، نشان دهنده‌ی نارسایی برنامه های پایش و حفاظت فیزیکی از زیستگاه‌های دشتی است که نسبت به کوهستان قابل دسترس‌تر اند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای روحانی، شما به کدام دانشگاهی گوش می کنید؟
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

دکتر آخانی- خبر آنلاین

اخیرا ریاست محترم جمهوری خواسته اند که دانشگاهیان در امور کشور و بخصوص توافقات هسته ای اظهار نظر کنند. واقعیت نشان می دهد که دایره تصمیم گیران دولتی، صرف نظر از اینکه چه دولتی سر کار است، بسیار محدود بوده و اغلب آنهایی که نگاه غیر پایدار به توسعه دارند و باعث تخریب محیط زیست می شوند، به مراکز تصمیم گیری نزدیکترند و نظر آنها به کرسی می نشیند. نمونه این نگاه را می توان در سد سازی، جاده سازی و خودرو سازی دید که همه آنها بلایی به سر محیط زیست کشور آورده اند که سلامت و حتی امنیت کشور را به خطر انداخته اند. با این وجود بازهم صداهایی که از ریاست جمهوری می شنویم در جهت ادامه همان سیاست غلط و ناپایدار است. امید است ریاست محترم جمهوری با تغییر اساسی در نگاه خود به توسعه کاری کنند که ما و تاریخ ما را از امید به تدبیر در اصلاح امور مایوس نکنند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
طرحی برای نابودسازی سازمان محیط زیست
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٩ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

طرحی که 64 نماینده‌، برای ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در یکی از معاونت‌های وزارت کشاورزی به مجلس ارایه کرده‌اند، در واقع طرحی است برای راحت کردن خیال "دوستان" از مزاحمت‌های این سازمان. سازمانی که دایره‌ی اختیارات و وظیفه‌هایش، بسی گسترده‌تر از چند وزارتخانه است و باید شرایط حیات انسانی و جانوری و گیاهی کشور را رصد و مدیریت کند، هم‌اینک هم (بر اثر چند سال "تلاش" دولت‌مردان پیشین) به تشکیلاتی ضعیف و حاشیه‌ای بدل شده است. اما، گویا آقایان به این راضی نیستند و می‌خواهند "دندان چرکی" را بکشند!

دراین مورد، روزنامه‌ی اعتماد، گفتگویی با چند کنشگر محیط زیست داشته است که آن را می‌توانید در اینجا بخوانید؛ بخشی را که خلاصه‌ی گفته‌های من است، نیز می‌توانید در ادامه‌ی مطلب ببینید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخواست از همگان و مسوولان برای پاک‌سازی شمال کشور از زباله
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ٦ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

مریم کرم‌دوست و محمد علی علایی، دو کنشگر محیط زیست با حمایت چند انجمن و موسسه، در حال اجرای یک برنامه‌ی دوچرخه‌سواری از آستارا تا گرگان هستند که هدف آن جلب توجه مردم و مسوولان به لزوم مدیریت درست زباله در شمال کشور است. آنان، متن زیر را با خود دارند و در هرجا که بتوانند، آن را به امضای مردم می‌رسانند.

 به نام خدا

درخواست از همگان و مسوولان برای پاک‌سازی شمال کشور از زباله

ما، اهالی روستاها و شهرهای استان‌های شمالی کشور، دوستداران طبیعت باشکوه این خطه، فعالان محیط زیست، نمایندگان سازمانهای مردم نهاد، و پژوهشگران منابع طبیعی با تاکید بر:

  •  جایگاه بی‌مانند دریا، کوهستان، جنگل‌ها، رودخانه‌ها، مراتع، تالاب‌ها و دیگر بخش‌های این منطقه‌ از کشور در مجموعه‌ی طبیعت ایران‌زمین،
  • ارزش تفرجی این منطقه برای تمامی ساکنان کشور که آن را به بخش مهمی از "خاطره‌ی جمعی" ایرانیان و یک منبع درآمد پایدار برای اهالی منطقه بدل ساخته،
  • لزوم سپردن امانت‌های طبیعی به نسل‌های آینده،
  •  و تعهدهای قانونی و اخلاقی که بر عهده‌ی فرد فرد ایرانیان، به‌ویژه دارندگان اختیارات حاکمیتی قرار دارد،

خواستار آن هستیم که با بازنگری در رفتارهایی که تا کنون با میراث بین‌نسلی و ارزشمند طبیعی‌مان داشته‌ایم، گام‌هایی جدی برای حفظ و اصلاح وضع طبیعت شمال برداریم.

 یکی از نمودهای رفتار ناشایست با طبیعت کشور، ریخت و پاش زباله در جای‌جای استان‌های شمالی است که

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بروجرد شهری که دیگر سبز نیست
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ٤ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

یادداشتی در مورد تخریب آثار فرهنگی و طبیعی شهرستان بروجرد را در تارنمای انجمن کوه نوردان ایران بخوانید.

 


 
ساندویچ زهرآلود برای تهرانی ها!
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

حدود دو هفته پیش، برای تهیه‌ی گزارشی تلویزیونی از وضع آلودگی رودخانه‌ی‌‌ جاجرود و سد لتیان، به آن منطقه رفته بودیم (این گزارش شاید در "اخبار هشت و سی" شبکه‌ی دو، فردا شب، پخش شود). به علت پایین بودن آب در مخزن سد، بخش عمده‌ای از دریاچه خشک بود و ما توانستیم از این بخش‌های خشک عکس و فیلم بگیریم. لابلای رسوب‌های پشت سد، انواع زباله‌ها مانند بطری پلاستیکی، کیسه‌ی نایلونی، لاستک خودرو، قوطی فلزی، و... مقدار زیادی ته سیگار دیده می‌شد. ته سیگارهایی که تجزیه نمی‌شوند و خطرناک‌ترین سم‌ها - از جمله: ارسنیک- را با خود دارند، و نایلون و پلاستیک‌هایی که آهسته آهسته در زیر آب و نور خورشید، ملکول‌های سنگین سرطان‌زا آزاد می‌کنند. در واقع، رسوب‌ها (که خود نشانه‌ای از فرسایش بسیار غیرعادی خاک در ایران هستند) همچون ساندویچی عظیم از زباله و مواد سمی به نظر می‌آمد که برای شهروندان تهرانی آماده شده بود!

همان روز، خبرنگار روزنامه‌ی اعتماد هم با من تماسی داشت و گفت که مطلبی درباره‌ی اثرات ته سیگار ترجمه کرده است و خواست که من هم در این زمینه چیزی بگویم. لطفا ترجمه و گزارش او را در ادامه‌ی یادداشت بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باغ گیاه‌شناسی نوشهر، و پیروزی دوستداران آن
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

قرار بود طرح غیرقانونی و غیراخلاقی اداره‌ی بندر نوشهر با عنوان "احداث راه دسترسی به بندر"  با حمایت استانداری مازندران، و با تجاوز دوباره به باغ گیاه‌شناسی نوشهر، امروز اجرا شود. گویا آقایان اعتبارهای دریافتی برای "توسعه" را (بی آن که زمین‌های خصوصی داخل طرح را تملک کنند) در چند سال گذشته هزینه کرده‌اند و اینک برای آمار دادن و اظهار این که کاری کرده اند، زورشان به باغی می‌رسد که جزو اموال ملی است، و دولت امانت‌دار آن به شمار می‌رود.

اما تجمع امروز نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد، جمعی از کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست، و دیگر طبیعت‌دوستان، همچنین کارهای رسانه‌ای و پیگیری‌های دیگر، خوشبختانه به این انجامید که عملیات تخریبی امروز هم نتواند آغاز شود.

بیانیه‌ی تجمع کنندگان را در "ادامه‌ی مطلب" بخوانید، و همچنین می توانید نگاه کنید به بازتاب این رویداد در چند رسانه:

 

 

سبزپرس     نوشهر آنلاین (با عکس)     تابناک     میراث خبر     باشگاه خبرنگاران (با عکس)

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باغ گیاه شناسی نوشهر، و پارک گزی استانبول...
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- خبر آنلاین

آیا باغ نوشهر به اندازه پارک استانبول نمی‌ارزد؟

دو روز است که از همه‌ی دوستداران طبیعت در استان‌های مازندران، گیلان و گلستان و دیگر استان‌های همجوار خواسته‌ام تا قبل از ساعت 10 صبح روز چهارشنبه - 5 تیر 1392 - خود را به مقابل باغ گیاه‌شناسی نوشهر رسانده و به لودرسواران اجازه ندهند تا حریم قدیمی‌ترین باغ گیاه‌شناسی کشور مورد تجاوز و آسیب قرار گیرد. نوشتار پیش رو، کوشیده است تا با مقایسه اجمالی واکنش متضاد مردم در دو سوی مرز به رخدادی تقریباً مشابه، نشان دهم که تا چه اندازه هنوز جای آموزش‌های محیط زیستی در بین مردم خالی است ...
 
نزدیک به یک ماه از آغاز بی‌سابقه‌ترین شورش‌های خیابانی در ترکیه می‌گذرد؛ شورش‌هایی که نخست با اعتراض محدود چند صد فعال محیط زیست آغاز شد که نسبت به تغییر کاربری پارک گزی استانبول و تبدیل آن به یک مرکز تجاری اعتراض داشتند. اما آن تظاهرات آرام با پژواکی بس خشونت‌آمیز و تند از سوی پلیس استانبول روبرو شد، به نحوی که اینک دامنه‌ی اعتراض‌ها به 31 شهر ترکیه سرایت کرده و حتا عذرخواهی سیاستمداران ارشد ترکیه و عقب نشینی آشکار آنها هم نتوانست تا از شدت خشم معترضان بکاهد. پیش‌تر هم نظیر چنین ماجرایی در اشتوتگارت رخ داد و آنجا هم مردم اجازه ندادند تا به بهانه احداث ایستگاه مرکزی مترو، 300 اصله درخت قطع شود و البته در ماجرای جانمایی فرودگاه جدید نانت در فرانسه هم، باز یک تجربه مشابه تکرار شد. منتها این شاید برای نخستین بار بود که در یک کشور اسلامی، شورش‌ها و اعتراض‌هایی چنین گسترده در مقابله با اقدام‌های طبیعت‌ستیزانه دولت رخ می‌داد.

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باغ گیاه شناسی نوشهر را دریابیم!
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۳ تیر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

از دوستان عزیزم درخواست دارم که نامه‌ی زیر را با دقت بخوانند، مضمون آن را به آگاهی دست اندر کاران رسانه‌ها برسانند، و سعی کنند که در ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 5 تیر در جلوی باغ گیاه‌شناسی نوشهر (روبروی اداره‌ی بندر) حضور یابند تا جلوی اقدام غیرقانونی و غیراخلاقی تخریب قدیمی‌ترین باغ گیاه‌شناسی کشور گرفته شود.

اطلاعات بیشتر درباره ی این باغ تاریخی و ارزشمند را می توانید در اینجا و اینجا بخوانید.

 

به نام خدا

 جناب آقای دکتر حسن روحانی

 رییس جمهور منتخب و محبوب ایران

 موضوع: جلوگیری از تخریب باغ گیاه شناسی نوشهر

 

  با سلام و احترام؛

  باغ گیاه‌شناسی نوشهر مجدداً در آستانه تخریب و تغییر کاربری به دلیل احداث جاده کمربندی و توسعه بندر نوشهر قرار گرفته است. خطری که 11سال است موجودیت این باغ را تهدید می‌کند، اما تاکنون هربار که تصمیم بر تخریب آن بسیار جدی شده است، با مقاومت فعالان محیط‌زیست، منابع طبیعی، پژوهشگران، کارشناسان و اغلب مدیران این بخش توانسته از خطر برهد و همچنان نفس تازه کند تا نوبتی دیگر و نبردی دیگر.

  این‌بار ولی ظاهرا می‌خواهند با هماهنگی استانداری مازندران و چراغ سبز سطوح عالی دولت در روز چهارشنبه – 5 تیرماه 1392 – اقدام‌های لازم را برای انجام تصمیمی که بیش از یک دهه برای عملی کردن آن روزشماری می‌کردند، عینیت بخشند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سالبه به انتفای موضوع!
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

این اصطلاح را در جاهایی به کار می‌برند که گفتگو از تاثیر یا ویژگی ها یا لازمه‌های چیزی است که دیگر وجود ندارد، و سودی از آن گفت و شنید متصور نیست. برای مثال، اگر از این بگوییم که خوب است آقای الف با دیگران به زبانی خوش سخن بگوید، اما خود آقای الف بمیرد، در این صورت قضیه "سالبه به انتفای موضوع" می‌شود.

نشانه‌های بسیاری به چشم می‌آید که در دهه‌های اخیر، به ویژه در هشت سال گذشته، گرایشی قوی در میان مدیران کشور وجود داشته که قضیه‌ی محیط زیست و "مانع بودن آن برای توسعه" را حل نهایی کنند. انحلال شورای عالی محیط زیست، راه‌سازی و عملیات اکتشاف نفت و‌ کشیدن خط‌های انتقال نیرو و گاز و نفت در منطقه‌های حفاظت شده، مجاز شمردن و بلکه تشویق عملیات معدن‌کاوی در این گونه منطقه‌ها، کم کردن بودجه‌ی سازمان حفاظت محیط‌زیست (که کل آن، کمتر از یک چهلم اعتبار 3500 میلیارد تومانی پیش‌بینی شده برای سد بختیاری است!)... و اینک مجاز شمردن هرگونه احداث واحدهای تولیدی کشاورزی، صنعتی و معدنی بدون نیاز به گرفتن مجوز "تغییر کاربری" توسط مجلس، چندتایی از این نشانه‌ها هستند.

مدیران ما، برخلاف گرایش همگانی در جهان امروز که دست‌کم در تصویب قانون و مقررات، روز به روز بیشتر بر حفظ محیط زیست و ارتقای وضع آن تاکید می‌کنند، رودربایستی را کنار گذاشته و می‌خواهند کاری کنند که هیچ چیز مانع عملیات به اصطلاح عمرانی‌شان نشود و اصلا قضیه ی محیط زیست سالبه به انتفای موضوع شود! ایشان، ابتدا موضوع حیاتی و چندجانبه‌ی محیط زیست را به  "چند تا گورخر یا چهار تا درخت" تقلیل می‌دهند، سپس یک عبارت میان‌تهی "رعایت ضوابط محیط‌زیستی" به مصوبه‌های خود می‌افزایند، و در آخر دستور یورش به هرجا را که بخواهند برای "عمران و توسعه" صادر می‌کنند.

یادداشت تامل برانگیز محمد درویش را درباره‌ی «تیر خلاص» مجلس به عرصه‌های کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست در خبر آنلاین بخوانید.


 
ایرادهای قانونی مصوبه‌ی دولت
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- ایرن

بند ب ماده‌ی 2 تصویب‌نامه‌ی 27 /12/ 91 هیات دولت "در خصوص تشکیل هیات اجرایی استان به منظور توسعه‌ی بخش معدن" که هرگونه فعالیت معدنی در منطقه‌های حفاظت شده، پارک های ملی، پناهگاه‌های حیات وحش، و آثار طبیعی ملی (معروف به منطقه‌های چهارگانه) را مجاز ساخته و تصمیم‌گیری درباره‌ی آن را به چند مدیر استانی (به جای شورای عالی محیط زیست) سپرده، از جنبه‌ی حفظ منافع ملی، دارای ایرادهای اساسی بسیار است که تاکنون کارشناسانی به آن پرداخته‌اند. در این جا، به چند اشکال قانونی این مصوبه‌ی خطرآفرین اشاره می‌کنیم.

