مهندسی واقعیت در قضیه‌ی سد گتوند
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- مجله‌ی زندگی سبز، شماره‌ 4 و 5، خرداد و تیر 94

 

سدها، از دست‌ساخته‌هایی هستند که بیشترین اثرگذاری را بر کوهستان‌ها (این کارخانه‌ها و برج‌های آب کشور) دارند. در میان صدها سد بزرگ و چند هزار سد بزرگ و کوچک که بر تمامی رودها و بسیاری از بهترین مراتع و جنگل‌های ایران اثر منفی داشته اند، سد گتوند "شاهکار" کم مانندی است در تجسم بخشیدن به شعار بی‌مورد و کم‌محتوای «ما می توانیم». فقط یک جلوه از این شاهکار این است که آنان توانستند با صرف چند میلیارد دلار، آب شیرین بزرگ‌ترین رودخانه‌ی این سرزمین را شور کنند و اینک در صدد اند که با صرف چند میلیون دلار دیگر، این آب شور را به دریای فارس برسانند!

در شماره‌ی 1 مجله‌ی "زندگی سبز" (اسفند 1393) دکتر داریوش محجوب، مدیر وقت مطالعات طرح سد گتوند در یک گفتگو با آرش قلمی فرد به دفاع از سد یادشده پرداخته است. در پاسخ‌هایی که محجوب به گزارشگر مجله داده، فن‌هایی را می‌توان تشخیص داد که از یک درس‌خوانده‌ی مسلط به شیوه‌های "مهندسی کردن" رویداد (دستکاری در واقعیت برای رسیدن به مطلوب) انتظار می‌رود. در پاسخ‌های ایشان، این شیوه‌ها را می‌توان تشخیص داد: استفاده از آمار و نمودار برای پیچیده کردن واقعیت‌های ساده یا علمی نشان دادن ادعا، ارایه‌ی ارقام نامربوط به موضوع برای نشان دادن "دقت" در کار، عرضه‌ی آمار فریبنده، سفسطه، گریز نامحسوس از پاسخ مشخص به یک پرسش با پرداختن به موضوعی دیگر، بازی با اعداد،  پوشاندن واقعیت‌ تلخ هزینه‌های زیست‌محیطی با زرورق درآمدهای پروژه، تصویرسازی یک بعدی از کارکردها و ارزش‌های پیچیده‌ی طبیعت، استناد به یک گزارش یا "تحقیق" در حالی که دقت آن گزارش یا بی‌طرفی گزارشگر مشخص نیست، ساده‌سازی مفرط علت‌های یک رخداد پیچیده و... .

در زیر، به مصداق چند فن به کاررفته از سوی دکتر محجوب می‌پردازم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به ادامه‌ی ساخت سد ویرانگر شفارود
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳٩٤ : توسط : محمود بهادری

بلندترین سد غلتکی ـ بتنیِ ایران در حالی، در کمالِ شگفتی، در پرباران‌ترین استان کشور در حال ساخت است که صدها هکتار از بهترین جنگل‌های باستانی هیرکانی را هدف قرار داده است؛ جنگل‌های بسیار باارزشی که از هیچ راهی نمی‌توان آنها را احیا نمود. متأسفانه از سال 1334 تا سال 1386 سالانه 3000 هکتار از جنگل‌های شمال کشور از بین رفته‌اند که ساخته شدن این سد نیز به سرعت بخشیدن به این فاجعه مؤثر است. از این‌روست که آتش گرفتن بخشی از این جنگل‌ها به مدت سه روز، بدون توجه مسئولان و به‌رغم مراجعه مردم به اداره‌های منابع طبیعی و محیط‌زیست، می‌تواند نمایانگر بخشی از پیامدهای شومِ ساختِ این سد باشد.

سدِ شفارود، که در شش کیلومتری جنوب‌غربی رضوانشهر و ۶۵ کیلومتری رشت روی رودخانه‌ی شفارود در حالِ ساخت است، حتا فاقد تأییدیه‌ی ارزیابیِ ‌محیطی زیستی، یعنی ابتدایی‌ترین مجوز برای شروعِ کار، است؛ تأییدیه‌ای که پیشینه‌ی ساخت طرح‌های توسعه‌ای ناپایدار گواه‌اند که گرفتنش چندان سخت نیست و حتا داشتنش هم مجوزی برای اجرای چنین طرح ویران‌گری نمی‌تواند باشد. این سد روی گسل شالم ـ آستارا و هم‌چنین شیب زیاد دامنه‌ی کوه واقع شده است و به همین دلیل دور از انتظار نیست اگر، گذشته از افزایش احتمال وقوع زمین‌لرزه، در آینده قربانیان انسانی هم داشته باشد؛ هر چند در همین مدت نیز جان کسانی را گرفته است و سببِ جابه‌جایی مردمانِ سه روستا خواهد شد که آسیب‌هایی اجتماعی در پی دارد.

گفتنی است، با افزایش سرعت خشکسالی و بیابانی شدن کشور کهن‌سال‌مان ــ که هزاره‌ها با مدیریت حساب‌شده‌ی آب توانست سرپا بماند ــ و با وجودِ آن‌که ذخیره آب مخزنِ بیش از ۲۰۰ سد بزرگ در کشور تنها دو برابر ۱۴ سد موجود در سال ۵۷ است، هم‌چنان سدسازی‌های غیراصولی ــ که یکی از عوامل مهم بروزِ چنین رویداد دهشتناکی است ــ با شتابی ویران‌گر در جریان است، تا آن‌جا که تخمین زده می‌شود تا ده سال آینده فلات مرکزی ایران خالی از سکنه خواهد شد که بیانگر سیاست فاجعه‌بار وزارت نیرو در حوزه‌ی آب است.

اکنون باید پرسید سازمان محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها، که مدعی رد مجوز عملیات احداث این سد هستند، چرا علیه ادامه‌ی غیرقانونی آن شکایتی به دستگاه قضا نبرده‌اند؟! آیا هم‌چون همیشه باید در این زمینه هم کنشگران مدنی و محیط‌زیستی را فراخوان داد؟! ما، انجمن‌ها و کنشگران حوزه‌ی محیط‌زیستی تأییدکننده‌ی بیانیه، خواهانِ اقدام عاجل سازمان‌های یادشده برای جلوگیری از ادامه‌ی ساخت سد شفارود هستیم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سدسازی در ترکیه، و ضرورت دیپلماسی فعال آب
ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

چند سال است که گروه دیده‌بان کوهستان، با چند سازمان غیردولتی محیط زیستی ترکیه، عراق و سوریه ارتباط دارد که محور اصلی گفتگوهای ما در نشست‌های مشترک (سلیمانیه، دیار بکر، تهران، بابل) و در تماس‌های رایانامه‌ای، موضوع سدسازی بوده است. آخرین این نشست‌ها (هفتمین نشست مشترک) در روز 5 فروردین در سلیمانیه برگزار شد که از ایران، من و دو تن از دوستان سنندجی در آن نشست شرکت داشتیم؛ نام این شبکه‌ی همکاری را اکوپوتامیا گذاشته‌ایم که برگرفته از واژه‌ها‌ی اکو (eco: بوم) و مزوپوتامیا (Mesopotamia: میان‌رودان/ بین‌النهرین) است.

در یادداشتی که زهرا کشوری به مناسبت سفر رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه به ایران، در روزنامه‌ی ایران نوشته، به گوشه‌هایی از دل‌نگرانی‌های فعالان محیط زیست در ارتباط با برنامه‌های عظیم سدسازی در جنوب شرق ترکیه اشاره کرده است:

ساخت «سد ایلی سو» که سه برابر بزرگتر از کرخه بزرگترین سد ایران است، اعتراض ها به سیاست های آبی دولت ترکیه را از مرز های این کشور فراتر برد.


معاون آموزش و مشارکت های مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست : با توجه به عضویت ایران، سوریه، عراق، کویت و عربستان در این کنوانسیون، حضور اردوغان در ایران فرصتی برای ایجاد یک تفاهم و پیمان جدید برای احیای توان اکولوژی منطقه است.
سیاست های بلندپروازانه آبی در منطقه می تواند به نوعی محرک و تقویت کننده داعش مدرن باشد و کیفیت زندگی «میان رودان» را برای چند نسل به خطر بیندازد.

نگرانی شدیدی بویژه در بین فعالان محیط زیست عراق، سوریه و ایران در مورد طرح بزرگ سد سازی در جنوب شرق ترکیه روی سرچشمه های دجله و فرات وجود دارد.


مدیر یک تشکل زیست محیطی: رئیس جمهوری می تواند در زمان حضور اردوغان بحث معاهده را با حضور کارشناسان آغاز کند و زمان انجام مذاکرات بعدی را هم در دیدار مشخص کند.

فعالان حوزه محیط زیست حضور «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه در ایران را بهترین فرصت برای ایجاد یک معاهده منطقه ای برای نجات محیط زیست کشورهای ایران، ترکیه، سوریه، عراق، عربستان، کویت و امارات می دانند. آنها از «حسن روحانی» رئیس جمهوری می خواهند تا وارد مذاکرات آبی با او شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دخل آب با خرج نمی خواند
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

محمد طالب حیدری، مدیرکل هواشناسی کردستان در روزنامه‌ی ایران نوشته است: «...امروز چالش خشکسالی در کشور از به هم خوردن تعادل عرضه و تقاضا ناشی شده است. نوسان عامل بارندگی در منطقه‌ی ما پدیده‌ی جدیدی نیست که همه انگشت اتهام را به سوی آن نشانه رفته‌اند... » خواندن متن کامل را به علاقمندان مسایل آب پیشنهاد می‌کنم.





 
روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

14 مارچ (24 یا 23 اسفند) از سوی سازمان‌های مدافع طبیعت و مردم بومی، به عنوان "روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها در برابر سدسازی" نامیده شده است. سال‌ها است که طرفداران محیط زیست می‌کوشند دولت‌ها و شرکت‌ها و کارتل‌های بزرگ را وادار سازند تا برای تامین آب یا انرژی، راه‌های متناسب با حفظ محیط زیست و حقوق مردم ذینفع در مسیر رودخانه‌ها را در پیش بگیرند و از خاموش کردن رودهای پر خروش و زنده در پشت دیوار عظیم سدها خودداری کنند.

 ما سدهایی ساخته‌ایم که آورد رودخانه‌ها را در پایین دست چنان کم کرده که به کشاورزی‌ها و باغ‌داری‌ها و ماهی گیری‌های دیرپا به شدت آسیب وارد کرده اند؛ و سدهایی که حتی نیمی از ظرفیت‌شان هم پر نمی‌شود؛ یا اصلا آبی در خود جا نمی‌دهند؛ و هیچ گاه به اندازه‌ای که ادعا می‌شده برق تولید نکرده اند؛ هزاران میلیارد تومان بودجه‌ی کشور را بلعیده اند؛ سدهایی که هر کدام ده‌ها روستا را به زیر آب برده و هزاران تن را آوراه کرده؛ صدها هکتار جنگل یا مرتع را غرق کرده؛ سدهایی که میراث‌های فرهنگی با ارزش و خاطره‌های جمعی را برای همیشه نابود ساخته؛ تالاب‌های ارزشمند و حتی دریاچه‌ی بزرگ اورمیه را خشک کرده؛ و عجیب تر از همه این که سدی ساخته‌ ایم که آب شیرین کارون بزرگ را شور کرده و قرار است از آن‌جا به خلیج فارس آب شور برساند!

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ریزگردی که غول‌ بیابان شد!
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ٤ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی و کوشان مهران- اعتماد

سیاستمداران، تمایل دارند که در برابر انتقادهایی که به ایشان در مورد برنامه‌های توسعه‌ای ناپایدار می‌شود، بگویند که «شما منتقدان، در دولت گذشته کجا بودید؟!» یا «چرا در فلان جا از آن مدیر انتقاد نکردید؟!»(1). شبیه همین پرسش‌ها را آقای کیخا، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست (امضاکننده‌ی تفاهم‌نامه‌ی واگذاری جزیره‌ی حفاظت شده‌ی آشوراده به سرمایه‌گذاران) در روز 21/10/1393 خطاب به نمایندگان سازمان‌های مردمی منتقد گفت که شما چرا در برابر طرح‌های مخرب دولت‌های گذشته چیزی نمی‌گفتید، و خوب است که این حساسیت را در جاهای دیگر هم می‌داشتید؟!

این گونه برخورد، بیش از هر چیز، نشانگر آن است که دولتمردان مطالعه‌ی کمی دارند و به ویژه بسیار کم به رسانه‌های منتقد سر می‌زنند. کیست که فقط سری به اینترنت، مثلا در جستجوی عبارت "جاده‌ی پارک ملی گلستان" یا "خط لوله‌ی دنا"، زده باشد و چندین هزار یادداشت و مقاله در نقد کارهای مخرب محیط زیست را که در چندین سال گذشته نوشته شده و تقریبا تمام آن‌ها از سوی سمن‌ها و کارشناسان غیردولتی و خبرنگاران بوده، ندیده باشد؟! واقعیت این است که باید از یک "سندروم ندیدن فاجعه" سخن گفت که مدیران ما به آن دچار شده‌اند... .

 

 

 

 

 

درس‌هایی که گرفته نشد


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ریزگردها، نتیجه‌ی تخریب کوه‌ها و رودها
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ٤ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در همشهری 3/11/93 و تارنماهایی دیگر کار شده است. 

 چند روز پیش، محمد قاسمی نژاد معاون سازمان کشاورزی خوزستان گفت که «گرد و غبارهای بهمن ماه در این استان، دو میلیون و صد هزار تن محصول کشاورزی را نابود کرده است». برای تولید این مقدار محصول، در حدود دو میلیارد متر مکعب یعنی چیزی در حدود ده برابر حجم سد کرج، آب مصرف شده است. به این ترتیب، با تخمین تولیدات کشاورزی که در طول سال بر اثر ریزگردها از میان می‌رود، می‌توان گفت آبی که بیش از هر چیز به خاطر نابودی تالاب‌ها و در نتیجه‌ی سدسازی‌ها فقط در بخش کشاورزی هدر می‌رود، سالانه معادل حجم چند ده سد بزرگ است.

 این واقعیت تلخ، موید گفته‌ی پیشین منتقدان سدسازی است مبنی بر این که ادعای طرفدران سدسازی در کمک سدها به پیشرفت کشاورزی، فقط با نادیده گرفتن زیان‌های ناشی از دست‌کاری در سامانه‌ی رودخانه‌ها و تالاب‌ها و دشت‌های سیلابی ممکن است درست باشد. قسمت‌های زیادی از بخش ایرانی تالاب هورالعظیم که چند سال است به یک کانون برخاستن گرد و غبار بدل شده و در خاک‌آلود شدن اخیر هوای اهواز هم نقش در خور توجه داشته، تا حد زیادی به علت ساخته شدن سد کرخه خشک شده است.

 سدسازان و کارفرمایان‌شان همیشه افتخار کرده‌اند که سازه‌های عظیمی که بر بستر طبیعی رودخانه‌ها می‌سازند، سبب "مهار سیلاب‌ها" و جلوگیری از خسارت‌های سیل می‌شود. اما، نگفته‌اند که سیلاب‌های طبیعی و دشت‌های سیلابی از قرن‌ها پیش برای انسان برکت‌خیز بوده و آن‌چه که ما به عنوان خسارت سیل از آن یاد می‌کنیم، نتیجه‌ی تجاوز به حریم مسیل‌ها و رودها یا ناشی از تخریب پوشش گیاهی کوهستان و  دامنه‌های بالادست رود است. اکنون کجایند کسانی که با سر و صدای بسیار، بی‌اعتنا به کارکردهای بی‌شمار کوه و رود و سیل و دیگر سازه‌های مهندس بزرگ طبیعت، به سدهای گوناگون اجازه‌ی ساخت دادند یا در ساخت آن‌ها مشارکت کردند و دانش مهندسی خود را به رخ کشیدند؟! واقعیتی که امروز به بهایی بس سنگین دریافته‌ایم این که سیلاب‌هایی که وارد دشت‌های خوزستان می‌شد و در تالاب‌ها آرام می‌گرفت، زندگانی‌بخش بود و نه خسارت آفرین.

 چندین سال است که منتقدان سدسازی‌های بی‌رویه (از جمله، نویسنده‌ی این یادداشت) گفته‌اند: «سدها با زیر آب بردن زمین‌های کشاورزی و مراتع، با کمک به فروپاشی نظام مالکیتی منطقه‌ی آب‌گیری، و با آسیب رساندن به آورد رودخانه در پایین‌دست، بخش‌های قابل توجهی از تولید کشاورزی را که معمولا به مالکان کوچک و متوسط مربوط است، نابود می‌کنند». اکنون باید خسارت هنگفت گرد و غبار را هم در محاسبه‌ی سود و زیان سدسازی، به حساب آوریم.

 


 
طرحی برای تالاب بوجاق/به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران- خبرآنلاین

در سال 1721 میلادی، ارتش روس به فرمان تزار پتر بزرگ، پس از معاهده‌ای خفت‌بار با طهماسب میرزای صفوی که مدعی تاج و تخت از دست رفته‌ی پدر نالایق خود شاه سلطان حسین بود، تمام ساحل جنوبی دریای خزر از دربند تا استرآباد را اشغال کرد. پس از این اشغال، یکی از دلمشغولی‌های فرماندهان روس پاک‌تراشی پوشش جنگلی انبوه در اطراف شهر رشت به منظور ایجاد امنیت برای خودشان بود. بسیاری از گردشگران خارجی، تا نیمه‌ی نخست قرن نوزدهم به وجود پوشش جنگلی انبوه (و از دیدگاه آنان، مزاحم) در جلگه‌ی گیلان اشاره داشتند. در کنار پاک‌تراشی جنگل‌های جلگه‌ای برای کاشت برنج جهت صادرات به روسیه و ایجاد توتستان برای تولید پیله‌ی ابریشم که قرن‌ها ارزآورترین کالای صادراتی ایران بود، شرکت های روسی و گرجی امتیاز قطع و صادرات چوب‌های گرانبهای صنعتی به‌ویژه درختان بلند مازو (بلوط) را در منطقه‌هایی مانند تالش به دست آوردند.

اکنون حتی خاطره‌ی وجود پوشش جنگلی در جلگه‌ی گیلان به فراموشی سپرده شده و به دلیل بهره‌کشی شرکت های چوب و کاغذ، تنها بر شیب های تند یک پوشش جنگلی آسیب‌دیده برجای مانده که همان نیز در حال تصرف شدن و تغییرکاربری است، و حتی منطقه‌ی حفاظت شده‌ای چون لیسار گویا ذخیره‌گاه زمین شده است برای زمین خواران!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باید درباره‌ی آب گفتگو کنیم
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

دبیرخانه‌ی سلسله نشست‌های آب، فرهنگ، جامعه

اندیشکده تدبیر آب ایران، انجمن جامعه‌شناسی ایران، و انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات،به عنوان نهادهای مدنی، و مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری، با توجه به اهمیت راهبردی بحران آب، قصد دارند سلسله نشست­هایی را با شعار «باید درباره آب گفت‌وگو کنیم» در شش‌ماهه دوم سال 1393 برای بررسی ابعاد مختلف بحران آب در ایران برگزار نمایند تا بدین وسیله ضمن مشخص شدن ابعاد راهبردی بحران آب، گفتمان‌سازی برای سیاست‌‌گذاری راهبردی در این حوزه تقویت شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد داریان، پرده‌ای از مهندسی باژگونه
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ٥ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

کار سدسازی در کشور، از متوقف ساختن رودهای زنده و خشکاندن تالاب‌ها و دریاچه‌ها گذشته، و به نابودسازی سرچشمه‌ها رسیده است...

 

در سال 1391 مجید انتظامی، آهنگ‌ساز بنام ایرانی، "سمفونی کارون" را به سفارش شرکت توسعه‌ی منابع آب (وابسته به وزارت نیرو) به مناسبت «سالروز خودکفایی جمهوری اسلامی ایران در صنعت سدسازی» ساخت. در روز 17 تیر آن سال که قرار بود سمفونی در تالار رودکی اجرا شود، من هم در میان 20-15 نفری بودم که برای رساندن صدای اعتراض‌مان به گوش مجید انتظامی و دیگران، در جلوی در تالار ایستادیم و کاغذنوشته‌هایی را در دست گرفتیم. بعدها (یعنی همین چندهفته پیش) که به لطف مدیریت روابط عمومی شرکت توسعه‌ی منابع آب چند تن از ما منتقدان سدسازی به ساختمان آن شرکت دعوت شدیم، لوح آن سمفونی را دریافت کردم و چند بار به آن گوش دادم؛ اعتراف می‌کنم که با شنیدن بسیاری از نغمه‌های این سمفونی که با جذبه‌ی خدادادی و کارآزمودگی صدای سالار عقیلی هم همراه است، چند بار تار و پود قلبم به لرزه افتاد و اشک از دیدگانم روان شد.

