پیروزی‌های محیط زیستی
ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ روز ۸ آبان ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

بسیار پیش می‌آید که کنشگران محیط زیست در جمع‌های خودشان یا در گفتگو با دیگران، با این پرسش روبرو می‌شوند که «چه فایده؟!» یا «این همه گلو پاره کردن و دوندگی چه نتیجه‌ای داشته است؟!» واقعیت این است که بیشتر خبرها و گزارش‌های مربوط به محیط زیست (به طور کلی در جهان، و به‌ویژه در کشور ما) خبرهای بد و آزارنده هستند. در حالی که خود محیط زیست، یعنی طبیعت، زیباترین و باشکوه‌ترین پدیده ای است که انسان می‌تواند به آن دست یابد، و انتظار می‌رود که هر گاه گفتگویی از محیط زیست می‌شود، روان آدمی خوش گردد. از این‌رو جا دارد که گاه در بحث‌های محیط زیستی، از دستاوردها و موفقیت‌های این جنبش هم یاد شود.

همه‌ی انسان‌ها طبیعت را دوست دارند، اما ثروت و قدرت را نیز بسیار خوش می‌دارند و میل به تصرف مال در ایشان بس نیرومند است. در سامانه‌ای که امروزه بر جهان حاکم است، یعنی در سامانه‌ی سرمایه‌داری، به دست آوردن پول (که شرط اصلی سلطه است) چنان تبلیغ و تقدیس شده که تقریبا همگان می‌پندارند که مهم‌ترین کاری که باید در زندگی به انجام رسانند، گرد آوردن هرچه بیشتر مال شخصی  است. چنین است که انواع ستم‌ها بر اشخاص ضعیف و بر طبیعت روا می‌رود، و از این رو دوره‌ی کوتاه سرمایه‌داری (کوتاه، به نسبت کل تاریخ تمدن) بدترین دوره برای زمین نه تنها در تاریخ حیات انسان، بلکه شاید یکی از بدترین‌ها در کل تاریخ این سیاره بوده است.

اقتصاد کشور ما نیز در دنباله‌روی از سیاست مسلط بر جهان، از هیچ‌گونه بهره‌کشی از طبیعت کوتاهی نمی‌کند و حتی برای بسیاری از ظواهر که در جهان سرمایه‌داری پیشرفته با هدف خاموش نگاه داشتن مردم رعایت ‌می‌شود، ارزشی قایل نیست. برای مثال، در ایران ریختن پساب تصفیه‌ نشده‌ی کارخانه‌ها به چاه یا رودخانه و دریا، و یا تفکیک نکردن زباله‌ها و ریخت و پاش آن در طبیعت، رویه‌ای متداول است.

آن‌چه که می‌تواند این سامانه‌ی آزمند و بی‌ترحم را وادار به عقب‌نشینی یا اصلاح کند، جنبش مردمی و مطالبه‌ی پیگیرانه‌ی حقوق محیط زیستی است. در هر جای جهان که وضع محیط زیست بهتر است (جز جاهایی که پای بشر متمدن کم‌تر به آن باز شده) کوشش مردم و دفاع از حقوق انسانی در کار بوده است. در کشور ما هم افزایش حساسیت به مسایل محیط زیستی، و وارد شدن موضوع محیط زیست در ادبیات مدیران دولتی، تا حد زیادی مرهون کنش‌های داوطلبانه‌ی سازمان‌های مردمی بوده است. همچنین می‌توان گفت هر گاه که مردم به طور جدی در برابر یک طرح یا اقدام ضدمحیط زیست ایستادگی کرده اند، به پیروزی نسبی دست یافته اند.

برای آن که مشخص شود کنش محیط زیستی و مطالبه در این زمینه بی‌فایده نیست، در زیر به چند مورد موفقیت در زمینه‌ی خواست‌های محیط زیستی که در دهه‌ی گذشته رخ داده اشاره می‌کنم:

 

* مطالعات سدّی که امروزه با نام سد هراز در نزدیکی شهر آمل بر روی رودخانه‌ی هراز در دست ساخت است، از سال 1365 آغاز شد و در دهه‌ی 70 موضوع اختلاف میان مسوولان دو شهرستان آمل و بابل شد؛ بابلی‌ها خواستار اجرای سد در دره‌ی بلیران، و آملی‌ها خواهان ساخته شدن سد در دره‌ی اصلی هراز و منطقه‌ای به نام منگل بودند. از اوایل دهه‌ی هشتاد، شورای شهر آمل، شوراهای روستایی منطقه‌ی آمل و محمود آباد و نور، و سازمان‌های مردمی مدافع محیط زیست شروع به نامه‌نگاری با مجلس و وزیر نیرو و سازمان محیط زیست، و همچنین کار رسانه‌ای سنگین در مخالفت با سد بلیران کردند. در آخر قرار شد که سد در دره‌ی اصلی هراز ساخته شود، اما مخالفت‌هایی که اداره‌ی کل منابع طبیعی استان مازندران و دیگر مقام‌های آمل و بابل، شوراهای روستایی دو منطقه‌ی بلیران و منگل، و طبیعت‌دوستان هر دو منطقه (هرکدام با انگیزه‌های متفاوت) نشان داده و در جریان آن موضوع نابودی بخش‌هایی از جنگل را پیش کشیده بودند، قضیه را به یک چالش محیط زیستی بدل کرد. نتیجه‌ی به‌نسبت مناسبی که (عمدتا با پیگیری سمن‌ها و افراد مدافع طبیعت) به دست آمد، این بود که ساختگاه سدُ به چند کیلومتر بالاتر از منگل منتقل شد که در نتیجه، مساحت کم‌تری از جنگل‌های هیرکانی تخریب و غرق خواهد شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محرمی محیط‌ زیستی‌تر
ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

عزاداری‌های محرمِ امسال، به شکل کم‌سابقه‌ای (نسبت به سال‌های پیش) با معیارهای محیط‌ زیستی هماهنگ‌ بود. بدیهی است که می‌توان به انبوه زباله‌های رهاشده در خیابان‌ها، و ریخت و پاش غذاهای نذری و مانند این‌ها هم اشاره کرد و گفت که وضع خراب بوده است! اما، اگر بخش مثبت ماجرا را ببینیم، امیدوارکننده است؛ خود من در چند نقطه‌ از شهر تهران دیدم که در اطراف چادرهای پخش نذری و تکیه‌ها، یا زباله‌ای نیست یا به‌سرعت جمع می‌شود.

در تهران، گروه‌های داوطلب ازجمله موسسه‌ی کوهستان سبز به مدیریت مردِ خستگی‌ناپذیر مبارزه با ظرف‌های یک‌بارمصرف، حسین عبیری گلپایگانی، موضوع جدید «نذرهای محیط زیستی» را مطرح کردند که هدف آن جذب کمک‌های مردمی برای کمک به حیات وحش و حفاظت از طبیعت است. در قم چند داوطلب با حمل شعار «در نذرهایمان از ظرف یک‌بارمصرف کم‌تر استفاده کنیم» به عزاداری پرداختند. در خرم‌آباد، سنت روشن کردن آتش با چوب درختان جای خود را به آتش مشعل‌های گازی داد. در اصفهان، شخص شهردار و گروه رفتگران طبیعت به جمع‌آوری زباله‌های شهر پرداختند که این امر مورد توجه خاص گردشگران خارجی هم قرار گرفت. در ساری، انجمن مهرورزان و دفتر نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران، به تبلیغ استفاده از ظرف‌های دایمی به جای ظرف‌های دورانداختنی پرداختند و همچنین برای یک تکیه سفره‌ی پارچه‌ای خریدند تا از سفره‌های نایلونی استفاده نکنند. در تبریز، خانه‌ی محیط زیست که به همت سازمان‌های مردم‌نهاد تاسیس شده، به پاک‌سازی چند خیابان از ظرف‌های رهاشده پرداختند. در رشت، اعضای موسسه‌ی سرزمین ایده‌آل ما به شکلی موثر به پاک‌سازی و تبلیغِ نریختن زباله در شهر اقدام کردند. در کاشان، جمعیت کویر سبز کاشان و در رفسنجان هم کانون صبح کویر رفسنجان به پاک‌سازی خیابان‌ها پرداختند.تا جایی که من خبر دارم، در شهرهای دیگری مانند رامهرمز، کاشمر، کرمانشاه، کنگاور، سیرجان، بافق هم برنامه‌های پاک‌سازی و تبلیغ استفاده نکردن از ظرف‌های دورانداختنی اجرا شده است.

آگاهی محیط زیستی روز به روز در کشور افزایش می‌یابد؛ امروزه در ایران، مطالبه‌های محیط زیستی بدل به یک جنبش اجتماعی شده و نُمودهای این جنبش را در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی می‌توان دید. طبیعی است که مراسم محرم، با ریشه‌ی عمیقی که در جامعه دارد، نمی‌تواند از این حرکت برکنار باشد. یادآور می‌شوم که ابعاد گوناگون فرهنگ ما، از جمله عزاداری‌های محرم، پیوند ژرفی با عناصر طبیعت (این نشانه‌های بی‌مانند آفرینش) دارد. به عنوان فقط یک مثال، می‌توان به «علامت»هایی که در دسته‌های عزاداری حمل می‌شود اشاره کرد که بر آن‌ها نمادهایی به شکل گوزن، کبوتر، شانه‌به‌سر، شیر، کَل، قوچ، طاووس، و دیگر پدیده‌های طبیعی قرار دارد. می‌توان گفت که وابستگی روح ایرانی به طبیعت به‌قدری زیاد است که موجودات  آن‌، در کنار مقدس‌ترین چهره‌ها و آیت‌ها جای دارند.


 
پوست پلنگ ایرانی در بازار دوبی
ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران و عباس محمدی- خبرآنلاین


نشانه‌ای از افت محیط زیست ما

حیات وحش و طبیعت ایران بیش از هر چیز از دست‌کاری شدید و مخرب انسانی آسیب دیده و رو به تباهی می‌رود. به نظر می‌رسد که در کشور ما خیلی چیزها بدل به پروژه‌هایی شده اند که خودِ اجرا، و نه هدف آن‌ها، مهم است و پروژه‌بازی اسباب تفاخر یا کسب و کار مدیران و کارگزاران شده است. انبوه طرح‌های راه‌سازی، سدسازی، کشیدن خط‌های انتقال نفت و گاز که مدیران ارشد کشور فرمان آن‌ها را بی هیچ ملاحظه‌ی زیست‌محیطی می‌دهند، در کنار بی‌شمار فعالیت‌های خانه و ویلاسازی، باغ سازی به همراه دیوارکشی، دام‌داری بی‌رویه در کوه و دشت، تصرف چشمه‌ها و رواناب‌ها، و شکار که توسط توده‌ی مردم انجام می‌شود و تقریبا به‌تمامی بی کم‌ترین نگاه به «زیست پایدار» صورت می‌گیرد، کشور را بدل به  کارگاه انواع پروژه‌های ناپایدار کرده است. در این «کارگاه» بزرگ، لزوم یک‌پارچگی و به هم پیوسته بودن زیست‌بوم‌ها، و حتی ضرورت دست‌نخورده ماندن بخش‌هایی از سرزمین برای بهره‌مندی انسان‌ امروز و نسل‌های فردا از چشم‌اندازهای طبیعی، فراموش شده است.

چه چیز سبب این شلختگی فراگیر در حفظ آب و خاک شده است؟ چگونه است که مردمی با چنین علاقه به طبیعت که هر تعطیلی (از عید و عزا و ...) را، حتی در این شرایط سخت اقتصادی، فرصتی می‌دانند برای رفتن به دامن صحرا، در عمل تمامی پهنه‌ی سرزمین مادری را پاره‌پاره و زخمی ساخته اند؟ می‌توان مهم‌ترین علت این پدیده را بی‌اعتنایی به قانون دانست. البته این وضع را نباید «بی‌قانونی» خواند، چرا که ما از چند دهه پیش قانون‌ها و مقررات خوبی ناظر بر حفظ طبیعت داشته‌ ایم، اما به‌تدریج اقتدار قانون در کشورمان رنگ باخته است.

نیم سده پیش، در ماهنامه‌ی «شکار و طبیعت» (مهر ماه 1343) آمده است:



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دفاع از خاک میهن، و مساله‌ی محیط زیست
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

«هفته‌ی دفاع مقدس» فرصتی است برای یادکرد از فداکاری‌ها و جان‌فشانی‌ها در راه حفظ خاک میهن در برابر تهاجم دشمن خارجی. در عین حال خوب است که در چنین مناسبت‌هایی، نگاهی هم داشته باشیم به رفتار خویش با آب و خاک سرزمینی که در درازنای تاریخ، سرپناه و خوراک و اسباب شادمانی را با گشاده‌دستی به ما ارزانی داشته است.

تجربه‌ی زیست‌شناختی و تاریخی نشان داده که یک جامعه به طور معمول می‌تواند در برابر تهاجم بیرونی، جمعیت و قلمرو یا هویت و همبستگی خود را حفظ کند، اما، زوال قطعی آن بیشتر ناشی از ضعف درونی و تحلیل رفتن فضای زیستی است. در چند دهه‌ی اخیر، و به‌ویژه در ده سال گذشته، حیات جامعه‌ی ایرانی به شدت و به گونه‌ی نگران‌کننده‌ای وابسته به مصرف داشته‌های طبیعی و به تحلیل بردن آن‌ها بوده است. اگر سه عنصر اصلی برای ادامه‌ی زیست را هوا و آب و خاک بدانیم، در هر سه مورد ما به مسرفانه‌ترین شکل، مصرف‌کننده‌ یا هدردهنده‌ بوده ایم.

در مورد هوا، شهرهای بزرگ‌مان را با مصرف بی‌رویه‌ی سوخت و با ایجاد شرایط تولید ریزگرد (یا بی‌اعتنایی مزمن به عوامل خارجی تولیدکننده‌ی آن)، رکورددار جهان کرده ایم(1). در مصرف آب، چنان بی‌پروا بوده ایم که امروز تقریبا همه‌ی کارشناسان و مردم عادی به این نتیجه رسیده اند که روزگار بسیار سختی در پیش داریم(2). در مورد خاک هم مشاهده‌ی میدانی، اظهار نظر کارشناسان، و آمارها، نشانگر فرسایش (یعنی از دست رفتن) خاک میهن به بالاترین نرخ است(3).

در این‌جا، و به مناسبت روزهای بزرگداشت دفاع از خاک کشور، یک مشاهده‌ از صدها مورد تجربه‌ی عینی خودم را که مشابه آن را در سراسر کشور می‌توان دید، بیان می‌کنم: در روزهای 26 تا 28 شهریور (همین یک هفته پیش) در کوهستان دماوند بودم. دماوند، چند صد متر از دومین قله‌ی بلند کشور، بلندتر است و فرازمندترین کوه کشور و به‌نوعی نماد سرزمین ما به شمار می‌رود. از این‌رو، دماوند در کانون توجه همگان، به‌ویژه کوه‌نوردان و طرفداران محیط زیست است، و به دلیل نزدیکی با دو استان مهم مازندران و تهران، لابد در بهترین شرایط مدیریتی نسبت به دیگر کوهستان‌های کشور قرار دارد. اما، مدیریت منابع طبیعی و آبخیزهای دماوند فاجعه‌بار است؛ طبق آن‌چه که اداره‌ی منابع طبیعی منطقه تعیین کرده، چرای دام باید پیش از پانزدهم شهریور در دامنه‌های دماوند متوقف شود. اما در همان روزهای یادشده (و تا امروز) گله‌های گوسفند و بز که بسیار بیشتر از ظرفیت مرتع هم هستند، در منطقه به سر می‌برند. این‌گونه بهره‌برداری که زودتر از موعد (15 خرداد) نیز شروع شده، موجب نابودی بخش عظیمی از ذخیره‌ی گیاهی منطقه و تبدیل دامنه‌های سبز به شیب‌های سست و آماده‌ی رانش و فرسایش شده است. همچنین حضور چوپانانی که کم‌ترین آشنایی با اصول مرتع‌داری ندارند، سبب آتش‌سوزی‌های مکرر مراتع می‌شود که یک مورد گسترده‌ی آن مربوط به حدود ده روز پیش است.

به نظر من، بزرگ‌ترین چالش محیط زیستی کشور (یعنی بزرگ‌ترین عامل تهدیدکننده‌ی حیات در سرزمین ایران) فرسایش خاک است. کارشناسان وزارت نیرو، این متولیان خودخوانده‌ی آب کشور، مرتبا از ضرورت «فرهنگ‌سازی» برای صرفه‌جویی در مصرف آب سخن می‌گویند، اما اساسا اشاره هم نمی‌کنند که تولیدکننده و نگاه‌دارنده‌ی ذخیره‌های آبی کشور، کوه‌هایی هستند که زیر فشار عامل‌های فرساینده مانند چرای دام، راه‌سازی‌های بی‌رویه، سدسازی‌های غیرضروری، معدن‌کاوی‌ها، و جنگل‌زدایی‌ها در حال تخریب شدید هستند.

ضمن تاکید بر ضرورت احساس مسوولیت فردی در استفاده‌ی درست از آب، معتقدم که عامل اصلی در بروز مشکل آب، مدیریت غلط خاک و آب کشور است. آن‌چه که در دماوند دیده می‌شود، با شدتی بیشتر در کوهستان‌های دورافتاده‌تر مانند زردکوه و دنا که سرچشمه‌ی بزرگ‌ترین رودخانه‌های کشور هستند، در جریان است. خاک کشور، در حال از دست رفتن است؛ چاره‌ی کار نگاه انتقادی به گذشته و تجدید نظر اساسی در مدیریت خاک و آب است.

پی‌نوشت

1) چند سال است که اهواز جزو آلوده‌ترین شهرهای جهان رده‌بندی می‌شود (از جمله، می‌توان نگاه کرد به تارنمای مهر 15/11/1393). در تولید گازهای گلخانه‌ای هم با آن که کشور ما جزو اقتصادهای بزرگ جهان نیست، در رده‌ی هفتم جهان قرار داریم (باشگاه خبرنگاران جوان 25/9/1394)

2) عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی و رییس «ستاد احیای دریاچه‌ی ارومیه» چندین بار این مضمون را بیان کرده است که «غیر از ایران هیچ کشوری در دنیا بالای ۹۰ درصد از آب‌های تجدیدپذیر استفاده نمی‌کند، و این در حالی است که در منابع سازمان ملل به صراحت اعلام شده کشورهایی که بیش از ۴۰ درصد از منابع آب‌های تجدیدپذیر استفاده می‌کنند با خطرات عظیم زیست‌محیطی روبرو می‌شوند». (خبرگزاری مهر 11/3/1395)

3) میزان فرسایش خاک در ایران، به گفته‌ی شماری از کارشناسان، رتبه‌ی اول را در جهان دارد (برای مثال، نگاه کنید به: تارنمای الف 22/2/1388) یا به هرحال آن را چندین برابر متوسط جهانی می‌دانند (برای مثال: تارنمای مشرق‌نیوز 21/9/1394)


 
کمّیت و کیفیت در برنامه‌های محیط زیستی دولت
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

از آن‌جا که گویا در کشور ما، بر منتقدان واجب است که حتما(!) نکته‌های مثبت طرفِ نقد را هم بیان کنند، در ابتدای این نوشتار، من در مقام یک کنشگر محیط زیست که اصولا دیدگاه منتقدانه داشته و دارم، گواهی می‌دهم که نقطه‌نظرهای دولت روحانی نسبت به موضوع حیاتی محیط زیست مثبت و در مقایسه با نگاه دولت‌های چند دهه‌ی گذشته، بی‌مانند بوده است؛ چنان‌که می‌بینیم امروزه بحث محیط زیست، در میان مسوولان اجرایی و دیگر بخش‌های حاکمیت بسیار بیشتر از گذشته مطرح است. از سوی دیگر اما، بدبهی است که کار ما کنشگران غیردولتی، ردیف کردن دستاوردهای دولت نیست، چرا که خودشان در این مورد آمار و اطلاعات بیشتر، و سخنگاه‌های بهتر دارند. کار ما این است که به کم و کاستی‌ها اشاره کنیم تا شاید از این رهگذر، اگر درست سخن گفته باشیم، چیزی اصلاح شود.

 

آمارها، همیشه نشانگر کیفیت نیستند

صِرف دادن آمار و ارقام، که در مناسبت‌های رسمی متداول است، نمی‌تواند نشانه‌ی تغییر مثبت کیفی در موضوع مورد بحث باشد. در مورد محیط زیست، این قضیه بیشتر صدق می‌کند: ممکن است به‌تازگی چند صدهزار هکتار از خاک کشور را به عنوان منطقه‌ای باارزش جهانی به ثبت رسانده باشند (بیابان لوت) اما هیچ اقدامی برای حفظ جلوه‌های زیستی و جغرافیایی آن صورت نگرفته باشد و حتی برعکس، آن‌جا محل شدآمد (ترافیک) انواع خودروهای آفرود و غیر آفرود شده باشد؛ ممکن است بودجه‌ی بی‌سابقه‌ای برای «احیا»ی دریاچه‌ی اورمیه اختصاص داده باشند، اما برای رسیدن به این هدف همچنان تاکید بر راه‌حل‌های سازه‌ای (انتقال آب از رودخانه‌ی زاب در بیرون از حوزه‌ی اورمیه، عملیات مکانیکی در بستر رودخانه‌های زرینه‌رود و سیمینه‌رود، و...) باشد؛ ممکن است ضرورت «پیوست‌های محیط زیستی» برای طرج‌های عمرانی به رسمیت شناخته شده باشد و شمار بیشتری از پروژه‌ها هم مجوز ارزیابی زیست‌محیطی گرفته باشند، اما باز هم پروژه‌هایی که در ضدیت با محیط زیست هستند، موفق به گرفتن این مجوزها شده باشند و یا بدون این مجوزها کلید خورده باشند (سد شفارود، انتقال آب از هلیل‌رود و...). این‌ها تنها چند نمونه از کارهای کمّیتی هستند که دالّ بر بهبود کیفی نیستند.

منظور از «بهبود کیفی» این است که مثلا آلودگی هوا یا فرسایش خاک به طورکلی کم‌تر شده باشد، وضع منابع آب زیرزمینی (با استفاده‌ی درست‌تر از آن‌ها) بهبود یافته باشد، دست‌اندازی به جنگل‌ها کم‌تر شده باشد، چَرای مفرط و ویرانگر دام کم‌تر شده باشد، مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌های مربوط به انتقال آب یا هر اقدام دیگری که محیط زیست را به‌شدت متاثر می‌کند بیشتر شده باشد، مدیریت منطقه‌های حفاظت‌شده به استانداردهای جهانی نزدیک‌تر شده باشد، شمار حیات وحش کشور افزایش یافته باشد، و... . اما در هیچ‌یک از این موردها، جز در مورد آلودگی هوا -آن هم هوای شهر تهران- به نظر نمی‌رسد که تغییر مثبت ملموسی اتفاق افتاده باشد.

انتظار آن است که سخنوری شایسته و بجا در زمینه‌ی حفظ محیط زیست، به «اقدام موثر» ارتقا یابد، و زین پس به شکل محسوسی شاهد کم‌تر شدن آلودگی و تخریب در فضای زندگی زیستمندان کشور باشیم.

  

رشد اقتصادی، و کمّیت و کیفیت

یکی از هدف‌های اعلام‌شده‌ی دولت روحانی برای برنامه‌ی ششم توسعه‌ی اقتصادی، افزایش هشت درصدی رشد اقتصادی است(1). تردیدی نیست که شرایط اقتصادی کشور به هیچ‌روی مناسب نیست، و باید برای رکود شدید و بی‌کاری چاره‌ای اندیشید. اما تنها راه دستیابی به این هدف، رشد اقتصادی یا افزایش تولید ناخالص داخلی به هرقیمت، نیست. در شرایط کنونی ایران که بی‌انضباطی، فساد اداری، اتکای شدید به نفت و گاز و منابع طبیعی (در کشاورزی آب‌بَر، دام‌پروری، معدن)، و رانت‌خواری بر اقتصاد حاکم است، رشد اقتصادی فقط با بهره‌کشی سنگین از آب و خاک و نه با تولید کالاهای کم‌حجم و گران‌بها به دست می‌آید. برای مثال، راه افتادن پروژه‌های بزرگ سدسازی، انتقال آب، و راه‌سازی می‌تواند موجب افزایش رشد اقتصادی گردد، اما با بهره‌برداری از منابع نفتی (به منظور تامین پول) و به قیمت تخریب شدید سامانه‌های طبیعی آب و خاک.

افزایش تولید و صادرات محصولات کشاورزی نیز که جزو دستاوردهای دولت یازدهم ذکر شده(2)، به خاطر پایین بودن بهره‌وری آب و به خاطر شیوه‌های نادرست مدیریت خاک، می‌تواند نوعی خام‌فروشی یا به باد دادن ثروت‌های خدادادی باشد؛ مگر این که کیفیت استفاده از آب و خاک بهبود یابد و محصولات کم‌حجم و گران‌قیمتی که در آن‌ها مزیت اقتصادی داریم، تولید شوند. آن‌گونه که مشاهده‌های صحرایی نشان می‌دهد، کشاورزی ما همچنان با توسعه‌ی باغ‌داری در ارتفاعات که مصرف آب را در سرشاخه‌ی رودخانه‌ها بالا می‌برد و موجب فرسایش خاک می‌شود، و افزایش سطح کشت در دشت‌ها که سبب پایین رفتن آب‌های زیرزمینی می‌شود، در حال «پیشرفت» است.

 آن‌چه که امروزه اقتصاد کشور ما به آن نیاز دارد، بیش از «رشد»، اصلاح شیوه‌های مدیریت، جلوگیری از انواع اختلاس و قاچاق (با ساده‌سازی فضای کسب و کار، فراهم ساختن امکان نظارت مردمی، تقویت انجمن‌های صنفی مردمی، و همه‌شمول ساختن قانون)، و توزیع عادلانه‌تر ثروت و خدمات اجتماعی است. یک رشد اقتصادی پایین، به همراه تلاش واقعی برای مهار تورم و بالا بردن امنیت اقتصادی و اجتماعی، بهتر از رشد اقتصادی هشت درصدی خواهد توانست به مردم و سرزمین ما خدمت کند. در این میان، پیچیدن نسخه‌های نولیبرالی آمریکایی مانند آزادسازی قیمت‌ها، درست کردن بازار برای منابع پایه (آب، حق بهره‌برداری از مراتع،...)، و پیوستن به سازمان تجارت جهانی، موجب افزایش شکاف طبقاتی و تخریب هرچه بیشتر محیط زیست خواهد شد.

طرفدران سرمایه‌داریِ بی قید و بند تمایل دارند وانمود کنند که رشد پیوسته‌ی اقتصادی ممکن است، و هر کسی هم که تلاش کند می‌تواند به موفقیت و رفاه دست یابد. گارت هاردین، از نظریه‌پردازان بزرگ بوم‌شناسی، می‌گوید که «سیستم با پس‌خور مثبت» یعنی سامانه‌ای که رشد همیشگی داشته باشد، به دلیل محدود بودن جهان ناممکن است. در اقتصاد، بهره‌ی بانکی و رشد اقتصادی، هر چند گاه با ورشکستگی و اختلاس و تورم یا انقلاب، «جبران» می‌شود(3). او می‌گوید: «ایده‌ی رشد ملیِ مداوم و همیشگی، اسطوره‌ی خطرناکی است»(4)

به بیان دیگر، امکان ندارد که همه بتوانند از رشد اقتصادی بهره ببرند، و ضرورت دارد که با روش‌های نظارتی از سوی دولتِ کارآمد و سالم و نظارت‌پذیر، همچنین با گرفتن مالیات‌های تصاعدیِ عدالت‌محور و بی‌تبعیض، اقتصاد را به خدمت جامعه درآورد. اگر فقط رشد اقتصادی، و نه سوگیری اقتصاد به سود گروه‌های گسترده‌تر جامعه هدف باشد، آن‌گاه اختلاس‌ها، ورشکستگی بانک‌ها و دیگر بنگاه‌های اقتصادی، حقوق‌های نجومی و ناعادلانه‌، و تورم کمرشکن برای بیشینه‌ی جمعیت، و البته تخریب جبران‌ناپذیر محیط زیست را که در سال‌های اخیر داشته ایم، بیش از این‌ها خواهیم دید.


پی‌نوشت

1) محمد شریعتمداری، معاون اجرایی رییس جمهور، خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان، 9/6/1395

2) روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده که بخش کشاورزی، در سال 94 پنچ و چهار دهم درصد [نسبت با سال پیش از آن] رشد داشته است (خبرگزاری ایانا 2/6/1395). البته آن‌چه که در همین گزارش، امیدوارکننده است، این که دولت سوگیری خوبی هم برای ارتقای بهره‌وری آب داشته است.

3) برای آگاهی بیشتر درباره‌ی «سیستم با پس‌خور مثبت» نگاه کنید به مقاله‌ی گارت هاردین با عنوان «لگام‌شناسی و رقابت: دیدگاه یک زیست‌شناس به جامعه»، در کتاب بوم‌شناسی، علم عصیانگر، ترجمه و انتخاب عبدالحسین وهاب‌زاده، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، 1393



 
نامه به رییس جمهور در اعتراض به طرح انتقال آب از خزر
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

در چند ماه گذشته، این نامه‌ی سرگشاده (و مضمون‌های مشابه) از سوی چندین انجمن، شبکه‌ها‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد، و هزاران فرد، امضا یا در شبکه‌های اجتماعی تایید شده است. سازمان‌های مردم‌نهاد مدافع محیط زیست در استان‌های مازندران و سمنان هم مخالفت خود را با طرح انتقال آب از حوزه‌ی خزر به استان سمنان اعلام کرده اند.

 

جناب آقای روحانی، رییس جمهور گرامی

با سلام و احترام؛

  جای کمال خوشوقتی است که دولت جنابعالی، مطابق برنامه‌ها و سیاست‌های اعلام‌شده، توجه ویژه‌ای به موضوع حیاتی محیط زیست و مساله‌ی آب دارد که نمونه‌ی برجسته‌ی آن، اهتمام به احیای دریاچه‌ی ارومیه بوده است. با این حال، به نظر می‌رسد که پاره‌ای محافل تصمیم‌ساز همچنان در موضوع مدیریت منابع آب، بر دست‌کاری شدید در سامانه‌های طبیعی، سدسازی، انتقال بین‌حوزه‌ای، عرضه‌ی هرچه بیشتر آب و بی‌اعتنایی به تجربه‌های بومی مناطق در استفاده از آب اصرار دارند. بی آن که بخواهیم در این‌ نامه وارد نقد این سیاست شویم، فقط اشاره می‌کنیم که نتیجه‌ی شیوه‌های مدیریت آب در چند دهه‌ی گذشته، این بوده است که پهنه‌های سطحی آب شیرین کشور به‌کلی خشک یا به شدت محدود شده، بخش‌های بزرگی از رودخانه‌های کشور خروش خود را از دست داده، و عمق چاه‌های آب‌ به چند صد متر رسیده، که این‌ها در مجموع سرزمین ما را در شیوه‌ی مصرف آب، در پایین‌ترین رده‌‌های جهانی قرار داده است.

با توجه به این موردها، ضرورت دارد که در موضوع مدیریت منابع آب، بازنگری اساسی صورت گیرد، و دست‌کم برای مدتی از اجرای پروژه‌هایی شبیه به آن‌چه که در چند دهه‌ی گذشته اجرا شده و سرنوشتی تلخ را برای آب کشور رقم زده، خودداری شود. متوقف ساختن طرح‌های سدسازی و انتقال آب، همراه با فراهم ساختن فضای نقد و مناظره‌ی  رو در رو با مدیران آب، قطعا کمک خواهد کرد که در شرایط سختی که از نظر تغییر اقلیم و افزایش جمعیت در پیش رو داریم، به راهکارهای مناسب‌تری دست یابیم.

طرح انتقال آب از دریای خزر به استان سمنان، از همین‌گونه طرح‌ها است که به جای اصلاح شیوه‌های مصرف آب و مدیریت تقاضا، بر پایه‌ی عرضه‌ی آب و تشویق به مصرف بیشتر قرار دارد. این طرح، با هزینه‌ای بسیار بالا، اولا فشار زیادی به منابع مالی محدود کشور وارد خواهد کرد و در ثانی سبب بروز مشکلات پرشماری خواهد شد که در زیر به چند مورد آن اشاره می‌شود:

  • تخریب اندک بخش‌هایی از ساحل خزر که کم و بیش دست‌نخورده باقی مانده است.
  • برهم زدن تعادل نمک دریا در محدوده‌ی ساحل که موجب آسیب‌دیدگی زیست‌بوم و کاهش ذخیره‌ی ماهیان خواهد شد.
  • تخریب جلگه و کوهستان و مرتع و جنگل در مسیر طولانی خط انتقال که موجب چندپاره شدن زیست‌بوم‌ها و زمین‌های کشاورزی خواهد شد.
  • افزایش تقاضا برای انرژی به منظور تلمبه کردن آب در یک مسیر پر فراز و نشیب از ارتفاع پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد تا ارتفاع بیش از دو هزار متر.
  • دامن زدن به تقاضای بیشتر آب، به جای چاره‌اندیشی برای مصرف درست این ماده‌ی حیاتی و کمیاب.
  • برهم زدن وضعیت خاک در استان سمنان و بیشتر کردن شوری آن به دلیل آبیاری نامتناسب با اقلیم.
  • ایجاد اختلاف‌های اجتماعی بین استانی و بین منطقه‌ای.

توجه جنابعالی را به این نکته جلب می‌کنیم که مدافعان طرح، اثرات منفی آن را بیش از حد کوچک جلوه می‌دهند و برای مثال اشاره می‌کنند که فقط چند هکتار جنگل نابود می‌شود، یا نمک‌های حاصل از شیرین‌سازی آب دریا را می‌توان به جای دیگر حمل کرد، و یا آب انتقالی فقط برای آشامیدن و مصرف صنعتی خواهد بود. اما تجربه نشان داده که تاثیر مخرب این‌گونه طرح‌ها همیشه بیشتر از آنی است که در ابتدا گفته می‌شود.

با توجه به موارد بالا، و با توجه به این که با سرمایه‌ای به مراتب کم‌تر از اعتبار لازم برای شیرین‌سازی و انتقال آب از مازندران به سمنان، امکان ارتقای بهره‌وری آب وجود دارد، درخواست داریم دستور فرمایید تا طرح انتقال آب از حوزه‌ی دریای خزر به استان سمنان (و هرجای دیگر) متوقف گردد و اجازه داده شود که کارشناسان مستقل، نمایندگان همه‌ی ذینفعان، و کنشگران محیط زیست، در فرصت کافی راه‌های جایگزین را برای حل مشکل آب و یا تطبیق با شرایط اقلیمی جدید ارایه دهند.


 
اسکندر فیروز؛ چهره‌ا‌ی ملی و ذخیره‌ای ارجمند
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت کوشان مهران و من را با این عنوان، می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
آب را گران نکنید؛ وضع بدتر می‌شود!
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی - همشهری

چیت‌چیان، وزیر نیرو، در «کنفرانس ملی اقتصاد آب» که در پنجم مرداد برگزار شد، گفت: «قیمت‌های پایین فروش آب موجب شده تا مردم برای مصارف خود حدی قایل نباشند». لزوم گران کردن آب، موضوعی است که در دولت یازدهم پیوسته توسط وزارت نیرو، شرکت‌های تابع آن، و اقتصاددان‌های مدافع «بازار آزاد» تبلیغ می‌شود. اما به نظر می‌رسدکه در پس این شعار ظاهرا درست، این نیت نهفته است که مدیریت ناکارآمد و پراشتباه منابع آب که علت اصلی به وجود آمدن مشکلات مربوط به آب است، لاپوشانی شود.

واقعیت این است که آب در ایران ارزان نیست. در بخش کشاورزی که به گفته‌ی خود وزارت نیرو بیش از نود درصد آب در دسترس کشور را صرف می‌کند (و البته این رقم، مورد مناقشه است)، حفر یک چاه عمیق در حدود نود میلیون تومان هزینه دارد. قیمت اجاره‌ی یک ساعت آب چاه‌های عمیق شش اینچی با آبدهی متوسط، در گردش‌های پانزده روزه برای یک سال، در روستاهای حاشیه‌ی کویر در حدود پانصد هزار تومان است. با توجه به این نکته که یک هکتار باغ یا کشتزار (به صورت خیلی تقریبی) دست‌کم به ده دوازده ساعت آب در گردش پانزده روزه نیاز دارد، و با توجه به هزینه‌ی خواب سرمایه‌ی حفر چاه، پول برق مصرفی، تعمیر موتور، دستمزد نگهبان، و دیگر هزینه‌ها، می‌توان گفت که هزینه‌ی آب برای یک هکتار کشاورزی، 8- 7 یا حتی ده میلیون تومان در سال می‌شود. سود خالص (پس از کسر هزینه‌های دستمزد و کود و سم و بیمه و...) در یک هکتار کشاورزی در بیشتر سال‌ها زیر ده میلیون تومان است. از این‌رو، با قاطعیت باید گفت که آب کشاورزی اصلا ارزان نیست. ممکن است سوال شود که پس سود کشاورز کجا است؟! واقعیت تلخ این است که بیشتر کشاورزان، در واقع دستمزد خود و خانواده‌شان را جزو هزینه‌ها حساب نمی‌کنند، چنان که هزینه‌ی خواب سرمایه‌ی اصلی یا همان زمین خود را نیز حساب نمی‌کنند، و «سود»شان بخشی از دستمزد خودشان است!

گران شدن آب، از قضا وضع آب را خراب‌تر خواهد کرد، چرا که در آن صورت حفر چاه‌های غیرمجاز، و  برداشت غیرقانونی از رودخانه‌ها و تالاب‌ها و دریاچه‌های پشت سدها به صرفه‌تر و بیشتر خواهد شد. در نتیجه، منابع آب بیشتر به تحلیل خواهد رفت، و از سوی دیگر مواد غذایی هم گران‌تر خواهد شد.

در مورد آب آشامیدنی نیز دولت به جای گران‌تر کردن آن، ابتدا باید امکان کنترل آب مصرفی هر واحد آپارتمانی و امکان نصب وسایل کاهنده‌ی مصرف را فراهم کند تا هر خانواده بتواند مسوولیت کنترل مصرف خود را برعهده بگیرد.


 
9 مرداد، روز تولد بزرگ‌مرد محیط زیست ایران
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

اسکندر فیروز، پایه‌گذار سازمان حفاظت محیط زیست، در نهم مرداد 1305 در شیراز چشم به جهان گشود. می‌توان او را تا این تاریخ، موثرترین فرد ایرانی در کنش‌های محیط زیستی کشور دانست. و البته، چندان هم جای شگفتی نیست که او نیز مانند بسیاری از دیگر شخصیت‌های ملی مثبت و تاریخ‌ساز ایران، در میهن ناملایمت‌های بسیاری دیده است...! نکته‌ی امیدوارکننده این که فیروز با وجود مشکلاتی که داشته، چنان که شایسته‌ی شخصیتی ملی است، با عشق به ایران در همین سرزمین زندگی می‌کند.

خوشبختانه، در چند سال گذشته، طبیعت‌دوستان غیردولتی ایران کم و بیش توانسته اند فیروز را دیگر بار در جامعه معرفی کنند، کوشش‌هایش را ارج نهند، گفتگوهایی با او ترتیب دهند و آن‌ها را منتشر سازند، و کتاب خاطراتش را که در آمریکا چاپ شده بود، در ایران هم به چاپ برسانند(1). در فضای اینترنت هم می‌توان اشاره‌های به زندگی و کارهای فیروز را یافت؛ از جمله در ویکی‌پدیای فارسی. در جمعه اول مرداد 95 که جشن مردمی تیرگان در رینه برگزار شد، در حضور چند هزار تن از طبیعت‌دوستان کشور، به خدمات این مرد بزرگ اشاره شد و حاضران، با شور فراوان او را تشویق کردند. در لوحی که برگزارکنندگان آن جشن (انجمن دوستداران دماوندکوه و انجمن کوه‌نوردان ایران) به اسکندر فیروز تقدیم کرده اند، آمده است:

 

«جناب آقای اسکندر فیروز

نقش شما در تاریخ حفاظت محیط زیست ایران، یگانه و ماندگار است. ایرانیان برای همیشه به یاد خواهند داشت که تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست، تدوین قانون حفاظت و به‌سازی محیط زیست، ثبت منطقه‌های حفاظت‌شده، و تالیف مقاله‌ها و کتاب‌های محیط زیستی، از کارهای ارزنده‌ای بوده که با همت بلند شما در ایران پا گرفت. همچنین جایگاه برجسته‌ی شما در اقدام‌های جهانی برای حفظ محیط زیست، مانند پیمان‌نامه‌ی رامسر، کنفرانس استکهلم، و کنوانسیون حفاظت از دریای خزر، در خاطره‌ی ایرانیان و کنشگران محیط زیست جهان، پایدار خواهد ماند.

در جشن بزرگ تیرگان و روز ملی دماوند، به نمایندگی از سوی هزاران طبیعت‌دوست حاضر در همایش و دیگر ایرانیان دوستدار این آب و خاک، سپاس خود را از تلاش‌های ارزشمندتان، تقدیم حضورتان می‌کنیم.»

***

خواندن خاطرات اسکندر فیروز، نه‌‌تنها برای طرفداران حفظ محیط زیست، بلکه برای جامعه‌شناسان هم ضروری است تا از لابلای سطرهای آن دریابند (و شاید دقیق‌تر بپردازند به این که) شخصیت‌های ملی ما غالبا چگونه ناچار بوده اند که در فضای بیم و امید، راهی بس دشوار و پرمخاطره را برای خدمت به این آب و خاک بپیمایند. در این‌جا با توجه به خاطرات فیروز، به اختصار فقط یک نکته را (که پیش این هم چند بار به آن اشاره داشته ام(2)) یادآور می‌شوم و آن این که امر محیط زیست در همه‌جا و به‌ویژه در ایران، بیش از هر چیز، یک امر اجتماعی و سیاسی (و به همین دلیل، امری خطیر) است.

فیروز با آن که تا سال‌های 1355 و 56 پشتیبان‌های توانمندی در مجموعه‌ی حکومت داشت و با آن که در دوره‌ی ریاستش بر سازمان حفاظت محیط زیست، جمعیت کشور کم‌تر از نیمی از جمعیت امروز بود و به همین دلیل هنوز بخش‌های زیادی از خاک کشور کم و بیش دست‌نخورده و سالم بود، اما با تعارض‌هایی از همان جنس که امروزه شاهد آنیم، روبرو بود. برای مثال: کمبود بودجه برای سازمان حفاظت محیط زیست(3)؛ هزینه‌های زیاد حکومت برای هر کاری، اما تخصیص ندادن بودجه‌ی کافی برای ارتقای سامانه‌ی حمل و نقل همگانی شهری(4)، مخالفت بعضی نمایندگان مجلس با حفاظت از حیوانات وحشی(5)، ورود نظامیان و دیگر افراد بانفوذ به منطقه‌های حفاظت‌شده به بهانه‌های گوناگون و از جمله برای شکار(6)، کوته‌نگری شرکت نفت در موضوع توسعه‌ی پالایشگاه‌ها(7)، و تمایل شرکت‌های ساخت و ساز به تصرف زمین‌هایی که برای پارک پردیسان در نظر گرفته شده بود(8). هیچ یک از این معضل‌ها، مساله‌هایی از جنس مرتبط با علم اکولوژی نیستند، بلکه به مسایل اجتماعی ربط دارند.

در واقع، ریشه‌ی این چالش‌ها به پیش از تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست (و بلکه به تاریخ و اوضاع جهان) برمی‌گردد؛ فیروز در جایی اشاره می‌کند که شماری از نمایندگان مجلس و شخصیت‌های بانفوذ اهل همدان در نیمه‌های دهه‌ی سی، برخلاف نظر کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، اصرار داشتند که در ورکانه‌ی همدان سدّی بسازند و آخر هم این کار را کردند(9). مجریان آمریکایی «اصل چهار» هم برای پیشرفت کشور فقط نسخه‌های ساخت و ساز (سدسازی، راه‌سازی، و...) نوشتند(10). فیروز  همچنین می‌نویسد که باوجود علاقه‌اش به علوم طبیعی، پدرش (که از نظامیان رده‌بالای کشور بود) به اوگفت: «ایران، مهندس لازم دارد و درس‌های دیگر چندان سودی ندارد»(11) و او [ناچار] در آمریکا به تحصیل در رشته‌ی ساختمان‌ پرداخت. این همان مشکل اجتماعی کشور ما است که از زمان ورود شیوه‌های نوین آموزش به کشور (از زمان تاسیس دارالفنون) گریبان سامانه‌ی آموزش را گرفته، چنان که شیفته‌ی «فنّ» شده ایم و آن ارزشی را که باید برای علوم زیستی و علوم انسانی قایل شویم، دست کم گرفته ایم.

نمونه‌ی شاخص دخالت بی‌ملاحظه‌ی مردان سیاسی در امر محیط زیست، ناسازگاری شاهپور عبدالرضا با برنامه‌های فیروز بود که سوگیری کامل در جهت حفظ محیط زیست (و نه فقط حفظ شکارگاه‌ها) را پیش گرفته بود. این اختلاف، سبب شد که فیروز در شرایطی که ریاست اتحادیه‌ی جهانی حفاظت طبیعت (IUCN) هم به او پیشنهاد  شده بود، در سال 1356 از ریاست سازمانی که در زمان تاسیس جزو سازمان‌های پیشگام جهان در حفاظت از محیط زیست بود، کناره بگیرد(12)

 

پی‌نوشت


 
چرا محیط‌بانان را می‌کُشند؟!
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٩ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

سه ماه از آغاز این سال می‌گذرد و در همین مدت کوتاه، سه محیط‌بان و یک جنگل‌بان کشته شده اند و یک محیط‌بان دیگر به سختی زخمی (و شاید ناقص) شده است. این خبرها، در چند روز گذشته اشک به چشمان طبیعت‌دوستان ایران نشانده و بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که محیط زیست ما را چه می‌شود؟!

آیا داشتن رتبه‌ی نخست آلوده‌ترین هوای شهری در جهان، بالاترین میزان فرسایش خاک، و بیشترین برداشت از سرمایه‌های جبران‌ناشدنی آب کافی نبود که رتبه‌ی بیشترین کشتار مدافعان طبیعت هم به آن اضافه شد؟! چرا با وجود داشتن سازمان‌های دولتی مسوول در حوزه‌ی منابع طبیعی و محیط زیست (که دست‌کم در قاره‌ی‌ آسیا، پیشینه‌شان از بسیاری کشورهای دیگر بیشتر است) به چنین جایگاهی تنزل کرده ایم؟ سازمان‌های غیردولتی‌مان هم نه از نظر شمار و نه از حیث کارکرد، پایین‌تر از میانگین جهان نیستند... پس چرا چنین است؟!

به نظر من، علت در درجه‌ی نخست این است که قانون در جایگاه خودش نیست، و آن شأنی را که مدیران و مسوولان باید برای قانون قائل باشند، در میان نمی‌بینیم. نیازی به زحمت زیاد نیست که مصداق‌های قانون‌گریزی را ردیف کنیم؛ هر روز فقط با ورق زدن روزنامه‌ها، که تازه هر خبری را هم پوشش نمی‌دهند، می‌بینیم که (برای مثال) چگونه برخلاف عرف و قانون و مقررات، با به باد دادن درآمدها و سرمایه‌های مالی کشور، آن چیزهایی را که به عنوان نظام قانونی بودجه‌بندی، ایفای مسوولیت، پاسخ‌گو بودن مسوولان، و حساب و کتاب داشتن دریافت‌ها و پرداخت‌ها شناخته می‌شود، به سُخره گرفته اند؛ می‌بینیم که در اداره‌ها و بانک‌ها و سر چهارراه‌ها و بیمارستان‌ها و مطب‌ها و... «حق حساب» موثرتر از حرف حساب است؛ و می‌بینیم که بزرگ‌ترین پایمال‌کنندگان قانون حفاظت و به‌سازی محیط زیست، وزارت‌خانه‌های قَدَری هستند که اول شروع می‌کنند به ساختن یک سد یا احداث خط انتقال گاز، و بعد (اگر حرفی پیش آید یا فرصتی دست دهد!) می‌روند دنبال «پیوست محیط زیستی» که به هر حال با پول به دست می‌آید... .

در چنین شرایط، ترس از قانون رنگ می‌بازد، چراکه اقتدارِ آن و شمولش بر همه‌ی اشخاص از میان رفته است. وقتی که در مرکز قانون‌گذاری، فلان نماینده می‌گوید که برای چهار تا گورخر توسعه‌ی منطقه‌ی مورد نظر من متوقف شده است؛ نمایندگان دیگری، محیط زیست را «محیط ایست» می‌خوانند؛ دیگران پیاپی برای کشاندن بودجه به سوی حوزه‌ی انتخابیه‌شان از طرح‌های بی ارزیابی زیست‌محیطی دفاع می‌کنند؛ و هنگامی که ورود غیرقانونی به منطقه‌های حفاظت‌شده و پارک‌های ملی برای انواع پیمانکاران راه‌سازی و معدن‌کاوی و جز آن رویه شده ... چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که شکارچیان غیرمجاز متجاوز به این‌گونه مناطق، از مامور محیط زیست و از قانون ناظر بر این منطقه‌ها بترسند؟

درست است که بودجه‌ی سازمان حفاظت محیط زیست آن‌قدر کم است (پنجاه درصد کم‌تر از بودجه‌ی شهرداری شهر متوسطی مانند سمنان، و صد وچهل برابر کم‌تر از بودجه‌ی شهرداری تهران!) و آن سازمان با این پول نمی‌تواند اقتدار شایسته‌ای داشته باشد؛ درست است که برای آموزش اصول محیط زیست بسیار کم کار شده است؛ درست است که فقر و بیکاری سبب شده که عده‌ای برای فروش گوشت، دست به شکار بزنند؛ درست است که شیوه‌ی مدیریت منطقه‌های حفاظت‌شده باید اصلاح شود و مردمِ حول و حوش این‌گونه منطقه‌ها باید بیشتر درگیر موضوع شوند؛ و درست است که عامل‌های دیگری را هم می‌توان نام برد که در به خون خفتن مدافعان طبیعت کشور موثر اند... اما، بی‌قانونی بالاتر از تمام این‌ها است.

اگر قانونمندی اصل نشود، افزایش بودجه‌ی سازمان حفاظت محیط زیست هم ممکن است موجب فساد در آن‌جا گردد (چنانکه در دستگاه‌های پربودجه شده است) و آموزش محیط زیست هم می‌تواند یک حجره‌ی پرتقلب شود. مگر فقر در کشور ما بیشتر از کشورهای افریقایی است که در این‌جا برای شکار، این همه محیط‌بان کشته می‌شوند؟ چرا در افریقا، پارک‌های ملی واقعی هستند و در این‌جا فقط روی کاغذ؟ آیا جز این است که بزرگان ما باید بیش از این‌ها به قانون پایبند باشند تا این پایبندی به سراسر جامعه تسری یابد؟


 
شهرداری و این بنرهای کم‌محتوا
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

شهرداری تهران، کارهای خوب داشته است: پاکیزه نگاه‌داشتن نسبی این شهر بی‌در و پیکر، تفکیک پسماندها در مرکز آرادکوه، گسترش بوستان‌های شهری، توسعه‌ی مترو، ایجاد خانه‌های محیط زیست، و... . این‌ها را می‌گویم برای آن که نمی‌خواهم فقط انتقاد کنم، و برای آن که معتقدم نمی‌توان هیچ شخص و دستگاهی را «یک‌جا» داوری و آن را خوب و بد کرد، بلکه باید کارهای درست و نادرست آن را جداگانه ارزیابی نمود (و البته می‌توان در مورد مجموعه عملکرد آن شخص یا دستگاه در یک زمینه‌ی مشخص هم نمره داد).

