پلنگ‌های ماسال در امان اند!
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

چند ماه پیش، در گروه تلگرامی «پویش حیات» و تارنمای گنجه‌ی زیست‌بوم گفتیم که در ییلاق‌های ماسال (غرب استان گیلان) پلنگ یا پلنگ‌هایی به چهار گاو حمله کرده و آن‌ها را کشته اند. خوشبختانه، مردم فهیم منطقه باوجود آن که بسیاری‌شان اسلحه دارند، تصمیم به کشتن پلنگ نگرفتند. حتی برعکس، در تماس‌هایی که ما با ایشان داشتیم، به نظر می‌رسید که با نوعی احترام از پلنگ یاد می‌کنند... . از سوی گنجه، با شرکت «بیمه‌ی ما» که ضمن تفاهم‌نامه‌ای با سازمان محیط زیست، پرداخت خسارت‌های ناشی از حمله‌ی پلنگ را بیمه کرده است تماس گرفتیم. اما به ما گفتند که گزارش حمله را باید سازمان محیط زیست تایید کند؛ سازمان هم این امر را منوط به گواهی اداره‌ی محیط زیست محیط زیست ماسال کرد. این اداره هم گفت که خسارت‌دیدگان، گزارش را دیر ارایه کرده اند و امکان گواهی آن نیست... .

ما، با اعتماد به صداقت مردم محل که استشهادهایی هم تهیه کرده بودند و نیز با اعتماد به تایید شورای روستای «توت‌نسا»، تصمیم گرفتیم که خسارت دام‌داران را تامین کنیم تا آنان مطمئن شوند که دوستداران محیط زیست، فقط حرف نمی‌زنند و درک مناسبی از مشکلات معیشتی مردمی که در کوه و دشت زندگی می‌کنند، دارند. خوشبختانه، با همیاری دوستان، مبلغ مورد نیاز برای این کار فراهم شد و چند هفته نیز منتظر شدیم تا فرصتی برای سفر به منطقه فراهم گردد.

در روز جمعه 13 اسفند 95 کیومرث بابازاده از کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان باسابقه، محسن پورقاسم کوه‌نوردی که ما را با موضوع مورد بحث و اهالی منطقه آشنا کرده بود، و عباس محمدی عضو هیات امنای گنجه‌ی زیست‌بوم به روستای توت‌نسا رفتند. با هماهنگی‌هایی که پیشتر صورت گرفته بود، خسارت‌دیدگان، چند تن از اعضای شوراهای روستایی منطقه، دهدار توت‌نسا، چوپانی که یکی دو ماه پیش مورد حمله‌ی پلنگ قرار گرفته بود، و چند تن دیگر، در مسجد توت‌نسا گرد هم آمدند. در این نشست، مردم محل غالبا اظهار داشتند که حاضر به کشتن یا حذف پلنگ و حتی گرگ از منطقه نیستند، اما انتظار دارند که سازمان محیط زیست و به طور کلی دولت یا شرکت‌های بیمه، خسارت آنان را به شکل مناسب و سریعی جبران کند. پس از یکی دو ساعت هم‌اندیشی در این مورد، قرار شد که مطالعه‌ی بیشتری در مورد پیشگیری از وقوع حادثه‌های مشابه و خرید بیمه‌های مناسب انجام شود.

در پایان، به صاحبان چهار گاوی که در تابستان گذشته بر اثر حمله‌ی پلنگ از بین رفته بودند، این رقم‌ها (که توسط خودشان تعیین شده بود) پرداخت گردید: یک گاو؛ هجده میلیون ریال، یک گاو؛ بیست میلیون ریال، یک گاو هفده میلیون ریال، یک گاو بیست و پنج میلیون ریال. به چوپان یادشده نیز پنج میلیون ریال به عنوان جبران بخشی از هزینه‌های درمان پرداخت شد. در عین حال بیش از صد جلد کتاب محیط‌ زیستیِ مناسب کوکان و نوجوانان، به مدیر یک مدرسه‌ی ماسال تحویل شد تا به شکلی که صلاح می‌داند، در منطقه توزیع شود.  

 

***

همان‌گونه که تاکنون شیوه‌ی ما بوده، تمامی هزینه‌های سفر و خورد و خوراکِ کسانی که از سوی گنجه به منطقه رفتند، برعهده‌ی خودشان بوده است. همچنین، هرکسی که علاقمند باشد، می‌تواند صورتجلسه‌ها و رسیدهای دریافتی و سایر اسناد حسابداری را بررسی کند.


 
فراخوان برای کمک به حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق
ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

دوستان سبزاندیش را به کمک در تامین بخشی از علوفه‌ی مورد نیاز حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق فرا می‌خوانیم.

 

سرمای زمستان، جستجوی غذا را برای حیات وحش به ویژه در مناطق کوهستانی دشوار کرده است. گرچه برخی از کارشناسان تاکید دارند علوفه‌دهی به حیات وحش اقدامی نادرست است و می‌تواند آنها را به گونه‌هایی دست‌آموز تبدیل کند، اما زمانی که در پناهگاه حیات وحش آن‌هم  در جایی مانند  خوش‌ییلاق تنها 10 آهو باقی مانده باشد، چاره‌ای نیست جز این‌که برای حفاظت از این تعداد محدود اقدام عاجلی صورت بگیرد. به این منظور موسسه طنین طبیعت تیرگان با همکاری گنجینه‌ی پشتیبان زیست‌بوم در صدد برآمدند با راه‌اندازی یک پویش، علاقمندان به حیات وحش را به همراهی دعوت کنند.


لطفا برای اطلاع بیشتر و کمک، به این‌جا بنگرید.

تلاش برای حفظ محیط زیست، فقط سخن گفتن، و حتی فقط اعتراض و نوشتن نیست...!

یادداشت مرتبط: خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه؟



 
حامی پرندگان مهاجر باشیم
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت، در خبرآنلاین نیز کار شده است.

کوشان مهران و عباس محمدی- در منطقه‌ی فریدونکنار مازندران، دو پدیده‌ی متضاد به چشم می‌خورد: از یک‌سو حضور زمستانه‌ی هزاران پرنده‌ی مهاجر و انسان‌های حامی این مخلوقات زیبا و دورپرواز، و از سوی دیگر صیادانی که به نظر می‌رسد (دست‌کم در این ده ساله‌ی اخیر) صید پرنده را از حد سنتی که برای گذران یک زندگی ساده لازم بود، بس فراتر برده و به یک تجارت بزرگ بدل ساخته اند. چگونه می‌توان هم‌زیستی پایدار انسان و حیات وحش را دوباره شکل داد؟

 از حدود ده سال پیش، هر ساله در پاییز و زمستان، آب‌بندان‌های فریدونکنار و سرخرود مازندران به یکی از کانون‌های توجه مدافعان طبیعت بدل می‌شود؛ زیرا در این چند ساله، این آب‌بندان‌ها که در واقع شالیزارهایی هستند که در زمستان در آن‌ها کِشت انجام نمی‌شود، جای فرود شمار بی‌سابقه‌ای قو، این پرنده‌ی درشت‌پیکر و جذاب شده است. از آن‌جا که آب‌بندان‌های محدود منطقه تامین‌کننده‌ی خوراک کافی برای این تعداد از پرندگان درشت نیست، چند کنشگر محیط زیست و چندتایی از سازمان‌های مردمی از ده سال پیش تصمیم گرفتند که با ریختن ذرت و گندم و سبزی، به تغذیه‌ی این قوها کمک کنند. یادآور می‌شود که در گذشته، آبگیرهایی که در اطراف بابلسر تا اسلام‌آباد و سوته و صفاییه‌ی فریدونکنار وجود داشت، جای زمستان‌گذرانیِ قوهای مهاجر بود. اما در این یکی دو دهه، بخش عمده‌ی آبگیرها به زیر ساخت و ساز رفته و تنها جای باقی‌مانده برای قوها در این ناحیه، بخشی از همین فریدونکنار و سرخرود (بیشتر: آب‌بندان‌های وزرا به گستره‌ی حدود 40 هکتار) است. خوراک‌دهی به قوهای مهاجر، سبب راه افتادن دو موج شد: یکی بحث درست یا نادرست بودن خوراک‌دهی به حیات وحش، و دیگر بحث صید انواع پرندگان مهاجر در این منطقه که مورد توجه تماشاگران قوها قرار گرفته است. این صیادی‌ها، دیگر نه مشغله‌ی جنبی چند خانواده‌ی محلی بلکه کسب و کار پول‌ساز و بی‌ضابطه‌ی چندین صیاد بی‌ملاحظه شده که صیادان بومی و قانعِ محل را هم بدنام ساخته اند. بازار فروش پرندگان صیدشده در فریدونکنار، با انبوه مرغابی و چنگر (و دیگر پرندگانی که پیش از این صید نمی‌شدند) به نمایشگاه خونین و بی‌رحمانه‌ی انواع گونه‌های مجاز و غیرمجاز برای صید بدل شده و شهرتی بس منفی یافته که در بیرون از کشور هم بازتاب یافته است.

اهمیت پرندگان مهاجر در خطه‌ی هیرکانی (ساحل دریای کاسپین یا خزر) از زمان‌های دور آن اندازه بوده که پرندگان نمک‌سود، بخشی از خراجِ کالایی تبرستان بوده که برای خلفای عباسی فزستاده می‌شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نیازمند کمک مالی هستیم!
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ٥ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کمک‌های مالی کوچک شما می‌تواند در افزایش حساسیت یک جامعه‌ی روستایی یا دام‌دار نسبت به محیط زیست موثر باشد؛ می‌تواند یک مدافعِ طبیعت کشور را که در دفاع از محیط زیست، ناخواسته وارد درگیری و به پرداخت دیه محکوم شده است، نجات دهد؛ می‌تواند به حفظ حیات وحش یا پوشش گیاهی یک منطقه (این میراث‌های ارزشمندِ ما) کمک کند؛ و می‌تواند ادای دِین باشد به طبیعت این سرزمین که بی هیچ هزینه‌ای، بیشترین لذت‌ها را برایمان فراهم می‌سازد.

لطفا وارد لینک زیر شوید و به تشکل‌های «گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم» و «نذری برای طبیعت» که نهادهای نیکوکاریِ محیط زیستی هستند، در برنامه‌ی «کمک به حامیان پلنگ ماسال» یاری رسانید.

http://fundorun.com/campaign/nazretabiat/422

توجه داشته باشید که گردانندگان این دو تشکل، نه تنها یک ریال برای کوشش‌های خود برداشت نمی‌کنند، بلکه خود نیز برای هدف‌های تعیین‌شده در هر زمان، کمک مالی می‌کنند.


 
موفقیت برای گروه دیده‌بان کوهستان
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٢ آبان ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

نخستین جشنواره‌ی تجربیات موفق سمن‌های محیط زیستی را سازمان حفاظت محیط زیست در روز 11 آبان در سالن همایش‌های این سازمان برگزار کرد. از میان 109 فعالیت که از سوی اجراکنندگانشان به جشنواره گزارش شده بود، 35 فعالیت یا انجمن مورد تقدیر قرار گرفت و به آن‌ها لوح و تندیس و جایزه داده شد.

هدف از برگزاری این جشنواره، مطابق گفته‌های محمد درویش مدیرکل آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست، این بوده که سازمان اعلام کند فعالیت سازمان‌های غیردولتی را می‌بیند و بر آن ارج می‌نهد. درویش همچنین گفت امید می‌رود با این فعالیت‌ها که سمن‌ها دارند و با برنامه‌های شبکه‌سازی، این سازمان‌ها به وضع باثباتی برسند، چنان که وضعیت آن‌ها تابع آمدن و رفتن مدیران مختلف سازمان حفاظت محیط زیست نباشد و «جنبش اجتماعی محیط زیستی» همچنان گسترش و تعمیق یابد. خانم ابتکار رییس سازمان هم که در این مراسم حضور داشت، بر نقش سمن‌ها در حفظ محیط زیست و ضرورت مشارکت آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با محیط زیست تاکید کرد.

«گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم» که شاید بتوان آن را نخستین نهاد نیکوکاری محیط زیستی ایران خواند، یکی از برگزیدگان جشنواره بود و از آن «به خاطر کمک مالی به طرح های محیط زیستی و افرادی که به محیط زیست خدمت می کنند» تقدیر شد (خلاصه‌ی فعالیت‌های گنجه را می‌توانید در این‌جا ببینید). گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران (دکا) در راه‌اندازی و برنامه‌ریزی‌های گنجه نقش موثری داشته است؛ مدیر دکا (عباس محمدی) و عباس ثابتیان (رییس پیشین هیات مدیره‌ی انجمن) از اعضای هیات امنای گنجه هستند، و بهمن ایزدی دیگر عضو هیات امنای آن، از کوه‌نوردان و طبیعت‌پیمایان باسابقه‌ و جزو یاران و همکاران انجمن است.

دکا، در چند سال گذشته، در چهار مورد فعالیت دیگر هم که در این جشنواره برگزیده شدند، مشارکت موثر داشته است: برنامه‌های حفاظت از دماوند (در همکاری با انجمن دوستداران دماوندکوه)، مدیریت مشارکتی منطقه‌ی حفاظت شده‌ی شده‌ی گلیل و سرانی (در خراسان شمالی) با رویکرد بررسی امکان ایجاد پارک صلح (TBPA) و ذخیره گاه زیستکره‌ی فرامرزی (TBR) (در همکاری با موسسه‌ی زی‌پاک)، طرح جنگل‌کاری مشارکتی با عنوان «جنگلانه»  (در همکاری با خانه‌ی فرهنگ بوم‌گردان پارس)، و طرح پاک‌سازی مشارکتی جنگل‌ها (در همکاری با موسسه‌ی توسعه‌ی پایدار هُرمُد).

نام برگزیدگان را می‌توانید در این‌جا ببینید.


 
درخواست کمک در پاک‌سازی کوه‌های طالقان از لاشه‌های کل و بز
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

بیماری "طاعون نشخوارکنندگان کوچک" شمار زیادی از کل و بزهای طالقان را کشته است. اگر لاشه‌ی این حیوان‌ها در طبیعت باقی بماند، ممکن است که بیماری گسترش بیشتری بیابد.

از دوستان کوه‌نورد درخواست داریم که برای یکی دو هفته‌ی آینده، برنامه‌هایی را برای همیاری با محیط‌بانان طالقان در یافتن و دفن یا سوزاندن لاشه‌ها، طرح‌ریزی کنند.

توضیح این که این بیماری، به انسان منتقل نمی‌شود.

خواهشمندیم برای اجرای برنامه‌های دیدبانی و یافتن لاشه‌ها، با ما تماس بگیرید:

تلفن: 66712243 -021(دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران)

ای‌میل: (عباس محمدی)am.kouh@gmail.com  

 گزارشی از فعالیت دفتر نمایندگی انجمن در طالقان و ساوجبلاغ، و هیات کوه‌نوردی استان البرز در این زمینه را می‌توانید در اینجا بخوانید.