 بارها در این اندیشه شده‌ام که چگونه انسان‌ها می‌توانند نام یا عنوان یا شرحی بر کاری بگذارند که ماهیتش ضد آن نام یا عنوان یا شرح است؟! (برای مثال، چگونه می‌توانند بر حمله‌ی ددمنشانه به غزه، عنوان «دفاع» بگذارند...؟!) در سمفونی کارون، ستایش آب، عشق به طبیعت، و میهن‌دوستی موج می‌زند. سمفونی کارون را می‌شد عینا در دفاع از جوشندگی و خروشندگی کارون -کارونی رها از سدهای هیولایی، و رها از زخم‌های ناسور ناشی از یورش به سرزندگی آن- ساخت و اجرا کرد. اما آن‌چه که بهانه‌ی ساخت آن سمفونی بوده، یعنی سدسازی، سبب رانده شدن ده‌ها هزار انسان هم‌میهن ما از خانه و کاشانه‌شان، و موجب تخریب صدها هزار هکتار زیست‌بومی شده که ما آدمیان آن را با دیگر زیستمندان میهن شریکیم.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آش هیزمی، و مدیریت منابع آب!
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

 سفرنامک جاده‌ی چالوس

یکی از بهترین منابع کسب اطلاعات در مورد هر گونه مساله‌ی اجتماعی: از مظنه‌ی زمین، گرانی مواد خوراکی، کرایه‌ی خودرو، قیمت مواد غیرمجاز، و حتی وضع محیط زیست، رانندگان خطی جاده‌ها و کارکنان خوراکخانه (رستوران)های بین‌راه هستند که در گپ و گفت با ایشان، معمولا به مخزنی از "حکمت عامه" دست می‌یابیم! در این سفرنامک به چند دیده و شنیده در طول سفر اخیری که با دوست پژوهشگرم کوشان مهران در جاده‌ی چالوس داشتیم، می‌پردازم. دیده و شنیده‌های مستند که بیان‌گر سوءمدیریت منابع آب است، و البته مشابه آن را در تمام منطقه‌های کوهستانی کشور می‌توان دید:  

* به هنگام ساخت سد سیا‌بیشه که در محدوده‌ی منطقه‌های حفاظت شده‌ی البرز مرکزی و چهارباغ انجام شد، جنگل‌تراشی‌های گسترده و تخریب مراتع در مراحل دسترسی به ساختگاه و قرضه‌برداری (برداشت خاک و سنگ برای احداث بدنه‌ی سد) سبب گل‌آلود شدن رودخانه‌ی حفاظت شده‌ی چالوس و آسیب‌دیدگی همیشگی آن شد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد سازی؛ رویکرد دولت روحانی چیست؟
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

 جاناتان هارینگتون در کتاب شیوه‌ی زندگی سازگار با آب و هوا(1) در بحث درباره‌ی تغییر آب و هوای زمین، به خطر غرق شدن کامل کشور کوچک تووالو (Tuvalu) در سده‌ی کنونی اشاره می‌کند؛ بلندترین نقطه‌ی این جزیره‌ی واقع در اقیانوس آرام، فقط سه متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارد و گرم شدن زمین که سبب بالا رفتن آب دریاها شده، هراس و تردید تراژیک "بودن یا نبودن" را بر دل باشندگان این سرزمین کوچک چیره ساخته است. هارینگتون می‌پرسد: «می‌توانید تصور کنید که اگر خانواده‌ی شما جای این مردم بودند، چه می‌کردید؟» کشور تووالو، 2600 هکتار مساحت و حدود ده هزار تن جمعیت دارد.

 در هر یک از سدهای متوسط تا بزرگ ایران، چندصد تا چندین هزار هکتار مرتع و باغ و کشتزار، و در بیشتر موارد چندین اثر و محوطه‌ی باستانی و خاطره‌ی جمعی غرق، و چند هزار نفر بی‌خانمان یا مجبور به مهاجرت به نقاط نامطلوب شده‌اند. فقط به سه مورد از چند صد سد بزرگ ساخته شده در دو سه دهه‌ی اخیر اشاره می‌کنم:

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دریای خزر می‌تواند دریاچه‌ی ارومیه را نجات دهد؟
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

روزنامه‌ی ایران

اصرار برای  انتقال آب دریای خزر یا آب شیرین ارس و زاب به دریاچه ارومیه همچنان ادامه دارد. اصرارهایی که با توجه به تبعات سنگین  آن، واکنش «کارگروه نجات اکولوژیکی دریاچه ارومیه»*  را در پی داشته است. آنها تاکید کردند که بازگردانی دریاچه‌ ارومیه به وضع طبیعی، فقط باید با اتکا به استعداد طبیعی خود حوزه‌ ارومیه و کم کردن از فشارها و تنش‌های خارج از ظرفیت منطقه که به آن تحمیل شده، صورت گیرد. این کارگروه همچنین معتقد است که دستکاری در سامانه‌ رودخانه‌ها و پهنه‌های آبی دیگر با عنوان«نجات‌بخشی ارومیه» می‌تواند سبب بروز مشکلات زیست‌محیطی و اجتماعی دیگری در حوزه‌های مبدأ و مقصد شود.

  در زیر به چند خطر عمده‌ای که انتقال آب خزر به دریاچه‌ی اورمیه می‌تواند پدید آورد، اشاره می‌کنیم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز محیط زیست، سد داریان، و یک درخواست از مقام‌ها
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبر آنلاین بخوانید.

سد داریان، در حال ساخت

 

                     نمونه ا‌ی از جنگل‌های زاگرسی که در ساختگاه و زیر دریاچه‌ی سد نابود می‌شوند

 


 
آبگیری سد داریان ضروری است؟!
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت، با کمی تلخیص در همشهری امروز چاپ شده است.

 چندی پیش، استاندار کردستان از وزیر نیرو خواست که تا پیدا شدن راهی برای "نجات‌بخشی" کانی بل (چشمه‌ی بل) سد داریان آبگیری نشود. از سوی دیگر وزیر نیرو، به تازگی گفته است که «در سدسازی افراط کرده‌ایم». هر دوی این سخنان، در نظر دوستداران محیط زیست و توسعه‌ی پایدار، امیدبخش بوده است؛ پس از چند دهه ستایش از "مهار رودخانه‌ها" و حماسی قلمداد کردن طرح‌های سدسازی، اینک به نظر می‌آید که در این زمینه‌ نگرشی اعتدالی و معقول در میان مسوولان در حال شکل‌گیری است.

 سد داریان، بر روی رودخانه‌ی سیروان در منطقه‌ی اورامان استان کردستان در حال ساخت است. این سد، تا کنون سبب تخریب مستقیم صدها هکتار جنگل بلوط و بنه شده و صدها هکتار باغ و بخش‌هایی از چند روستا و محوطه‌هایی تاریخی را غرق خواهد کرد. سد داریان همچنین موجب تخریب‌های ثانویه‌ی جنگل‌های زاگرسی، به علت نیاز به احداث خانه و باغ و کشتزارهای جدید از سوی مالکان کنونی خواهد شد. همچنین راه‌های دسترسی به ساختگاه سد، رانش‌های ایجادشده،  و محوطه‌های تصرف شده‌ی جدید، باعث آسیب‌دیدگی باز هم بیشتر محیط زیست کوهستانی و حساس منطقه خواهد شد. و دیگر این که سد داریان، "کانی بل" را که چشمه‌ای است عظیم با آب‌دهی سالانه در حدود یکصد و پنجاه میلیون متر مکعب، در زیر یکصد متر آب دریاچه‌ی سد غرق خواهد کرد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حمایت از رودخانه‌ها، در دستور کار کوه‌نوردان
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

 شش هفت سال پیش، بحث درباره‌ی ضرورت حمایت از رودخانه‌ها در برابر سدسازی، فقط در محفل‌های کوچک طبیعت‌دوستان صورت می‌گرفت؛ حتی می‌توان گفت که نقد سیاست‌های مدیریت منابع آب در ایران، به نوعی، عبور از "خط قرمز" تلقی می‌شد! این بحث و  نقدها، تا حد زیادی در جمع‌های کوه‌نوردان طرفدار محیط زیست پا گرفت و به‌ویژه گروه دیده‌بان کوهستان با جدیت آن را دنبال کرد. خوشبختانه، آن پیگیری‌ها به آن‌جا رسیده است که امروزه وزیر نیرو می‌گوید در سدسازی افراط کرده‌ایم، و بسیاری از کارشناسان مشغول در شرکت‌های دولتی مدیریت آب هم ، کم و بیش به نقد سیاست‌های گذشته ورود کرده‌اند. در مجلس و "ستاد احیای دریاچه‌ی اورمیه" و صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها نیز مطالب زیادی در این زمینه بیان می‌شود.

 یادداشت زیر را به مناسبت "روز ملی حمایت از رودخانه‌ها در برابر سدسازی" به همشهری داده بودم که دیروز چاپ شد.

 

در روز 29/2/87 یکی از نخستین نشست‌های کارشناسانه و مردمی در نقد سدسازی‌های بی‌رویه که سبب تخریب کوهستان‌ها، رودخانه‌ها، تالاب‌ها، و موجب اختلال در زندگی صدها هزار انسان ذینفع در جریان طبیعی رودها شده، در تهران برگزار گردید. در چند سال گذشته، 29 اردیبهشت از سوی طبیعت‌دوستان و منتقدان سدسازی، به عنوان "روز ملی حمایت از رودخانه‌ها در برابر سد سازی" معرفی و فعالیت‌هایی به این مناسبت انجام شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به مناسبت 29 اردیبهشت، روز ملی حمایت از رودخانه‌ها
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

تراژدی دریاچه‌ی اورمیه، به نظر بسیاری از کارشناسان و ناظران دریاچه، نتیجه‌ی سد زدن بر رودخانه‌های ورودی به دریاچه بوده است؛ سدهایی که سازندگان آن مدعی بودند که "تامین آب" می‌کنند، اما یکی از بزرگ‌ترین بیابان‌زایی‌های معاصر را رقم زدند.

بازگردانی دریاچه‌ی اورمیه به وضع طبیعی، نیازمند مشارکت مردم محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد است. در این مورد یادداشتی با عنوان دریاچه‌ی اورمیه و ضرورت مشارکت مردمی نوشته‌ام که می‌توانید در خبر آنلاین بخوانید.


 
نشست آموزشی به مناسبت روز ملی حمایت از رودخانه‌ها در برابر سدسازی
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

در روز 29/2/87 به همت جمعی از معترضان به آب گیری سد سیوند، نشستی در تهران در نقد سدسازی‌های بی‌رویه که سبب تخریب کوهستان‌ها، رودخانه‌ها، تالاب‌ها، و موجب اختلال در زندگی صدها هزار انسان ذینفع در جریان طبیعی رودها شده، برگزار گردید. در چند سال گذشته، 29 اردیبهشت از سوی طبیعت‌دوستان و منتقدان سدسازی، به عنوان "روز ملی حمایت از رودخانه‌ها در برابر سد سازی" معرفی و فعالیت‌هایی به این مناسبت انجام شده است.

نشست هفتگی دکا (گروه دیده‌بان کوهستان) در روز دوشنبه 29 اردیبهشت، اختصاص به این موضوع دارد. در این نشست، عباس محمدی مدیر گروه دیده‌بان کوهستان و عضو "کارگروه احیای اکولوژیک دریاچه‌ی ارومیه" (زیرمجموعه‌ی "ستاد احیای دریاچه‌ی ارومیه") به بیان دلایل خود برای مخالفت با سدسازی‌های گسترده در کشور خواهد پرداخت. در این نشست، تنی چند از دیگر فعالان محیط زیست و منتقدان سیاست‌های مدیریت منابع آب نیز حضور خواهند داشت.

محل نشست: تهران- خ انقلاب، جنب لاله زار، شماره‌ی 590، واحد 12

از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر

علاقمندان می‌توانند جهت هماهنگی برای حضور در نشست، با ای میل زیر تماس بگیرند:

                                 iranmountainwatch@gmail.com 

 

 


 
برای دریاچه‌ی اورمیه نسخه های گران‌قیمت نپیچیم
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

فاطمه ظفرنژاد*- روزنامه‌ی ایران

احیای دریاچه ارومیه از لحظه آغاز به کار دولت یازدهم به یکی از اولویت های نخست مدیریت اجرایی کشور تبدیل شد. با اینکه برخی از کارشناسان به طور کلی نجات دریاچه را غیرممکن ارزیابی می کردند و گاه صحبت از این بود که باید باقی مانده دریاچه را هم خشکاند و با جمع آوری نمک صنعتی و مواد معدنی بستر آن را به پارک ملی ارومیه تبدیل کرد، دولت و سازمان حفاظت محیط زیست کمر همت به احیای دریاچه بست و نخستین گام نیز تشکیل «کارگروه نجات دریاچه ارومیه» بود. راهبری این کارگروه ویژه نیز عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت اصلاحات و تحصیلکرده کشاورزی دانشگاه ارومیه است که به طور مستقیم زیر نظر رئیس جمهوری فعالیت دارد تا جنبه های فرابخشی و فرا وزارتی کارگروه حفظ شود. با این همه هنوز بسیاری از پژوهشگران حوزه آب به ساختار کارگروه، برنامه ها یا اساساً امکان پذیر بودن احیای دریاچه ارومیه به دیده تردید می نگرند. اگرچه عیسی کلانتری در تازه ترین خبرها نیز اعلام کرد: بسته پیشنهادی احیای دریاچه ارومیه خردادماه سال جاری تقدیم دولت می شود و هنوز عملاً چیزی برای نقد روی میز نیست، روزنامه ایران از تضارب آرا و درج دیدگاه های کارشناسان و منتقدان استقبال می کند. نوشته پیش رو نیز به قلم فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر آب و توسعه پایدار با همین رویکرد منتشر می شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دریاچه‌ی اورمیه و یکی دو پرسش از باقرزاده کریمی
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

دوست پژوهشگرم کوشان مهران که یادداشت‌ها و مقاله‌های ارزنده‌ای در زمینه‌ی محیط زیست دارد، نکته‌ای را به من یادآور شده که مفید می‌دانم در این‌جا با کمی توضیح، مطرح شود؛ در تاریخ 30 اردیبهشت 1390 پایگاه خبری سبز پرس نوشت: «مسعود باقر زاده کریمی، کارشناس دفتر زیستگاه‌های سازمان محیط زیست معتقد است در هیچ دولتی مانند دولت کنونی چه از نظر قانون گذاری، چه اعتبارات تخصیص داده شده و چه اراده در اجرای مصوبات زیست محیطی، تا این اندازه به تالاب ها توجه نشده بود.» اما در اول اردیبهشت 93 پایگاه خبری دیده‌بان محیط زیست و حیات وحش ایران نوشت که عیسی کلانتری (دبیر "ستاد ملی احیای دریاچه‌ی ارومیه") گفته است که تنها هفت درصد از آب دریاچه ی اورمیه باقی مانده است

باقرزاده کریمی، در آن زمان گفته بود که دریاچه‌ی اورمیه به علت «خشکسالی های پیاپی ، کمبود بارش در چند سال اخیر ، و برداشت های بی رویه آب از منابع آبی دریاچه» در خطر است، اما اضافه کرده بود که «هم اکنون دریاچه‌ی ارومیه در وضعیت خوبی است و آبهایی که از ذوب شدن برف‌ها جاری شده به سمت دریاچه سرازیر شده‌اند و پیش‌بینی می‌کنیم آب قابل توجهی وارد این حوضه آبی شود.» در این سخن، باقرزاده کریمی از سه عامل تهدید کننده‌ی دریاچه، عامل‌های اول و دوم را طبیعت دانسته و عامل سوم را هم به شیوه‌ی "افعال مجهول" بی‌فاعل گذاشته و نگفته که چه کسانی به برداشت‌های بی‌رویه‌ی آب مجوز و امکان داده‌اند. در واقع، باقرزاده کریمی، نقش سوء مدیریت در منابع آب کشور را نادیده گرفته است و به همین دلیل، با خوش‌خیالی و رویکرد "تلطیف فاجعه" که ویژه‌ی مدیران دولتی ما است، ذوب شدن برف‌ها را پیش‌نشانه‌ی بهتر شدن وضع دریاچه عنوان کرده بود. اکنون که به تعبیری، "بزرگ‌ترین بیابان‌زایی قرن" در یکی از پر بارش‌ترین حوزه‌های آبخیز ایران شکل گرفته، لازم است آقای باقرزاده کریمی که همچنان معاون امور تالاب‌ها در سازمان حفاظت محیط زیست، از کارشناسان "برجسته"ی دولتی در موضوع تالاب‌ها، و یکی از کارشناسان مدعو در "ستاد احیای دریاچه‌ی ارومیه" هستند، بفرمایند که آیا بزرگ‌ترین تالاب ایران، در فاصله‌ی سه سال، از وضعیت رو به بهبودی مورد ادعای ایشان به وضعیت تمام‌فاجعه‌ی کنونی رسیده است؟!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوهستان شاهو و کانی بل، و خطر سد داریان
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

لطفا، سد داریان را متوقف کنید!

عملیات ساخت سد داریان، از سال 1388 بر روی رودخانه‌ی سیروان در منطقه‌ی اورامان استان کردستان آغاز شده است. کانی بل (که در زبان کردی به معنای "چشمه‌ی بل" است) و با آبگیری سد داریان غرق خواهد شد، در همین سال از سوی سازمان میراث فرهنگی به عنوان "اثر طبیعی ملی" اعلام شد! حتی، موضوع ثبت کانی بل به عنوان کوتاه‌ترین رودخانه‌ی جهان هم مطرح شد. البته، فقط این چشمه‌ی بسیار پر آب و زیبا و صاحب احترام در منطقه نیست که در زیر دریاچه‌ی سد غرق خواهد شد؛ حدود هزار هکتار جنگل و مرتع درجه‌ی یک، بخشی از روستای تاریخی هجیج (ثبت شده به عنوان "روستای نمونه‌ی گردشگری")، روستاهای تاریخی و سرسبز روار و نوین و سلین، تاسیسات آب معدنی و چند استخر پرورش ماهی هم نابود خواهند شد. همچنین، از آن‌جا که سد در منطقه‌ی حفاظت شده‌ی کوسالان و شاهو در دست ساخت است، آسیب جدی به یک‌پارچگی این منطقه، سرزندگی رودخانه، حیات گیاهی کنار رودخانه‌ای، و حیات وحش منطقه وارد خواهد شد. البته در مورد "حفاظت" منطقه، لازم به یادآوری است که اعلام این منطقه به عنوان حفاظت شده، در سال 1388 و توسط کمیسیون امور زیربنایی (جایگزین شورای عالی حفاظت محیط زیست، در دولت احمدی نژاد) بوده است، و به نظر می‌رسد که آن هم شبیه به اعلام کانی بل به عنوان اثر ملی، بیشتر در راستای علاقه‌ی دولت پیشین به "پیشرفت" های کمّیتی و روی کاغذ بوده است. چرا که در همان مصوبه‌ی اعلام منطقه به عنوان "حفاظت شده"، بر مجاز بودن اجرای طرح‌های مسکن و عملیات معدنی و نظامی و سد سازی و... اختیارات وزارت راه تاکید شده بود!

ساختگاه سد داریان- 1390


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دریاچه‌ی اورمیه، کردوانیسم، و ضرورت رویکرد احتیاط آمیز
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

آیا نظر دکتر کردوانی در این باره که باید بگذاریم دریاچه‌ی اورمیه خشک شود، در خور اعتنا است؟ پیش از آن که در این مورد چیزی بگویم، خواننده‌ی علاقمند را به خواندن مقاله‌ای که در حدود دو سال پیش با عنوان در نقد دکتر کردوانی(1) نوشته‌ام، دعوت می‌کنم. در این‌جا فقط چند جمله‌ی آغازین از آن نوشته را نقل می‌کنم:

«... قصد دارم نشان دهم که گاه چگونه ممکن است فقط شنیدن نام یک استاد یا پیش‌کسوت، بدون دقت در نوشته‌ها و کارنامه‌ی او، القا کند که گفته‌های او درست‌ اند! از سوی دیگر می‌خواهم بگویم که استادان دانشگاه و دیگر کارشناسان هم جزئی از جامعه هستند و ممکن است که تحت تاثیر منافع شخصی، اثر سوء ستایش‌های بی‌مورد، دور ماندگی از پژوهش، نداشتن روحیه‌ی نقادی [و نقد‌پذیری]، و عوامل دیگر، واقعیت‌ها را به گونه‌ی دلخواه خود تفسیر کنند یا در تشخیص پاره‌ای از مساله‌های روشن اشتباه کنند.»

شماری از کنشگران محیط زیست کشور، درباره‌ی اشتباه‌های بزرگ کردوانی در خصوص دریاچه‌ی اورمیه نوشته‌هایی دارند که به نظرم تا حد زیادی گویا هستند و خواننده‌ی این یادداشت را به آن‌ها ارجاع می‌دهم(2). اما گله‌ای هم دارم از دوستان رسانه‌ای که چرا بسیاری مواقع طوطی‌وار، لقب‌هایی مانند "پدر علم کویرشناسی" و "کارشناس محیط زیست" را به کردوانی می‌دهند، بی آن که یک جستجوی ساده کرده باشند که آیا به‌راستی ایشان شایسته‌ی چنین عنوان‌هایی هستند؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در آستانه نه، در دل بحران ‌آب نشسته‌ایم!
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

دوم فروردین (22 مارچ) را سازمان ملل "روز جهانی آب" نامیده است. 14 مارچ هم از سوی سازمان‌های مردمی جهان (منتقدان سدسازی، هوادران حقوق جامعه‌های محلی، و صاحب‌نظران آزاد) به عنوان "روز جهانی اقدام برای رودخانه‌ها" نامیده شده است.

در روز 24 اسفند، دکتر حسین آخانی استاد گیاه‌شناسی دانشگاه تهران و فعال محیط زیست، مهندس محمد درویش مدیر کل آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست، و من با دعوت خبرآنلاین در "کافه خبر" این خبرگزاری به بررسی مسایل آب و محیط زیست ایران پرداختیم. بخشی از گفتگوی ما را می‌توانید در تارنمای خبرآنلاین بخوانید.

 


 
کوه آسمانی بهرآسمان؛ هدف زمینیان آزمند
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبر آنلاین

این، یادداشتی است در نکوداشت "روز جهانی اقدام برای رودخانه‌ها" (14 مارچ/ 24 اسفند)، و در حمایت از کوهستان بهرآسمان که یکی از سرچشمه‌های هلیل‌رود کرمان است.

 امیدوارم که چنین نباشد، اما نشانه‌هایی به چشم می‌خورد که گویا عده‌ای خواهان "دولت درمانده" در ایران هستند یا شاید که ندانسته، در جهت پدیداری چنین دولتی گام بر می‌دارند. اصطلاح دولت درمانده یا بی‌اقتدار، اشاره به حکومت‌هایی دارد که نمی‌توانند رفاه حداقلی را برای اکثریت جمعیت فراهم سازند، در حوزه‌ی آن‌ها ثروت یک بخش کوچک به شکلی سرطانی رشد می‌کند، بیشینه‌ی جمعیت رو به فقر می‌رود، فساد اقتصادی رشد می‌کند، "خستگی جمعیتی" نمود می‌یابد، سرمایه‌گذاری خارجی کاهش و بیکاری افزایش می‌یابد، جنگل‌ها و مراتع و کشتزارها پیوسته تخریب می‌شوند، و اقتدار دولت در اعمال قانون بر ضد تخریب‌گران محیط زیست از میان می‌رود(1).

 دولت‌ بی‌اقتدار، لزوما دولتی ضعیف و فقیر مانند افغانستان و هاییتی، یا دولتی فروپاشیده مانند سومالی نیست؛ ممکن است دولتی ثروتمند مانند عربستان، یا دولتی اتمی مانند پاکستان، و حتی یک ابرقدرت پیشین مانند روسیه باشد. دولت بی‌اقتدار، همچنین یک شیوه‌ی حاکمیت در برابر دولت اقندار گرا (توتالیتر) نیست و در نتیجه به هیچ وجه نمی‌توان رگه‌ی مثبتی از توزیع قدرت در آن یافت. سرزمینی که از "آستانه‌های طبیعت" خود فراتر رفته باشد، و از منابع آب و خاک خویش به گونه‌ای بهره‌برداری کند که جبران کسری‌های آن ناممکن شود، یک دولت بی‌اقتدار است. همچنین، حکومتی که بخشنامه و قانون و مقررات وضع کند، اما نتواند آن‌ها را به اجرا بگذارد یا گروه‌های خاصی بر ضد آن‌ها رفتار کنند، نیز دولتی بی‌اقتدار است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
رودها در دست ما هستند
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : محمود بهادری

سازمان جهانی رودخانه‌ها، امسال طرحی را با عنوان «رودها در دست ما هستند» مطرح کرده و از علاقمندان خواسته است که شعاری با موضوع های مرتبط با حفاظت رودها در کف دست خود بنویسند، عکسی از آن بگیرند  و بفرستند.

ما در روزی که به هملون رفته بودیم، از رودخانه جاجرود عکس گرفتیم و روی پل مشرف به رودخانه جاجرود، از جمله‌هایی که پس از بازدید رودخانه الهام شد و کف دست‌ نوشتیم، عکس گرفتیم. رودخانه جاجرود حدود 30 درصد از آب شرب شهر تهران را تامین می‌کند. این رودخانه به سد لتیان می‌ریزد و متاسفانه در معرض انواع تجاوز و آلودگی قرار گرفته است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز اقدام برای رودخانه‌ها
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

 24 اسفند (14 مارچ) روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها گرامی باد!

 تلاشی برای افزایش آگاهی عمومی و بهبود نظارت بر رودخانه‌ها

 انجمن کوه‌نوردان ایران (دفتر قائمشهر) با همکاری شهرداری و شورای شهر شهرستان سوادکوه شمالی (شیرگاه) و با حضور علاقمندان و فعالان محیط زیست سوادکوه برگزار می کند:

 پاک‌سازی حاشیه‌ی رودخانه‌ی تِلار و رودخانه‌ی کسیلیان شیرگاه

جمعه 23 اسفند 92

International Day of Action for River

 Rivers Are in Our Hands

 http://www.internationalrivers.org/

نقشه‌ی کشورهای مشارکت کننده در فعالیت‌های این روز را می‌توانید در اینجا ببینید.

  


 
دریاچه‌ی اورمیه، و پیچیده‌سازی یک واقعیت ساده!
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا درباره‌ی دریاجه‌ی اورمیه می‌توانید در خبر آنلاین بخوانید.


 
آقای روحانی، شما به کدام دانشگاهی گوش می کنید؟
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

دکتر آخانی- خبر آنلاین

اخیرا ریاست محترم جمهوری خواسته اند که دانشگاهیان در امور کشور و بخصوص توافقات هسته ای اظهار نظر کنند. واقعیت نشان می دهد که دایره تصمیم گیران دولتی، صرف نظر از اینکه چه دولتی سر کار است، بسیار محدود بوده و اغلب آنهایی که نگاه غیر پایدار به توسعه دارند و باعث تخریب محیط زیست می شوند، به مراکز تصمیم گیری نزدیکترند و نظر آنها به کرسی می نشیند. نمونه این نگاه را می توان در سد سازی، جاده سازی و خودرو سازی دید که همه آنها بلایی به سر محیط زیست کشور آورده اند که سلامت و حتی امنیت کشور را به خطر انداخته اند. با این وجود بازهم صداهایی که از ریاست جمهوری می شنویم در جهت ادامه همان سیاست غلط و ناپایدار است. امید است ریاست محترم جمهوری با تغییر اساسی در نگاه خود به توسعه کاری کنند که ما و تاریخ ما را از امید به تدبیر در اصلاح امور مایوس نکنند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
14 مارس / 24 اسفند، روزجهانی اقدام برای رودخانه‌ها
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

24 اسفند نزدیک می‌شود، و برنامه‌هایی مانند پاک‌سازی رودخانه، برگزاری کارگاه آموزش محیط زیست، تظاهرات، قایق‌رانی، کار رسانه‌ای در معرفی ارزش‌ زیست‌بومی رودخانه‌های سالم و آسیب‌های ناشی از دستکاری در سامانه‌ی طبیعی رودها (سد سازی و...) در حال شکل‌گیری است.

سازمان  جهانی رودخانه‌ها از طبیعت‌دوستان و علاقمندان به زیست پایدار درخواست کرده است که برنامه‌های کاری خود به مناسبت این روز را با تارنمای زیر در میان بگذارند:

http://bit.ly/DayofAction4Rivers2014

 این سازمان، امسال طرحی را با عنوان «رودها در دست ما هستند» مطرح کرده و از علاقمندان خواسته است که شعاری با موضوع های مرتبط با حفاظت رودها در کف دست خود بنویسند، عکسی از آن بگیرند  و به نشانی dayofaction@internationalrivers.org بفرستند تا در روز 14 مارس، ترتیب یک نمایش اسلاید را از این عکس‌ها بدهند.

کارهای دیگری که می‌توان به مناسبت روز جهانی اقدام برای رودخانه‌ها انجام داد:

  • پاک‌سازی بخشی از یک رودخانه، فیلم‌برداری، قایق‌رانی، برگزاری همایش، یا پیاده‌روی در امتداد یک رودخانه
  • برگزاری یک تجمع اعتراض به طرح‌های مخرب رودخانه‌ها، برگزاری برنامه‌ی آموزش و آگاه سازی مردم از منافع انرژی‌های واقعا پایدار (در مقابل انرژی حاصل از سدسازی)
  • سازمان‌دهی یک کارزار (کمپین) نامه‌نگاری به مقام‌های رسمی برای حفاظت از یک رودخانه

The Sandy River in Oregon

 


 
باز هم درباره‌ی سد هراز یا منگل
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۸ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

"نقل و نبات" سد اگر بر سر خودی ببارد، خوب است!

در یادداشت 1 دی نوشتم که اصلی‌ترین عامل موثر در نابودی یا تخریب تالاب‌های ایران، سدها هستند که آب را بر روی این پهنه‌های شگفت‌آور و ارزشمند بسته‌ یا به کمینه رسانده‌اند. در آن یادداشت همچنین، به عنوان یک مطالعه‌ی موردی، اشاره کردم به سد هراز که هم‌اینک در مراحل نخستین ساخت است و مانند بیشتر سدهای دیگر، اشکال‌های اساسی دارد: نادیده گرفتن رودخانه به عنوان یک کلیت یا یک سامانه‌ی زنده، دروغ‌پردازی یا اغراق در میزان آورد سالانه‌ی آب، ایجاد یا تشدید اختلاف‌های منطقه‌ای بر سر آب، پنهان‌سازی یا نادیده گرفتن زیان‌های جانبی سد، و متاثر بودن برنامه‌ی سد سازی از منافع سیاسی. در بخش پایانی یادداشت گفتم که مدیران بابلی، ایرادهای مهم (و درستی) را به پروژه‌ی ساخت سد منگل وارد دانستند، و چنین بود که پروژه‌ی جایگزینی به نام سد بلیران را مطرح کردند.

شرکت مشاور مطالعات سد بلیران اعلام کرد که این منطقه به علت آن که جمعیت کمی دارد و بر اثر ساخت سد، روستا و زمین کشاورزی و تاسیسات کم‌تری به زیر آب می رود، برای مهار آب رودخانه‌ی هراز مناسب‌تر است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سدها؛ آب برای کشور، یا نان برای خواص؟! با نگاهی به سد منگل
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

این مقاله را به خبر آنلاین داده بودم که با کمی تغییر در آن درج شده است. این مطلب، ادامه دارد... .

 چند هفته‌ای بیشتر به روز جهانی تالاب‌ها (سوم فوریه/ 13 بهمن) نمانده است؛ کنوانسیون جهانی حفاظت تالاب‌ها، با نام ایران (شهر رامسر) شناخته می‌شود، اما تمامی تالاب‌های بزرگ ایران یا خشک شده‌اند یا در وضعیت بسیار وخیمی هستند. به جرات می‌توان گفت که اصلی‌ترین عامل موثر در نابودی یا تخریب تالاب‌های ایران، سدها هستند که آب را بر روی این پهنه‌های شگفت‌آور و ارزشمند بسته‌اند یا به کمینه رسانده‌اند. برای مثال، تالاب هورالهویزه با ساخت سد بر رودخانه‌های دجله و فرات و کرخه (در ترکیه و عراق و ایران)؛ تالاب هامون سیستان با ساخت سد بر روی هیرمند (در افغانستان)؛ مجموعه‌ی تالاب‌ها و دریاچه‌ی اورمیه با ساخت چندین سد بر روی رودخانه‌های ورودی به آن دریاچه؛ تالاب گاوخونی با ساخت سد بر روی زاینده‌رود؛ و تالاب جازموریان با ساخت سد بر روی رود جیرفت خشک شده یا آسیب‌های جبران ناپذیر دیده‌اند.

 سد منگل که امروزه با نام سد هراز در دست ساخت است، و یقینا به تالاب‌های مصب این رود آسیب سنگین خواهد زد، مانند بیشتر طرح‌های سدسازی، از چند جنبه اشکال دارد:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید