دماوند نیاز به تنفس دارد
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

اثر منفی کوه‌نوردی بر طبیعت

کوه‌نوردان به طور معمول در گروه دوستداران طبیعت، و به این اعتبار، حافظ محیط زیست قلمداد می‌شوند؛ شاید هم خود چنین می‌پندارند! روشن است که انگیزه‌ی نخستِ بیشتر کسانی که روی به کوه‌پیمایی می‌آورند، طبیعت‌دوستی و کشش ذاتی انسان به «مادر زمین» است. اما، دوست داشتنِ چیزی کافی نیست تا بتوان آن را خوب نگاه داشت.

در بسیاری از منابع معتبر مربوط به محیط‌های کوهستانی، از ورود کوه‌نوردان و گروه‌های گردشگر به پهنه‌های طبیعی، به عنوان یک تهدید یاد شده است. مهاراج موتو پژوهشگر هندی می‌گوید در ایالت اوتارانچال هندوستان، در سی سال منتهی به 1998 «در نتیجه‌ی فشار جمعیت کوه‌نوردان در این کوهستان‌ها [که بخشی از کوه‌های هیمالیا هستند] بسیاری از چشمه‌های دایمی آب شیرین خشک شده است»(1). او همچنین می‌نویسد که زیست‌بوم متنوع کلیمانجارو که دربرگیرنده‌ی ناحیه‌های ارتفاعی متمایز است «در اثر اعمال کوه‌نوردانِ بی‌توجه، بهره‌برداری‌های بی‌رویه، و [...] تهدید می‌شود»(2). لاورنس س. هامیلتون نیز می‌نویسد: «شکنندگی و ظرافت پوشش گیاهان آلپی [پوشش رستنی کوه‌های بلند و جوان] و آهنگ کند ترمیم این‌گونه رویش‌های کوهسری سبب می‌شود که مناطق کوهستانی به‌خصوص در برابر لگدکوب شدن آسیب‌پذیر باشند»(3).‌ هانسپتر لینی‌گرو و رالف وینگاردنر در مقاله‌ای با عنوان «کوه‌ها و تامین آب شیرین» از گردشگری، در کنار پاک‌تراشی جنگل‌ها و کشاورزی، به عنوان یک عامل فشار بر مناطق کوهستانی یاد می‌کنند(4). یک پژوهشگر لهستانی به نام میشال آپولو از دانشگاه کراکو، با بررسی موردی سه تا از بلندترین قله‌های هر قارّه: دنالی (آمریکای شمالی)، آکونکاگوا (آمریکای جنوبی)، و کلیمانجارو (آفریقا) کوه‌نوردی پرشمار را یک «عامل ایجاد اختلال در زیست‌بوم کوهستان» خوانده که موجب تخریب پوشش گیاهی، مختل شدن زندگی جانوران، ورود گونه‌های جدید [مهاجم]، آلودگی کوهستان به زباله و مدفوع، و آسیب‌دیدگی چشم‌انداز طبیعی... است(5).

 واقعیت این است که ما چه دوستدار طبیعت باشیم و چه نه، در چند دهه‌ای که کوه‌نوردیِ جدی به شکل ورزش و در قالب گروه‌ها و باشگاه‌ها کم و بیش در ایران فراگیر شده، اثر یا ردّپای سنگینی بر کوه‌ها به جا گذاشته ایم. این ردّ را به صورت انبوه زباله‌های رهاشده در مسیرها و اطراف پناهگاه‌ها، به شکل خودِ پناهگاه که بدل به کانون ریخت‌و‌پاش شده، به شکل راه‌های پاکوب که روز به روز پهن‌تر و بیشتر می‌شوند، به صورت جاده‌های ماشین‌رویی که به منظور دسترسی ساده‌تر به قله‌ها یا ساختگاه پناهگاه‌ها ساخته ایم، به شکل فضولات انسانی و مدفوع قاطر، به صورت شیب‌های فرسایش‌یافته بر اثر شن‌اسکی کردن، و به شکل‌های متفاوت دیگر... می‌توان دید. در یک کلام، جامعه‌ی کوه‌نوردی دوشادوش دیگر قشرهای جامعه، به سهم خود در استفاده‌ی بهره‌کشانه و ناپایدار از طبیعت کشور کم نگذاشته است!

 

اثر منفی کوه‌نوردی بر دماوند

در این‌جا، قصد داریم فقط (با تاکید می‌گویم که «فقط») درباره‌ی اثر منفی کوه‌نوردی بر دماوند بگوییم و در مورد چگونگی رفع این اثر چاره‌اندیشی کنیم. همه‌ی ما مشکلات بزرگ دماوند، از معدن‌کاوی، تا راه‌سازی، ساختمان‌سازی، چرای بی‌رویه و جز آن را می‌شناسیم، اما در این‌جا قصد داریم به تاثیر منفی‌ای که کوه‌نوردی و کوه‌گَردی بر دماوند دارد، بپردازیم. اگر جامعه‌ی کوه‌نوردی به‌راستی دلسوز طبیعت است، باید در رفتار خود این را نشان دهد تا آن‌گاه بتواند مروج اندیشه‌های محیط زیستی باشد، چرا که سخن «واعظ غیر متعظ» راه به جایی نمی برد. از سوی دیگر، به نظر نمی‌آید که اثر منفی کوه‌نوردی و کوه‌گردی بر طبیعت کوهستانی کشور کم باشد؛ بیاییم با بررسیِ موردیِ دماوند، این اثرات را ارزیابی کنیم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
رفتارهای متمدنانه در اعتراض به تخریب کوه کرکس
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه کرکس که دامنه‌های آن در شهرستان‌های نطنز، شاهین‌شهر، و میمه قرار دارد، مانند تمامی کوه‌های کشور، در معرض انواع بهر‌ه‌برداری ناپایدار و کوته‌بینانه است. معدودی جوینده‌ی ثروت و شماری از مدیران دولتی که برایشان فقط افزایش درآمدهای شخصی و یا دادن آمار در زمینه‌ی «افزایش تولید در منطقه» اهمیت دارد، با برداشت‌ گسترده‌ی سنگ‌، این کوه زیبا را که تامین‌کننده‌ی آب چندین روستا و صفابخش باغ‌ها، کشتزارها و مراتع منطقه، و زیستگاه ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، بدل به یک معدن روباز کرده اند. طنز تراژیک قضیه این که کوه کرکس عنوان «منطقه‌ی حفاظت‌شده» هم دارد، اما می‌رود که بدل به برهوتی خالی از زندگی شود.

 در مهر ماه گذشته، پس از چند سال پیگیری آرام و اظهار شکایت، گروهی از اهالی روستاهای اوره، کُمجان، طرقرود، تار، و شماری از دیگر دوستداران محیط زیست، در اعتراض به عملیات بی‌ملاحظه‌ی معدن‌کاری در کوهستان کرکس، در مقابل فرمانداری نطنز اجتماع کردند. مطابق معمولِ مدیران دولتی، فرماندار به مردم هشدار داد (و بلکه تهدید کرد) که مراقب باشند تا مبادا «بهانه به دست دشمن دهند... زیرا بیگانگان منتظر حرکات این چنینی هستند»! معاون امور معادنِ سازمان صنعت و معدن استان اصفهان هم به معترضان گفت: «بهره بردار معدن باید در محیط آرام کار کند و از سوی دیگر کم‌ترین آسیب را به محیط زیست و محل زندگی ساکنان روستا وارد کند»! جای پرسش است که چرا بعضی از مدیران کشوری که چنین ثبات و قدرتی دارد، هرجا که در برابر حرف حساب کم می‌آورند، هراس‌افکنی از بیگانگان را به‌گونه‌ای تبلیغ می‌کنند که در واقع می‌تواند نشانگر ضعف کشور باشد. همچنین جای شگفتی است که چگونه می‌توان هم خاک و سنگ یک کوه را به توبره کشید و هم از «کم‌ترین آسیب به محیط زیست» دم زد؟!

کوه‌های ایران، نباید مورد بهره‌برداری معدنی قرار گیرند، زیرا مهم‌تر از هرچیز، آن‌ها «آبخیزِ» جویبارها و رودها و کاریز‌ها و چاه‌ها هستند. در مقایسه با درآمد همیشگی و ارزش حیاتی که آبخیزها دارند، درآمد معدن‌کاری هرقدر هم که باشد، چیزی نیست. دروغ بزرگ طرفداران فعالیت‌های معدنی این است که مدافعان محیط زیست را مخالف توسعه‌ی اقتصاد و افزایش اشتغال می‌خوانند. در صورتی که در تمام منطقه‌های کوهستانی کشور که معدن‌کاری رواج یافته، کشاورزی و باغ‌داری و دام‌داری روستاها از میان رفته و مهاجرت به شهرها افزایش یافته است.

امروز (26/11/95) ده‌ها تن از اهالی روستاهای دامنه‌ی کرکس و شماری از کنشگران محیط زیست، به نمایندگی از سوی هزاران دوستدار این آب و خاک، در مقابل ساختمان وزارت صنعت و معدن در تهران تجمع کردند. آنان وزیر را مخاطب قرار دادند و از او خواستند که اگر نمی‌تواند محیط زیست ارزنده‌ی کوهستان کرکس را از فعالیت‌های مخرب معدنی در امان بدارد، استعفا کند. آن‌چه که در این تجمع، چشم‌گیر و امیدوارکننده بود، نخست علاقمندی مردمی ساده به حفظ محیط زیست و برخورد فعال آنان با موضوع بود که تا چند سال پیش آرزویی دست‌نیافتنی می‌نمود؛ و دیگر برخورد متمدنانه‌ی مسوولان با معترضان که نمایندگان ایشان را به داخل ساختمان وزارت فراخواندند و قول بررسی دقیق موضوع و پاسخ‌دهی تا یک هفته‌ی دیگر را دادند. جالب توجه این که چند تن از نیروهای انتظامی که در جلوی ساختمان وزارت بودند، برای معترضان که چند ساعت فریاد کشیدند، آب هم آوردند و تعارف کردند!

امید آن که دولت آقای روحانی که بارها اعلام کرده است که به حفظ محیط زیست اهمیت بسیار می دهد، از وزیر صنعت و معدن خود که امر محیط زیست را تحقیر کرده و چند روز پیش گفته است که «سازمان محیط زیست به خاطر چهار تا گورخر، اجازه‌ی فعالیت معدنی در منطقه‌ی بهرام گور را نمی‌دهد» بخواهد که عذرخواهی کند. این‌گونه سخن‌ها که مشابه آن را در دولت پیش هم بارها شنیدیم، و با طرح غلط موضوع قصد تقلیل مساله‌ی حیاتی محیط زیست را به یک امر پیش‌پاافتاده دارد، فقط سبب نابودی باز هم بیشتر منابع طبیعی کشور می‌شود.

این یادداشت در: خبرآنلاین

خبر این اعتراض در: همشهری


 
همایش مسئولیت‌پذیری در صعود به دماوند
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۳ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

دماوند، بلندترین و شاخص‌ترین چکاد ایران، نه‌تنها از چرای بیش از حد دام، معدن‌کاوی، و ساخت‌وساز...، بلکه از پیمایش‌های بی‌ملاحظه‌ی ما دوستداران کوه‌نوردی و کوهستان هم در رنج است!

کوه‌نوردانی که حفاظت از دماوند را از تعهدهای اجتماعی خویش می‌دانند، چندین سال است که در گفتگو با دیگر کوه‌نوردان، در تماس با فدراسیون و باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی، در رفت‌وآمد و مکاتبه با مسوولان دولتی، با کار رسانه‌ای، و با برگزاری همایش و دیگر اقدام‌ها، در پی یافتن راه‌هایی برای جلوگیری از تخریب و فرسایش شدید کوهِ ملّی خود هستند.

همایش پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 گام دیگری است در چاره‌اندیشی برای کاستن از اثر زیانبار کوه‌نوردی‌های سنگین و خارج از ظرفیتی که بر دماوند تحمیل می‌شود. در همایش حضور یابید و در این چاره‌اندیشی مشارکت کنید.

هفتم بهمن، از ساعت 16

آمل - خیابان شهید بهشتی، اندیشه 49، سالن ارشاد

 

 


 
کوه بهرآسمان و تهدید معدن
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
کوه صُفّه‌ی اصفهان، گرفتار در چنگال شهرداری!
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ٦ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه و آب را در فرهنگ‌های کهن جهان، و از جمله در فرهنگ پربار ایرانی، زاینده و بالنده و همچون آتش دارای گوهره‌ای پرجوش، و حتی پایداری زمین را متکی بر آن دانسته اند؛ در بُندَهِش آمده است: «زمین را قرار بر کوه است. هرمزد [آفریننده‌ی بزرگ]، آتش را در کوه نهاد و کوه‌ها را از گوهر آتش برویانید. زمین چونان تخمی است که مرغکی هنوز در آن باشد. هرمزد رودها را از البرز تازانید...»(1). در قرآن مجید، کوه‌ها نشانه‌هایی شایسته‌ی اعتنا و ژرف‌نگری خوانده شده اند: أفلا ینظُرون ... إلی الجبال کیف نُصِبت و إلی الأرض کیف سُطِحت (آیا کوه‌ها را نمی‌بینند که چگونه برافراشته اند و به زمین نمی‌نگرند که چگونه گسترده است- الغاشیه 19 و 20). و در فرهنگ عامیانه‌ی ما کوه‌ها با صفت‌هایی که نشانگر قداست و بزرگی و پاکیزگی است، خوانده شده اند: شاه الوند، شاهوار، سلطان ساوالان، تخت سلیمان، پیر علمدار، قلعه‌دختر، کوه الله‌اکبر، و همین صفّه و صدها نام دیگر مانند این‌ها. با چنین پیشینه‌ی گرانسنگی که کوهستان در فرهنگ ما دارد، جای شگفتی است که چگونه مدیران کشور این‌همه حرمت‌شکنی‌ را بر کوه‌های این سرزمین روا می‌دارند!

کوه صُفّه در جنوب اصفهان که همانند زاینده‌رود یکی از چشم‌اندازهای ارجمند این شهر تاریخی است، چونان دیگر کوه‌های کشور در معرض ستم ناشی از کوته‌بینی و سودجویی است؛ صفّه، هم زاینده‌ی آب، هم زیستگاه انواع گیاهان و جانوران، و هم جایگاه آثار انسانیِ کهن است. اما این کوه باشکوه، از چند سال پیش گرفتار آفت «شهری‌سازیِ پدیده‌های طبیعی» شده است؛ پدیده‌ای که از بی‌مهری و بی‌خردی مدیرانی برمی‌آید که از یک‌سو ارزش ذاتیِ سامانه‌‌های به‌هم‌پیوسته‌ی طبیعی- تاریخی را درک نمی‌کنند، و از سوی دیگر توسعه‌ی اقتصادی را تنها در چارچوب تنگ بهره‌مندی چند ساله‌ی خود و گروهِ یاران‌شان می‌بینند.

کمیته‌ی میراث جهانی یونسکو، یکی از انواع «چشم‌انداز» را آن نوعی می‌داند که در آن، استمرار زندگی انسانی با شکل‌گیری ویژگی‌های معنوی و فرهنگی همراه است و با این رویکرد، از سال 1992 منطقه‌هایی را که دربرگیرنده‌ی برهم‌کنش چشم‌گیر انسان و طبیعت بوده، به عنوان «چشم‌اندازهای فرهنگی» به رسمیت شناخته و کشورها را به ثبت و حفاظت آن‌ها و تبدیل‌شان به جاذبه‌ی گردشگری ترغیب کرده است(2). صفّه، دارای تمامی آن ویژگی‌هایی است که می‌توان برای یک «چشم‌انداز سرزمینی» برشمرد؛ اثری طبیعی که نقشی برجسته در پدید آوردن خاطره‌های جمعیِ یک جامعه‌ی انسانی با تاریخ کهن داشته است. اما، گویا مدیران شهر اصفهان «حفاظت» را یکسره فراموش کرده و درک‌شان از گردشگری، به ساخت مجتمع تجاری و شهرِبازی و باغ وحش، و عَلَم کردن اسباب‌بازی‌های زمختی همچون تله‌کابین محدود شده، و شناخت‌شان از محیط زیست به کاشت درختان غیربومی وناسازگار با اقلیم تنزل یافته است!

دستکاری سنگین شهرداری اصفهان در صفّه، درهم‌تنیدگی کم‌مانندِ طبیعت و تاریخ را با پیشینه‌ی هزار و چندصد ساله‌اش در این کوه مخدوش کرده، و این میراث فرهنگی- طبیعی را به تفریحگاهی بی‌کیفیت بدل ساخته که در آن کسب و کار کوته‌بینانه حرف اول را می‌زند(3). این کوه، می‌تواند بی‌نیاز از این همه ساخت و ساز، نورپردازی افراطی، و کاشت گل و چمن و درختان ناسازگار با اقلیم، هزاران سال دیگر بی هیچ هزینه‌ای کارکرد طبیعی خود را که همانا تولید آب و فراهم ساختن محیط زیست برای ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، داشته باشد و در عین حال برای انسان‌ها نیز تفرجگاهی باشد که در آن ‌بتوانند با آرامش کوه‌پیمایی و سنگ‌نوردی کنند، یا بقایای ارزشمند شاهدژ را بر فراز قله ببینند. چنین کوهی در کنار چنین شهر تاریخی‌، هم شکل‌دهنده‌ی یک «خاطره‌ی جمعی» برای شهروندان است و هم می‌تواند جاذبه‌ای جهانی باشد در خدمت درآمدزایی پایدار به نفع شهر. اینک اما، شهرداری اصفهان با تحمیل میلیاردها  تومان هزینه‌ بر دوش مردم، چشم‌انداز طبیعی کوه صُفّه را با تاسیسات شهری مخدوش کرده، آرامش آن را با صدای بلندگوها و خودروها از میان برده، و با تله‌کابین به حریم اثر تاریخی شاهدژ به شدت آسیب رسانده است. چنین بی‌سلیقگی در اجرای طرح‌های تجاری، از سوی شهرداریِ معروف‌ترین و پرجاذبه‌ترین شهر ایران، چه معنایی دارد؟! آیا جز این است که افرادی بی‌صلاحیت و بیگانه با فرهنگ بر منصب‌هایی جای گرفته اند که جایشان نیست؟ و آیا نه این که طرحی در کار است تا سلیقه‌ی مردم را به گونه‌ای تغییر دهند که گردشگری، به سوار شدن بر تله‌کابین و ماشین‌سواری و شکم‌بارگی در خوراکخانه‌ها تنزل یابد؟!

ساخت و سازهایی که (با توجه به خیزی که شهردای برداشته) ممکن است در بلندای کوه صفّه و حریم آن گسترش یابد، می‌تواند اثر منفی بر «چشم‌انداز فرهنگی» میدان نقش جهان (ثبت شده در فهرست میراث‌های جهانی) یا پهنه‌های دیگری از شهر که چنین قابلیتی را دارد، داشته باشد. چند ماهی است که دوستداران فرهنگ و طبیعت اصفهان به مخالفت جدی با شهری‌سازی کوه صفّه برخاسته اند و جا دارد که مسوولان بلندپایه‌ی کشور (در ریاست جمهوری، سازمان میراث فرهنگی، سازمان حفاظت محیط زیست، مجلس، ...) و همچنین اهل فرهنگِ سراسر کشور، در همراهی با این گروه از هم‌میهنان، به جلوگیری از تخریب بیشتر این چشم‌انداز ارزشمند اصفهان همت گمارند.

 

پی‌نوشت

1) نقل از: قرشی. امان‌الله. آب و کوه در اساطیر ایران، انتشارات هرمس، 1380، ص 149 . در این کتاب به تفصیل درباره‌ی «زنده و زاییده و زاینده» دانستن کوه‌ها در فرهنگ کهن هند و اروپایی بحث شده است؛ به‌ویژه بنگرید به فصل 5

http://nationalgeographic.org/encyclopedia/landscape  تارنمای نشنال جیوگرافیک:(2

3) کسانی که در زمینه‌ی بوم‌سازگان شکننده‌ی کوهستان پژوهش داشته اند، غالبا از «گردشگری انبوه» (mass tourism) به عنوان یکی از عامل‌های برهم زننده‌ی ثبات زیست‌بومی کوهستان، تهدید کننده‌ی اجتماعات زیستی و انسانی، نابودکننده‌ی منابع آب، آسیب‌زننده به محیط زیست طبیعی و فرهنگی، و مانند این‌ها یاد کرده اند. بنگرید به اشاره‌های هنریک مجنونیان، درک دنیستون، مهراج موتو، آنی ویلنوو و... در کتاب حفاظت محیط کوهستان، ترجمه و تالیف هنریک مجنونیان، محمد دانش، هادی غبرایی، پرستو میراب زاده. انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، 1387، صص 58، 89، 187، 234، و... .


 
طناب‌کِشی روی توچال؛ کاری ضدطبیعت و کوه‌نوردی
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

چگونه است که عده‌ای می‌پندارند که اجازه دارند روی کوهستان، یا در هر محیط طبیعی دیگر، به دلخواه خویش هر کاری بکنند؟! چرا در هیچ ملک خصوصی کسی اجازه ندارد که چیزی را جابجا کند یا چیزی بر جا بگذارد، اما در یک محیط عمومی که متعلق به کل ملت (و بلکه بشریت) است، به صِرف پاسداشت یاد یک تن یا به هر بهانه‌ی دیگری، به خود اجازه می‌دهند که دست به دخالت گسترده در ساختار طبیعت بزنند؟!

زیبایی، شکوه، و چالش‌های دل‌انگیز کوهستان و کوه‌نوردی، وابسته به حفظ وضع طبیعی کوه است؛ هیچ فرد یا سازمانی حق ندارد مطابق سلیقه‌ی شخصی یا خانوادگی یا گروهی خود، در کوهستان اقدام به ساخت و ساز، یا نصب علامت و تیر و طناب و... کند. این‌گونه کارها، بدترین شکل بزرگداشت جان‌باختگان کوهستان است، و نه تنها در کم کردن حادثه‌های کوه‌نوردی موثر نیست، بلکه به علت القای حس امنیت کاذب، موجب افزایش خطر هم می‌شود.

به کوه‌نوردان و سازمان‌های آنان، و به مدافعان محیط زیست پیشنهاد می‌کنم که با موضوع نصب طناب در توچال برخورد کنند.

عکس از تارنمای هیات کوه‌نوردی استان تهران



 
جاجرود؛ جلوه‌گاه نامیمون «شهری‌سازی» طبیعت
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

و ما خلقنا السما و الارض و مابینهما لاعبین
آسمان و زمین و آن‌چه را بین آن‌هاست، به بازیچه نیافریدیم (قرآن مجید، الانبیاء- 16)

 

از زمستان گذشته، شهرداری لواسان باوجود مخالفت‌های اداره‌ی محیط زیست، سازمان آب، و کنشگران محیط زیست، پروژه‌ای را با عنوان «طرح ساماندهی جاجرود» با شدت و سرعتی که کم‌تر در کشور ما دیده می‌شود، به پیش می‌برد. این طرح در یک بخش از حریم و بستر رودخانه‌ی جاجرود که از ساخت و سازهای بی‌حساب منطقه در امان مانده بود، یعنی در محدوده‌ی پل فلزی قدیمی لواسان، با قطع کردن ده‌ها درخت کهنسال آغاز شد. سنگ‌کاری حاشیه‌ی رودخانه، بولدوزر انداختن به کف رود، نابودسازی زیست‌بوم رودخانه در یک طول چند صد متری، و گل‌آلود کردن شدید آبی که به پشت سد لتیان (یکی از منابع مهم آب تهران) می‌رود، از اثرات این اقدام «عمرانی» بوده است. شنیده‌ها حاکی از آن است که شهرداری قصد دارد حدود شصت هکتار زمین «آزادشده» در حریم رودخانه را تبدیل به تفرجگاه کند و در آن پارک شهری و رستوران و شهربازی و... بسازد.

واقعیت تامل‌برانگیز این است که رودخانه‌های ما، در چند دهه‌ی گذشته بازیچه‌ی پروژه‌بگیران و بودجه‌خواران بوده است. این آقایان، یا مانند رییس فلان شرکت سدساز، تبدیل رودخانه‌ای چون کارون را به «مخزن آب» جزو افتخارات خود قلمداد می‌کنند، و یا مانند شهرداری تهران (که رفتارش الگوی شهرداری‌های دیگر می‌شود) رودها و روددره‌ها را بدل به کانال سنگ و سیمانی می‌کنند... و در هر دو حال، حیات پر جوشش رودخانه را متوقف می‌سازند و دل زمین را از سیراب شدن بازمی‌دارند و پول‌های هنگفتی را از محل بودجه‌ی عمومی کشور یا فروش زمین‌های ملی یا تراکم‌فروشی و یا از محل عوراض و مالیات‌ها، به جیب پیمانکاران می‌ریزند. این بازی خطرناک با داشته‌های طبیعی، چیزی نیست جز خوردن سرمایه... آن هم سرمایه‌ای که دستاورد جایگزین‌ناشدنی میلیون‌ها سال گردش روزگار در سپهر آفرینش است.

در نشست‌ها و گفتگوهایی که با مدیر محیط زیست لواسان، کارشناسان سازمان آب، فرماندار شمیران، و چند تن از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست داشته ایم، همگی بر نادرستی و غیرقانونی بودن این دست‌اندازی بر رودخانه‌ای که به دلیل تامین آب آشامیدنی باید تا یکصد و پنجاه متر از هر سوی آن آزاد باشد، تاکید داشته اند. با این حال، طرح منحوس بی سر وسامان کردن رود که برعکس، «ساماندهی» نامیده شده، همچنان به پیش می‌رود! این طرح در فضای مالی مشکوک، به دور از نظارت مردمی، بی‌اعتنا به دل‌نگرانی طبیعت‌دوستان، و با به سخره گرفتن قانون به سرعت در حال اجرا است تا همگان را در برابر کار انجام‌شده قرار دهند، و نمودی از پدیده‌‌ای است که می‌تواند به شکل‌گیری «دولت بی‌اقتدار»(1) بیانجامد؛ وضعیتی که در آن حاکمیت قانون از میان می‌رود و جامعه دستخوش بی‌ضابطگی و سوجویی‌های ناپایدار می‌گردد.

اگر مقام‌های اجرایی و قضایی، جلوی این تخریب و تغییر کاربری را بگیرند و مسبب را مکلف به بازگرداندن رودخانه به وضعیت طبیعی کنند، آن‌گاه جایگاه قانون و اقتدار حاکمیت به شکل شایسته‌ای ارج خواهد یافت.

 

1) برای توضیح بیشتر درباره‌ی اصطلاح «دولت درمانده» یا «دولت بی‌اقتدار» می‌توانید نگاه کنید به یادداشت من با عنوان «کوه آسمانی بهرآسمان؛ هدف زمینیان آزمند»، خبرآنلاین 22/12/1392

 


 
کوه شاهوار، همچنان در خطر است!
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

متن زیر را از کوه‌نوردان شاهرودی دریافت کرده ایم. در ضمن، در مورد معدن‌کاری مخربی که در شاهوار (بلندترین قله‌ی البرز شرقی) انجام می‌شود، می‌توانید نگاه کنید به یادداشت‌های پارسال در همین وبلاگ: آب، و کوه شاهوار که گداوار می‌شود! و کوه شاهوار، برای آب یا ماده‌ی معدنی؟!

گزارش مصور صعود دکتر محمد محمدی به قله اورست در جمع بزرگ کوهنوردان, طبیعت دوستان و شهروندان شاهرود توسط ایشان ارائه گردید.

در کنار این تجمع بزرگ حضار طوماری با متن زیر را امضا کردند و از مسئولان خواستار رسیدگی سریع به و ضعیت تخریب و انهدام شاهوار شدند.

  "شاهوار، کوهی که شاید دیگر نباشد!!! "

" ستون شاهوار،این بلندای مغرور، درحال فروریختن برسر فرهنگ کهن ،چرخه ی سلامت، اقتصاد و اجتماع مردمان شاهرود و بسطام است"

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای روحانی، اتصالی دیگر از مازندران به سمنان با چه توجیهی؟!
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ٥ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان (درباره‌ی طرح جاده‌سازی در منطقه‌ی کوهستانی پابند)می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
گازکشی به لاریجان با کوه‌بُری بی‌رحمانه
ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

چرا باید هر طرح عمرانی و توسعه در کشور ما، با بی‌اعتنایی تمام به منابع طبیعی و با تخریب‌هایی چند ده برابر آن‌چه که در کشورهای پیشرفته می‌بینیم، اجرا شود؟! حتی در همین کشور خودمان، 50 – 40 سال پیش خط‌های انتقال نیرو و لوله‌های انتقال نفت از سخت‌گذرترین کوه‌ها رد شده بود و این همه ریخت و پاش و تخریب به چشم نمی‌آمد... . شاید به خاطر این که در چند دهه‌ی اخیر خواسته ایم هر کاری را خودمان انجام دهیم (و در این زمینه، تلاش برای اختراع چرخ هم داشته ایم)، و شاید هم به خاطر بیشتر شدن پول در دست دولت و حاتم‌بخشی آن به شرکت‌های پیمانکار باشد که چنین شده؛ پیمانکاران به نفع‌شان است که حجم خاک‌برداری را هرچه بیشتر نشان دهند تا پول بیشتری بگیرند!

طرح گازرسانی به منطقه‌ی کوهستانی لاریجان در مازندران، چنان بی‌ملاحظه پیش می‌رود که به دیدگان هر آدم غیرحساسی هم اشک می‌آورد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اشاره‌ای به مشکلات محیط زیستی لواسان
ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢ آذر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

نادر ضرابیان*- همشهری

منطقه‌ای که در شمال تهران و در شهرستان شمیران قرار دارد و امروزه لواسان نامیده می‌شود، در گویش قدیمی منطقه و گویش محاوره‌ای امروز، "لواسون" خوانده می‌شده است و به احتمال زیاد از نظر واژگانی به معنای "محل طلوع خورشید" است، زیرا برای مردم ری و تهران خورشید از این سو خود را نشان می‌داده است.

بخش لواسانات که شامل دو دهستان "لواسون بزرگ" به مرکزیت روستای لواسون بزرگ، و "لواسون کوچک" به مرکزیت روستای افجه و شهر لواسان می شود، چهار ویژگی مهم دارد که آن را بسیار متمایز کرده است: حدود 80 درصد از پارک ملی لار، حدود 50 درصد از منطقه‌ی حفاظت شده‌ی ورجین، دریاچه‌ی سد لتیان، وکوه "خله‌نو" بلندترین قله‌ی استان تهران به ارتفاع 4387 متر، در این بخش قرار دارد.
شهر لواسان که در دشتی بزرگ و سر سبز در شرق شهرستان شمیران قرار دارد، به خاطر آب و هوای مطلوب، آرامش، طبیعت غنی، و داشتن راه های دسترسی مناسب و نزدیکی به تهران در سال های اخیر بسیار مورد توجه قشرهای گوناگون، از گردشگر و مهاجر تا زمین‌خوار و سرمایه‌گذار بخش زمین...  قرار گرفته است. ضعف در مدیریت منطقه سبب شده آب رودخانه‌ی جاجرود (شاهرگ منطقه) از سرچشمه آلوده شود، باغ‌ها و کشتزارها به ساختمان و راه بدل شود، زیستگاه‌های حیات وحش تخریب شود، گردشگری غیرمسوولانه و آسیب‌رسان شدت بگیرد، و حتی هوای منطقه به علت رفت و آمد سنگین خودروها و عوامل دیگر آلوده شود.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به راه‌سازی و احداث چادرگاه گردشگری در دماوند
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

انجمن دوستداران دماوندکوه، در نامه‌ای خطاب به رییس اداره‌ی کل بازرسی استان مازندران و با اشاره به نامه‌ی اعتراضی دو تن از اهالی ناندل به اداره‌ی کل منابع طبیعی استان مازندران، به جاده‌سازی در مرتع آلمیون (شمال دماوند)، خانه سازی غیرمجاز در دشت شمالی دماوند، دفع غیراصولی زباله در منطقه، احداث چادرگاه گردشگری با عنوان "اکو لوج" (ecolodge) در نزدیکی پناهگاه تخت فریدون، و به  سهل‌انگاری مسوولان در برخورد با این رفتارها اعتراض کرده است.

نامه‌ها را می‌توانید در اینجا ببینید.


 
سه عامل تخریب کوه‌ها
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز ٧ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

همشهری

همزمان با روز جهانی کوه‌های پاک (۲۶سپتامبر برابر با ۴مهر) مدیرگروه دیده بان کوهستان وضعیت کوه‌های کشور را نگران‌کننده توصیف کرد و به همشهری گفت که چرای بی‌رویه دام، عملیات عمرانی بدون ارزیابی زیست‌محیطی و گردشگری ناپایدار ۳عامل اصلی تخریب محیط‌های کوهستانی کشور است که متأسفانه اغلب کوه‌های کشور را تهدید می‌کند.

عباس محمدی ضمن انتقاد از بی‌توجهی به محیط‌های کوهستانی خاطرنشان کرد: آنچه امروز بیش از هر عامل دیگری به تخریب کوه‌ها دامن زده چرای بی‌رویه دام است به‌طوری که اکنون کمتر محیط کوهستانی در کشور یافت می‌شود که از تخریب‌های ناشی از چرای دام در امان مانده باشد.

به گفته وی، تخریب پوشش گیاهی کوهستان و فرسایش خاک ناشی از چرای دام به اندازه‌ای است که در اغلب محیط‌های کوهستانی که تا 10سال پیش پوشیده از گیاه بود فقط خاک لخت باقی مانده است؛ برای نمونه منطقه آذربایجان شرقی و شمال غرب ایران که تا یک دهه پیش از بهترین پوشش گیاهی برخوردار بود اکنون به برهوت تبدیل شده است.

محمدی به تخریب پوشش گیاهی کوه دماوند هم اشاره کرد و گفت که متأسفانه به‌رغم آنکه چرای دام از مهر تا اردیبهشت ممنوع است در نبود نظارت و ناتوانی سازمان جنگل‌ها و سازمان حفاظت محیط‌زیست دربهمن‌ماه گذشته در منطقه لاسم در شرق نیز در کوه‌های چین کلاغ در شمال غرب دماوند گله در حال چرا بود درحالی‌که در زمستان گیاهی برای چرا وجود ندارد.بخش جالب ماجرا اینجاست که در این‌باره حتی نامه‌ای به سازمان محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها نوشته شد اما به آن پاسخی داده نشد.

مدیرگروه دیده بان کوهستان از فعالیت‌های عمرانی نظیر راهسازی‌، معدنکاوی، خطوط انتقال نیرو وساخت وساز که اغلب بدون ارزیابی زیست‌محیطی واقعی و تحت عنوان توسعه صورت می‌گیرد به‌عنوان دومین عامل تهدید‌کننده کوه‌ها نام برد و افزود: با آنکه کوه‌ها مهم‌ترین حوضه‌های آبخیز هستند اما در این محیط‌ها عملیات عمرانی بی‌توجه به حفظ مبانی آبخیزها انجام می‌شود.

برای نمونه در منطقه دنا برای عبور و انتقال لوله گاز، در مواردی 40 تا 100عرض کوه را شکافتند تا خط لوله عبور کند؛ این درحالی است که برای عبور لوله به مسیری حدود 3متر نیاز بود. درواقع پیمانکاران تعمد دارند حجم کار را اضافه کنند، این رویه‌ای است که باب شده و هیچ اهرم بازدارنده‌ای هم برای توقف آن وجود ندارد.

محمدی گردشگری ناپایدار و ورزش‌های کوهنوردی، اسکی به‌ویژه ورزش جدید«‌آفرود»‌را که اخیرا در کشور باب شده از دیگر عوامل تهدید‌کننده کوه‌ها ذکر کرد و گفت که چندی است که ورزش آفرود در ایران باب شده وبراساس آن با خودروهایی که به وسایل خاص مجهز شده‌اند در محیط‌های کوهستانی از توچال تا دشت لوت تاخت‌وتاز می‌کنند.

این درحالی است که تخریب و فرسایش خاک ناشی از این تاخت‌وتازها به‌حدی است که خاک را تبدیل به پودر می‌کند و چیزی از آن باقی نمی‌ماند.

  • سازوکاری برای حفاظت از کوه‌ها فراهم شود

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آیا کوه الوند هیچ است؟!
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

شرکت تله‌کابین گنج‌نامه (همدان) در یک تابلوی تبلیغاتی خود نوشته است: «از هیچ، برای شادی شما همه چیز ساخته ایم».

گنج‌نامه، در کوه‌پایه‌ی الوند قرار دارد؛ کوهی که تنها نامش، نشانه‌ای است از ارج دیرین آن نزد ایرانیان. ریشه‌ی این نام، به معنای رونده و بالنده است، و این صفت‌ها در فرهنگ دیرین ایرانی (و به طور کلی،  هند و اروپایی) هم برای آب (برای مثال، در اروند رود) و هم برای کوه به کار می‌رفته است. در این فرهنگ، همه‌ی عناصر طبیعت در حال روانی و گسترش و بالندگی دیده می‌شده اند. اطلاق نام‌های مقدس مانند شاه الوند، نوح نبی، گهواره‌ی مریم، یخچال صاحب‌الزمان، امام‌زاده کوه، قز قلعه‌سی، و... به جای جای کوه الوند، حکایت از تقدس آن و اشاره به "مهر" در ارتباط با کوه، و "ناهید" در ارتباط با آب‌های روان در کوه دارد(1).

در دو هزار و پانصد سال پیش، داریوش هخامنشی حتما با دیدن عظمت و زیبایی این کوه دستور داده که بر کتیبه‌ی گنج‌نامه بنویسند: «خدای بزرگ است. اهورا مزدا که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید...». می‌توان گفت که او و همراهانش، و مردم گمنامی که زیباترین نام‌ها را به این کوه سرفراز و به بخش بخش آن نهاده اند، بسی بیشتر از کسانی که امروزه در ساختار طبیعی الوند "هیچ" ندیده اند، بینش داشته اند.

 

عکس از وبلاگ دیار الوند


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در توریستی کردن غارها تامل کنید!
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 خبرآنلاین

تبدیل سرمایه‌های طبیعی به منابع درآمدی زودبازده و دم‌دستی (با استفاده از رانت تملک منابع طبیعی و استفاده از وام‌های بانکی) از کارهای اشتباهی است که در دو سه دهه‌ی اخیر در ایران رواج یافته و موجب تخریب سرمایه‌های طبیعی و ملی شده است. از جمله شعارهایی که که با آن به بقایای طبیعت کشور هجوم می‌آورند، «توسعه‌ی گردشگری» و «درآمدزایی» است؛ محافلی هستند که با طرح این شعارها به بهره‌کشی غیراصولی از سرمایه‌ها‌ی طبیعی می‌پردازند و در این رهگذر، پایداری سرزمین و منافع ملی را زیر پا می‌گذارند.

 غارها نیز که از پدیده‌های بسیار حساس هستند و شکل‌گیری آن‌ها حاصل گذر میلیون‌ها سال است، از این موج بلا در امان نمانده‌اند. غارهایی که تا کنون در ایران تبدیل به مکان‌هایی برای بازدید سنگین گردشگران شده‌اند، همگی آسیب دیده و در معرض تخریب بیشتر هستند؛ عریض کردن دهانه‌ی غارها که سبب از میان رفتن تعادل رطوبتی داخل غار می‌شود، دستکاری شدید سازندهای طبیعی در مسیرهای آماده شده‌ی درون غار (کف‌سازی با سنگ و سرامیک، نصب نرده و پل‌های آهنی، نورپردازی‌های غیراستاندارد دایم روشن و گرمازا...) که موجب برهم خوردن آرامش طبیعی غار و رویش غیرعادی جلبک در غار شده، همچنین تخریب کوه یا مسیر رودخانه‌ی منتهی به دهانه‌ی غار، ریخت و پاش زباله و فضولات، ورود بازدیدکنندگان بیشتر از ظرفیت، فراری شدن خفاش‌ها و دیگر جانوران غارزی... چند مورد از آسیب‌هایی هستند که با توریستی شدن غارها رخ داده‌اند.

 در این وضعیت، خبرهایی به گوش می‌رسد حاکی از این که قرار است غارهای دیگری مانند غار یخ‌مراد در استان البرز، غار شیرابند در استان سمنان، و چاه - غار جهنم در عشق‌آباد طبس نیز به بهانه‌های گردشگری و معدن‌کاری تخریب شوند.

 شایسته‌ی یادآوری است که در توریستی کردن غارها، حتی ارزیابی اقتصادی مبنی براین‌که با وجود صرف هزینه ازجیب ملت، آیا بازگشت سرمایه‌گذاری اولیه انجام خواهد شد یا نه، صورت نمی‌گیرد! توضیح این که در غارهای علی‌سرد (علی صدر)، چال نخجیر، قوری قلعه، کتله خور، سهولان، کرفتو، شاهپور، دربندسمنان، سنگ‌شکنان و ... که توسط بخش‌های دولتی و عمومی و شبه خصوصی توریستی شده و تخریب‌های زیادی را هم متحمل شده اند، به جز  در یک مورد، هزینه‌های اولیه‌ی آن برگشت نشده و حقوق کارکنان آن نیز پیوسته معوق می‌ماند و یا از جای دیگر تامین می‌گردد.

 ما امضاکنندگان زیر که سال‌هاست وضعیت غارها و کوهستان‌ها و میراث‌های فرهنگی کشور را زیر نظر داریم و علاقمند به حفظ سرمایه‌های طبیعی کشور برای تمام نسل‌ها هستیم، در کنار شماری از انجمن‌های محیط زیستی، از مسوولان سازمان‌های میراث فرهنگی و حفاظت از محیط زیست کشور می می‌خواهیم طرح‌های توریستی کردن غارها را متوقف سازند تا پس از ارزیابی اثرات توریستی شدن غارهایی که تا کنون چنین شده‌اند، و همچنین بررسی تجربه‌های جهانی در این زمینه، و دریافت نظر کارشناسان و کنشگران مستقل، این پدیده‌های کم‌مانند و ارزشمند به شکلی اصولی آماده‌ی بازدید گروه‌های بیشتر شوند.

 

جواد نظام‌دوست (از موسسان انجمن غار و غارشناسی ایرانیان)

عباس محمدی (مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران)

علیرضا افشاری (دبیر دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران)


 
نشست با فدراسیون درباره‌ی محیط زیست دماوند
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

در روز سوم شهریور، رضا زارعی رییس فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، نشستی با نمایندگان انجمن دوستداران دماوندکوه و نمایندگانی از دفتر نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران در آمل، در خصوص زباله‌های دماوند داشت.

گزارشی از این نشست را در اینجا بخوانید.


 
بلای تله‌کابین برای کوه‌ها، با نگاهی به الوند
ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

اگر می‌خواهید با گوشه‌ای از بلاهایی که تله‌کابین بر سر کوهستان می‌آورد آشنا شوید، یادداشت علی بیات را با عنوان الوند، کوهستان بی‌دفاع بخوانید.

تردیدی نیست که طرح‌ تله‌کابین که هم اینک در امین آباد فیروزکوه در حال اجرا است، یا طرح‌هایی که برای طالقان، لواسان، کوه خبر کرمان، و... در نظر دارند، همین گونه تخریب‌ها و بلکه بیشتر را در پی خواهند داشت... خانم‌ها و آقایان مسوول محیط زیست و منابع طبیعی، چه می‌کنید؟!

 

همچنین بخوانید: چرا با تله‌کابین مخالفیم؟


 
جاده‌های آُسیب‌رسان به کوهستان را ترمیم نکنید!
ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ٧ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

با نگاهی به منطقه‌های دماوند و علم کوه

در چند دهه‌ی گذشته، جاده‌های غیراصولی زیادی به شکل خودسرانه در منطقه‌های کوهستانی مختلف کشور کشیده شده است. منظور از «غیراصولی و خودسرانه» جاده‌های خاکی درجه سه است که نه برای وصل کردن روستاها یا شهرها به یکدیگر، بلکه برای کارهایی همچون گمانه‌زنی معدن، بردن شن و ماسه، دسترسی به مراتع، تصرف زمین، کشیدن خط‌های انتقال نیرو یا نفت و گاز، زمینه‌سازی برای گرفتن وام با تظاهر به آغاز یک طرح بزرگ، و... گاه برای انجام یک کار غیرسودجویانه اما پراشتباه مانند پناهگاه سازی انجام می‌شود. اثر تخریبی این جاده‌های غیراصولی بر محیط زیست کم‌تر از بزرگراه سازی نیست، چرا که طول آن‌ها بسی بیشتر از طول بزرگ‌راه‌ها است و بسیاری از آن‌ها روی شیب‌های تند کشیده شده اند که مستعد فرسایش شدید هستند.

نمونه‌های این‌گونه جاده‌ها را در چهار گوشه‌ی کشور می‌توان دید: از کوه‌های ارسباران و ساوالان در شمال غرب کشور برای ساده‌سازی دسترسی به مراتع تا کوه تفتان در جنوب شرق برای پناهگاه سازی؛ از کوه‌های کپه‌داغ در شمال شرق تا کوه‌های دنا در جنوب غرب برای کشیدن خط لوله؛ از دماوند و علم‌کوه در شمال تا کوهستان بهرآسمان در جنوب برای معدن‌کاری؛ از کوهستان شاهو در غرب تا کوه باغران در شرق برای نصب دکل و... . در تمام پهنه ی کشور، خط‌خطی شدن کوه‌ها و ریزش و رانش آن‌ها چشم را می‌آزارد.

توجه فقط به دو نکته: نخست آبخیز بودن کوه‌ها که برای کشور ما اهمیتی حیاتی دارد، دوم فرسایش خاک که اکنون ایران رکورد دار آن در جهان است، باید برای ما کافی باشد که در حفاظت کوه‌ها مان نهایت تلاش را داشته باشیم. همه‌ی مقام‌های مسوول باید جلوی جاده‌کشی‌های غیراصولی را بگیرند، و از سوی دیگر از ترمیم و تعریض این گونه جاده‌ها خودداری کنند و بگذارند که طبیعت به وضع اولیه‌ی خود برگردد.

دو نمونه از جاده‌های غیرضروری و مخرب را در دو کوهستان مهم کشور، یعنی در دماوند (تماد سرزمین ایران، اثر طبیعی فرهنگی ملی) و علم‌کوه (اثر طبیعی ملی، تامین‌کننده‌ی آب رودخانه‌ی حفاظت شده‌ی سردابرود) می‌توان دید. در دماوند، جاده‌ای که از راه اسفالته‌ی پلور- رینه تا گوسفندسرای احسانی می‌رود، در دهه‌ی شصت به شکل خودسرانه و بی موافقت سازمان جنگل‌ها و مراتع یا هر مقام دیگر ساخته شد. این جاده، هم آسیب زیادی به مراتع وارد ساخته و برای گوسفندداری و زنبورداری زیانمند است، و هم از ارزش‌های کوه‌نوردی و زیبایی شناختی دماوند کاسته است. در منطقه‌ی علم‌کوه (کلاردشت) نیز جاده ای که در دهه‌ی شصت برای معدن‌کاوی کشیده شد و از ونداربن وارد دره‌ی هسارچال می‌شود، سبب فرسایش دامنه‌های کوهستانی، تسهیل رفت و آمدهای غیرمسوولانه، و زمینه‌ساز ساخت و سازهای غیرمجاز شده است.

برقرار ماندن جاده‌ی گوسفندسرای دماوند، امروزه نه تنها مورد تایید دوستداران طبیعت کوهستانی و اداره‌های منابع طبیعی و محیط زیست و میراث فرهنگی نیست، بلکه از نظر بخشداری گزنک و فرمانداری لاریجان هم ضرورتی ندارد. جاده‌ی هسارچال نیز که در 24 فروردین گذشته بر اثر سیل تقریبا از بین رفت، بی‌فایده برای مردم و بسیار آسیب‌رسان به طبیعت است. متاسفانه اما، با وجود مخالفت اداره‌ی محیط زیست کلاردشت و دوستداران طبیعت قرار شده که این جاده بازگشایی شود.

دماوند و علم‌کوه میراث‌های گرانسنگ ملی ایران و دارای ارزش‌های جهانی هستند. از این‌رو، مسوولان و مردم عادی کشور وظیفه دارند که در حفاظت آن‌ها کوشا باشند. شبکه‌ی سمن‌های محیط زیستی مازندران و انجمن کوه‌نوردان ایران از مسوولان حفاظت منابع طبیعی، محیط زیست، و میراث فرهنگی کشور، همچنین از مسوولان در استانداری، فرمانداری، و بخشداری در دو منطقه‌ی دماوند و علم‌کوه درخواست دارند تا برنامه‌ریزی‌های لازم را برای بستن دو جاده‌ی یادشده در یک دوره‌ی زمانی مناسب به انجام رسانند. بدیهی است که تومیم این جاده‌ها هم هیچ ضرورتی ندارد. ممکن است که در این میانه، اندک کسانی هم (مانند رانندگان وانت‌بارهایی که کوه‌نوردان و بار ایشان را حمل می‌کنند) در یک دوره‌ی زمانی کوتاه، بخشی از درآمد خود را از دست بدهند. اما نباید فراموش کرد که این خسارت ناچیز، در برابر منافع ملی قابل چشم‌پوشی و قابل جبران است. 


 
کوه شاهوار، برای آب یا ماده‌ی معدنی؟!
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی*- همشهری

در گردهمایی فعالان معدن در روز 10 خرداد در تهران، مهدی کرباسیان وزیر صنعت، معدن، تجارت گفت(1) که کل سهم معدن در تولید ناخالص داخلی ایران یک درصد و سهم صنایع معدنی پنج درصد است. این رقم‌ها آشکارا نشان می‌دهند که ارزش بخش معدن برای اقتصاد کشور بسیار ناچیز است؛ با این حال، این بخش در تخریب محیط زیست کشور، به‌ویژه در نابودسازی منابع آب که حیاتی‌ترین ماده برای تمدن و طبیعت این سرزمین است، سهم بسیار بزرگی دارد.

برای نمونه، می‌توان به کوه 3950 متری شاهوار در شمال شهر شاهرود اشاره کرد که "کارخانه"‌ و برج آب اصلی این شهرستان است، اما از چند سال پیش برای برداشت ماده‌ی معدنی بوکسیت (سنگ آلمینیوم) به شدت آسیب دیده و تخریب آن همچنان ادامه دارد. پدید آمدن زخم‌های عمیق و گسترده بر پیکر این کوه، رانش‌های سنگین بخش‌هایی از کوه بر اثر سست شدن دامنه‌ها و جاده‌های دسترسی، و شدآمد ده‌ها کامیون سنگین در هر روز، تاثیر منفی سختی بر این کوهستان و زندگی اهالی منطقه گذاشته است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آب، و کوه شاهوار که گداوار می‌شود!
ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبر آنلاین بخوانید.

کوه 3950 متری شاهوار در شهرستان شاهرود یکی از هدف‌های صعودی مهم در البرز شرقی، یکی از منابع اصلی تامین آب منطقه، و یک زیستگاه باارزش حیات وحش است. شوربختانه، از چهار پنج سال پیش، فعالیت معدن بوکسیت شاهوار، آسیب‌های جدی و جبران ناپذیر به این کوهستان زده است.


 
چرا با تله‌کابین مخالفیم؟
ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

اشاره

مدتی است که صحبت‌هایی از گوشه و کنار کشور به گوش می‌رسد با این مضمون که سرمایه‌گذارانی، با حمایت شماری از مقام‌های دولتی یا نمایندگانی از مجلس، قصد احداث تله‌کابین در محیط‌های کوهستانی کشور را دارند. این صحبت‌ها در منطقه‌ی حفاظت شده‌ی ورجین (لواسان- استان تهران)، در طالقان (استان البرز) و در پارک ملی خبر (استان کرمان) بسیار جدی شده است. در یادداشت زیر، کوشیده ام چکیده‌ای از نظرهای خودم و دیگر طبیعت‌دوستان را در نقد این طرح‌ها بیان کنم.

 

اثرات تخریبی تله کابین

خط‌های بالابر (تله‌کابین‌ها) چند اثر مخرب دارند: 1- ایجاد فرسایش خاک، با جاده کشی‌های افراطی و برش دامنه‌های پر شیب که موجب رانش زمین می‌شود. 2- تخریب مرتع یا جنگل در امتداد خط بالابر، و در امتداد جاده‌های ارتباطی. 3- آسیب رسانی جدی به اقتصاد محلی و جایگزین کردن تولید کشاورزی و دامی با گردشگری ناپایدار. 4- کشاندن جمعیت بالاتر از "ظرفیت برد"  (حد تحمل زیستگاه) به منطقه و فرسوده ساختن زمین. 5- آلوده سازی منطقه با ریخت و پاش زباله و مواد سوختی دستگاه‌ها و خودرو ها. 6- تخریب زیست‌بوم‌های حساس و نابود سازی حیات وحش، با تکه تکه کردن زیستگاه. 7- ایجاد آلودگی‌های صوتی و دیداری. 8- آسیب‌رسانی به منابع آب، با تخریب آبخیزها. 9- آسیب‌رسانی به میراث فرهنگی. 10- زمینه‌سازی برای اختلاس و زمین‌خواری.

اثرات یاد شده را می‌توان به کم و زیاد در محدوده‌ی تمامی خط‌های بالابری که در کشور احداث شده اند، دید. برای مثال...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نگذارید سبزی‌های کوهی را به یغما برند!
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

سرکار خانم ابتکار / جناب آقای جلالی

مسوولان گرامی محیط زیست و منابع طبیعی کشور

 بار دیگر، با آغاز بهار و رویش گیاهان در کوه و دشت‌های کشور، افرادی که برای به دست آوردن سود شخصی اقدام به کندن و فروش تجاری گیاهان خودرو می‌کنند، به منطقه‌های مختلف کشور هجوم آورده‌اند. متاسفانه در سال‌های اخیر، چیدن "سبزی‌های صحرایی" از یک کار تفننی که در سطحی محدود توسط افراد محلی انجام می‌شد، بدل به یک کار تجاری شده که در مقیاس بزرگ و در بسیاری نقاط توسط سوداگران حرفه‌ای، انجام می‌شود. این افراد، بی اعتنا به نقش گیاهان خودرو در حفظ خاک، بدون در نظر گرفتن فرصت رشد و زادآوری برای گیاهان، و بی توجه به ارزش‌های متنوع این ذخیره‌های ژنتیکی که بسیاری از آن‌ها در خطر انقراض هم قرار دارند، برگ، ساقه، ریشه، پیاز، و گل گیاهان مختلف را می‌چینند و در میدان‌های تره‌بار، فروشگاه‌ها، و کنار خیابان و جاده به فروش می‌رسانند.

از آن‌جا که استفاده‌ی شخصی از منابع ملی و انفال، منع قانونی دارد و نظر به این که  کندن و فروش  گیاهان علفی و درختچه‌ای، ماهیتا تفاوتی با کندن و فروختن درختان جنگلی ندارد، خواهشمند است قاطعانه با این پدیده‌ی خطرناک و رو به رشد مقابله نمایید. پیشنهاد می‌شود:

  • فروش هرگونه سبزی صحرایی را در فروشگاه‌ها و کنار خیابان‌ها ممنوع اعلام و برای آن جریمه تعیین کنید.
  • قرقبانان، جنگلبانان، و محیط بانان را مکلف به توقیف محموله‌های گیاهی سازید.
  • شهرداری‌ها و شوراهای روستایی و سازمان‌های مردم‌نهاد محلی را دعوت به همکاری در مقابله با تجارت گیاهان خودرو کنید.
  • از طریق صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها، آموزش‌های لازم در این زمینه داده شود.
  • منابع تامین گیاهان دارویی که در فروشگاه‌های رو به فزونی این اقلام به فروش می‌رسد، شناسایی و ساماندهی شود.

 

توضیح: این درخواست، برای چندمین سال تکرار می‌شود، و امید آن که این بار پاسخ بگیرد!

عباس محمدی

مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران

مضمون این نامه، در خبرآنلاین و همشهری هم کار شده است.


 
ضرورت مبارزه با کوه‌خواری
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

انجمن حفظ محیط کوهستان

رهبر معظم انقلاب روز یکشنبه در دیدار با مسئولان و دست اندرکاران محیط زیست و منابع طبیعی، به نکات بسیار مهمی اشاره کردند که توجه به این هشدارها و انجام اقدامات لازم در این خصوص می تواند به حل مشکلات محیط زیستی کشور همچون آلودگی هوای شهرها، تخریب جنگل ها و مراتع و زمین خواری کمک نماید.

ایشان همچنین با ابراز تأسف شدید افزودند: «دستگاه های مسئول باید قاطعانه با تعدی به جنگل ها به هر بهانه ای اعم از هتل سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه و برخی توجیهات به ظاهر قابل قبول، مقابله کنند».

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت اله خامنه ای در این دیدار تأکید کردند: «حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با تهیه سند ملی محیط زیست و پیوست زیست محیطی برای همه طرح های عمرانی و صنعتی و همچنین جرم انگاری تخریب محیط زیست، به این وظیفه بسیار مهم عمل شود».

ایشان، پدیده زمین خواری و اخیراً «کوه خواری» و «ساخت و ساز در ارتفاعات» را مسئله ای رنج آور و اسف بار دانستند و تأکید کردند: باید در قانون این گونه اقدامات جرم تلقی شوند و افراد سوء استفاده کننده بی هیچ اغماضی مورد تعقیب قضایی قرار گیرند.

 از دیدگاه انجمن حفظ محیط کوهستان، اشاره صریح مقام معظم رهبری به پدیده «کوه خواری» از اهمیت خاصی برخوردار است. هر چند که این اولین باری نیست که ایشان بر توجه و حفاظت از کوه های کشور تأکید کرده اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جنگل ابر را تخریب نکنید!
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

زمین آنلاین

 در پی درخواست 151 نماینده‌ی مجلس از رییس جمهور مبنی بر اجرای جاده‌ی جنگل ابر، تشکل های زیست محیطی کشور با امضای طوماری خطاب به دکتر حسن روحانی خواستار ارتقای جنگل ابر به عنوان منطقه‌ی حفاظت شده شدند.

 

جمعیت دیده‌بان طبیعت شاهرود، موسسه‌ی شاهوار زیست، رفتگران طبیعت استان سمنان، گروه کوه‌نوردی پدیده شاهرود، انجمن صلح آب شاهرود، رفتگران طبیعت استان گلستان، دیده‌بان میانکاله بهشهر، موسسه‌ی دیده بان کوهستان تهران، انجمن کوه‌نوردان ایران، موسسه‌ی سبزاندیشان اراک، رفتگران طبیعت استان مازندران، انجمن دوستداران دماوند کوه، گروه مهرگان طبیعت نکا، گروه فرهنگی ورزشی گرگان، موسسه‌ی کوهستان سبز تهران، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست تهران، و صدها شخصیت حقیقی دیگر از جمله امضا کنندگان هستند.

متن این نامه به شرح زیر است: 

جناب آقای دکتر حسن روحانی 
ریاست محترم جمهور و رییس شورای عالی حفاظت محیط زیست

با سلام


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پاک‌سازی بهرآسمان و حمایت از این کوهستان
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢ آبان ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

در روز 25 مهر ماه، ده‌ها کوه‌نورد و همچنین مدیر و محیط‌بانان اداره‌ی محیط زیست جیرفت از مسیر ساردوییه (شمال غربی شهر جیرفت، استان کرمان) به پای کوه بهرآسمان رفتند تا ضمن پاک‌سازی بخشی از این کوهستان، ضرورت رفتار مسوولانه در برنامه‌های گردشگری و طبیعت‌پیمایی را یادآور شوند. نقطه‌ی شروع این برنامه، روستای زیبای  بُن‌درسیبا بود که انبوه درختان گردو و تبریزی آن، رنگارنگی خیال‌انگیز پاییز را به زیبایی تمام به نمایش گذاشته بود. خوشبختانه در این منطقه، ریخت و پاش زباله بسیار ناچیز بود که این امر حکایت از فرهنگ هم‌زیستی درست با طبیعت در این منطقه‌ی حفاظت شده دارد.

کوه‌نوردان، پارچه‌نوشت‌هایی در دست داشتند که شعارهایی مانند «با طبیعت باشیم، نه در برابر آن» بر آن‌ها نقش بسته بود. همچنین شعارهایی در حمایت از توقف هرگونه عملیات معدن‌کاوی در بهرآسمان به چشم می‌خورد. توضیح این که از یکی دو سال پیش، صحبت از بهره‌برداری از ذخیره‌های معدنی بهرآسمان (شامل مس، سنگ‌های تزیینی، و...) می‌شود؛ امری که با مخالفت عشایر و روستانشینان منطقه، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان آب منطقه‌ای استان، جامعه‌ی کوه‌نوردان کشور، و دیگر طرفداران محیط زیست روبرو شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دردنامه‌ی مردم کوه‌پایه نشین بهرآسمان
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

جلوی معدن‌کاوی در بهرآسمان را بگیرید!

به فاصله‌ی چهل کیلومتری جیرفت، با 50 درجه حرارت، منطقه‌ای خنک و حتی سرد قرار دارد که بهره‌ای از آسمان است؛ بهرآسمان. در دل گرمای جیرفت منطقه‌ی بهرآسمان را برف گرفته، به نحوی که مردم زمستان‌ها منطقه را ترک می‌کنند.

 اما اکنون مدت‌هاست که فعالان محیط زیست در این منطقه‌ درگیر حفاظت از منطقه‌ی خود برای جلوگیری از تخریب توسط سودجویان هستند. بهانه‌ی تخریب، پیدا کردن معدن و استخراج است که می‌رود یکی از نادرترین مناطق در دل کویر را به نابودی کشاند؛ منطقه‌ای که طبیعتش طی میلیون‌ها سال شکل گرفته و در صورت تخریب، غیرقابل بازسازی و تجدید است.

 در سال 90 عده‌ای آمدند و گفتند برای راه‌سازی آمده‌ایم؛ جلو آن‌ها را گرفتیم. بعد از مدتی عده‌ای دیگر به بهانه‌ی گیاهان دارویی آمدند؛ جلو آن‌ها را هم گرفتیم. بعد، گروهی دیگر در سال 91، برای اکتشافات معدن، آمدند. با پی‌گیری‌ها معلوم شد که از آقای فلاح، مدیرکل حوزه‌ی ریاست سازمان ــ در زمان ریاست آقای محمدی‌زاده ــ مجوز اکتشافات گرفته‌اند. توانستیم دستور توقف موقت معدن را بگیریم. دیدارهای متعددی با مقامات داشتیم: از جمله، آقای کیخا، که جهت توقف کامل عملیات معدن‌کاوی به استانداری کرمان نامه زدند. اما آن گروه و گروه‌هایی دیگر امسال هم آمدند که حضورشان منجر به تنش محلی شد. خانم ابتکار برای آقای جهانگیری نامه زدند، که به‌دلیل زیست‌محیطی نباید در منطقه کار اکتشافی انجام گیرد. جدا از مسائل طبیعی و جانوری، این منطقه سرچشمه‌ی آب‌رسانی به سدهای منطقه و تأمین‌کننده‌ی آب‌های زیرزمینی منطقه‌ی کرمان است. منطقه‌ی بهرآسمان تنها زیست‌گاه حفاظت‌شده‌ی خرس سیاه آسیایی و هم‌چنین پلنگ است. پیران محل تعریف می‌کنند که در گذشته‌ای نه چندان دور جمعیت حیات وحش منطقه بسیار زیاد بوده است. 

اما این گروه‌ها مانده‌اند... برای ما روشن نیست که این متجاوزان پشت‌شان به کجا گرم است و چرا برخی مسؤولان دولتی چنین آشکار از آن‌ها و تخریب تنها منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی جنوب کرمان حمایت می‌کنند. تخریب منطقه‌ای با پنچ رودخانه‌ی دائمی و سرچشمه‌های آب در استانی که دچار بحرانی‌ترین وضعیت آب در کشور ــ آن‌هم در این وانفسای خشک‌سالی ــ است برای همه‌ی اهالی و دوستداران محیط زیست تعجب‌آور است. حرص و آز این گروه‌های سودجو و از آن مهم‌تر حمایت‌های برخی مقام‌های دولتی مایه‌ی شگفتی و تأسف است.

 

ادامه در: ایران‌بوم

 


 
بهرآسمان برج آب است، نه معدن!
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ٩ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

امروزه از هر کس درباره‌ی مشکل محیط زیست ایران بپرسیم، حتما به دو موضوع کمبود آب و آلودگی هوا به گرد و غبار اشاره می‌کند. دو موضوعی که جدا از چالش‌هایی مانند آسیب دیدن تنوع زیستی و فرسایش خاک، که شاید مساله‌هایی مربوط به آینده تلقی شوند، به شکلی محسوس سلامت همین نسل امروزه‌ی انسان را به خطر انداخته است. به بیان دیگر، در ارزش‌گذاری روی محیط‌هایی مانند کوهستان‌ها که تامین‌کننده‌ی آب هستند، نیازی به بحث‌های پیچیده درباره‌ی ویژگی‌های این زیست‌بوم‌ها و جایگاه آن‌ها در حفاظت از گونه‌های گیاهی و جانوری، و بیان مسایل علمی دیگر نیست؛ قضیه بسیار ساده‌ و روشن‌ است!

ایران روی "کمربند خشک" زمین قرار گرفته و میانگین بارندگی آن یک‌سوم یا یک‌چهارم میانگین جهانی، و میزان تبخیر در  این کشور چند برابر بارندگی است. هر قطره‌ی آب در این سرزمین، گوهری گران‌بها است و هر محیطی را که در آن آب تولید و نگهداری می‌شود، باید با تمام توان پاس بداریم. اگر کوهستان‌های ایران نبودند، کشور ما چشم‌اندازی پاک بیابانی داشت و در آن زندگی بسی کم رونق‌تر بود و از این همه رود و مرتع و جنگل و تنوع گونه‌ها و باغ و کشت و حوزه‌های تمدنی خبری نبود.

استان کرمان را می‌توان نمونه‌ی کوچک‌ و در خور مطالعه‌ای از اقلیم کلی ایران دانست؛ فلاتی کم ‌‌و بیش بلند با بارندگی کم و با کوهستان‌هایی که در بسیاری جاها تا حدود چهار هزار متر بلندی دارند. همه‌جا در این استان، روستاها و شهرها در سایه‌ی کوهستان پدید آمده‌اند: شهر کرمان در نزدیکی کوه‌های جوپار و پلوار، بم در نزدیکی کوهستان بارز، بافت در شمال کوه خبر، رفسنجان در شمال کوه سرچشمه، بردسیر در نزدیک‌های کوهستان لاله‌زار و هزار ...، و جیرفت و ساردوییه و عنبرآباد در پایین‌دست کوه بهرآسمان. زندگی نیازمند آب است، و تمام رودهای دایمی و فصلی و سفره‌های آب زیرزمینی استان، وابسته به آب روان از کوهستان هستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارش برنامه‌ی پاک‌سازی هم‌زمان چهار جبهه‌ی دماوند+عکس
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

تدارک و برنامه‌ریزی این برنامه، از حدود سه ماه پیش از سوی کارگروه محیط زیست فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، با مشارکت و همکاری گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران آغاز شده بود.

در بعد از ظهر ۲۲ مرداد ۹۳، حدود یکصد تن از کوه‌نوردان دوستدار محیط زیست در سالن قرارگاه کوه‌نوردی پلور گرد هم آمدند تا ضمن هم‌اندیشی درباره‌ی حفظ دماوند، در دو روز بعد عازم پاک‌سازی این کوه از زباله‌های رهاشده شوند. همایش با خوشامدگویی محمود بهادری و نمایش تصاویری از ریبایی‌های طبیعت کوهستان آغاز شد. سپس امین معین مسوول کارگروه محیط زیست فدراسیون اقدام به معرفی کارگروه محیط‌زیست و برنامه‌ی پاک‌سازی همزمان چهار جبهه‌ی دماوند کرد.

سپس عباس محمدی مدیر گروه دیده‌بان کوهستان (دکا) صحبت کرد و گفت که جامعه‌ی کوه‌نوردی متشکل‌ترین و پرشمارترین قشر دوستدار محیط زیست ایران است و هم‌اینک به نیروی اجتماعی موثری در رویارویی با تخریب‌ و آلوده‌سازی طبیعت کشور بدل شده است. او همچنین گفت که کوه‌نوردان باید به مسوولیت خود در حفظ نقاط بکر و باارزشی که بر آن پا می‌گذارند، بیشتر آشنا شوند و لازمه‌ی این کار آن است که بیشتر بیاموزیم. محمدی گفت که همگان باید تمامی پسماندهای هر برنامه‌ی خود را، حتی در جاهایی که پناهگاه‌های بزرگ مانند بارگاه سوم دماوند وجود دارد، به شهر بازگردانند و نباید دچار این کژفهمی شویم که گویا در این نقاط سامانه‌ای برای بازگرداندن زباله‌های ما وجود دارد. او اضافه کرد که باید فکری هم برای دفع اصولی فضولات انسانی کنیم که اکنون وضع فاجعه‌باری در دماوند و علم‌کوه و ساوالان یافته است.

سپس فیلم مستند "از آلپ تا دماوند" به کارگردانی فرهاد ورهرام که یکی از مستندهای فاخر درباره‌ی کوه دماوند است پخش شد و پس از آن استراحت و پذیرایی داشتیم.

آغاز بخش دوم با اجرای موسیقی زنده توسط خواهر و برادر رینه ای، ماهور الهیان و ماهان الهیان آغاز شد. سپس رضا زارعی رییس فدراسیون در سخنان کوتاهی از کوشش‌ سازمان‌های غیردولتی مانند انجمن دوستداران دماوند کوه و گروه دیده‌بان کوهستان برای حفاظت از دماوند سپاسگزاری کرد و اهتمام فدراسیون برای حفط محیط‌زیست کوهستان را اعلام کرد. پس از آن سخنرانی کلیدی همایش را داشتیم، دکتر حسین آخانی استاد گیاه‌شناسی دانشگاه تهران در خصوص اهمیت و مشکلات و تهدیدهای محیط‌زیستی مناطق مرتفع و همچنین ضرورت صرفه‌جویی در منابع سخنرانی کرد.

در ادامه، از سوی فدراسیون به چند تن از مسوولین، کوه‌نوردان و افراد محلی که نقش موثری در پاک‌سازی‌ها و حفاظت از دماوند داشته‌اند، تقدیرنامه‌ها و هدایایی داده شد. در پایان دو اجرای زنده موسیقی دیگر از ماهور و ماهان داشتیم.

 در روزهای ۲۳ و ۲۴ مرداد، تیم‌های مختلفی که در قالب این برنامه به منطقه آمده بودند، روی مسیرهای جنوبی، غربی، شمالی، و شمال‌شرقی به گردآوری زباله‌ها پرداختند و از قله تا ارتفاع ۴۰۰۰ متری را پاک‌سازی کردند. در ضمن، به گفتگو با کوه‌نوردان حاضر در منطقه پرداختند و مشارکت آنان را نیز جلب کردند. در مسیر جنوبی، به جز پاک‌سازی کل مسیر، دو توده‌ی بزرگ زباله که از سال‌ها پیش برجا مانده بود نیز جمع و در نزدیکی بارگاه ۳ گذاشته شد تا به تدریج با قاطر به پایین آورده شود. در مجموع ده‌ها گونی زباله در این برنامه، جمع‌آوری و بسته‌بندی شد.

 

گزارش تصویری را در ادامه‌ی مطلب ببینید.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آش هیزمی، و مدیریت منابع آب!
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

 سفرنامک جاده‌ی چالوس

یکی از بهترین منابع کسب اطلاعات در مورد هر گونه مساله‌ی اجتماعی: از مظنه‌ی زمین، گرانی مواد خوراکی، کرایه‌ی خودرو، قیمت مواد غیرمجاز، و حتی وضع محیط زیست، رانندگان خطی جاده‌ها و کارکنان خوراکخانه (رستوران)های بین‌راه هستند که در گپ و گفت با ایشان، معمولا به مخزنی از "حکمت عامه" دست می‌یابیم! در این سفرنامک به چند دیده و شنیده در طول سفر اخیری که با دوست پژوهشگرم کوشان مهران در جاده‌ی چالوس داشتیم، می‌پردازم. دیده و شنیده‌های مستند که بیان‌گر سوءمدیریت منابع آب است، و البته مشابه آن را در تمام منطقه‌های کوهستانی کشور می‌توان دید:  

* به هنگام ساخت سد سیا‌بیشه که در محدوده‌ی منطقه‌های حفاظت شده‌ی البرز مرکزی و چهارباغ انجام شد، جنگل‌تراشی‌های گسترده و تخریب مراتع در مراحل دسترسی به ساختگاه و قرضه‌برداری (برداشت خاک و سنگ برای احداث بدنه‌ی سد) سبب گل‌آلود شدن رودخانه‌ی حفاظت شده‌ی چالوس و آسیب‌دیدگی همیشگی آن شد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز محیط زیست، سد داریان، و یک درخواست از مقام‌ها
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبر آنلاین بخوانید.

سد داریان، در حال ساخت

 

                     نمونه ا‌ی از جنگل‌های زاگرسی که در ساختگاه و زیر دریاچه‌ی سد نابود می‌شوند

 


 
در این دربند، دلم می‌گیرد!
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

پس از چند دهه آشنایی با خیابان دربند، خیابانی که  بخشی از بهترین خاطره‌های کوه‌پیمایی و عشق‌های زندگی‌ام را رقم زده، دیگر دلم نمی‌خواهد به آن‌جا بروم!

بساز و بفروشی وقیحانه به کجا رسیده؟! هتل دربند را هم خراب کردند تا به جای آن باز هم مجتمع تجاری بسازند... چشم تنگ این دنیادوستان دریده چشم را چه چیز پر خواهد کرد؟!

 چه خوش‌خیال بودم که یازده سال پیش، با ثبت "محور تاریخی و طبیعی دربند" به عنوان اثر ملی، یادداشت "دربند، خاطره‌ی جمعی تهرانی‌ها" را نوشتم.

گزارش ایسنا از تخریب هتل دربند را در اینجا بخوانید.

آخرین ویلا از مجموعه‌ی هتل دربند که در اسفند گذشته تخریب شد

 

پس از تخریب


 
کوه آسمانی بهرآسمان؛ هدف زمینیان آزمند
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبر آنلاین

این، یادداشتی است در نکوداشت "روز جهانی اقدام برای رودخانه‌ها" (14 مارچ/ 24 اسفند)، و در حمایت از کوهستان بهرآسمان که یکی از سرچشمه‌های هلیل‌رود کرمان است.

 امیدوارم که چنین نباشد، اما نشانه‌هایی به چشم می‌خورد که گویا عده‌ای خواهان "دولت درمانده" در ایران هستند یا شاید که ندانسته، در جهت پدیداری چنین دولتی گام بر می‌دارند. اصطلاح دولت درمانده یا بی‌اقتدار، اشاره به حکومت‌هایی دارد که نمی‌توانند رفاه حداقلی را برای اکثریت جمعیت فراهم سازند، در حوزه‌ی آن‌ها ثروت یک بخش کوچک به شکلی سرطانی رشد می‌کند، بیشینه‌ی جمعیت رو به فقر می‌رود، فساد اقتصادی رشد می‌کند، "خستگی جمعیتی" نمود می‌یابد، سرمایه‌گذاری خارجی کاهش و بیکاری افزایش می‌یابد، جنگل‌ها و مراتع و کشتزارها پیوسته تخریب می‌شوند، و اقتدار دولت در اعمال قانون بر ضد تخریب‌گران محیط زیست از میان می‌رود(1).

 دولت‌ بی‌اقتدار، لزوما دولتی ضعیف و فقیر مانند افغانستان و هاییتی، یا دولتی فروپاشیده مانند سومالی نیست؛ ممکن است دولتی ثروتمند مانند عربستان، یا دولتی اتمی مانند پاکستان، و حتی یک ابرقدرت پیشین مانند روسیه باشد. دولت بی‌اقتدار، همچنین یک شیوه‌ی حاکمیت در برابر دولت اقندار گرا (توتالیتر) نیست و در نتیجه به هیچ وجه نمی‌توان رگه‌ی مثبتی از توزیع قدرت در آن یافت. سرزمینی که از "آستانه‌های طبیعت" خود فراتر رفته باشد، و از منابع آب و خاک خویش به گونه‌ای بهره‌برداری کند که جبران کسری‌های آن ناممکن شود، یک دولت بی‌اقتدار است. همچنین، حکومتی که بخشنامه و قانون و مقررات وضع کند، اما نتواند آن‌ها را به اجرا بگذارد یا گروه‌های خاصی بر ضد آن‌ها رفتار کنند، نیز دولتی بی‌اقتدار است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب؛ دستاورد حضور انسان در کوهستان
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳٩٢ : توسط : محمود بهادری

با ویلاسازی های متعدد در مناطق کوهستانی در کنار آلودگی های گسترده منابع آبی و خاکی این انسان تنها مامن و ماوای خویش را نیز از بین می برد و طولی نخواهد کشید که جایی برای فراغت و آبی پاکیزه و غذایی سالم نخواهد یافت مگر اینکه تجدیدنظری جدی در رویکرد امروز خود قرار دهد.

 

 فاطمه باباخانی، زیست نیوز- فرقی نمی کرد چه فصلی از سال باشد،‌ حتی در هرم گرمای اواخر تیر هم یال منتهی به گردنه پر برف بود و با عبور از آن و سرازیری،‌ جز یخچال هایی که ممکن بود تو را به درون خود بکشد،‌ هیچ دیده نمی شد. تا به ییلاق ها برسیم،‌ زباله ای به چشم نمی خورد، تنها حیات وحش بود و انبوه درختان و دره هایی پرآب که لذتی وافر را در دل هر کوهنوردی ایجاد می کرد. اما این بار انبوه زباله ها اعم از تنقلات‌ وکنسروهایی که  با رسیدن ما دره به چشم می خورد نشان از حضور انبوه افرادی داشت که پیشتر آنجا را برای فراغت و تفریح آخر هفته برگزیده بودند. این بار حتی  گاه پوسته های نازک تنقلات را در یال منتهی به قله نیز می دیدیم. اما آیا زباله تنها تهدید کوهستان های ایران است؟  و آیا با پاکسازی عرصه های طبیعی می توان به آینده ای روشن برای حفظ آنها امید بست؟

محمود بهادری؛ مدیر آموزش گروه دیده بان کوهستان(انجمن کوهنوردان ایران) در این باره به زیست نیوز گفت: یکی از عوامل تهدیدکننده کوهستان های ایران،‌ بهره برداری ناپایدار از منابع طبیعی است. وی معدن کاری بی رویه و غیراصولی را یکی از این نمونه بهره برداری ها توصیف و اضافه کرد: به عنوان مثال ما چندی پیش شاهد احداث یک معدن سنگ آهن در کوه شاهو کرمان بودیم که این امر اعتراض گسترده جامعه کوهنوردی را به همراه داشت؛‌کوهنوردان سراسر کشور در اعتراض به این حرکت در این منطقه برنامه ای اعتراض آمیز اجرا کردند که خوشبختانه تا حد زیادی موجب توقف این کار شد.

وی کوه دماوند را از دیگر کوه های در معرض تهدید عنوان کرد و گفت: دماوند هم به لحاظ بام ایران و خاورمیانه و هم به لحاظ اساطیری برای ما اهمیت زیادی دارد، ‌با این حال ما شاهدیم دور تا دور این کوه معدن احداث شده است. البته با اعتراض هایی که صورت گرفته چند معدن از جمله در اطراف رینه تعطیل شدند اما همچنان در گزنه ما شاهدیم روزانه 10 تا 15 کامیون  از معدن سرازیر شده و بخشی از کوه دماوند را با خود می‌برند.

محمود بهادری جاده کشی را از دیگر تهدیدات کوهستان های ایران برشمرد و اضافه کرد: احداث جاده های متعدد و عبور از آن مناطق کوهستانی در کنار تعریض جاده های کوهستانی مناطق روستایی از جمله مسائل صدمه زننده به محیط زیست کوهستان هستند.



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه شاه، همچنان در خطر!
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢ مهر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

همشهری

مدیر گروه دید‌بان کوهستان در گفت‌وگو با همشهری ضمن تأکید بر حفاظت از محیط‌های کوهستانی نسبت به ازسر‌گیری تخریب «کوه‌شاه» در کرمان هشدار داد و گفت: کوه‌شاه که در گویش کرمانی «کوشا» نامیده می‌شود کوهی است با ارتفاع حدود ۴۴۰۰متر در رشته کوه لاله‌زار در شهرستان بافت استان کرمان.

چشمه‌ها و جویبارهای جاری از کوشا، کشاورزی و باغداری پررونقی را در منطقه پدید آورده که فقط یکی از جلوه‌های آن، وجود بیش از 50هزار درخت گردو است که معیشت صدها خانوار را تأمین می‌کند.

کوشا همچنین زیستگاه صدها گونه گیاهی و چندین نوع جانور و نیز عامل اصلی تلطیف هوای ده‌ها روستا و شهر بافت است. به‌خاطر همین ویژگی‌ها، مناطق اطراف کوشا یکی از مقصد‌های پرطرفدار گردشگران و کوهنوردان است. با این حال، این کوه به‌خاطر فعالیت معدنکاری درمعرض تخریب قرار گرفت.

عباس محمدی افزود: ماه‌ها تلاش اهالی روستاهای حوزه کوشا، همراه با اعتراض کوهنوردان و فعالان محیط‌زیست برای جلوگیری از فعالیت‌های معدنی در این کوهستان، به‌ویژه گردهمایی اعتراضی حدود 1300 نفر در روستای باغ فخروییه سبب شد تا استاندار کرمان 22شهریورماه امسال دستور توقف کار معدن را صادر کند. ضمن آنکه استاندار ادامه کار معدن را منوط به‌نظر گروه ویژه‌ای کرد که متشکل از کارشناسان خبره و بی‌طرف در زمینه منابع طبیعی، محیط‌زیست و آب منطقه‌ای از تهران و کرمان است. این گروه باید مراحل صدور مجوز بهره‌برداری معدنی، مسائل زیست‌محیطی و انسانی آن و تأثیر معدن بر منابع آب آشامیدنی و کشاورزی منطقه را بررسی کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تدبیر و امید در کوه شاه
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

شعار کلیدی دولت کنونی در روند انتخابات، "تدبیر و امید" بود. به نظر می رسد که تدبیرگرایی، اینک حتی به مدیرانی که از سوی دولت پیشین به کار گمارده شده بودند، نیز تسری یافته است. در موضوع معدن کاوی در کوه شاه (کوشا) که مورد مخالفت شدید روستانشینان و عشایر اطراف کوه، جامعه‌ی کوه‌نوردی، و همه‌ی دوستداران آب و خاک کشور است، دستور استاندار کرمان برای توقف عملیات معدن و اعلام این که با احترام به افکار عمومی، کمیته‌ای بی‌طرف مرکب از خبرگان محیط زیست و منابع طبیعی و آب تشکیل خواهد شد تا در این مورد تصمیم‌گیری کند، نشانه‌ای فرخنده از تدبیرگرایی امیدبخش است. دیگر نشانه‌ی این چنینی را در شب پنج شنبه 21 شهریور در روستای باغ فخروییه در پای کوشا دیدیم که نماینده‌ی مردم بافت در مجلس (که پیش‌تر، مخالفت جدی با کار معدن سنگ آهن در آن کوهستان نداشت) فروتنانه به میان جمع حدودا هزار و سیصد نفره‌ی مخالفان معدن آمد و از دل سوزی آنان برای طبیعت منطقه قدردانی کرد و قول داد که خواسته‌ی آنان را پیگیری کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
از صعود اعتراضی به کوشاه حمایت می‌کنیم
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

 از تمام گوشه و کنار کشور خبر تعرض‌های دلخراش به کوهستان‌ها و دیگر منطقه‌های طبیعی به گوش می‌رسد!

اما، تجاوز گسترده و بی‌رحمانه به "لاله‌زار" جنوب شرق کشور، به کوشاه گرانقدر که حیات‌بخش زمین‌های کشاورزی چندین روستا و شهر منطقه، گردشگاه هزاران هزار شهرنشین استان کرمان، و از نقطه‌های هدف کوه‌نوردان سراسر کشور است، ابعادی کم‌مانند دارد و اعتراض‌های گسترده در پی داشته است.

کوه‌نوردان کشور را به حضور در برنامه‌ی پنج‌شنبه و جمعه (20 و 21 شهریور) در منطقه‌ی کوشاه که با هدف اعتراض به معدن‌کاوی در این کوهستان انجام خواهد شد، دعوت می‌کنیم.

در این زمینه می‌توانید بخوانید:

زخمی که سنگ آهن به کوشاه می زند

صعود کوشاه در اعتراض به تخریب زیست محیطی منطقه 

تخریب مراتع در کوه شاه توسط معدن کاوان

 

 


 
برنامه‌ی تجمع اعتراضی در کوه‌شاه
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

دوستان کوه‌نوردمان  که هر سال چند برنامه برای پاک‌سازی "کوشا " (کوه‌شاه) در بافت کرمان برگزار می‌کنند، اینک باید تخریب آن کوه دل‌ربا را در زیر چرخ و زنجیرهای سنگین‌ترین ماشین‌های معدن‌کاوی ببینند!

باز هم ادعای دروغین یا اغراق‌آمیز اشتغال‌زایی، توجیه‌گر یک تخریب بی‌ملاحظه شده است؛ آیا ارزش آب‌زایی کوه‌شاه در استان خشک کرمان به حساب آمده است؟ آیا ارزش مراتع و کشتزارهایی که آسیب خواهند دید، به حساب آمده است؟ آیا جایگاه این کوه در گردش‌گری و سلامت جسمانی شهروندان در نظر گرفته شده است؟ آیا تاثیر منفی این معدن بر سلامت مردم به حساب آمده است؟ چند نفر از این معدن سود خواهند برد و چه شماری بیکار خواهند شد و آسیب خواهند دید؟

شکی نیست که هیچ ارزیابی و بررسی دقیقی برای پاسخ به این پرسش‌ها انجام نشده است. به تجمع اعتراضی کوه‌نوردان استان کرمان، در اعتراض به عملیات معدن‌کاوی در کوه‌شاه کرمان بپیوندیم؛ پنج‌شنبه 21 شهریور ماه، کوه‌شاه

توضیح بیشتر را در "ادامه‌ی مطلب" بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سنگ کاری، دشمن طبیعت!
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

حتما دقت کرده اید که در هفت هشت سال گذشته، بسیاری از کوهستان ها، به ویژه در غرب کشور، به خاطر برداشت انواع سنگ، چاک چاک و بدنما شده است. ما، تا چند سال پیش، فکر و خیال مان ریخت و پاش نشدن زباله در کوه ها بود، اینک هراس زده از به باد شدن کلیت کوه ها هستیم!

روند گرفتن مجوز معدن سنگ چنین است که یک شخص نقطه ای را شناسایی می کند و سپس با مراجعه به اداره های صنایع و معادن، ثبت آن نقطه را برای بهره برداری به نام خود درخواست می کند. سپس باید موافقت اداره های منابع طبیعی و محیط زیست و میراث فرهنگی را نیز بگیرد. اما، به نظر می رسد که این تشریفات در فضای اداری کشور ما "چنان که افتد و دانی" گرهی نیست که باز نشود... و حتما افرادی هستند که "متخصص" دریافت این گونه موافقت نامه ها برای هرجا هستند! اگر جز این بود، شاهد ظهور این همه معدن های سنگ و شن و ماسه که چهره ی دره ها و کوه های کشور را همه جا زخم آگین و بیماروش ساخته است، نبودیم.

 

با این آسیب رسانی به طبیعت از همه سو در خطر ایران، جای پرسش است که چگونه شهرداری تهران (و به دنباله روی از آن؛ شهرداری های دیگر) نه تنها نماکاری ساختمان ها را با سنگ محدود نمی کنند، بلکه با اصراری باورنکردنی، پیاده روها و حاشیه ی بوستان ها و دور درختان را سنگ می کنند. سنگ کاری هایی که در این فضای بساز و بفروشانه، حداکثر 5-4 سال دوام می آورند.

گزارشی در مورد تخریب های وحشتناک ناشی از برداشت سنگ در روستای برنجه را در وبلاگ کوهستان حقیقت (16 دی)، و یادداشتی درباره ی همین گونه تخریب ها در منطقه ی تکاب را در اینجا بخوانید. امید آن که پی گیری دوستداران محیط های کوهستانی و اهالی منطقه های تحت تاثیر، بتواند معدن هایی را که بسیار بی ملاحظه به نابود سازی طبیعت مشغول اند، همچون مورد سنگ معدن دیوچال در کلارشت، به تعطیلی بکشاند.


 
اعتراض کوه نوردان به نصب آنتن
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ٦ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دوست مان محمد خورشیدی اطلاع داده است که تعداد زیادی از کوه نوردان استان خراسان رضوی، به نصب دکل ارتباطی بر روی قله ی شیرباد (بلند ترین قله ی استان) اعتراض کرده اند. هیات کوه نوردی استان هم نامه ای به مقام های سیاسی استان، اداره ی کل منابع طبیعی، اداره ی کل ورزش و جوانان، و فدراسیون کوه نوردی نوشته و اعتراض کوه نوردان را به آن ها اعلام کرده و پیگیر موضوع است. 

امید آن که نتیجه ای به دست آید!


 
دست از سر توچال بردارید!
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در اواخر تابستان گذشته، کوه ستمکش توچال باز شاهد یک طبع آزمایی "خیر خواهانه" بود؛ نصب میله های آهنی و تابلوهای بزرگ "هدایتگر" . مطابق یادداشت چند روز پیش تارنمای هیات کوه نوردی استان تهران، این کار در چارچوب طرح "بهسازی پناهگاه ها و مسیرهای کوهستانی شمال تهران"، با مدیریت کمیته پناهگاه های فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی انجام شده است. اگرچه جای شکر است که این کمیته، در چند سال اخیر دست از پناهگاه سازی در کوه ها برداشته و بیشتر مشغول "قرارگاه" سازی در کوهپایه ها و بهسازی پناهگاه های موجود بوده، اما گویا هنوز با آن روحیه ی "شهری سازی" کوهستان ها، به کلی خداحافظی نکرده (و البته، قرارگاه سازی را هم با دست اندازی به منابع طبیعی به انجام رسانده است).

می گویم "کوه ستمکش توچال" برای این که این کوه که حق زیادی هم بر گردن تهرانی ها دارد، گویا باید تاوان نزدیکی با این همسایگان پر توقع را بدهد! هر چند گاه، گروهی (لابد در کمال حسن نیت و بی چشمداشت مادی) طرحی برای "ایمن سازی" یا فراهم آوردن "امکانات" برای شهروندان گرامی در می اندازد و خودسرانه به اجرای آن "همت می گمارد"؛ یک روز پناهگاه سازی، یک روز تله کابین، یک روز پیست موتور ای تی وی، یک روز طرح پناهگاه دو طبقه، یک روز طرح هلی بورد، یک روز میله گذاری، و... کسی هم در اندیشه ی حفظ این کوه نیست (شاید به این دلیل که "حفاظت" هزینه بر نیست و به درد جذب بودجه نمی خورد!).

 

 عکس ها از تارنمای هیات کوه نوردی استان تهران

نصب این همه میله و علامت، چشم انداز توچال را که برجسته ترین بخش از بقایای طبیعت تهران است، مخدوش و آرامشی را که به خاطر آن به کوه می رویم زایل می سازد. تابلوهای راهنما در کوهستان باید به تعداد کم، در اندازه های کوچک، و با مواد و رنگ هایی که با طبیعت همساز باشد، تهیه و نصب شود. به علاوه، معلوم نیست که چگونه دوستان می پندارند که با تجهیز کوهستان، خطر حادثه و مرگ کمتر می شود؟! تجربه نشان داده که بیشترین حادثه ها، در مسیرهای با علامت و پناهگاه دار رخ داده اند. ممکن است علت این امر، پر رفت و آمدتر شدن مسیرها پس از "تجهیز" باشد، و یا القای حس کاذب امن و ساده بودن مسیر به دلیل وجود امکانات.

در مورد میله گذاری در توچال، و این که چنین کارهایی نمی تواند خطر را از میان ببرد،  یادآوری می کنم که دست کم یک مورد مرگ در حد فاصل جان پناه قله تا ایستگاه هفت تله کابین، به علت برخورد با همین میله ها بوده است (مرگ کوه نورد باتجربه بهنام کرمی، در روز 24 بهمن 1387). همچنین، از دیگر حادثه های چند سال اخیر می توان به مرگ خانم افخم در مسیر شیرپلا - سیاه سنگ در روز 30 فروردین 86، و مرگ شبنم فرحی و محمد سعادتی در حوالی چشمه نرگس در هفتم اردیبهشت 86 و گم شدن آقای ابوالفضل عظیمی که توچال را بهتر از کف دست می شناسد، در حد فاصل قله تا ایستگاه هفت تله کابین (اواخر اسفند 83) اشاره کرد.

در پایان، از کوه نورد طبیعت دوست و گرانقدر و دوست عزیزم، حسین نظر، درخواست دارم در همراهی با این گونه طرح ها،‌ تجدید نظر کند. 

نمونه ای از معدود تابلوهای مسیر صعود قله ی گراند تیتان در آمریکا (ابعاد تقریبی تابلو: 20 × 30 به ارتفاع حدود 30 سانتی متر از زمین) (مضمون تابلو: پا نگذاشتن روی گلسنگ ها و دیگر گیاهان بسیار کوتاه کوهستان، خودداری از آلودن محیط)


 
خانه در ره سیلاب!
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سعدی می گوید: ای آن که خانه در ره سیلاب می کنی/ بر خاک رودخانه نباشد معولی. یعنی اعتمادی به مسیر سیلاب و زمین حاشیه ی رودخانه (و البته، هر جای پرخطر دیگر) نیست. اما، برای آن دسته از مدیران ایرانی که هدف شان جذب و ریخت و پاش بودجه است، این اندرزهای آزمون شده در طول سده ها هم اهمیتی ندارد!

روزنامه ی همشهری، در مورد سیل چندی پیش استان گلستان که منجر به خسارت های بسیار و ازجمله، نابودی پیاده راه ساخته شده در مسیر آبشارهای کبودوال و شیرآباد شد، گفتگویی با علی خدابخشی (راهنمای طبیعت گردی) و من داشت که گزارش آن را در زیر می بینید:

مسیر دسترسی به آبشارهای شیرآباد و کبودوال واقع در جنگل‌های استان گلستان که با صرف میلیون‌ها تومان هزینه ساخته شده بود با نخستین بارندگی به کلی ویران شد.

علی خدابخشی، راهنمای طبیعت‌گردی که اخیرا از این منطقه بازدید کرده ضمن اعلام این خبر به همشهری گفت: معلوم نیست براساس کدام کار کارشناسی مسئولان محلی این مسیر پرهزینه را در دل طبیعت احداث کرده‌اند؛ مسیری که ساخت آن هیچ ضرورتی

 نمایی از پیاده راه پرهزینه ی کبودوال که اینک نابود شده

ندارد و تنها باعث تخریب طبیعت می‌شود. با وجود این، بیم آن می‌رود که ساخت سازه‌های سنگی و بتنی در این بخش از طبیعت دوباره از سر گرفته شود. عباس محمدی مدیر گروه دیده‌بان کوهستان هم در این‌باره تصریح کرد: این دست اندازی و دخالت‌های غیرمسئولانه در طبیعت که با هدف شهری کردن طبیعت صورت می‌گیرد در تضاد با ضوابط و قوانین حاکم بر طبیعت است و نتیجه آن می‌شود که با نخستین سیل سازه‌ای که میلیون‌ها تومان هزینه بیت‌المال صرف آن شده کاملا نابود ‌شود بی‌آنکه هیچ مرجع قانونی‌ای سازندگان این سازه‌های بی‌ثمر را مواخذه کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کرکس زخمی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مطلب جالب توجهی درباره ی کوه زیبا و در معرض تخریب کرکس، در تارنگار پلنگ زخمی هست با عنوان کرکس زخمی که  خواندن آن را به دوستان پیشنهاد می کنم.

 

گنبد باز (یا "بز و باز") در رشته کوه های کرکس در منطقه ی حفاظت شده ی کرکس. تصویر از ایرنا.


 
روز زمین و مسوولیت ما
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی زیر را به مناسبت "روز زمین" به روزنامه ی همشهری داده بودم که دیروز با کمی تغییر و تلخیص در آن به چاپ رسید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روز زمین و مسوولیت ما

زباله، در همه جا!

حضور همه جایی پسماندهای جامد، اگر بزرگ ترین مشکل محیط زیست ایران نباشد، دست کم آشکار ترین نشانه ی بی مبالاتی ما در حفظ محیط زیست کشورمان هست. از چکاد 5670 متری دماوند تا ساحل های زیر صفر متر دریای خزر و کناره ی جزیره های کوچک و نامسکون خلیج فارس، از جنگل های پرآبادی شمال تا نقاط بسیار کم جمعیت حاشیه ی بیابان لوت، و از کوهستان های دور دست کرمان تا دره ی پر رفت و آمد هراز... همه جا  در چشم انداز خود زباله های رها شده را می توانیم دید. آیا چنین است رسم مهر ورزی به آب و خاک میهن؟! آیا مدیران بخش های آموزش، حفاظت محیط زیست، و منابع طبیعی با دیدن چنین صحنه ها، از قصور خود شرمسار نمی شوند؟! آیا تک تک ما در رویارویی با این چشم اندازهای مخدوش، به مسوولیت خویش و به بستری که برای فرزندان و آیندگان مان ساخته ایم، می اندیشیم؟!

دیدن انبوه زباله در منطقه های گردشگری مانند کوهپایه های نزدیک شهرها، ساحل دریای خزر، محدوده ی پارک های جنگلی، و نقاطی که در چند سال اخیر به عنوان "منطقه ی ویژه ی گردشگری" معرفی شده اند، گویا به امری عادی بدل شده و چندان حساسیتی برنمی انگیزد(!) اما، برای آن که ابعاد فاجعه آمیز ریخت و پاش زباله در طبیعت و محیط های انسانی را دریابیم، چند نمونه را از دور دست ترین نقطه های کشور مثال می آورم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بیانیه ی سازمان های مردم نهاد درباره ی ساخت و ساز در جاجرود
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

جمعی از سازمان های مردمی فعال در حوزه ی محیط زیست، با انتشار بیانیه ای باردیگر نسبت به تصرف زمین های منطقه ی حفاظت شده  ی جاجرود در واپسین روزهای سال 1390، واکنش نشان دادند و این اقدام را «قانون گریزانه»، «برخلا ف مصالح عمومی ملت» و «فراهم آوری زمینه برای زمین خواری» دانستند.

متن بیانیه را در زیر بخوانید:

منطقه ی حفاظت شده ی جاجرود به تاریخ می پیوندد؟

رهبر معظم انقلاب در هفته منابع طبیعی سال 89 بر رو یارویی با ساخت و ساز در شرق تهران و واگذاری زمین های ملی با عنوان "طرح باغشهرها"، پافشاری کرده اند. اما با این وجود در روزهای پایانی سال 90 تصرف حدود 740 هکتار از زمین های منطقه حفاظت شده جاجرود (هم مرز با منطقه پارک ملی خجیر) آغاز شد که اقدامی قانون گریزانه و بر خلاف مصالح عمومی ملت ایران و فراهم آوری زمینه ای برای زمین خواری است. این در حالی است که مجموعه منطقه های جاجرود، خجیر، و سرخه حصار با پیشینه حفاظتی بیش از دویست و پنجاه سال، بستری جایگزین ناپذیر و با ارزش برای بخشی از سرمایه های ملی گیاهی، جانوری و ژنتیکی کشور و فراهم کننده فضای تنفسی در شرق این کلانشهر بوده و از رشد افقی شهر، و بارگذاری اضافه بر این منطقه که هم اینک نیز از کمبود آب، امکانات شهری، و نبود هوای سالم در رنج است، جلوگیری می کنند. ما امضاء کنندگان این بیانیه  با استناد به فرمایش رهبر انقلاب و آموزه های شرعی آیین اسلام که بیانگر پاسداری از طبیعت پاک است و با توجه به دلایل قانونی زیر، خواستار رسیدگی فوری مسوولان ارجمند و دلسوزان و خدمتگزاران ایران زمین هستیم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
خجیر، فروشی و معاوضه شدنی نیست!
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

گویا تازه ترین شیوه برای دست اندازی به منطقه های حفاظت شده، توجیه موضوع با دادن زمین معوض است!

سبز پرس

عباس محمدی از گروه «دیده بان کوهستان» درباره معاوضه هفت هزار هکتار از اراضی منطقه حفاظت شده جاجرود با منطقه ای به نام «پاچالک»، گفت: این رویه جدیدی است که در سازمان حفاظت محیط زیست به مدیریت آقای محمدی زاده باب شده است که گویا مناطق حفاظت شده، ذخایر زمین هستند که می توان آنها را مبادله کرد.

او ادامه داد: معاوضه منطقه حفاظت شده جاجرود با «پاچالک»، برای توجیه تجاوز شرکت «عمران پردیس» است و این کار مشابه کاری است که درباره منطقه حفاظت شده کلاه قاضی در سال گذشته صورت گرفت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به تخریب پارک ملی خجیر
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ٦ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیده بان کوهستان، همراه با شماری از دیگر سازمان های مردم نهاد، تجاوز به پارک ملی خجیر را محکوم می کند

سبز پرس

جمعی از متخصصان و فعالان محیط زیست با صدور بیانیه ای نسبت به تجاوز به مرزهای پارک ملی خجیر و تخریب اراضی منطقه حفاظت شده جاجرود اعتراض کردند و از سازمان محیط زیست خواستند تا نسبت به این اقدامات غیر قانونی واکنش نشان داده و با طرح موضوع در محاکم قضایی مانع از تصرف و ادامه تخریب در این منطقه شود.

 به گزارش سبزپرس، این بیانیه تصریح می کند: طی چند روز گذشته شرکت عمران پردیس با مدیریت آقای موسوی به منظور احداث شهرک ویلایی به بهانه مسکن مهر در منطقه حفاظت شده جاجرود و در محدوده ای که درست در مرز بلافصل پارک ملی خجیر (بالای پمپ بنزین کمرد) قرار دارد، دست به اقدامات تخریبی زده است. در این اقدام با تخریب غیر قانونی اراضی حفاظت شده و با وارد کردن 10 دستگاه لودر، بلدوزر و سایر ماشین آلات سنگین، جاده ای به طول 5/1 کیلومتر به عنوان جاده دسترسی شهرک سازی آتی احداث شده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب اشترانکوه با استخرهای ماهی
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه ی طبیعت دوستان شهر دورود درباره ی ساخت بی ضابطه ی استخرهای پرورش ماهی در منطقه ی حفاظت شده ی اشترانکوه (با سپاس از دوست خوب دورودی مان: رضا اسدی برای فرستادن این نامه).

 پیام من به همه مردم عزیز این است که حفاظت از محیط زیست ، حفظ جنگل ها و دیگر منابع حیاتی کشور را یک وظیفه اسلامی، انقلابی و انسانی به حساب آورند. (مقام معظم رهبری)

 

ریاست محترم کمیسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی

 ریاست محترم سازمان محیط زیست کشور جناب آقای محمدی زاده

 رسانه های محترم گروهی

  با سلام و احترام؛

  موضوع: روزشمار روند نابودی منطقه به اصطلاح حفاظت شده اشترانکوه با گسترش سایت های پرورش ماهی در منطقه امن اشترانکوه

 مانطور که استحضار دارید منطقه حفاظت شده اشترانکوه به وسعت تقریبی 104000 هکتار در بخش مرکزی سلسله جبال زاگرس و در شرق لرستان واقع شده است و شهرهای دورود ، ازنا و الیگودرز در امتداد این رشته کوه قرار گرفته اند. این منطقه به دلیل برخورداری از شرایط خاص اکولو‍ژیک، ویژگی های توپوگرافی و پتانسیل های زیستی ( گیاهی و جانوری) در سال 1349 به عنوان منطقه حفاظت شده و تنها بانک ژنی زاگرس شناخته شده است و هم اکنون این منطقه گسترده و کوهستانی با کمتر از 15 نفر محیط بان و 3 موتو سیکلت و 1 خودرو حفاظت می شود. در حال حاضر به علت تخریب های گسترده از جمله ساخت ساز بی رویه سایت های پرورش ماهی در جوار منطقه امن  ( زون اصلی اشترانکوه) عملا این سرمایه ملی و جهانی از حالت حفاظت شده درحال خارج شدن می باشد، به صورتیکه به علت صدور مجوزهای فله ای و غیر کارشناسانه از سوی اداره کل شیلات لرستان در بی توجهی مطلق اداره کل منابع طبیعی استان لرستان و امور اراضی جهاد کشاورزی استان و امور آب استان و دیگر سازمان های ذیربط عملا این منطقه با سو استفاده از خلاهای قانونی در امر حفاظت ار منابع طبیعی، توسط تعدادی از فرصت طلبان و سودجویان به تصرف درآمده و رودخانه گهررود این شریان اصلی اشترانکوه و دره زیبای نگاه ( منطقه امن اشترانکوه) و مناطق تی (ti) و عمارت کاملا در حال نابودی می باشد تا جاییکه تا کنون دهها سایت پرورش ماهی در بستر رودخانه گهررود در کمال آرامش ساخته و یا در حال ساخت و ساز می باشد. قابل ذکر است هم اکنون در این منطقه محدود، دو سایت بزرگ پرورش ماهی در حدود 2000 تن به اهالی منطقه واگذار شده است لذا صدور مجوز جدید در منطقه جای بسی سوال دارد. حال با عنایت به این وضعیت تکان دهنده و علیرغم تلاش های حامیان محیط زیست و محیط بانان علنا باید شاهد حذف منطقه حفاظت شده در زمانی کمتر از یک سال باشیم و در این مدت نیز در منطقه اشترانکوه چندین بیشه منحصر به فرد و چشمه ها و جندین هکتار از جنگل ها و مراتع و ... به منظور ساخت چندین سایت پرورش ماهی به صورت کامل از صحنه روزگار حذف گردیده اند که از جمله می توان بیشه تیان، رودخانه دره اسپر، رودخانه ماربره، رودخانه گهررود، بیشه کمندان و دهها چشمه بزرگ و کوچک را نام برد. در پایان ما امضا کنندگان ذیل از شما متولیان امرخواهشمندیم برای نجات این منطقه حفاظت شده و حل خلاهای قانونی موجود، در اسرع وقت دستورات لازم را مبذول فرمایید.                                                                                                     

                                                                                                                                                                                                               با با تشکر

 انجمن زیست محیطی برگ سبز زاگرس – انجمن زیست محیطی گهرسبز دورود- خانه کوهنوردان دورود

 


 
برنامه ی انتقال نفت از دل پارک ملی بمو!
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۸ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

پارک ملی بمو در نزدیکی شیراز یکی از ارزشمند ترین منطقه های حفاظت شده ی استان فارس است که متاسفانه مانند دیگر منطقه های حفاظت شده ی کشور، آماج طرح های توسعه ی ناپایدار قرار گرفته است. به تازگی  اختصاص بیش از دویست هکتار از مساحت بمو به   پالایشگاه شیراز و مسکن مهر به انجام رسیده، و  طرحی دیگر برای کشیدن دو خط انتقال نفت و میعانات گازی از میانه ی پارک در دستور کار قرار گرفته است.

نامه ی دیده بان کوهستان استان فارس به محمدی زاده رییس سازمان حفاظت محیط زیست، در مخالفت با طرح احداث خط لوله را در زیر بخوانید:آشنایی با پارک ملی بمو - فارس

 جناب آقای مهندس محمدی زاده
با سلام و احترام؛
 
همان‌گونه که مستحضرید پارک ملی بمو از معدود پارک‌های ملی کشور و دارای گونه‌های حیات وحش منحصر به فرد و در نوع خود بی نظیر می‌باشد.
پارک ملی بمو به دلیل واقع شدن درنزدیکی کلان شهر شیراز و شهرهایی چون زرقان، مرودشت و روستاهای متعدد تحت فشار پروژه‌های عمرانی متعدد از جمله خطوط انتقال نفت و گاز، برق فشار قوی، جاده ها، پادگان‌های نظامی و پالایشگاه می‌باشد. از این رو به دلیل عدم توجه مسئولین و تصمیم گیرندگان نسبت به مسائل زیست محیطی باعث شده است که این پارک ملی دچار آسیب‌های جبران ناپذیرگردد.

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب کوهستان شاهوار به بهانه برداشت سنگ معدن
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری مهر

تخریب و جاده کشی در کوهستان شاهوار در بلندترین ارتفاعات البرز شرقی به بهانه گمانه زنی برای برداشت سنگ معدن بوکسید است ولی هدف اصلی پیمانکاران تصاحب زمینهای این منطقه است.

عباس محمدی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در کشور ما بسیاری از زیستگاههای طبیعی و بکر به دلیل کم اهمیت بودن محیط زیست نزد مسئولان نه تنها برای برداشت مواد معدنی بلکه در بیشتر مواقع برای گمانه زنی وجود چنین موادی نابود می کنند.

وی با انتقاد از عملکرد پیمانکاران گفت: بیشتر اوقات پیمانکاران پیش از اینکه مطمئن باشند در منطقه ای مواد معدنی برای برداشت وجود دارد اقدام به جاده کشی و تخریب زیستگاه می کنند و بعد به دلیل گمانه زنی اشتباه و نبود مواد معدنی جاده بدون استفاده می ماند چنانچه در حال حاضر در مناطق طبیعی مختلف در کشور هزاران جاده رها شده وجود دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا زاگرس به نمایشگاه تخریب بدل شده است؟
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- روزنامه ی اعتماد

در بین رویشگاه های جنگلی ایران، بی شک جنگل های زاگرس در باختر ایران، پهناورترین رویشگاه طبیعی نه فقط کشور که کل خاورمیانه و بلکه آسیای جنوب شرقی به شمار می آید. رویشگاهی که بر بنیاد آخرین اندازه گیری های انجام شده توسط سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، افزون بر شش میلیون و 40هزار هکتار وسعت دارد. در بزرگی قلمرو طبیعی جنگل های زاگرس همان بس که بدانیم، بیش از 110کشور در جهان وجود دارد که محدوده سیاسی آنها کوچک تر از زاگرس است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تلاش برای حفاظت شاهوار
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

علیرضا ولیان- کوه بزرگ

غروب پنجشنبه 20/5/90  ستاد مردمی حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی شاهرود , قاره کوچک , در جمع مردم روستاهای تاش پایین و بالا حضور یافتند و بعد از صرف افطار مردم در مساجد هر دو روستا حضور پیدا کرده و به تشریح مشکلات حاصل از معدن کاری در منطقه پرداختند و اطلاعیه ستاد بین اهالی پخش شد. نکته قابل توجه آگاهی مردم از برخی عوارض اینگونه عملیات و تخریبها بود . البته علت اصلی وجود چند معدن از مدتها قبل در منطقه است که ساکنین روستا با عواقب آن به طور ملموس مواجه شده اند.

 از جمله نظرات مردم می توان به موارد زیر اشاره کرد :


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه شاهوار، زیر تیغ!
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همشهری

درحالی‌که از برخی محافل غیررسمی خبرهای نگران‌کننده‌ای مبنی بر از سر‌گیری عملیات احداث جاده در جنگل ابر به گوش می‌رسد، روز گذشته یکی از فعالان محیط‌زیست شاهرود از تخریب بخشی از بلندترین قله البرز شرقی در 30 کیلومتری شمال این شهرستان خبر داد و گفت:

اخیرا به بهانه استخراج سنگ برای یکی از کارخانجات عظیم آلومینیوم، مجوز معدن‌کاری در این منطقه صادر شده و براساس همین مجوز، چند روزی است که معدن‌کاران با ماشین آلات سنگین راه‌سازی به جان این بخش از طبیعت زیبای شاهرود افتاده‌اند.
علیرضا ولیان، فعال محیط‌زیست و مسئول کمیته کوهنوردی هیات کوهنوردان شاهرود، در توضیح این خبر به همشهری گفت:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دو گزارش از زاگرس
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در همشهری امروز، دو گزارش درباره ی کوه های زاگرس آمده که بسیار خواندنی و در خور تامل است:

زاگرس درحال نابودی است

 

 


 
"امروزمان بهتر از فردا"... و داستان تخریب الوند
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 در وصف محیط زیست (و البته در مورد بسیاری امور دیگر) این سرزمین قطعا که نمی توانیم بگوییم "هر روز بهتر از دیروز"... و اگر نخواهیم بگوییم "هر روز دریغ از دیروز" که بسیار تلخ است، باید بگوییم "امروزمان بهتر از فردا"(!) که به زبان خیام می شود: ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم/ وین یک دم عمر را غنیمت شمریم!

رییس هیات کوه نوردی همدان، حمید اولنج بود که هم کوه نورد خوبی بود و هم حسن اخلاق و حسن سلوک داشت، و توانسته بود در دو سه سال گذشته، هیات تقریبا مرده ی همدان را فعال و جمعی از بهترین کوه نوردان پیر و جوان آن شهر را به هیات جذب کند. متاسفانه، اما رییس تربیت بدنی همدان با اشکال تراشی هایش نگذاشت که اولنج به کار ادامه دهد و او را وادار به استعفا کرد.

اکنون بشنوید از رییس جدید هیات استان همدان که به یکی از گروه های کوه نوردی شهر اخطار داده است که در مورد تخریب کوهستان الوند حرفی نزند و گرنه با آن "طبق قوانین انضباطی برخورد خواهد شد". داستان از این قرار است که در وبلاگ گروه کوه نوردی پویان همدان خبر اقدام به ساخت پارکینگ در تاریک دره بدون مجوز اداره ی محیط زیست، درج شده است اما از آن جا که هیات کوه نوردی جدید با سازندگان تله کابین و پیست اسکی نرد عشق می بازد، ورود کوه نوردان به بحث تخریب محیط کوهستان را بر نمی تابد. و این در حالی است که در همه جای جهان، یکی از کارهای کوه نوردان، دیده بانی و مراقبت محیط های کوهستانی است.

یادداشتی در این مورد را در دیار الوند بخوانید.

همچنین بخوانید: تله کابین گنجنامه نمونه ای از...  و: اطلاعیه در مورد تله کابین گنجنا مه


 
صعود دسته جمعی یا هجوم دسته جمعی؟!
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

برنامه هایی که معمولا با عنوان "صعود سراسری"، در سال های گذشته توسط فدراسیون کوه نوردی یا بعضی هیات ها برگزار می شد، خوشبختانه از سوی این دستگاه ها دیگر به ندرت اجرا می شود. اما، نهادها و اداره های دولتی و گاه گروه های غیر دولتی، در این مورد گوی سبقت را از فدراسیون آن دوران ربوده اند!

صعودهای جمعیتی (حدود 100 نفر به بالا) به علت تجاوزی که معمولا از مسیرهای پاکوب پیش می آید و در نتیجه موجب تخریب خاک می شود؛ به علت تولید پسماند زیاد که معمولا در پی توزیع بسته های یک بار مصرف پیش می آید؛ به علت ریخت و پاش زباله؛ به علت  ورود ناگهانی حجم زیادی از مدفوع به یک منطقه ی محدود؛ به علت ایجاد آلودگی صوتی؛ و... با اصول حفاظت کوهستان مغایرت دارد.

خانم اسد نیا، گزارشگر تارنمای "میراث خبر" به بهانه ی برنامه ی بزرگی که گویا گروه کوه نوردی "شرکت توسعه ی ارتباطات زیر ساخت" برای صعود به قله ی کلون بستک تدارک دیده است، با من گفتگویی تلفنی داشت که گزارش آن را می توانید در اینجا بخوانید.


 
گفتگو با خبرگزاری مهر درباره ی ارسباران
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

چند روز پیش، خبرگزاری مهر  یک گفتگوی تلفنی با من داشت که در زیر می توانید گزارشی از مطالب بیان شده را بخوانید. بخشی از گفته های من هم امروز از شبکه ی یک سیما پخش شد.

خبرگزاری مهر

تخریب ارسباران حتی برای معدن طلا توجیه ندارد

 

مدیر انجمن دیده بان کوهستان گفت: در کشوری مانند ایران با سرانه بسیار پایین جنگل حتی اگر معدن طلا هم در ذخیره‌گاه زیستکره ارسباران که از نظر باستانی و زیست محیطی ارزش بسیار بالایی دارد وجود داشته باشد نباید آن را تخریب کرد.

عباس محمدی در گفتگو با خبر نگار مهر افزود: در کشوری با این همه نفت و گاز و با وجود معدن مس سرچشمه که از بزرگترین تولیدکنندگان مس در جهان است، تخریب یکی از منحصربه فرد ترین منابع طبیعی ایران برای استخراج معدن مس سونگون بسیار غیر کارشناسی است.

وی با بیان اینکه اساساً صدور مجوز برای استخراج معدن مس به دلیل اینکه کل خاک منطقه را تخریب می کند در ارسباران اشتباه است گفت: فاجعه بدتر اینکه مجریان معدن مس سونگون به دفعات از حدود مشخص شده برای این معدن تجاوز کرده و برای گمانه زنی و اکتشاف تمام خاک اطراف منطقه مجاز را نیز برداشته اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سیل کلاردشت، قرارگاه ونداربن، و اشتباه کاری در ساخت پناهگاه
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ٥ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دو سال پیش، در مقاله ای که به  سمینار کوهستان پاک و ایمن داده بودم، نوشتم:

قرارگاه ونداربن، نمونه ی بزرگ بی راهه رفتن فدراسیون کوه نوردی در «حمایت» از ورزش کوه نوردی است.  با وجود قرارگاه رودبارک، نیازی به تصرف یک هکتار از منابع طبیعی (البته با مجوز اداره ی منابع طبیعی) نبود و فقط می توان تصور کرد که فدراسیون با این توهم که «به نفع کوه نوردان است اگر سهمی از منابع طبیعی را برای آنان بگیریم» (و شاید با این پیش بینی که در آینده ، زمین گران قیمت شده ی قرارگاه رودبارک را بفروشند؟)، به این کار اقدام کرده است. این قرارگاه، در حریم رودخانه ی حفاظت شده ی سردابرود واقع شده و هم ساخت آن و هم پساب های آن قطعا به رودخانه و به تاسیسات مرکز پرورش آزادماهیان کلاردشت  آسیب خواهد رساند. این مرکز، در سال 1362 پس از بررسی های میدانی گسترده در مازندران به منظور نجات گونه ی در معرض انقراض و بسیار اقتصادی آزاد ماهی، در کلاردشت ( بالاتر از رودبارک ) به بهره برداری رسید. مکان یابی مرکز به گونه ای صورت گرفت که بالاتر از آن هیچ سکونتگاه قابل توجهی نباشد تا آب کاملا سالم رودخانه به مرکز برسد. اما ، اکنون قرارگاه فدراسیون ، بزرگ ترین ساختمان منفرد در بالادست مرکز یادشده است (متن کامل مقاله، در اینجا).

اکنون به نوشته ی پایگاه اینترنتی کوه نوردان کلاردشت، سیل منطقه سبب شده که حدود پنجاه هزار لیتر گازوییل قرارگاه وارد رودخانه ی سردابرود شود. قطعا در آینده هم پساب و زباله های این مجتمع موجب آلوده سازی بیشتر رودخانه خواهد شد.

 


 
تخریب در منطقه ی ارسباران
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

معدن مس سونگون که در منطقه ی منحصر به فرد ارسباران فعالیت دارد، در هفته های اخیر عملیات تخریبی خود را به خارج از محدوده های تعیین شده ی پیشین هم گسترش داده است. متن گزارش بازدید اخیر دو نفر از اعضای انجمن حفظ محیط کوهستان از این منطقه را در  اینجا بخوانید.


 
27 خرداد، روز جهانی مقابله با بیابان زایی
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

امروز روز جهانی مقابله با بیابان زایی است...

مطلبی در این زمینه، با نگاه به جنگل های در حال عقب نشینی لرستان، در آوای محیط زیست ایران.


 
جاده سازی در "کرکس" همدان و...
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در شرایطی که فرسایش خاک در ایران رکوردهای جهانی را شکسته، و هزاران طرح راه سازی و عمرانی نیمه کاره مانده یا تاخیرهای چندین ساله دارند، باز هم پروژه بگیران موفق می شوند که در نظام پر ایراد تخصیص بودجه (یا در نبود نظام برنامه ریزی در کشور؟!) طرح های جدیدی بگیرند که جز تخریب بیشتر محیط زیست حاصلی برای کشور نخواهد داشت. یکی از پر زیان ترین این گونه پروژه ها، راه سازی در کوهستان های کشور است که بی هیچ ملاحظه و به بهانه های گوناگون- از جمله: کوتاه تر کردن و اصلاح راه های دسترسی ، سد سازی، طرح های گردشگری، خط های انتقال نیرو و نفت و گاز، و جنگل کاری- اجرا می شوند.

و جالب توجه این که در وضعیتی شبیه به وضع ملوک الطوایفی، افراد و گروه ها و سازمان ها و نهادهای گوناگون هر کدام بر حسب سلیقه و صلاحدید خود، اقدام به راه سازی می کنند و دستگاه های مسوول حفظ مراتع و جنگل ها و محیط زیست کشور هم یا واکنشی نشان نمی دهند، و یا نمی توانند جلوی آن اقدام کنندگان را بگیرند!

یک نمونه از این وضع آشفته، جاده سازی در دارآباد تهران بوده که با وجود مخالفت سازمان جنگل ها و مراتع، اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران (دستگاه تابع آن سازمان) همچنان به این کار خود ادامه می دهد! نمونه ی دیگر، اقدام به جاده سازی در منطقه ی کرکس اسدآباد (استان همدان) به منظور تعمیر یا ساخت پناهگاه کوه نوردی است که علیرغم مخالفت هیات کوه نوردی استان در حال اجرا است!

عکسها و یادداشتی در این مورد را در تارنمای هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان همدان ببینید.


 
مویه کن دارآباد من...!
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

ببینید که چنین پوشش افسون کننده ای را چگونه با بستر آن نابود می کنند تا  "جنگل" دست ساخت و بی آتیه ی خود را عَلم، و بودجه ای را جذب کنند! 

ستیغ دارآباد- ۵ خرداد ١٣٩٠


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دفع زباله در کلاردشت
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عکس های زیر را رضا زارعی کوه نورد نام آشنای کشورمان برای ما فرستاده، و گویای وضع فاجعه بار دفع زباله در کلاردشت (والبته دیگر نقاط شمال کشور) است.

ما، چند سال پیش نامه نگاری های بسیاری در این مورد با شهرداری و شورای شهر کلاردشت، میراث فرهنگی مازندران، و مسوولان دیگر داشتیم و حتی در یک سفر، دکتر عمرانی را که از پیش کسوتان موضوع بازیافت در ایران است، ضمن هماهنگی قبلی با شهرداری، به کلاردشت بردیم که آقای شهردار خود به جلسه نیامد و حتی پیش بینی سالن نشست را هم نکرده بود!  

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه سازی در دارآباد متوقف شده است
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

به لطف دوستانی که با حضور در منطقه، مراجعه به اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران و سازمان جنگل ها و مراتع و دستگاه های دیگر، نگذاشتند راه سازی در دارآباد به دور از چشم منتقدان انجام شود؛ و با سپاس از رسانه ها که مانع اجرای این پروژه در سکوت شدند؛ می توان گفت که پی گیری های مداومی که در یک ماه گذشته داشته ایم، این قدر تاثیر داشته که ساخت جاده در این دره ی مهم شمال تهران را از  چهارشنبه ی گذشته (14 اردیبهشت) متوقف کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جاده سازی و تخریب طبیعت در "بیشه بوران"
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

یکی از اهداف حفاظت از منابع طبیعی طبق تعریف جهانی اکوتوریسم حفظ چشم اندازهای طبیعی است که آنها را از دسترس توسعه و تخریب خارج می کند.جاده دسترسی به آبشار «بیشه پوران» پیش از این پیاده طی می شد و به راحتی دسترسی به آبشار میسر بود، به گفته مدیر انجمن «برگ سبز زاگرس لرستان» به خاطر چند دقیقه پیاده روی جاده دسترسی جدیدی بدون ارزیابی محیط زیست احداث شده که چشم انداز منطقه را تخریب کرده و صدها درخت از جمله گونه بلوط برای احداث این جاده قطع شده است، اما .برخی مردم محلی بیشه پوران در اقدامی معتراضانه به ساخت جاده شیشه ماشین های سنگینی که در حال خاک برداری بوده اند را شکسته اند.

عکس های مربوط را در  اینجا ببینید.


 
تب جاده سازی در کوه و دشت!
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

ای دو صد لعنت بر این روش تخصیص بودجه که مدیران را برای جذب و هزینه کردن آن در هر سال، بر آن می دارد که به هر ترتیب ممکن: با جاده کشی، سد سازی، شهرک سازی، بندر سازی، طرح های انتقال آب و مانند آن، درآمدهای ملی را مصرف کنند و سرزمین را به کارگاه ساختمانی بدل سازند... که البته در این میان، پیمانکاران و پرو‍‍ژه بگیران نقش کلیدی در شکل گرفتن طرح های به اصطلاح عمرانی دارند.

جالب این که آقایان جاذبه هایی را هم که به خاطر طبیعی بودن شان "جاذبه" تلقی می شوند با جاده کشی و ایجاد تاسیسات و شهری سازی، بدل به کاریکاتورهای مسخره ای از اصل خود می کنند! در زیر، گزارشی را که در سبز پرس در مورد جاده کشی تا آبشار بیشه در لرستان آمده، بخوانید.

مدیر انجمن «برگ سبز زاگرس لرستان» به سبز پرس گفت: به خاطر چند دقیقه پیاده روی  تا آبشار « بیشه پوران» جاده دسترسی جدیدی احداث شده که  محیط زیست منطقه را تخریب کرده است.
حمید رضا کاویانی در مورد انبوه گردشگران که  هر سال از آبشار «بیشه پوران» باز دید می کنند گفت: به دلیل قرار گرفتن آبشار در جوار راه آهن سالیانه بیش از نیم میلیون گردشگر به این منطقه می آیند که بیشتر آنها از خوزستان و اراک هستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه ی دیگری در مورد دارآباد
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را در روز ششم اردیبهشت به «شورای عالی جنگل» در سازمان ها جنگل ها و مراتع نمابر کرده ایم و با همکاری آقای عبدالله اشتری (رییس انجمن حفظ محیط کوهستان) پیگیر آن هستیم.

شورای عالی سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری کشور

با احترام؛

به آگاهی می رساند که از اواسط فروردین ماه گذشته، اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران شروع به جاده کشی در ارتفاعات دارآباد در شمال شرق تهران کرده که توجیه آن، توسعه ی جنگل کاری، دسترسی به سرچشمه های آب در بالادست دره، و نگاهداشت جنگل مصنوعی است. از همان ابتدای عملیات راه سازی، جامعه ی کوه نوردی و مدافعان محیط زیست در مورد این عملیات ابراز نگرانی کردند و با فرستادن نامه به دفتر آقای سلاجقه،  آقای عبدی نژاد، آقای اشرفی پور، خانم دیانت، و دیگر مسوولان منابع طبیعی و محیط زیست و حوزه های کوهستانی خواستار متوقف شدن راه سازی و بررسی مجدد طرح جنگل کاری با حضور شماری از دیگر کارشناسان و ذینفعان شدند.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همچنان پی گیر موضوع دارآباد هستیم!
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیروز، خانم عبدی، با نامه های انجمن خطاب به آقایان سلاجقه و عبدی نژاد، به دفتر آقای گرشاسبی معاون مناطق خشک سازمان جنگل ها و مراتع رفت تا باز هم پی گیر ماجرای راه سازی در دارآباد (تنها دره در کوه های شمال تهران که ضمن پر رفت و آمد بودن، تقریبا بکر مانده است) بشود.

به نظر می رسد که آقای گرشاسبی مخالف طرح جنگل کاری دارآباد و جاده سازی مربوط به آن است. ایشان گفتند که خواهند کوشید جاده سازی را در این هفته متوقف کنند تا طرح بازنگری شود... . ما که امید چندانی نداریم (!) اما به هر حال پاک نومید هم نیستیم!

نامه ی دیروز ما به آقای گرشاسبی و همچنین نامه ی امروز را در "ادامه ی مطلب" ببینید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز زمین و گریزی به موضوع دارآباد
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در همشهری امروز، می توانید گفتگو با دکتر برهان ریاضی، دکتر پیمان یوسفی آذر و دکتر حسین آخانی، و یادداشتی از من را در ارتباط با "روز زمین پاک" بخوانید. چون یادداشت من در همشهری کمی خلاصه شده و در همشهری آنلاین هم نیست، متن اصلی آن را در "ادامه ی مطلب" می آورم.

مام طبیعت در خطر است


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دارآباد را دار هم بزنند به من ربطی ندارد!
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

حسین رضایی- کوه نوشت

حرف، حرف «دارآباد» و تخریب مناطق مختلف کوهستانی کشور بود! ... می گفتیم: خدایا دست به دامن که بشویم! ... شکایت به کجا بریم؟ ... چه بکنیم؟ چه نکنیم؟ که دوستی داستان جالبی را روایت کرد از این قرار که:

یکی از پیش کسوتان نام آشنا و فعالان محیط زیست در منطقه ی کلاردشت (که بهتر است هویتش بیش از این فاش نشود!)، پس از اعتراض به قتل عام درختان جنگل توسط  افراد سودجو و ویژه خوار، در حین بحث با یکی از دست اندرکاران و بچه های بالا(!)، متهم به رویکرد سیاسی و اِل و بل شده است! ... و خب پس از آن، بنده ی خدا ترجیح داده که خفه خون بگیرد!!

گفتم: چه عرض کنم! ... در همین پایتخت آلوده ی مان، طرح ایجاد کمربند سبز و توسعه ی فضای تنفسی شهر تهران را با رویکرد خوش خدمتی(!)، اما به صورت غیرمتعارف، با توجیهات غیراصولی و با کج سلیقه گی و بی هنری هر چه تمام تر اجرا، کوهستان را تخریب و گونه های گیاهی و درختان قطور را نابود می کنند و به حرف هیچ طبیعت دوستی گوششان بدهکار نیست، اما دنیا نجات شهرها و سایر مناطق آلوده را در قالب جشنواره های طراحی توسط دوستداران محیط زیست به مسابقه می گذارد تا ایده های نو را جمع آوری و با کمترین آسیب و بیشترین بهره، به اجرا در آورد!

آن سوی مرزها دوستداران طبیعت و محیط زیست را به مشاوره می گیرند و تشویق می کنند و جایزه می دهند، اما این جا ... چی؟ چی؟ چی گفتی؟! حرف سیاسی زدی؟! غلط زیادی کردی؟!


 
گزارش کوتاه از دارآباد و نامه ی امروز ما
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در دوازده روز گذشته، هر روز درگیر موضوع جاده سازی در دارآباد بوده ایم؛ حضور در منطقه برای مشاهده ی مستقیم عملیات و تهیه ی عکس و گزارش، مراجعه به اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران، مراجعه به سازمان حفاظت محیط زیست، مراجعه به کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران، تشکیل جلسه و رایزنی با دوستان کوه نورد، نوشتن نامه و یادداشت برای رسانه ها، و گفتگوهای تلفنی و حضوری با اهالی رسانه، از جمله کارهایی بوده که در این روزها انجام داده ایم.

در بعد از ظهر چهارشنبه ٢۴ فروردین، در پی تماس تلفنی عبدالله اشتری رییس انجمن حفظ محیط کوهستان با عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران، جلسه ای داشتیم در دفتر عبدی نژاد با حضور خود ایشان و مهندس اباذری معاون فنی ایشان، اشتری، کیومرث بابازاده از هیات کوه نوردی استان، حمید صمدی و عبدالوهاب میر محمدی از کوه نوردانی که مرتبا به دارآباد می روند، دو نفر از گزارشگران شبکه ی یک سیما، و من. در این جلسه، عبدی نژاد ضمن استقبال از حساسیت ما نسبت به موضوع گفت که در طرح تجدید نظر شده و بخش هایی از جاده سازی حذف شده و در بقیه ی قسمت ها هم عرض جاده از ۴ متر تجاوز نخواهد کرد. همچنین او گفت که شما می توانید بر کار ما نظارت کنید و راهکار ارایه دهید. ما گفتیم که نظارت ما و دادن پیشنهادهای جایگزین، در صورتی موثر خواهد بود که کار جاده سازی برای مدتی متوقف شود. عبدی نژاد هم گفت که تا شنبه کار جاده سازی متوقف خواهد بود (البته آنان، پنج شنبه ها و جمعه ها در منطقه کار نمی کنند).

ما، در روز پنج شنبه بازدید مفصلی از منطقه داشتیم که گزارشی از آن را سبزپرس منتشر ساخته و در «ادامه ی مطلب» می توانید متن کامل نامه ی ما را در این مورد بخوانید. در روزهای پنج شنبه و جمعه، همچنین به جمع آوری امضا از کوه پیمایان در مخالفت با جاده سازی پرداختیم.

متاسفانه امروز (شنبه ٢٧/١/) در منطقه شاهد بودیم که باز هم بولدوزر مشغول کندن کوه و ادامه ی جاده سازی است! با این حال، همچنان درصدد هستیم که از تمامی راه های ممکن در جهت متوقف کردن جاده سازی و تخریب بیشتر منطقه استفاده کنیم یا دست کم بر تصمیم مسوولان، اثر گذاری در جهت اصلاح رویکردها داشته باشیم.

فردا در ساعت ١٩:١۵ از شبکه ی یک سیما (برنامه ی نیمکت) گزارشی در مورد ماجرای دارآباد پخش خواهد شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
منابع طبیعی مجوز ایجاد جاده در مناطق کوهستانی دارآباد را ندارد
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری برنا- ٢۴ فروردین٩٠

معاون عمرانی استاندار تهران گفت: به هیچ عنوان اجازه ایجاد جاده با عرض 10 متر در منطقه کوهستانی دارآباد به منابع طبیعی داده نشده است.

 محمدرضا محمودی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی برنا ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: پروژه درختکاری در مناطق کوهستانی دارآباد توسط منابع طبیعی استان تهران  و با همکاری دانشجویان فعال در حوزه جهاد دانشگاهی مصوب شده است که سال گذشته نیز این اقدام به منظور افزایش فضای سبز در اطراف تهران در منطقه خجیر انجام شد. 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نه هر که سرتراشد قلندری داند!
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشتی از کوشان مهران، در ارتباط با طرح جنگل کاری در دارآباد

در روزگارانی نه چندان دور واحه های بیابان های سینگ کیانگ کشور چین پوشیده از گز زارها و کناره رودخانه ها و دریاچه ها غرقه در انبوه بیدها و گونه های سپیدار پذیرای ببرهای توران و گراز بودند. فشار وارد شده بر منابع طبیعی به دلیل افزایش تصاعدی رشد جمعیت و در سه دهه گذشته مصرفی شدن روز افزون الگوی زندگی جوامع انسانی ،  بویژه در زیستبوم های شکننده بیابانی  ، باعث کاهش چشمگیر و روزافزون پوشش گیاهی و پیشروی بیابان گردیده ، آنگونه که وزش بادهای حامل شن های سرخ رنگ بیابانی بر شهرهای حاشیه بیابان های کشور چین نسبت به پنجاه سال پیش فزونی چشمگیری یافته است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آیا امیدی هست؟!
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

امروز، در گفتگوی تلفنی با سبزپرس گفتم که امیدی به نتیجه ی نشستی که قرار است فردا با عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران، در مورد جاده سازی در دارآباد داشته باشیم ندارم.

اما آرزو می کنم که یک بار هم شده آقایان مسوولان دولتی حاضر شوند کمی کوتاه بیایند و فکر نکنند که فقط خودشان می فهمند و فقط خودشان کارشناس هستند و... .

ببینیم که چه خواهد شد!


 
چرا با جاده سازی در دارآباد مخالفیم؟
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

حدود ده روز است که جاده سازی در شیب های مشرف به مسیر عمومی کوه پیمایی دره ی داراباد در شمال شرق تهران، آغاز شده است.

انجمن کوه نوردان ایران، گروه های کوه نوردی، فدراسیون کوه نوردی، هیات کوه نوردی استان تهران، همچنین شماری از طرفداران محیط زیست مخالفت خود را با این پروژه اعلام کرده و با حضور در منطقه، مراجعه به اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران، نامه نگاری با سازمان جنگل ها و مراتع و سازمان حفاظت محیط زیست، و با کار رسانه ای کوشیده اند که مسوولان را به تجدید نظر در پروژه فرا خوانند.

متاسفانه اما، مدیران منابع طبیعی استان، برخلاف گفته های اولیه ی خود طرح را حتی به صورت موقت جهت هم اندیشی با ذینفعان موضوع، متوقف نکرده و به تخریب کوهستان ادامه داده اند. ما همچنان در پی یافتن راهی برای جلوگیری از ادامه ی این برنامه ی راه سازی هستیم.  در زیر، مهم ترین دلایل مخالفت ما، ذکر شده است.

تخریب کوهستان به دست مسوولان حفاظت آن؟!

از مخربان کوه ها و دشت های کشور، شکایت به سازمان جنگل ها و مراتع می بریم؛ شکوه از این را به کجا ببریم؟! در هفته ی سوم فروردین که در دامنه های زیر سه هزار متر توچال، شاهد سر برآوردن جوانه های ظریف و شگفتی آفرین انواع گیاهان از دل خاک هستیم و به حرمت این ها، می کوشیم که پا را از راه های پاکوب بیرون نگذاریم، ناگهان غرش منحوس ماشین های راه سازی را می شنویم که بی محابا سینه ی کوه معجزه گر را می شکافند. در این میان، نه تنها صدها هزار گیاه نورسته ی طبیعی با بستر خود نابود می شوند، بلکه حتی ده ها درخت 15- 10 ساله ای که عامل راه سازی خود کاشته و پرورده نیز شکسته یا زخمی می شود!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دارآباد و وعده ی توخالی
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس- عباس محمدی 

وعده تو خالی مسئولان منابع طبیعی در توقف ساخت جاده در دارآباد
عباس محمدی: می خواهند دامنه های توچال را به پارک شهری تبدیل کنند


 بزرگنمایی

 

سبزپرس- گروه منابع طبیعی: در حالی که مسئولان منابع طبیعی استان تهران قول داده بودند ساخت جاده در دارآباد متوقف شود، خبرهای رسیده حاکی از آن است که این وعده تنها یک روز، برای روز شنبه متوقف بود و مجددا از روز یکشنبه بلدوزرهای منابع طبیعی به کار افتادند تا این تصور به وجود بیاید که مسئولان منابع طبیعی استان تهران چندان راست گو نبوده اند. فعالان محیط زیست معتقدند که این جاده گامی برای تبدیل دامنه های توچال به پارک و اساسا شهری کردن کوه ها است.

      عباس محمدی، رییس انجمن دیده بان کوهستان در گفت و گو با سبزپرس در این باره گفت: پس از پیگیری های ما این نتیجه حاصل شد که آقای عبدی نژاد، مدیرکل منابع طبیعی استان تهران قول توقف پروژه را داد اما به نظر می رسد این وعده عملی نشده است.

    او اضافه کرد: گویا روز شنبه در جلسه ای در دارآباد که آقای سلاجقه و عبدی نژاد هم حضور داشته اند، تصویب شده است که کار ادامه یابد.

    محمدی با ابراز نگرانی شدید گفت: به نظر من این طرح بخشی از طرح بزرگ تری است که شهرداری تهران و منابع طبیعی استان تهران در مورد آن موافقت کرده اند که دامنه های توچال را به پارک های شهری تبدیل کنند و این در قاموس شهرداری یعنی ساخت و ساز و ساختن پارک و شهربازی و دکه ها...

    او تاکید کرد: به طور کلی این کار تتمه محیط زیست کوهستان توچال را از بین می برد در حالی که به دلیل شکننده بودن اکوسیستم کوه ها، اساسا شهری کردن کوه ها غلط است.

اخبار مرتبط:

در اعتراض به تخریب دارآباد

عضو انجمن دیده بان کوهستان: انتقال آب بهانه ساخت جاده است

توقف ساخت جاده در دارآباد 

 و یادداشت در تارنمای فدراسیون کوه نوردی: اینجا

عکس هایی از تخریب منطقه در: وبلاگ گروه کلک چال

 


 
دارآباد و شادمانی کوتاه ما!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ

که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود

 

اگرچه ما قهقهه نزده بودیم، اما فکر می کنم لبخندی بر چهره مان نشسته بود که شاید «یکی تیرمان کارگر فتاده» است... و غافل بودیم از ناسازگاری روزگار! داستان شادمانی ما از ختم به خیر شدن ماجرای راه سازی در دارآباد، داستانکی بس کوتاه بود؛ در کمتر از بیست و چهار ساعت پس از آن که با شیره مالیدن به سر خودمان، خواسته بودیم به دوستان غم زده ی محیط زیستی مان که چون «مرغ بوتیمار این صحرا» مدام سری به تحسر تکان می دهند، کمی القای امید کنیم...، خبر یافتیم که گفته های آقای عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران را بد گرفته ایم و نفهمیده ایم که منظور ایشان از «متوقف شدن» طرح انتقال آب از دره ی دارآباد، متوقف شدن برنامه ی راه سازی بر دامن این کوه نیست!

آقایان فقط شنبه کار را خواباندند، و امروز دوباره شروع به کندن سینه ی کوه کردند و خط زشت خاکریزه ها را بر چشم انداز یال دارآباد پیش تر بردند.

دوستان کوه نورد و طبیعت دوست را به پی گیری دوباره ی موضوع فرا می خوانم.


 
دارآباد نجات یافت!
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

گفتگویی که روز پنج شنبه با مهندس اباذری (از کارشناسان منابع طبیعی استان تهران) در دارآباد داشتیم، نامه ای که به رییس سازمان جنگل ها و مراتع نوشتیم و رونوشت اش را به مدیر کل منابع طبیعی تهران و دیگران دادیم، یادداشتی که دیروز در این تارنگار نوشتیم، اطلاع رسانی به خبرنگاران، پی گیری  دوستان کوه نورد و کاوه کاشفی رییس هیات کوه نوردی استان تهران... ، در کنار مثبت اندیشی مهندس عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران و همچنین مهندس اباذری که واقعا دلسوز طبیعت هستند، مجموعا سبب شد که طرح راه سازی در منطقه ی دارآباد متوقف شود.

بابت این دستاورد، به دوستان کوه نورد و کوه دوست تبریک می گویم؛ نیازی به گفتن نیست که این ماجرا ثابت کرد که می توان با سخنان منطقی و کار پی گیرانه به نتیجه هایی دست یافت... همیشه هم تیر ما به سنگ نمی خورد!

سپاسگزارم از آقایان عبدی نژاد، اباذری، دوستان کوه نورد که به موقع خبر شروع عملیات جاده سازی را دادند و ماجرا را پی گیری کردند، و دوستان مان در  سبز پرس و دیگر رسانه ها.


 
دارآباد را دریابید!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

این بار، نه راه سازان یا سد سازان یا پیمانکاران خط انتقال گاز... بلکه سازمان مسوول حفظ جنگل ها و مراتع به جان یک کوه افتاده است! حدود یک هفته است که اداره کل منابع طبیعی استان تهران، برای کشیدن یک خط لوله ی آب از ارتفاع حدود 2300 متری دره ی دارآباد (احتمالا حوالی چشمه ی گرده گور) به بالادست منطقه ی سربند غلاک برا ی آبیاری جنگل کاری ها، شروع به عملیات راه سازی در این منطقه کرده است. آن طور که پیدا است، این بخش از جاده حدود 5 کیلومتر خواهد بود که با احتساب 3 کیلومتر دیگر به سمت شرق (سوهانک) جمعا حدود هشت کیلومتر خواهد شد.

روز پنج شنبه 18 فروردین، در یک گروه چهار نفری به منطقه رفتیم تا در زمینه ی خبر تخریب که از دوستان دریافت کرده بودیم، تحقیق کنیم. در کمال ناباوری دیدیم که در همین چند روزه، که شاید فقط در حدود یک کیلومتر جاده ی جدید از سمت شرق یال مشرف به جنگل دست کاشت کشیده شده، یال دارآباد به شکل فجیعی آسیب دیده و ترانشه های پدید آمده به ارتفاع تا حدود پنج متر، خطر رانش همیشگی دامنه ها را به شدت افزایش داده؛ مسیر کوه پیمایی دره در معرض خطر دائمی  سنگ ریزش قرار گرفته؛ ده ها درخت 15-10 ساله بر اثر ریزش سنگ شکسته یا به شدت زخمی شده؛  و حتی لوله ی پلی اتیلن انتقال آب و چند تا از شیرهای آن شکسته شده است.

در سالن منابع طبیعی، مهندس اباذری کارشناس اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران را دیدیم و  از او در مورد این عملیات پرسیدیم. او گفت که ما برای ایجاد جنگل مصنوعی به شکلی که پوشش "خوب" ایجاد کند، ناچار به آبیاری هستیم و برای آبیاری نیاز به انتقال آب هست و برای لوله کشی و نگهداری های بعدی ناچاریم  که جاده بکشیم. ما گفتیم که:

1-     در مورد جنگل کاری مصنوعی، آن هم متکی بر طرح های آبیاری که با شرایط زیستی منطقه مغایرت دارد، جای بحث است که آیا این کار درست است و یا باید در جهت حفاظت منطقه به منظور خود ترمیمی طبیعت اقدام کرد؟

2-     حتی اگر این نوع جنگل کاری درست باشد یا به  هر دلیلی لازم تشخیص داده شده باشد، آیا راه دیگری برای رساندن آب نیست؟ مثلا نمی توان آب را از کف دره که فقط در حدود 150 متر پایین تر است و آب بیشتر و دائمی هم دارد، به بالا پمپاژ کرد؟

3-     و حتی اگر ضروری باشد که از حدود چشمه گرده گور لوله کشی کرد، واقعا نمی توان بدون جاده سازی این کار را کرد؟

ما معتقدیم که این نوع جنگل کاری با توجه به تجربه های مشابه در دیگر نقاط کشور، هیچ گاه نمی تواند به اندازه ی حفاظت محیط های طبیعی در احیای منطقه موثر باشد. و در عین حال، هیچ نیازی به این جاده سازی پر هزینه و مخرب نیست. از این رو، درخواست داریم که مسوولان منابع طبیعی، راه سازی را فورا متوقف کنند و کل طرح مورد بازبینی قرار گیرد.


 
یک خبر بد، و یک هشدار جدی!
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری مهر

ناپدید شدن دو کارگر راهسازی بر اثر سقوط بهمن در بلده مازندران

 به گزارش خبرنگار مهر در نور، در اثر وقوع بهمن ناشی از انفجار شرکت راهسازی رادیس واقع در روستای یالرود از توابع بخش بلده شهرستان نور، دو کارگر این شرکت ناپدید شدند.

ماموران راهسازی برای تلاش در محور در دست احداث بلده گرمابدره (جاده تهران) نیاز به انفجار داشتند که پس از انفجار بهمن ایجاد شده و در این بهمن سه نفر از ماموران راهسازی درگیر شدند که با تلاش نیروهای امدادی یک نفر از آنها نجات یافت و دو نفر دیگر ناپدید شدند.

این حادثه که یکشنبه شب اتفاق افتاد، جستجوی ماموران امدادی برای پیدا کردن دو کارگر ناپدید شده همچنان ادامه دارد.
 
هم اکنون وضعیت جوی، در محور کوهستانی بلده مازندران بسیار سرد و یخبندان است و در صورت پیدا شدن این دو کارگر باید اجساد بی جان و یخ زده این کارگران را منتظر بود.
 
محافل ساخت و ساز گرا و  زمین خوار، چند سال است که سخت به دنبال کشیدن جاده از نور به گرمابدر، از وسط پارک ملی لار هستند. سازمان حفاظت محیط زیست، در پاسخ به کوه نوردان و دیگر طبیعت دوستانی که پی گیر ماجرا بوده اند، بارها اعلام کرده که با این طرح مخالف است(اینجا).
پرسش این است که آیا آقایان خواب جدیدی برای آخرین منبع آب پاک تهران دیده اند؟!
از همه ی دوستان کوه نورد درخواست دارم در صورت مشاهده ی تحرکات جاده سازی در داخل محدوده ی پارک ملی، موضوع را گزارش کنند.

 
از طبیعت فارس چیزی نمانده!
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۸ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلبی با عنوان بالا، از بهمن ایزدی کوه نورد و عضو "کانون سبز فارس" را در همشهری بخوانید.


 
پناهگاه دویست نفره روی قله ی توچال؟!
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

به دنبال نامه ای که چندی پیش برای دفتر آقای قالیباف شهردار تهران فرستادیم، و پی گیری های پس از آن، امروز هم نامه ی زیر را در جلسه ی کارگروه طبیعت گردی و کوهستان شورای شهر تهران، ارایه دادیم:

سرکار خانم ابتکار

رییس گرامی کمیته ی محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران

با سلام؛

در خصوص مصوبه ی "ساماندهی و توسعه ی خدمات و استقرار گروه های امداد کوهستان در ارتفاعات شهر تهران" مصوب 28/11/86 با سپاس از توجه شورای شهر تهران به موضوع امداد و نجات در کوه های تهران، لازم می داند چند نکته را به عرض برساند:

1-همان گونه که در نامه ی 1779/89 مورخ 21/6/89 به آقای قالیباف، اشاره کرده ایم، موضوع جستجو، امداد، و نجات مصدوم در ارتفاعات، بیش از هر چیز وابسته به امر آموزش و اطلاع رسانی است. اما، متاسفانه سازمان مدیریت بحران تهران که مطابق مصوبه، نقش محوری را در این زمینه دارد، جهت گیری و برنامه ی صرف بودجه را به طور عمده بر ساخت و ساز در ارتفاعات قرار داده است. به طوری که هم اینک طرحی را برای ساخت سه پناهگاه- رستوران بسیار بزرگ، هر یک با گنجایش دویست نفر، بر روی قله ی توچال، چشمه یورد دارآباد، و یونجه زار فرحزاد، و طرح های چندی برای ساخت پد بالگرد در کوهستان آماده کرده است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درباره ی جاده سازی در اشترانکوه
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ایسنا

احداث جاده در منطقه ی حفاظت شده ی اشترانکوه لرستان یکی از موارد عجیب و قابل تاملی است که مسئولین استان باید نسبت به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا ) منطقه ی لرستان ،  لرستان یکی از استانهای ممتاز و بکر از نظر طبیعت و محیط زیست به شمار می آید و بیشتر کارشناسان صاحب فن و زیست محیطی بر این مدعا صحه می گذارند .

 

لرستان به واسطه ی وضعیت توپوگرافی خاص دارای جاذبه های طبیعی قابل توجهی ازجمله آبشارها ، تالابها ، رودخانه های فصلی،دائمی و گونه های نادر جانوری و گیاهی بوده که حفاظت و صیانت از آنها علاوه بر مردم بر عهده ی دستگاههای متولی است.

 

اشترانکوه ، سفیدکوه خرم آباد ، تالابها و .. از جمله مناطق تحت مدیریت و به اصطلاح حفاظت شده لرستان به حساب می آیند که این روزها دستخوش حوادث و اتفاقات گوناگونی هستند.

 

 این روزها بحث احداث جاده ی دسترسی  در منطقه شول آباد الیگودرز و عبور این جاده آن هم از منطقه حفاظت شده اشترانکوه به سوژه داغ خبری و متاسفانه قابل تاملی تبدیل شده است .

یادداشت قبلی ما در این زمینه، در اینجا.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به خود آییم!
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

علیدوست فرضی راهنمای باسابقه ی علم کوه و مسوول قرارگاه کوه نوردی رودبارک، هر سال گزارشی از فعالیت پاک سازی مسیرهای اصلی کوه نوردی منطقه می دهد. گزارش امسال او را هم می توانید در وبلاگ کالاهو که از سوی پسر او مهرزاد فرضی اداره می شود، ببینید.

نکته ی کلیدی که در این گزارش (مانند گزارش های دیگر علیدوست در سال های قبل) به چشم می خورد، اشاره ی بحق او به مسوولیت کوه نوردان در بریز و بپاش زباله در مسیرهای دشوار کوهستانی است.

بیان حاتمی در حال جمع آوری زباله های پناهگاه سرچال


 
جاده ی غیر ضروری و مخرب در اشترانکوه
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

منطقه حفاظت شده اشترانکوه، به وسعت 104هزار هکتار، یکی از ذخیره‌گاه‌های گیاهی و جانوری کم مانند زاگرس و دربرگیرنده مجموعه‌ای از آبخیز‌های بسیار مهم غرب کشور و از سرچشمه‌های مهم رودهای دز و کارون است.

شوربختانه، اشترانکوه هم مانند دیگر منطقه‌های حفاظت شده کشور، در سال‌های اخیر آماج انواع تجاوزها و تخریب‌های شدید و طرح‌های توسعه بیمارگونه قرار گرفته و این در حالی است که منطقه، حتی در چند دهه پیش هم گرفتار عوامل مخرب بوده است؛ حمیدرضا بیات و هنریک مجنونیان کارشناسان برجسته محیط‌زیست در کتاب شناسنامه منطقه حفاظت شده اشترانکوه که در سال 1367 منتشر شده است، نوشته‌اند: «منطقه حفاظت شده اشترانکوه از نظر پوشش گیاهی بسیار فقیر و به‌دلیل وضعیت توپوگرافی ویژه (شیب‌های تند و دره‌های عمیق) بسیار آسیب‌پذیر است. اکثر دامنه‌ها دارای پوشش گیاهی بسیار تنک بوده یا در اثر استفاده بیش از حد ظرفیت مرتع، بوته‌کنی، قطع اشجار جهت سوخت و تغییر کاربری اراضی به شدت در معرض تخریب قرار دارد». اکنون، به‌جای رفع عامل‌های تخریب، فعالیت‌های تخریبی دیگری مانند راهسازی هم بر منطقه اضافه می‌شود.

 عکس ها از رضا اسدی (خانه ی کوه نورد درود)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تله کابین درفک، نابود کننده ی بقایای طبیعت گیلان
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۸ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

خط‌های بالابر (تله کابین‌ها) که در کوه‌های ایران کشیده شده‌اند، چندین اثر مخرب بر طبیعت داشته‌اند:

1- جاده‌کشی‌های افراطی و برش دامنه‌های پرشیب که موجب رانش زمین می‌شود؛ 2- تخریب مرتع یا جنگل در امتداد خط بالابر و در امتداد جاده‌های ارتباطی؛ 3- آسیب‌رسانی جدی به اقتصاد محلی و  جایگزین کردن تولید کشاورزی و دامی با گردشگری ناپایدار؛ 4- کشاندن جمعیت بالاتر از ظرفیت برد به منطقه و فرسوده ساختن زمین؛ 5- آلوده‌سازی‌ منطقه با ریخت و پاش زباله و مواد سوختی دستگاه‌های مربوط به بالابر و خودروها؛ 6- تخریب زیست‌بوم‌های حساس و نابود‌سازی‌ حیات وحش، با تکه‌تکه کردن زیستگاه؛ 7- ایجاد آلودگی‌های صوتی و بصری؛ 8- آسیب‌رسانی به منابع آب، با تخریب آبخیزها.

کاسه ی درفک، و کلبه های تازه ساخت (به قصد "املاک سازی"؟!)- عکس از وحید سپنج


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه سازی ها، امان کوه ها را بریده است!
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ٦ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چگونه است که هر وقت در این مملکت طرحی برای راه سازی (و البته سد سازی و ساختمان سازی و دیگر ساخت و سازها) داده می شود، طراحان، به هیچ قیمتی دست از آن بر نمی دارند، تا کار خود را به انجام رسانند؟! جاده سازی تا کنار دریاچه ی گهر که فقط می تواند کاربری زیست محیطی گردشگری داشته باشد، چرا با وجود تمام مخالفت های سازمان محیط زیست و طبیعت دوستان، ادامه می یابد؟

خبری در این مورد را از اسدی مدیر عامل انجمن گهر سبز و عضو انجمن کوه نوردان ایران در درود، در  سبز پرس بخوانید.


 
لطفا طومار مخالفت با پناهگاه سازی در ساوالان را امضا کنید
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

همان گونه که پش از این (در این جا) نوشته بودم ، هیات کوه نوردی مشکین شهر قصد احداث پناهگاهی را در غرب ساوالان (سبلان)، در منطقه ای به نام «آیی یاتاقی» که از معدود جاهای بکر مانده ی این کوه است، دارد. بسیاری از کوه نوردان آذربایجان و دیگر نقاط کشور مخالفت خود را با این کار اعلام کرده اند؛ شما هم می توانید با نوشتن نظر خود در  این جا در این حرکت شرکت کنید.

همچنین، تارنمای راهنمایان کوهستان ایران یک طومار اینترنتی در اینجا تهییه کرده که می توانید آن را هم امضا کنید. 

 

 


 
مخالفت فدراسیون با پناهگاه سازی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جای خوشوقتی است که فدراسیون کوه نوردی، با پناهگاه سازی در ارتفاعات به مخالفت برخاسته است (نگاه کنید به سخنان آقای شعاعی، رییس فدراسیون در اینجا).

اما، این که آقای شعاعی گفته اند فدراسیون به جای پناهگاه سازی در کوه، به «قرارگاه سازی در دامنه ی کوه ها» روی آورده است، خود جای تامل دارد. قرارگاه ونداربن در منطقه ی علم کوه، نمونه ای از یک ساخت و ساز ناهماهنگ با طبیعت است که با تصرف منابع طبیعی صورت گرفت. یا قرارگاه پلور در دماوند، علاوه بر آن که در عرصه ی منابع طبیعی ساخته شده، به دلیل دور بودن از مبدا اصلی و سنتی صعود به قله یعنی شهر رینه، جامعه ی محلی را تا حد زیادی از منافع کوه نوردی در منطقه محروم کرده است.

به هر حال لازم است که در مورد قرارگاه سازی هم ملاحظات زیست محیطی در نظر گرفته شود. 


 
ساخت پناهگاه در سبلان به معنای تخریب کوهستان است
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری برنا

مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران نسبت به ساخت پناهگاهی در کوهستان سبلان هشدار داد.
 

عباس محمدی با اشاره به این که هیات کوه نوردی مشکین شهر قصد دارد در غرب ساوالان (سبلان) پناهگاه بسازد، به خبرنگار اجتماعی برنا گفت: این در حالی است که که بیشتر پناهگاه های کوهستانی ایران به کانون های آلودگی، عوامل تخریب محیط زیست و محل مورد استفاده شکارچیان و "گنج یابان" (سارقان آثار فرهنگی زیرخاکی) تبدیل شده اند. مکان هایی که هیچیک از آنها واجد حداقل شرایط استاندارد هم نیستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم پناهگاه سازی؟! باز هم تخریب؟!
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این بار خبر از ساوالان (سبلان) می رسد؛ هیات کوه نوردی مشکین شهر می خواهد  در غرب ساوالان پناهگاه بسازد.

در حالی که بیشتر پناهگاه های کوهستانی ایران به کانون های آلودگی، عوامل تخریب محیط زیست، و محل مورد استفاده ی شکارچیان و "گنج یابان" (سارقان آثار فرهنگی زیرخاکی) بدل شده، و هیچ یک از آن ها واجد حداقل شرایط استاندارد نیستند، ساختن پناهگاهی دیگر، فقط دور ریختن بودجه است!

لطفا پناهگاه نسازید و بودجه ی آن را برای تامین دفتری در شهر که بتواند مرکز تجمع کوه نوردان و محل کتابخانه ای برای آنان باشد، صرف کنید.

جمعی از کوه نوردان آذربایجانی، طوماری در مخالفت با ساخت این پناهگاه تهیه کرده اند. برای امضای آن به وبلاگ گروه کوه نوردی و اسکی آلپ تبریز مراجعه کنید، یا "ادامه ی مطلب" را بخوانید.

ساوالان- عکس از وبلاگ گروه آلپ تبریز

یادداشت رضا زارعی در این زمینه، در: کوه قاف

مقاله ی عباس محمدی با عنوان: پناهگاه ها؛ دوگانه ی بهره برداری و حفاظت

یکی دیگر از یادداشت های عباس محمدی: لطفا پناهگاه نسازید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
غارنوردی "پایدار"؟!
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

رضا زارعی- کوه قاف

بیرون کردن کبوتران برای غارنوردی!

رئیس هیئت کوهنوردی مازندران: هزاران کبوتر درغار کتلی که عنوان پنجمین غار چاهی ایران را یدک می کشد ساکن هستند و مسئولان استان برای استفاده بهینه ورزشکاران از این محل باید فکری به حال کبوتران کنند!!!

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مصاحبه درباره ی جنگل کارا
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

باشگاه خبرنگاران

عباس محمدی، رییس انجمن کوه نوردان ایران در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: متاسفانه عده ای سود جو اقدام به تخریب جنگل کارا و ساخت و ساز در این منطقه نموده اند که هیچ نیروی موثری با این موضوع برخورد نمی کند.
وی تصریح کرد: طبق مصوبه ی شهرداری و شورای شهر ساخت و ساز در منطقه ی یک از ارتفاع 1800 متر، منطقه ی دو از ارتفاع 1600 متر و منطقه ی 22 تهران از ارتفاع 1400 متر به بالا ممنوع است.
محمدی اشاره کرد: درختزارهای این گونه مناطق هزاران سال طول می کشد ایجاد شود و انسان های سودجو با این ساخت و ساز باعث صدمه دیدن حالت طبیعی منطقه می شوند.
وی تاکید کرد: جنگل کارا و دیگر منطقه های این چنینی تهران که در دامنه ی جنوبی البرز قرار دارند ارزش اکولوژیکی و  گردشگری زیادی برای استان دارند.
محمدی خاطر نشان کرد: هم اکنون ما و فدراسیون کوه نوردی و دیگر ارگان های کوه نوردی از این مسئله نگران هستیم اما افراد سودجو به کار خود ادامه می دهند و پارک های طبیعی مانند کارا را تخریب می کنند و کسی هم با آنها مقابله نمی کند./گ

 


 
اعتراض فدراسیون کوه نوردی به ساخت و ساز در کوه های شمال تهران
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

تارنمای فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی

جناب آقای دکتر قالیباف
شهردار محترم تهران

با سلام و احترام


ضمن سپاس از عنایات و اقدامات ارزنده ی جناب عالی و همکاران گرامیتان در خصوص ساماندهی امور عمرانی و زیست محیطی کلان شهر تهران به ویژه رویکرد خاص به صیانت و حفاظت از ارتفاعات شمال پایتخت، به استحضار می‌رساند؛ به رغم اقدامات بازدارنده و نظارت های صورت گرفته از سوی دست اندرکاران محترم شهرداری، با نهایت تأسف پس از تخریب های صورت گرفته در «گلابدره» و پناهگاه «دارآباد» و هم چنین برخی ساخت و سازهای غیرقانونی در مناطق کوهپایه ای شمال تهران و احداث جاده در «آبشار سنگان» که با انسداد معابر ویژه ی کوه‌نوردان و گردشگران، تردد را ناممکن و با خطر مرگ مواجه نموده است؛ اکنون نوبت به «جنگل کارا» در ارتفاعات «درکه»، «دربند» و «کلک‌چال» رسیده، که با دست اندازی و زیاده خواهی عده ای زمین خوار؛ تصرف شده و با بی رحمی هر چه تمام تر؛ این موهبت الهی و سرمایه ی تجددناپذیر طبیعی تخریب شود. ( اقدام به ساخت و ساز به صورت پنهانی و شبانه، با حمل مصالح ساختمانی توسط قاطر ! )
خاطر نشان می شود: مراتب از طریق تماس تلفنی بارها به اطلاع مسئولین ذی ربط رسانده شده  ولی متأسفانه تاکنون هیچ گونه ترتیب اثر و برخورد جدی با این متخلفین و متجاوزان به حریم منابع طبیعی و عمومی نشده است.
لذا فدراسیون کوه‌نوردی ضمن اعتراض جدی به این ساخت و سازهای غیرمجاز و مغایر با قوانین صدور پروانه در ارتفاعات،  از حضرتعالی درخواست رسیدگی و پیگیری عاجل و دستور توقف قطعی این تخریب جبران ناپذیر را دارد.

محمود شعاعی
رییس فدراسیون
نائب رییس اتحادیه کوه‌نوردی آسیا



 
چهره ی غمبار دکتر صدوق، نمود وضع محیط زیست ما!
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در روز دوشنبه 25 مرداد، نمایندگان چند سازمان مردم نهاد؛ انصاری و شفیعی از کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست، البرزی منش از جمعیت زنان (و انجمن در حال تشکیل "پایشگران محیط زیست")، محمدی از دیده بان کوهستان، به دیدار محمد باقر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست رفتیم تا نگرانی خود را از تخریب منطقه ی حفاظت شده ی دنا به ایشان اطلاع دهیم. صدوق اگر چه برخورد همدلانه ای با ما داشت (که با توجه به پیشینه و عملکردش، ریاکارانه هم نیست)، اما در عین حال بسیار مغموم و سرخورده و درمانده به نظر می رسید که به نظر من چنین وضعی، نمودی است از وضع نا امید کننده ی محیط زیست ایران!

گزارش میترا البرزی منش را از وضع دنا، و پرسش او در این مورد که «کدام اهرم ها پشتیبان منطقه حفاظت شده دنا و جنگل های زاگرس است؟» در اینجا بخوانید.

میترا البرزی منش


 
مقاله ای از بهمن ایزدی درباره ی دنا
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این مقاله را که گزارشی است از وضع رو به وخامت منطقه ی حفاظت شده ی دنا، در همشهری بخوانید.

بهمن ایزدی، رییس کانون سبز فارس


 
تله کابین سرطاق؛ تقلید کور از گنجنامه
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

رضا زارعی- کوه قاف

دیواره ی سرطاق در منتهی الیه طاق بستان و در شمال شهر کرمانشاه، از جذاب ترین مناطق سنگنوردی کشور می باشد. شاید تنها دلیل گمنامی این دیواره وجود آن در شهری باشد که دیواره ی عظیم و سر به فلک کشیده ی بیستون در آن قرار دارد.

اما مدتی است طاق بستان و سرطاق هدفی برای سودجویی گردشگری قرار گرفته و اقدام جهت برپایی تله کابین سرطاق در این منطقه، موجبات نگرانی از نابودی دیواره ی سرطاق و تغییر ساختار منطقه را فراهم آورده است. 



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
و سرانجام: لغو کوه پیمایی ده هزار نفره در دماوند
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبر خوبی است که می توانید در ایرن بخوانید. امیدواریم که باز هم پی گیری های دوستداران کوهستان، و اندیشه ورزی مدیران تصمیم گیرنده، بتواند برنامه ها و پروژه های مخرب مانند احداث خط تله کابین، پناهگاه سازی، و معدن کاوی و راه سازی در منطقه های حساس را متوقف کند.


 
با تله کابین در پی چه هستند؟!
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۸ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

راه اندازی خط های بالابر (تله کابین) چند سالی است که به یکی از مهم ترین آفت های کوه در ایران بدل شده اند. عکس زیر که در تیر ماه گذشته گرفته شده، اثر مخرب تله کابین را بر جنگل های بی همتای رامسر نشان می دهد. مسیر کل خط، جنگل زدایی شده؛ زمین های کشاورزی جلگه ی پایین دست، به زیر ساخت و ساز رفته؛ در کنار تاسیسات تله کابین، طرح هتل سازی با تخریب دامنه ی پر شیب و جنگلی آغاز شده (به پشت کابین دقت کنید)؛ ویلا سازی در نزدیکی تله کابین شدت یافته؛ و ریخت و پاش زباله در امتداد خط و تمامی محدوده ی تله کابین به شدت افزایش یافته است.

 


 
نامه ای دیگر در مورد صعودهای جمعیتی
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را در تاریخ ٢٨ تیر برای هیات کوه نوردی استان زنجان و فدراسیون کوه نوردی فکس کرده ایم:

 

جناب آقای علی گو

رییس گرامی هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان زنجان

با سلام؛

آگاهی یافتیم که آن هیات در نظر دارد یک صعود چند صد نفره به دماوند ترتیب دهد، ضمن ارج گذاری به کوشش های شما و همکاران تان در جهت ارتقای کوه نوردی استان، به عرض می رساند که تجربه ی تمامی صعودهای جمعیتی گذشته نشان داده است که این گونه برنامه ها سبب تخریب مسیرهای صعود، ریخت و پاش زباله، و به طور کلی موجب آلودگی فراتر از ظرفیت محیط زیست می شود. در عین حال، این صعودها هیچ کمکی به بالا رفتن سطح کیفی کوه نوردی نمی کند. پیشنهاد می شود که به جای اجرای برنامه ی یاد شده و دیگر صعودهای مشابه، در جهت اجرای صعودهای با کیفیت و فنی در گروه های کوچک تر برنامه ریزی فرمایید.

با سپاس از توجه جنابعالی

عباس محمدی

رییس هیات مدیره ی انجمن و مدیر گروه دیده بان کوهستان


 
دنا باز هم تکه پاره می شود...
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

پیمانکار لوله کشی در دنا، کار مخرب خود را دوباره آغاز کرده و جناب صدوق در سازمان محیط زیست می فرمایند که «موضع سازمان تغییری نکرده و همچنان بر حفظ دنا تاکید می کنیم». این فرمایش بی فایده را در کنار بی اعتنایی سازمان به پی گیری های مردمی ِ دیگر (برای مثال: موضوع دماوند که در یادداشت پیشین به آن اشاره کردیم) قرار دهید، تا ببینید که سازمان حفاظت محیط زیست تا چه حد پی گیر حفاظت از محیط زیست کشور، و موثر در این امر است!

متن گزارش بهمن ایزدی، دل سوخته ی کوهستان دنا را که در همشهری آمده، در زیر بخوانید:

30هزار بلوط کهنسال در آستانه نابودی
گروه محیط‌زیست - اسد افلاکی
با آغاز دوباره عملیات اجرایی انتقال لوله گاز در منطقه جنگلی دنا احتمال قطع حداقل 30 هزار بلوط کهنسال قوت گرفت

این درحالی است که سال گذشته عملیات اجرایی لوله گاز در این منطقه باعث قلع وقمع 14 هزار بلوط کهنسال طی 2 روز شد. در پی آن، پیگیری‌های رسانه‌ای و واکنش برخی مسئولان منابع طبیعی و محیط‌زیست به این فاجعه، سبب شد تا دادستان کل کشور دستور پیگیری موضوع را صادر کند.

اما با وجود این پیشینه و با آنکه انتظار می‌رفت فاجعه به نابودی همان 14 هزار بلوط منتهی شود شواهد حاکی از آن است که اراده‌ای مصمم به اجرای عملیات اجرایی در همان مسیر سال قبل است؛ به‌طوری که طی روزهای اخیر2 هزار اصله درخت بلوط کهنسال برای آماده‌سازی‌ این مسیر قلع و قمع شده است.

بهمن ایزدی، رئیس هیأت‌مدیره کانون سبز فارس، در گفت‌وگو با همشهری بااعلام این خبر افزود: مجری پروژه انتقال لوله گاز، عملیات اجرایی را در 6 کیلومتر از جنگل‌های انبوهی که سال قبل براثر عملیات اجرایی همین مجری ویران شده بود،  ازسر گرفته است.

بهمن ایزدی در زردکوه


ادامه مطلب را مطالعه کنید