نخست این که منطقه‌های چهارگانه در واقع میراث‌های ملی هستند که هرگونه بهره‌برداری از آن‌ها باید با در نظر داشتن اهمیت «حیات اجتماعی نسل‌های امروز و نسل‌های بعد» صورت گیرد. اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بر حفظ این حیات اجتماعی تاکید کرده و «هرگونه فعالیت اقتصادی و غیر آن را که با آلودگی محیط زیست و تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند» ممنوع ساخته است. فعالیت‌های معدنی از مصداق‌های آشکار تخریب جبران ناشدنی محیط زیست هستند که لازم است دست‌کم در منطقه‌های حفاظت شده انجام نشوند یا با شرایط بسیار سخت‌گیرانه‌ای اجرا شوند. فلسفه‌ی نگاهداشت این گونه منطقه‌ها این است که نسل‌های آینده هم بتوانند از چشم‌اندازهای طبیعی و منافع آن‌ها که بسیاری از آن‌ها ممکن است برای نسل کنونی ملموس نباشد، برخوردار شوند.

مطابق بند 3 ماده‌ی 3 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، «صدور هرگونه پروانه‌ی اکتشاف و بهره‌برداری از مواد معدنی برای مناطقی که تحت عنوان پارک ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه حیات وحش، و منطقه‌ی حفاظت شده تعیین گردیده‌اند، موکول به موافقت شورای عالی محیط زیست می‌باشد». گذشته از این که دولت کنونی، شورای عالی محیط زیست را منحل ساخته (و این خارج از اختیارات آن بوده) و "کمیسیون امور زیربنایی" را جایگزین آن شورا ساخته، در تصویب‌نامه‌ی یادشده، حتی نظر این کمیسیون هم برای فعالیت معدنی در منطقه‌های چهارگانه در نظر گرفته نشده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فراخوان مخالفت با تخریب منطقه‌های حفاظت شده
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

در دو سه هفته‌ی گذشته، همگام با دیگر کنشگران محیط زیست کشور، کوشیده‌ایم که جلوی اجرایی شدن مصوبه‌ی 27/12/91 هیات دولت را که اجازه‌ی معدن‌کاری در منطقه‌های حفاظت شده‌ی کشور را می‌دهد، بگیریم. کار رسانه‌ای در این زمینه (مثلا: در سبزپرس و همشهری)، برگزاری نشست هم اندیشی با نمایندگان چند سمن محیط زیستی در روز 27 فروردین، مطالعه‌ی قوانین ناظر بر منطقه‌های حفاظت شده و مشخص ساختن موارد مغایرت مصوبه‌ی یاد شده با این قوانین، امضای بیانیه با چند سمن دیگر در نشست کمیته‌ی ‌محیط زیست شورای شهر تهران، تلاش برای درگیر کردن مدیران بخش محیط‌زیست در این موضوع (مثلا در مراسم روز زمین در منطقه‌ی چلاو آمل)، و طرح موضوع در سخن‌رانی به مناسبت روز زمین در "دانشگاه شمال" (آمل، 7 اردیبهشت)... بخشی از این کوشش‌ها بوده است.  بزرگنمایی

دوستداران محیط‌زیست کشور را به مطالعه‌ی یادداشت‌های مربوط به این موضوع، پیگیری قضیه، و تلاش جدی برای متقاعد کردن مدیران محیط زیست و مقام‌های بالادستی برای جلوگیری از تخریب میراث‌های طبیعی باقی‌مانده‌ در کشور، فرامی خوانیم.


 
چیز دیگری برای واگذاری هست؟!
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

بند ب ماده‌ی 2 تصویب‌نامه‌ی  27 /12/ 91 هیات دولت "در خصوص تشکیل هیات اجرایی استان به منظور توسعه‌ی بخش معدن" اگر جلوی اجرای آن گرفته نشود، دیگر کمترین سپر حفاظتی برای گوشه و کنار این آب و خاک در برابر برنامه‌های توسعه‌ی زودبازده و بد‌عاقبت، حتی در منطقه‌های حفاظت شده، باقی نخواهد گذاشت. تا چند سال پیش، می‌گفتیم که ترکیب شورای عالی محیط زیست باید تغییر یابد تا دولت‌هایی که سریعا می‌آیند و می‌روند نتوانند تصمیم‌هایی را به اجرا گذارند که سیمای سرزمین و سرنوشت درازمدت آن را تغییر می دهد. اکنون، دیگر کار از این سخنان گذشته است؛ در عمل نه تنها افرادی از قوه‌ی قضاییه و مجلس و دانشگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد به شورای عالی محیط زیست اضافه نشده اند تا سرنوشت محیط زیست کشور فقط در دست هیات مستعجل دولت (در عمل، فقط رییس دولت) نباشد، بلکه از همان نهاد که کمی (فقط کمی) دوراندیشانه‌تر از تقسیم بودجه، و بالاتر از بریدن نوار سه رنگ افتتاح را می‌دید نیز چیزی برجا نمانده است.

رییس دولت کنونی تا به حال چند بار باافتخار گفته است که کشور به کارگاه ساختمانی بدل شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فاتحه ای بر محیط زیست کشور!
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- سبزپرس 

در بیست و هشمین روز از اسفندماه 1391، یعنی در واپسین لحظه‌ها از آخرین روز کاری سال، یک شوک دیگر بر پیکر نحیف طبیعت ایران وارد شد که البته به دلیل تعطیلات نوروزی، ابعاد ویرانگر این شوک تا چند روز آشکار نشد و متأسفانه هیچ بازتاب رسانه‌ای هم نیافت.

ماجرا برمی‌گردد به آخرین مصوبه هیأت وزیران با عنوان: «تصویب نامه در خصوص تشکیل ستاد اجرایی استان به منظور اجرای مصوبات کارگروه توسعه بخش معدن در استان‌ها» که متن کامل آن در ویژه نامه شماره 558 روزنامه رسمی کشور منتشر شده و هم‌اکنون بر روی تارنمای روزنامه رسمی، قابل مشاهده است . همان طور که در بند ب از ماده 2 این مصوبه ملاحظه می‌شود، بهره‌برداری از محدوده‌های دارای پتانسیل معدنی در درون مناطق چهارگانه محیط زیست در راستای استفاده بهینه از ذخایر معدنی و راه‌اندازی معادن راکد در شمار وظایف ستاد اجرایی هر استان در حوزه فعالیت‌های معدنی قرار داده شده است.

مفهوم ساده‌ی این عبارت طولانی و نه چندان ساده این است که از این پس، سازمان حفاظت محیط زیست از نظر قانونی نمی‌تواند سد راه فعالیت‌های معدنی، حتا در درون مناطق چهارگانه تحت حفاظت خود شود، چه رسد به این که بخواهد بر کیفیت این فعالیت‌ها در بیرون مناطق تحت حفاظت رسیدگی و نظارت کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جنگل های ایران بیشتر شده؟!
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ٧ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کامران پورمقدم، مدیرکل امور جنگلی سازمان جنگل ها و مراتع، گفته است که آخرین نقشه‌ها نشان می‌دهد، یک میلیون هکتار به سطح جنگل‌های کشور افزوده شده است.

مشاهده ی منطقه های جنگلی کشور، از مازندران و گیلان تا دنا و اورامان، همه جا تخریب شدید و نابود شدن عرصه های جنگلی، یا کم پشت شدن آن ها و تبدیل شدن شان به یک پوشش دست دوم و کوتاه قامت را نشان می دهد. با این وضع، جسارتی چشمگیر می خواهد که کسی ادعا کند گستره ی جنگلی کشور افزایش یافته است (جسارتی از آن نوع که رییس کل بانک مرکزی در حدود یک سال و نیم پیش هر روز به خبرنگاران می گفت مردم نگران نباشند، قیمت دلار پایین خواهد آمد!) لابد در این مورد هم جای هیچ دلواپسی نیست و مسوولان گرامی، هوای ما و جنگل هایمان را دارند!

من، در جایی دیگر، گفته ام که به نظر می‌رسد ایرانیان، به ویژه مقام‌های رسمی، از حدود شصت سال پیش تمایل داشته‌اند که آمار جنگل‌های کشور را بیشتر نشان‌ دهند، و در همان جا اشاره کرده بودم که دادن آمار 12 میلیون هکتار جنگل در غرب کشور، فقط دامن‌زدن به یک توهم است که نتیجه‌ی آن «تلطیف فاجعه» و دور نشان دادن خطر است. امروز، به نظر می رسد که آمار سازی، با استفاده از تاکتیک "تغییر تعریف ها" در خدمت همین "سیاست امن و امان نشان دادن همه چیز" و پنهان کردن بدمدیریتی ها قرار گرفته است؛ قلمداد کردن عرصه هایی با پنج درصد پوشش درختی در زمره ی جنگل، و نادیده گرفتن تنزل شدید کیفیت جنگل ها (تراکم، تنوع، قدیمی بودن درختان، و...) جلوه هایی از این تاکتیک است.


 
باغ گیاه‌شناسی؛ ثروتی برای نوشهر
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

 

یادداشت زیر را در مورد باغ  گیاه‌شناسی نوشهر نوشته بودم که با کمی تلخیص در همشهری 25 بهمن چاپ شده است. خوشبختانه خبر می رسد که پیگیری های فعالان محیط زیست و شکایت انجمن صنفی هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، به نتیجه رسیده و دادستان انقلاب ساری، قرار مجرمیت مدیرکل بندر نوشهر را به دلیل تعرض به باغ گیاه شناسی صادر کرده است (یادداشت در این مورد، و مطالب دیگر درباره ی این باغ ارزنده را در تارنمای انجمن یاد شده بخوانید).

این روزها، پس از چند سال، باز صحبت از تخریب بخش‌هایی از قدیمی‌ترین باغ گیاه‌شناسی کشور برای احداث جاده و توسعه‌ی بندر نوشهر است. موضوعی که همه‌ی دوستداران طبیعت ایران، کارشناسان منابع طبیعی و بسیاری از مردم دیگر را که خبر را دریافته‌اند، نگران کرده است. درباره‌ی ارزش علمی و پژوهشی و میراثی این باغ 35 هکتاری، دیگران بسیار گفته‌اند و هیچ شکی در جایگاه منحصر به فرد این مجموعه در میان آثار برجسته‌ی کشور نیست، که اگر بود، آن را در فهرست آثار ملی قرار نمی‌دادند. در این‌جا می‌خواهم به جنبه‌ای دیگر از ارزشمندی باغ گیاه‌شناسی نوشهر اشاره کنم، و آن جایگاه "سرمایه‌ای" این باغ، در معنای دقیقا اقتصادی آن است.

 

بی آن که در این‌جا وارد جزییات مبحث‌ "محاسبه‌ی ارزش اقتصادی محیط‌های طبیعی" شویم،  فقط یادآور می‌شوم که اگر بخواهیم قیمت اکسیژن تولیدی یک درخت پنجاه ساله را در طول عمرش محاسبه کنیم و برای این کار، قیمت جهانی یک کپسول هشت لیتری اکسیژن را مبنا قرار دهیم (حدود 50 دلار) آن‌گاه، قیمت اکسیژنی که یک درخت پنجاه ساله تولید کرده است، حدود شش میلیون دلار خواهد شد! در این محاسبه، ارزش درخت در جذب آب و حفاظت خاک و جلب گردشگر، به حساب نیامده است؛ این ارزش‌ها، در کشور خشک و کم درختی مانند ایران، بسی بیشتر است. با این حساب، ارزش چند هزار درختی که در باغ مورد نظر قرار دارد، چند میلیارد دلار است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باغ گیاه‌شناسی نوشهر را نگاهبانی کنیم!
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

آیا کشور ما، توان نگاهداشت یک باغ 35 هکتاری را ندارد؟! این را از آقایانی می پرسم که ادعا می‌کنند دلسوز این خاک و مردمان آن هستند و برای "عمران و پیشرفت" کشور، جواز تجاوز به باغ ثبت شده در فهرست آثار ملی را صادر کرده‌اند. آنها که نمی‌دانند ارزش این گونه گوهرها که از نسل‌های پیش به ما به ارث رسیده چقدر است. اگر هدف از توسعه و عمران، فراهم‌سازی عزت و سربلندی برای شهروندان این سرزمین است، قطعا این منظور، با به نمایش گذاشتن ضعف کشور در نگاهداشت اشیا و محوطه‌ها و مجموعه‌های میراثی و کم مانندش به دست نخواهد آمد.

 

آیا ممکن نیست که همین آقایان یا هم‌فکران‌شان، فردا برای طرح‌های توسعه‌ای دیگر، جواز ساخت پاساژ چند طبقه در بازار اصفهان، یا مجوز عبور راه آهن از وسط تخت جمشید، یا پروانه‌ی ساخت پارکینگ در محدوده‌ی باغ ملی تهران را صادر کنند؟! با این روندی که برنامه‌های "عمرانی" ما پیش می‌روند، تصور چنین فاجعه‌هایی چندان هم دور از ذهن نیست. 

بازی غم‌انگیزی با شعور ما است که دستگاهی با کارنامه‌ای مملو از بسترسازی برای واردات مصرفی‌ترین محصولات خارجی در ازای صادرات ثروت‌های خدادادی ملی، برای باز هم گسترده ساختن بندرهای خود، باغی دیگر و داشته‌ای دیگر و  اثر ملی دیگری را لگدمال آزمندی‌های کوته بینانه کند و نام این کار را "پیشرفت" بگذارد! 

شورای تامین استان مازندران (صادرکننده‌ی رای تخریب باغ) چگونه امنیتی را در نقشه‌های خود ترسیم کرده که در آن، جواهرهای ملی در امان نیستند؟! این چه دستگاه فکری‌ای است که با وجود صدها هکتار زمین در محدوده‌ی نوشهر، و با وجود چند طرح جایگزین که برای ساخت جاده‌ی بندری ارایه شده، همچنان بر گزینه‌ی مخرب خود پافشاری می‌کند؛ آیا می هراسند که به عقب نشینی متهم شوند؟!

اما، دوستان عزیز، این عقب نشینی نخواهد بود، بلکه افتخاری برایتان خواهد بود که "به گفته ها گوش دادید، و بهترین‌اش را برگزیدید". لطفا از سمند نخوت فرود آیید و به نرمی با پژوهشگران، کارشناسان و دیگر کسانی که تجاوز به این باغ ارزشمند و خاطره انگیز را وهن کشور و نمایش ناتوانی مدیران آن در پاسداشت سرمایه‌های ملی می‌دانند، همراه شوید.

در این زمینه، یادداشت های چند کارشناس دیگر: مهندس درویش، دکتر آخانی، مهندس نصرتی، و دکتر ثاقب طالبی، را در همشهری بخوانید.

 


 
راه های ما... راه های آنان!
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱ آذر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عکس زیر را چندی پیش (18/4/1391) در وبلاگ "محیط زیست غرب" دیدم:

ببینید که برای نگاهداشت یک درخت، چگونه مسیر جاده را تغییر داده اند؛ مقایسه کنید با جاده سازی آقایان مدیران وطنی که برایشان پارک ملی و منطقه ی حفاظت شده و دریاچه و جنگل و کوه و هر چیز دیگر پشیزی ارزش ندارد!

تازه ترین دسته گل از این دست را در پارک ارزشمند جهان نما در کرج می بینیم که این روزها به خاطر عریض تر کردن اتوبان کرج در حال تخریب آن هستند (گزارش در جام جم). و پیش از این ها هم ده ها مورد فاجعه بار دیگر را در ذخیره گاه زیستکره ی دنا، منطقه ی حفاظت شده ی البرز مرکزی، جنگل ابر، پارک ملی خجیر، پارک ملی دریاچه ی اورمیه، پارک ملی کویر، و... دیده ایم.

تخریب ها در زاگرس (عکس از دیده بان طبیعت بختیاری)


 
ذخیره گاه ایرانی!
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران- سبز پرس

در مقاله ی زیر، کوشان مهران به نقد کارهای حفاظتی ایران پرداخته و نگرش "منطقه فروشانه" ی مدیران ایرانی را با شیوه های مدیریتی دیگران مقایسه کرده است. 

 بزرگنماییهنگامی که در دهه هفتاد قرن نوزدهم میلادی اعضای کنگره ایالات متحده آمریکا تصمیم به پایه گذاری نخستین پارک ملی کشور بنام «یلوستون» گرفتند، به هیچ روی پایداشت و بقای گونه هایی چون «خرس گریزلی» و «گرگ خاکستری» و حتی «بیزون آمریکایی» برای آنان مطرح نبود و تنها به دلیل پاسداشت جاذبه های طبیعی این منطقه از تخریب و دست اندازی شرکت های چوب بری و بزرگ دامداران تصمیم به حفاظت گرفته شد. چندسال پیش از این عده ای از اعضای کنگره که نگران نابودی قریب الوقوع بیزون(بوفالو) در ناحیه دشت های بزرگGreat Plain شده و پیشنهاد مدیریت جمعیت و ممنوعیت شکار این گونه را داده بودند با مخالفت شدید وزارت جنگ روبرو شدند که وجود گله های بوفالو را به عنوان مهم ترین منبع تامین کننده نیازهای سرخت پوستان ناحیه دشت های بزرگ دانسته و کشتار آنها را مهم ترین راهکار شکست سرخ پوستان.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ساخت و ساز در پارک سرخه حصار
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

اخیراً شهرداری تهران فعالیت های جدیدی را در پارک ملی و پارک جنگلی سرخه حصار در شرق تهران آغاز کرده است. این فعالیت ها شامل احداث سکوهایی برای اسکان زلزله زدگان احتمالی تهران و همچنین احداث راه های جدید برای تردد اتوبوس است. «مژگان عبدی»، عضو گروه دیده بان کوهستان در گزارشی که برای سبزپرس ارسال کرده، جزئیات این اقدامات شهرداری تهران را تشریح کرده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پردیسان را هم بنگاه های واگذاری اراضی ملی به باد می دهند؟!
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

چند بار گفته ام که شوربختانه، تب تملک زمین و ویلا داری به هر قیمت و دست اندازی به زمین های ملی، در میان گروه های بزرگی از جامعه ی ایران (از قشرهای ساده تا دستگاه های دولتی و مدیران ارشد) دیده می شود، و حتی آن دسته از سازمان های دولتی که باید حافظ منابع طبیعی و منطقه های حفاظت شده باشند، به نوعی جایگاه شان بدل به "بنگاه های واگذاری اراضی ملی"(!) شده است (نکاه کنید به اینجا و اینجا). 

اینک، زمزمه های واگذاری مرکز فرماندهی حفاظت محیط زیست کشور و حومه ی این مرکز، یعنی پارک پردیسان تهران، گویا برای هتل سازی و ساخت و سازهای دیگر، به گوش می رسد... . واقعا هم اگر خودمان را جای بساز و بفروش های گرامی "گرانقدر" بگذاریم، حتما به این نتیجه می رسیم که چرا باید "ملک" به این مرغوبی با این "بر" عالی در وسط تهران که زمین هایش از متر مربعی 4-3 میلیون تومان کمتر نیست، در اختیار سازمانی باشد که نه در حفظ محیط زست کشور موفق بوده و نه حتی توانسته است "منطقه های چهارگانه" ی زیر مدیریت خودش را در گوشه و کنار مملکت نگاه دارد؟!

و بخوانید نامه ی چند فعال و متخصص محیط زیست را در این مورد، به نقل از سبز پرس:

 

با فروش پردیسان، تیر خلاص به آینده زیستبوم تهران نزنید!

 انتشار شایعاتی درباره فروش پارک طبیعت پردیسان نگرانی های بسیاری را در بین کارشناسان محیط زیست، دلمشغولان طبیعت ایران و همچنین شهروندان کلانشهر تهران برانگیخته است. اطلاع رسانی ها در این باره مخدوش و ناقص است و سازمان حفاظت محیط زیست که انتظار میرفت، خود حافظ و نگاهبان این عرصه باشد تاکنون از هر واکنشی درباره این شایعات خوددداری کرده است. اخیرا رسانه های مستقل، خبری حیرت آور منتشر کردند با این مضمون که بخش بزرگی از پارک مذکور با بهایی نازل فروخته شده و خریدار قصد تغییر کاربری اراضی پارک را دارد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
غارت حیات وحش مصر
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

غارت حیات وحش مصر، دریغی بر شکوه زیگونگی ازدست رفته

  کوشان مهران- اگر یکی از فرعون های مصر علیا و یا سفلای 3100 سال پیش از میلاد مسیح ( در ابتدا مصر به دو کشور مجزا تقسیم می شد: مصر "علیا" که شامل دلتای نیل بود، و مصر "سفلی" که اسیوط و اسوان و شمال نوبی را شامل می شد) امروزه به بیابان ها و کرانه های رود نیل در مصر سال 2012 می آمد، به سختی شگفت زده می شد. چرا که از گاو اوروش شمال آفریقا و غزال اسمووگین و گوزن زرد میان رودان و سگ شکاری کیپ (لیکائون) هیچ اثری برجای نمانده و بیابان های غربی که تا اواخر قرن نوزدهم مملو از گله های هارته بیست بوبال، آداکس، اوریکس شاخ شمشیری، گورخر نوبی و شترمرغ بود، پاک از حیات وحش روبیده شده بودند.

"شب شکار" یا کشتار در شب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مدیریت شکار...
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۸ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

من (عباس محمدی) هیچ نظر خوشی نسبت به شکار ندارم (نگاه کنید به یادداشت چه مایه جانورند از تو خسته و غمگین) و حتی در مورد گوشت خواری با کشتار دام و پرنده ی اهلی هم معتقدم که باید بسیار محدود شود تا این فشار سهمگین بر کره ی زمین هم کمتر شود. اما، به هر حال پدیده ی شکار وجود دارد و به نظر نمی رسد که تا آینده ی قابل پیش بینی، از سوی انسان کنار گذاشته شود. در این حال، مدیریت شکار تنها راهی است که می تواند از کشتار جانوران وحشی جلوگیری کند و در عین حال برای گروه هایی از مردم درآمدزایی نیز ایجاد کند.

یادداشت زیر، از کوشان مهران، با عنوان مدیریت شکار گراز در تونس، تجربه ای کارا و قابل اجرا در ایران، به این موضوع می پردازد.

در سال 1941 فرماندهی عالی نظامی رایش سوم گمان داشت که نیروهای آمریکایی پیاده شده در آفریقای شمالی، فاقد تجربه ی کافی نظامی بوده و به سرعت در نخستین برخورد با آرتش فیلدمارشال اروین رومل (معروف به روباه صحرا) از هم پاشیده می شوند ولی معرکه نبرد Kasserine واقع در کوهستان های شمال تونس، پیاده نظام آمریکا را آبدیده نمود. پس از عقب راندن نیروهای آلمانی، سربازان آمریکایی در اوقات فراغت در این منطقه پوشیده از جنگل به شکار گوزن بربری، تنها نمونه ی گوزن آفریقا، می پرداختند ولی در سال 1960 کمتر از 50 سر از این زیرگونه ی گوزن سرخ در تونس برجای مانده بود.

قتل عام گراز، با عنوان "شکار"

قتل عام توکا در تونس


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نمونه ای از تاثیر فشار بر زیستگاه های شکننده
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

نابودی گراز در لیبی ومصر، نمونه ای از فشار بر زیستگاه های شکننده

 کوشان مهران- در سال 2009 روزنامه لیبیایی Oea خبرعجیبی را منتشر کرد: در 125 کیلومتری غرب شهر تریپولی لاشه ی یک گراز نر پیدا شد. ولی پیش از پژوهش بر روی لاشه، به دلیل احتمال شیوع بیماری آنفولانزای خوکی که در آن دوره بسیار رایج بود (و گراز های باغ وحش بغداد قربانی این پیشگیری شدند) آن نمونه ی نادر سوزانیده شد.

 در کتاب پستانداران لیبی نگاشته ی E. Hufnagl آخرین گزارش مستند گراز در سرزمینی که اکنون لیبی خوانده شده (و در آن دوره تا سال 1912 بصورت سه بخش مجزای فز، تریپولی و بنغازی جزو سرزمین های عثمانی بود) مربوط به سال 1883 می باشد. خلاف تصور همگان، در حاشیه ی دریای مدیترانه و به ویژه کوهستان جبل الاخضر(کوه سبز) پوشش ویژه مدیترانه ای زیستگاهی متفاوت با دریای سوزان شن ایجاد نموده و به همین دلیل از هزاران سال پیش و به ویژه به هنگام پایه گذاری شهرهای یونانی و پس از آن رومی، در آن جا به شدت از منابع طبیعی استفاده می شد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آتش فشان نیمه فعال، و توسعه ی نیم بند!
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دماوند، آتش فشانی نیمه فعال است...،دره ی هراز (و تهران و کل ایران) روی گسل های زمین لرزه خیز قرار دارند...، کشور ما تقریبا مستعد دریافت همه گونه بلاهای زمینی و هوایی است...، با این حال، اما مدیران "خدوم" ما هنگام کلنگ زدن جاده ها و شهرسازی ها و خط های انتقال نفت  و گاز و دیگر طرح های "عمرانی"کاری به این کارها ندارند!

شاهدی بر این مدعا، طرح تعریض جاده ی هراز که بی محابا کوه را می بُرند و ترانشه های چند ده متری در کنار راه درست می کنند و خاک ها را به رودخانه می ریزند. ریزش سنگ از سمت کوه به این جاده که پیش از این ها هم ریزش داشت،بسی بیشتر شده است... و چنین است در ده ها جاده ی فرعی حوزه ی دماوند.

چند روز پیش، گفتگویی تلفنی با همشهری داشتم؛ گزارشگر، درباره ی نشانه های فعال تر شدن آتش فشان دماوند پرسید و من گفتم که در چند سال اخیر دود فراز قله، بیشتر شده ولی تا جایی که اطلاع دارم، آتشفشان ها قابل پیش بینی هستند (از روی لرزش های محسوس زمین، وضع چشمه ها و چاه های آب، متورم شدن دامنه ی کوه (قابل اندازه گیری با جی پی اس). همچنین گفتم که لازم نیست منتظر فاجعه ی آتشفشان باشیم، چرا که: اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم! طرح های توسعه ی ناپایدار و جانمایی بغایت نادرست در ساخت و سازها (مثلا شهرک صنعتی در ارتفاع حدود 2400 متری رینه در پای دماوند) و تخریب گسترده ی سزمین، و فرسایش دهشتناک خاک؛ و... خود بلایی است که بر سرمان نازل شده است! دیگر منتظر چه هستیم؟!

همشهری؛ بخش کوچکی از سخنان من را به اضافه ی سخنان دکتر محمد رضا قیطانچی رئیس بخش زلزله‌شناسی و عضو هیأت علمی مؤسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران چاپ کرده است که می توانید در ادامه ی مطلب بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
منطقه های حفاظت شده را از روی نقشه قیچی کنید!
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران- روز بیست و هفتم ژوئن سال 2007، روز تلخی برای کارشناسان محیط طبیعی سازمان یونسکو به حساب می آید. در این روز، نخستین زیستگاه در کشور عمان که در سال 1982 گونه ی اوریکس عربی، پس از گذشت یک دهه از نابودی در طبیعت، دوباره با موفقیت به آن معرفی شده بود، از لیست ذخیره گاه های جهانی زیستکره خارج شد. در این زیستگاه که بیابان مرکزی عمان و تپه های ساحلی را پوشش می داد، جز اوریکس عربی، غزال عربی، آیبیکس نوبی، گرگ عربی و گورکن عسل خوار نیز وجود داشته و به عنوان آخرین پناهگاه زادآوری هوبره در عمان از ارزش ویژه ای برخوردار بود.

 از آخرین سال های قرن بیستم به تدریج دست اندازی به این ذخیره گاه زیستکره برای بهره برداری از منابع نفتی آغاز گردید و با ورود انبوه کارگران و تاسیس جاده و تاسیسات ساختمانی، پوشش حفاظتی روز به روز ضعیف شد و هر روز به بهانه های گوناگون مدیران حفظ  محیط زیست چشمان خود را بر تخریب زیستگاه و شکار غیر قانونی گونه ها و از جمله اوریکس عربی بستند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آلودگی نوری؛ به فکر زمین باشیم!
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یادداشت به بهانه ی مراسم "ساعت زمین" در 12 فروردین

بخشی از مضمون این یادداشت، در روزنامه ی اعتماد 28 اسفند درج شده بود.

 در میان آلودگی های گوناگون شهرها، به آلودگی نوری هم برمی خوریم و آسمانی را که به تعبیر حافظ "عظمت فروش" بود، دیگر پرجلال و دیدنی نمی یابیم. برای مثال، سال ها است که شب های تهران زیبایی خود را از دست داده است؛ اگر از تهران صد کیلومتر هم دور شویم، چادری نورانی را بر فراز شهر می توانیم دید که حاصل بازتابش نور شدید شهر در هاله ی غبار و بخار فراز آن است. حتی بر دامنه های دماوند، به ویژه در جبهه ی غربی آن، این چادر آلودگی چشم را می آزارد.

 نورپردازی شهرها، افراطی و غیراصولی است؛ لامپ ها به جای آن که فقط معبرها را روشن کنند، فضا و تمام در و دیوارها را نیز نورپردازی می کنند. خیابان ها و بوستان ها و نمای ساختمان ها به چلچراغ بدل شده اند، چنان که بیشتر اوقات هیچ صورت فلکی و ستاره ای در پهنه ی آسمان دیده نمی شود. اهالی نجوم، حتی با تلسکوپ فقط می توانند ستاره هایی کم فروغ در آسمان بی رونق شهر و اطراف آن ببینند، و پرندگان مهاجر حتما در نورپردازی غوغاسالارانه ی شهر، راه خود را گم می کنند یا دچار دردسر می شوند. به علاوه، برخلاف آن چه که ظاهرا به نظر می آید، امنیت شهری با نورپردازی های سنگین بیشتر نمی شود و حتی می توان گفت که نورهای اضافه و غیرفنی، با ایجاد "حفره های تاریک" در فواصل منبع های نور موجب ناامنی بیشتر می شوند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بیانیه ی روز تالاب ها
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 

در روز 13 بهمن، نمایندگان چند سازمان مردم نهاد در منطقه ی تالاب بوجاق گرد هم آمدند تا به مناسبت روز جهانی تالاب ها، نگرانی خود را از وضع وخیم تالاب های کشور و به ویژه وضع تالاب بین المللی بوجاق، اظهار کنند. بیانیه ی زیر، در این ارتباط از سوی  سمن ها (از جمله از سوی "دیده بان کوهستان") امضا شده است:

انجمن پایشگران محیطزیست ایران 

در کشور خشک ایران حدود 250 تالاب وجود دارد که 5/2 میلیون هکتار وسعت این سرزمین خشک را در بر گرفته و به ساکنین این سرزمین، از انسان و سایر جانداران بیش از 14 کارکرد حیاتی و موهبت طبیعی را عرضه می کند. این درحالی است که بسیارى از اکولوژیست ها معتقدند که ارزش، اهمیت و فوائد تالاب ها هنوز به درستى شناسایى نشد ه است. مطالعات تالاب ها نشانگر آن است که تالاب ها حدود 10 برابر جنگل ها و 200برابر زمین هاى زراعى با وسعت مشابه، ارزش اقتصادی ایجاد می کنند. تغذیه و تخلیه آب های زیر زمینی، جلوگیری از نفوذ آب شور دریاها، تنظیم آب و هوا، جلوگیری از سیل، حفاظت ازتنوع گیاهی و جانوری، نگهداری رسوبات، حفظ و نگهداری مواد غذایی، تولید و صدور بیوماس، پاکسازی مواد سمی ،زیبایى و جاذبه هاى بصرى، ایجاد فضایى برای زندگى پرندگان مهاجر و مکانى غنى براى بررسى هاى پژوهشی و امکان بهره برداری پایدار انسانی از این عملکردها، از کارکردهای تالاب ها هستند. از 84 تالاب با اهمیت بین المللی در ایران 24 تالاب در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شده است که متاسفانه 7 مورد آن در فهرست سرخ مونترو یا تالاب های در معرض تهدید قرار گرفته اند و این در حالی است که دریاچه ارومیه، پریشان، کمجان، گاوخونی و تعدادی دیگر از تالاب های در معرض تهدید در زمره این هفت تالاب قرار ندارند و باید گفت اکثریت تالاب های ما با وضعیت بحرانی مواجه هستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارشی از همایش آمل
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری فارس

 به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان آمل، عباس محمدی ظهر امروز در همایش زندگی پاک، هوا و طبیعت بیان داشت: نخستین عامل حیات و زندگی، هوا است که باید در حفظ و نگهداری آن بیش از هر چیزی بکوشیم زیرا واجب‌ترین ابزار حیاتی انسان هوای سالم و پاک است.

 

وی تصریح کرد: در شهرهای بزرگ، و به تازگی در خیلی از شهرهای متوسط، داریم این عامل بسیار مهم و اولیه زندگی را از دست می‌دهیم.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
29 دی، روز هوای پاک؟!
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

شماری از مدیران ما، آن قدر "گاف" در کارنامه ی خود، و آن قدر از نگرانی مردم ترس دارند که حتی در مورد آن چه که بد یا خوب اش  مستقیما در حوزه ی مسوولیت ایشان نیست، می کوشند اوضاع را روبراه وانمود کنند! مثلا، در مورد زمین لرزه هم که یک پدیده ی طبیعی است، غالبا مایل اند که بگویند جای نگرانی نیست! چنین است که درباره ی آلودگی هوای تهران که "اظهر من الشمس" (یا "تاریک تر از دوزخ" است!) امیر حسین وحدتی رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، مدعی است که  در تهران هیچ خطری در اثر انتشار آلاینده‌های گازی شهروندان را تهدید نمی‌کند (نگاه کنید به: مهار بیابان زایی).

حقیقت اما این است که مسوولان باید در تهران شرایط اضطراری اعلام کنند؛ از آن جا که به دلیل عقب ماندگی صنایع ایران از جریان روز جهان، موضوع تحریم های اقتصادی تحمیل شده بر کشور، و سو’ مدیریتی که هیچ چشم اندازی برای بهتر شدن آن در آینده ی قابل پیش بینی نیست، امکان ارتقای کیفیت خودروها و بنزین  وجود ندارد... تنها راه بهتر شدن هوای تهران و شهرهای بزرگ دیگر، محدود ساختن هرچه بیشتر ورود خودروها و موتورسیکلت ها به شهر است. پیشنهادهای مرا در این زمینه که از سال گذشته به شورای شهر تهران، رسانه ها، و دیگران داده ام، می توانید در  اینجا بخوانید.

همچنین می توانید بازتاب "نامه ی سه نفره" را در رادیو تهران و رادیو ایران صدا، در اینجا ببینید یا بشنوید.


 
می خواهیم نفس بکشیم!
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه به مقام های ارشد کشور درباره ی آلودگی هوا

نامه ی زیر را سه تن از فعالان محیط زیست ایران (اسماعیل کهرم، محمد درویش، عباس محمدی)امضا کرده و به دفتر رییسان قوه های سه گانه و شماری از دیگر مسوولان و همچنین به رسانه ها (از جمله: سبز پرس) داده اند. به گفته ی محمد درویش، "...  تصمیم گرفتند تا نامه‌ای به خدا بنویسند و رونوشتش را بفرستند به درگاه هر آدمی که در این ملک مسئولیت دارد.  همه‌ی حرف آنها یک زنهار ساده اما حیاتی  است؛ این که تهرانی‌ها می‌ترسند دیگر نفس بکشند! آیا فریادرسی هست؟

 

  به: هر آن کس که مسوولیت دارد

 از: چند شهروند ساده

 موضوع: می خواهیم نفس بکشیم!

 

 خانم ها و آقایان مسوول!

 ما، از سوی میلیون ها شهروندی که در چنبره ی گرفتاری های روزافزون زندگی، فرصت چاره اندیشی و حتی اعتراض به آلودگی دهشت انگیز هوا، این آنی ترین نیاز هر موجود زنده، را ندارند، اعلام می کنیم که: می ترسیم نفس بکشیم! هوای پایتخت کشور و چندین شهر بزرگ دیگر ایران، نه چند درصد بلکه چندین برابر بیش از حد مجاز آلوده است.

آیا شما که تکلیف قانونی تأمین «خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی» همگان را بر عهده دارید (اصل بیست و نهم قانون اساسی)، شما که مسوولیت «پیشگیری و ممانعت از هر نوع آلودگی و هر اقدام مخربی که موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محیط زیست شود» را دارید (ماده ی 1 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست)؛ شما که مسوول اعمال ممنوعیت «هر عملی که موجبات آلودگی هوا را فراهم نماید» هستید (ماده ی 2 قانون نحوه ی جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که موظف به اعمال محدودیت برای وسایل نقلیه ی موتوری در شهرهای آلوده هستید (ماده ی 2 آیین نامه ی اجرایی تبصره ی ماده ی 6 قانون جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که وظیفه ی کاستن از آلودگی هوای تهران، کاستن از تردد خودروها، روان ساختن ترافیک تهران، تأمین بنزین و نفت گاز استاندارد، نظارت بر تولید خودروهای استاندارد، و آگاه کردن و جلب مشارکت مردم در موضوع کاهش آلودگی هوای تهران را داشته اید (مصوبه ی 1379 هیات وزیران راجع به کاهش آلودگی هوای تهران)؛ شما که باید تا چهارده سال دیگر، جمهوری اسلامی ایران را به جامعه ای برخوردار از «سلامت، رفاه، محیط زیست مطلوب، و الهام بخش جهان اسلام» بدل سازید (سند چشم انداز 1404)؛ و شما که خود و عزیزان تان در این فضا تنفس می کنید؛ آیا وظیفه هایی را که بر عهده داشته اید، به تمام و کمال یا حتی در حد امکان، به انجام رسانده اید؟!

  


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بیابان هم مانند جنگل و کوه و دریا!
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نپندارید که تنها "جنگل را بیابان می کنند"...، بیابان را نیز چنان تخریب می کنند که دوزخ را فرا روی خویش ببینید!

مشتی مدیر بی خبر از ابتدایی ترین اصول توسعه ی پایدار، و مشتی پیمانکار حریص... سیمای هر نقطه از این سرزمین را زخم خورده و چرکین ساخته اند.  آن یکی ها برای گرفتن بودجه های بزرگ تر، پایبند هیچ گونه حفاظت از میراث های فرهنگی و طبیعی نیستند؛  و این یکی ها برای بالا بردن آمار خاک برداری و دیگر عملیات خود، در کشیدن یک خط لوله، جنگل را به عرض صد متر می تراشند؛ و در بر پا کردن یک دکل، کیلومترها جاده ی مخرب و بدساز در میانه ی بیابانی که می تواند بهترین جاذبه ی درآمد زای یک استان خشکسالی زده باشد، می کشند.

گزارش بهمن ایزدی  از تخریب "کلوت های شهداد" را در همشهری، و عکس های تکان دهنده ی این عملیات بی ملاحظه ی راه سازی را در مهر ببینید.


 
درسی که باید از عربستان بگیریم!
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر، مانند دیگر نوشته های محمد درویش، خواندنی و تامل برانگیز است. اما یک پرسش هم از او دارم: ما از کی درس گرفته ایم که از عربستان بگیریم؟!

محمد درویش- خبر آنلاین

 عربستان سعودی، به عنوان بزرگترین و ثروتمندترین کشور خاورمیانه، امروز بیش از هر زمان دیگری از پاشنه آشیلش رنج می­ برد؛ پاشنه آشیلی که ممکن است نه تنها بسیاری از برنامه­های بلندپروازانه این کشور را آشکارا به مخاطره بیاندازد، بلکه تنش های اجتماعی گسترده ای را در سراسر خاکش دامن زده و بر موج نارضایتی ها از این رژیم پادشاهی بیافزاید.

   


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کلاه قاضی را دریابید!
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تابناک

دولتمردانی که در ماجرای خشک شدن دریاچه ارومیه از خود سلب مسوولیت می کنند و هر چیز را به گردن خدا می اندازند که باران نمی فرستند (!) درباره مصوبه خودشان برای تخریب عمدی پارک ملی کلاه قاضی چه می گویند؟ آیا این اراضی هم بر اثر فقدان نزولات آسمانی تخریب می شوند یا به دلیل فقدان خردمندی در تصمیم سازانی که این شاهکار (!) را رقم زده اند؟!
عصرایران نوشت:

اگر در همه جای دنیا، دولت ها به عنوان نماینده ملت هایشان، خود را موظف به حفاظت از محیط زیست می دانند و در این راستا، با هرگونه تعرضی به آن به شدت برخورد می کنند، در ایران، دولتی که مدام دم از "ایران و ایرانیت" می زند، نه تنها به این وظیفه ذاتی خود عمل نمی کند بلکه برای تخریب محیط زیست، مصوبه هم می دهد!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محیط زیست ایران در شش ماه گذشته
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 محمد درویش پرسیده است که" محیط زیست ایران در شش ماه نخست سال 1390 چگونه نفس کشید؟" سالی که...

سالی که همچنان دشت‌های کشور به فرونشست آرام خود در اثر تداوم آزمندی‌های ما ادامه داد؛ همانگونه که آبزیان دریای مازندران و خلیج فارس به مرگ خاموش خویش در اثر بحران آلودگی در این دو پهنه آبی فراخ وطن ادامه دادند ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به امید روزی که هر ایرانی یک ویلا داشته باشد!
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

در حالی که واکنش ها به وعده محمود احمدی نژاد مبنی بر بخشیدن هزار متر مربع زمین به هر ایرانی ادامه دارد و قرار است به زودی فاز آزمایشی آن اجرا شود، برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که این طرح، طرحی غیر کارشناسی است، عده ای نیز در مقابل اعتقاد دارند که این طرح، طرح حساب شده ای است با این توضیح که چنین طرحی می تواند خواسته های تصمیم سازان آن را به خوبی برآورده کند. منتقدان معتقدند که این طرح مانند طرح شکست خورده طوبی تنها پول باد آورده را نصیب یک عده خاص می کند.

 عباس محمدی، از فعالان محیط زیست در گفت و گو با سبزپرس در مورد این طرح می گوید: به نظر من این که عده ای می گویند این طرح، غیر کارشناسی است، غلط است.

او در توضیح گفته خود اضافه کرد: این طرح کارشناسی شده است، نه از آن جهت که عملی است، بلکه از آن جهت که مقصودی که پشت این بحث است می تواند به خوبی حاصل شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معضل مصرف بی‌رویه ی کیسه‌های پلاستیکی در اروپا
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همشهری

لطفا در یادداشت زیر، به نکته ای که درباره ی «فریب مصرف کنندگان» با اعلام «قابل تجزیه بودن» انواع جدید کیسه های پلاستیکی آمده است، توجه کنید.

مصرف وافر کیسه‌های پلاستیکی و دور ریختن آنها تنها پس از یک‌بار استفاده، از پی‌آمدهای جوامع مصرفی است که زیان‌های جبران‌ناپذیری برای طبیعت دارد. حال، اتحادیه اروپا درصدد پیدا کردن راهی برای کاهش زباله‌های پلاستیکی است.

مسئول امور محیط زیست اتحادیه اروپا اعلام کرده که این اتحادیه در حال بررسی ممنوعیت استفاده از کیسه‌های پلاستیکی در سطح اروپا است. بر اساس آمار موجود هر فرد در اروپا سالانه حدود پانصد کیسه‌ی پلاستیکی مصرف می‌کند و بیشتر این کیسه‌ها تنها یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرند.

منطقه مدیترانه در خطر


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شنبه شب چراغ ها را خاموش کنیم!
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

قرار است که میلیون ها نفر در سراسر جهان، از ساعت ٢٠:٣٠ تا ٢١:٣٠ فردا ششم فروردین (آخرین شنبه ی ماه مارچ) چراغ های خود را در حمایت از برنامه های جلوگیری از گرمایش زمین خاموش کنند. در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، چراغ ساختمان های عمومی و نمادهای شهری، و در تهران نورپردازی برج میلاد خاموش خواهد شد (که این یکی را من دوست دارم همیشه خاموش بماند، چرا که بسیار افراطی و آزار دهنده است!)

لطفا شما هم لامپ های خود را خاموش کنید، به دیگران بگویید که چنین کنند، و در زیبایی شب غرقه شوید!

اطلاعات بیشتری در مورد این روز را در تارنگار آوای محیط زیست ایران بخوانید. همچنین می توانید در تارنگار حامد میرزا خلیل به نام قتل مهتاب به فرمان نئون مطالب ارزنده ای در زمینه ی آلودگی نوری بیابید. حامد از نخستین کسانی است که در ایران، موضوع آلودگی نوری را پیش کشیده و در این زمینه  خوب هم کار کرده است.


 
طبیعت ایران، قربانگاه پاسداران محیط زیست کشور!
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

آوای محیط زیست ایران

لیست سیاه محیط زیست ایران در سال ۸۹ با مرگ چهار محیط بان مظلوم کامل تر شد. هنوز داغ دو محیط بان کشته شده در استان های خراسان شمالی و سیستان و بلوچستان در دل های دوستداران محیط زیست زنده است که دیروز خبر کشته شدن چهار محیط بان دیگر داغ دل هایمان را چندین برابر کرد.

روز گذشته چهار مامور گارد محیط زیست در حین انجام ماموریت در محدوده ی روستای دوشان در ۱۰ کیلومتری شهر سنندج مورد هجوم عده ای ناشناس قرار گرفته و هر چهار نفر به ضرب گلوله به شهادت رسیدند تا شمار شهدای محیط زیست ایران به ۱۱۱ نفر برسد .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گردهمایی در اعتراض به طرح راه سازی و احداث پالایشگاه در میانکاله
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

روز پنج شنبه گذشته 21 بهمن، ده ها نفر از طبیعت دوستان در تالاب میانکاله گرد هم آمدند تا به طرح جاده کشی از میان تالاب بین المللی میانکاله اعتراض کنند.

    به گزارش سبز پرس قرار است که این جاده، بهشهر را با گذر از میانه ی تالاب به ساحل دریا متصل کند. چند کیلومتر از این جاده، از سمت جنوب تالاب (از سمت بهشهر) در محدوده غیرآبی تالاب، احداث و در کنار آن تیر برق کشیده شده و چند دکه و قهوه خانه هم برپا شده است. تابلوی "محل احداث پالایشگاه مازندران" نیز در ابتدای این جاده، یعنی در ابتدای بخش غیرآبی تالاب، نصب شده است.   

  عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان که در این همایش حضور داشت می گوید:

 

انتقاد دکتر کهرم از وجود ده ها کومه ی صید پرنده در میانکاله، در این جا و عکس های بیشتر در تارنگار دفتر نمایندگی انجمن در سمنان


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دیدار از میانکاله، و اعتراض به طرح جاده سازی
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

حوالی ظهر روز پنج شنبه ٢١ بهمن، همراه با خانم بقراط (مسوول دفتر انجمن در ساری)، استاد دکتر کهرم، حر منصوری (دیده بان میانکاله) و شماری از اعضای انجمن در مازندرا ن، همچنین همگام با شماری از اعضای جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، و مسوولانی از اداره ی کل محیط زیست مازندران، در میانکاله (ورودی زاغمرز) خواهیم بود.

در این روز، خواهیم کوشید که صدای مخالفان طرح های مخرب این منطقه ی بی مانند را به گوش مسوولان برسانیم. 

برای آگاهی بیشتر درباره ی میانکاله، نظر بابانژاد عضو شورای شهر بهشهر را در اینجا بخوانید.

قرقاول در میانکاله، عکس از: حر منصوری


 
با جاده کشی در میانکاله، مخالفیم
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سیزدهم بهمن (سوم فوریه) روز جهانی تالاب ها است. مدتی است که صحبت از کشیدن جاده ای از بهشهر به داخل میانکاله تا ساحل دریا است. ظاهرا در پی مخالفت های شدید مردم و سازمان حفاظت محیط زیست، طرح بدل شده به کشیدن "جاده ی چوبی" برای خدمت به اکوتوریسم!

پیدا است که پروژه نویسان و پروژه بگیران (که لابد بودجه یا قول بودجه ای را از دستگاه دولتی گرفته اند) نمی خواهند "نان" را از دست بدهند. همین امروز هم جاده ای سراسری (از زاغمرز تا آشوراده) در میانکاله وجود دارد که باید رفت و آمد در آن محدود و ساماندهی شود؛ چه نیازی به جاده ی جدید برای طبیعت گردی هست؟! چرا این بودجه، صرف جلب رضایت دام داران داخل این "ذخیره گاه زیست کره" برای بیرون بردن دام هایشان نمی شود؟

حر منصوری، مدیر وبلاگ دیده بان میانکاله یک نظرسنجی در مورد طرح احداث جاده در میانکاله ترتیب داده است. می توانید با مراجعه به این پیوند، در نظر سنجی شرکت کنید.

عکس از: دیده بان میانکاله


 
تخریب بی امان دره ی هراز
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر فرهاد اسدی- عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور- همشهری

 کمتر از 10سال قبل، جاده هراز به‌ویژه نیمه شمالی آن به‌عنوان یکی از زیباترین و باارزش‌ترین تفرج‌گاه‌های طبیعی ایران شناخته می‌شد. در این مسیر پوشش گیاهی بوته‌ای، درختچه‌ای و درختی به‌صورت پیوسته استمرار داشت.

وجود ماهیان فراوان در رودخانه اصلی هراز و رودخانه‌های فرعی به حدی بود که بخش عمده‌ای از پروتئین روستاییان منطقه را تأمین می‌کرد و به‌علت فراوانی جمعیت، این آبزیان گاهی در مسیر نهرهای کشاورزی وارد اراضی زراعی می‌شدند و مردم طبیعت‌دوست منطقه آنها را به رودخانه برمی‌گرداندند تا هم شکر نعمت کنند و هم با طبیعت مهربان باشند. این رودخانه‌ها علاوه بر تأمین آب‌شیرین و گوارا برای انسان و حیات‌وحش، با سیراب کردن چشمه‌سارها و منابع زیرزمینی، بسترسازی برای زادآوری ماهیان آزاد خزری و حفظ تنوع زیستی، رونق بخشیدن به پوشش گیاهی حاشیه رودخانه‌ای و نقش‌های حیاتی دیگر که هنوز دانشمندان علوم زیستی قادر به درک عظمت آن نیستند، همه و همه طی چند سال گذشته به واسطه بر هم خوردن شکل طبیعی و رژیم هیدرولیک رودخانه و ایجاد برش در اکوسیستم‌های یکپارچه منطقه، آن هم توسط عده‌ای انگشت‌شمار و با نام بهره‌برداری از معادن شن و ماسه شدیدا تخریب شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
را ه حل های دراز مدت، و مرگ در کوتاه مدت!
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

داستان آلودگی هوای تهران، آن قدر فاجعه بار است که نمی توان حتی آن را چنان که اسطوره پرداز بزرگ ما گفته «یکی داستان پر آب چشم» خواند،  بلکه داستانی جنایی با پیرنگی از اهمال کاری و بی اعتنایی به حق حیات است. در این چند روز، نشست و برخاست های گوناگونی به مناسبت 29 دی، روز هوای پاک، انجام  شده است؛ از جمله از سوی شهرداری، شورای شهر ، و سازمان حفاظت محیط زیست. 

 از حضور در چند تایی از این نشست ها، و پی گیری چند تای دیگر، این اطلاعات را به دست آورده ام:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فرض کنیم میانکاله در ایران نبود!
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- سبزپرس

فرض کنیم میانکاله به جای آن که در جنوب شرق دریای مازندران قرار گرفته بود، در سواحل شرقی ژاپن یا کرانه های شمالی استرالیا یا جنوب اسپانیا واقع شده بود؛ با او چه می کردند؟ آیا آن مردمان هم تومار تهیه می‌کردند و شکایت می‌بردند که چرا از قلب میانکاله نباید یک جاده عبور کند؟ و یا چرا ما نباید یک پالایشگاه در میانکاله داشته باشیم؟ و چرا گاومیش‌های ما نباید به هر تعداد و زمانی که دوست دارند در میانکاله بچرند؟ و یا رییس محیط زیست آنجا هم به جرم مخالفت با تخریب میانکاله از کاربرکنار می شد؟ و یا ...
به نظر می‌رسد کلید رخداد تلخی که در میانکاله درحال وقوع است را می‌توان با فرض پیش‌گفته بهتر درک کرده و به واکاوی دلایل تشدید ناپایداری نخستین تالاب بین‌المللی ثبت شده ایران در کنوانسیون رامسر پرداخت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زمین لرزه و محیط زیست
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چند سال پیش،مقاله ای با عنوان بالا نوشتم که در شماره ی 16 (دی- بهمن 1385) مجله ی "نقد نو" چاپ شد. همین مقاله، با اندکی تلخیص و حذف پی نوشت ها، در روزنامه ی همشهری 5/10/85 هم چاپ شد.

 در چاپ دوم(زمستان 1387) کتاب مقدمه ای بر شناخت بلایای طبیعی تالیف دکتر محمد باقر صدوق بخشی از مقاله ی من، عینا (بدون ذکر ماخذ!) چاپ شد (صفحه های 57 و 58 کتاب یاد شده). امروز که در گوگل، عبارت «زمین لرزه و محیط زیست» را جستجو می کردم، دیدم که در تارنمای مردم سالاری، مقاله ی من با عنوان «با نبض زمین همراه شویم» درج شده و نویسنده ی آن، زهره نراقی ذکر شده است!

به هر حال، به مناسبت سالگرد زمین لرزه ی مهیب بم (5/10/82) خواندن آن مقاله را به دوستان پیشنهاد می کنم. همچنینن می توانید نگاه کنید به یادداشت پارسال من با عنوان بوم لرز و دل لرزه های ما در سبز پرس و دیده بان کوهستان، در اینجا.


 
آلودگی هوای تهران
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- روزنامه ی ملت ما

آلودگی هوای تهران؛ راه هایی ساده برای یک معضل پیچیده

توضیح: این یادداشت، در روزنامه ی "ملت ما" (١٧/٩/٨٩) با اندکی تغییر، و حذف پی نوشت چاپ شده است. در این جا، متن کامل را می بینید.

آلودگی هوای تهران به اندازه ای است که می توان گفت جنایتی در حق ساکنان آن در جریان است. در این جا قصد ندارم به شناسایی عامل یا عاملان این جنایت بپردازم، اما شکی نیست که بر کشته شدن روزانه بیش از سی نفر(1)  نامی ملایم تر از جنایت یا قتل عام  نمی توان گذاشت. چند دهه است که آلودگی هوای تهران تمامی مرزهای قابل تصور را در نوردیده است، چنان که در آمارهایی که داده می شود، آلاینده هایی مانند مونو اکسید کربن و هیدروکربورها و اکسیدهای ازت، نه به مقدار چند درصد بلکه بیشتر اوقات تا چندین برابر(2)، بالاتر از حد مجاز است. اگر هفده سال پیش (29 دی ماه 1372)، گروهی از پزشکان و صاحب نظران محیط زیست، در «بیانیه ی هوای تهران- 72) شمار خودروهای تهران را «بیش از یک و نیم میلیون» و وضعیت آن ها را غیر استاندارد اعلام کردند، امروزه صحبت از حضور حدود سه میلیون و دویست هزار خودرو در شهر است. در عین حال، شمار موتورسیکلت ها هم به چند برابر رسیده و با زیاد شدن جمعیت، مصرف سوخت های خانگی و اداری هم بسیار بیشتر شده و از آن جا که وسایل نقلیه و موتورخانه های شوفاژ، همچنان غیر استاندارد هستند و سوخت بسیار مصرف می کنند، آلودگی هوا از آن سال تا کنون پیوسته رو به افزایش بوده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گفتگو درباره ی ظرف های یک بار مصرف در شبکه ی 5 سیما
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

فردا بین ساعت ٨ تا ٩ صبح، حسین عبیری مدیر موسسه ی کوهستان سبز مهمان شبکه ی ۵ سیما خواهد بود؛ او در این برنامه از طرحی که خودش از چند سال پیش پی گیر آن بوده و نام آن را  "حذف و ساماندهی ظروف یکبار مصرف" گذاشته، صحبت خواهد کرد.

حسین از آن اشخاصی است که بسیار می پسندم شان؛ طرحی را می ریزند، آرام و پی گیر آن را دنبال می کنند، و تا به نتیجه نرسد خسته نمی شوند. کار او در زمینه ی بازیافت ظرف های دور انداختنی که در مراسم ارتحال و مراسم محرم مصرف می شود، طرح دیگرش برای متقاعد کردن هیات های مذهبی به استفاده از ظرف های تجزیه شدنی، و گفتگوهای جدید اش برای حذف این ظرف ها، بسیار ارزشمند بوده، و الحق که این کارها کار هر کسی نبوده است!


 
گلستان در آتش سوء مدیریت
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی (استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران)- سبز پرس

بعد از سه روز تعطیلی آتش سوزی گلستان تلخ ترین خبری بود که میتوانست خستگی سه روز خانه نشینی اجباری را در تنم زنده نگهدارد. برای نگارنده که وجب به وجب گلستان را مطالعه کرده است، زخم های پی در پی در تن رنجور گلستان بسیار دردآور است. منطقه ای که با 1362 گونه گیاهی در مساحت شش صدم درصدی کل کشور، یک پنجم گیاهان ایران را در دل خود جای داده یا بهتر بگویم جای داده بود. اما افسوس که امروز نه تنها آخرین جمعیت پستانداران کشور در گلستان یکی پس از دیگری با گلوله های شکارچیان قتل عام می شوند، بلکه آتش به جا مانده از سرمستی قاتلان بی رحم، اولین ذخیره غذایی اکوسیستم گلستان را چنان شعله ور می کند که هر آنچه طی میلیون ها سال از گزند دوره های یخچالی و خشکسالی باقی مانده است را به طرفه العینی به خاکستر مرگ تبدیل کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرزمین یا کارگاه ساختمانی؟!
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبزپرس- عباس محمدی

داستان تجاوز ناگهانی به باغ گیاه شناسی نوشهر در صبحگاه 8/8/89 ، نتیجه ی آن شیوه ی اندیشگی است که ایران را کارگاه ساختمانی فرض کرده و به این تصور افتخار هم می کند. در حدود ساعت 4 بعد از ظهر 15/8/ بر حسب تصادف (در تاکسی) به رادیو گوش می کردم و از زبان یکی از مسوولان وزارت راه که درباره ی آزادراه خرم آباد- پل زال صحبت می کرد، شنیدم که با خشنودی می گفت آن وزارتخانه، کشور را به کارگاه ساختمانی برای راه سازی و احداث بندر و مانند آن بدل کرده است. به یاد دارم که آقای رییس جمهور هم در یکی از مناسبت های ملی (تا جایی که به یاد دارم، در مراسم سی امین سالگرد انقلاب) گفتند که هم اینک ایران به کارگاه ساختمانی تبدیل شده و در همه جا آثار عمران و توسعه به چشم می خورد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب باغ گیاه شناسی نوشهر و یادداشت محمد درویش
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبزپرس

چرا مردم اشتوتگارت می‌توانند؛ اما مردم نوشهر نمی‌توانند؟!

 چند هفته‌ای است که ماجرای مقاومت جانانه‌ی بخش بزرگی از طرفداران محیط زیست در شهر اشتوتگارت به یکی از خبرهای بحث‌برانگیز رسانه‌های جهان بدل شده است. جایی که دولت فدرال آلمان به رهبری آنجلا مرکر درصدد است تا با اعتباری هنگفت معادل 7 میلیارد یورو، خطوط روزمینی حمل و نقل ریلی را به زیرزمین انتقال داده و بدین‌ترتیب، این شهر مشهور صنعت اتومبیل‌سازی آلمان و جهان را با کمترین زمان به قلب اروپا پیوند دهد.همان طور که مشاهده می‌شود، ظاهراً همه چیز هم خوب و آرمانی و مثبت است! زیرا هم این سرمایه‌گذاری هنگفت (موسوم به اشتوتگارت 21) به بهبود کسب و کار و اشتغال‌زایی در اشتوتگارت کمک خواهد کرد و هم حمل و نقل زیرزمینی (مترو) از نظر محیط زیستی هم کاری توجیه‌پذیر و مثبت ارزیابی می‌شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دریاچه ی چیتگر، یک طرح ضد محیط زیستی دیگر...
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢۱ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی، استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران، از جمله متخصصانی است که قلم و رفتار خود را فدای مصلحت اندیشی های سودجویانه و عافیت جویی های بز دلانه نکرده است. این ویژگی، او را به چهره ای شاخص در میان مدافعان محیط زیست ایران بدل ساخته است. آخانی، یک چهره ی منتقد طرح های سد سازی و پروژه های عمرانی هزینه بر بی توجیه است. مقاله ی عالمانه ی او را در نقد طرح ساخت دریاچه ی تفریحی در چیتگر تهران، در سبزپرس بخوانید (خواهش می کنم حتما بخوانید!).

دکتر حسین آخانی


 
رودخانه‌های زمین، در سراشیب نابودی
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در سفری که از ٧ شهریور به مدت تقریبا یک ماه همراه چند نفر از دوستان در آمریکا داشتیم (گزارش در: اینجا)، علاوه بر کوه نوردی و راه پیمایی در منطقه ی پارک ملی گراند تیتان، از چند پارک ملی دیگر (یوسمیتی، آرک، یلوستون، گراند کانیون، نیاگارا) هم دیدن کردیم. گفتنی از این تجربه، بسیار است که امیدوارم بتوانم به تدریج بخش هایی از آن را در این تارنگار بنویسم. در این جا، به بهانه ی مقاله ی ارزنده ای که با عنوان بالا از طریق دوستم فرشید فاریابی به دستم رسیده، اشاره می کنم به وضع آبشار نیاگارا که شاید معروف ترین آبشار جهان و یکی از جاذبه های بزرگ گردشگری آمریکا است؛ در پای آبشار، می شد کف سنگینی را دید که در کناره های رود جمع شده بود که این وضع نشانگر کم شدن کشش سطحی آب (ناشی از آلودگی) است. همچنین می شد بطری های پلاستیکی و دیگر زباله های سرگردان جامد را هم دید (صد البته نه به مقداری که در رودخانه های ایران دیده می شود!).

مقاله ی زیر، اشاره دارد به این که وضع رودخانه ها حتی در ایالات متحده که مدیران آن معتقدند آلودگی ها زیر کنترل است، وخیم است.

رودخانه‌های جهان، این تنها منابع تجدیدپذیر آب شیرین و بوته‌ای برای رشد و نمو حیات متنوع آب‌زی؛ طبق بررسی‌‌های جدید جهانی، در معرض بحرانی جدی‌اند. گزارشی که اخیراً به تاریخ سی‌ام سپتامبر، در نشریه‌ی علمی نیچر انتشار یافت؛ نخستین نمونه از نوع خود به‌شمار می‌رود که کلیه‌ی تأثیرات مخرب عواملی چون آلودگی، سدسازی، آبیاری‌های ناصحیح زراعی، دگرگونی اوضاع مرداب‌ها و ظهور گونه‌های نامتعارف زیستی را بر سلامت رودهای جهان تحت ارزیابی قرار داده است.

به‌گفته‌ی دانشمندانی که اقدام به انتشار چنین گزارشی کرده‌اند؛ شمایلی که پس از بررسی‌های متعدد، هم‌اکنون از محیط زیست رودخانه‌های زمین منتج شده، سیمایی شوم و موحش است: هشتاد درصد جوامع انسانی، در مجاورت آب‌های به‌شدت پرخطر رودخانه‌های آلوده ساکن‌اند و این، تهدیدی جدی برای بهداشت منابع آبی است و پیامدش همانا ظهور زیست‌بوم‌های آلوده‌ای‌ست که هزاران گونه از گیاه و حیوان آبزی را هم به لبه‌ی پرتگاه انقراض‌ کشانیده است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا موضوع زباله اهمیت دارد؟
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

فکر می کنید این لاک پشت چرا اینطوری شده؟

لاک پشت بیچاره در زمانی که کوچک بوده وارد یک حلقه ی پلاستیکی شده که در اقیانوس شناور بوده و دیگر نتوانسته از آن خارج بشود. در نتیجه این شکلی رشد کرده و دیگر توانایی اش در قایم شدن توی لاکش رو از دست داده و نه می تواند شکار کند و نه دفاع. این تازه یک نمونه است از قربانی های بی زبان  زباله های ما!

با سپاس از حامد عرب ورامین به خاطر فرستادن این مطلب. 

 


 
توسعه ی پایدار یا بتن گرایی؟!
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی- همشهری

سال 1367 که مشغول تحصیل در دوره کارشناسی‌ارشد دانشگاه تهران بودم، در محوطه دانشگاه به پوستر بزرگی با عنوان نخستین سمپوزیوم بتن برخوردم.

 در حالی که قدم می‌زدم با خود می‌گفتم، مگر بتن هم سمپوزیوم می‌خواهد؟ امروز که این نوشته را می‌نگارم، 22 سال از آن موقع گذشته است. وقتی فضای سبز محوطه دانشگاه را با آن زمان مقایسه می‌کنم درختان انبوه، تنومند و پرشاخ و برگ، چنان کم و تنک و بی‌رمق شده‌اند که هر از چند گاهی به بهانه خشک‌شدن می‌آیند و آنها را قطع می‌کنند و البته در کنار درختان خشک یکی دو درخت سالم را نیز قطع کرده و با خود می‌برند. کمی بیرون از دانشگاه مثلا در خیابان‌های 16 آذر و قدس می‌توان درختان بیشتری را دید ولی خزان شدید برگ‌ها زیر آنها در این روزهای گرم، نشان از مرگ تدریجی آنها دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
از ظرف های یک بار مصرف استفاده نکنیم!
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

برای آن که آسیب رسانی به محیط زیست کم تر شود، استفاده از هرگونه ظرف دور انداختنی باید محدود و محدودتر شود. استفاده از لیوان و بشقاب و قاشق و چنگال یک بار مصرف (چه از نوع پلاستیکی و چه تجزیه شدنی) مصداق آشکار اسراف و دور ریختن منابع ملی است.

یادداشت  حسین عبیری گلپایگانی را درباره ی زیان های کاربرد ظرف یک بار مصرف در زیر بخوانید:

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه روزه داران گرامی از درگاه  خداوند یکتا  در ایام  ماه مبارک رمضان. 
چند سالی است که انواع و اقسام  ظروف پلاستیکی به بهانه های مختلف وارد زندگی مردم شده اند و مخصوصا" ظروف یک بار مصرف پلاستیکی که قرار بود برای جلوگیری از بیماری های واگیر و دیگر مشکلات  بهداشتی، برای مردم سلامتی به ارمغان بیاورند ؛ ولی انگار همه چیز  برعکس شد  و امروزه  وجود این ظروف  باعث به خطر افتادن و نابودی محیط زیست و سلامت همه مردم شده است  و گویا طراحان و پیشنهاد دهندگان اولیه ی این ظروف  پیش بینی نمی کردند که روزی  استفاده بیش از حد و خارج استاندارد  این ظروف باعث شود که  سلامتی  محیط زیست که همان سلامتی مردم جامعه می باشد این چنان جدی  تهدید شود.
 به علت همه گیر شدن  استفاده از ظروف پلاستیکی ( که یکی از دشمنان اصلی محیط زیست می باشد) دوستداران و فعالان محیط زیست  از همه ی روزه داران گرامی انتظار دارند  که  در ایام ماه پر فیض وبرکت  رمضان  که فرصتی خوبی جهت خود سازی انسانها  می باشد، با استفاده نکردن از این ظروف به فکر سالم سازی  محیط زیست خود نیز باشند.


  توصیه های  زیست محیطی درباره کاهش یا عدم استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی در ماه مبارک رمضان


با توجه به آمار تولید ظروف یک بار مصرف پلاستیکی  در کشور ایران که "سالانه بیش از 570 هزار تن  می باشد" و از طرفی  امکاناتی  جهت جمع آوری و بازیافت  دوباره این ظروف در کشور وجود ندارد و به عبارت دیگر هر سال  570 هزار تن مواد پلاستیکی  در طبیعت رها می شوند  که به علت تجزیه ناپذیری این مواد  می تواند باعث  نابودی طبیعت و محیط زیست شود، لذا موارد زیر توصیه می گردد:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم درباره ی سرخه حصار
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلب زیر، از من در ٢٩/١/٨۶ در همشهری چاپ شد. به نظرم لازم است که هم طرفدران محیط زیست و هم ذینفعان پروژه ی شهرک زیتون، بار دیگر آن را بخوانند.

«رای دیوان، هیچ گونه دلالتی بر تغییر کاربری سرخه حصار از پارک ملی به مسکونی ندارد.»

یک ویژگی شخصیتی و رفتاری که در جامعه‌ ما – حتی میان نخبگان- زیاد به چشم می‌خورد، نگاه سرسری به مسایل و دقت نکردن به جزئیات است. نمودی از این قضیه را می‌توان در ماجرای برخورد با رای اخیر دیوان عدالت اداری در مورد دعوای میان سازمان حفاظت از محیط زیست و شرکت تعاونی مسکن زیتون بر سر ۲۴۰ هکتار از اراضی پارک ملی سرخه‌حصار دید.

در اواسط اسفندماه گذشته، یکی دو وبلاگ و سایت متعلق به کارشناسان و فعالان صاحب قلم در حوزه‌ محیط زیست، خبر دادند که با رای دیوان عدالت اداری، «تیر خلاص» به قلب پارک ملی سرخه‌حصار زده شد.

اما هیچ یک از این رسانه‌ها، متن کامل رای شعبه‌ تجدیدنظر دیوان را منتشر نکردند (شاید به‌آن دسترسی نداشته‌اند)؛ بی‌توجهی به مضمون رای و فریاد برآوردن که «پارک ملی از دست رفت!» خود می‌تواند زمینه ذهنی لازم را برای پذیرفتن این که «دیگر نمی‌شود کاری کرد» فراهم آورد، و برای دست‌اندرکاران آن تعاونی که سرسختانه از پذیرفتن راه‌حل‌هایی مانند گرفتن زمین معوض خودداری می‌کنند( به دلیل تمایل‌های زمین‌خوارانه و میل به نزدیک بودن به تهران، و نه به دلیل نیاز مبرم به سرپناه) بهانه‌ خوبی خواهد بود تا ساخت و سازهای غیر قانونی خود را شدت بخشند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مدارا با متجاوزان به طبیعت
ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ای کاش که از این همه مدارا با متجاوزان به عرصه های طبیعی، کمی هم نصیب فعالان عرصه های دیگر می شد! یک تیتر در تارنمای باشگاه خبرنگاران که: "ساخت و سازهای غیر مجاز شهرک زیتون تخریب شد"، ما را خوشحال کرد که لابد پرونده ی ترکتازی ساخت و ساز گرایان در «پارک ملی» سرخه حصار بسته شد... اما زهی خیال باطل! خبر حاکی از این است که فقط دو دیوار چینی جدید و یک بنگاه املاک تخریب شده و بقیه ی ساختمان ها سر جای خود هستند.


 
مسکن مهر، بی مهری به آیندگان
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هومن روانبخش- سبز پرس

اخیرا دهها هکتار از تنها پارک جنگلی شهر دماوند واقع در گیلاوند پاکتراشی شد و ظرف چند روز ستونهای فلزی و دیوارهای سیمانی جای آنها را گرفت. در زمانی کوتاه وبی هیچ مانعی تغییرکاربری جنگل دست کاشت 20-15 ساله با نام مسکن مهر آغاز شد. اتفاقی که شاید نظیر آن را در کمتر جایی از این کره خاکی بتوان پیدا کرد. در یک منطقه خشک با تمام مشکلات جنگلکاری شود، پانزده سال با صرف هزینه و انرژی فراوان از این جنگل مراقبت شود، آبی هم به ­ارزش طلا در سرزمینی واقع در کمربند بیابانی زمین به پایش ریخته شود و درست زمانی که پهنه جنگلکاری شده به بازدهی می رسد و قابلیت تبدیل به پارک جنگلی و استفاده شهروندان را پیدا می کند، جنگل جوان با خاک یکسان شود! آنهم در شهری که با جمعیتی رو به رشد هیچ پارک جنگلی و بوستانی وجود ندارد!! اما این همه قصه نیست. ادامه ماجرا نفسگیر تر است. فاجعه ای که در آینده گریبان گیر منطقه خواهد شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
قانون مجوز قطع درخت باید مورد بازبینی قرار گیرد
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

بخش کوتاهی از گفتگوی تلفنی عباس محمدی با سبز پرس را در مورد قطع درخت در تهران توسط شهرداری، در اینجا بخوانید.


 
بزرگ راه چمران، جلوه گاه سوء مدیریت و سرگردانی مدیران شهر
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت عباس محمدی را با عنوان بالا در سبز پرس بخوانید.


 
کوه ها، همه جا در معرض تخریب
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

و اشاره ای به مسوولیت همگانی...

کوه های ما در همه جای کشور، به بهانه های گوناگون در معرض تاخت و تازهای بی رحمانه و کوته بینانه و سرزمین بر باد ده هستند؛ و دولت و ملت دست در دست هم و در تعاملی همسو، به این امر مشغول اند! دوست من، نادر ضرابیان، و البته بسیاری (شاید اکثریتی) از روشنفکران و مردم کوچه و بازار بر این باورند که مردم عادی هیچ تقصیری ندارند. من معتقدم که حکومت به خاطر آن که مسوول امر آموزش است و چون در کار آموزش محیط زیست به همگان، و در اجرای بی تبعیض قانون، همچنین در وضع قانون های ضروری، و... کوتاهی داشته و دارد، البته که مقصر اول در تخریب و آلودگی محیط زیست کشور است. اما (و این اما بسیار مهم است)، انداختن همه ی تقصیرها به گردن دولت، خود گونه ای لاقیدی و رها سازی خویش (و قوم و خویش و همشهری ها) از مسوولیت اجتماعی است که تک به تک بر گردن داریم.

دستی که از پنجره ی خودرو، زباله را به جاده پرتاب می کند؛ دستی که آب آهک به پای درختان باغچه اش می ریزد تا آن ها را خشک کند و به جایش ساختمان برویاند؛ دستی که باغ و کشتزار را قطع قطعه می کند و به بساز و بفروش ها می دهد تا پول بی دردسری به جیب بزند، دستی که درختان جنگل را می برد و منقل «استراحتگاه سنتی» را در کنار جاده روشن می کند؛ دستی که بره می خرد و به کوه می فرستد بی آن که حساب ظرفیت مرتع را بکند، و دست های مشابه، دست دولت و حکومت نیست... دستان من و تو است. من و تو هستیم که باید قدرالسهم مسولیت خود را بشناسیم و آن را به گردن بگیریم. من و تو هستیم که باید حقوق خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم و آن را احیانا از دولت مطالبه کنیم.

راحت است که دولت را مقصر بدانیم و از آن «انتقاد» کنیم؛ بسیار دشوار و وقت گیر است که کار اجتماعی کنیم برای اصلاح افکار همگانی. من درهیچ کجا نگفته ام که «ملت ما بی فرهنگ اند» (نمی دانم ضرابیان این عبارت را از کجا آورده)، اما واقعا معتقدم که همه ی ما، نه فقط ایرانیان، بلکه عموم مردم، به کم و زیاد، در همه جای جهان، باید نگرش خود را به محیط زیست تغییر دهند و مسوولیت فردی خود را بر عهده گیرند، و فرهنگ خود را ارتقا دهند تا وضع از این که هست بهتر شود. فراموش نکنیم که دولت توان مراقبت پلیسی از همگان را ندارد (بگذریم که بسیاری مواقع، مردم با پرداخت رشوه، ماموران را هم از کار خود باز می دارند!).

سازمان های مردم نهاد می توانند و باید بخش مغفول مانده ی مسوولیت دولت ها را در امر آموزش محیط زیست، در حد وسع و بضاعت خود، بر عهده گیرند؛ اندکی از آن چه را که دولت انجام نداده، ما انجام دهیم! در این صورت انتقادهای ما از صورت غرولند صرف خارج خواهد شد.

این مقدمه ی کمی دراز را گفتم تا یک نمونه ی دیگر از بی مسوولیتی مردم کوچه و بازار را نسبت به طبیعت، به نقل از تارنمای هیات کوه نوردی استان همدان نشان دهم. ظاهرا گروهی از باغ داران عباس آباد همدان تصمیم گرفته اند که تمام آبی را که از زیر پناهگاه اول الوند به دره می رود، برای باغ های خودشان ببرند و برای این منظور، اقدام به لوله کشی از بالا و جاده سازی و عملیات تخریبی دیگر کرده اند که طبیعی است بلایی سنگین بر منطقه  نازل خواهد شد (شبیه کاری که در سولقان انجام شد و مسبب آن هم گروهی از اهالی منطقه بودند، یا اصرار بر جاده سازی در جنگل  ابر که آن هم با لابی جمعی از مردم محل صورت گرفته است). چرا که سهم طبیعت، و تاثیر این جویبار بر تقویت آب های زیر زمینی، و اثر آن بر چشم انداز کوهستان نادیده گرفته شده است. دو عکس را در زیر، و بقیه را در اینجا و نیز در وبلاگ دیار الوند ببینید.

جوی آبی که خشک خواهد شد.

کندن کانال برای لوله کشی.

یادداشت دیگر این تارنگار در این زمینه را در اینجا بخوانید. همچنین به یادداشت محمد درویش در مورد زباله پراکنی و شکار در پارک ملی خبر (اینجا) توجه کنید؛ این کارها را نه ما که لابد مریخی ها می کنند!


 
پارک های ملی «کاغذی»
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مرضیه ناظری، در تارنمای خودش از پارک ملی نخیلو گفته است که حتی محیط بان هم ندارد، و این که وضع این جزیره پس از ثبت به عنوان پارک ملی هیچ فرقی با قبل نکرده و همچنان شکار پرندگان و بردن تخم آن ها و تخم لاک پشت ها رواج دارد.

در روز جمعه ی گذشته سری به «پارک ملی» لار زدم؛ وضع این پارک قدیمی و اسم و رسم دار و محیط بان دار هم فاجعه بار است. در چند عکس زیر می بینید که خودروها زنچیروار و فقط با پرداخت هزار تومان وارد پارک می شوند؛ نه محدودیتی، نه ضابطه ای، نه آموزشی، نه مسوولیتی برای بازگرداندن زباله؛ سهل است... همه جا زباله ریخته شده، و حتی... انبوهی از زباله در پایین پای پاسگاه محیط بانی رها شده است! با محیط بان ها که گفتگو کردم، از این وضع به شدت ناراحت بودند و می گفتند که خوب است سمن ها (ان جی اوها) وارد کار شوند و با این بی ضابطگی مقابله کنند.

جاده ی داخل «پارک ملی» لار از سمت دلیچای.

زباله های رها شده در کنار پاسگاه محیط بانی دلیچای.

و کمی هم از زیبایی های طبیعی: لانه ی پرنده، ساخته شده از چوب و گل در لابه لای درخت بید (لطفا دوستان پرنده شناس بگویند که لانه ی چه پرنده ای است؟ زاغچه یا...؟)

نمای دماوند سرفراز از دشت لار.


 
17 ژوئن (28 خرداد)؛ روز جهانی مقابله با بیابان زایی
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گفتگوی همشهری با دکتر حسین آخانی و دکتر کمال الدین ناصری در مورد بیابان زایی در ایران را در این جا بخوانید. («مطالب مرتبط»هم که در پای این گفتگو آمده، خواندنی هستند.)

مهار بیابان زایی هم که در چند روز گذشته، غوغا کرد و کلی یادداشت خواندنی و هشدار دهنده به این مناسبت منتشر کرد، از جمله: کابوسی که بیابان زایی به ارمغان آورد.

توضیح: محمد درویش عزیز، تذکر داده که روز جهانی مقابله با بیابان زایی، ١٧ ژوئن است  (من نوشته بودم: ١٨ ژوئن). از تذکر او سپاسگزارم، و تیتر را اصلاح کردم.


 
سخنی با رییس سازمان حفاظت محیط زیست
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چالش های حفظ محیط زیست در ایران و چاره جویی آن ها

مقاله ی زیر از دکتر حسین آخانی است که با اندکی تغییر در همشهری٢٣ خرداد با عنوان «هنوز فرصت داریم» چاپ شده بود (نگاه کنید به یادداشت امروز صبح من در همین وبلاگ). متن اصلی مقاله با تیتر اصلی آن را که خود ایشان لطف کرده و فرستاده اند، در زیر می بینید. 

شاید این روزها بیش از هر زمان دیگری مردم ایران به وضعیت نابسامان و بحرانی محیط زیست کشور واقف شده اند. تردیدی نیست که ابتدایی ترین و فوری ترین حق یک انسان تنفس هوای سالم است که با گسترش ریزگردها، نه تنها بخش عظیمی از غرب و جنوب کشور بلکه آسمان پایتخت را نیز غبارآلود کرده است و باعث شده که بخش عظیمی از مردم ما قادر به تنفس هوای سالم نبوده و از عوارض آلودگی هوا رنج ببرند. وجود گرد و خاک ها نتیجه بی توجهی و نابخردی ما آدمیان و گوش نکردن به پدیده ای است که متخصصان آن را توسعه پایدار می نامند. طبیعت به مانند پیکر یک انسان است. اگر عضوی از بدن ما از کار بیفتد بقیه اعضا کار خود را به خوبی انجام نمی دهند. در پیکر انسان اندام هایی مانند قلب، مغز و ریه، کبد و کلیه وجود دارند که به همه بدن خدمت رسانی می کنند و به عبارتی مدیریت کل بدن را به عهده دارند و اندامهایی مانند شبکه عروق و شبکه اعصاب وظیفه ارتباط اجزای بدن را بعهده دارند تا توازن بدن و جذب مواد غذایی و دفع مواد زاید به درستی صورت گیرد. برای نمونه اگر یک رگ مهم بدن کار بیفتد فرد دچار سکته شده و ممکن است جان خود را از دست بدهد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درختان کهن و خرافات؟!
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در همشهری 20/2/89 مطلبی از آقای سید احمد قمی آمده بود با عنوان «مبارزه با خرافات» که در آن با اشاره به بقعه های نا معتبر و درختانی که مردم به آن ها دخیل می بندند و از آن ها «حاجت» می خواهند، گفته شده بود که اداره ی اوقاف گیلان مبارزه با این خرافات را با «حذف» آن ها آغاز کرده و ادامه خواهد داد. دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست با این گونه «خرافه ستیزی» از حدود یک سال پیش آشنا شدند که حجت الاسلام اشکوری رییس اوقاف گیلان، قطع شماری از درختان کهن سال را آغاز کرد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه به سازمان میراث فرهنگی
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را امروز برای رییس سازمان میراث فرهنگی، مدیر کل دفتر ثبت آثار طبیعی و تاریخی، و رییس میراث فرهنگی مازندران فرستادیم:

جناب آقای مهندس بقایی

مدیر کل گرامی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی

 

با سلام؛

در مورد چشمه­ی باداب سورت که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است، به آگاهی می­رساند در بازدیدی که چند نفر از کوه­نوردان در نوروز از این چشمه داشتند، متوجه عملیات ساخت و ساز درمجاورت چشمه شده اند که عکس و گزارش مختصری از این عملیات، در وبلاگ « دیده بان کوهستان » موجود است.

خواهشمند است نسبت به بررسی موضوع و جلوگیری از تجاوز به حریم چشمه یا هرگونه کاری که موجب مخدوش شدن منظر اثر شود، اقدام فرمایید. این انجمن، همان­گونه که پیش از این ( نامه­ی 1172/88 مورخ 19/1/88 ) نیز گفته­ایم،آمادگی دارد که در تشکیل یک کارگروه ویژه جهت تدوین طرحی اصولی برای حفاظت و بهره برداری پایدار باداب سورت، با شما همکاری نماید.

 

 

                                                                                                           با احترام

                                                                                                        عباس محمدی

                                                                               رییس هیات مدیره­ی انجمن و مدیر گروه دیده­بان کوهستان

 

 

 


 
حرمت قانون و اقتدار مجریان قانون کجاست ؟
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یاسر انصاری کجوری- سبزپرس

 آیا قوانین در کشور ما گزینشی است و آیا اقتدار مجریان قانون هم فقط در برخی ایام و برای برخی افراد وجود دارد ؟ آیا به واقع نظام اسلامی که داعیه اقتدار و قانون مداری آن قرار است الگویی برای جهان باشد به مصادیق بارز آن در کشور هم توجهی دارد ؟

به واقع برای پاسخ به پرسشهای ذهن خود هنوز به نتیجه خاصی نرسیده‏ام و هنوز باور ندارم این حاکمیت قانون و اقتدار یک دولت و یک نظام کجا و چگونه اعمال می‏شود ، وقتی که در پارک ملی سرخه حصار و در جلوی چشم مدیرکل محترم محیط زیست استان و کارمندان ، کارشناسان و محیط بانان ساعت به ساعت بناهای جدید در حال احداث است ، متخلفان در سایه مهرورزی دولت کریمه و اداره کل محیط زبست آن ، دستگاه قضا و نیروی انتظامی با آرامش در حال انتقال و تخلیه مصالح ، ساخت و ساز و تجاوز به محیط زیست استان تهران هستند و چه مهربان دولتی است این دولت که به‏رغم مشاهده این همه قانون‏شکنی و تخلف ، نازک‏تر از گل به متجاوزین نمی‏گوید.

یاسر انصاری کجوری


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد لتیان، منبع آب یا مخزن فاضلاب؟!
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را نادر ضرابیان، دوست کوه نوردمان از لواسان فرستاده است:

امروز [15/2/89] باتماس تلفنی آقای خدابخش ،یکی از دوستان علاقمند به طبیعت ومحیط زیست که خبرازتجمع زباله روی دریاچه پشت سدلتیان می داد، کنار دریاچه رفتیم . باور نکردنی بود ! تجمع عظیم زباله روی قسمت بزرگی از آب وکناره های ساحل دریاچه ای که تامین کننده آب شرب تهران است، به دلیل سیلاب ناشی از بارندگی های اخیر ، این دریاچه زیبا را تبدیل به یک مخزن بزرگ فاضلاب کرده بود .

با چند مسوول  شهری، و رییس اداره ی محیط زیست شمیران تماس گرفتیم  . پاسخ شنیدیم : نامه بنویسید ! باشد ! چشم !

چه کارمی توانستند بکنند؟   هیچ ! در واقع به نظر می رسد، رشته ی کار از دست همه خارج شده است .

حکایت زنجیره ی تخریب را مرور می کنیم :

بلاتکلیفی وسردرگمی مردم سبب شیوع افسردگی و ناامیدی در جامعه شده است. مدیران بی برنامه وکارنابلد، برای ایجاد شادی در جامعه به ناچار بدون فراهم کردن زیرساخت مناسب، از جیب طبیعت خرج می کنند. تبلیغات سنگین برای تشویق مردم به طبیعت گردی، هجوم جمعیت میلیونی عاصی وآموزش ندیده به طبیعت بی دفاع، ترافیک سنگین، عریض کردن جاده های موجود وکشیدن راه های جدید در عمق طبیعت به بهانه ی کاستن از ترافیک و در واقع برای پرکردن جیب پیمانکارهای وابسته! ساخت وساز توسط دکنرها و مهندسان نوکیسه در دل طبیعت، با فریب وهمراه کردن شوراهای شهر و روستا با پول های باد آورده و رانتی، رویش قاچ گونه ی رستوران های بین راهی وبرج های ده و بیست طبقه و چند ده واحدی در کنار رودها وکوه ها وصخره ها، تخلیه ی فاضلاب وزباله ی تمام این تاسیسات در رودخانه، بارندگی های شدید وجاری شدن سیلاب و تجمع فاضلاب در پشت سد ها، و در انتهای این زنجیره: نوشیدن آب گوارای دریاچه پشت این سدها توسط شهروندان عزیز تهرانی !

ودیگر هیچ !

 یادداشت همشهری در این مورد: در اینجا.


 
سیاه‌بیشه؛ از بهشتی که بود تا جهنمی که شد‌!
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جاده ی چالوس، برای من هم مانند ده ها میلیون ایرانی دیگر، بخشی از خاطره ی  ملی و یادآور سفرهای خوش و خاطره انگیز بود. در نوجوانی (۴٠-٣۵ سال پیش) که رفتن به شمال برای ما یک «پروژه» ی بزرگ خانوادگی بود، رسیدن به تونل زیبای کندوان با آن مقطع تخم مرغی شکل که پدر می گفت «شاهکار مهندسی آلمانی ها در ۵٠-۴٠ سال پیش است»، نشانه ی رسیدن به مازندران سبز بود. ما بچه ها هیجان زده و مشتاق، منتظر می ماندیم تا چراغ ورود به تونل یک طرفه، سبز شود تا به داخل آن رویم و در آن سو، بوی رطوبت و مه مشام مان را نوازش دهد. نیم ساعتی که در پیچ و خم پس از تونل می رفتیم، به دهکده ی رازآلود سیابیشه می رسیدیم که تقریبا همیشه در مه بود و نم نم بارانی در آن جا می بارید... سپس، هزارچم بود و ادامه ی راه تا مرزن آباد و جنگل های زیبای قبل از چالوس.

اکنون، حدود ١۵ کیلومتر از امتداد جاده ای که خیال انگیز بود، در پس و پیش سیابیشه، در جریان یک پروژه ی سد سازی، به خاکستانی زشت بی کم ترین اثری از جنگل و بیشه بدل شده است.  تونل کندوان  با نابخردی تمام، تعریض  و آن شاهکار مهندسی و یادمان با ارزش نابود شده و قبل از تونل (در سمت تهران) شمار زیادی دکه ی آش فروشی که به سرعت در حال تبدیل شدن به مغازه هستند، جای گرفته اند. حد فاصل مرزن آباد تا چالوس که در برگیرنده ی کلکسیونی از جنگل های میان بند تا جلگه ای بود، با اجرای طرح آزاد راه تهران- شمال تقریبا تمام جاذبه ی خود را از دست داده و ترانشه های بلند خاکی و ناپایدار در کناره ی جاده، جای آن پیچ و خم های تثبیت شده با سنگ چین های سرخس پوش را گرفته تا نشانه ای باشد از شیوه ی توسعه ی ناپایداری که پیش گرفته ایم .

گزارش محمد درویش را از بلای سد سازی در سیابیشه در  روزنامه ی پول بخوانید. همچنین می توانید عکس های گویا و جگرسوز منطقه را در مهار بیابان زایی ببینید.

ویلا سازی برای «از ما بهتران» در کنار پروژه ی سد سازی!


 
یک مقایسه ی کوچولو: نمک آبرود و دبی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دیروز خبرگزاری ایسنا گفتگویی تلفنی با من داشت که در آن اشاره هایی به وضع گردش گری در ایران و مقایسه ی آن با دبی داشتم. من همیشه بیزار بوده ام که ایران را با دبی مقایسه کنم، چرا که در دبی تقریبا همه چیز نوساخته و بی تاریخ است و برعکس بیشتر دیدنی های ایران، کهن و با اصالت است. اما، در سفری که به تازگی به دبی داشتم، دیدم که در آن جا حتی دارند برای خودشان تاریخ و اصالت می سازند! و این نشان از هوشمندی مدیران آن سرزمین دارد. برای مثال، در دبی محله ها، بازارها، مسجدها، و هتل هایی با الگوی معماری تاریخی جزیره العرب ساخته اند. همچنین باغ ها وپردیس هایی به غایت سرسبز احداث کرده اند که روان و چشم آدمی را نوازش می دهد.

به هرحال ایسنا بخش هایی از گفتگوی مرا روی تارنمای خود گذاشته است؛ یکی دو لغزش کوچک هم در این متن وجود دارد، از جمله این که من نگفته ام «تمام ساختمان های دبی مطابق معماری اصیل منطقه ی عرب ساخته شده» بلکه گفته ام که در دبی ساختمان ها و محله های با اصالت هم ساخته شده که مشابه این کار را در ایران نمی بینیم و حتی در کشور ما بسیاری از اصالت های معماری و محیط زیستی را از بین می برند.

متن گفتگوی درج شده در  تارنمای ایسنا را ادامه ی مطلب بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زباله طبیعت کشور را برداشته است!
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گزارش محمد درویش از زباله پراکنی ایرانی در تعطیلات نوروز و دیگر مواقع را در مهار بیابان زایی بخوانید.

از جزیره های کم جمعیت و حتی نامسکون خلیج فارس تا دریای مازندران، و از کویر لوت تا قله ی دماوند، در امتداد تمامی جاده ها، و درحاشیه ی تمام شهرها و روستاها ریخت و پاش نابخردانه ی زباله چشم و روح را می آزارد. جای پرسش است که هنگامی که ما نتوانسته ایم زباله های معمولی خود را مدیریت کنیم، فردا با زباله های هسته ای چه خواهیم کرد؟


 
جزیره ای که ناپدید شد!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

امروز در تارنمای یاهو آمده است که جزیره ی سنگی و کوچک (3 در 5/3 کیلومتری) نیومور در خلیج بنگال به طور کامل به زیر آب رفت. به این ترتیب، دعوای هند و بنگلادش بر سر مالکیت این جزیره را گرمایش زمین حل کرد!

در خبر آمده که تا سال 2000 دریا هر سال دو میلی متر بالا می آمد، اما در ده سال گذشته، هر سال دریا پنج میلی متر بالا آمد. در سال 1996 هم جزیره ی کوچک دیگری در این خلیج به زیر آب رفته بود. پیش بینی می شود که تا سال 2050 دریا حدود یک متر بالا بیاید و به این ترتیب، 18 درصد از ساحل های بنگلادش که محل زندگی حدود بیست میلیون نفر است، به زیر آب برود.

در ایران، ما در سی- چهل سال گذشته شاهد عقب نشینی سریع یخچال های علم کوه و دماوند (نگاه کنید به یادداشت و عکس های من در  اینجا)، همچنین کم دوام شدن پوشش برفی کوه ها بوده ایم. کسانی مانند ناصر کرمی که می گویند گرم شدن زمین از نظر اقلیم شناسی ثابت نشده، لابد معتقد اند که باید دست کم چند هزار سالی صبر کنیم تا ثابت شود که تغییر معنا داری در میانگین دمای زمین پیش آمده است؟! 


 
آبخیزداری هم به سوی ساخت و ساز می رود!
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

آیا تا به حال به گابیون ها (سدهای کوچک سنگ چین و مهارشده با توری)  که به تعداد زیاد در دره های کوچک و بزرگ (از جمله در تمام دره های کوهستان های شمال تهران) ساخته شده دقت کرده اید؟ این سازه ها بخش اصلی طرح هایی هستند که با عنوان «آبخیزداری» از سوی سازمان جنگل ها و مراتع اجرا می شوند. سازمان جنگل ها و مراتع به جای کنترل موثر شمار دام ها، حفظ پوشش گیاهی، و احیای مراتع و جنگل ها که بر پایه ی تمام آموزه های مرتع داری و محیط زیست، مهم ترین عامل حفظ آبخیزها است، مانند وزارت نیرو «رویکرد سازه ای» را پیش گرفته است. برا ی مثال توجه کنید به گزارش همشهری از بازدید خبرنگاران از طرح های آبخیزداری سیستان و بلوچستان که در آن، مهندس محمدرضا شجاعی،  معاون آبخیزداری سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور  از جریان سد سازی انتقاد می کند:

وزارت نیرو به‌رغم اعتبارات سنگینی که برای ساخت سدها هزینه می‌کند و با علم به اینکه طرح‌های آبخیزداری تأثیر مستقیم در افزایش عمر مفید سدها دارد، نه تنها بهایی برای این خدمات پرداخت نمی‌کند که در هر نقطه‌ای که تشخیص بدهد با تصرف عرصه‌های منابع طبیعی، سد احداث می‌کند؛ سدهایی که ساخت آنها همواره با تخریب‌های زیست‌محیطی توأم است. برای نمونه، سد کارون 4 که به‌زودی آبگیری آن آغاز می‌شود بیش از 8هزار میلیارد تومان خسارت زیست‌محیطی در پی دارد. اما با وجود هشدارهای کارشناسان و به‌رغم در دست بودن تجارب متعدد جهانی مبنی بر به پایان رسیدن عمر سدسازی، همچنان ساخت این سازه‌های پرهزینه ادامه دارد. 

 

اما مهندس حیدر زورقی، معاون آبخیزداری استان:

برای ساخت 235 طرح آبخیزداری 45823مترمکعب سنگ و ملات، 1500 متر مکعب خشکه چینی و 610158 مترمکعب بند خاکی اجرا شده است. هزینه اجرای این طرح‌ها، 1472 میلیارد ریال بوده که 672 میلیارد ریال آن از محل اعتبارات ملی و 8000 میلیارد ریال از محل اعتبارات استانی تأمین شده است.

یعنی در این جا هم به پیروی از سیاست کلی «سازندگی؛ افتتاح؛ بریدن نوار سه رنگ»، با صرف هزینه های نجومی، و دخالت گسترده در سامانه های طبیعی، دست به کاری ناپایدار زده اند. با نگاهی به گابیون های شمال تهران درمی یابیم که آن ها هم مانند سدهای کشور، بر اثر فرسایش دهشتناک خاک، به سرعت پر از رسوب شده اند و هیچ فایده ای در رسوب گیری و کاستن از سرعت جریان سیل های احتمالی ندارند.


 
اعتراض به جاده سازی در پارک ملی گلستان
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در روز پنج شنبه ی آینده، از ساعت 12 تا 14 یک تجمع برای اعتراض به آغاز دوباره ی جاده سازی و تخریب گسترده در بهترین پارک ملی کشور، در مقابل استانداری گلستان برگزار خواهد شد.

پیشنهاد دهنده ی این تجمع، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست بوده است و تا کنون سازمان های مردم نهاد دیگری مانند انجمن کوه نوردان ایران، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، انجمن حمایت از حیوانات، و جمعیت دیده بان طبیعت هم اعلام کرده اند که در این تجمع شرکت خواهند کرد.

خبر را در سبزپرس بخوانید. همچنین گزارشی از این «هم پیمانی» و توضیحی درباره ی پارک ملی گلستان، باز هم در سبزپرس.

 

 


 
شهرداری تهران و آسیب رسانی به درختان
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

چند بار گفته ام که تا کنون هیچ شهرداری در تهران، به اندازه ی قالیباف درخت قطع نکرده است؛ از جنگل های دست کاشت لویزان و سرخه حصار در شرق تهران تا چیتگر و خرگوش دره در غرب، و از اختیاریه و فرمانیه در شمال تا کمربندی آزادگان در جنوب و ... .

پارک های شهر هم به عرصه های ساخت و سازبدل شده اند: از ساخت اطاق برای شورایاری ها تا نصب دکه و آنتن تلفن های همراه و ساخت ایستگاه آتش نشانی و نمازخانه، ... تا نصب وسایل ورزشی و نصب وسایل بازی بچه ها، مانند موردی که امروز در سبزپرس آمده است (آسیب رسانی به ریشه ی درختان کهن سال بوستان قیطریه).

فضای سبز کنار و میانه ی خیابان ها هم مرتبا با سنگفرش و اسفالت محدود می شوند و درختان قدیمی خیابان ها در فشار سیمان و بتون به تنگنا می افتند. کافی است نگاهی به طرح پر هزینه و پر سرو صدای «اصلاح پیاده روهای خیابان ولیعصر» بیاندازید و ببینیدکه چگونه درختان زیبای چنار این خیابان در فشار سنگ ها، یکی پس از دیگری در حال خشک شدن هستند و شهرداری هم هیچ درخت جدیدی جای آن ها نمی کارد. امروز، در میدان شهرک غرب( به طرف سعادت آباد) ناظر یکی دیگر از این صحنه ها بودم که در چهار سال گذشته مرتبا دیده ایم؛ تبدیل باغچه ی حاشیه ی خیابان به سنگفرش و خفه کردن تک درختان با سیمان و موزاییک.

از مردم و شورای شهر درخواست دارم با این رویه ی شهرداری تهران مقابله کند!

ویک نکته: این شهرداری، با چنین کارنامه ای می خواهد کوه های شمال تهران را به حریم شهر اضافه کند تا آن را حفاظت کند! در این مورد نگاه کنید به نامه ی ما به خانم ابتکار در اینجا.


 
 
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

ایران، دهمین کشور تخریب‌کننده محیط‌ زیست

بیژن روحانی
rohani@radiozamaneh.com

رادیو زمانه / ایران رتبه دهم تخریب محیط ‌زیست در دنیا را دارد. این سخنان محمدجواد محمدی‌زاده، رییس جدید سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در همایش سراسری مدیران کل این سازمان در روز پنجم آبان است. مطابق این گفته‌ها تنها نه کشور دیگر در جهان دارای وضعیتی بدتر از ایران هستند.

به گزارش خبرگزاری ایرن، آقای محمدی‌زاده در این همایش هشدار داد چنان‌چه روند تخریب محیط زیست در ایران به صورت کنونی ادامه پیدا کند تا صد سال دیگر شاهد وجود حتی یک درخت نیز نخواهیم بود. او این عامل را زنگ خطری خواند تا نسبت به حفظ محیط زیست توجه بیشتری شود.

 

Download it Here!

 

محمدی‌زاده توجه به مدیریت تالاب‌ها و هم‌چنین قراردادن موضوعات مرتبط با محیط زیست در کتاب‌های درسی مدرسه‌ها را جزو مواردی برشمرد که باید بر آن‌ها تأکید شود. او هم‌چنین به تردد سی هزار کشتی در منطقه خاورمیانه اشاره کرد که کار انتقال شصت درصد نفت دنیا را برعهده دارند، کشتی‌هایی که به گفته رییس سازمان محیط زیست ایران عمری بالای بیست سال دارند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
انکار مساله؛ راهی برای حل مساله؟!
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

شیوه ای در میان مدیران دستگاه های دولتی ما هست که مطابق آن می توان برای در رفتن از پاسخ گویی، و برای رفع مسوولیت قصور از انجام وظیفه،منکر وجود نارسایی در مجموعه ی زیر مدیریت خود شد!

نمونه ای از این گونه رفتار را، در موضوع قطع گسترده ی درختان جنگلی در چهار محال بختیاری، از زبان مدیر کل حفاظت محیط زیست این استان در همشهری بخوانید؛ در حالی که عده ای به چشم خود قطع شدن درختان را می بینند و از آن عکس می گیرند، آقای مدیر، منکر وجود این پدیده است!

همچنین، یادداشت محمد درویش را در مهار بیابان زایی بخوانید.


 
جاده سازی منتفی نیست
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

ایرن: یک فعال محیط زیست و منابع طبیعی از تصویب نشدن طرح جاده سازی در علم کوه خبر داد و گفت: جاده سازی را نمی توان منتفی دانست اما تحرک جدیدی در منطقه مشاهده نمی شود.

عباس محمدی دبیر انجمن کوهنوردی درگفتگوبا مهر با اعلام این مطلب افزود: در کلاردشت بسیاری از فعالیتها آرام آرام انجام می شود. اگر چه مدیران استانی به طور کلی منکر دستورالعملی برای همین منظور شده اند اما امیدورایم این جاده مثل ساختمان سازی در کلاردشت محیط زیست و منابع طبیعی منطقه را بیش از پیش تهدید نکند.
این فعال محیط زیست با اشاره به تخریب کلاردشت در نیتجه ساخت و سازهای بی رویه گفت: البته در شروع کارها آرام آرام انجام می شود و نمی توان به متوقف ماندن فعالیت جاده سازی اکتفا کرد. تخریبی که در چند سال اخیر در کلاردشت در حال انجام است در طول تاریخ بی سابقه است.
محمدی به بحث زباله های تولید شده و همین طور نخاله های ساختمانی که در مسیر رودخانه های این منطقه تولید و انبار شده اشاره و اظهار کرد: زباله ها معظل بزرگی هستند که در مسیر رودخانه های منطقه ایجاده شده اند و ما بارها شاهد ریختن نخاله های ساختمانی و همینطور دیگر تولیدات زباله ای بوده ایم.
این فعال محیط زیست برنامه پاکسازی رودخانه حفاظت شده "سردابرود" و دیگر رودخانه های منطقه را تلاشی برای نجات محیط زیست و منابع طبیعی از سوی کوهنوردان و علاقمندان به طبیعت اعلام کرد و گفت: این پاکسازی در حالی انجام می شود که روز به روز بر وسعت انبار زباله ها در این منطقه طبیعی کشور افزوده می شود انگار هیچ متولی برای جلوگیری وجود ندارد.


 
طرح مسکن مهر، رو در روی منابع طبیعی و محیط زیست
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

نابود سازی نهالستان منابع طبیعی برای خانه سازی در طرح مسکن مهر؛ در همشهری بخوانید.


 
تغییر آب و هوا ، زندگی در آسیا را تهدید می کند
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی با عنوان بالا را در تارنگار آرام کوه بخوانید.


 
پایتخت تابستانی بهرام گور خاکستر شد!
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
 
100 هکتار از تالاب گندمان در آتش سوخت
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

منابع‌طبیعی- همشهری آنلاین:


بیش از 100 هکتار از اراضی خشک شده تالاب گندمان در چهارمحال و بختیاری طعمه آتش شد

که به گفته یک فعال محیط زیستی احتمال عمدی بودن این آتش سوزی وجود دارد.

به گزارش مهر، تالاب گندمان که به خاطر احداث سد بر روی تالاب چغاخور در سالهای اخیر در حالت خشکی کامل به سر می برد، منبع باروتی برای شعله ور شدن آتش تخریب زیستگاه حیات وحش در منطقه بوده است. به گفته شاهدان عینی پرندگانی مثل حواصیل و دوزیستها و خزندگانی مثل مارماهی در آتش سوخته اند.

همچنین محمد خاکپور فعال محیط زیست در این باره به مهر گفت: آب رودخانه آق قلا در طول سالیان متمادی به تالاب گندمان می‌ریخته و خروجی آن نیز به رودخانه گلاکبک و سپس به کارون سرازیر می‌شده است ولی احداث سد که آب را برای زمینهای کشاورزی "سفید دشت" و "فرا دنبه" و همین طور کارخانه فولاد و سیمان تامین می‌کرد تالاب را به خشکی مطلق نزدیک کرد. 

این فعال محیط زیست همچنین اضافه کرد: از محل آتش سوزی متأسفانه اعلام کرده‌اند آتش در حال گسترش است و به دلیل ویژگی‌های تالاب امکان تردد خودروهای آتش نشانی وجود نداشته و مهار آتش سخت شده است.

وی اضافه کرد: احتمال عمدی بودن آتش سوزی بسیار زیاد است چرا که مدتی قبل سازمان محیط زیست با شکارچیان در این منطقه درگیر و مانع فعالیت آنها شده بود و این احتمال وجود دارد که شکارچیان تالاب را به آتش کشیده باشند.

علیرغم تلاشهای مأمورین منابع طبیعی، حفاظت محیط زیست، آتش نشانی، شهرداری، نیروهای انتظامی، پایگاه‌های بسیج و افراد محلی تاکنون آتش مهار نشده و تالاب در حال سوختن بوده است.

تالاب گندمان نام خود را از شهری تاریخی که در ضلع شمال شرقی آن واقع شده و به همین نام خوانده می‌شود (گندمان) گرفته است. این منطقه یکی از شکارگاه‌های بهرام گور و منطقه ییلاقی خانواده‌های سلطنتی در قرن‌های گذشته بوده که برخی آثار به جا مانده از سکونت گاههای آن زمان در برخی نقاط تالاب به چشم می‌خورد.

تالاب گندمان جزو تالاب‌های ثبت شده در دفتر بین‌المللی تحقیقات پرندگان آبزی "لندن - 1352" است.

پیوست:

http://darvish100.blogfa.com/post-1282.aspx


http://hoomankhakpour.blogfa.com/post-26.aspx


http://hoomankhakpour.blogfa.com/post-27.aspx

 


 
سیل در گلستان ، فاجعه ای که عادی شده !
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

باز هم سیل در استان گلستان ؛ پدیده ی شومی که در 15-10 سال اخیر در این استان رخ می دهد و نتیجه ی جنگل زدایی ها است . در اینجا بخوانید .