 
خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه؟
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

به مناسبت 12 اسفند / 3 مارچ، روز جهانی حفاظت از حیات وحش

 آیا دادن خوراک به جانوران وحشی درست است؟ با این کار، آیا به حیات وحش کمک می‌کنیم یا بیشتر برایشان زیان خواهیم داشت؟

 

در ایران، چند دهه است که در پاره‌ای منطقه‌های زیر مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست مانند منطقه‌ی حفاظت شده‌ی ورجین در البرز مرکزی، محیط‌بانان در زمستان‌ها اقدام به ریختن یونجه‌ی خشک برای قوچ و میش‌های وحشی می‌کنند. از چند سال پیش، سازمان‌های غیردولتی هم در این منطقه (و چند نقطه‌ی دیگر کشور) به کمک سازمان محیط زیست و محیط‌بانان آمده‌اند و چه در حمل علوفه به کوهستان و چه با خرید آن، در این کار مشارکت می‌کنند. همچنین، در چند سال اخیر در آبگیرهای سرخرود (در مازندران) گروه‌های مردمی و محیط‌بانان اقدام به پخش ذرت و گندم برای قوهای مهاجر می‌کنند که این کار سبب چند برابر شدن شمار قوهایی شده که برای زمستان‌گذرانی به این آبگیرهای کوچک می‌آیند. اخبار زیست محیطی حکایت از این دارد که در جاهایی دیگر، مثلا تالاب میقان و دریاچه‌ی زریوار و تالاب کانی برازان، هم گاه برنامه‌های خوراک‌دهی به حیات وحش از سوی سازمان‌های مردمی اجرا شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
Dirty Palm Oil
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

امروزه فقط حدود 400 ببر سوماترا در جنگل‌های اندونزی باقی مانده است. این تعداد کم، با جنگل‌زدایی ناشی از تبدیل جنگل‌های بارانی به کشتزارهای پالم روغنی در خطر انقراض‌اند؛ با ورود به "لینک" انتهای این یادداشت و امضای تومار، به کارزار رویارویی با این جنگل‌زدایی بی‌رحمانه بپیوندید.

Green peace International

Blogpost by Areeba Hamid - February 17

Nearly 120,000 of you amazing people have signed the Tiger Manifesto six days since it launched globally. This is incredible! And we have some good news to share with you….

….Today, we are one step closer to forest and tiger-friendly products: Belgium-based international retailer Delhaize Group has become the first supermarket chain in the world to commit to a No Deforestation Policy with full traceability.

As few as 400 Sumatran tigers are left in the wild because their forest homes are being destroyed – but your support can change that.

25,000 people sent emails to the CEO of Delhaize, hundreds left messages on the companies Facebook pages and many directly challenged store managers at their nearest Delhaize store in Belgium. Each time, the same request was made: Delhaize must ensure that the palm oil contained in its products do not contribute to the destruction of forests and push the Sumatran tiger – numbering as few as 400 in Indonesia – to the edge of extinction.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
غذا دادن به حیات وحش؛ آری یا نه؟
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

سازمان حفاظت محیط زیست

چهارمین مناظره زیست محیطی با موضوع تنوع زیستی و تعامل با حیوانات که با حضور دکتر عبدالحسین وهاب زاده، استان دانشگاه و دکتر جمشید منصوری اکولوژیست و جمعی از تشکل های مردم نهاد فعال در زمینه حمایت ار حیوانات برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست( پام) در این مناظره که با مدیریت محمد درویش مدیر دفتر آموزش و مشارکت های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد ، عبدالحسین وهاب زاده اظهار داشت: انسان همه چیز محیط زندگی اش را دستکاری کرده و این دستکاری روز به روز بیشتر می شود به طوری که تصور می کنم انسان نمی تواند به روزی فکر کند که عرصه ای را دستکاری نکرده باشد.

وی ادامه داد: این دستکاری 2 میلیون ساله وقتی خطرناک می شود که تعداد انسان ها تا 7 میلیارد نفر افزایش یافته است .شاید این میل به دستکاری بوده که انسان غارنشین را تا مرحله ای پیش برده که اکنون توسعه تبدیل به طناب دارش شده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ضرورت کمک به حیات وحش در زمستان
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران

 هر سال با سرد شدن هوا و ریزش برف، گونه های جانوری کوهستان‌های جنگلی هیرکانی و از جمله تنکابن و رامسر، برای دوری جستن از کولاک برف و یافتن پناهگاه و خوراک ناگزیر به مهاجرت به نواحی کوه‌پایه‌ای می‌شوند. البته در دهه‌های پیش، این گونه‌ها در شرایط سخت زمستان به جنگل های جلگه‌ای وارد می‌شدند. آنگونه که ساتونین (Satunin) جانورشناس روس اشاره داشته است، تا اوایل قرن بیستم هنوز ببرهای پشمالوی هیرکانی در تابستان‌ها در کوهستان‌های جنگلی آستارا و تالش می‌زیستند و گهگاه به دام‌های گالشان (دام‌داران منطقه) حمله می‌کردند، و با سرد شدن هوا و ریزش برف برای به دست آورن شکار رو به سوی جلگه می‌نهادند.

  شوکا گرفتار در برف

 از سال 1300 خورشیدی، در نتیجه‌ی برنامه‌ی ریشه کنی بیماری مالاریا (که با سم‌پاشی‌های سنگین همراه بود) و پاک‌تراشی جنگل‌های جلگه‌ای و جایگزین شدن آن‌ها با کشتزارها و سکونتگاه‌های روستایی و در دهه‌های کنونی، با جوامع بهم پیوسته شهری، عملا پس از نابودی پوشش گیاهی جلگه‌ای ( که اکنون تنها، در لکه‌های جنگلی نور و سی‌سنگان و خشکه‌داران به یادگار مانده‌اند) نواحی کوهپایه‌ای به عنوان مهم‌ترین پناهگاه حیات وحش و به‌ویژه شوکا، گراز، قرقاول و پلنگ در زمستان ها به حساب می‌آیند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پیراهن یوزنشان، یا پیراهن عثمان؟!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران

 فلیکس سالترن، نویسنده‌ی اتریشی، هیچ‌گاه در سال 1923 گمان نمی‌برد رمان بامبی(Bambi)، داستانی که درباره‌ی زندگی یک گوساله‌ی شوکا با پدر و مادر خویش و مرگ مادر توسط شکارچیان است، تا این اندازه جهانگیر گردد و در کنار برگردان به بیش از بیست زبان در سال 1942 و در کوران جنگ جهانی دوم، والت دیسنی هم با ایجاد نسخه‌ی پویانمایی سینمایی (کارتون) داستان او را جاودانه سازد.

 در  داستان والت دیسنی، قهرمان ما یک گوساله‌ی گوزن دم سپید است و این تغییر بدین دلیل بوده که در آمریکای جنوبی هیچ‌گاه شوکایی وجود نداشته و برخلاف گوزن زرد، کوشش مهاجرنشین‌ها برای معرفی این گونه‌ی اوراسیایی به دنیای جدید، با شکست روبرو بوده است.

 ولی در کنار جنبه‌ی سرگرمی، این پویانمایی تاثیر بسیار مهمی بر آگاهی اخلاق محیط زیستی مردم به دلیل مرگ مادر بامبی برجای گذاشته است. اکنون بامبی به عنوان نماد اعتراض به کشتار گونه‌های کاریزماتیک همچون ببر و دلفین معرفی گردیده، و برای نمونه در زمستان سال 2007 مقامات سازمان‌های حافظ محیط زیست ایالت کلورادو با ایجاد پوشش خبری با تصاویری از بامبی توانستند کمک مالی به مبلغ حدود دو میلیون دلار برای تامین هزینه‌ی تغذیه‌ی گوزن ها و آنتیلوپ پرانگ هورن گردآوری کنند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حیات وحش شهری را دریابیم!
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱٥ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

با تاکید بر کمکی که در شرایط سرما و برف باید به حیوانات وحشی در زیستگاه‌هایشان داشته باشیم (و این گونه کمک‌ها حتما باید با هماهنگی محیط‌بانان باشد)، یادآور می‌شویم که این روزها، ضروری است که به حیات وحش شهری هم خوراک و آب بدهیم. فراموش نکنیم که پرندگانی مانند کبوتر چاهی، گنجشک، کلاغ، زاغچه، یاکریم، بلبل خرما، سار، چلچله، کاکایی، و پستاندارانی مانند گربه، خفاش، و... شهر و روستا را با ما شریک، و صفابخش نمای خشن زیستگاه‌های انسانی‌مان هستند.

لطفا به نکته‌های زیر توجه کنید و آن‌ها را با دیگران هم در میان بگذارید:

_ برای پرندگان دارای چینه‌دان، گندم و ارزن (و در زمستان، کمی هم دانه‌های روغنی مانند تخم کتان و مغز آفتابگردان) بریزیم. ریختن خرده نان کار درستی نیست، زیرا هم اسراف است و هم می‌تواند دستگاه گوارش پرنده را به هم ریزد.

_ برای کلاغ، پنیر و پسماندهای گوشت و مرغ را بریزیم.

_ برای بلبل خرما، کشمش خیس‌خورده یا دیگر میوه‌های شیرین بریزیم.

_ در حیاط یا ایوان، یک ظرف کم‌عمق آب برای نوشیدن و آب‌تنی پرندگان (و گربه‌ها) بگذاریم و آب آن را هر روز عوض کنیم.

_ گربه‌ها را به گفته‌ی سعدی، به لقمه‌ای بنوازیم (این شاعر بزرگ، از بازرگان خسیسی گفته است که: گربه‌ی بوهریره را به لقمه‌ای ننواختی، و سگ اصحاب کهف را استخوانی نینداختی!) همچنین، خوب است که راه باریکی را برای ورود گربه‌ها به پارکینگ یا موتورخانه‌ی شوفاژ باز بگذاریم تا در این شب و روزهای بسیار سرد، در آن پناه بگیرند.

در کوهستان و دیگر منطقه‌های طبیعی، به جانوران نزدیک نشوید تا آن‌ها مجبور به فرار و صرف انرژی سخت به دست آمده‌شان نشوند.

با شکارچیان و صیادان پرنده گفتگو کنید و آنان را متقاعد به خودداری از صید و شکار کنید.


 
بر اثر انفجار مین در خراسان جنوبی، پژوهشگر جوان حیات وحش جان باخت.
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٢ : توسط : محمود بهادری
سبزپرس – گروه تشکل‌ها و رسانه: یک گروه پژوهشگر که برای اکتشاف و فعالیت‌های تحقیقاتی به منطقه «لوت شمالی» در استان خراسان جنوبی سفر کرده بودند، دچار سانحه شدند و بر اثر انفجارمین، یی از اعضای این گروه جان سپرد.

 به گزارش سبزپرس، بعد از ظهر دیروز گروهی متشکل از هفت نفر از اعضای «موسسه کاوشگران حیات وحش پارت» با استفاده از دو خودرو در حال طی کردن دره‌ای در منطقه لوت شمالی بودند که یکی از خودروها دچار سانحه شد.

به گفته «سیاوش بیجاری» یکی از نزدیکان این گروه، سانحه در ساعت 15 و 30 دقیقه رخ داده است. در این زمان، «آرش مودی» و «امیرطالبی‌گل» در خودروی لندرور حضور داشتند و بقیه اعضای گروه نیر در خودروی دیگر بودند.

مودی، به منظور تهیه عکس برای دقایقی از خودرو پیاده می‌شود. در همین حین طالبی‌گل که به تنهایی در خودرو حضور داشت، خودرو را جابه‌جا کرد و این جابه‌جایی، باعث شد تا خودرو روی یک مین موجود در محل بروند.

انفجار این مین، به بخش جلوی خودروی طالبی‌گل آسیب جدی وارد کرد و باعث جراحت شدید طالبی‌گل شد.

پس از این حادثه، گروه همراه به سرعت طالبی گل را به بیرجند منتقل کردند اما پیش از رسیدن به بیمارستان، این پژوهشگر جوان، بر اثر شدت جراحات جان سپرد.

بیجاری به خبرنگار ما گفت: بچه‌ها قبل از حضور در منطقه با نیروی انتظامی هماهنگی لازم را انجام داده بودند و به گفته نیروی انتظامی در این منطقه مین وجود ندارد.

ظاهراً مین‌های موجود در این منطقه، برای مبارزه با قاچاقچیان تعبیه شده است. این مناطق از مهمترین مسیرهای عبوری قاچاقچیان مواد مخدر و سوخت محسوب می‌شود. به گفته نیروی انتظامی محل، این منطقه جزء مناطق مین‌گذاری شده نبوده است.  

بیجاری همچنین تاکید کرد: بقیه اعضای گروه در سلامت کامل هستند و هیچ یک آسیبی ندیده‌اند.


 
در زمستان، حامی حیات وحش باشیم!
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢ دی ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

 1- مهم‌ترین حمایت، خودداری و جلوگیری از شکار و صید است.

2- می‌توانیم با اهالی منطقه‌های نزدیک به کوهستان یا تالاب‌ها که زیستگاه پستانداران و پرندگان است، گفتگو کنیم تا مشارکت آنان را در پناه دادن به جانوران جلب کنیم.

3- با کار رسانه‌ای، زیبایی‌های طبیعت و ارزش حیات وحش را بشناسانیم.

4- از مدیران سازمان محیط زیست، شهرداری‌ها، شوراهای شهر و روستا، و بخش خصوصی بخواهیم که در فصل زمستان که سخت‌ترین و حساس‌ترین فصل برای گذران زندگی بسیاری از گونه‌ها است، بیشترین تلاش را برای حفظ زیستگاه‌ها و کمک به جانوران بکنند.

5- برای پرندگان و دیگر جانورانی که در زیستگاه‌های "جزیره‌ای شده" گرفتار کمبود خوراک هستند، با نظر کارشناسان و زیر نظر محیط‌بانان، دانه یا علوفه تهیه و پخش کنیم.

6- از حیات وحش شهری (پرنده‌ها، گربه‌ها، و دیگر جانورانی که به علت سرما به محیط‌های مسکونی نزدیک می‌شوند) حمایت کنیم.

و گزارشی غم‌انگیز از صید و فروش بی‌رویه‌ی پرندگان مهاجر در فریدونکنار را در سبزپرس بخوانید.


 
طرح صندوق حامی طبیعت ایران
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ اسفند ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کمک مردمی به طبیعت ایران، چیز نویی نیست؛ ده‌ها گزارشگر و نویسنده که بسیاری از آنان بی هیچ دستمزدی برای محیط‌زیست کشور قلم می‌زنند، صدها سازمان مردم‌نهاد که داوطلبانه کار می‌کنند، هزاران عضو این‌گونه سازمان‌ها که کارهای آموزشی و ترویجی و افشاگرانه انجام می‌دهند، و ده‌ها هزار نفر دیگر که به صورت پراکنده و در مناسبت‌های گوناگون به درخت‌کاری و پاک‌سازی طبیعت می‌پردازند، نمودهایی از این گونه کمک‌ها را بارها و بارها رقم زده‌اند. همچنین است: مشارکت در برنامه‌هایی مانند پی‌گیری حقوق خانواده‌ی جنگل‌بانی که به دست جنگل‌خواران کشته شده، تامین دیه‌ای که یک همیار محیط‌بان محکوم به پرداخت آن شده، فعالیت برای آزادی محیط‌بانی که به قصاص نفس محکوم شده، پاک‌سازی درختان بلوط از آفت لورانتوس، خرید علوفه برای حیات وحشی که زیستگاهش "جزیره‌ای" شده، خرید و پخش ذرت و گندم برای هزاران قوی مهاجر که به یک آبگیر کوچک پناه آورده‌اند، طرح دعوای حقوقی برضد متجاوزان به یک باغ ارزشمند، آموزش ماهی‌فروشان شب عید برای این که سمندر در شرف انقراض را نخرند و نفروشند، پاک‌سازی زیستگاه وزغ‌ها، و ده‌ها برنامه‌ی مشابه دیگر.

آشکار است که تمام این کارها نیاز به پشتوانه‌ی مادی دارد که معمولا از محل نیروی کار داوطلبانه و مایه گذاشتن از جیب‌ داوطلبان تامین می‌شود. اینک، قرار است که یک پشتوانه‌ی ‌مالی دائمی سامان یابد تا بتوان از محل آن، هرگاه که نیازی بود، برای یاری رساندن‌های مردمی به یک محافظ طبیعت یا کمک به یک زیستمند یا همیاری در اجرای یک طرح، برداشت کرد. آغاز این ماجرا را محمد درویش، با ایده گرفتن از پیشنهاد یک دوست دیگر، پرچم‌دار شده و بهمن ایزدی و من را نیز به گود فراخوانده است. با پیشینه‌ای که در کارهای مردم‌نهادانه‌ی این مرز و بوم سراغ دارم، حتما این صندوق شکل آبرومندانه‌ای خواهد گرفت و به نوعی کمک‌حال محیط‌زیست ایران‌زمین خواهد بود.

توضیح بیشتر در این مورد، و پیش‌نویس "اساسنامه" ی صندوق حامی طبیعت ایران را که قرار است خیلی معتمدانه و فارغ از چم و خم‌های اداری شکل گیرد، از زبان درویش بخوانید:

   همان طور که خوانندگان عزیز این سطور می‌دانند و پیش‌تر اطلاع رسانی کرده‌ام، به پیشنهاد برخی دوستان درصدد راه‌اندازی صندوقی با نام: «صندوق حامی طبیعت ایران» هستم. چند هفته‌ای است که به شدت درگیر راهکارهای قانونی، حقوقی و اجرایی شکل‌گیری این صندوق بوده و کوشیده‌ام تا به نحوی این صندوق پای بگیرد که هم در کمترین زمان ممکن و بدون دیوان‌سالاری‌های رایج و نفس‌گیر اداری، اجرایی گردد و هم این سرعت و تعجیل، خدای ناکرده سبب بروز لکنت‌های حقوقی و قانونی دست و پاگیر بعدی نشود.

لطفا اظهار نظر فرمایید

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شکار... بس!
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش، مقاله ی بسیار تامل برانگیزی با عنوان بس کنیم این رویه ی خونریزانه را... نوشته است که خواهش می کنم حتما بخوانید و شما هم در جهت رسیدن به مسوولیتی که نویسنده برای خودش قایل شده (گرفتن سلاح از دست شکارچیان و دادن دوربین به جای آن) بکوشید.

در بخش نظرهای آن مقاله، نوشته ام:برای این است که ایران را دوست دارم ...

محمد عزیز، همچون همیشه، از نوشتار تو لذت بردم و از مضمون آن دلم گرفت! ای کاش که این قدر غمزده ی محیط زیست ستمکش میهن نبودی و می شد با این قلم قشنگ، از بهتر شدن وضع سرزمین بنویسی...!

و اما بعد؛ با تو هم عقیده ام و فکر می کنم که نباید مشکلات بزرگ تر محیط زیست مانند گرم شدن زمین و تخریب خاک و آلودگی دریاها و رودها را بهانه قرار داد و از کشتار جانوران سرسری گذشت.

اگر صلاح دانستی، می توانی مقاله ی چند سال پیش مرا با عنوان "چه مایه جانورند از تو خسته و رنجور" که درباره ی شکار نوشته بودم، بازنشر کنی تا اگر قرار شد کتک بخوری، با هم بخوریم!

اینجا: http://mountainwatch.persianblog.ir/post/301/


 
به قوهای مهاجر کمک کنیم
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ٤ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دوست عزیزمان نادر ضرابیان، عضو گروه کوه نوردی لواسان و عضو فعال انجمن کوه نوردان که یکی از فعالان محیط زیست لواسان نیز هست، در حال جمع آوری کمک مالی برای خرید ذرت و فرستادن به فریدونکنار است. چند هزار قوی مهاجر که به علت نابود شدن یا آسیب دیدگی تالاب های مازندران (و شاید علل دیگر) در آبگیرها و شالیزارهای کوچک فریدونکنار مشغول زمستان گذرانی هستند، بدون کمک انسان ها بختی برای بقا ندارند.

از دوستان طبیعت دوستم درخواست دارم کمک مالی خود را (به هر مقدار که می توانند) به کارت زیر واریز کنند و به نادر ضرابیان اطلاع دهند.

کارت بانک پارسیان: 6221061052485622 به نام ضرابیان

تلفن: 09122120200 (ضرابیان)

همچنین می توانید کمک های خود را به حساب محمد علی الله قلی بریزید (برای اطلاع بیشتر در مورد او و وضع آبگیرهای فریدونکنار، اینجا را بخوانید).


 
در فصل سرما‌، حامی حیات وحش باشیم!
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ دی ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دوستان کوه نورد، امسال نیز به یاری قوهایی که در فریدونکنار مهمان هستند، شتافتند (خبر را در تارنمای انجمن دوستداران دماوند بخوانید)... و البته کمک های بیشتری لازم است!

 چند نکته

   از شکار و هرگونه آزار حیواناتی که به کوه پایه ها و اطراف مناطق مسکونی نزدیک می شوند، خودداری کنیم و با شکارچیان غیر مجاز برخورد کنیم. حتی اگر استثناً حیوان خطرناکی ببینیم با کمی تدبیر می توانیم آن را دور کنیم یا خودمان از آن دور شویم.

    به دیگران آموزش دهیم تا با حیات وحش رفتار مهربانانه داشته باشند؛ در زمستان، پرندگان مهاجر به مهمانی سرزمین ما می آیند و بسیاری از پستانداران باردار هستند.

    در حد توان خود به تغذیه ی حیوانات کمک کنیم؛ ریختن دانه برای پرندگان و پخش علوفه برای علف خواران می تواند بخشی از این کمک ها باشد. بدیهی است که کارهای حمایتی ما نباید سبب بدعادت شدن یا تغییر الگوی طبیعی تغذیه ی جانوران شود؛ برای اجرای اصولی این گونه برنامه ها بهتر است با اداره ها و پاسگاه های سازمان حفاظت محیط زیست تماس گرفت.   

  جذب کمک مالی از گروه های کوه نوردی، کارخانه ها و سازمان های بزرگ و دیگر جاها برای تهیه ی علوفه و دانه، و اجرای برنامه های خانوادگی برای پخش آن ها می تواند یکی از هدف های ورزشی و گردشی طبیعت دوستان در فصل زمستان باشد.

  دشواری تغذیه در محیط های طبیعی، محدود به روزهای برفی نیست؛ تا رویش گیاهان در بهار، و البته در شرایط خشکسالی های تابستانی هم چنین مشکلی وجود خواهد داشت. 

   تلاش برای حفظ زیستگاه های طبیعی، بهترین راه برای حفاظت حیات وحش است.

 


 
فلامینگوها هم می روند به امارات!
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران- آلوده شدن ساحل ابوظبی در سال 1998 به دلیل سرریز پساب واحد پالایش، جرقه ای را در ذهن امیر طبیعت دوست و درگذشته ی ابوظبی، شیخ زاید آل نهیان روشن نمود. امروزه می توان به فاصله 45 دقیقه رانندگی از شهر ابوظبی به زیستگاه  تالابی حفاظت شده ی Al Wathba به مساحت 5 کیلومتر مربع رسید. اکنون این زیستگاه ساحلی از دیدگاه پرنده شناسان ارزش بی همتایی یافته است. درفصل زادآوری سال 2012 تعداد 17 قطعه جوجه فلامینگوی بزرگ سر از تخم بیرون آوردند. شواهد حاکی از مشاهده یک کلونی زادآوری فلامینگوی بزرگ در جزیره بوبیان کویت در سال 1922 به  عنوان آخرین رکورد زادآوری این گونه در جنوب خلیج فارس می باشد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم درباره ی اینانلو و شکار
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در پی یادداشت 28 فروردین این تارنگار با عنوان "اینانلوی عزیز، این طبیعت گردی نیست!" دوست عزیز، احسان (تارنگار فوگان) یادداشتی در ایرن نوشته است که شما را به خواندن آن دعوت می کنم.

 


 
گور خر؛ سالار بادیه ها
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دوست پژوهشگر و عزیزم، کوشان مهران در مقاله ی زیر (و چند مقاله ی دیگر) اشاره دارد که کشورهایی مانند ترکیه و حتی عربستان و امارات، توانسته اند نسل چند تایی از گونه های بومی خود را که تقریبا نابود شده بودند، با استفاده از چند نمونه که در شرایط اسارت یا نیمه اسارت باقی مانده بوده، احیا کنند.

به نظر من، موضوع احیای ببر ایرانی را هم که در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست ایران قرار گرفته، می توان از این دیدگاه مورد بررسی قرار داد. گرچه به نظر می رسد که انگیزه ی اصلی مدیران محیط زیست ایران، مانند دیگر عرصه های عمل سیاسی و اقتصادی شان، بزرگ و توانا نشان دادن خود - در سپهری تخیلی- است (!) اما به هر حال طرح احیای ببر می تواند زمینه را برای آماده سازی و حفاظت بهتر زیستگاهی مانند میانکاله فراهم کند. همچنین می تواند ابزاری برای طرح مطالبات زیست محیطی از سوی کنشگران این عرصه باشد.

سالار بادیه ها

 ... و آن خط های سیاه از سویی تا دم او امتداد یافته/  و از سوی دیگر تا شانه هایش کشیده شده/  و تو می پنداری که او جامه ی کهنه ی دورنگی بر تن کرده است.

 شعری که شماخ بن ضرار ذبیانی، شاعر دوران جاهلیت در وصف خط تیره ی پشت گورخر سروده بی شباهت به ابیاتی چند از هفت پیکر نظامی گنجوی درباره ی گور نیست:

 آخر الامر مادیان گوری / آمد افکند در جهان شوری /  پشت مالیده ای چو شوشه ی زر / شکم اندوده ای به شیر و شکر / خط مشکین کشیده سر تا دم / خال بر خالش از سرین تا دم

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخواست دوباره برای کمک رسانی به قوهای مهاجر
ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با سپاس از دوستان کوه نوردمان، به ویژه در گروه کوه نوردی لواسان و دفترهای انجمن در بابل و لواسان، بابت تهیه و فرستادن چند تن گندم و ذرت به سرخرود، به آگاهی می رساند که به دلیل سرمای بیش از حد در عرض های جغرافیایی شمالی تر، در چند روز گذشته حدود 3000 قوی دیگر به تالاب ها و شالیزارهای منطقه ی فریدونکنار آمده اند. این وضع، غیر عادی است و چون خوراک طبیعی برای این همه قو وجود ندارد، لازم است که به آن ها کمک شود.

باز هم از دوستان کوه نورد که همچون همیشه، در عرصه ی محیط زیست "مردان عمل" هستند، درخواست دارم که با کمک مالی یا تهیه ی گندم و ذرت، امکان زنده ماندن قوها را برای چند هفته ی آینده که مهاجرت آن ها به سرزمین های شمالی آغاز خواهد شد، فراهم سازند. برای آگاهی بیشتر می توانید خبر جدید را در سبز پرس بخوانید. همچنین برای آگاهی بیشتر درباره ی این گونه فعالیت ها، لطفا نگاه کنید به یادداشت 18 بهمن این تارنگار. 

کمک های خود را می توانید به کارت شماره  6273531070045311 به نام محمد علی الله قلی بریزید یا با نادر ضرابیان (نماینده ی انجمن در لواسان) و  مسعود مولانا (نماینده ی انجمن در بابل) تماس بگیرید.


 
کمک به جانوران وحشی
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همزمان با فرود بیش از 950 قوی مهاجر در آبگیرهای فریدونکنار، و با سرد شدن هوا در روزهای اخیر، کانون محیط بان از دوستداران طبیعت خواست تا در تامین غذای مورد نیاز قوهای مهاجر به منظور جلوگیری از شکار آنها توسط افراد فرصت طلب همکاری کنند.  بزرگنمایی

برای آگاهی بیشتر، و دیدن شماره ی حساب مربوط به گردآوری کمک مالی برای این منظور، لطفا نگاه کنید به: سبز پرس.

 

یادداشت هایی دیگر در این زمینه:

خوراک دهی به حیات وحش؛ درست ها و نادرست ها


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
از حیات وحش حمایت کنیم!
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

حیات وحش، فقط کل و بز و... نیست؛ وزغ ها را هم دریابیم!

حر منصوری- دیده بان میانکاله 

 

این روزها زمان جفت گیری وزغ های تالشی است که  بیست روزی طول می کشد. وزغ های تالشی ارتفاعات عباس آباد، جفت جفت در تلاش هستند تا به وظیفه ای که طبیعت بر عهده شان گذاشته (یعنی به بقای نسل) عمل کنند، اما ساخت و ساز و جاده و دیوار ... موانعی هستند در برابر این مهم. تعداد اندکی که جاده و دیوار را رد می کنند متاسفانه به علت هوشیاری کمی که در این ایام خاص دارند، در زیر چرخ خودروهای عبوری، عمدی و سهوی  له می شوند. در روز 4 بهمن، به همراه دوستانی که میزبان شان بودم (از گروه دیده بان کوهستان، و چند کوه نورد دیگر) بیش از ١۵٠ جفت از این وزغ ها را گرفتیم و برای جلوگیری از وقوع هر اتفاقی به محل تخمگذاری شان (دریاچه) انتقال دادیم.

امیدوارم همشهریان و طبیعت دوستان عزیز بهشهری که این روزها از عباس آباد بهشهر بازدید می کنند، توجهی ویژه به این مساله داشته باشند و در صورت دیدن وزغ ها به  آنها کمک کنند تا به سلامت به مقصدشان برسند.

 

... و امید آن که مسوولان محیط زیست (که احیای ببر مازندران و شیر ایرانی را به انجام رسانده اند!) فکری هم به حال این جانوران کوچک کنند... .



 
به پاس "شرافت حیات" گرگ ها را دوست بداریم!
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سیاوش یالپانیان در سبز پرس مطلب ارزنده ای با عنوان "شرافت حیات" درباره ی گرگ ها نوشته است. پیشنهاد می کنم حتما آن را بخوانید.

در این سرمای جان گداز زمستانی، از گرگ ها و دیگر جانورانی که در نزدیکی روستاها و شهرها می بینیم، حمایت کنیم؛ با مردم در این باره گفتگو کنیم و از مسوولان، نظارت بیشتر را مطالبه کنیم.


 
درخواست کمک !
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

برج سینا

احسان بشیر گنجی، برای درمان این عقاب شکسته بال که گرفتار تیر نامردمان شده، درخواست کمک کرده است؛ لطفا در صورت امکان، دریغ نورزید... و برای اطلاع بیشتر، به وبلاگ برج سینا نگاه کنید.

(یکی دو ساعت پیش، عباس ثابتیان گفت که گویا کمک کننده ای یافته است.)


 
دیده بان و حامی حیات وحش باشیم!
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ٧ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در شرایطی که تصرف های انسانی، راه را بر دسترسی زمستانی حیوانات کوه زی به نقاط گرم تر مانند دشت ها بسته است، وظیفه ی اخلاقی ما است که این مخلوقات زیبا را در حمایت خود بگیریم.

چند نکته:


 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پلنگ آسیب دیده
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

اسکندر گرد مردی، کارشناس محیط زیست خراسان شمالی، عکس های زیبایی از یک پلنگ آسیب دیده و ضعیف شده فرستاده است که در نزدیکی مرز ایران با ترکمنستان دیده شده و ماموران محیط زیست آن را به پاسگاه آورده اند تا بهبود یابد. آنان نام این پلنگ را که در منطقه ی کپت داغ یافت شده، "کپت" گذاشته اند. این پلنگ ۶۵ کیلو گرم وزن دارد و به این ترتیب، درشت ترین پلنگ ایرانی است که تا کنون مشخصات آن ثبت شده است.


 
دیده بان و حامی حیات وحش باشیم!
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در شرایطی که تصرف های انسانی، راه را بر دسترسی زمستانی حیوانات کوه زی به نقاط گرم تر مانند دشت ها بسته است، وظیفه ی اخلاقی ما است که این مخلوقات زیبا را در حمایت خود بگیریم.

چند نکته:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حمایت از حیات وحش
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر، با اندکی تلخیص در همشهری ١٩/١١/٨٩ چاپ شد.

بهترین راه حمایت از حیات وحش، حفظ زیستگاه های طبیعی است؛ هیچ گونه دخالت انسانی مانند تکثیر مصنوعی، انتقال گونه ها به نقاط امن، یا تغذیه ی دستی نمی تواند جایگزین حفظ زیستگاه شود. با این حال، چون دخالت انسان در عرصه ی زمین از حد گذشته و زیستگاه های طبیعی - به ویژه در سرزمین هایی مانند ایران که پیشینه ی زیست انسان متمدن در آن به چندین هزاره می رسد-  بسیار کم شمار و محدود شده اند، لازم است اقدامات حمایتی ویژه ای هم از سوی انسان صورت گیرد. یکی از این اقدام های مصنوعی، ریختن علوفه برای علفخواران یا دانه برای پرندگان در زمستان است. می دانیم که بقای علفخواران و دانه خوران، به حفظ حیوانات گوشتخوار و پرندگان شکاری هم کمک خواهد کرد. "جزیره ای شدن" زیستگاه ها، یعنی محدود شدن شدید عرصه ی آن ها، از مهاجرت آزادانه ی جانوران جلوگیری و خوراک در دسترس آن ها را به شدت کم می کند. در چنین شرایط، به ویژه اگر وضع غیر عادی مانند برف های بسیار سنگین هم پیش آید، کمک حساب شده به تغذیه ی حیات وحش می تواند در دستور کار قرار گیرد.

موضوع خوراک دادن به جانوران وحشی در زمستان، یکی از موضوع هایی است که در چند سال اخیر مورد توجه سازمان های غیردولتی طرفدار محیط زیست بوده است؛

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تا زمستان هست، زندگی باید کرد!
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

تهران- سعادت آباد، ١۴ بهمن ١٣٨٩

 

کبوتر چاهی ها، از دانه هایی  که روی دیوار ریخته ایم، می خورند.

یادداشت های قبلی در این زمینه: حیات وحش شهری، گربه های زیبای محل، حیات وحش شهری و آسیب رسانی های انسانی


 
حیات وحش شهری و آسیب رسانی های انسانی
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

رها کردن غیر مسوولانه ی زباله، فقط سبب زشت شدن چشم اندازها و یا آلودگی هایی که به شکل غیر مستقیم به محیط زیست آسیب می رساند، نمی شود. این کار می تواند مستقیما موجب زخمی شدن یا مرگ دردناک جانوران شود؛ هر روزه شاید هزاران هزار پرنده و ماهی به دلیل پیچیده شدن الیاف نایلونی تورهای ماهی گیری رها شده به دور دهان و منقار و دیگر بخش های بدن شان، به آهستگی بر اثر گرسنگی یا به علت عفونی شدن اندام ها بمیرند.

جوجه ی بلبل خرما که من پیدایش کردم و نخ نایلونی به دور پایش پیچیده بود.

همان جوجه پس از باز کردن نخ.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گربه های زیبای محل
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در ادامه ی یادداشت چند روز پیش با عنوان "حیات وحش شهری"، چند عکس زیر را که دخترم کتایون گرفته است می بینید. به نظر من گربه ها تا حدودی جای خالی شیر و ببر و پلنگ را در شهر پر می کنند(!) و به محیط ماشینی ما رنگ زندگی می بخشند... به آن ها کمک کنیم و بگذاریم در شهر زندگی کنند.

  


 
حیات وحش شهری
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ما شهر را با جانوران دیگر شریکیم! گذشته از انبوه حشرات، و جانوران دیگری که ممکن است در نظر ما خوشایند نیایند، بسیاری موجودات دیگر هم هستند که در کنار ما می زیند و به غنا و زیبایی محیط می افزایند و چهره ی ناخوشایند هم ندارند!

حق حیات جانوران را پاس بداریم و در صورت امکان به آنان کمک کنیم! عکس زیر که برنده ی جایزه ی طلای IFRA شده، بره آهویی را نشان می دهد که از پستان یک زن بچه دار تغذیه می کند.

 

در همین شهر تهران هم انبوهی از موجودات دوست داشتنی می زیند که می توانیم با حمایت از آن ها، به شهر خود رنگ زندگی بزنیم:

 

کبوتر چاهی

بلبل خرما

جوجه یاکریم، در آشیانه ای بر لبه ی باریک پنجره، و تخمی که هنوز باز نشده است.

 حاجی لک لک، در نزدیکی روستا (عکس از:http://lawansaqez.blogfa.com/)

یا کریم (یا قمری خانگی؟)

 


 
حقوق جانوران در فرهنگ و جهان بینی ایرانی
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی ارزشمندی با عنوان بالا را می توانید در تارنگار روزنامک به قلم فرشید ابراهیمی بخوانید. در این مقاله از آن چه که در فرهنگ ایرانی در رعایت حال جانوران بوده ، سخن گفته شده است .

 

 من ، در یکی از شماره های 6-5 سال پیش فصل نامه ی «صلح سبز» (نشریه ی جبهه ی سبز ایران) مقاله ای نوشتم با عنوان «با یاس ها به داس سخن گفته ایم» که در آن، برعکس مقاله ی فرشید ابراهیمی، به نقض حقوق جانوران، و به آموزه های ضد محیط زیست در فرهنگ ایران (و دیگر نقاط) پراخته ام . این مقاله با اندکی تلخیص در همشهری 6 خرداد 1382هم چاپ شد .


 
گفتگو با میراث خبر
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

چند روز پیش ، گفتگویی تلفنی داشتم با خبرگزاری میراث خبر درباره ی پرندگان مهاجر و ضرورت حمایت از آن ها . این گفتگو در تارنمای میراث درج شده است .


 
محدودیت برای کوه نوردان در حمایت از پرندگان
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

یادداشتی در این مورد را در آرام کوه بخوانید .


 
گزارش و عکس کمک رسانی به حیات وحش
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

یک گزارش و تعدادی عکس بسیار زیبا در این مورد را در وبلاگ گروه کوه نوردی نمونهwww.nccg.blogfa.com ببینید . 

یادداشت های پیشین ما :

    http://mountainwatch.persianblog.ir/post/700/

و :  http://mountainwatch.persianblog.ir/post/226

و :  http://mountainwatch.persianblog.ir/post/494

و:   http://mountainwatch.persianblog.ir/post/471

و:   http://mountainwatch.persianblog.ir/post/228

و:   http://mountainwatch.persianblog.ir/post/223


 
گزارش تصویری روز جمعه در حمایت از حیات وحش
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

تالاب سرخ رود مازندران

پرواز در سپهر لاجوردی

توزیع ذرت

 سرخ رود

 

 شیدای طبیعت


 
خوراک دهی به حیات وحش
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

فردا ، برای دومین جمعه ، به سرخرود مازندران خواهیم رفت تا محموله ی دیگری از ذرت را برای تغذیه ی چند هزار قو که به شکل کم سابقه ای به آبگیرهای منطقه مهاجرت کرده اند ، برسانیم . کوه نوردان گروه آرش کمانگیر بابل ، محموله ی فردا را خواهد رساند . در زیر ، مطلبی را در مورد کمک به تغذیه ی حیات وحش می خوانید .

 

 خوراک دهی به حیات وحش ، درست ها و نادرست ها

 

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران (دکا) ، چند سال است که خوراک دهی به حیات وحش در شرایط سخت زمستانی را تبلیغ می کند و با بسیج نیروی کوه نوردان و گردآوری کمک های مالی ، به تهیه ی علوفه و دانه برای پخش کردن در منطقه های حفاظت شده یا قابل کنترل می پردازد . این کار ، در منطقه ی حفاظت شده ی ورجین ( البرز مرکزی ) صورت منظمی یافته و با همکاری پاسگاه محیط بانی زردبند ، گروه کوه نوردی لواسان ، شورای شهر و شهرداری لواسان ، و جمعی از اهالی و کسبه ی منطقه به شکل یک حرکت مردمی و بسیار موثر درآمده است . در زمستان سخت 86 حدود دوازده تن یونجه ی خشک ، عمدتا با پی گیری های گروه کوه نوردی لواسان ( نماینده ی انجمن کوه نوردان ایران در لواسان ) تهیه شد و در اختیار پاسگاه محیط بانی زردبند گذاشته شد . کوه نوردان ، در چندین برنامه با هماهنگی محیط بانان ، به پخش علوفه در کوه پرداختند . در زمستان امسال هم تا کنون ، حدود شش تن یونجه در اختیار پاسگاه گذاشته شده و این مقدار و مقداری از علوفه های تهیه شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست ، در منطقه پخش شده است . با تماس هایی که دکا با دفترهای نمایندگی شهرستان ها و دیگر دوستان داشت ، مشابه این کار در چند نقطه ی دیگر کشور هم انجام شد . ریختن یونجه ،  در مورد قوچ و میش یا کل و بزها ، کمک موثری به جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرما و کمبود خوراک می کند . به علاوه ، از مهاجرت آن ها به پایین دست که در شرایط کنونی ( وجود ساختمان و جاده های پرشمار، نبود دشت های مناسب ) سبب سرگردانی و نابودی حیوانات می شود ، جلوگیری می کند . یونجه ، همچنین خوراک پرندگانی مانند کبک هم می شود. بقای علف خواران و دانه خواران ، بالطبع موجب بقای گوشتخواران و پرندگان شکاری می شود  .

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پذیرایی از قوهای مهاجر
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

تا تالاب هست ، زندگی هست ! 

 

دیروز ( جمعه 11/11/87 ) ، به سرخرود ( شهر کوچکی نزدیک فریدونکنار مازندران ) رفتیم . در روز چهارشنبه ی گذشته ، سه تن دانه ی ذرت و در روز جمعه هم یک تن به منطقه رساندیم تا به تدریج برای چند هزار قویی که به شالیزارهای پر آب آن جا آمده اند ، پخش شود . در این برنامه ، یک بار دیگر علاقمندی و کارایی نادر ضرابیان سرپرست  گروه کوه نوردی لواسان ( نمایندگی انجمن در لواسان ) کارساز شد و تهیه ی پول و خرید ذرت ، به طور عمده با پی گیری های او به سرانجام رسید . همچنین ، پی گیری دل سوزانه ی محمد تهرانی از گروه کوه نوردی نمونه ( دیگر همکار انجمن ) که پیشنهاد دهنده ی اولیه ی این حرکت بود ، در اجرای قشنگ کار موثر  بود . جمعی از بچه های گروه پرنده نکری طرلان ، و دکتر پژمان نوروزی که صبح های دوشنبه در شبکه ی دو سیما برنامه ی زیست محیطی دارد ، نیز با ما هم سفر بودند .

یکی از زیباترین صحنه های طبیعی چند سال اخیر که دیده ام ، همین چشم انداز حرکت آرام چند هزار قو بر سطح آب بندان های سرخرود بود ... و دیدن چند جوان محیط زیست خوانده و دغدغه مند محیط زیست که با شور شگفت آوری به « تر و خشک کردن » قوها مشغول شده بودند . با خانم توکل ، که در پروژه ی بین المللی حفاظت از درنای سیبری فعال است و جمعی از محیط بانان منطقه  هم تماس گرفته بودیم و با آنان گفتگو کردیم ، با شهردار فریدونکنار هم تلفنی صحبت کرده بودم که روز جمعه معاون خود را نزد ما فرستاد ، با دکتر کهرم و دکتر جمشید منصوری ( پرنده شناس ) نیز تلفنی صحبت کرده بودم و از ایشان راهنمایی هایی گرفته بودم .  خلاصه آن که روز بسیار خاطره انگیزی را در کنار قوها و پرنده های دیگر و انسان های لطیف دوست داشتنی گذراندیم . گزارش دقیق تر این دیدار و فعالیت زیست محیطی را در یادداشت های آینده خواهم آورد .  

در مورد درست و نادرست های تغذیه ی حیات وحش نیز مطالبی گرد آورده ام که آن ها را هم بعدا خواهم آورد .


 
کمک رسانی به قوهای مهاجر
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ٩ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

دیروز ، در روزنامه ی همشهری آمده بود که سازمان های غیردولتی دوستدار محیط زیست خواهان کمک مردم درغذادهی به چند هزار قویی که به تالاب سرخرود ( نزدیک فریدونکنار مازندران ) مهاجرت کرده اند ، شده اند . خبری در این مورد هم در سبزپرس آمده است .

دکا ، با خبررسانی به اعضا و جلب کمک دوستان ( به ویژه کمک موثر گروه کوه نوردی لواسان ) توانست در بعدازظهر امروز سه تن ذرت را به فریدونکنار برساند . قول چند تن دیگر دانه را هم از دوستان دیگر گرفته ایم که ظرف چند روز آینده به منطقه برسانند .

اما ، نکته ای هم قابل بررسی است ؛ در گفتگو یی که امروز با دکتر اسماعیل کهرم در مورد غذادهی به حیات وحش داشتم ، ایشان گفتند که این کار باید در شرایط خاص ( مثلا در شرایط سرمای غیرعادی ، کمبود قابل توجه مواد غذایی ... ) و به شیوه ای انجام شود که حیوان ها « شرطی » نشوند و اختلالی در وضعیت طبیعی شان پیش نیایید . اگر این پرنده ها به آدم ها و قایق ها عادت کنند ، ممکن است که نتوانند غذای خود را بیابند و ممکن است که زادآوری شان  - به علت مهاجرت نکردن - مختل شود . دکتر کهرم همچنین گفت که دانه ها را باید در شب و در قسمت های کم عمق آب بریزید . شب ، برای آن که پرنده ها به انسان ها عادت نکنند ، و در آب کم عمق ، چون قوها نمی توانند از روی خشکی یا لابلای علف ها دانه برچینند .

من از دکتر کهرم خواهش کردم که در اولین فرصتی که توانستند ، اطلاعات بیشتری را ( ترجیحا کتبی ) به ما بدهند . دکتر کهرم هم به من گفتند در برنامه ای که روز جمعه 11 بهمن در سرخرود خواهیم داشت ، مشاهداتم را بنویسم و به ایشان گزارش کنم .