ادامه در: خبرآنلاین


 
پلیس نامحسوس، ناموس، محیط زیست
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در بعضی جاده‌ها، سازمان حفاظت محیط زیست روی تابلوهایی (که معمولا آسیب‌خورده، همچون طبیعت کشور، هستند) نوشته است: «محیط زیست شرف ملی ما است». همیشه با دیدن این تابلوها با خود گفته ام که نویسنده، گزاره‌ی درستی را طرح کرده، اما لابد خواسته است با ناموسی کردن قضیه‌ی محیط زیست، مردم را در حفظ آن غیرتی کند(!) حال آن که بیشتر ضرورت دارد مسوولان کشور با اجرای سخت و بی‌تبعیض قانون در مورد همه‌ی اشخاص و دستگاه‌ها و نهادها، در حفظ هوا و آب و خاک (سه عنصر اصلی محیط زیست) کشور بکوشند.

در خبرها آمده که قرار است هفت هزار مامور (علاوه بر پلیس‌هایی که لباس رسمی دارند) به صورت نامحسوس در شهر تهران گشت بزنند تا کسانی را که مزاحم «نوامیس مردم» می‌شوند، یا ایجاد آلودگی صوتی می‌کنند، و یا اقدام به رانندگی پرخطر، یا کشف حجاب در خودروها می‌کنند... شناسایی کنند. من کاری به این ندارم که در سال 1356 با جمعیتی کم‌تر از نصف امروز که بسیار کم‌ریخت و پاش‌تر از مردمان امروز بودند و بسیار هم کم‌تر روحیه‌ی تهاجم به طبیعت داشتند، گارد سازمان حفاظت محیط زیست، 3500 تن بود(1) و امروز فقط حدود 2850 محیط‌بان داریم که باید در برابر چند صد هزار شکارچی غیرمجاز و چند میلیون اسلحه، از طبیعت تمام پهنه‌ی کشور پاسداری کنند. کاری هم ندارم که سازمان محیط زیست در پرداخت حقوق و در آموزش اصولی همین محیط‌بانان هم مشکل دارد. فقط می‌گویم اکنون که صحبت از «نوامیس» است و متداول‌ترین معنای واژه‌ی ناموس، «شرف و حیثیت» است، جا دارد که گشت نامحسوس تهران، کسانی را که موجب مزاحمت‌هایی به شرف ملی یا همان محیط زیست ما می‌شوند نیز شناسایی کند. مثلا کسانی را که باغ‌های شهر را تخریب می‌کنند، یا به ساخت برج در کوهپایه‌ها اجازه می‌دهند، یا در بوستان‌های جنگلی ساختمان و راه می‌سازند، یا بودجه‌ی شهر را بیشتر از آن که در راه گسترش مترو و اتوبوس صرف کنند برای ساخت بزرگراه و تونل مصرف می‌کنند، یا در کنار بزرگراه و چهارراه مجتمع تجاری می‌سازند و موجب سنگینی ترافیک و آلودگی هوا می‌شوند، نیز شناسایی کند.

دو دسته از وظیفه‌های دیگر که برای پلیس نامحسوس تعریف شده، یعنی آلودگی صوتی و رانندگی پرخطر نیز به امر محیط زیست مرتبط است. پس چه بهتر که گشت نامحسوس، کسانی را که در چند متری ساختمان‌های مسکونی، بزرگراه و پل دوطبقه می‌سازند، یا به بساز و بفروش‌ها اجازه می‌دهند که از اول صبح تا پاسی از شب گذشته، حتی در روزهای تعطیل، با سنگ‌بری و کارهای گوش‌خراش دیگر آسایش مردم را از میان ببرند، نیز شناسایی کند. همچنین گشت نامحسوس می‌تواند مشوقان تولید موتورسیکلت‌هایی که شهر را با صدا آلوده کرده و رانندگانشان با حرکت به هر شکل دلخواه در خیابان‌ها و پیاده‌روها، امنیت شهر را به خطر انداخته اند، و کسانی را که در برابر صاحبان خودروهای چند صد میلیونی و چند میلیاردی کوتاه می‌آیند و می‌گذارند که در نیمه‌های شب موجب آلودگی صوتی (و آلودگی هوا) شوند، به مقام قضایی معرفی کند... .

 

1) اسکندر فیروز. خاطرات، انتشارات تدبیر روشن، 1392، ص 366


 
محیط زیست و دموکراسی
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

(این مقاله، نخستین بار در مجله‌ی نقد نو، شماره ی 5 (اسفند 1383 و فروردین 84) چاپ شده است.)

اقتدارگرایان، تمایل بسیار دارند خطی جداکننده و عبور ناپذیر میان مسایل علمی-فنی و موضوع­های اجتماعی بکشند. نوام چامسکی در جایی گفته ­است که محافل قدرت­طلب آمریکا یا طرفداران آن­ها از من می­پرسند که چرا شما که متخصص زبان­شناسی هستید، درباره­ی مسایلی مانند جنگ­افروزی، تجاوزهای امپریالیستی و مانند آن سخن می­گویید؟ چامسکی می­گوید که در نظر آنان، صحبت از ارزش­های عام مانند دموکراسی نیاز به تخصص دارد، و شخص باید حتما دانش­آموخته­ی علوم اجتماعی باشد تا در این زمینه به اظهار نظر بپردازد، در حالی که دموکراسی، عدالت و آزاداندیشی مساله­ی همه­ی انسان­ها است. 

 دموکراسی همچنین نه فقط یک آرمان، که بر پایه­ی تجربه­های جهانی، وسیله­ای است برای اداره­ی هر چه بهتر جامعه و سازمان­های اجتماعی؛ از این­رو با هر موضوعی که یک سوی آن انسان و نیروی اجتماعی باشد، ارتباط دارد. موضوع محیط زیست، مهم­ترین (یا دست کم یکی از مهم­ترین) چالش­هایی است که انسان امروز با آن درگیر است، و اگرچه شناخت جزییات آن تا آن­جا که به علوم زیستی مربوط می­شود، و احاطه بر جنبه­های گوناگونی که  معضل تخریب و آلودگی آن را پدید آورده، امری است فنی- اما به دلیل تاثیر عوامل اجتماعی در حفظ یا نابودی محیط زیست، این موضوع همچنین امری است اجتماعی و عام، و به این دلیل مرتبط با موضوع دموکراسی. از آن­جا که به چالش کشیدن موضوع­های اجتماعی، و پرسش در مورد نظرهای رایچ، از وظیفه­های یک روشنفکر است، و روشنفکر برای گفتگو و نقد نیاز به فضای باز دارد، روشن است که موضوع محیط زیست هم با دموکراسی ملازمه دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محیط زیست و میراث فرهنگی، امری است سیاسی
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا در معرفی «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی» و با  عنوان بالا می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
سفر را تبلیغ نکنید، و «کم‌اثر» سفرکنید
ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

در آخرین یادداشت سال 1394، پیش از سخن اصلی، آرزو می‌کنم سال پیشِ رو با تندرستی و شادکامی برای هم‌میهنان همراه باشد، و برای محیط زیست کشور سالی باشد مصون از طرح‌های «توسعه» که سودش به حساب  رانت‌خواران می‌رود و خسارت آن نصیب ملت می‌شود... .

سفر، نه از آداب نوروزی است و نه آن‌گونه که تبلیغ می‌شود، مفید برای اقتصاد ملی. شاید تعطیلی کم و بیش طولانی نوروز، برای کسانی که در یک شهر به کار یا تحصیل مشغول اند و خانواده‌شان در شهری یا روستایی دیگر به سر می‌برند، فرصت خوبی باشد برای سفر و دیدار بستگان. اما این که امکان استراحت در شهر یا روستای خودمان و بهره بردن از فرصت تعطیلی برای دیدار قوم و خویش نزدیک، برای مطالعه، برای دیدن آثار فرهنگی و طبیعی محل زندگی خودمان، و مانند این‌ها را با رانندگی در جاده‌ها و سوزاندن بنزین و در به دری از این شهر به آن شهر... تاخت بزنیم، شیوه‌ای است که شاید بازنگری در آن درست‌تر باشد.

سفرهای ایرانی، به‌ویژه سفرهای نوروزی، مفید به حال اقتصاد ملی نیست، زیرا: 1- با صرف مقدار هنگفتی بنزین توسط خودروهای پرمصرف و آلوده‌کننده، موجب خروج ارز از کشور و آلوده کردن محیط می‌شود. 2- با شیوه‌های نادرست رانندگی و وضعیت راه‌ها و خودروها، در این دو هفته معمولا صدها تن در جاده‌ها کشته می‌شوند و هزاران خودرو به شدت آسیب می‌بیند. 3- نیروی عظیمی از پلیس و هلال احمر و دیگر ماموران، بسیج می‌شوند تا ترافیک باورنکردنی را سامان بدهند (که نمی‌توانند!) و به مسافران خدمات بدهند. 4- بیشتر سفرها، نه متکی به «صنعت گردشگری» و با استفاده از هتل و راهنما و دیگر امکانات حرفه‌ای عرصه‌ی گردشگری، بلکه به شکل بی‌برنامه و با رفتن به خانه‌ی قوم و خویشی که باید به اجبار نقش میزبان را بازی کند، یا با چادر زدن در بوستان‌ها و کنار خیابان و جاده... انجام می‌شود. 5- تولید زباله و ریخت و پاش آن در همه جا، همچنین ورود با خودرو به عرصه‌های طبیعی مانند دشت‌ها، کناره‌ی دریا و رودخانه، جنگل‌ها، و کشتزارها و باغ‌ها، اثر منفی شدیدی بر محیط زیست و اقتصاد ملی دارد. 6- شمار گردشگران ایرانی که به خارج می‌روند، بسی بیش از گردشگران خارجی است که به ایران می‌آیند، و این یعنی خروج ارز و سرمایه از کشور.

فکر می‌کنم بهتر است رسانه‌های کشور و مقام‌های مسوول، دست از تبلیغ برای سفر بردارند، و این‌قدر عبارت «سفرهای نوروزی» را به کار نبرند، تا به مردم (به‌ویژه به بچه‌ها) القا نشود که در نوروز حتما باید به سفر رفت و مقدار زیادی هزینه کرد!

به هر حال، اگر به هر دلیل راهی سفر شدیم، بد نیست که به نکته‌های زیر توجه داشته باشیم تا سفرمان «کم‌اثر» یا بی‌زیان برای طبیعت و سرمایه‌های ملی باشد:

  • بکوشید که با قطار یا اتوبوس سفر کنید، نه با خودروی شخصی.

 

  • آهسته و با احتیاط رانندگی کنید تا سوخت کم تری مصرف کنید، تصادف نکنید، و با جانورانی که از جاده عبور می‌کنند، برخورد نکنید.

 

  • در استراحتگاه های بین راه و هر جای دیگر که فرصت شد، با دیگران از ضرورت حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی سخن بگویید. خودتان، با جمع‌آوری تفکیک شده‌ی زباله‌ها و کمک به پاک‌سازی محیط، الگوی دیگران باشید. با عادتِ افروختن آتش در طبیعت، مبارزه کنید. صدای رادیو پخش خود را کم کنید. در جاهایی چادر بزنید که قبلا چادر زده اند، و در همه حال از آسیب رساندن به پوشش گیاهی خودداری کنید.

 

  • به ماموران و داوطلبان هلال احمر، شهرداری‌ها، سازمان میراث فرهنگی، و سازمان حفاظت محیط زیست که در نقاط مختلف در کار خدمات‌رسانی به مسافران هستند، کمک کنید و به آنان پیشنهاد دهید که از رییسان خود بخواهند کار آموزش همگانی برای حفظ میراث‌های طبیعی و فرهنگی را جدی‌تر بگیرند.

 

  • از ظرف‌های یک بار مصرف استفاده نکنید و به مدیران غذاخوری‌ها پیشنهاد دهید که آنان نیز از ظرف و رومیزی دورانداختنی استفاده نکنند.

 

  • در مهمانسراها، از روشن گذاشتن بی‌مورد لامپ‌ها، ریخت و پاش آب، سفارش به عوض کردن هر روزه‌ی ملافه‌ها و حوله‌ها، و گرم یا خنک کردن بیش از حد اتاق‌ها خودداری کنید.

 

  • هر جا که مقرراتی برای محدود ساختن شمار بازدیدکنندگان وجود دارد، آن را رعایت کنید؛ مثلا از ماموران نخواهید که شما را به بخشی از یک بنای تاریخی که ورود ممنوع است، یا داخل منطقه‌ای که حفاظت شده است، راه بدهند.

 

  • از فروشگاه‌های محلی خرید کنید. صنایع دستی و محصولات کشاورزی محلی بخرید. در روستاها و دیگر نقاط دور افتاده، به دیدن بناهای تاریخی و چشم اندازهای کم‌تر معروف و درختان کهن بروید و به مردم بومی بگویید که چقدر این آثار با ارزش اند و شما برای دیدن آن‌ها آمده اید. با اهالی محل، از اهمیت حفظ زبان، پوشاک، موسیقی و دیگر جلوه‌های فرهنگ بومی سخن بگویید. مشکلات این مردم را بشناسید تا بعدا در جهت رفع آن کاری بکنید.

 

  • اگر عضو یک سمن (NGO) هستید، پیش از سفر برنامه‌ریزی کنید که دوستان عضو سمن خود را در شهرها و روستاهای مسیر ببینید و با آنان به تبادل تجربه و اطلاعات بپردازید و شبکه‌ی خود را تقویت کنید.

 

  • با خود، کتاب‌ها و بولتن‌های محیط زیستی داشته باشید و در فرصت‌هایی که می‌یابید، بخوانید. اگر می‌توانید، نشریه‌هایی برای اهدا به دیگران با خود داشته باشید.

 

  • یادداشت بردارید و برای بهتر شدن وضع محیط زیست و محدوده‌های تاریخی، به رسانه‌ها مقاله و گزارش بدهید.

 
سبزه، سبز کنیم یا نه؟!
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران و عباس محمدی- خبرآنلاین

بعض کارهای ما کنشگران محیط زیست، مصداق ضرب‌المثل «گم کردن سوراخ دعا» است! نمونه‌اش، ماجرای پویش (کمپین) سبز‌ی نوروزی است که از چند هفته پیش در تلگرام و تارنماها پخش می‌شود.

 مبلغان این پویش می‌گویند که با درست کردن سبزه‌ی نوروزی، میلیون‌ها کیلو غلات و میلیاردها لیتر آب هدر می‌رود. برای مثال، در یکی از تارنماهای محیط زیستی آمده است که «هر کیلو بذر حبوبات برای تبدیل شدن به سبزه نیاز به 1500 لیتر آب دارد، و با این حساب سالیانه چهار تا شش میلیارد لیتر آب برای کاشت سبزه عید هدر می‌دهیم»(1).

این که روز به روز حساسیت همگانی نسبت به معضل کمبود آب، بیشتر و بیشتر می‌شود و بسیاری از مردم در پی یافتن راه‌هایی برای رویارویی با این مشکل هستند، به طور کلی بسیار خوب است. اما، بهتر آن است که ببینیم مشکل را از کجا می‌توان بهتر حل کرد؛ برای مثال (بی آن که بپردازیم به  هدررفت آب در کشاورزی و صنعت و شبکه‌ی آب شهری که رقم‌هایی نجومی‌ است) اگر هر ایرانی، در سال فقط یک کیلوگرم گوشت کم‌تر مصرف کند یا یک کیلوگرم از دورریز برنج خود بکاهد، یا از خرید گل‌های شاخه‌بریده خودداری کند، چند برابر بیشتر از آب مصرفی برای درست کردن سبزه‌ی نوروزی، در مصرف آب و انرژی صرفه‌جویی خواهد کرد.

به نظر نمی‌رسد که هر خانواده، برای درست کردن سبزه‌ی نوروزی به بیش از حدود صد گرم غله (گندم، جو،...) نیاز داشته باشد. با توجه به رقم تقریبی کم‌تر از بیست میلیون خانوار در کشور، و میزان آب برای تولید صد گرم غله (حدود 100 لیتر) و دو سه لیتر دیگری که برای آبیاری سبزه‌ها لازم است، کل آب مصرفی برای سبزه‌های نوروزی نمی‌تواند (یا نباید) بیش از دو میلیون مترمکعب (دو میلیارد لیتر) باشد. این مقدار، برابر با یک هزارم درصد کل آب واقعی و مجازی مصرفی کشور در سال (بیش از دویست میلیارد مترمکعب) یعنی در واقع هیچ است!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
با این قانون، کشاورزی و طبیعت به باد خواهد رفت!
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
پساتحریم و خطر بزرگ!
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۳٠ دی ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی_ خبرآنلاین

تردیدی نیست که برداشته شدن تحریم‌ها، به نفع کشور است و جا دارد که از تصمیم‌سازان و سیاستمردانی که تا این مرحله بخشی از معضل را حل کرده اند، سپاسگزاری کنیم. اما فراموش نکنیم که تا همین چهار سال پیش، رابطه‌ی بانکی کشورمان با سامانه‌ی بانکی جهان برقرار بود و پول نفتی که می‌فروختیم، در حد صدها میلیارد دلار به کشور وارد می‌شد...، اما نه تنها چیزی به سود اقتصاد و محیط زیست کشور رخ نداد، بلکه ارزش پول ملی‌مان یک سوم شد، نرخ بنزین و نفت به  8-7 برابر قبل رسید، قیمت مواد خوراکی تا سه چهار برابر بالا رفت، رکود و بیکاری بیداد کرد، فساد اقتصادی رکوردزن جهان شد، و محیط زیست کشور بدترین وضعیت را در تاریخ تجربه کرد. پس (فقط به عنوان یک احتمال، که امیدوارم به واقعیت نپیوندد) می‌توان تصور کرد که با سرازیر شدن پول‌های نفتی به کشور، باز هم شاهد خراب‌تر شدن وضع اقتصاد و محیط زیست کشور باشیم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برنامه‌ی ششم توسعه و ضرورت توجه به محیط زیست
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

امسال باید قانون برنامه‌ی ششم توسعه تصویب شود. سازمان حفاظت محیط زیست هم پیش‌نویسی راجع به مواد مربوط به محیط زیست، برای این برنامه تهیه کرده است. در همین راستا، دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست در روز سی تیر از نمایندگان سمن (NGO)های  محیط زیستی دعوت کرد تا در یک نشست به بررسی و اعلام نظر در این زمینه بپردازند.  یادآور می‌شود که چنین دعوت‌ و نظرخواهی، در تاریخ روابط دولتیان با سازمان‌های مردمی ایران بی‌نظیر یا بسیار کم‌مانند است و خود جای تقدیر دارد.

سازمان مردم‌نهادی که من نمایندگی آن را داشته ام (گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران) در نشست سی تیر، نظر خود را در مورد پیش‌نویس یادشده به شکل کتبی به سازمان محیط زیست ارایه کرد؛ در این‌جا، با هدف فراخواندن دیگران به پیگیری موضوع و دادن پیشنهاد و نظر، به چند نکته که در آن نامه آمده یا شفاهی گفته شد اشاره می‌کنم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشن تیرگان و کارزار گل
ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین 

سیزدهم تیر ماه، روز جشن تیرگان است؛ جشنی کهن با مضمونی غنی از اسطوره‌های مربوط به آب، کوهستان، و میهن‌دوستی که جان‌مایه‌ی برجسته‌ اش نبرد تشتر نماد درخشندگی و آبادانی با اپوش نماد تیرگی و خشکسالی است.  در سال 1383 انجمن کوه‌نوردان ایران با همراهی شماری از انجمن‌ها و شخصیت‌های دیگر، این روز را روز ملی دماوند نامید که اکنون صورتی کم و بیش رسمی یافته چنان‌که در سراسر کشور، به‌ویژه در میان کوه‌نوردان، این روز به‌خوبی شناخته شده و به مناسبت آن برنامه‌های پرشماری برگزار می‌شود. البته امسال، به خاطر مصادف شدن این روز با روزهای ماه رمضان، جشن بزرگ روز ملی دماوند که در شهر رینه (در پای دماوند) با مدیریت اصلی انجمن دوستداران دماوندکوه برگزار می‌شود، به جمعه دوم مرداد موکول شده است. 

در تشتریشت (بخشی از کتاب اوستا) وصف ستاره‌ی تشتر چنین است: «ستاره‌ی شکوهمند و درخشان، افشاننده‌ی پرتوهای سپید و درخشان، درمانگر بلندبالای تیز پرواز، بخشنده‌ی خانه‌ی آرام و خانه خوش، افشاننده‌ی فروغ بی‌آلایش، در بردارنده‌ی تخمه‌ی آب‌ها».


 

 

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روحانی، سپاس
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبر آنلاین

همان گونه که سخنان رهبر انقلاب در 17 اسفند 93 و اشاره‌های ایشان به جنگل‌خواری و کوه‌خواری مقام‌ها و نهادها و ضرورت برخورد مردم با این‌گونه اقدام‌ها سبب شد که کنشگران محیط زیست با دل‌گرمی بیشتر به کار خود ادامه دهند و از پاره‌ای خط قرمزهای خودساخته فراتر روند، به نظر من بخش‌هایی از سخن‌رانی آقای روحانی در 17 خرداد 94 (مراسم جایزه‌ی ملی محیط زیست) هم می‌تواند سبب گسترش گفتمان محیط زیست در ایران و وارد شدن به حوزه‌هایی باشد که پیش‌تر، برای ورود به آن احتیاط بی‌موردی داشتیم.

 آقای روحانی گفت که برداشته شدن تحریم‌ها (به بیان دیگر: به توافق رسیدن با کشورهای 1+5) برای حل مشکلات محیط زیست ایران ضروری است. او همچنین اشاره کرد که نباید چشم بعضی‌ها از شنیدن این سخن گرد شود(!) چرا که کشور نیازمند فناوری و سرمایه برای رفع مشکلات اقتصادی و محیط زیستی است و فناوری روز و سرمایه‌ی کافی، در شرایط تحریم به دست نمی‌آید.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به سگ کشی؛ مطالبه‌ای اجتماعی یا هیاهو؟!
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

باشد که زوزه‌های جگرخراش سگ‌های بیچاره‌ای که به شیوه‌ای بی‌رحمانه کشته شدند، تازیانه‌ای باشد بر وجدان خفته‌ی جامعه که ناظر غیرفعال قربانی شدن طبیعت زنده‌ی کشور است!

 سگ کشی در شیراز، بار دیگر ماجرای سگ‌های رهاشده(1) را داغ کرد. واکنش‌های گسترده‌ی طرفداران حقوق حیوانات که با همراهی یا همدلی طیف گسترده ای از طرفداران محیط زیست هم همراه شد، اگرچه نشانگر نزدیک شدن جامعه‌ی ایرانی به نوعی بلوغ فکری در زمینه‌ی توجه به طبیعت و موجودان غیر انسان است، اما در عین حال یک ویژگی جامعه‌ی ایرانی را نیز به نمایش گذاشت؛ من این ویژگی را  "نشانگان (سندروم) هیاهوخواهی" می‌نامم. افراد یا جامعه‌ی مبتلا به این نشانگان، اعتراض را دوست دارد، اما دقیقا نمی‌داند که به چه چیزی اعتراض دارد. اعتراض می‌کند، اما جایگزین برای مورد اعتراض را نشان نمی‌دهد. سر و صدا می‌کند، اما نقد عمیق ارایه نمی‌کند. در اعتراض‌های خود، چند موضوع را خلط می‌کند، و اعتراض‌هایش بیشتر از جنس هیاهو است تا مطالبه.

با تاکید بر این که کشتن سگ‌های رهاشده به صورت گسترده و به عنوان تنها راه حل برای این مشکل، به‌ویژه به شکلی که با درد و شکنجه‌ی حیوان همراه باشد، عملی زشت و مردود است، می‌خواهم از زاویه‌ی دیگری هم به قضیه نگاه کنیم؛


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کسب و کار در محیطی پاکیزه و زیبا
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 برنامه‌ی پاک‌سازی بازار توسط کوه‌نوردان

کوه‌نوردان بسیاری در بازار شاغل هستند؛ در پی گفتگوهایی که با چند تن از این دوستان داشتیم، قرار شد که در روز چهارشنبه دوم اردیبهشت به مناسبت "روز زمین" به اجرای یک برنامه‌ی پاک سازی گذرگاه‌ها ، و ترویج فرهنگ حفاظت محیط زیست در بازار بپردازیم.

قرار برنامه برای شروع کار: تهران-بازار بزرگ، بعد از راسته‌ی ساعت فروش‌ها، قهوه‌خانه‌ی حاج علی درویش (آقای کاظم مبهوتیان)- ساعت ده صبح

 متن زیر، به صورت تراکت برای پخش در بازار تهیه شده است:

 بازار تهران با قدمتی دویست ساله، یکی از بزرگ‌ترین مراکز خرید و فروش ایران و یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری کشور است که علاوه بر میلیون‌ها ایرانی، هر سال مورد بازدید گردشگران خارجی بی‌شمار نیز قرار می‌گیرد. بازار، همچنین یک پایگاه اجتماعی ارزشمند است که نقش پررنگی در شکل‌گیری رویدادهای تاریخی کشور داشته و به دلیل آن که در این فضا، کاسبان و بازرگانان و مراجعه‌کنندگان ارتباط‌های گسترده‌ای با هم دارند، همچنان یک پایگاه بزرگ "سرمایه‌ی اجتماعی" به شمار می‌رود.

پاکیزه بودن فضای داخلی و دور و بر هر واحد صنفی، موجب آرامش روانی بهره‌برداران
و مراجعه‌کنندگان،  افزایش جذابیت محیط، و از این رهگذر سبب رونق بیشتر کار خواهد بود.

بیاییم با کاربست چند اصل ساده، محل کار خود را پاکیزه بداریم:

* هیچ‌گونه زباله و پسماند را در فضاهای عمومی رها نکنیم.

* کاغذ و مقوا را در یک کارتن، و نایلون‌ها و اشیای پلاستکی و فلزی را در یک کیسه نگهداری کنیم و در آخر وقت کاری (یا هر چند روز یک بار) به محل‌های جمع‌آوری پسماند برسانیم تا برای بازیافت مورد استفاده قرار گیرند. زباله‌های تر مانند پوست میوه و ته‌ماند غذا را با این پسماندها مخلوط نکنیم.

* از مشتریان بپرسیم که آیا برای جنس خریداری شده نیاز به کیسه‌ی نایلونی دارند (ممکن است از یک کیسه یا کیف برای خریدهای مختلف استفاده کنند).

* از ظرف‌های یک‌بار مصرف استفاده نکنیم؛ در صورت ضرورت، انواع تجزیه‌شدنی را به کار بریم. ظرف‌های یک‌بار مصرف را پس از استفاده تمیز کنیم و آن‌ها را با دیگر پسماندهای بازیافت‌شدنی، جمع‌آوری کنیم و تحویل دهیم.

* بکوشیم در هر زمینه‌ای مصرف خود را کمتر کنیم تا دورریز کمتری داشته باشیم و به اقتصاد خانواده کمک کنیم.


 
در مخالفت با طرح ادغام سازمان محیط زیست
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

طرحی در مجلس ارایه شده برای ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در وزارت کشاورزی! ظاهرا نمایندگان با توجه(؟!) به مشکلات محیط زیستی کشور و قصورهای سازمان حفاظت محیط زیست، چنین طرحی را پیش کشیده‌اند. شماری دیگر از نمایندگان هم طرح دیگری برای تبدیل سازمان به وزارتخانه در دست دارند که این یکی اگرچه در چند سال گذشته از سوی بعضی دوستداران محیط زیست کشور هم مطرح شده، اما به نظر می‌رسد که امروزه برای کنترل هرچه بیشتر سازمان حفاظت محیط زیست و استفاده از ابزار استیضاح به میان آمده است.

اگر کشور گرفتار انواع مشکلات فزاینده و فاجعه‌بار محیط زیستی است، راه چاره نه این گونه طرح‌ها، که تقویت جایگاه سازمان حفاظت محیط زیست است با: بازگرداندن اقتدار به سازمان برای "وتو"ی هرگونه طرح عمرانی ناپایدار؛ افزایش معنادار بودجه‌ی سازمان؛ دادن امکان به سازمان برای جذب نیروهای متخصص و محیط‌بان؛ فراهم ساختن زمینه‌ی مشارکت هرچه بیشتر سازمان‌های مردم‌نهاد در حفظ محیط زیست؛ و... .

شبکه‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد مخیط‌زیستی مازندران، در مخالفت با طرح ادغام، بیانیه‌ای داده است که در زیر می‌خوانید:

 

به نام خدا

 بیانیه شبکه سمن‌های محیط زیستی مازندران

 11 اسفند 1393

 ما با طرح ادغام سازمان حفاظت محیط زیست مخالفیم؛ ایران را ارومیه نکنید !

 شور بختانه به نظر می‌رسد هنوز بخشی از قانون‌گذاران کشور ما با خطرات متعدد زیست محیطی شامل بحران آب، پدیده بیابان‌زایی و ریزگردها، ناپایداری زیست بوم‌های جنگلی و مرتعی، آلودگی منابع آبی و خاکی، و سقوط آزاد رتبه زیست محیطی ایران درپایش های بین الملی، پی نبرده اند!

نمایندگان محترم، فاجعه مربوط به آینده نیست؛ ما هم اکنون در قلب فاجعه ایم!

چگونه بخشی از نمایندگان می‌پندارند که محیط زیست کالایی لوکس بوده و می توان آن را در هر ویترینی جای داد؟ ادغام سازمان جنگلها در وزارت کشاورزی و عقیم سازی و نا کارآمدی آن امروز دیگر بر هیچ‌کس پوشیده نیست.

واقعا براساس کدام آموزه علمی و با تجربه عینی می‌توان یک دستگاه نظارتی را در درون یک تشکیلات اجرایی که خود نیاز شدید به نظارت دارد، جای داد؟

نمایندگان محترم، براساس سند چشم انداز تو سعه ملی، قرار بر توانمند سازی و ارتقای سا ختار سازمان محیط زیست بوده، در صورتی که نتیجه طرح ادغام، زمین گیر شدن وجه نظارتی این سازمان است و این یعنی باز گذاشتن دست زمین خواران و طبیعت ستیزان!

نمایندگان محترم، حفاظت از محیط زیست با توجه به گستره و عمق فجایع سال های قبل، هم اکنون تبدیل به مهم ترین معضل کشور شده است. وضیعت از خط قرمز عبور کرده است، جایی برای اشتباهی دیگر نیست، ایران را ارومیه نکنید! ما هر گونه ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در هر سازمان با وزارتخانه ای را عملی کاملا اشتباه، ضد تو سعه پایدار و بر علیه منافع کلان ملی ارزیابی کرده و خواهان تجدید نظر اساسی در آن می باشیم.

ما، به ویژه از نمایندگان محترم استان مازندران – که قلب محیط زیست کشور است – می‌خواهیم باتمام توان خود مانع از تصویب چنین طرح هایی شوند.

 


 
دفاع از سازمان محیط زیست، دفاع از تمامیت ارضی کشور
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

اگر کشور را خانه‌ی بزرگ خود بدانیم، که چنین هست، آن‌گاه نمی‌توانیم "تمامیت ارضی" سرزمین را فقط مرزهای سیاسی کشور بدانیم. همان‌گونه که نمی‌توان خانه‌ی بی سقف را خانه‌ی قابل زیست دانست، کشوری با خاک فرسایش یافته و زمین فرونشسته و رودخانه‌های خاموش و کوهستان‌های بی‌گیاه را نمی‌توان سرزمین در خور ملتی بالنده دانست، که چنین سرزمینی مانند آن خانه‌ی بی سقف، تمامیت و سلامت لازم را ندارد.

 امروز، مساله‌ی حفاظت محیط زیست، مساله‌ی مرگ و زندگی است؛ آلودگی هوا به پس‌سوزها، مساله‌ی ریزگردها، چالش هراس‌انگیز آب، و معضل‌های زیست‌محیطی دیگر، حیات فیزیکی هزاران انسان را متوقف کرده و سلامت میلیون‌ها تن دیگر را شدیدا به خطر انداخته است. انکار این مساله، چیزی از ژرفای فاجعه نمی‌کاهد، اما بیان آن و گام برداشتن در راه کاستن از آلودگی‌ها و تخریب‌ها، طبق اصل پنجاهم قانون اساسی، وظیفه‌ی همه ی ما است و می‌تواند آهسته آهسته، شیب انحطاط محیط زیست این سرزمین را کم سازد. قطعا با نگاه دوراندیشانه به همین نکته‌ها بوده که در هفته‌ی منابع طبیعی سال گذشته، عالی‌ترین مقام کشور گفتند: «اگر محیط زیست تخریب شود، سیاست و اقتصاد و پیشرفت کشور... همه باطل خواهند شد».

طرح ادغام سازمان حفاظت محیط زیست با سازمان جنگل‌ها و مراتع (در واقع، تنزل درجه‌ی سازمان به یک معاونت در وزارتخانه‌ی کشاورزی)، یا حتی طرح تبدیل این سازمان به وزارتخانه، در شرایط کنونی فقط به تضعیف هرچه بیشتر تشکیلات مسوول حفظ سلامت هوا و آب و خاک که مسوول زندگانی زیستمندان کشور هم هست، خواهد انجامید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ریزگردی که غول‌ بیابان شد!
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ٤ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی و کوشان مهران- اعتماد

سیاستمداران، تمایل دارند که در برابر انتقادهایی که به ایشان در مورد برنامه‌های توسعه‌ای ناپایدار می‌شود، بگویند که «شما منتقدان، در دولت گذشته کجا بودید؟!» یا «چرا در فلان جا از آن مدیر انتقاد نکردید؟!»(1). شبیه همین پرسش‌ها را آقای کیخا، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست (امضاکننده‌ی تفاهم‌نامه‌ی واگذاری جزیره‌ی حفاظت شده‌ی آشوراده به سرمایه‌گذاران) در روز 21/10/1393 خطاب به نمایندگان سازمان‌های مردمی منتقد گفت که شما چرا در برابر طرح‌های مخرب دولت‌های گذشته چیزی نمی‌گفتید، و خوب است که این حساسیت را در جاهای دیگر هم می‌داشتید؟!

این گونه برخورد، بیش از هر چیز، نشانگر آن است که دولتمردان مطالعه‌ی کمی دارند و به ویژه بسیار کم به رسانه‌های منتقد سر می‌زنند. کیست که فقط سری به اینترنت، مثلا در جستجوی عبارت "جاده‌ی پارک ملی گلستان" یا "خط لوله‌ی دنا"، زده باشد و چندین هزار یادداشت و مقاله در نقد کارهای مخرب محیط زیست را که در چندین سال گذشته نوشته شده و تقریبا تمام آن‌ها از سوی سمن‌ها و کارشناسان غیردولتی و خبرنگاران بوده، ندیده باشد؟! واقعیت این است که باید از یک "سندروم ندیدن فاجعه" سخن گفت که مدیران ما به آن دچار شده‌اند... .

 

 

 

 

 

درس‌هایی که گرفته نشد


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آیا بضاعت محیط زیست ایران همین است؟!
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

دیروز، 18 بهمن، یک همایش در بوستان نظامی گنجوی تهران و سپس یک تجمع در جلوی ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست در اعتراض به طرح تبدیل جزیره‌ی آشوراده به منطقه‌ گردشگری برگزار شد که گزارش تصویری آن را می‌توانید در وبلاگ ستاد مردمی نجات آشوراده یاتارنمای زندگی سالم ببینید. توقع این بود که دوستداران طبیعت ایران، برای برخورد موثر با این "مهم‌ترین مساله‌ی محیط زیست کشور"، پرشور تر و پرشمار تر حضور می‌یافتند.

 اگر از هر یک از آن 130 سمن که خود را (غالبا در پای کیبورد؛ در دنیای مجازی؛ با ای میل و وایبر!) حامی "ستاد مردمی نجات آشوراده" اعلام کرده‌اند، فقط یک نفر در برنامه‌ی دیروز شرکت می‌کرد، همایش و تجمع با بیش از دو برابر آدم‌های حاضر برگزار می‌شد!

 آیا مردم کشورهایی که امروز وضع محیط زیستی بهتری دارند، با پشتکار و دلسوزی شبیه به ما، خواسته‌های خود را از دولت‌هایشان مطالبه کرده‌اند؟!

ما امیدوار به حمایت واقعی (و نه فقط مجازی) طبیعت‌دوستان کشور هستیم... .

 

 


 
حسن نیت سازمان حفاظت محیط زیست
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبر آنلاین

سمن‌ها (سازمان‌های غیردولتی) محیط زیستی، هیچ‌گاه چنین یک‌دست و پردامنه در برابر یک تصمیم سازمان حفاظت محیط زیست موضع‌گیری نداشته‌اند؛ قضیه‌ی امضای تفاهم‌نامه میان این سازمان و سازمان میراث فرهنگی برای تبدیل جزیره‌ی نامسکون و حفاظت شده‌ی آشوراده به یک مرکز گردشگری، تمامی سازمان‌های غیردولتی مدافع محیط زیست، بسیاری از سمن‌های حوزه‌ی گردشگری، و شمار زیادی از کنشگران و صاحب‌نظران دیگر را، با وجود اختلاف نظرهای بسیار، به رویارویی یک‌پارچه با سازمان مسوول حفظ محیط زیست کشور واداشته است.

 جالب توجه این که این گروه‌ها که نوعا طرفدار روی کار آمدن حسن روحانی و ابتکار به عنوان رییس جمهور و معاون ریاست جمهور بوده‌اند، اینک در ماجرای آشوراده  با مخالفان سیاسی این دو شخصیت هم‌موضع شده‌اند.
همایش 25 دی در لواسان

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جنگل ابر را تخریب نکنید!
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

زمین آنلاین

 در پی درخواست 151 نماینده‌ی مجلس از رییس جمهور مبنی بر اجرای جاده‌ی جنگل ابر، تشکل های زیست محیطی کشور با امضای طوماری خطاب به دکتر حسن روحانی خواستار ارتقای جنگل ابر به عنوان منطقه‌ی حفاظت شده شدند.

 

جمعیت دیده‌بان طبیعت شاهرود، موسسه‌ی شاهوار زیست، رفتگران طبیعت استان سمنان، گروه کوه‌نوردی پدیده شاهرود، انجمن صلح آب شاهرود، رفتگران طبیعت استان گلستان، دیده‌بان میانکاله بهشهر، موسسه‌ی دیده بان کوهستان تهران، انجمن کوه‌نوردان ایران، موسسه‌ی سبزاندیشان اراک، رفتگران طبیعت استان مازندران، انجمن دوستداران دماوند کوه، گروه مهرگان طبیعت نکا، گروه فرهنگی ورزشی گرگان، موسسه‌ی کوهستان سبز تهران، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست تهران، و صدها شخصیت حقیقی دیگر از جمله امضا کنندگان هستند.

متن این نامه به شرح زیر است: 

جناب آقای دکتر حسن روحانی 
ریاست محترم جمهور و رییس شورای عالی حفاظت محیط زیست

با سلام


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آب و جمعیت
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۸ آذر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
درباره‌ی مشارکت مردمی نظر دهید!
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- خبر آنلاین

طرحی که هم منتقدانی جدی و هم طرفداران پرشماری داشت، سرانجام تصحیح، تکمیل و آماده‌ی انتشار شده است. لطفا در باره آن اظهار نظر فرمایید و به سازمان حفاظت محیط زیست برای نهیه‌ی یک طرح کامل‌تر و بی‌نقص‌تر در حوزه‌ی جلب مشارکت شهروندمحور کمک کنید ...

سرانجام پس از ماه‌ها بررسی و آسیب‌شناسی طرح‌های مبتنی بر آموزه‌ی «مشارکت شهروندمحور» در سازمان حفاظت محیط زیست، مانند طرح همیار محیط زیست، محیط یار، زیست‌بان افتخاری، پلیس محیط زیست و نظایر آن، پیش‌نویس طرحی فراهم شد که در نگارش آن کوشیده شده تا نظر اغلب کارشناسان ذیصلاح مرتبط اخذ شود. اینک شما هموطن عزیزی که مایلید به عنوان یک شخصیت حقیقی و به صورت فردی با سازمان حفاظت محیط زیست همکاری کنید، می‌توانید پیش‌نویس طرح همیاران محیط زیست را در این نشانی مطالعه کرده و چنانچه در مورد آن نظری اصلاحی یا انتقادی دارید، تا روز دوشنبه هفته آینده - 28 مهر 1393 - پیشنهادها و انتقادهای خود را به رایانامه hamyar@doe.ir ارسال فرمایید.

 
امان از بنرنویسی‌های شهرداری، و ظرف‌های یک‌بارمصرف!
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

شهرداری، چه‌کاره‌ی شهروندان است که با پول ایشان به هر مناسبت - و بی‌مناسبت - صدها بنر بر در و دیوار شهر می‌آویزد؟!

  درس اخلاق دادن‌های بی‌محتوا یا تکراری، تسلیت‌گویی‌های پرشمار، تغییر فصل‌ها، اعلام مراسم بزرگداشت و نکوداشت، شروع یا پایان یافتن یک پروژه، مناسبت‌های مذهبی و ملی، آغاز سال تحصیلی، و مانند این‌ها هرکدام بهانه‌ای است برای آن که شهردای تهران، تیرهای برق و تیرهای میانه‌ی خیابان‌ها یا بدنه‌ی پل‌های عابرپیاده را با پارچه‌نوشت‌ها بپوشاند. پرسش این‌جا است که حتی اگر چنین پیام‌رسانی‌هایی ضروری باشد (که در بسیاری موارد نیست) آیا شهرداری نمی‌تواند با استفاده از روزنامه‌ی همشهری یا رادیوی خودش این کار را انجام دهد؟ چرا باید برای پیامی که حداکثر چند روزی ارزش ماندگاری دارد، صدها و هزاران مترمربع پارچه‌ی ضخیم نایلونی که برای واردات آن ارز از کشور خارج شده و به سرعت به زباله‌ای ماندگار بدل می‌شود را مصرف کنند؟ آیا این هم به کسب و کاری برای یک عده بدل شده و مشوق شهرداری در انجام آن هستند، و عواملی هم در شهرداری ذینفع در کار؟!

 شهرداری تهران با این کار نه‌تنها به منابع مالی و محیط زیست این شهر آسیب می‌رساند، بلکه الگویی پر ایراد برای دیگر شهرها و نهادها، و برای شهروندان فراهم می‌سازد. این الگو، سرمشق یا تاییدی می‌شود برای کار مردمی که برای تسلیت گفتن به دیگران یا خوشامدگویی به حاجیان، به در و دیوار یک خانه یا مسجد، چندین بنر می‌زنند. همچنان که مشوق مدیران دستگاه‌های دولتی و غیردولتی می‌شود که برای خوشامدگویی به یک مدیر بالاتر و یا شرکت‌کنندگان در یک همایش و...  بنر نصب می‌کنند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نیاز به نقد؛ در کوه‌نوردی، در حفاظت کوهستان
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱٥ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

"همایش تحقیقی کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی در فضای مجازی" از سوی فدراسیون کوه‌نوردی در روز پنج‌شنبه 12 شهریور برگزار شد که گزارشی از آن را می‌توانید در کوه‌نوشت بخوانید.

یکی از محورهای همایش، "نقد" بود و من هم مقاله‌ای در این زمینه برای همایش فرستاده بودم که جزو مقاله‌های انتخاب شده، ارایه شد. متن این مقاله را می‌توانید در ادامه بخوانید.

 

نیاز به نقد؛ در کوه‌نوردی، در حفاظت کوهستان

اشاره

این مقاله نخستین بار در در فصل‌نامه‌ی کوه، شماره‌ی 67، تابستان 1391 چاپ شد که در این‌جا با کمی اصلاح و گسترش ارایه می‌شود. درآن زمان آن‌چه که مرا به نوشتن مطلبی درباره‌ی نقد واداشت، بیشتر این بود که توجه وبلاگ‌نویسان را به تعریف، ضرورت، و چگونگی نقد جلب کنم. فضای وبلاگی، برخلاف محیطی که در آن مطالب به "زیور طبع آراسته می‌شود"، ضمن آن‌که فرصت بزرگی را برای هر کس که چیزی برای طرح دارد فراهم ساخته، ساده‌گیری و آشفته‌گویی را هم بیش از پیش ممکن کرده است. در این فضا، سردبیر و ویراستار ندارید، بیشتر مواقع، کس دیگری هم نیست که مطلب شما را بازخوانی کند، ایرادهای آن را بگیرد، یا ویرایش نگارشی کند. به این علت، ممکن است که نوشته‌ای پراشتباه از جنبه‌ی مضمون، یا پر غلط از جنبه‌ی آیین نگارش، یا مغرضانه، با سوگیری، پیش‌داورانه، سطحی‌نگرانه، نادقیق، نامرتبط، و پراکنده‌گویانه هم منتشر شود.

بر این عقیده‌ام که در این محیط پر مطلب و پر اطلاعات، وبلاگ‌نویس وظیفه دارد که کار خود را جدی بگیرد؛ پیش‌نویس خود را چند بار بخواند، اگر امکانش را دارد با کس دیگری مشورت کند، و در هر صورت در زدن دکمه‌ی "انتشار" شتاب نکند. در غیر این صورت، فقط به شلوغ‌تر شدن محیط پرداخته و کمکی به ارتقای موضوع مورد علاقه‌اش نکرده است. این نکته‌ها به‌ویژه هنگامی اهمیت دارد که وبلاگ‌نویس بخواهد وارد حوزه‌ی نقد شود؛ آیا موضوعی را که می‌خواهد نقد کند، خوب می‌شناسد؟ به‌راستی، یک موضوع یا مطلبی را می‌خواهد نقد کند یا به دنبال بهانه‌ای بوده که کننده یا نویسنده را بکوبد؟ آداب نقد را می‌شناسد؟ تا چه حد توان تفکیک داوری‌هایی را که پیشاپیش از فاعل یک امر داشته، از عمل کنونی او که قرار است نقد شود دارد؟ اساسا آیا هدفی را برای خود تعریف کرده، یا فقط برای سرگرمی وارد فضای مجازی شده است؟

خرداد 1393

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تحریم‌ها؛ ضدیت با حق توسعه
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یک کارزار (کمپین) در مخالفت با تحریم‌های گسترده بر ضد ایران راه‌اندازی شده که متن آن به شرح زیر است، و برای امضای آن می‌توانید اینجا را کلیک کنید.

حق توسعه در بیانیه سال ۱۹۸۶ سازمان ملل متحد به عنوان مکمل حقوق بشر یا در واقع شرط تحقق آن رسمیت یافته است. به موجب این بیانیه انسان‌ها بطور فردی و جمعی حق دارند از توسعه اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و سیاسی، و از میراث مشترک بشری بهره‌مند شوند. یکی از وظایف دولت‌ها این است که بطور مشترک با برقراری صلح و امنیت جهانی، زمینه‌ساز تحقق حق توسعه گردند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه‌ی سرگشاده به خانم ابتکار
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی
در روز 25 تیر ماه، خانم ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، در سالن اداره‌ی کل محیط زیست استان تهران دیداری با مدیران و کارمندان و محیط‌بانان آن اداره‌ی کل و همچنین با نمایندگان چند سازمان مردم‌نهاد (سمن: ان جی او) داشتند. نامه‌ی زیر را قرار بود که ما نمایندگان چند سمن* در آن نشست به ایشان بدهیم و اگر فرصتی شد، درباره‌ی آن گفتگویی بکنیم. اما آن نشست، صورت یک گردهمایی شلوغ یافت که چند نفری در آن سخنانی می‌گویند و جمعیت زیاد هم فقط گوش می‌کنند (یا نمی‌کنند!) و فرصتی برای گفتگو نماند.
 
 در این نامه، برای آن که کلی‌گویی نشود، از میان انبوه معضل‌های محیط زیست کشور، به دو مورد: یکی مربوط به محیط‌های طبیعی، و دیگری مربوط به محیط‌های شهری اشاره کرده‌ایم:

سرکار خانم ابتکار

رییس گرامی سازمان حفاظت محیط زیست

با سلام و احترام؛

  ضمن سپاسگزاری از این که یک بار دیگر وقت گذاشته و نشستی با نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد برگزار کرده‌اید، و با قدردانی از مجموعه فعالیت‌های سازمان حفاظت محیط زیست که سبب رسانه‌ای شدن موضوع محیط زیست و افزایش حساسیت همگانی به این امر حیاتی شده است، و با آگاهی از این که دولت به تنهایی مسوول بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها و اقدام‌ها نیست، وظیفه‌ی خود می‌دانیم که همچون گذشته چشم بر روی تخریب و آلوده‌سازی محیط زیست کشور نبندیم و نکته‌هایی را بیان کنیم. در این فرصت، دو انتقاد و دو پیشنهاد را به عرض می‌رسانیم:

 نخست، انتقادها:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یک روزنامه‌نگار زن آلمانی یک‌سال بدون مصرف‌گرایی زندگی کرد
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ تیر ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

افزون بر انتقال یک تجربه، هدف ما از انتشار این مطلب یک یادآوری مهم است:

تخریب طبیعت و مشکلات محیط زیست مانند آلودگی هوا، آب و خوراک به دلیل سبک زندگی مصرف‌گرایی و خرج و مصرف بی‌رویه است. ممکن است ما نتوانیم یک‌سال بدون مصرف‌گرایی زندگی کنیم، اما می‌توانیم کم‌تر بخریم و کم‌تر مصرف کنیم. کم‌تر  ماشین سوار شویم و و کم‌تر غذا دور بریزیم. کم‌تر و کم‌تر!

                                         

یک روزنامه‌نگار آلمانی یک‌سال کامل را بدون پول زندگی کرده است تا شخصاً زندگی در شرایط فرضی سقوط کامل سیستم اقتصادی موجود را تجربه کند.

گرتا تاوبرت (Greta Taubert) زن ۳۰ ساله آلمانی در این یک‌سال به طور کلی با جامعه مصرفی که همه مردم در آن زندگی می‌کنند خداحافظی کرد و حتی یک سِنت هم برای خرید موادغذایی و یا پوشاک خرج نکرد.

وب‌سایت خبری رپلر در ادامه گزارش خود می‌نویسد که در پایان این دوره یک‌ساله ریاضت مطلق وقتی که از گرتا تاوبرت سؤال شد که اکنون چه چیزی را بیش از هر کالای دیگری می‌خواهد در پاسخ گفت: «وسایل بهداشتی و نظافت فردی و چند جفت جوراب و یا جوراب شلواری».

او در ادامه مصاحبه افزود: «در تمام این دوره یک‌ساله من مواد بهداشتی لازم را برای خودم تهیه می‌کردم که همه آنها 100درصد از مواد طبیعی بودند. من حتی برای خودم شامپو و صابون درست می‌کردم، البته ظاهر من به خاطر مصرف این مواد خیلی تغییر کرده بود. دوستانم می‌گفتند که شبیه انسان‌های نخستین و نئاندرتال‌ها هستم و شاید در این کار افراط کرده‌ام.»

گرتا تاوبرت روزنامه نگار ساکن شهر لایپزیگ آلمان موادغذایی خود را از طریق کشت سبزیجات در باغ‌های کوچک حاشیه شهر که به طور جمعی اداره می‌شوند تامین می‌کرد. برای تامین پوشاک مورد نیازش لباس‌های خود را در فروشگاه‌های پوشاک دست دوم با اقلام دیگر و بدون پرداخت پول معاوضه می‌کرد.

خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی که درباره گرتا تاوبرت منتشر کرده می‌نویسد که او برای تعطیلات سالانه، در جاده‌ها از مسافران دیگر می‌خواست که وی را همراه خود تا مقصد بعدی ببرند. او به همین شکل توانست حدود ۱۷۰۰ کیلومتر سفر کرده و از لایپزیگ در شرق آلمان به بارسلون برود.

دوره اقامت خود در شهر بارسلون را نیز همراه گروهی از جوانان که ساختمان‌های خالی را اشغال کرده و در آنها زندگی می‌کنند سپری کرد.

او از تجارب سخت خود در این دوره کتابی نوشته‌است با عنوان «آخرالزمان ، هم‌اینک!» که به فیلمی با عنوان مشابه به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا از کارگردانان مشهور آمریکایی و محصول سال ۱۹۷۹ اشاره دارد. کتاب گرتا تاوبرت در فوریه امسال به زبان آلمانی منتشر شده ‌است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
11 دلیل برای آغاز استفاده از دوچرخه
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : مریم عطاریه

لینک مطلب را اینجا در زیست نیوز می توانید ببینید.

ما باید نگاهمان را به سمت روش های درستی معطوف کنیم که منجر به آغاز استفاده از دوچرخه و تحمیل آن در حمل و نقل عمومی شود.

بی شک سازگاری استفاده از دوچرخه با محیط ­زیست را در حمل و نقل عمومی را درک کرده­ایم.  اما اگر می­خواهیم شروع کنیم – یا شاید می­خواهیم کسانی را متقاعد کنیم که رفت و آمد با دوچرخه چیز خوبی است –11 دلیل برای ماندن ماشین­ ها در پارکینگ و شروع حرکت  دوچرخه­ها وجود دارد. بیایید با هم برانیم!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
.کار داوطلبانه را گرامی می‌داریم
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

شهناز قلیزاده*

روز کار داوطلبانه (Give and Gain Day) یک رویداد جهانی است که براساس آن کارکنان شرکت‌ها و سازمان‌ها، یک روز از سال، در طول ساعت کاری خود فعالیت‌های داوطلبانه‌ انجام می‌دهند. در ایران نیز از طرف مرکز ترویج مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها روز 16 اردیبهشت روز کار داوطلبانه نامگذاری شده است.

 

دفتر انجمن کوه نوردان ایران- چند تن از فعالان "دیده بان کوهستان"

برنامه‌های کار داوطلبی بخشی از استراتژی مسئولیت‌های اجتماعی افراد هستند که جهت مشارکت داوطلبانه در جامعه و تلاش در جهت رفع چالش‌ها و مشکلات آن، تعریف و سازماندهی می‌شوند. این برنامه‌ها طیف وسیعی از فعالیت‌ها را شامل می‌شوند. هر چه برنامه داوطلبی با علایق افراد همسوتر باشد میزان ارزش مشترک خلق شده و اثربخشی برنامه داوطلبی بیشتر خواهد بود. این برنامه‌ها می‌توانند به دو صورت فردی و گروهی سازماندهی شوند که حاصل آن موجب منتفع شدن جامعه محلی و افراد خواهد شد. افراد تحت عنوان "روز کار داوطلبانه " یک روز در سال، فعالیت‌های داوطلبانه‌ای را انجام می‌دهند. مثلا افراد می‌توانند به شکل گروهی در پروژه‌هایی در اجتماع محلی خود همکاری کنند. مثل فعالیت‌های آموزشی، هنری، محیط‌ زیستی، اجتماعی، بهداشت و سلامت.

این برنامه‌ها یکی از فاکتورهای مهم در تقویت ارزش‌ها و فرهنگ‌های اخلاقی حاکم بر جامعه به شمار می‌رود. هر چه افراد نسبت به چالش‌های اجتماعی جامعه آگاه‌تر شوند نتایج حاصل از کار داوطلبانه مفیدتر خواهد بود.

برنامه‌های داوطلبی انواع مختلفی دارند. از مشارکت یک روزه افراد داوطلب در برنامه‌های تعریف شده در حمایت از جامعه محلی و برای پرداختن به یک مسئله و چالش خاص تا برخورداری از یک برنامه منظم هدفمند بلندمدت و مستمر که طی آن افراد دانش و مهارت‏های تخصصی خود را در راستای ظرفیت‌سازی سازمان‌های غیردولتی و مردم نهاد در اختیار آنان قرار می‌دهند. این شیوه مشارکت و این نوع از برنامه داوطلبی از متداول‌ترین، اثربخش ترین و ارزش آفرین‌ترین نوع آن به شمار می‌رود که روز به روز هم محبوبیت بیشتری می‌یابد. 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جنگل‌های ایران در گذشته، و چند نمونه‌ی تاریخی از جنگل‌زدایی در کشور
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی و کوشان مهران- خبر آنلاین

در این یادداشت، نگاهی گذرا داریم به وضع جنگل‌های ایران در زمان‌های گذشته، و موضوع جنگل‌زدایی که هیچ‌گاه متوقف نشده است.

کره‌ی زمین به صورت طبیعی تمایل شگفت‌انگیزی به پوشاندن خود با گیاهان دارد! جنگل‌ها که از پیچیده‌ترین و پرحجم‌ترین پوشش‌های گیاهی هستند، هنوز با وجود تخریب گسترده‌ی آن‌ها در چند دهه‌ی اخیر، حدود یک سوم سطح زمین (40 میلیون کیلومتر مربع) را می‌پوشانند. در ایران، طی دوره‌های تاریخی (که در مقیاس زمین‌شناختی، "دوران معاصر" تلقی می‌شود) مساحت جنگل‌ها بسیار بیشتر از امروز بوده است. آن‌گونه که در اسطوره‌ها آمده، ایختوویگو پادشاه ماد و پدر ماندانا دستور داده بود که نوزاد دخترش در جنگلی رها و طعمه‌ی درندگان شود، اما آن نوزاد به دست جنگل‌بانی پرورش یافت و کورش نام گرفت و بعدها پادشاه بزرگ ایران شد. از این اسطوره برمی‌آید که اطراف همدان امروز که هیچ پوشش درختی طبیعی انبوه ندارد، در حدود 2500 سال پیش، جنگلی و پر از جانوران درنده بوده است. ناصرخسرو قبادیانی که در نیمه‌ی قرن پنجم هجری از خوزستان عبور کرده، از فضاهایی جنگلی منطقه نوشته که در آن‌جا نمی‌شده آسمان را دید. امروزه، سالم‌ترین پوشش‌های جنگلی خوزستان که در کناره‌های رود دز قرار دارند، بسیار تُنُک و در برگیرنده‌ی درختان کوتاه و درختچه است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زخمی بر تن کوه‌
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

بهمن علی آبادی - جدید آنلاین       

پس از انتشار یک مقاله و گزارش تصویری در جدیدآنلاین به مناسبت زادروز آیدین بزرگی، یکی از کوه نوردان دهه 1360، در یادداشتی از خاطره ی قدیمی خود در علم کوه یاد کرده است و از منظری دیگر به موضوع پرداخته است. انتشار این مطلب به معنای هم نظری دیده بان کوهستان نیست.


نمی‌دانستم خاطرۀ «باز کردن» مسیری جدید روی دیوارۀ علم کوه بعد از سالیان سال این طور تازه مانده است. نمی‌دانستم هنوز تا این حد آزاردهنده است. خواندن در باره مسیری که آیدین بزرگی و همراهانش در برودپیک باز کردند تمام آن خاطره را با جزییاتش زنده کرد.

سال شصت و هشت من عضو جوان و کم تجربۀ گروهی بودم که عزم کرده بود مسیری جدید روی دیوارۀ علم کوه باز کند. کار روی این مسیر در سال‌های جنگ و کوپن و بمباران شهرها شروع شده بود، سال‌هایی که یافتن اتوبوسی که گروه را به کلاردشت برساند سخت بود چون اتوبوس‌ها را یا برای اعزام سربازها به جبهه می‌بردند یا برای حمل جنازه از جبهه به شهرها. سال‌هایی که بسیاری از کوه‌نوردها با فکه و شلمچه آشناتر بودند تا مسیر فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها روی دیوارۀ علم کوه.‌


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بهار بی آیدین
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پیش‌نویس شیوه‌نامه‌ی تشکیل شبکه، و یک نقد
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

تشکیل "شبکه" از ضرورت‌های کار ان جی اویی است؛ پیش‌نویس "شیوه‌نامه‌ی تشکیل شبکه‌های استانی، منطقه‌ای و ملی سمن‌های محیط زیستی کشور" را محمد درویش، چهره‌ی برجسته‌ی محیط زیست، و مدیر کل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست، روی تارنمای خودش گذاشته است که آن را در "ادامه‌ی مطلب" این وبلاگ هم می‌توانید ببینید.

دیده‌بان کوهستان با استقبال از رویکرد ارزنده‌ی سازمان حفاظت محیط زیست در جلب مشارکت سازمان‌های غیردولتی محیط زیستی، نقدی هم بر این پیش‌نویس دارد:

در این طرح، ابتکار عمل در دست سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر دستگاه های دولتی است؛ سازمان اقدام به شناسایی سمن ها می کند، سازمان از ان جی او ها دعوت می‌کند، و سازمان صلاحیت آن ها را بررسی می کند. به نظر ما، دست کم دعوت از سمن ها، باید به صورت مشترک توسط سازمان محیط زیست و دو سه سمن فعال و شناخته شده  صورت گیرد.

اما، بزرگ ترین اشکال این طرح، مطالبه ی مدرک تحصیلی (آن هم در رشته ی محیط زیست) است. به نظر ما، اولا مدرک تحصیلی لزوما به معنای کارشناس بودن در هیچ رشته ای نیست. به ویژه در کارهای اجتماعی، داشتن تجربه‌ی مشخص و مستمر، ارزشمند تر از مدرک است. ثانیا از سازمان محیط زیست می‌پرسیم که شما چند تا سمن را می شناسید که گردانندگان و فعالان آن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد در محیط زیست داشته باشند؟! امروزه ده ها هزار تن “کارشناس” فارغ التحصیل در رشته ی محیط زیست داریم، اما این گروه پرشمار، در کدام جنبش و کارزار اجتماعی محیط زیستی شرکت دارند؟! آیا فکر نمی کنید که بیشترین شمار این دانش‌آموختگان، نه با عشق واقعی به محیط زیست، بلکه به ناچار وارد این رشته‌ی تحصیلی شده‌اند؟! با طرح موضوع مدرک تحصیلی، سازمان، هزاران فعال واقعی محیط زیست را از گردونه‌ی تصمیم گیری و تصمیم‌سازی بیرون می‌کند. بهتر است دست‌کم در کارهای غیردولتی و داوطلبانه، مدرک‌گرایی بیمارگونه‌ی ایرانی را کنار بگذارند و میدان را برای عاشقان واقعی باز بگذارند. مساله‌ی محیط زیست در ایران، مساله‌ی مدرک تحصیلی نیست؛ مساله‌ای اجتماعی و در گروی مشارکت قشرهای گوناگون جامعه است.

لطفا مشارکت فرمایید ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در اعتراض به طرح انحلال سازمان محیط زیست
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

به نام خدا

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ایران

 اعضای محترم کمیسیون های کشاورزی،آب و منابع طبیعی و فراکسیون های محیط زیست و سازمان های مردم نهاد،

 نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ایران

 کشور ایران در شرایط بسیار حساسی قرار گرفته است.  آنچه به دل مشغولی امضا کنندگان این نامه مربوط است بحران های جدی و حاد محیط زیست کشور است. مشکلاتی که متاسفانه سیاهه آن بسیار طولانی و چاره جویی برای کاهش یا التیام آن ها پرهزینه و نیازمند عزم ملی و حمایت کلیه نهادها، سازمان ها و قوای سه گانه کشور می باشد. نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ایران به خوبی از دشواری حل معضل خشکی دریاچه ارومیه، مقابله با ریزگردها، کاهش آلودگی شدید هوای بسیاری از شهرهای کشور که سلامت مردم را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است آگاهند. مشکل آب کشور و افت سفره های آب زیر زمینی، کاهش 60 درصدی آب دریاچه های سدها و فرونشست دشت های کشور از مشکلات اساسی کشور است که می تواند آب شرب، کشاورزی و صنعتی کشور را دچار بحران جدی نماید این مشکلات  هر ساله جدی تر شده اند و اکنون به وضعیت بحرانی رسیده اند که  نیازمند اقدامات عاجل هستند.

 در این شرایط بحرانی محیط زیست کشور،  ما متخصصان، کارشناسان، مشاوران، فعالان و تشکل های مردم نهاد محیط زیست، آب و منابع طبیعی ازنمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی درخواست می نماییم که با تعیین اولویت برای مشکلات اصلی مردم شامل آب و هوا، به یافتن راه کارهای قانونی برای حل این مشکلات کمک کنند.

 در شرایطی که سازمان حفاظت محیط زیست برای حل بحران های محیط زیست، نیازمند تقویت سازمانی، دریافت پشتوانه های قانونی محکم و تخصیص بودجه های متناسب از سوی مجلس است، خبری بهت آور منتشر شد.  در این خبر آمده است که تعدادی از نمایندگان مجلس، طرح انحلال سازمان حفاظت محیط زیست و ادغام آن در معاونت جنگل‌ها و مراتع وزارت کشاورزی را مطرح کرده اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شرکت‌های "دانش‌بنیان" در تالاب‌ میانکاله چه می‌جویند؟!
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

به مناسبت دوم فوریه / سیزدهم بهمن، روز جهانی تالاب‌ها

عباس محمدی- سبزپرس

هنریک مجنونیان در کتاب "تالاب‌ها" (سازمان حفاظت محیط زیست، 1377، ص3) می‌نویسد: «تالاب‌ها را می‌توان از جمله نظام‌های حیات‌بخشی به حساب آورد که مطلقا جایگزینی ندارند و مفیدترین و در عین حال بدبیارترین اکوسیستم‌های طبیعت به شمار می‌روند». حبیب‌‌الله نجاری نیز در کتاب "تالاب بین‌المللی گاوخونی اصفهان" (سازمان حفاظت محیط زیست، 1382، ص10) می‌نویسد: «تالاب‌ها بالاترین میانگین تولید اولیه‌ی خالص را در میان بوم‌سازگان‌های جهان دارا هستند. مثلا یک تالاب آب شور می‌تواند بیست برابر یک دریای ژرف زی‌توده (biomass) در متر مربع در سال تولید کند. با وجود این که تالاب‌ها درصد ناچیزی از سطح بیوسفر جهان را شامل می‌شوند، اما حدود 10 تا 14 درصد کربن جهان را در خود نگهداری می‌کنند».

در ایران، تالاب‌ها را می‌توان از نظر تاثیر در حفظ و تصفیه‌ی منابع آب زیرزمینی و رو زمینی، تثبیت کربن وجلوگیری از گرمایش زمین، حفاظت خاک، حفظ تنوع زیستی، ایجاد ثروت برای مردم با فراهم ساختن امکان دام‌پروری و ماهی‌گیری و صید و شکار، و فراهم ساختن چشم‌اندازهای بی‌مانند برای گردشگری، ارزشمندترین بخش‌های سرزمین (به نسبت مساحت) دانست. فقط کافی است اشاره کنیم که یکی از بزرگ‌ترین مشکلات زیست‌محیطی ما، یعنی بروز پدیده ی ریزگردها که در بیشتر روزهای سال هوای بخش بزرگی از کشور را غیر قابل تنفس می‌کند، تا حد زیادی به علت آسیب‌دیدگی تالاب‌ها است. و باز اشاره می‌کنیم که همین پدیده‌، سبب بارش گرد و خاک بر روی برف و یخ‌های کوهستانی کشور و در نتیجه موجب ذوب ناگهانی آن‌ها در بهار، و جاری شدن سیل‌های غیرطبیعی و فرسایش خاک می‌شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
طرحی برای نابودسازی سازمان محیط زیست
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٩ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

طرحی که 64 نماینده‌، برای ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در یکی از معاونت‌های وزارت کشاورزی به مجلس ارایه کرده‌اند، در واقع طرحی است برای راحت کردن خیال "دوستان" از مزاحمت‌های این سازمان. سازمانی که دایره‌ی اختیارات و وظیفه‌هایش، بسی گسترده‌تر از چند وزارتخانه است و باید شرایط حیات انسانی و جانوری و گیاهی کشور را رصد و مدیریت کند، هم‌اینک هم (بر اثر چند سال "تلاش" دولت‌مردان پیشین) به تشکیلاتی ضعیف و حاشیه‌ای بدل شده است. اما، گویا آقایان به این راضی نیستند و می‌خواهند "دندان چرکی" را بکشند!

دراین مورد، روزنامه‌ی اعتماد، گفتگویی با چند کنشگر محیط زیست داشته است که آن را می‌توانید در اینجا بخوانید؛ بخشی را که خلاصه‌ی گفته‌های من است، نیز می‌توانید در ادامه‌ی مطلب ببینید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
وقف؛ راهی بهتر از تخصیص یارانه، برای محیط زیست
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران

 گوستاو لوبون، خاورشناس فرانسوی، در کتاب معروف خویش به داستان جالبی اشاره نموده است؛ یکی از مسجدهای شهر قاهره در مصر، به تغذیه‌ی گربه‌ها و کبوتران می‌پرداخت و برای تامین هزینه‌ی کار، چند ملک وقف درآمدزایی ماندگار آن شده بود.

 به دلیل دیرینگی ناامنی در ایران، هرج و مرج، یورش ملت‌های بیگانه، چپاول گری اقوام هموطن، و نبود امنیت اجتمایی، وقف یکی از مهم ترین راهکارهایی بوده که از تفکیک دارایی ها و به یغما رفتن و مصادره شدن آنها تا حد زیادی جلوگیری می‌کرده است. در تاریخ می توان به وقف نامه معروف ربع رشیدی اشاره داشت که خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی وزیر باتدبیر غازان خان مغول در تبریز مجموعه‌ای بزرگ از مدرسه و بیمارستان (دارالشفا) و مسجد و کتابخانه بنا نهاد و برای تامین پایدار هزینه های آن املاک بسیاری را وقف این امر نیک کرد.

 یکی از بزرگ‌ترین دشواری ها در پیگیری امور فرهنگی و اجتمایی، فقدان مدیریت منابع مالی است. در مجموعه‌ی ربع رشیدی در حدود شش هزار دانش‌پژوه حتی از چین به تحصیل مشغول بودند ولی به دلیل دگرگونی و ناامنی سیاسی طی چند نسل، این مجموعه‌ی بی مانند با خاک یکسان گردید و موقوفات آن به شیوه‌ی معمول چند هزار ساله‌ی این دیار "تبدیل به احسن" شد.

 هرچند عده‌ی قابل توجهی از هنرمندان و فعالان بنام فرهنگی ایران زمین داوطلبانه و به‌دور از چشم و هم چشمی مایل به واگذاری مبلغ یارانه‌ی نقدی خویش  برای یاری رسانیدن به محیط زیست رو به قهقرای ایران شده‌اند، ولی با توجه به احتمال لغو پرداخت یارانه‌ی نقدی به دلایل گوناگون، سوگمندانه می‌توان گفت که این کار خیر به سرانجامی نخواهد رسید. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که محل هزینه‌کرد این یارانه‌ی انصرافی هم روشن نشده، و می‌تواند حتی در صورت پرداخت یارانه‌ی نقدی برای چند سال دیگر، با اما و اگرهای رایج ایران مواجه گردد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شجریان؛ محیط زیست، و زمین‌لرزه
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت 9 دی اشاره‌ای داشتم به درگیر شدن اهالی فرهنگ در موضوع محیط زیست؛ یادداشتی هم از خواننده‌ی بزرگ، محمدرضا شجریان دیدم در تارنمای تابناک که بسیار تامل برانگیز است:

 من این یادداشت را از سر خشم و درد می‌نویسم. مهم نیست امروز چندمین سالگرد زلزله بم است. مهم نیست که آلودگی هوا در شهرهای ما کشنده شده است، مهم نیست که رودها و دریاچه‌ها را نابود کرده‌ایم، مهم نیست که محیط زندگی را با دست‌های خود، حریصانه از بین برده‌ایم و هزار مساله مشابه دیگر، هیچ کدام مهم نیستند. مهم آن است که فراموش کرده‌ایم. اگر کسی به تقویم نگاهی نیندازد، روز وقوع زلزله بم را به یاد نمی‌آورد. تالاب‌های خشک شده را فراموش کرده‌ایم، دریاچه ارومیه را هم فراموش خواهیم کرد و هولناک‌تر از همه اینکه فراموش کرده‌ایم در کدام سرزمین زندگی می‌کنیم.
 
فراموش کرده‌ایم که این سرزمین زلزله‌خیز، خشک است و کم‌آب و فراموش کرده‌ایم که نیاکان ما در همین سرزمین خشک، چه هوشمندانه، آب را نگه می‌داشتند. با طبیعت کنار می‌آمدند و یادشان بود که در چنین سرزمینی چگونه باید زیست. ما زیستن در این سرزمین را فراموش کرده‌ایم و هولناک‌تر آنکه نمی‌خواهیم به یاد بیاوریم. نیاز داریم که نیشتری‌برداریم و به جان وجدان و روح خود بیفتیم. ما در برابر زلزله بم، گناهکاریم. در برابر جان‌های از دست رفته، گناهکاریم.

در پیش چشم می‌بینم که مردگان بم- و همه فاجعه‌های طبیعی دیگر- بر ما چشم دوخته‌اند و به ما می‌گویند ما قربانی خانه‌های سست شدیم و شما که بعد از ما زنده ماندید، چرا فرزندان به جا مانده ما را فراموش کردید؟ من از شرم، نگاهم را می‌دزدم و به زمین خیره می‌شوم. چه بگویم، بگویم هنوز زندگی بر همان مدار است که بود؟ بگویم «قهر طبیعت» است؟ آیا فراموشی ما «قهر طبیعت» است؟

آری مهم نیست که پنجم دی ماه 1382 در بم زلزله آمد. چه تفاوت دارد که یک سال گذشته باشد یا 10 سال یا 20 سال. مهم آن است که درد بم در خاطر نماند. وجدان‌ها آسوده‌ و همه سرگرم کار و بار خویش شده‌اند. اگر هم در سالگرد زلزله، یادی از بم می‌شود، اشعار احساساتی و پرسوز و گداز خوانده می‌شود. بر خود نهیب می‌زنم. ما نیازمند نهیبی به خود هستیم.

(عکس از ویکی پدیا)

همچنین بخوانید یادداشت خواننده‌ی پاپ، رضا صادقی را با عنوان: هوا بس ناجوانمردان سم است!


 
محیط زیست؛ مهرجویی، و دیگر اهالی فرهنگ
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

در تابستان 91 درباره‌ی فیلم نارنجی‌پوش داریوش مهرجویی نوشته بودم که آن اثر، از یک نظر نقطه‌ی عطفی  در تاریخ سینمای ایران خواهد بود. چرا که برای نخستسن بار یک کارگردان نام‌آور ایرانی، فیلمی همه‌پسند با مضمونی صد درصد محیط زیستی ساخته است. با سخنانی که چندی پیش، مهرجویی در مراسم تدفین خواهرش ژیلا مهرجویی زد و آلودگی هوای تهران را مسوول مرگ خواهرش اعلام کرد، آشکار شد که پرداختن به موضوع محیط زیست برای او به یک دغدغه‌ی جدی بدل شده است. نامه‌ی خانم ابتکار در پاسخ به اعتراض مهرجویی، و نامه‌ی دوباره‌ی مهرجویی، و اینک عضویت او در "کمیته‌ی هماهنگی کارزار "یارانه‌ی ما را خرج محیط زیست کنید" باز هم چهره‌ی محیط زیستی این سینماگر را برجسته‌تر ساخته است.

 

با بردی که سینما و دیگر شکل‌های فرهنگی - هنری در جامعه دارد، و با توجه به توان مالی بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی، می‌توان امیدوار بود که با ورود این قشرها به عرصه‌ی مطالبه‌های زیست‌محیطی، دگرگونی‌های ملموسی را در وضع فلاکت‌بار محیط زیست کشور ببینیم. البته شرط آن است که خواسته‌های هنرمندان و شیوه‌های طرح این خواسته‌ها، محدود به "بازی" های فیس‌بوکی و گردآوری امضا در فضای مجازی نشود؛ پیگیری موضوع، کار آرام و پیوسته‌ی رسانه‌ای، نقد، و دادن پیشنهاد است که می‌تواند به تغییر مورد انتظار بیانجامد.

مقاله ای با عنوان "پای اهل فرهنگ به محیط زیست باز شد" را نیز می‌توانید در روزنامه‌ی ایران بخوانید.


 
جامعه‌ی کوه‌نوردی، سرمایه‌ی اجتماعی برای دفاع از طبیعت
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- کوه نیوز

امروزه در ایران صدها هزار نفر، به شکل‌های گوناگون و در سطح‌های بسیار متفاوت، به کم و زیاد کوه‌پیمایی یا کوه‌نوردی می‌کنند. می‌توان گفت که فصل مشترک همه‌ی این کوه‌پیمایان و کوه‌نوردان، "طبیعت‌دوستی" است که البته شدت آن در افراد مختلف، متفاوت است، اما در هر صورت بعید است که کسی به کوه برود و از این ویژگی بی‌بهره باشد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
Climb your Local Mountain, on the Occasion of the International Mountain Day
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی
 
  It only requires few easy steps to join the enjoyable initiative organized by Welovemountains to mark IMD 2013. Download and print the IMD flag. Climb your favorite mountain. Take a picture of you with the flag. Upload your photo on Facebook, Whatsapp or Instagram with the hashtag #welovemountains followed by the name of the mountain. All the images collected will participate in a contest and be added to the " United Mountains Map 2013 ". [more]

from: FAO

به مناسبت روز جهانی کوهستان (11 دسامبر/ 20 آذر)، یکی از کوه‌های نزدیک به محل خود را صعود کنید و عکسی بگیرید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران، طبیعت‌دوستان کشور را به اجرای برنامه‌هایی برای جلب توجه همگانی به اهمیت محیط‌های حساس کوهستانی دعوت می‌کند. برگزاری همایش، اجرای برنامه‌های آموزشی، کار با رسانه‌ها، نامه‌نگاری با مسوولان حفاظت از کوه‌ها، و البته اجرای برنامه‌های کوه‌نوردی هدفمند، چند تایی از کارهایی است که می‌توانیم انجام دهیم.


 
An Environmental Letter to Ban Ki Moon, Regarding the Sanctions
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ٤ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

 نامه‌ی زیست محیطی به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، درباره‌ی تحریم‌ها

 

متن فارسی را می‌توانید در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

Mr. Ban Ki Moon 

Honorable Secretary-General of the United Nations

I have the honor to forward to you the following Declaration which was adopted unanimously by the Representatives of the Iranian Civil Society and NGOs Active in the Field of Sustainable Development on 18 Nov. 2013.

Sincerely,

Abbas Mohammadi

Manager, Iranian Mountain Watch Group

    Declaration

Noting that, the people of Iran, not its government, are the real victims who suffer most from the sanctions that threaten their lives, their livelihoods, their health and their environment and that the impacts of deterioration of environment as a result of these  sanctions go well beyond the country's borders and endanger the region and the whole world;

Stressing that,


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
International Mountain Day
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

FAO

International Mountain Day - 11th December 2013

 "Mountains - Key to a Sustainable Future"

روز جهانی کوهستان؛ 11 دسامبر/ 20 آذر 

کوه‌ها؛ راه‌گشای آینده‌ی پایدار

 Download PDF: 

 

High resolution:

english

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مناظره ی تلویزیونی درباره ی دریاچه ی اورمیه
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٩ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

برنامه ی امروز شبکه ی یک سیما با عنوان "مناظره" را امروز حتما ببینید! از ساعت چهار و نیم بعد از ظهر...

و یادداشت محمد درویش را در این زمینه، در اینجا بخوانید.


 
این محیط ‌زیستی‌های احساساتی؟!
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

در بیشتر نشست‌هایی که طرفداران محیط زیست با مدیران بخش‌های عمران دارند، یکی از ترجیع‌بندهای گفتار ساخت و سازگرایان این است که «شما طرفداران محیط زیست، با موضوع‌های اجتماعی احساساتی برخورد می‌کنید!» از آن‌جا که این گونه سخنان بسیار تکرار و "احساسات" بیچاره(!) بدل به دشنام شده است، بسیاری اوقات افرادی از درون طیف مدافع حفظ هوا و آب و خاک هم به دوستان خود سفارش می‌کنند که «مراقب باشید، احساس بر عقل‌تان چیره نشود!»

گویا، این اصالت قائل شدن به "عقل" یکی از دستاوردهای مدرنیزاسیوندر ایران است؛ مدرنیسمی که فن‌سالاری، ریاضیات، فیزیک، علم توپخانه، و ماشین را در فرهنگ غرب دید، اما مدرنیته را که سبب‌ساز توسعه‌ی فنی و در واقع بن‌مایه‌ی پیشرفت مادی غرب بود، ندید(1). مدرنیته، شیوه‌ی نگریستن منتقدانه، چالش‌برانگیز، شکاکانه، و نوجویانه به جامعه و محیط اطراف بوده است. این صفت‌ها، بیشتر با دنیای حسی انسان – و نه عقل "دو دو تا چهار تا" - سر و کار دارد، چرا که مرزشکن است و در خود جوهر ماجراجویی، شور، و عشق را دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز ملی حمایت از رودخانه ها، و موضوع بازده نیروگاه ها
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس  niroga

پس از "مهار آب"، بزرگ‌ترین توجیه سدسازی در ایران، تامین برق است. از آن‌جا که کشور ما دارای یکی از بزرگ‌ترین منابع گازی و نفتی جهان و دارنده‌ی پتانسیل بسیار بالا برای تولید برق از نیروی خورشید است، جا دارد که موضوع تامین برق از سد مورد بررسی جدی قرار گیرد. اهمیت این امر از آن جا است که نه تنها به نظر طرفداران محیط‌زیست و مدافعان حقوق بشر، در کمتر رشته‌ای همچون صنعت سدسازی، «بی احترامی به زمین و بی اعتنایی به زیست‌بوم‌ها و نادیده گرفتن حقوق اکثریت به ویژه، حقوق جامعه‌های بومی» به چشم می‌آید(1)، بلکه حتی سدسازانی که فقط قایل به رعایت یک اصولی هستند، می‌گویند: «سدها سهم قابل توجه و مهمی در توسعه‌ی بشری داشته‌اند [اما همچنین موجب شده‌اند که] در بسیاری از موارد، هزینه‌های غیر قابل قبول و اغلب غیرضروری ... به ویژه در زمینه‌ی مسایل اجتماعی و اقتصادی از سوی مردم جا‌به‌جاشده، جوامع پایین‌دست، مالیات‌دهندگان و محیط‌زیست پرداخت» شود(2).

سرانه‌ی مصرف انرژی در ایران، بسیار بالاتر از میانگین جهانی است؛ شماری از محافل، این سرانه را حدود سه برابر میانگین جهانی(3) هم می‌دانند، اما رقم دقیق‌تر سرانه‌ی مصرف انرژی در ایران باید در حدود شصت درصد بالاتر از میانگین جهانی باشد. البته، شاخص "شدت انرزی" یعنی مقدار انرژی مصرف شده برای افزایش تولید ناخالص داخلی، در ایران برای مثال بیش از چهار برابر شدت انرژی در آمریکا و بیش از شش برابر شدت انرژی در ژاپن است. همچنین در مورد مصرف بنزین خودروها، اگر مصرف سوخت کل کشورهای صنعتی را بر تعداد خودرو های آن‌ها تقسیم کنیم، به ازای هر  خودرو در اروپا روزانه 2 لیتر و در آمریکا 4 لیتر بنزین مصرف می شود، اما اگر این ضرب و تقسیم ساده را درخصوص کشور ایران صورت دهیم به رقم مصرفی 11 لیتر در روز برای هر خودرو خواهیم رسید(4). با این مصرف بالا، طبیعی می‌نماید که دل‌سوزان پیشرفت اقتصادی کشور، باید به جای سدسازی و عرضه‌ی بیشتر انرژی، به اصلاح روند مصرف انرژی روی بیاورند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز ملی حمایت از رودخانه ها
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف

در حال حاضر از هر هفت نفر انسان روی کره زمین یک نفر به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارد و از سوی دیگر آب به عنوان یکی از عوامل کلیدی صنایع گوناگون، سیاست گذاری های کلان کشور ها و تصمیم گیری های شخصی، رفته رفته به یک فاکتور مهم تبدیل می شود.

 از این رو گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف با همکاری کرسی یونسکو در مدیریت آب و محیط زیست، نشستی را تحت عنوان

 " طلای بی رنگ  آینده آب در ایران، پایدار یا ناپایدار؟"

در تاریخ 29 ام اردیبهشت مصادف با روزملی حمایت از رودخانه ها از ساعت 16 الی 20 در سالن آمفی تاتر مرکزی دانشگاه شریفبرگزار خواهد کرد تا مروری بر وضعیت فعلی منابع آبی کشور از دیدگاه توسعه پایدار داشته باشیم.

 در این نشست، اساتید زیر سخنرانی خواهند داشت:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سدها، و وحدت و امنیت ملی
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

رودخانه‌ها، همچون دیگر پدیده‌های طبیعی، بی‌اعتنا به مرزهای ساختگی سیاسی، به بخش‌های گوناگون درون یک کشور و نیز به خارج از آن، سود می‌رسانند. در این جا، نیم‌نگاهی به اثر سدها در افزایش تنش‌های قومی و منطقه‌ای و بین‌المللی می اندازیم؛ نکته‌ای که هیچ‌گاه از سوی سدسازان و مدیران بخش آب کشور به آن اشاره نشده است. در چند سال اخیر، با زیاده‌روی‌هایی که در کار ساخت سد صورت گرفته، نارضایتی مردمی که خانه و زمین کشاورزی و مرتع و زیارتگاه و میراث فرهنگی خود را براثر غرق شدن در دریاچه‌ی سدها از دست می‌دهند، و همچنین ناخرسندی و خشم مردمی که بهره‌برداران سنتی آب رودخانه یا تالاب انتهایی آن بوده‌اند، افزایش چشم‌گیر یافته است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
24 اسفند، روز حمایت از رودها
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

از سال 1997 روز چهاردهم مارچ به روزی بین المللی برای نقد سیاست‌های سدسازی و طرح‌های انتقال بین‌حوزه‌ای آب بدل شده است. سازمان‌های مردم‌نهاد بسیاری در نقاط گوناگون جهان، می‌کوشند با نوشتن یادداشت و مقاله، برگزاری نشست، انجام تظاهرات، و با به اشتراک گذاشتن فیلم و عکس اقدام‌های خود در حمایت از جریان طبیعی رودخانه‌ها، نشان دهند که خواسته‌هایشان نه تنها محلی و مربوط به یک منطقه یا کشور است، بلکه همچنین با یک هدف جهانی پیوند دارد. Day of Action

www.internationalrivers.org

رودها ضامن سرزندگی بسیاری از دشت‌ها و کوهستان‌ها و جنگل‌ها، و خود در برگیرنده‌ و پدیدآورنده‌ی زیست‌بوم‌هایی بس غنی هستند. شوربختانه اما، امروزه تقریبا هیچ رود بزرگی با آورد طبیعی خود و بی‌گزند مانع‌هایی به نام سد، به دریا یا تالاب و دریاچه نمی‌رسد. بخش بزرگی از آسیب‌دیدگی محیط زیست جهانی، شامل: نابودی یا کم شدن شمار ماهیان و پرندگان، خشک شدن تالاب‌ها، تخریب محیط زیست پرغنای کناردریایی، افت سفره‌های آب‌ زیرزمینی، و گرمایش زمین، نتیجه‌ی برنامه‌های بی‌ملاحظه‌ی سدسازی بوده است. همچنین سد سازی‌ها و برداشت آب یک حوزه به نفع حوزه‌ای دیگر، موجب تخریب کشاورزی و بنیان زیست انسانی در پاره‌ای نقاط که تمدن‌هایی به عمر بشریت داشته‌اند (همچون میان‌رودان و سیستان) شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخت کاری و بازدید از رودخانه ی جاجرود
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۸ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : مریم عطاریه

درخت­کاری و بازدید از رودخانه­ی جاجرود
به مناسبت روز جهانی حفاظت از رودخانه­ها و روز درخت­کاری

18اسفند 1391

 14 مارچ (24 اسفند) از سوی منتقدان سدسازی و طرفداران جریان طبیعی رودها به عنوان «روز جهانی حفاظت رودها» نامیده شده است. رودخانه­ها که خاستگاه اصلی­شان کوهستان است، از عناصر مهم شکل دهنده ی زیست­بوم­ها هستند. در این راستا گروه دیده­بان کوهستان (دکا)، از اعضا و همه­ی علاقمندان دعوت می­کند برای گرامی­داشت روز جهانی حفاظت از رودخانه­ها در برنامه ی بازدید از رودخانه جاجرود و درخت­کاری در منطقه­ی پارک غزال (جاده­ی جاجرود) یا منطقه ی تلو (بسته به برنامه ریزی اداره ی کل منابع طبیعی استان)در روز 18 اسفند شرکت نمایند. در این برنامه موسسه­ی سنستا (Cenesta) و استادانی هم­چون خانم ظفرنژاد پژوهشگر حوزه­ی آب، یاری­گر ما خواهند بود.


 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخواست از دانشگاهیان در ارتباط با دکتر کردوانی
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دانشگاهیان ما (شامل استادان و دانشجویان)، حتی آن دسته که رشته شان محیط زیست، منابع طبیعی، و دیگر شاخه های مرتبط است، حضور شایسته ای در کارزارهای زیست محیطی جامعه ندارند. به این معنا که بیشتر آنان برخورد فعالی با مخربان و آلوده کنندگان محیط زیست، حضور ملموسی در نشست و برخاست های مردمی، و کار پیگیرانه ای در رسانه ها ندارند. در یادداشت زیر، که در سبزپرس درج شده است، با توجه به این که دکتر پرویز کردوانی استاد معتبرترین و قدیمی ترین دانشگاه کشور بوده، از استادان دانشگاه تهران درخواست کرده ام که در مورد گفته های ایشان که به نظر من نه تنها از نظر علمی بسیار سبک است، بلکه فاقد روشمندی های ابتدایی یک گفتمان هم هست، نظر دهند.

 دکتر پرویز کردوانی، استاد گروه جغرافیای دانشگاه تهران است. او عنوان مهم "استاد نمونه" ی این دانشگاه، و عنوان "چهره ی علمی ماندگار" را از سوی دولت نیز دارد. ایشان همچنین چندین جلد کتاب تالیف کرده اند که غالبا از سوی دانشگاه تهران منتشر شده است. این استاد، دست کم با کتاب "نظریه ی جدید درباره ی کویرها" جزو نظریه پردازان یا صاحبان کرسی نظریه پردازی قدیمی ترین دانشگاه کشور  به شمار می روند. از این استاد دانشگاه، در رسانه ها با عنوان هایی مانند "پدر کویر شناسی ایران" و "چهره ی محیط زیستی" هم یاد می شود.

 من، نه آکادمیسین هستم و نه پژوهشگر حرفه ای و فقط چند سالی در دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تهران درس خوانده ام و در فضای اجتماعی کشور، حداکثر خودم را یک "کنشگر محیط زیست" می دانم. اما، در مقام یک ایرانی به دانشگاه تهران که قدیمی ترین دانشگاه زنده ی کشور و معتبرترین آن ها است، افتخار می کنم و نگران اعتبار علمی آن هستم.

 می دانم که مطابق الفبای کار پژوهشی، نظر دادن درباره ی موضوع های محیط زیستی، مثلا تالاب ها و دریاچه ها، باید بسیار محتاطانه (و نه همراه با حکم های قاطعانه) باشد. این نظرها باید با استناد به آمار و پژوهش های گوناگون، با اتکا به مطالعه های میدانی، و با ذکر دقیق منابع و مآخذ باشد. جناب استاد دکتر پرویز کردوانی، اما چنین سخن نمی گویند و چنین کتاب و مقاله نمی نویسند... . در کتاب هایشان که من بسیاری از آن ها را با بردباری خوانده ام، و در مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی شان، نشانی از تدقیق علمی، ارجاع مشخص به تحقیقات دیگران، و روحیه ی شنوندگی و پذیرش نظر دیگران، نمی بینم.

 استاد دکتر پرویز کردوانی، طرف مشورت دولتمردان ما است که با قلمی در دست، آماده ی تخصیص بودجه برای کشیدن جاده از میان هر دریاچه و جنگل و کوه، یا زدن سد بر هر رود؛ با یک کلنگ آماده ی آغاز عملیات عمرانی؛ با یک قیچی آماده ی بریدن نوار سه رنگ افتتاح؛ و... اصولا شیفته ی این گونه آیین های هیجان انگیز هستند. استاد گرامی، به تازگی، و برای چندمین بار، خشک شدن دریاچه ی اورمیه را توجیه کردند و به این ترتیب دست سد سازان و حفر کنندگان چاه های بی شمار در اطراف دریاچه و مجوز دهندگان به آن ها را "شستند". ایشان فرموده اند که «دریاچه ارومیه هم‌اکنون با ایجاد گرد و غبار از سطح، و شور کردن آب از عمق، به آلودگی محیط زیست می‌افزاید... و بهتر است سطح آن با شن و ماسه پر شود».

 من، در مقام یک ایرانی دلواپس آبروی دانشگاه تهران، از دیگر استادان آن دانشگاه فروتنانه درخواست دارم نظر خود را درباره ی این فرمایش های استاد کردوانی – که البته منطبق با روش های تحقیقی که به ما تدریس شده، نیست– بیان کنند.

 نکته: در این یادداشت کوتاه، تا آن جا که بلد بودم، با "احترامات فائقه" از استاد دکتر کردوانی یاد کرده ام، چرا که پیش تر، حتی دوستان من در سبزپرس هم مقاله ی مرا "در نقد دکتر کردوانی" منتشر نکرده اند!

 

 

 


 
شکرشکنی تازه ی دکتر کردوانی!
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یک بار دیگر استاد نمونه جناب آقای پروفسور دکتر پرویز کردوانی زبان به سخن گشودند، و در و گوهر بر فضای رسانه ای کشور، به ویژه بر ستون های زیست محیطی باریدن گرفت و دل های خسته ی دردمندان عرصه ی طبیعت این سرزمین - بلکه کل جهان - دگرباره جوان و شاداب شد!

حضرت ایشان که "پدر کویر شناسی ایران" کمترین لقب شان، و "صاحب کرسی نظریه پردازی" دانشگاه تهران فقط یکی از کنیه هاشان است، و از افتخارات تابناک جهان فرهنگ و دانش به شمار می روند، به تازگی پس از خواندن دعای زیارت اهل قبور بر مزار شادروان دریاچه ی اورمیه فرموده اند:

ایسنا "... دریاچه ارومیه را کشته‌ایم و چاره‌ای برای دوباره زنده‌کردن آن نداریم... باید نمک این دریاچه را هرچه زودتر برداشت کرد تا بیش از این به آب‌های زیرزمینی ضرر نزند، ضمن این‌که نمک این دریاچه با سایر نمک‌ها متفاوت است و می‌تواند در صنایع مختلف مانند تولید خمیر‌دندان مورد استفاده قرار بگیرد... آذربایجان می‌تواند از وضعیت فعلی استفاده کند به شرط این‌که نمک‌ها برداشت شود و سطح دریاچه با شن و ماسه پر شود تا سبز‌شدن سطح آن از ایجاد گرد و غبار و فرستادن باد گرم به شهرهای اطراف جلوگیری کند."

بدیهی است که با چند میلیارد تن نمک این دریاچه ی سابق و منحله می توانیم تریلیون ها لوله خمیردندان ویژه ی لثه های حساس تولید کنیم و آن ها را به تمامی بلاد و قصبات جهان و بلکه کهکشان صادر کنیم و در این وانفسای بی دلاری، خانه هامان را پر ارز و پر رونق سازیم. همچنین می توانیم با خشک کردن دریای خزر و خلیج فارس و دریای عمان، سرانه ی فضای سبز کلیه ی ساکنان کره ی ارض را چند برابر کنیم.

از مقامات مسوول، عاجزانه درخواست داریم به منظور حفظ این ذریه ی گرانقدر کویر، و جلوگیری از ربوده شدن شان توسط عوامل انگلیس و آمریکای جهانخوار، که قطعا برای استفاده از تجربه های "دریاچه کشی" ایشان نقشه کشیده اند، هرچه سریع تر نسبت به استقرار بادیگاردهای کافی برایشان اقدام نمایند.

برای آشنایی بیشتر با این چهره ی جاودان علم و معرفت، نگاه کنید به: اینجا و اینجا


 
لطفا امضا کنید!
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

همبستگی جهانی در برابر سد ایلی سو در ترکیه

همه ی طبیعت دوستان، ‌کسانی که از ریزگردهای ناشی از خشک شدن تالاب ها در رنج اند، آنان که نابودی میراث های فرهنگی را بر نمی تابند، و کسانی را که در غم "سد زدگان" شریک اند... به امضای تومار در اعتراض به ساخت سد عظیم ایلیسو در ترکیه که تیر خلاصی به منطقه ی تاریخی حسن کیف و بر حیات رودخانه ی دجله و شط العرب خواهد زد، فرا می خوانیم.

لطفا نامه به کمیته ی جهانی یونسکو را در اینجا امضا کنید؛ حدود 17000 امضای دیگر لازم است تا این دادخواست در یونسکو مورد توجه قرار گیرد.

توضیحات بیشتر را در مهار بیابان زایی، و متن فارسی دادخواست را در "ادامه ی مطلب" بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پیروزی مخالفان یک سد
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ٩ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در روز 16 آگوست (26 مرداد)، پس از حدود ده سال کارزار بر ضد سد لا پورتا (La Porta Dam)، ساخت این سد رسما لغو شد. این، یک پیروزی شگفت آور برای جامعه های محلی در مکزیک، به ویژه برای "شورای صاحبان زمین های مشترک" و "جوامع مخالف سد لا پورتا" که از ابتدا با این پروژه مخالف بودند؛ و نیز یک پیروزی برای جنبش بزرگ تر آمریکای لاتین برای حفاظت رودخانه ها و حقوق بشر است. قرار بود که سد لا پورتا نهصد مگاوات برق تولید کند و در 28 کیلومتری شهر آکاپولکو، روی رودخانه ی پاپاگایو ساخته شود. این سد در صورت ساخته شدن، هفده هزار هکتار زمین را غرق و 25000 نفر را جابجا می کرد و بر زندگی 75000 نفر در پایین دست تاثیر می گذاشت.Rodolfo (far left) speaking with activists from Mexico, Uganda, Colombia and the Philippines during Rivers for Life 3.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فنی سازی آسیب های سد سازی
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

 به نظر می رسد که پایه گذاری دانشگاه و دانش اندوزی نوین، در ایران با اشکال هایی مهم همراه بوده است. در غرب، دانشی که امروزه به عامل برتری جهانی غربیان در زمینه ی قدرت اقتصادی و اجتماعی بدل شده، با نگرش انتقادی به گذشته و با ارزش گذاری بر خواسته های عموم مردم و رای و نظر ایشان پا گرفت. این دو امر نیز با بحث های اجتماعی و ارج نهادن بر علوم اجتماعی ملازمه داشته و دارد. اما در ایران، اگر دارالفنون را نقطه ی آغاز شکل گیری دانشگاه بدانیم، می بینیم که در آن رشته های تحصیلی عبارت بودند از: علوم فنی و نظامی و اقتصادی. پایه گذاری دانشگاه تهران هم اساسا با رشته های مهندسی و اقتصادی صورت گرفت، و در هیچ کدام از این نهادهای آموزشی که شالوده ی دانشگاه های بعدی کشور را پدید آوردند، سنت نقادی اجتماعی به رسمیت شناخته نشد و حتی سرسختانه با آن مبارزه شد(1).

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شکایت سد سازان از منتقدان سدسازی
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

در پی شدت گرفتن انتقادات فعالان اجتماعی و محیط زیست زاگرس میانی نسبت به آسیب های سدسازی به محیط زیست طبیعی و انسانی این منطقه، «شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران» از «آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)» شکایت کرد.

 به گزارش سبزپرس، با شکایت شرکت آب و نیرو،مدیرمسئول ایبنانیوز، امروز (دوشنبه) در شعبه 4 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران حضور یافت و به پرسش های بازپرس این دادسرا پاسخ گفت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سمفونی کارون؛ نوای ناساز
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٩ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

  دوست مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

   آن که یوسف به زر ناسره بفرخته بود

                                                حافظ 

از ابتدا نیز چندان امیدوار نبودیم که مجید انتظامی، به خاطر رودخانه ی کارون از اجرای "سمفونی کارون" که سفارش شرکت توسعه ی منابع آب (کارفرمای اصلی سد سازی های بزرگ کشور) بوده است، سر باز زند. امروزه، اکثریت مردم عادی از نداری به محیط زیست بی اعتنا هستند، و داراها نیز گویی کاری ندارند جز این که به هر شیوه ای همچنان پول بر پول بگذارند تا مبادا از همگنان خویش عقب بمانند! در فضای این "مسابقه ی ملی برای تخریب"، و در این محیط زهرآگین از چرکابه ی پول پرستی، دور از ذهن می نماید که کسی پرداخت ده ها میلیون تومانی کاخ نشینان را، در اعتراض به نادیده گرفته شدن حقوق فرودستان جامعه یا تخریب طبیعت بی زبان، پس بزند!

اما می خواستیم، و تا حدودی توانستیم، که بر اندیشه ی بخشی از جامعه ی هنری و روشنفکری تاثیر بگذاریم و به آنان یادآور شویم که مساله ی حقوق جامعه های محلی، حفظ محیط زیست، و حفظ میراث فرهنگی، باید بسیار بیش از این ها در آثار و گفته های ایشان بازتاب داشته باشد. انتظامی، در نشست خبری 13 تیر گفت که روزها است که به خاطر «مسایل حاشیه ای سمفونی کارون» درگیر شده و خوابش به هم خورده است؛ آری، لازم است که خواب همه مان و همه شان کمی به هم بخورد!

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به اجرای سمفونی کارون
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱٩ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سمفونی کارون که به سفارش شرکت توسعه ی منابع آب و به دست مجید انتظامی ساخته شده بود، با وجود مخالفت های بسیار و درخواست چند صد کارشناس حوزه ی کشاورزی و آب و محیط زیست مبنی بر خودداری انتظامی از اجرا، در روزهای جمعه و شنبه ی گذشته در تالار وحدت تهران اجرا شد.

از ساعت 7 بعد از ظهر روز شنبه، چند نفر از منتقدان سد سازی، در جلوی تالار وحدت حضور یافتند و اعتراض خود را به گوش مدعوین و کسانی که بلیط خریده بودند رساندند. چند تایی از شعارهای نوشته شده بر روی کاغذهای معترضان، چنین بود:

آقای انتظامی، لطفا حساب خود را از مخربان سرزمین جدا کنید!

 هنر خوار شد، جادوی ارجمند   /  نهان راستی، آشکارا گزند (فردوسی)

هنر، فریب ساخت و سازگرایان را نمی خورد.

 آقای انتظامی، صدها هزار هموطن آسیب دیده از سد سازی، از شما انتظار دیگری دارند!

 سد سازی، کمکی به کشاورزی نمی کند.

 سد سازان، مسئول غرق شدن صدها هزار هکتار مرتع و جنگل، و صدها روستای کشور هستند.

 سد سازی، موجب بیکاری و آوارگی صدها هزار نفر از هم میهنان ما شده است.

گزارش هایی از این اعتراض را می توانید در زیر بخوانید:

سبزپرس       خبرگزاری مهر      خبرگزاری ایسنا   

 و سخنی از محسن رضایی:  ساخت سمفونی کارون نباید برای توجیه اشتباه مدیران باشد

اطلاعات بیشتر درباره ی سد گتوند و حواشی سمفونی کارون، در: ایبنا نیوز


 
رکوئیمی برای کارون (پیامی از فرهاد ورهرام به مجید انتظامی)!
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مقاله ای بسیار ارزنده و خواندنی از استاد فرهاد ورهرام، مستند ساز و مردم شناس برجسته ی کشور را در ارتباط با ساخت سمفونی کارون توسط مجید انتظامی (به سفارش شرکت توسعه ی منابع آب) در مهار بیابانزایی بخوانید.

 

 

 

ورهرام در یکی از نشست های انجمن کوه نوردان ایران


 
یک درخواست از استاد مجید انتظامی
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

انجمن ها و دوستان گرامی

لطفا متن نامه به استاد مجید انتظامی (در ارتباط با اجرای "سمفونی کارون") را در تارنمای دیده بان طبیعت بختیاری بخوانید و امضا کنید.

و البته، لازم به یادآوری است که مجید انتظامی، امروز اعلام داشته است: سمفونی کارون را در حمایت از سد سازی نساخته ام


 
آقای انتظامی، لطفا مراقب باشید!
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

بارها، ساخته ی کم مانند مجید انتظامی؛ موسیقی فیلم "از کرخه تا راین"، تار و پود روان مرا به خلجان درآورده است. با این نوا، اطمینان دارم که میلیون ها ایرانی همچون من به پهنای صورت اشک ریخته اند، چرا که در آن ترجمان و تسلای اندوه و حرمان های خویش را یافته اند. چنان که در موسیقی تاثر برانگیز "بایسیکل ران" رنج فقر را با جان خود شنیده اند.

هنر، در والاترین فرم ها و تجلی های خود، از طبیعت سرچشمه می گیرد و به انسان – گسترده ترین گروه های انسانی- خدمت می کند. و در میان هنرها، موسیقی با زبانی که در تمامی پهنه ی گیتی درک می شود، جایگاهی بس شکوهمند دارد. اگر بتهوون بیش از دویست سال است که برای همه ی نسل ها و برای شنوندگانی بس متفاوت؛ خاص و عام و از همه ی ملیت ها و قومیت ها در صدر قرار دارد، به این دلیل است که او عشق به انسانیت و آزادگی را با عشق و احترام به طبیعت، در بافتی هنرمندانه تقدیم جهانیان کرد. او که یقینا برای همه ی بزرگان موسیقی الگو و سرمشق است، سمفونی باشکوه اروییکا را ابتدا برای نکوداشت ناپلئون بناپارت (که مزورانه خود را آزادی خواه جا زده بود) ساخت، اما هنگامی که دریافت وی به راه امپراتوری و خودکامگی می رود، برگ پیشکش سمفونی به ناپلئون را پاره کرد. موومان دوم سمفونی پاستورال او، چنان که خودش در شرح آن قطعه نوشته، «جریان آرام نهر آب و نوای فاختگان» را توصیف می کند؛ آب و رودی که در این یادداشت، موضوع سخن ما با استاد مجید انتظامی است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای انتظامی، لطفا انصراف دهید!
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ٦ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

وزارت نیرو یا سازمان های وابسته، سفارش یک سمفونی به نام "کارون" را داده است تا (به نظر من) ماله ای بر زخم های بی شماری که بر طبیعت کوهستانی و بر مردم کوه نشین کشور وارد کرده اند بکشد.

من چند بار اشاره کرده ام که جامعه ی روشنفکری ایران، با محیط زیست بسیار بیگانه است؛ می توان استاد هنرمند، مجید انتظامی را هم در این مقوله جای داد. به سخنان او در گفتگو با خبرگزاری فارس توجه کنید‌(به نقل از فرارو):

همیشه این معنا وجود داشته که آب مایه حیات است اما در عین حال نیز می‌تواند نابود کننده باشد که این مقوله در سیل و بارندگی‌های بزرگ اتفاق می‌افتد. من در این اثر، عظمت کاری را که جوانان ما در پروژه سدسازی‌های کشور برای جلوگیری از این اتفاقات انجام می‌دهند، نیز به تصویر می‌کشم در واقع این جنگ بین انسان و طبیعت در طول کار خودش را به خوبی نشان می‌دهد. 

در کمال خاکساری، به این استاد مسلم موسیقی می گویم که دوره ی ضرورت "جنگ بین انسان و طبیعت" چندین دهه است که سپری شده و اینک انسان قدر قدرت باید به مراقبت از طبیعت - این مادر آسیب دیده ی خویش- بپردازد. همچنین به نمایندگی از سوی انجمن کوه نوردان ایران، و در مقام یک شهروند ساده که از دیدن صحنه های آوارگی مردم "سد زده" و به زیر آب رفتن جنگل ها و درختان کهنسال و صدها محوطه ی ارزشمند باستانی و فرهنگی... دلگیر و غم زده است، از ایشان درخواست می کنم از اجرای این سمفونی به نام وزارت نیرو، خودداری کنند.

همچنین بخوانید:

 

آقای انتظامی؛ لطفاً سمفونی مرگ کارون را بنوازید! از محمد درویش

 سمفونی کارون و سخنی با استاد مجید انتظامی از ایبنا نیوز

  انتقاد دانشجویان و دانش آموختگان خوزستان به مجید انتظامی

سمفونی کارون لغو شود؛ رییس مجمع ملی تشکل های کشاورزی کشور

 


 
سراب کیان و سلطان صاحبقران
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ٤ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مطالعه ی تاریخ، به ما کمک می کند که دریابیم وضع پوشش گیاهی و به طور کلی محیط زیست کشورمان تا چه حد طبیعی، و  چقدر حاصل رفتار انسانی است. در این زمینه، برای مثال، علاقمندان را توصیه به خواندن کتاب سیمای تاریخی جنگل های طبیعی و درختزارهای ایران نوشته ی هانس بوبک می کنم (یادداشتی از نگارنده درباره ی این کتاب را در اینجا بخوانید). 

دوست پژوهشگرم، کوشان مهران، از معدود فعالان محیط زیست ایران است که نوشته هایش پر از شاهد مثال های تاریخی است و به همین دلیل، خواندن آن ها بسیار دلنشین است. در زیر، یکی از یادداشت های او را می بینید: 

در سال 1309 هجری قمری ناصرالدین شاه درحین سفر به عراق عجم (اراک و مناطق مرکزی کشور) سفرنامه ای ترتیب داد. حال که به یمن سد سازی، سراب کیان و پوشش جنگلی آن نابود می گردد، بد نیست پیش از آن که عده ای پاچه ورمالیده مدعی شوند که از ابتدا آنجا دار و درختی نبوده (یا تغییرات اقلیم همه را نابود کرده) نیم نگاهی به بخشی از دیده های «شهریار جاده ها» بیافکنیم که ... تا سیه رو شود، هر که در او غش باشد!

روز پنجشنبه ... ذی الحجه الحرام سال 1309

امروز باید برویم به سراب کیان، یعنی به جهت سیاحت و تماشا رفته عصر مراجعت می کنیم. صبح زود برخاسته سوار شدیم.اکیرخان سردار هم چون اینجاها را بلدیت دارد در رکاب ما سوار شد و مرط (Meret)آدم او که ترکمان است، همه جا از جلو ما راه بلدی می کرد. از دره ی نهاوند به طرف صحرا راندیم. شهر نهاوند دست راست افتاده اما خیلی دور است. یک راهی هم از دامنه می رفت که خیلی خوب و خلوت بود. لکن ما به راهنمایی مرط از این راه رفتیم. از تپه بالا رفته جلگه دیگری پیدا شد که دهات نهاوند در این صفحه واقع است و تمام صحرا پوشیده از حاصل زراعت بوده جاده باریکی داشت که ما از کنار زراعات گذشتیم[ناصرالدین شاه، خودش خوب و یا بد، در سفرها بسیار دقت می کرد به کشاورزی مردم آسیبی نرسد و در صورت بروز خسارت دستور پرداخت نقدی آن را می داد] به اول دهی که رسیدیم، زراکون یا زراین است و راه رو به مغرب جنوبی است. در دست راست هم ده برزو و گیران بود و دست چپ ده کرک علی و سفلی و ما از وسط ده کرک گذشتیم. ده حاجی آباد هم دست چپ واقع بود. از کرک که گذشتیم جلگه وسیع شد و ده کیان از دور نمایان شد که روی تپه واقع است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بازدید از سد کارون 3
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

انجمن زیست محیطی برگ سبز زاگرس لرستان، به تازگی بازدیدی از دریاچه ی سد کارون 3 داشته و در پی آن نامه ی زیر را برای  نماینده ی ایذه در مجلس و استاندار خوزستان نوشته که بیانگر بی توجهی سدسازان به زندگی و سرنوشت جامعه های متاثر از سد سازی است:

 بسمه تعالی

  نماینده محترم مردم شهرستان ایذه در مجلس شورای اسلامی جناب آقای حجت الله درویشی

 استاندار محترم استان خوزستان جناب آقای حجازی

 موضوع: مشکلات زیست محیطی و محرومیت مردم منطقه دنباله رود شمالی از بخش ده دز شهرستان ایذه

  سلام علیکم؛ احتراماً به استحضار می رساند در اردیبهشت 1391 تعدادی از اعضای این انجمن جهت بازدید از سد کارون 3 و جاذبه های طبیعی منطقه به بخش «ده دز» از توابع شهرستان ایذه عزیمت نموده، بخشی که بسیاری از روستاهای آن مشرف به دریاچه این سد می باشد. هرچند وجود با ارزش این سد در سطح کلان دارای اهمیت است، ولی در سطح منطقه ای باعث بروز مشکلات عدیده ای برای ساکنین در این مناطق شده است. آنچه مسلم است ساخت چنین پروژه های عمرانی در یک منطقه می    بایست ابتدائاً برای جوامع بومی و محلی ایجاد انگیزه و رشد اقتصادی را به همراه داشته باشد. (از ارکان اصلی توسعه پایدار) متأسفانه آنچه را که ما از ساکنین روستای همجوار سد شاهد بودیم، رشد فقر و مهاجرت گسترده مردم این مناطق به حاشیه شهرهای همجوار و تخریب شدید محیط زیست بوده است. و علناً این مناطق بعد از آبگیری سد ،تنها جاده دسترسی این روستاها به شهر ایذه ،کاملاً زیراب رفته و دسترسی ماشینی مردم کاملاً قطع گردیده است. که جا داشت متولیان امر قبل از آبگیری سد جاده ای مناسب جهت ارتباط مردم احداث می نمودند. در حال حاضر با توجه به موقعیت طبیعی این مناطق که بیشتر پوشیده از جنگل بلوط می باشد و به علت مشکلات موجود و نبود سوخت کافی (نفت و گاز) به صورت گسترده مردم برای حل مشکلات روزانه خود با توجه به سردسیر بودن این مناطق کوهستانی رو به قطع درختان بلوط در سطح وسیع جهت تأمین سوخت مورد نیاز خود آورده اند. تا جائیکه با وضعیت دلخراشی در تخریب محیط زیست روبرو بودیم.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سمفونی کارون؛ سمفونی نیستی و رنج؟!
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در ایبنا نیوز آمده است که آهنگساز نامی کشورمان، مجید انتظامی، یک سمفونی به سفارش شرکت توسعه ی منابع آب که مدیر دولتی و سفارش دهنده ی بزرگ ترین سدهای کشور است، در دست ساخت و تدوین دارد.

سمفونی کارون و سخنی با استاد مجید انتظامی

پیدا است که بازیگران نمایش های "خودکفایی در صنعت سد" قصد دارند با اجرای یک صحنه پردازی جلوه فروشانه ی دیگر، این بار با استفاده از خوشنامی یک هنرمند برجسته، نخست هزینه سازی دیگری را رقم بزنند، و دیگر این که سرود مستانه ای برای "پیروزی" های خود بر رودخانه ی ستم دیده و تخریب شده ی کارون سر دهند!

در عین حال، فرصت خوبی است که فعالان محیط زیست و علاقمندان به سرنوشت تیره ی "سد زدگان" گتوند و ... بکوشند با استاد مجید انتظامی تماس بگیرند و او را در جریان بلاهایی که سد سازی بر سر مردم بختیاری و خوزستان، و به طور کلی بر سر سرمایه های طبیعی کشور آورده قرار دهند.


 
در نقد سد سازی... این بار در مجلس
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢۸ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

جای خوشوقتی است که انتقاد به وزارت نیرو و عواقب طرح های سد سازی (که از جمله شامل بی توجهی به حقوق اهالی روستاها و بهره برداران مراتعی که به زیر آب می رود) به مجلس کشیده شده است. اما، اگر مانند انتقادهای نماینده ی مسجد سلیمان محدود به حقوق "70 خانوار" شود، در واقع ندیدن اصل موضوع است!

ابراز نگرانی نماینده مسجدسلیمان از اعمال فشار وزارت نیرو به اهالی سد گتوند

می توانید در ایبنا نیوز بخوانید:

وزیر نیرو به خاطر وضع ناگوار روستائیان سد گتوند به مجلس احضار شد

ابراز نگرانی نماینده مسجدسلیمان از اعمال فشار وزارت نیرو به اهالی سد گتوند


 
سد گتوند؛ نقطه عطفی در جریان مبارزه با سد سازی
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

ساخت و آبگیری سد گتوند، با وجود هشدارهای قبلی کارشناسان و با وجود مخالفت بسیاری از اهالی و بهره برداران مراتع و جنگل های منطقه، به سرانجام رسید. اما، به نظر می آید که ماجراهای این سد بد شگون به جایی رسیده که خوشبختانه، از رییس سازمان حفاظت محیط زیست و نمایندگان مردم خوزستان در مجلس تا رییس سازمان بازرسی کل کشور به انتقاد از آن پرداخته اند. امید آن که طرح شکایت از بانیان این سد، بتواند راه سد سازی های افراطی و بی ملاحظه در کشور را ببندد.

مجموعه ای از یادداشت ها در این زمینه را می توانید در ایبنا نیوز بخوانید:

 گزارش "جام جم" از ابعاد فنی واجتماعی سد گتوند

احضار مدیر سد گتوند به سازمان بازرسی کل کشور

 

 
ایراد در پروژه؟! نه... این جرمی بزرگ است!
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کلیپ زیر را ببینید تا دریابید که بر هم میهنان کوه نشین خود چه روا می داریم... . مدیران بخش آب کشور، بسیار مواقع ما منتقدان سد سازی را متهم به "احساساتی" بودن می کنند! از آنان می پرسم که آیا شما را قلبی در سینه هست؟! انسان بی احساس، چه موجودی است؟! چه کسی می تواند با دیدن این تصویرها، اشک نریزد و از انسان بودن خویش شرم نکند؟! گفته اند برای هر هکتار از مراتعی که سالانه چندین گوسفند را تغذیه می کند و هر درخت کنار آن دو سه گونی آرد به مردم می دهد، سی هزار تومان و برای هر متر مربع زمین های کشاورزی ششصد تومان بابت خسارت خواهند داد. به گفته ی یکی از اهالی که زمین ها و خانه اش به زیر آب خواهد رفت، حتی با پول دو هکتار زمین، نخواهند توانست یک توالت هم در شهر بخرند!

و این ستم بزرگ، همه برای آن که سدی برپا شود برای شور کردن آب کارون و کم آب تر کردن اهواز و آبادان! وای بر ما... وای بر ما...! 

دریافت فایل کلیپ از: تارنمای قانون

عکس ها و گزارش های دیگر در: ایبنا نیوز


 
پیگیرد حقوقی از سوی آسیب دیدگان از سد گتوند
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در همایش اول خرداد (روز ملی حمایت از رودخانه ها) در دانشگاه شریف، گفتم که امروزه نباید به انتقاد صرف از برنامه های سد سازی بی ملاحظه بسنده کنیم؛ وقت آن است که با پیگیری های قانونی، به طرح شکایت از آسیب رسانندگان به منابع ملی و جامعه های روستایی و عشایری، و از کسانی که با طرح های انتقال آب به وحدت ملی آسیب می رسانند، بپردازیم.

در آن همایش، محسن حیدری حقوق دان، نیز در این زمینه صحبت کرد. او در گفتگویی که در زیر می خوانید، به طرح پاره ای مسایل حقوقی در ارتباط با سد پر مساله ی گتوند پرداخته است.  Headline Image

سبز پرس

نماینده حقوقی اهالی روستای «گلزاری» در مخزن سد گتوند علیا گفت: مسئولان وزرات نیرو با وجود اینکه هنوز تملک اراضی برخی روستاها در مخزن سد گتوند علیا از جمله روستاهای «گلزاری»، «دم تنگ»، «تنگ هلیل» و «سربیشه» در منطقه «آبماهیک» از توابع بخش مرکزی شهرستان لالی انجام نشده، از هشتاد و سه روز پیش برق و آبرسانی به این روستا را قطع کرده‌اند تا با استفاده از گرمای توانفرسای خوزستان اهالی را مجبور به فروش اراضی خود و انجام معامله نمایند و در صورت ادامه محاصره روستائیان و عشایر بختیاری از سوی ادارات دولتی، اهالی از حق قانونی خود برای توقیف نیروگاه سد گتوند علیا استفاده خواهند کرد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آیا سد سازان تمام حقیقت را می گویند؟!
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱٥ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

به مناسبت 5 جون، روز جهانی محیط زیست

عباس محمدی- همشهری

 بر زبان آوردن بخشی از حقیقت، ممکن است نه تنها کمکی به دست آیا سدسازان حقیقت را می‌گویند؟!یافتن به حقیقت نکند، بلکه برعکس می تواند شنونده را از مسیر درک درست موقعیت دور سازد. نمونه ی طنز آمیز این واقعیت، آن لطیفه ی معروف است که شخصی می گوید می خواهم با فلانی ازدواج کنم و پنجاه درصد مشکل هم حل است: من، با این ازدواج موافق ام! اما، با وجود شناخته بودن ترفند "دروغ گویی با بیان بخشی از حقیقت"، این شیوه کاربرد فراوانی دارد؛ با کاربرد انواع روش های ماهرانه مانند استخراج و تفسیر آمار به قصد به دست آوردن نتیجه ی دلخواه، جا زدن خواسته های یک گروه اجتماعی به جای خواست "مردم"، بیان مشکلات یک منطقه و ربط دادن آن به امری بی ربط، مهندسی افکار عمومی و القای یک "نیازمندی" با نشان دادن لازمه های زندگی در جایی دیگر، و مانند این ها، ترفند یاد شده به سادگی تشخیص داده نمی شود و همچنان از سوی کسانی که می خواهند راست گویانه دغل ببازند، به کار می رود.

سد سازی به عنوان یک رشته ی ساختمانی پول ساز و کاری که جلوه های نمایشی برجسته ای دارد، پیشه ی خوبی برای گروه های اجتماعی فرادست به شمار می رود تا هم درآمد عالی داشته باشند و هم در جامعه جلوه فروشی کنند. از آن جا که سد سازان، هزینه های هنگفت طرح های خود را از محل درآمدهای عمومی به دست می آورند، خواه ناخواه، بخشی از کار آنان حساب پس دادن به مردم و بیان "حقیقت" ها به ایشان است که در این زمینه، شیوه ی یاد شده در بالا بسیار کارساز است. البته، در مواردی، کمترین نشانی از حقیقت در توجیه ساخت سد دیده نمی شود، اما در مواردی هم که درباره ی نیاز کشور به آب و برق یا اشتغال سخن می گویند، تمام واقعیت را بیان نمی کنند. در زیر، به اجمال و با نگاه به چند طرح کوچک و بزرگ سدسازی، در پی نقل بخش هایی از گفته های طراحان و مدافعان سد، نیمه ای ازحقیقت را که از سوی ایشان ناگفته (و یا ناشنیده) مانده، نقل می کنیم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سینما، محیط زیست، سدسازی
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این تارنگار، پیش از این هم یادداشتی در زمینه ی رابطه ی هنرمندان و محیط زیست داشته است (اینجا)؛ اینک خوشحالم که از طریق دوستانم در ایبنا نیوز آگاهی یافتم که  محمود رحمانی، سینماگر جوان و پرکار اهل ایذه، مستند داستان گونه ای به نام "مادرم بلوط" ساخته است که ماجرای دلدادگی و سرگشتگی فردی است به نام اسد که با آبگیری سد کارون 3، کاشانه ی خود را از دست می دهد و شاهد نابودی هزاران درخت بلوط است (برای آشنایی بیشتر با محمود رحمانی، می توانید این گفتگو را بخوانید).

سعید رجبی فروتن، مدیر تارنمای روزانه های سینمایی، یادداشت زیر را به تاریخ 8 خرداد درباره ی "مادرم بلوط" نوشته است: 35_2163 

"مادرم بلوط" اثر محمود رحمانی فیلم هفته شد؛ نقد سدسازی در کانون توجه اهالی سینما 
محمود رحمانی

وقتی در روزنامه اعتماد امروز می خوانم که یکی از سیاست های زیست محیطی کشور جلوگیری از سد سازی بیشتر است، به یاد مستند فوق العاده تماشایی مادرم بلوط کار مستند ساز با استعداد خوزستانی می افتم. این هفته مجوز چهار کار درخشان او برای عرضه در شبکه صادر می شود و موسسه ای که اختصاصاً در زمینه مستند فعالیت می کند، اقدام به انتشار آنها خواهد کرد. با چه تیراژ و با کدام نقشه راه قصد توزیع و پخش آنها را دارد، نمیدانم. با خودم می اندیشم که اگر تلویزیون کشور با بی پروایی در دو دهه گذشته شرایط تولید و پخش مستندهای اثر گذاری چون مادرم بلوط را فراهم می کرد، شاید مسئولان محیط زیست کشور زودتر از اینها به فکر تجدید نظر در باره سیاست هایشان می افتادند و بالاخره پی می بردند که زیان های ساخت سد، بیش از منافع آن است. مادرم بلوط فیلمی است در باره عوارض زیست محیطی احداث سد کارون ۳ و تخریب بیش از ۶۳ کیلومتر از جنگل های بلوط زاگرس مرکزی.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بروشور "رودها را رها سازید!"
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

برای همایش اول خرداد در دانشگاه شریف، بروشوری تهیه کرده بودیم که در برگیرنده ی یادداشت هایی درباره ی پیشینه ی جریان منتقد سد سازی در جهان و ایران، معرفی سازمان "رودهای جهانی"، و یک یادداشت انگلیسی بود. این بروشور را می توانید از اینجا دانلود کنید. متن ساده ی بروشور را هم می توانید در "ادامه ی مطلب" بخوانید.

در وبلاگ گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف، گزارشی از آن همایش، همراه با عکس و "جمع بندی نشست" که توسط دکتر ابریشمچی استاد عمران آن دانشگاه (رییس پنل همایش) انجام شده، آمده است.

IMG_8566_resize.JPG (475×204)

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد جدیدی ساخته نخواهد شد!
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

به نظر می رسد که چند سال تلاش سازمان های مردم نهاد و فعالان محیط زیست کشور تاثیر چشمگیری، دست کم در از میان بردن توهم مفید بودن بی چون و چرای سدها، داشته است. تا دو سه سال پیش قابل تصور هم نبود که افرادی از داخل دولت از سدها بد بگویند(!) اما اینک معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست می گوید:

هر گونه سد سازی جدید «مطلقاً ممنوع» است؛ در سبز پرس


 
یک گزارش از نشست "حمایت از رودخانه ها" و...
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ٦ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

نشست دوشنبه اول خرداد در دانشگاه شریف، بازخوردهای خوبی داشته که در زیر می توانید چند تایی از آن ها را ببینید:

نشست چالشی حمایت از رودخانه ها در برابر سدهای بزرگ در دانشگاه شریف؛ ایسنا

همان گزارش، در ایبنا

متن سخن رانی محمد درویش درآن همایش؛ در سبز پرس

همچنین، می توانید بخوانید:

اعتراض‌به‌ تملک اراضی سدگتوند، در خبرگزاری مهر

اعتراف ضمنی وزیر نیرو به وجود "اشکالات علمی" در سد گتوند،در خبرگزاری فارس و ایبنا

 


 
همایش روز ملی حمایت از رودها برگزار شد
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دیروز از ساعت 4 تا 9 بعدازظهر،  همایش روز ملی حمایت از رودخانه ها در برابر سد سازی با حضور حدود یکصد نفر دانشجو و دیگر علاقمندان، در دانشکده ی مهندسی شیمی دانشگاه شریف برگزار شد. این همایش مردمی، از نظر این که توانست فرصتی را برای گفتگوی رو در روی شماری از منتقدان سدسازی های افراطی با چند تن از مدیران ارشد منابع آب کشور فراهم کند، در نوع خود کم سابقه بود. به زودی گزارشی از این همایش را منتشر خواهیم کرد.

اما،طرح موضوع "روز ملی حمایت از رودها" بهانه ای در خور اعتنا هم شده است برای انتشار گزارش ها و مقاله های پرشمار در نقد سد سازی. به جز مطلب هایی که در چند روز گذشته به آن ها اشاره کرده ایم، چند مطلب دیگر را هم می توانید در نشانی های زیر بخوانید:

سایه سنگین «گَرین» بر سرزمین،  در روزنامه ی شرق

سد داریان، جشمه بل و بخشی از روستای هجیج را غرق خواهد کرد، در سبز پرس

سد گتوند، موزه ی پنهانکاری مدیران دولتی، در روزنامه ی فرهنگ آشتی، و در ایبنا نیوز محمدرضا رضازاده مدیرعامل شرکت آب و نیرو

فیلم ریزش "دیوار حایل نمک" سد گتوند، در ایبنا نیوز

سد گتوند باید جمع شود، یادداشتی از اسماعیل کهرم

 


 
امروز؛ همایش در نقد سد سازی
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

طرح های سد سازی و انتقال آب، به یکی از بزرگ ترین عامل های مخرب آبخیزها و محیط های کوهستانی که در برگیرنده ی باارزش ترین زیستبوم ها هستند، بدل شده است. 

تصمیم گیری درباره ی برهم زدن سامانه ی رودخانه ها و دیگر پیکره های آبی، در محیط های سیاسی- اقتصادی و به دست فن سالاران و سرمایه سالاران صورت می گیرد، ولی غالبا هنگامی که از بی فایدگی سدها در ارتقای کشاورزی یا تاثیر آن ها در تخریب بنیان جامعه های شکل گرفته در کناره ی رودها و تالاب ها و خورها صحبت می کنیم، به ما می گویند که شما تخصص ندارید و تصمیم گیری درباره ی فلان طرح سدسازی با کار  کارشناسی صورت گرفته است. اما، این دروغی بیش نیست! واقعیت این است که اولا، موضوع دستکاری در وضع رودها و انتقال آب، یک امر چند جانبه ی اجتماعی و از نوع "حقوق عمومی" است که تصمیم گیری درباره ی آن باید با نظر جامعه های ذینفع (شامل نمایندگان همه ی انسان های عادی، و نه تنها گروه های متخصص)، و با در نظر گرفتن منافع دراز مدت سرزمین صورت گیرد. دوم این که، در واقعیت جاری جامعه، تصمیم اولیه درباره ی ساخت سد و طرح انتقال آب، به دست افرادی که هیچ تخصص ویژه ای در زمینه ی مسایل آب ندارند گرفته می شود و سپس برای اجرای طرح، یک گروه متخصص سازه و عمران را فرا می خوانند و با سهیم کردن آنان در گوشه ای از سود بی حساب طرح، امضای ایشان را هم می گیرند؛ چنان که امضای شماری متخصص (در واقع: صاحب مدرک) محیط زیست را هم برای توجیه قضیه، با همین روش "تقسیم سود" می گیرند!

امروزه، طرح های سد سازی به شکل وقیحانه ای با زیر آب بردن روستاها، مراتع، محوطه های تاریخی، و با خشکاندن بخش های عمده ای از مسیر رودها، و با نابود سازی تالاب ها و دریاچه ها، حقوق عمومی جامعه را پایمال می سازند و به پایه ی کشاورزی و دامداری و محیط زیست ضربه می زنند.

تا هنگامی که گروه های وسیعی از جامعه، به شناخت این امر نرسند و از حق خود در داشتن محیط زیستی سالم دفاع نکنند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید... .

دانشجویان، و مسوولان محیط زیست گروه ها و باشگاه های کوه نوردی را به حضور در نشست امروز دانشگاه شریف دعوت می کنیم:

زمان: 4 تا 8 بعد ازظهر

مکان: دانشگاه شریف، دانشکده ی مهندسی شیمی، سالن سبز


 
آب شور سد گتوند، و اشک کشاورزان
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

اسد افلاکی- همشهری

اول: سد گتوند علیا که 182‌متر ارتفاع دارد و متولیان سد‌سازی‌ با افتخار از آن به‌عنوان آب شور سدگتوند و اشک کشاورزانبلندترین سد خاکی کشور نام می‌برند با هزینه‌ای معادل 25‌هزار میلیارد ریال احداث شده است (این هزینه تا مراحل تکمیل سد را شامل می‌شود).

شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران متولی این سد اعلام کرده بود این سازه عظیم خاکی با 2 هدف اصلی اجرا می‌شود: الف- افزایش ظرفیت انرژی کشور با 4250‌گیگاوات ساعت انرژی برقابی ب- کنترل و ذخیره آب‌های روان به میزان 5/2‌میلیارد مترمکعب (کنترل سیلاب‌های مخرب فصلی کارون، ایجاد زمینه‌های مختلف اشتغال‌زایی و فراهم ساختن رونق اقتصادی منطقه به ویژه تامین آب اراضی پایین دست برای کشاورزی و توسعه زمین‌های زیر کشت از دیگر اهداف ساخت این سد ذکر شده است). در فیلم تبلیغاتی تهیه‌شده از سوی شرکت توسعه آب و نیرو، سکانسی پخش می‌شود که گوینده در آن، خاطرنشان می‌کند خاک سرشار خوزستان نیاز به آب دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برای روز ملی حفاظت از رودخانه ها
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

تارنمای آبنما نیوز، وابسته به انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان، به مناسبت 29 اردیبهشت روز ملی حفاظت از رودخانه ها در برابر سدسازی، چند یادداشت ارزنده درج کرده است. علاقمندان را به خواندن مطالب زیر دعوت می کنم:

فاطمه ظفرنژاد - از منتقدان فعال سد سازی

نه هر بحری گهر دارد

خوزستان و چالش محیط زیستی سدسازی و نفت

 سد سیمره علت کم آبی در حوضه کرخه/ شرایط در حوضه ى کرخه بحرانی است

 روزنامه ى کیهان: سدگتوند افتخار ملی یا فاجعه ملی؟

رمضان منجزی عضو سابق شورای شهر اهواز: تا دیر نشده علیه مسببان سد گتوند علیا اقامه دعوا کنید


 
نشست روز ملی حمایت از رودخانه ها
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف

دوشنبه‌‌‌‌‌‌ى آینده، سالن سبز دانشکده‌‌‌ى مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف میزبان نشست مهمی است که به مناسبت روز ملی حمایت از رودخانه ها، با همکاری مشترک گروه دوستداران محیط زیست شریف و انجمن کوه نوردان ایران، برگزار می شود.

 

ویژگی مهم این نشست، حضور همزمان جمعی از مسوولان و کارشناسان رده بالای مرتبط با وزارت نیرو، از جمله آقایان مهندس فروغی، علیرضا دائمی (مشاور معاون وزیر در امورمدیریت منابع آب و آبشناسی یونسکو)، هدایت فهمی (معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفا)، مجید سیاری (معاون طرح و توسعه ى شرکت مدیریت منابع آب) و علی نورزاد (رییس دانشکده ى صنعت  آب و برق) و جمعی از صاحب‌نظران و کارشناسان شناخته شده‌ ی محیط زیستی ایران از جمله آقایان حمیدرضا خدابخشی، دکتر محمد مهدوی (استاد دانشگاه تهران)، محمد درویش (عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع)، فاطمه ظفرنژاد (پژوهشگر حوزه ی آب)، عباس محمدی (مدیر گروه دیده بان کوهستان - فعال محیط زیست) و سرهت رسول (از کشور ترکیه) است.

 گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف به عنوان میزبان این برنامه، از همه ی علاقه مندان دعوت می‌کند که در این نشست حضور به عمل آورند.

 امیدواریم که حضور پرشور علاقه مندان، در کنار گفتگوهای انجام شده توسط سخنرانان و پوشش رسانه ای، بتواند حرکت و نگاهی نو در مسائل مرتبط با آینده ی سدسازی و محیطزیست ایران را رقم بزند.

 زمان: دوشنبه اول خرداد، از ساعت 4 تا 8 بعد ازظهر

 مکان: تهران- دانشگاه صنعتی شریف، دانشکده ی مهندسی شیمی، سالن سبز


 


 
سد گتوند را برچینید!
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش، در یادداشتی که در روزنامه ی شرق چاپ شده، می گوید که محمّدرضا رضازاده مدیرعامل شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران، در مرداد 1390 با وجود هشدارهای کارشناسان مختلف، گفته بود که آبگیری سد گتوند هیچ تاثیری بر شورتر شدن آب کارون نخواهد داشت، و حتی بر سر این موضوع با خبرنگاران شرط بسته بود! اما، هم اینک شوری آب کارون به حدی رسیده که صحبت از ضرورت برچیدن سد گتوند است!

یادداشت را در ادامه ی مطلب بخوانید: 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دستکاری افراطی در سامانه ى رودها، و بروز سونامی غبار
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

محمد طالب حیدری، مدیر اداره ی هواشناسی کردستان، یکی از سخنرانان همایش حمایت از رودخانه ها (دانشگاه شریف، اول خرداد) خواهد بود. او در مقاله ای با عنوان "سونامی غبار عراقی در غرب و جنوب کشور" که در روزنامه ی ایران 25/2/1391 چاپ شده، به بررسی علت های بروز این پدیده ی جدید و خطرناک پرداخته است.

حیدری در این مقاله گفته است که منشا اصلی غبارهایی که در چند سال اخیر، مناطق گسترده ای از کشورمان را فرا می گیرد، عراق است و علت این پدیده بیش از هر چیز، کم شدن طغیان های دجله و فرات و خشک شدن تالاب ها و هورهای جنوب عراق و جنوب غربی ایران (ناشی از برنامه های کنترل آب...) است. نکته ی مهمی که او به آن اشاره می کند این که غبارخیزی ها، ناشی از خشکسالی های ده سال اخیر و تغییرات اقلیمی نیست.

خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنم.


 
همایش در حمایت از رودها
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در 29 اردیبهشت 1387 نخستین همایش برای معرفی «روز جهانی رویارویی با سدها» (14 مارس برابر با 24 اسفند) در تهران برگزار شد. منتقدان سد سازی در ایران، 29 اردیبهشت را با عنوان هایی همچون روز ملی مبارزه با سد سازی،  روز ملی رویارویی با سدها، و روز ملی حمایت از رودها و پیکره های آبی، بدل به فرصت دیگری برای گفتگو درباره ی مشکلاتی کرده اند که سدها برای محیط زیست و جامعه های انسانی پدید می آورند. 

امسال، برای پنجمین سال پیاپی، همایشی به مناسبت 29 اردیبهشت خواهیم داشت. این همایش را گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف، و گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران، با همکاری جمعی از کنشگران و صاحب نظران محیط زیست (محمد درویش، فاطمه ظفرنژاد، میترا البرزی منش، و...) برگزار خواهند کرد. سرهت رسول، کنشگر محیط زیست اهل ترکیه نیز در این همایش، از اثر سد سازی های ترکیه در جابجایی های قومی در آن کشور، و  همچنین از تاثیر آن در بیابان زایی های جنوب عراق و جنوب غربی ایران خواهد گفت. برگزار کنندگان همایش، از چند تن از مدیران وزارت نیرو هم دعوت کرده اند تا پرسش و پاسخ هایی نیز انجام شود.

 

زمان: دوشنبه اول خرداد، از ساعت 4 تا 8 بعد ازظهر

مکان: تهران- دانشگاه صنعتی شریف، دانشکده ی مهندسی شیمی، سالن سبز


 
کارزار جهانی برضد تخریب میانرودان با سدسازی
ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دولت ترکیه که چندین دهه سیاست های پان ترکیستی داشته و فرهنگ های متنوع آن کشور (از جمله فرهنگ چندین میلیون کرد در شرق ترکیه) را با خشن ترین شیوه ها سرکوب ساخته، با سدسازی های عظیم در شرق و جنوب شرق ترکیه، سبب زیر آب رفتن روستاهای بسیار و تخریب شدید بنیان های اجتماعی- فرهنگی و محیط زیستی این منطقه شده است. به علاوه، سد سازی بر روی سرچشمه های دجله و فرات در کوهستان های "ارجیس داغ" (Taurus Mountains) موجب کم آبی شدید این دو رودخانه و نابودی بخش های مهمی از کشاورزی عراق، تالاب های جنوب این کشور که بخش هایی از آن ها در خاک ایران نیز هست (هورالعظیم)، و موجب تهدید جدی برای منطقه ی تاریخی و بی مانند میانرودان (بین النهرین) شده است.  میانرودان، منطقه ای است که دو دستاورد عظیم و سرنوشت ساز بشری یعنی خط و چرخ در آن اختراع شده و به گفته ی ویل دورانت، "گهواره ی تمدن" است.

چند سازمان غیردولتی ترکیه، عراق و ایران، با نوشتن نامه و گردآوری امضا از دیگر سازمان ها و افراد، قصد دارند از طریق سازمان تربیتی، علمی، فرهنگی ملل متحد (UNESCO) نسبت به یک پروژه ی عظیم در دست اجرا، معروف به سد ایلیسو، دادخواهی و اعتراض کنند. تکمیل این سد و آبگیری آن موجب زیر آب رفتن شهر تاریخی حسن کیف و کاهش باز هم بیشتر آب دجله و برخاستن ریزگردهای بسیار بیشتر در منطقه (از جمله در ایران) خواهد شد.

متن بیانیه

اعضای گرامی کمیته ی میراث جهانی 
یونسکو- پاریس

 
ما امضا کنندگان این بیانیه، نگرانی جدی خود را از تهدیدی که برای مکان های دارای ارزش جهانی در منطقه ی میانرودان (بین النهرین) پدید آمده، اعلام می داریم؛ طرح ساخت سد ایلیسو بر رودخانه ی دجله، سرزمین های میانرودان را که از نظر طبیعی و فرهنگی دارای اهمیت بسیار است، در معرض خطر قرار داده است.

این منطقه به دلایل بسیار، منحصر به فرد است: از نظر جغرافیایی، آب و هوایی، و زیستی، تنوع زیادی دارد گذار شیوه ی زندگی کوچ نشینی به شیوه ی کشاورزی یکجانشین در این منطقه رخ داده است وجود هزاران سایت باستانی در این منطقه، گواه بر وجود فرهنگ های پرشماری است که در این منطقه در هم آمیخته و فرصتی بی مانند را برای کسب دانش بیشتر ار تاریخ بشریت فراهم ساخته اند. امروزه، ساکنان میانرودان، به ویژه کردها، عرب ها، آرامی ها، و ترکمن ها، حاملان این میراث فرهنگی جهانی هستند.

لطفا متن نامه را در سبز پرس بخوانید و آن را به صورت شخصی یا سازمانی امضا کنید.

همچنین می توانید یادداشتی درباره ی "کمپین ایلیسو" را در ویکی پدیا بخوانید.


 
یک نشست ارزنده؛ منتقدان سد سازی و مدافعان آن
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف به همراه چند تن از منتقدان برجسته ی سد سازی (محمد درویش، دکتر مهدوی، میترا البرزی منش، دکتر مخدوم، دکتر راضیه لک) در روز 4 اردیبهشت یک نشست با شماری از مدیران رده بالای وزارت نیرو درباره ی مشکلات دریاچه ی اورمیه داشتند.

لطفا گزارش این نشست را که در نوع خود کم مانند بوده و می تواند نشانه ی خوبی از باز شدن گوش مدیران بخش آب برای شنیدن سخن منتقدان باشد، در وبلاگ های دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف و محمد درویش بخوانید.

IMG_7468x.jpg (475×275)


 
توقف طرح انتقال آب خزر به نفع کشور است!
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

روزنامه ی دنیای اقتصاد

مهران دبیرسپهری

در خبرها داشتیم که قرار است در قالب یک پروژه، آب دریای خزر پس از نمک زدایی، به فلات مرکزی ایران منتقل شود. به دلیل اهمیت موضوع، این سرمقاله را به مساله آب و نیاز کشور به آن اختصاص می‌دهیم. اولین سوالی که به ذهن خطور می‌کند این است که آیا شدت نیاز به نتایج این پروژه در حدی هست که هزینه‌های نجومی آن را توجیه کند.

 

در پاسخ به این سوال شاید گفته شود آب مایه حیات بوده و هر هزینه‌ای برای آن قابل توجیه است؛ اما ارزش آب درشرایط مختلف به یک اندازه نیست. مثالی می‌زنیم:
در جایی که آب فراوان است (مثلا در درون یک شهر) هزینه یک لیتر آب بسیار ناچیز است؛ ولی قیمت همین مقدار آب برای تشنه‌ای که در کویر از فرط کمبود آن در حال مرگ است می‌تواند برابر همه دارایی او باشد. بنابراین شدت نیاز به آب می‌تواند ارزش آن را تعیین کند. حال این سوال مطرح می‌شود که شدت نیاز به آب در کشور ما چقدر است؟ اگر این میزان در حدی باشد که لازم شود همه ثروت خود را بدهیم و به آن دسترسی پیدا کنیم در این صورت هر هزینه‌ای را توجیه می‌کند؛ اما وقتی به طریق مصرف آب در کشور نگاه می‌کنیم این میزان از نیاز را احساس نمی‌کنیم. به عبارت دیگر ما آنچنان در مصرف آب اسراف می‌کنیم که انگار هیچ کمبودی نداریم. شاهد مثال، همین آبیاری زمین‌های کشاورزی با روش غرق‌آبی است که بخش وسیعی از زمین‌های کشاورزی را شامل می‌شود. به عبارت دیگر اگر از مردم خواسته شود تنها یک هزارم مصرف خود را صرفه‌جویی کنند آبی که از این طریق به دست می‌آید بسیار بیشتر از مقدار آبی است که قرار است از شیرین کردن آب خزر و خلیج‌فارس به دست آید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
توسعه ی کشاورزی، و انتقال آب از دریاهای عمان و خزر!
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

در مورد طرح های سد سازی و انتقال آب، همچون دیگر مسایل مربوط به محیط زیست، اگر فعالان و کارشناسان این حوزه پیش از "کلنگ خوردن" طرح واکنش نشان دهند، اسناد طرح را بخواهند، و در صورت لزوم از طریق نهادهای نظارتی و قانون گزار و قضایی و دیگر راه های ممکن با آن ها رویارویی کنند، امکان جلوگیری از اجرایی شدن طرح های مخرب بسیار بیشتر خواهد بود. آشکار است که پس از آغاز عملیات احداث و تخصیص بودجه، حتی اگر ثابت شود که آن طرح صد در صد زیان آور است، باز هم بسیار بعید است که بتوان "لقمه" های چند میلیاردی را از پیمانکار و حامیانش گرفت.

رییس جمهور محترم، در سخنرانی 19 فروردین خود در مشهد، اعلام کرد که «دولت برای مهار آب های روان در سطح کشور طرح های بزرگی دارد». اما، بلافاصله اضافه کرد که دو طرح بزرگ هم برای انتقال آب از دریای عمان و دریای خزر به منطقه های مرکزی کشور به زودی آغاز خواهد شد، و معلوم شد که ظاهرا کار از مهار و انتقال آب های روان کشور که همان سد زدن بر رگ ها (رودها)ی زمین باشد، گذشته و جا به جا کردن دریاها هم در دستور کار مدیران بخش آب و پیمانکاران همکارشان قرار گرفته است!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد خاتم الانبیا شکست!
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یک سد دیگر شکست، و لابد سد سازان بی آن که توضیحی درباره ی یکی از ادعاهای همیشگی شان یعنی "مهار سیل توسط سد" بدهند، از محل بودجه ی ملی خسارت را پرداخت  و باز سد را برقرار خواهند کرد! گزارش شکستگی سد خاتم الانبیا در راین را در مشرق نیوز بخوانید. همچنین می توانید یادداشت دیگر این تارنگار را درباره ی شکسته شدن سد ماشکید در اسفند ماه 89 و نیز درباره ی شکسته شدن سد دشت در استان گلستان را در اینجا، و فاجعه ی دو بار تخریب سد کارون 4 (در جریان احداث آن) را در مهار بیابان زایی بخوانید.

 


 
رودها را آزاد کنید!
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

14 مارچ برابر با 24 اسفند، "روز جهانی حفاظت رودخانه ها" نامیده  بزرگنماییشده است. این نام گذاری، در پی جنبش های منتقد سد سازی و فعالیت های اجتماعی که به صدور بیانیه ای در شهر کوریتیبای برزیل (Curitiba) به تاریخ 14 مارچ 1997 انجامید، صورت گرفته است. در بیانیه ی کوریتیبا از جمله، آمده است: «[...] سدها در همه جا، مردم را به زور از خانه هایشان بیرون می کنند، مزارع حاصلخیز، جنگل ها و مناطق  کم نظیز را به زیر آب می برند، مناطق ماهی گیری و تامین آب شرب را از میان می برند، و مایه ی پراکندگی اجتماعی، فرهنگی، و فقر اقتصادی جوامع ما می شوند. [...] در همه جا، میان فواید اقتصادی اجتماعی قول داده شده از سوی سد سازان و آن چه که پس از ساخت سدها واقعا رخ داده اختلاف بسیار زیادی وجود دارد. [...] ما باید به سوی جامعه ای پیش برویم که انسان و طبیعت دیگر بر پایه ی منطق بازار، که در آن تنها ارزش مربوط به کالاها و تنها هدف سود است، کم ارزش نشوند» (متن کامل بیانیه را در کتاب رودهای خاموش نوشته ی پاتریک مک کالی، ترجمه ی فاطمه ظفرنژاد، انتشارات علم و ادب، 1386 ببینید).

شعار امسال روز جهانی رودخانه ها چنین است: «رودها را آزاد کنید!» و منظور این است که بگذارید رودها جریان یابند، رودها را از آلودگی رها کنید،  آن ها را از چنگال موسسه های بزرگ مدیریت آب آزاد کنید، و آن ها را برای استفاده ی مردم رها سازید!

یکی از نهادهای جهانی و مردمی منتقد سد سازی، شبکه ی رودهای جهانی (International Rivers)  است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
24 اسفند روز جهانی حفاظت از رودها
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- شرق

 14 مارچ (24 اسفند) از سوی منتقدان سد سازی، و طرفداران جریان طبیعی رودها به عنوان "روز جهانی حفاظت رودها" نامیده شده است. موضوع امسال این روز، چنین است: «رودها را رها سازید!» و این بدین معنا است که: بگذارید رودخانه ها جریان یابند، آن ها را از آلودگی رها سازید، آن ها را از چنگال موسسه های بزرگ مدیریت آب آزاد کنید، و آن ها را برای استفاده ی مردم رها سازید!

رودخانه ها که خاستگاه اصلی شان کوهستان است، از عناصر مهم شکل دهنده ی زیستبوم ها هستند. رودها پر شورترین و پویاترین عنصر محیط های کوهستانی و موجد موسیقی جان بخش این عرصه ها هستند و همیشه مورد تکریم مردم کوه نشین و دیگر بهره مندان بوده اند. رودخانه ها همچنین آبشخور دام ها و حیات وحش، و زندگانی بخش دشت ها و تالاب ها و دلتاها ی پایین دست خود هستند و برخلاف نظر طرفداران مدیریت سازه ای آب، هیچ قطره ای از آب آن ها (مثلا با رفتن به دریا یا تالاب ها و فروچاله ها) هدر نمی رود. آب رودخانه ها، در هر بخش از مسیر طبیعی خود، بخشی از زیستبوم ها و جامعه ای از جوامع انسانی را بهره مند می سازد و آن چه هم که به دریا و تالاب می ریزد یا در دشت ها فرو می رود، موجب حفظ حیات محیط های ارزشمند آبی یا تغذیه ی سفره های آب زیر زمینی می شود.

World Rivers Reviewwww.internationalrivers.org


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تالاب ها، و یک درخواست از مسوولان
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس  بزرگنمایی

 تالاب ها، تلاقی گاه های آب و خاک و به همین دلیل از مهم ترین بسترهای حیات، و از نخستین خاستگاه های زیست و تمدن انسانی هستند. این زیستبوم های باارزش و حساس، در ایران امروز سخت در معرض تهدید و آسیب اند؛ طرح های توسعه ی ناپایدار و متکی بر اقتصاد تک محصولی و نفت محور که درآمدی بی نیاز از تولید اندیشه محور را برای ما فراهم ساخته، تالاب ها را همچون دیگر محیط های طبیعی کشور آماج آسیب های جبران ناپذیر قرار داده اند.

 می خواستیم گریبان کشور را از اتکای صرف به ثروت های خداداد زیرزمینی رها سازیم، اینک نه تنها تالاب ها و خورهای جنوب کشور در آتش آلودگی های نفتی و گازی می سوزند، بلکه تالاب های کم مانند شمال کشور همچون میانکاله و گمیشان هم با طرح های احداث پالایشگاه، در نوبت مبتلا شدن به سرنوشت هورالعظیم و نایبند هستند!

 

عکس از: http://hoorolazim.persianblog.ir/ 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد سازی و میانرودان
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشت به بهانه ی روز جهانی تالاب ها

 تالاب هورالعظیم یا هور الهویزه ، تنها بخش از مجموعه تالاب های بزرگ میانرودان (بین النهرین) است که تا به امروز باقی مانده است. عراقی ها به این تالاب، "هورالهویزه" می گویند در حالی که هویزه نام شهری در ایران است، و ایرانی ها به آن "هورالعظیم" می گویند در حالی که عظیم واژه ای عربی است. این نکته، شاید قرینه ای بر این باشد که فرهنگ ها، و بیش از آن طبیعت، مرزهای سیاسی را به رسمیت نمی شناسند و خواهان هماهنگی و همزیستی هستند؛ حال آن که طبقه های حاکم و سودجویان سیری ناپذیر، گونه گونی فرهنگ ها را بهانه ای برای ایجاد تضاد قرار می دهند تا به هدف های سلطه گرانه ی خود برسند.

طبیعت اساسآ میل به ایجاد و حفظ تنوع، و پراکنده سازی قدرت دارد که می توان آن را به تسامح،  

                                                                      hooralazim.blogfa.com 

گونه ای دمکراسی خواند. در دمکراسی طبیعی ِ یک زیستبوم ِ تکامل یافته (کلیماکس)، اقلیم ها و گونه های گیاهی و جانوری نمی خواهند یکدیگر را حذف کنند بلکه کوچک و بزرگ، به یکدیگر وابسته هستند و در کنار هم می زیند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید