29 اردیبهشت؛ روز رودخانه‌ها، روز کوه، و روز انتخابات!
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

سه رویداد و مناسبت در 29 اردیبهشت امسال

 چه روزی بود این 29 اردیبهشت! استثنایی و به‌یادماندنی؛ من هیچ‌گاه به مدت پنج ساعت در صف نایستاده بودم، و شگفت آن  که از این موضوع نه گله داشتم و نه کسل شدم! با همشهریان بسیاری گفتگو کردم، چندین صفحه مجله خواندم، و حس کردم که به دست ما کاری بزرگ در حال انجام است!

زنان و مردانی در سن‌های مختلف، با عقیده‌هایی رنگارنگ، و با تیپ‌های متفاوت، در کنار هم جریان بزرگِ آشتی‌جویی و آگاهی اجتماعی را شکل می‌دادند. در عمر شش دهه‌ای خودم فقط سه چهار بار شاهد چنین شوری در ایران بوده‌ام، و فقط این بار (در ده پانزده روزِ پیش از انتخابات) بود که می‌دیدم افراد، نه به دعوا و مرافعه، بلکه با بحث‌هایی که تقریباً همیشه بی‌درگیری پیش می‌رفت، عقیده‌های متضاد و پرمناقشه را در خیابان طرح می‌کنند.

امیدوارم که نه فقط حسن روحانی، بلکه مجموعه‌ی حاکمیت، پیامِ ضمنی این حضور و این‌گونه رأی دادن را دریافته باشد تا در شرایط بسیار سخت اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی که در آن قرار داریم (و سخت‌تر هم خواهد شد)، در آرامش و تفاهم ملی، کم‌کم راه‌هایی برای حل این همه مشکل بیابیم.

انتخاباتی که پشت سر گذاشتیم، از این نظر نیز که نامزدان ریاست جمهوری و بسیاری از نامزدان شوراهای شهر و روستا، در آن به کم‌وزیاد به مسأله‌ی حیاتی محیط زیست و به‌ویژه به موضوع آب پرداختند، استثنایی بود. جریان آرام و پیگیرانه‌ای که در زیر پوست جامعه، در حدود سه دهه به ترویج امر محیط زیست پرداخته، اکنون می‌تواند میوه‌ی تلاش‌های خود را ببیند که چگونه سیاستمردان هم در این مورد به حرکت آمده‌اند.

اینک، ادامه دادن به طرح مطالبه‌های محیط زیستی، کمک بزرگی به دولت خواهد بود در برابر مطالبه‌های منفی (یا طلبکاری‌های) کسانی که قصد دارند سودجویی‌های آزمندانه‌ی خود را با عنوان‌هایی مانند اشتغال‌زایی، توسعه‌، محرومیت‌زدایی، و... به مدیریت کشور تحمیل کنند. این «طلبکاران» در همه‌ی دوره‌ها با طرح‌هایی مانند سدسازی و انتقال آب، و با نفوذ در هزارتوی دستگاه‌های دولتی، بخش عظیمی از بودجه‌ی ملی را به سوی شرکت‌ها و نهادهای خود کشیده و در ازای آن، تخریب سرزمین و ناپایداری در تأمین آب و تنش‌های منطقه‌ای بر سر آب را افزایش داده‌اند.

29 اردیبهشت، از ده سال پیش، از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد با عنوان «روز ملی حمایت از رودخانه‌ها» معرفی شده است. امسال هم به این مناسبت، کنشگران محیط زیست ایران به کار رسانه‌ای و برگزاری همایش پرداختند، و می‌توان گفت که تقارن این روز را با انتخاباتی که در آن برای نخستین بار بحث‌های جدی در زمینه‌ی آب درگرفت، باید به فال نیک گرفت.

کارنامه‌ی دولت روحانی (و پاره‌ای دستگاه‌های دیگر) در موضوع آب، در مقایسه با دولت‌های چهار دهه‌ی گذشته، کارنامه‌ی قابل قبولی بوده است؛ جلوگیری از خشک شدن کامل دریاچه‌ی اورمیه، آبگیری تالاب هورالعظیم، متوقف ساختن تونل انتقال آب بهشت‌آباد، توجه به مخالفت کارشناسان و کنشگران محیط زیست با طرح‌ انتقال آب از دریای خزر به سمنان، جلوگیری از ساخت سدهایی مانند سد سیمینه‌رود و ...، چندتایی از اقدام‌های مثبت این دوره بوده است. اما طرح‌های بسیار مخرب و تنش‌زای دیگری مانند سد صفارود در استان کرمان و تونل انتقال آب هلیل‌رود به شمال این استان، همچنان در حال اجرا است. انتظار می‌رود که دولت دوم روحانی، این طرح را متوقف سازد.

 

***

در روز 29 اردیبهشت امسال، یک رخداد ملی و در خور اعتنای دیگر هم داشتیم: صعود عظیم قیچی‌ساز کوه‌نورد تبریزی به قله‌ی لوتسه در هیمالیا. عظیم با این کار، نام کشورمان را در میان معدود کشورهایی قرار داد که رکورد صعود به هر چهارده قله‌ی بالای هشت هزار متر جهان را دارند. مهم این که او همه‌ی این قله‌ها را بدون کپسول اکسیژن صعود کرده؛ رکوردی که فقط پانزده کوه‌نورد جهان تا کنون به آن دست یافته‌اند!

اردیبهشت خوبی بود! به امید فرداهای باز هم بهتر... .



 
دهمین جشنواره‌ی یخ‌نوردی انجمن کوه
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

انجمن کوه‌نوردان ایران، «جشنواره‌ی یخ‌نوردی» را در زمستان 86 پس از آن که برای نخستین بار گروهی از کوه‌نوردان ایرانی در جشنواره‌ی یخ نوردی اکرن (Ecrain) فرانسه شرکت کردند، پایه‌گذاری کرد. هدف از برگزاری این جشنواره، انتقال تجربه‌های به‌دست‌آمده در اکرن، تبادل تجربه میان یخ‌نوردان، آشناسازی کوه‌نوردان ایرانی با شیوه‌های نوین یخ‌نوردی، و از میان بردن ترسی بوده که به دلیل ناچیز بودن شیب های یخی در ایران، کم و بیش در میان کوه نوردان کشور وجود دارد.

از دو سه سال پیش در این جشنواره، علاوه بر یخ‌نوردی، فعالیت‌هایی دیگری شامل درای تولینگ، اسکی آلپاین، و کوه‌پیمایی زمستانه هم انجام می‌شود، و گروه سرپرستی و آموزش‌دهندگان جشنواره به راهنمایی در این زمینه‌ها نیز می‌پردازند.

این جشنواره، گذشته از این که یک قالب آموزشی نو را به جامعه‌ی کوه نوردی ایران معرفی کرده، هر سال سبب‌ساز دور هم جمع شدن چند ده کوه‌نورد از نقاط گوناگون کشور، و فراهم شدن فضایی باصفا و دوستانه، و خلق خاطره‌هایی شاد می‌شود.

دهمین «جشنواره‌ی یخ نوردی و ورزش‌های زمستانی انجمن» از 20 تا 22 بهمن 1395 با یک کادر سرپرستی و آموزشی شامل چند تن از برجسته‌ترین مربیان و کوه‌نوردان کشور، در منطقه‌ی رودبار قصران برگزار خواهد شد. علاقمندان به شرکت در این رویداد می توانند تا 14 بهمن با مصطفی شکرابی (09126017261) تماس بگیرند.

جزییات بیشتر در: تارنمای انجمن کوه‌نوردان ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
زنده‌یاد یحیایی؛ یک نظامی خوب در کوه¬نوردی ایران
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۳ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت را پس از درگذشت زنده‌یاد عبدالباقی یحیایی در سال 1380 نوشتم که در گاهنامه‌ی شماره‌ی 5 انجمن کوه‌نوردان (خرداد 1381) چاپ شد.

عبدالباقی یحیایی در 28 مهرماه 1299 در تهران متولد شد. او دوستدار کوه و طبیعت بود، و از همین رو پیوسته به کوه­نوردی و اسکی می­پرداخت. یحیایی تحصیلات نظامی داشت و در ارتش خدمت می­کرد، در دورانی که مسوولان ورزش کوه­نوردی بیشتر از میان نظامیان گزینش می­شدند، او از کسانی بود که این شرط را داشت، و علاوه بر آن، به لحاظ علاقمندی شخصی و خلق و خوی پسندیده، خدمات قابل توجهی به ورزش کوه­نوردی (و اسکی) کرد. می­توان گفت تمامی کوه­نوردانی که با او برخورد داشته­­اند یا شرح خدمات او را شنیده­اند، از او به نیکی یاد می­کنند.

یحیایی در سال 1320 یک باشگاه ورزشی به نام آریا تاسیس کرد که بعدا به باشگاه کاوه تغییر نام یافت. این باشگاه در رشته­های ورزشی کشتی و فوتبال فعالیت داشت.

 

با توجه به نوشته­های محسن محسنین، به نظر می­رسد که یحیایی در «مرکز آموزشی نظامی برای ورزش­های زمستانی و کوه­نوردی» که پس از سال1320 در پادگان «رودبار قصران» تشکیل شد، آموزش دیده بود. یکی از کارهای این مرکز، تشکیل گروه­های نجات و تجسس بود. نخستین گروه از این نوع، در سال1327 به ماموریت اعزام شد تا به جستجوی هواپیمایی که با پنج سرنشین آمریکایی در حوالی کوه کینو (شمال خوزستان) سقوط کرده بود، بپردازد. سروان یحیایی، در این ماموریت همراه با سروان خاکبیز، غیر نظامی گیلان­پور، و سربازان وظیفه آوانس مگردون، ماناواز میکائیلیان و علی بقایی بود. کوه­پیمایی بسیار طولانی آنان (که 11 روز- 22 بهمن تا 3 اسفند- برای رسیدن به لاشه­ی هواپیما به طول انجامید)، شاید نخستین برنامه­ی جدی کوه­نوردی در زمستان باشد که در ایران اجرا شده است. این افراد برای پایین آمدن از شیب­ها و عبور از دره­های پر برف، از چوب اسکی استفاده می­کردند(1).

در سال 1327، سروان یحیایی در مسابقه­ی اسکی افسران پادگان مرکز، در رشته­ی 6 کیلومتر استقامت، رتبه­ی نخست را به­دست آورد(2).


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آموزش کوه‌پیمایی و آشنایی با محیط کوهستان
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه‌پیمایی و سنگ‌نوردی یک روزه در منطقه‌ی بندیخچال (از کوه‌های شمال تهران) به مناسبت روز پاک‌سازی کوهستان (4 مهر)

با حضور و راهنمایی مربیان و پیشکسوتان کوه‌نوردی

 سرپرست: امید بختیاری

 

  • محل حرکت: دربند مجسمه‌ی کوه‌نورد
  • ساعت حرکت: 7صبح جمعه 9 مهر

جاذبه‌ها

آشنایی با اصول کوه‌‍‍پیمایی و طبیعت‌گردی، و اصول پایه‌ی سنگ‌نوردی

آشنیایی با رعایت حفظ محیط زیست

 

برنامه و خدمات:

  • برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر، بیمه‌ی سفر و مسوولیت مدنی، آموزش میدانی محیط‌زیست، آموزش ضمنی طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی

هزینه: برای اعضای انجمن کوه‌نوردان ایران: رایگان، دیگران: 100000 ریال

ثبت‌نام: لطفا برای ثبت‌نام با شماره  09366033912 (آقای امید بختیاری) تماس بگیرید.

مهلت ثبت‌نام: تا 8مهر 1395؛ اولویت با افرادی است که زودتر ثبت‌نام می‌کنند.

 

شرایط سفر:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
طناب‌کِشی روی توچال؛ کاری ضدطبیعت و کوه‌نوردی
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

چگونه است که عده‌ای می‌پندارند که اجازه دارند روی کوهستان، یا در هر محیط طبیعی دیگر، به دلخواه خویش هر کاری بکنند؟! چرا در هیچ ملک خصوصی کسی اجازه ندارد که چیزی را جابجا کند یا چیزی بر جا بگذارد، اما در یک محیط عمومی که متعلق به کل ملت (و بلکه بشریت) است، به صِرف پاسداشت یاد یک تن یا به هر بهانه‌ی دیگری، به خود اجازه می‌دهند که دست به دخالت گسترده در ساختار طبیعت بزنند؟!

زیبایی، شکوه، و چالش‌های دل‌انگیز کوهستان و کوه‌نوردی، وابسته به حفظ وضع طبیعی کوه است؛ هیچ فرد یا سازمانی حق ندارد مطابق سلیقه‌ی شخصی یا خانوادگی یا گروهی خود، در کوهستان اقدام به ساخت و ساز، یا نصب علامت و تیر و طناب و... کند. این‌گونه کارها، بدترین شکل بزرگداشت جان‌باختگان کوهستان است، و نه تنها در کم کردن حادثه‌های کوه‌نوردی موثر نیست، بلکه به علت القای حس امنیت کاذب، موجب افزایش خطر هم می‌شود.

به کوه‌نوردان و سازمان‌های آنان، و به مدافعان محیط زیست پیشنهاد می‌کنم که با موضوع نصب طناب در توچال برخورد کنند.

عکس از تارنمای هیات کوه‌نوردی استان تهران



 
گرامی‌داشت چهلمین سال نخستین هشت‌هزار متری ایرانیان
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

فدراسیون کوه‌نوردی

٢٠  مهرماه ۱۳۵۵ برابر با ۱۲ اکتبر ۱۹۷۶ نخستین صعود موفق ایرانیان بر روی یک قله ۸۰۰۰ متری با صعود مشترک تیمهای ایران و ژاپن محقق گردید.

این مهم با صعود محمدجعفر اسدی به همراه کاگیاما از ژاپن و شرپای نپالی همراهشان پاسانگ شرپا (تاکسیندو) به هشتمین کوه مرتفع دنیا ماناسلو ۸۱۶۳ متر به ثبت رسید.
اینک و در آستانه چهلمین سالروز صعود مذکور و باحضور اعضای حاضر آن تیم، و همچنین کلیه ایرانیان فاتح ماناسلو، یاد آن صعود را گرامی خواهیم داشت.
شایان ذکر است؛ در این مراسم ۵ عضو ژاپنی و ۵ عضو ایرانی (تیمسار محمدخاکبیز ، محمد جعفر اسدی، یوسف هندی، قاسم دادفرمای، محمد بهزادی) و همچنین خانواده های مرحوم مهدیزاده، مرحوم محمد پور و مرحوم رابوکی حضور خواهند داشت.
یادآور می شود؛ در این مراسم از ۱۵ ایرانی نیز که تاکنون موفق به صعود قله ماناسلو شده اند تجلیل به عمل خواهد آمد.


زمان: ۱۷ مرداد ماه ۹۵ از ساعت ۱۷ الی ۲۰
مکان: سالن شهید قندی وزارت ارتباطات

 


 
برنامه‌هایی به خاطر دو مناسبت مهم در علم‌کوه
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

باشگاه کوه‌نوردی و اسکی دماوند و انجمن کوه‌نوردان ایران از ۶ تا ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ مجموعه برنامه‌هایی را به مناسبت هشتادمین سال گشایش مسیر «گُرده‌ی آلمانی‌ها» و پنجاهمین سال گشایش «مسیر فرانسوی‌ها» روی دیواره‌ی شمالی علم‌کوه برگزار می‌کنند. در این برنامه‌ها تلاش خواهد شد که تمامی اصول حفظ محیط کوهستان، از جمله مدیریت پسماند و فضولات، رعایت شود که گزارشی از آن پس از اجرا به آگاهی جامعه‌ی کوه‌نوردی خواهد رسید.

این دو مسیر، از مسیرهای شاخص و کلاسیک علم‌کوه به شمار می‌روند که صعود از آن‌ها به نوعی نشانگر درجه‌هایی از سطح کار فنی کوه‌نوردان ایران است.


 
دو هفته صعود با یاد گشایندگان مسیر ایران
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه‌نامه

در حدود ساعت 7:30 بامداد پنج شنبه 27 تیر 1392 آیدین بزرگی از جایی در نزدیکی‌های قله‌ی 8047 متری برودپیک با تهران تماس گرفت و گفت که او و دو همراهش، پویا کیوان و مجتبی جراهی، دیگر نمی‌توانند حرکت کنند و نیاز به کمک دارند؛ کمکی که ممکن نشد.

دو روز پیش از آن، خبر رسیده بود که تیم جوان سه نفره، با به پایان رساندن «مسیر ایران» بر رخ جنوب غربی برودپیک، به قله رسیده ‌است. هزاران نفر منتظر بودند که این گروه کوچکِ مصمم به پایین برسد تا در شیرینی نخستین گشایش مسیر ایرانیان روی یک قله‌ی بلند سهیم شوند. اما، تا غروب شنبه که آخرین پیام‌های آیدین با تلفن ماهواره‌ای به تهران رسید، و تا سه روز پس از آن (1 مرداد) که آخرین تلاش‌های جستجو به پایان رسید، حتی محل دقیق آن سه کوه‌نورد، شناخته یا دیده نشد.

در سومین سالگرد این رویداد تکان‌دهنده، باشگاه کوه‌نوردان آرش اعضای خود و همچنین دیگر کوه‌نوردان را به اجرای برنامه‌هایی با یاد و بزرگداشت سه پیشگام ایرانی گشایش مسیر در هیمالیا دعوت می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم برنامه‌های کوه‌نوردی خود را در هفته‌ی پیش و پس از 27 تیر، با عکس‌هایی از آیدین، پویا، و مجتبی یا پارچه‌نوشت‌هایی که بازتاب‌دهنده‌ی یاد آنان باشد، اجرا کنید.

خاطره‌ی لبخندهای آن سه آذرخش، همچنان گرمابخش وجود ما است... .


 
نشست همگانی انجمن؛ گزارش چند صعود شاخص
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

گزارش چند صعود ارزشمند که در این زمستان انجام شده است، در یکصد و بیستمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران ارایه خواهد شد:

 

* صعود زمستانی گرده‌ی آلمانی‌ها

* نخستین صعود زمستانی قله‌ی میل‌فرنگی

* نخستین صعود زمستانی ستیغ (خط‌الراس) اشتر به سکه‌نو (استان البرز)


زمان: سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ از ساعت ۱۸ تا ۲۰

مکان: تهران- خیابان انقلاب، نبش بهار، سالن اسوه




 
سنگ‌ها را سوراخ سوراخ نکنیم!
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ٥ دی ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

سوراخ کردن سنگ ها و دیواره ها از مسایلی است که از دیرباز در میان کوه نوردان مورد بحث و مناقشه بوده است.

با توجه به گسترش فعالیت‌های دیواره‌نوردی در ایران، و نظر به آسیب‌هایی که رول‌کوبی‌های بی‌ضابطه و تجهیز غیر مسولانه‌ی مسیرهای سنگ نوردی به کوهستان وارد میکند، انجمن کوه‌نوردان ایران نشست‌هایی را برای هم اندیشی در این زمینه برگزار می‌کند.

در پی نشست ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ دومین نشست هم‌اندیشی در این زمینه برگزار می‌شود:

این نشست با موضوع «ضرورت تعیین و تفکیک مناطق آموزشی» در روز یکشنبه ۶ دی ماه ۱۳۹۴ از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در دفتر انجمن برگزار خواهد شد.

از علاقه‌مندان درخواست می شود ضمن هماهنگی با دفتر انجمن، در این نشست شرکت کنند.

هم چنین دوستان می توانند نظرات خود را با ای میل یا فکس با انجمن در میان بگذارند.

مکان: تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله زار، شماره‌ی ۵۹۰، طبقه‌ی 4 

 

گزارش نشست 27 مرداد، و یادداشتی در این زمینه را در اینجا بخوانید.


 
درباره‌ی برنامه‌ی دریا به دماوند
ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

متن سخنرانی کیومرث بابازاده در برنامه‌ی گزارش‌خوانی "دریا به دماوند"

برنامه‌ای که چهار کوه‌نورد پرتلاش کشور: اصغر پاشا، بهرام ارم، عباس صحرانورد و اکبر هاشمی‌نژاد با عنوان «از دریا تا دماوند» در مرداد 94 اجرا و طی آن 120 قله‌ی بالای 4000 متر را در 12 روز صعود کردند، هم نشان‌دهنده‌ی توان بالای کوه‌نوردان ایران، و هم بیانگر پتانسیل در خور توجه و کمتر شناخته شده‌ی کوهستان‌های کشور است.

در مورد توان بالای این کوه‌نوردان همین بس که تاکنون هیچ کس در ایران چنین مجموعه‌ای از دشواری‌ها شامل: اختلاف ارتفاع 5600 متر، طول مسافت در حدود 400 کیلومتر، 120 قله، شیب‌های دشوار و پرخطر...، را در زمانی چنین کوتاه نپیموده است. این نمایش چشم‌گیر از توانایی، حاصل آمیختن تجربه با  قدرت بدنی، و دستاورد ترکیب  دانسته‌های فراوان کوه‌نوردی با تمرین‌های مناسب (برای آماده‌سازی جسم و روان) بوده است. همچنین باید گفت که تفکر و قدرت طراحی زیادی پشتوانه‌ی این برنامه بوده است. در مورد پتانسیل کوه‌های کشور، این نکته در خور یادآوری است که مجموع ارتفاع پیمایش شده در آن برنامه، چند برابر ارتفاع چادرگاه اورست تا قله‌ی این کوه بوده و از آن‌جا که تمامی کارهای برنامه هم بر دوش خود صعودکنندگان بوده، به جرات می‌توان گفت که ارزش فنی این صعود بیش از صعود تکراری قله‌های بلند هیمالیا در برنامه‌های تجاری است.

شاخصه‌ی مهم این پیمایش بزرگ، برنامه‌ریزی دقیق و محاسبه‌گری است که مسوولیت آن بیش از همه بر دوش اکبر هاشمی‌نژاد بوده است. برنامه‌ریزی و محاسبه‌ به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که این برنامه، یک "صعود خود اتکا" بوده یعنی در آن از هیچ نیروی انسانی خارج از نیروی تیم صعودکننده، و همچنین از نیروی حیوان بارکش استفاده نشده است. زمان‌بندی کلی و روزانه‌ی برنامه، تعیین مقدار و نوع مواد خوراکی، مشخص ساختن وسایل لازم به گونه‌ای که وزن کوله‌بار قابل تحمل باشد، در نظر گرفتن نکته‌های بهداشتی لازم، و دیگر مسایل، تماما نیازمند محاسبه‌ی دقیق بوده که به نظر می‌رسد در این برنامه به بهترین شکلی صورت پذیرفته است.

دقت اکبر هاشمی‌نژاد در برنامه‌ریزی را آن‌گاه می‌توان دریافت که به گزارش‌های "مسیرشناسی" که در فصل‌نامه‌ی کوه منتشر کرده است (مانند مسیرشناسی الراس قبله به خلنو در فصل‌نامه‌ی 70، و مسیرشناسی خط‌الراس هرزه‌کوه‌ها در فصل‌نامه ی 74) توجه کنیم. این گزارش‌های کم‌مانند، شامل اطلاعات دقیق و دسته‌بندی شده از وضعیت جغرافیایی، ساختار توپوگرافیک، مسیرهای گوناگون دسترسی، تحلیل توپوگرافیک منطقه، تحلیل شرایط زمستانی مسیرهای صعود، عکس‌های زیبا و گویا، کروکی‌های مفید و کاربردی، و اطلاعات ارزشمند دیگر است. شایسته است که این نوع گزارش‌نویسی، طی دوره‌های آموزشی، به دیگر کوه‌نوردان جدی یاد داده شود.

اکبر هاشمی‌نزاد، عکاسی توانا و باذوق است که کوه‌ها را از دریچه‌ی دوربین چنان می‌بیند و می‌نمایاند که بیننده را به حد اعلا با شکوهمندی و ارزش‌های کوهستان آشنا می‌سازد. او همچنین یک کارشناس زبده در کار با جی پی اس است که این مهارت‌ را نیز در کنار توانایی برنامه‌ریزی و قدرت فوق‌العاده‌ی بدنی و روانی، در خدمت کوه‌نوردی باکیفیت قرار داده است.

 دست آخر این که از تعهد اکبر و همراهانش به کار تشکیلاتی، ارج‌گذاری‌شان به نهادهای جامعه‌ی کوه‌نوردی، و تعهد در به اشترک‌گذاری دانسته‌ها (که سنتی ارزشمند و پرسابقه در کوه‌نوردی است) هم می‌توان به عنوان دیگر ویژگی‌های ارزنده‌ی این دوستان یاد کرد؛ همین ویژگی‌ها است که آنان را واداشته امروز در نشست انجمن کوه‌نوردان ایران گزارش کار بزرگ خود را ارایه دهند.


 
چهارشنبه؛ گزارش یک کوه‌نوردی عالی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

موضوع اصلی یکصد و نوزدهمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران، گزارش برنامه‌ی ارزشمند "دریا به دماوند" است که اکبر هاشمی (سرپرست)، بهرام ارم، عباس صحرانورد از خانه‌ی کوه‌نوردان تهران، و اصغر پاشا از گروه کوه‌نوردی همت شمیران در مرداد ماه گذشته اجرا کردند.

این کوه‌نوردان در این برنامه 120 قله‌ی البرز با متوسط ارتفاع 4200 متر را صعود کردند و حدود 400 کیلومتر مسافت را از کناره‌ی دریای خزر (تنکابن) و قله‌های منطقه‌ی علم کوه تا قله‌ی دماوند پیمودند. در برنامه همچنین روش‌های صعودی با عنوان "صعود شبانه"، "صعود حلقه‌ای"، و "صعود شاخه‌ای" ابداع و اجرا و گزارش کلی کار با دقت بسیار و  اطلاعات دقیق تهیه شده است که می‌تواند برای همه‌ی کوه‌نوردان جدی درس‌آموز باشد.


چهارشنبه ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۳۰ تا ۲۰
تهران- سالن اسوه، خیابان انقلاب، نبش بهار، مرکز همایش‌های فرهنگی اسوه

  

 


 
کافه‌ی شیرزادی؛ پایگاه دیواره‌نوردی ایران
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

منطقه‌ی بیستون یکی از باارزش‌ترین جایگاه‌های تاریخی ایران است. کتیبه‌ی بیستون که به دستور داریوش هخامنشی و در حدود 2500 سال پیش بر سینه‌ی کوه بیستون کنده شده است، در سال 1310 در فهرست آثار ملی ایران، و در سال 1385 در فهرست میراث‌های جهانی به ثبت رسیده است.

پس از ثبت محوطه‌ی بیستون در فهرست آثار جهانی، سازمان میراث فرهنگی چند اقدام در جهت پاک‌سازی این محدوده از آثار نامتناسب انجام داد که مهم‌ترین آن‌ها، تغییر مسیر جاده‌ی کرمانشاه از پای دیواره بود. این سازمان به حشمت‌الله شیرزادی، صاحب کافه‌ای که پاتوق و محل استراحت دیواره‌نوردان بود نیز اخطار داد که باید از حریم بیستون بیرون برود. انجمن کوه‌نوردان، 6- 5 سال پیش در نامه‌ای به اداره‌ی کل میراث فرنگی کرمانشاه گفته بود که شیرزادی به دلیل علاقه‌ی خاصی که به بیستون دارد، می‌تواند بهترین نگهبان این محوطه‌ی تاریخی باشد؛ فقط لازم است که ساختمان کافه‌اش مرمت شود و از نظر ظاهری با این محدوده‌ی تاریخی هماهنگ گردد. اما، سرانجام، پس از شش هفت سال کشمکش میان میراث و شیرزادی، در هفته‌ی اول آبان امسال، شیرزادی کافه‌ی خود را تحویل میراث فرهنگی داد و رفت.

 

سهم حشمت شیرزادی از پولی که سازمان میراث برای تملک کافه پرداخته، میلغ زیادی نیست و کفاف ساخت کافه‌ی جدید در فاصله‌ی کمی دورتر از حریم تاریخی بیستون را نمی‌دهد. انجمن کوه‌نوردان ایران قصد دارد که با جلب کمک دیواره‌نوردان و دیگر علاقمندان، به عمو حشمت کمک کند که پاتوق جدید دیواره‌نوردان را با سبکی متناسب با آن محیط تاریخی- طبیعی بسازد.

مهدی کاسبیان، از سنگ‌نوردان باسابقه، و عضو هیات مدیره‌ی انجمن داوطلب گردآوری کمک‌های مالی برای کمک به ساخت کافه‌ی جدید شیرزادی شده است.

 لطفا کمک‌های خود را به کارت شماره ۶۲۷۳۵۳۱۳۰۲۳۱۵۶۰۶ (بانک تجارت) به‌ نام مهدی کاسبیان واریز کنید و موضوع را به دفتر انجمن (تلفن 66712243) اطلاع دهید.


 
قفقاز؛ قله‌ی آراگاتس
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 آراگاتس بلندترین قله‌ی ارمنستان و منطقه‌ی "قفقاز کوچک" است و در فاصله‌ی تقریبی 40 کیلومتری شمال شمال غربی ایروان، پایتخت این کشور قرار دارد. گستره‌ی این آتشفشان خاموش، حدود 200 کیلومتر مربع است و دهانه‌ی آن 350 متر ژرفا دارد. در اطراف این دهانه، چهار قله قرار دارد: قله‌ی شمالی 4090 متر، قله‌ی غربی 3995 متر، قله‌ی شرقی 3908 متر، قله‌ی جنوبی 3879 متر.

 صعود قله‌ی جنوبی، یک کوه‌پیمایی ساده است. البته هوای منطقه، حتی در تابستان‌های گرم ممکن است به سرعت دگرگون شود. راه صعود آن از دریاچه‌ی کوچک کاری (3190 متر) در جنوب قله است که جاده‌ی اسفالته‌ تا کنار آن می‌رود. قله‌ی جنوبی از کنار دریاچه دیده می‌شود و زمان لازم برای صعود سه و نیم تا چهار ساعت است. برای رسیدن به دریاچه می‌توان از ایروان تاکسی یا مینی‌بوس گرفت.

 قله‌ی شمالی قابلیت کوه‌نوردی بیشتری می‌خواهد و به ندرت صعود می‌شود. برای صعود به این قله، می‌توان از ایروان تاکسی یا مینی‌بوس برای روستای آراگاتس (1900 متر) گرفت. کوه‌نوردان قوی می‌توانند از این روستا، یک روزه به قله برسند. همچنین می‌توان با اتوبوس‌هایی که به تفلیس (گرجستان) می‌روند، خود را به شهر آپاران (Aparan) رساند و از آن‌جا با خودروهای محلی به روستای آراگاتس رفت.

 من در بعد از ظهر 19 شهریور به دریاچه‌ی کاری رسیدم؛ چند تن از کوه‌نوردان آمریکایی که روز پیش از آن از نوراوانک به این منطقه آمده بودند، در این روز تا قله (جنوبی) رفته بودند. از میان آنان، جیم دونینی سه قله‌ی جنوبی و شرقی و غربی را  یک روزه صعود کرده بود.

 

× با استفاده از:

 http://www.summitpost.org/aragats-1040-1088-1072-1075-1072-1094/154347

 

 

 

 حسن گرامی، در نزدیکی چادرگاه دریاچه ی کاری

                                              قله‌ی آراگاتس در پشت سر

 


 
قفقاز؛ فاجعه‌ی فضولات در پناهگاه بتلمی
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

توالت پناهگاه بتلمی (در مسیر عادی صعود به کازبک) یک چاردیواری است با سوراخی در کف؛ فضولات انسانی و دستمال‌های کاغذی و پلی‌استری استفاده‌شده، مستقیما بر شیب کوهستان رها می‌شود. با توجه به ارتفاع و سرمای منطقه، نبود خاک، و شمار زیاد کوه‌نوردانی که تا پناهگاه می‌آیند، بدیهی است که مدفوع به راحتی تجزیه نمی‌شود و همیشه حجم زیادی از آن بدون تغییر در کوه می‌ماند و وارد جریان‌های آبی می‌شود. پراکنده شدن دستمال‌ها هم که بخشی از آن‌ها تجزیه‌ناپذیر است با باد، به پخش شدن هر چه بیشتر آلودگی کمک می‌کند.

رفت و آمد شمار زیادی اسب تا پناهگاه، گذشته از ایجاد فرسایش در خاک و تخریب پوشش گیاهی، عامل دیگری در آلودن منطقه به فضولات است؛ از کلیسای گرگتی تا پناهگاه، همه‌جا بر روی خاک و سنگ و یخ و برف، و در مسیر جریان‌های آب، توده‌های بزرگ مدفوع اسب دیده می‌شود که قطعا منشا آلودگی‌های میکروبی هم هست.

در آشپزخانه‌ی پناهگاه، همیشه یک گونی بزرگ پر از زباله‌های درهم و در فاصله‌ی چند متری پناهگاه، ده‌ها گونی زباله (که نفهمیدم کی به پایین برده می‌شود و چه سرنوشتی می‌یابد) دیده می‌شود. بوی زننده‌ی ادرار و مدفوع کهنه‌شده در دور و بر پناهگاه، و یک جور بوی ترشیدگی و ماندگی در درون پناهگاه، مشام را می‌آزارد و صفای کوهستان را مخدوش می‌کند.

خلاصه آن که وجود پناهگاه (آن هم به این بزرگی که در واقع شبیه به یک هتل است)در این‌جا نیز مانند هر نقطه‌ی کوهستانی دیگر (مثلا مانند مسیر جنوبی دماوند خودمان) سبب رفت و آمدهای بیش از ظرفیت تحمل منطقه و موجب ریخت و پاش زباله و فضولات شده است. به نظر من، اگر بخواهند این وضع را اصلاح کنند، در گام نخست باید رفت و آمد اسب را ممنوع سازند تا فضولات کم‌تر شود، کوه‌نوردان و گردشگران کم‌تری به منطقه بیایند و آنانی هم که می‌آیند، با خود مواد اضافی کم‌تری بیاورند. گام بعدی می‌تواند ملزم ساختن کوه‌نوردان به برگرداندن مدفوع و زباله باشد.

چاهک توالت پناهگاه، به فضای آزاد باز می شود

 

فضولاتی که روی دامنه‌ی کوه ریخته شده (توده‌ی قهوه ای در وسط و پایین عکس) و دستمال‌های رها شده

 


 
نظرخواهی درباره‌ی سالگرد دو رویداد تاریخی؛
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز ٩ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

سال 1395، هشتادمین سالگرد صعود گرده‌ی آلمانی‌ها، و پنجاهمین سالگرد گشایش مسیر فرانسوی‌ها در علم‌کوه خواهد بود. انجمن کوه‌نورد ایران در نظر دارد به منظور یادکرد از این تلاش‌های فنی و ارزنده، برنامه‌هایی را با حضور کوه‌نوردان ایرانی و خارجی برگزار کند. از علاقمندان درخواست داریم در این مورد پیشنهاد و نظر دهند.

 


 
قفقاز- سنگ‌نوردی در نوراوانک
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

گزارشی را که در زیر می‌خوانید، مربوط به بخش نخست سفر ما به قفقاز است (پیش از رفتن به گرجستان). به دلیل آن که این اطلاعات را من نداشتم و آن‌ها را از دوستان دیگر گرفته ام، در این‌جا دیرتر منتشر می‌شود.

 

حسن گرامی، دیواره‌نورد برجسته‌ی کشورمان، با این دوستان در شامگاه 14 شهریور به نوراوانک رسید: ناصر خشنودفر، حسین جعفر آبادی، آرمان بیات، سحر صدری، زهراانصاری، اکرم محمدی، ستاره رضوی. آنان روز 15 شهریور را به بازدید از غار آرنی و سنگ‌نوردی‌های سبک گذراندند، و شب‌هنگام با تیم آمریکایی که شامل افراد زیر می‌شد، آشنا شدند:

 ناز احمد (Naz Ahmed)، لیدیا پاین (Lydia Pyne)، مری‌آن دارنفلد (Mary Ann Dornfeld)، ویکتوریا لایتل (Victoria Lytle)، سارا کونیویچ (Sarah Koniewicz) دیوید تونن، جیم دونینی (Jim Donini)، کلارک گرهارد (Clark Gerhardt)، آندره دالمن (Andre Dahlman)، اریک آیزل (Erik Eisele)، کارستن دیلاپ (Karsten Delap)، تیم ترپستا (Tim Terpstra)، کوین دوگان (Kevin Dugan)، جرج ون‌هورن (George Vanhorne). از این گروه که پنج نفر اول آن زن، و دیگران مرد هستند، جیم دونینی یکی از رییسان پیشین آمریکن آلپاین کلاب 72 سال سن و کوهی از تجربه‌های کوه‌نوردی بسیار فنی و دشوار در آمریکا و هیمالیا و آند و پاتاگونیا و... داشت. او با وجود سن بالا، بسیار قوی و چابک بود. دیوید که در دهه‌ی هفتم عمر است، پیش از انقلاب چند سالی در ایران کار می‌کرده و همسری ایرانی دارد. دیگران هم افرادی بودند در دهه‌های سوم تا پنجم عمر.

 محمد بهره‌ور که با هواپیما از تهران به ایروان رفته بود، در همین روز به دوستان پیوست.

 مخیتار مخیتاریان (Mkhitar Mkhitaryan) رییس آلپاین کلاب ارمنستان و کارن ماروتیان هم از ارمنستان در منطقه بودند و با دوستان به اجرای برنامه پرداختند. حسین جعفر آبادی می‌گوید که در مدت دو روز و نیم سنگ‌نوردی در نوراوانک، هریک از بچه‌های ایرانی، 15 – 10 مسیر که بیشتر در حد 5.11 و چند تایی هم 5.12 بود، با دوستان آمریکایی و ارمنی و یا با هم‌میهنان خود صعود کردند. حسین تجربه‌ی صعود و یادگیری از کوه‌نوردانی که زبان متفاوت داشتند و در این فضای جدید را تجربه‌ای ارزنده ارزیابی کرده است.

 محمد، سارا و آندره، سه مسیر باز کردند: «فردا می‌آیی»؛ 35 متر، 5.10 و «یاد تو»؛ 45 متر، 5.11+  (این نام‌ها را سارا به یاد دوست درگذشته اش انتخاب کرده بود) و «گفتگوی ظریف: Delicate Negotiation»؛ 40 متر، 5.10 . آنان همچنین چهار مسیر دیگر باز کردند که نیمه کاره ماند، و روی چندین مسیر صعودشده هم کار کردند. مخیتار، مشخصات مسیرهای نو را برای درج در مجموعه‌ی اطلاعات منطقه ثبت کرد.

 


 
قفقاز، صعود کازبک و افسانه‌ی آن
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

حرکت به سوی قله‌ی کازبک، و حال خرابِ من

از روزی که از تفلیس به سوی جوتا راه افتاده بودیم (21 شهریور)، شاید به علت خودروسواری چند روزه در جاده‌های پر پیچ و خمف و شاید هم به علت خوردن خوراک‌های متفاوت، یا آلودگی و ... حالت تهوع و اسهال داشتم. در شب نخستی که در جوتا بودیم، حالم بسیار خراب بود و این وضعیت با شدت کم و بیش تا بامداد 26 شهریور که در یک تیم شش نفره (جرج، سارا، کوین، ناز، ویکتوریا، و من) از پناهگاه بتلمی به سوی قله راه افتادیم، ادامه یافت. در این روز، حدود ساعت سه بامداد حرکت خود را آغاز کردیم، و حدود ساعت هفت به حوالی یال غربی قله رسیدیم. در این‌جا، قرار شد که کرامپون‌ها را ببندیم و هم‌طناب شویم؛ من که دو سه بار "بیرون‌رَوش" داشتم و احساس ضعف می‌کردم، تصمیم به بازگشت گرفتم. ناز هم گفت که مایل به صعود نیست، و با من برگشت. ما دو نفر حدود سه ساعت بعد به پناهگاه رسیدیم. چهار تن دیگر، حدود ساعت 11 به قله رسیدند و حدود سه بعد از ظهر به پناهگاه برگشتند.

در همین روز، جیم، کارستن، و مخیتار از شیب یخی- برفیِ 50-45 درجه در سمت شرق کازبک که بسیار کم‌صعود است، به سوی قله رفتند و آن را صعود کردند و زودتر از دیگران به پناهگاه برگشتند.

در روز 27 شهریور، تیم و آندره از مسیر عادی قله را صعود کردند. همچنین اریک به تنهایی از مسیر شرقی تا قله رفت و از مسیر عادی به پناهگاه و از آن‌جا به سرعت به سوی کازبکی برگشت؛ به طوری که در نزدیک‌های کلیسای گرگتی به ما که حدود 9 صبح از پناهگاه به سوی پایین راه افتاده بودیم، رسید(4).

عصر روز 27 شهریور، همگی در مهمان‌پذیر کازبکی بودیم. روز بعد گردشی در شهر کوچک کازبکی داشتیم و سپس به تفلیس رفتیم. روز 29 شهریور را به گشت در تفلیس گذراندیم و روز پس از آن به ایروان رفتیم، شام آخر را در آن‌جا در یک رستوران دور هم خوردیم. در روز 31 شهریور، همگی (به جز مری‌آن و لیدیا که پروازشان در روز بعد بود) به سوی شهرهای خود راه افتادیم؛ من با اتوبوس به سوی تهران، و دیگران با هواپیما. توضیح این که محمد با هواپیما در روز 30 شهریور، و حسن با تاکسی و اتوبوس سه روز پیش از او راهی تهران شده بودند؛ هیچ یک از آن دو به کازبک نیامده بودند.

 

افسانه‌ی کازبک (داستان امیرانی)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز (6)، کازبک
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

شب 23 شهریور را در جوتا گذراندیم؛ چند تن در مهمان‌پذیری ساده و ارزان، و چند تن دیگر در هتلی که می‌شد آن را در مقیاس روستا، سه ستاره دانست. روز بعد، تا خودروهایی از کازبکی بیایند و ما را به آن شهر ببرند، عصر شد. شب را در مهمان‌پذیری در کازبکی گذراندیم و روز بعد با خودرو تا کلیسای گرگتی در ارتفاع 2170 متری که متعلق به قرن چهاردهم میلادی است، رفتیم. این فاصله را خودروهای کمک‌دار در نیم ساعت طی می‌کنند و اگر بخواهیم مسیر نیمه جنگلی را پیاده پشت سر بگذاریم، باید سه ساعتی وقت بگذاریم.

هوا صاف و بسیار خوب بود. بارهای سنگین را به اسب‌ها سپرده بودیم و حدود ساعت 8 به سوی پناهگاه بتلمی (Betlemi) راه افتادیم. از گرگتی، از راه پاکوب مشخصی در یک مسیر ساده تا گردنه‌ی Sabertse (2900 متر) می‌رویم. در این‌جا یک بنای بسیار کوچک با صلیب (که در جای جای گرجستان، زیاد به چشم می‌خورد) وجود دارد. از گردنه، دید خوبی به منطقه‌ی Khevi و بلندی‌های آن داریم: کوه کازبک یا Mkinvartsveri (نام بیشتر متداول در گرجستان) در شمال گردنه، و چند قله‌ی بالای چهار هزار متر در جنوب، و توده‌ی چائوخی در جنوب شرق.

از گردنه‌ی سابرتس، مسیر تا پناهگاه به صورت یک نیم‌دایره‌ی بزرگ در امتداد دره‌ای یخچالی طی می‌شود. از حدود 3200 متر، بر روی یخ و یخرفت (moraine) پا می‌گذاریم. توضیح این که روی تابلویی که در گردنه هست، نوشته شده که مهم‌ترین یخچال این منطقه، یخچال گرگتی است که از ارتفاع 2900 متر شروع می‌شود و تا قله ادامه دارد، طول آن 7 کیلومتر و مساحتش حدود 6 کیلومتر مربع است. اما، پیدا است که تغییرات اقلیمی در چند سال اخیر، ارتفاع یخ دائمی را دویست سیصد متر بالاتر برده است.

از حدود ظهر، مه در ارتفاعات شکل می‌گیرد و ما در شرایط مه‌آلود، حدود ساعت یک بعد از ظهر به پناهگاه (3650 متر) می‌رسیم. در پناهگاه باید نزد مسوول مربوطه نام‌نویسی کرد تا اتاق در اختیارتان بگذارد. برای چادر زدن در بیرون هم محدودیتی وجود ندارد.

نمای کازبک از روی گردنه ی سابرتس

 

اوایل یخچال گرگتی (زیر ژناهگاه بتلمی)

 

بر روی یخچال گرگتی


 
سرگشته در قفقاز (5)، عکس‌هایی از چائوخی
ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

اگرچه در چائوخی، دیواره‌های یکدست بلند با سنگ محکم چندان به چشم نمی‌خورد، اما به نظر می‌ر‌سد که روی یال‌های آن می‌شود کوه‌نوردی‌های فنی و "دست به سنگ" هیجان‌انگیزی انجام داد.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز (4)؛ درباره‌ی دیواره‌های چائوخی
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

اطلاعاتی که پیش از برنامه از منطقه‌ی چائوخی داشتیم، بسیار اندک و بیشتر از روی تارنمای یکی دو شرکت خدمات‌دهنده‌ی منطقه‌ بود: «چائوخی، یک توده‌ی سنگی مجزا است با دو یخچال کوچک که در بخش جنوبی قفقاز شرقی، در مرز سه منطقه‌ی خِوی (Khevi)، خِوسورتی (Khevsureti)، و گوداماکاری (Gudamakari) قرار دارد. چائوخی با چندین قله‌ی 3300 تا 3700 متر، در سال‌های اخیر به یکی از منطقه‌های پیاده‌روی و سنگ‌نوردی پر طرفدار گرجستان بدل شده است. بلندترین قله‌ی چائوخی (3842 متر) دارای یک دیواره‌ی شمالی است که روی آن مسیرهایی با درجه‌ی سختی V و VI (UIAA) باز شده است»(2).


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز (3)
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

آشنایی با رشته‌کوه قفقاز(1)

این رشته‌کوه به درازای تقریبی هزار کیلومتر، از شرق دریای سیاه تا غرب دریای خزر امتداد دارد و بخش عمده‌ی آن در کشورهای گرجستان و آذربایجان قرار دارد. بلندترین قله‌ی قفقاز، البروز است به ارتفاع 5633 متر که از آن به عنوان بلندترین قله‌ی قاره‌ی اروپا نام می‌برندف چرا که در 20 کیلومتری شمال خط آب‌پخشانی قرار دارد که مرز طبیعی آسیا و اروپا به شمار می‌رود.

قفقاز به سه بخش غربی، مرکزی، و شرقی تقسیم می‌شود که در هر سه بخش ان قله‌های بلند وجود دارد. برف‌مرز در قفقاز بالاتر از آلپ‌ها است (تا حدود ده سال پیش، به طور متوسط 2900 متر در شیب‌های شمالی، و 3200 متر در شیب‌های جنوبی) و یخچال‌های منطقه نیز کوچک‌تر از یخچال‌های آلپ‌ها است.

قفقاز غربی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز (2)
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

... و سرانجام، راهی شدن

من، با نامید شدن از به راه افتادن دوستان، پنج روز مانده به موعد حرکت، با اندوه و آشفتگی به دوستان ایرانی و آمریکایی و ارمنستانی اعلام کردم که برنامه‌ی ما لغو شده است. اما در فاصله‌ی دو سه روز پس از این اعلام، دوست خوبم حسن گرامی گفت که او و هفت سنگ‌نورد دیگر، در بخش ارمنستان برنامه شرکت می‌کنند و خودش برای دیواره‌نوردی به گرجستان هم خواهد آمد. همچنین دوست قدیمی‌ام محمد بهره‌ور به من دلداری داد که حتی اگر یکی دو تن هم در برنامه شرکت کنیم، بهتر از هیچ است. مخیتار نیز از ارمنستان به من ای‌میل زد که خودت هر طور شده بیا و حتی سخاوتمندانه گفت که تو می‌توانی کلا مهمان ما (آلپاین کلاب ارمنستان) باشی. سرانجام من قانع شدم که به برنامه بروم، و البته چون آمادگی روانی خودم را از دست داده بودم، با پنج روز تاخیر نسبت به موعد اولیه (جمعه 13 شهریور) در روز چهارشنبه 18 شهریور، به تنهایی و با اتوبوس به سوی ایروان راه افتادم. در حالی که حسن و دوستانش در همان روز سیزدهم با دو خودروی شخصی، و محمد با هواپیما در روز 15 شهریور به ارمنستان رفته بودند.

کوه‌نوردان آمریکایی، همگی تا بعد از ظهر 14 شهریور در ایروان جمع شده بودند.

 

کارهایی که انجام شد


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت 17 شهریور گفته بودم که یکی از هدف‌های برنامه‌ی مشترک انجمن کوه‌نوردان ایران، آمریکن آلپاین کلاب، و فدراسیون کوه‌نوردی ارمنستان (که عنوان  Rock Us in the Caucasus به آن داده شد) اجرای یک کوه‌نوردی دوستانه و اخلاق‌مدار است. در زیر، به دیگر هدف‌های این برنامه (و همچنین به گوشه ای از مشکلاتی که پیش از برنامه، با دوستان خودمان داشتیم) اشاره می‌کنم:

* زمینه‌چینی برای کارهای کوه‌نوردی بزرگ‌تر و آموزش

هر برنامه‌ای را که در انجمن کوه‌نوردان ایران با خارجیان داشته ایم (چه در ایران و چه در بیرون از کشور) فرصتی دانسته ایم در جهت فراهم ساختن موقعیت برای انجام صعودهای فنی و باارزش. برگزاری نخستین دوره‌ی آموزش دیواره‌نوردی پیشرفته از سوی انجمن در آبان ماه 1386 سرآغاز یک سری برنامه‌ در داخل و بیرون از کشور بود در این راستا. همکاری با آمریکن آلپاین کلاب هم بدون در نظر داشتن این هدف نبود؛ به‌ویژه آن که آمریکا با داشتن دیواره‌های بلند و یک‌دستی مانند ال کاپیتان و یک سنت دیواره‌نوردی بسیار پربار، می‌تواند بسیار چیزها برای جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران داشته باشد.

برنامه‌ی قفقاز 94 گذشته از آن که خود یک دوره‌ی آموزشی بود، زمینه‌ی آشنایی ما را با یکی از آموزشگران آمریکایی دیواره‌نوردی فراهم ساخت که امیدواریم بتوانیم با همکاری او، دوره‌های آموزشی و دیواره‌نوردی‌هایی را در ایران برگزار کنیم.

 

* برقراری ارتباط کوه‌نوردان ایرانی با محفل‌های کوه‌نوردی جهان

در انجمن، بر این عقیده بوده ایم که هرچه ارتباط کوه‌نوردان ایران با خارجیان (به‌ویژه با کوه‌نوردان زبده) بیشتر و عمیق تر باشد، امکان ارتقای کوه‌نوردی بیشتر خواهد بود. از این‌رو، به سهم خود کوشیده ایم که در چارچوب برنامه‌های مشترک با سازمان‌های معتبر خارجی، ارتباط موثر و پایداری را میان کوه‌نوردان کشورمان با این‌گونه سازمان‌ها و افراد موثر آن‌ها برقرار کنیم.

برنامه‌ی قفقاز 94 هم از این قاعده برکنار نبود و سبب‌ساز شکل‌گیری دوستی‌ها و ارتباط هایی میان کوه‌نوردان ایرانی و جمعی از کوه‌نوردان آمریکایی و ارمنی شد.

 

* معرفی کوه‌نوردی ایران


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هنر رنج بردن در راه‌ها و کوره‌راه‌های کوهستانی!
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

از چهارشنبه 18 شهریور تا امروز یک مهر، از مجموع 15 روزی که در کنار دوستان دیگری از ایران و همراه با دوستان آمریکایی و ارمنستانی، مثلا صرف دیدار و پیمایش کوه‌هایی در ارمنستان و گرجستان کرده ام، فقط 5 روز را پیاده در کوهستان بوده ام و ده روز دیگر را در جاده‌ها! از پنج روز کوه‌پیمایی هم باید بگویم که فقط یک نیمه روز را (در دره‌ی چائوخی) توانستم  آن‌گونه که دلخواهم است، در سکوت و شکوه کوهستان  شناور شوم... . دوستان آمریکایی نیز که 20 یا 21 روز را صرف این برنامه کردند، فقط 9 یا 10 روز را در کوه به سر بردند.

چند بار، در پیچ و خم جاده‌های درازی که پایان‌ناپذیر می‌نمود و در بسیاری جاها بس خراب بود، با رانندگی وحشتناک راننده‌ی ارمنی، و در کشاکش با تهوعی که دچارش شده بودم (به‌ویژه در چهارمین روز پس از حرکت از تهران که همچنان در ماشین بودم) با خود می‌گفتم که ما کوه‌نوردان نه تنها با درگیر ساختن خود با سرما و گرما و فراز و نشیب کوهستان، بلکه با سفرهای خستگی‌آور و دور و دراز نیز خویشتن را آزار می‌دهیم! در جستجوی آرامش کوهستان، آسایش شهر را هم از دست می‌دهیم... یا شاید برای لحظه‌ای بهره‌مندی از کوه، روزهایی را فدا می‌کنیم؟!

به هرحال اما، همچنان که با بازگشت از برنامه‌های سخت کوه‌نوردی، توبه‌ای را که در کوه کرده ایم به فراموشی می‌سپاریم و دوباره نقشه‌ای برای رفتن به کوه می‌کشیم، رنج جاده‌پیمایی‌ها و دود خوردن‌ها و متحمل شدن سر و صداهای راه را نیز بی‌فاصله‌ی چندان پس از برنامه از یاد می‌بریم و نقشه‌ای برای سفر دیگر می‌ریزیم!

درباره‌ی این برنامه، بیشتر خواهم گفت... .


 
فرصتی برای کوه‌نوردی «اخلاق‌مدار»
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

آشنایی ما با آمریکن آلپاین کلاب (سازمان ملی کوه‌نوردی آمریکا) و اجرای سه برنامه‌ی "مبادله‌ی کوه‌نورد" از 1389، فرصتی بوده است برای تبادل تجربه با شماری از کوه‌نوردان زبده‌ای که در رده‌های جهانی هستند. مکتب کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی آمریکا، در ارتباط با طبیعت، ملاحظه‌کار و پایبند حفظ محیط زیست است، و از این رو، این برنامه‌ها همچنین فرصتی بوده است برای آشنا شدن کوه‌نوردان ایرانی با شیوه‌های باقی نگذاشتن ردَ در طبیعت.

اجرای مجموعه برنامه‌های سنگ‌نوردی و کوه‌نوردی در ارمنستان و گرجستان در شهریور امسال به مدت دو هفته، چهارمین برنامه‌ی مشترک انجمن کوه‌نوردان ایران با آمریکن آلپاین کلاب خواهد بود (به جز یکی دو برنامه‌ی دوستانه‌ی کوچک‌تر که در این فاصله انجام شده است). در این برنامه، قله‌های آراگاتس و کازبک صعود خواهد شد و سنگ‌نوردی‌های کوتاه و بلندی هم در نوراوانک (ارمنستان) و چائوخی (گرجستان) انجام می‌شود.

امیدوارم که بتوانیم دست‌کم یکی دو مسیر مشترک بر دیواره‌های ارمنستان و گرجستان بگشاییم؛ دوستی‌های ورزشی را میان کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان چهار کشور رقم بزنیم؛ کوه‌های باشکوه قفقاز را بهتر بشناسیم؛ و از این رهگذر تجربه‌های خوبی بیاندوزیم و به دیگر دوستان ایرانی منتقل کنیم. همچنین امیدوارم که بتوانیم بیشتر با کوه‌نوردی و سنگ‌نوردیِ طرفدار "اخلاق صعود" (نگاه کنید به: اینجا و اینجا) آشنا شویم.

نه تن از کوه‌نوردان ایرانی، به همراه دوازده کوه‌نورد آمریکایی و چند کوه‌نورد ارمنستانی، از سه روز پیش برنامه را آغاز کرده اند و من هم پس فردا به آنان خواهم پیوست. امیدوارم که بتوانم در اوایل مهر ماه گزارشی از این برنامه ارایه دهم.


 
سوراخ‌کاری دیواره‌ها، آری یا نه؟!
ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۳ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

در انجمن کوه‌نوردان ایران، همیشه به موضوع سوراخ‌کاری دیواره‌ها (رول‌کوبی) حساسیت وجود داشته و به همین دلیل نشست‌هایی نیز با موافقان و مخالفان این کار برگزار کرده ایم (از جمله: در مهر ماه 1386 پس از گفتگوهایی که درباره‌ی مسیر اراکی‌ها و صعود مسیر کریستال دیواره‌ی علم کوه پیش آمد). در ابتدای گزارش "برنامه‌ی مبادله‌ی کوه‌نورد با آمریکن آلپاین کلاب" (1389) هم نوشته بودیم که: «ما می‌دانستیم که مکتب کوه‌نوردی – به ویژه سنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نوردی  آمریکایی، مکتبی غنی است که از بسیاری جهات با مکتب فرانسوی که از دیرباز راهنمای کوه‌نوردی ایرانی بوده، متمایز است. آشنایی از نزدیک با این مکتب می‌توانست گامی باشد در جهت ارتقای کوه‌نوردی کشور و اصلاح پاره‌ای  رویکردهای جا افتاده در کوه‌نوردی ما. برای مثال، کوه‌نوردان آمریکایی در موضوع حفاظت کوه‌ها و خوددار بودن در سوراخ‌کاری دیواره‌ها، بسیار مقید هستند».

نشست 27 مرداد 94 در همین زمینه با حضور چند تن از کوه‌نوردان مرد و زن با گرایش‌های متفاوت سنگ‌نوردی، دیواره‌نوردی، تنگ‌پیمایی (دره‌نوردی)، و کسانی که پیشینه‌ی در خور توجه در مربی‌گری و اداره‌ی گروه‌ها و باشگاه‌ها دارند، در دفتر انجمن برگزار شد (گزارش تصویری در کوه‌نامه). در اطلاعیه‌ای که پیش‌تر انجمن منتشر کرده بود، آمده بود: «سوراخ کردن سنگ ها و دیواره ها از مسایلی است که از دیرباز در میان کوه‌نوردان مورد بحث و مناقشه بوده است. با توجه به گسترش فعالیت‌های دیواره‌نوردی در ایران، و نظر به آسیب‌هایی که رول‌کوبی‌های بی‌ضابطه و تجهیز غیرمسولانه‌ی مسیرهای سنگ‌نوردی به کوهستان وارد می‌کند، انجمن کوه‌نوردان ایران نشستی را برای هم‌اندیشی در این زمینه برگزار می‌کند». در نشست، بحث (به درستی) محدود به تاثیرهای ضد محیط زیستی سوراخ کاری نشد و در این مورد هم که رول‌کوبی بی‌ضابطه می‌تواند ارزش فنی مسیرها را کم کند، و یا نصب رول لزوما به معنای ایمن‌سازی مسیر نیست نیز بحث شد.

اگرچه شماری از حاضران به شدت با رول‌کوبی مخالف و چند تنی هم موافق بودند، اما خوشبختانه فضای کلی نشست آرام بود و همگی بر این عقیده بودند که باید با ادامه‌ی چنین گفتگوها، با تدوین یک منشور اخلاقی، و با هم‌اندیشی با فدراسیون و طرح قضیه در دوره‌های آموزشی... به نقطه‌نظرهای دقیق‌تری رسید تا ضمن کمک به پیشرفت سنگ‌نوردی، بتوان محیط کوهستان را هم حفظ کرد. همچنین بیشتر حاضران بر این عقیده بودند که فضاهای آموزشی باید مشخص شوند و در محیط‌های کوهستانی غیرآموزشی، تجهیز و رول‌کوبی و هرگونه دستکاری دیگر در مسیرها، محدود باشد. نکته‌ی دیگر این که بیشتر حاضران، بر ادامه‌ی این‌گونه نشست‌ها و تدوین یک "مرام‌نامه‌ی سنگ‌نوردی" تاکید داشتند.

 در زیر، اشاره‌ای می‌شود به گفته‌های چند تن از حاضران در نشست:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نشست هم‌اندیشی درباره‌ی رول‌کوبی
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

سوراخ کردن سنگ ها و دیواره ها از مسایلی است که از دیرباز در میان کوه‌نوردان مورد بحث و مناقشه بوده است.

با توجه به گسترش فعالیت‌های دیواره‌نوردی در ایران، و نظر به آسیب‌هایی که رول‌کوبی‌های بی‌ضابطه و تجهیز غیرمسولانه‌ی مسیرهای سنگ‌نوردی به کوهستان وارد می‌کند، انجمن کوه‌نوردان ایران نشستی را برای هم‌اندیشی در این زمینه برگزار می‌کند.

نخستین نشست در این زمینه در روز سه شنبه 27 مرداد 1394 در دفتر انجمن برگزار می‌شود.

از علاقه‌مندان درخواست می‌شود ضمن هماهنگی با دفتر انجمن، در این نشست شرکت کنند.

هم‌چنین دوستان می‌توانند نظرات خود را با ای‌میل یا فکس با انجمن در میان بگذارند.

زمان جلسه: ساعت 17 تا 20 روز سه شنبه 27 مرداد 1394

مکان: دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران: تهران-خیابان انقلاب بعد از لاله زار شماره‌‌ی 590 طبقه‌ی 4 واحد 12



 
درباره‌ی حسن جوادیان
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

مطلبی که در پی می‌آید، چندی پیش در کوه‌نامه درج شد. اینک با کمی تغییر و اصلاح، دوباره منتشر می‌گردد.

حسن جوادیان (متولد 1362در کرمانشاه) در روز جمعه 25 اردیبهشت 1394 هنگام فرود روی دیواره‌ای در منطقه‌ی چشمه‌سهراب کرمانشاه، در جریان یک گشایش مسیر، سقوط کرد و جان باخت. درگذشت او خسارتی بزرگ برای کوه‌نوردی فنی ایران بود؛ انگشت‌شمار سنگ‌نوردانی داشته ایم که به بهترین رتبه‌ها در صعودهای سالنی دست یافته باشند و پس از چند سال، چنین پرکار و باکیفیت روی به مسیرهای بلند طبیعی بیاورند و چنین مسیرگشایی‌هایی کرده باشند.  دو هفته‌ای  پیش از درگذشت او، در گفتگویی با چند تن از دوستان، حسن را به استناد گفته‌های چند تن از سنگ‌نوردان پرآوازه‌ی خارجی که در جبشنواره‌های بیستون کارهای او را دیده بودند، و برپایه‌ی شور و شوق کم‌مانندی که در او سراغ داشتیم، پدیده‌ای بزرگ در کوه‌نوردی کشور خوانده بودیم؛ خوشحال از این که با فعالیت‌های او، دیواره‌نوردی ایران جان دوباره‌ای یافته است. افسوس که چنین سنگ‌نورد نخبه‌ای را در نتیجه‌ی اشتباهی شناخته‌شده که درباره‌ی آن بسیار چیزها نوشته و گفته شده است، از دست دادیم.

حسن جوادیان از سال 1380 تا 1383 در چند رده، رتبه‌های اول تا سوم مسابقه‌های سنگ‌نوردی کشوری را به دست آورد(1)، و از همان 1380 به کار روی دیواره‌های بلند هم پرداخت(2) و کم‌کم در این کار به بالاترین سطح رسید و کارش قابل مقایسه با دیواره‌نوردان خوب اروپایی شد؛ شاهد بر این مدعا این که در فاصله‌ی سال‌های 91 تا 93 فقط در چالابه‌ی کرمانشاه (تنگ بزازخانه) با برگزاری مجموعه برنامه‌هایی با عنوان «سفر سنگ»، 83 مسیر نو با درجه‌ی سختی‌های بالا (تا 5.14) باز کرد. همچنین منطقه‌ی چشمه‌سهراب را به جامعه‌ی سنگ‌نوردی ایران و شماری از بهترین دیواره‌نوردان اروپایی معرفی کرد و در آن‌جا چندین مسیر باز کرد. در نخستین دوره‌ی آموزش دیواره‌نوردی ایمن که دو کوه‌نورد برجسته‌ی فرانسوی، گی ابر (Guy Abert) و دانیل دو لاک (Daniel du Lac) در نوروز 1393 در تهران برگزار کردند، حسن تنها کسی بود که نمره‌ی A (بالاترین امتیاز) را آورد.

علت سقوط حسن، در رفتن او از انتهای طناب فرود بوده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک، و آن چه باقی ماند
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

«مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغم بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم - که می‌شوم- مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.» صمد بهرنگی، ماهی سیاه کوچولو

 دو سال از بازنگشتن سه شاهین بلندپرواز ایرانی که از مسیری نو به فراز قله‌ی برودپیک رفته بودند، گذشت. اکنون می‌توان در فضایی آرام تر از گذشته، به بررسی ارزش‌های کار آن سه جوان، آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبی جراهی پرداخت. آنان چه می‌خواستند؟ آیا به هدف خود رسیدند؟ آیا کار آنان فقط یک ماجراجویی شخصی بود یا کنشی با عقبه‌ی اجتماعی؟ زندگی کوتاه و فعالیت آن سه تن چه اثری بر زندگی دیگران داشت؟ آیا توانستند به ارتقای کوه‌نوردی کشور کمک کنند؟

شاید چند دهه از آن روزگار که خیلی‌ها کوه‌نوردی را فعالیتی برای خودسازی به قصد اصلاح اوضاع جامعه می‌پنداشتند، گذشته باشد. امروز، تقریبا تمام شکل‌های کوه‌نوردی صورت ورزشی و "شخصی‌سازی شده" یافته است. یعنی به کوه می‌روند و صعود می‌کنند تا دل خود را شاد کنند، و حداکثر این که اگر به پیروزی‌ها و رتبه‌هایی دست یافتند، گروه هواداران خویش را نیز در این شادی سهیم سازند. شاید بتوان گفت که نه تنها عصر اسطوره‌پردازی از کوه و کوه‌پیمایی گذشته است، بلکه دوره‌ی رمانتیسم هم در این عرصه سپری شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بزرگداشت زنده‌یاد حسن جوادیان در نشست انجمن
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

یکصد و هفدهمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران با همکاری تارنمای کوه‌نامه برگزار خواهد شد.

این نشست، به بزرگداشت دیواره‌نورد برجسته‌ی کرمانشاهی، زنده‌یاد حسن جوادیان اختصاص دارد.

در این نشست، نسیم عشقی نیز گزارش گشایش مسیر «دختری برای تمام فصول" روی دیواره‌ی بیستون را ارایه خواهد کرد، و سپس پذیرایی و افطار را خواهیم داشت.

سه شنبه 23/4/1394 از ساعت 18 الی 21

مکان: تهران- خیابان انقلاب نبش خیابان بهار، سالن اسوه

شرکت در این مراسم برای همگان آزاد است.

 

 

 

 


 
تیم کنگور و موضوع حمایت مالی
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- دنیای اقتصاد 

تیم کنگور هم مانند بیشتر تیم‌های کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی که در چند سال گذشته (حتی در قالب تیم ملی) به خارج از کشور رفته اند، گرفتار مشکلات مالی بوده است. چنان که اعضای تیم تا آخرین روزهای پیش از سفر به دنبال جور کردن کسری پول و کمبود وسایلی مانند چادر بودند. پیدا است که دغدغه‌های ناشی از مشکلات مالی تا چه اندازه وقت و ذهن کوه‌نورد را می‌گیرد و در نتیجه تمرکز او را بر روی مسایل مهم‌ی مانند تمرین و پیش‌بینی اقلام موردنیاز به هم می‌زند.

 لازم به یادآوری است که در هیچ حای جهان، حمایت‌هایی که شرکت‌های خصوصی یا فدراسیون‌ها و انجمن‌های ملی از کوه‌نوردان می‌کنند، از نظر حجم قابل مقایسه با ورزش‌هایی مانند فوتبال و تنیس و بوکس و... تیست. دلیل هم این است که فعالیت ورزشی کوه‌نوردان نه در ورزشگاه و برابر چشم تماشاگران و انبوه دوربین‌های خبررسان، بلکه در جاهای دوردست و در یک دوره ی چندین روزه یا حتی چندین هفته‌ای انجام می‌شود. یعنی در این‌جا خبری از بلیط ورودیه، حق پخش، امکان تبلیغات پربیننده، و دیگر راه‌های درآمدزای مشابه نیست. به علاوه، بخش‌های دیگر اقتصاد ورزش شامل انتقال ورزشکار از یک باشگاه به باشگاه دیگر، خرید و فروش لوازم، و... نیز یا در کوه‌نوردی اصلا وجود ندارد یا نسبت به ورزش‌های میدانی بسیار کوچک‌تر است.  اما به نظر می‌رسد که در ایران کم بودن میزان حمایت (اسپانسرینگ) در کوه‌نوردی، ریشه در چیزهایی دیگر هم دارد که در این‌جا به یک مورد آن: موضوع شکایت قضایی در پی حادثه، می‌پردازیم. 


 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اخلاق دیواره‌نوردی
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

چند نکته در ابتدای کتاب ارزشمند حسن گرامی و حمید شفقی؛ راهنمای سنگ‌نوردی دیواره‌ی پل‌خواب آمده که لازم است مورد توجه همه‌ی سنگ‌نوردان قرار گیرد:

 

  • ورود و خروج ما به پل‌خواب و هر منطقه‌ی سنگ‌نوردی دیگر باید چنان باشد که کم‌ترین ردّی از خود برجا نگذاریم.
  • هرگونه زباله و پسماند خود را باید به شهر بازگردانیم.
  • تا حد امکان زباله‌های برجا مانده از دیگران را هم جمع‌آوری کنیم.
  • صعود را با حداقل دستکاری و سوراخ‌ کردن سنگ انجام دهیم.
  • مسیرهای صعودشده را با رول‌های بیشتر از ارزش نیندازیم.
  • به آشیانه‌ی پرندگان نزدیک نشویم؛ به‌ویژه در فصل تخم‌گذاری از صعود مسیرهایی که از نزدیکی آشیانه‌ها می‌گذرد، خودداری کنیم.
  • به هیچ جانور و گیاهی آسیب نرسانیم.
  • تا حد امکان از پودرهای هم‌رنگ سنگ استفاده کنیم.
  • با خودداری از ایجاد سرو صدای زیاد، آرامش طبیعت را حفظ کنیم.
  • با متجاوزان به طبیعت و میراث فرهنگی برخورد کنیم.
  • بکوشیم از طریق رسانه‌ها، حساسیت همگانی را نسبت به طبیعت بالا ببریم.
  • خریدهای خود را از محل‌های نزدیک به منطقه‌ی صعود انجام دهیم.
  • به عرف محلی و مقررات مربوط به محیط زیست و منابع طبیعی احترام بگذاریم.
  • در انتخاب نام مسیرها دقت داشته باشیم که از نام‌های بامسمّا استفاده کنیم.

 
پیش‌نویس آیین‌نامه‌ی باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی
ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

باشگاه کوه‌نوردان آرش

فدراسیون کوه‌نوردی، چندی پیش پیش‌نویس آیین‌نامه‌ی شرایط تاسیس گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی را منتشر کرد. در روز سوم خرداد نیزنشستی در فدراسیون با حضور نمایندگانی از گروه‌ها و باشگاه ها برگزار شد تا در مورد این پیش‌نویس گفتگو شود که در آن نشست، باشگاه آرش نظر خود را طی نامه‌ی زیر به فدراسیون و دیگر حاضران ارایه کرد.

البته در چند روز گذشته، نظر یکی از دوستان دیگر را هم دریافت کردیم که اشاره کرده بود: ضروری است که در آیین‌نامه، پیش‌بینی تشکیل یک "اتاق داوری" هم بشود. این اتاق، متشکل از پیشکسوتان و مربیان ورزش کوه‌نوردی، می‌تواند نخستین مرجع رسیدگی به اختلاف در دعاوی میان اعضا یا خانواده‌های اعضا با مدیران باشگاه یا گروه، باشد.

 

به نام خدا

9/3/1394

 

جناب آقای زارعی

رییس محترم فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی

با سلام؛

 

در خصوص پیش‌نویس آیین‌نامه‌ی شرایط تاسیس گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی، با
سپاس از حسن نظر شما و همکاران‌تان در فدراسیون که تصویب آن را منوط به نظرخواهی ازنمایندگان گروه‌ها و باشگاه‌ها دانسته اید، نظر باشگاه کوه‌نوردان آرش را به شرح زیر تقدیم می‌دارد.

 1- کل متن نیازمند ویرایش ادبی و رفع ایرادهای تایپی است.

2- در بخش "اهداف"؛ فدراسیون یک نهاد «غیردولتی... تحت نظارت وزارت ورزش و جوانان» خوانده شده است. به نظر می رسد که قرار است در ایران فدراسیون‌ها
همچنان زیرمجموعه‌ی دستگاه‌های دولتی باقی بمانند و عبارت "غیردولتی" در
آیین‌نامه‌ی مورد بحث، فقط برای سازگار شدن با مصوبه‌های کمیته‌ی جهانی المپیک و
دیگر نهادهای جهانی عنوان شده است.

3- یکی از "اهداف" تدوین آیین‌نامه، «تقویت و توسعه بعد کنترل و نظارت بر نحوه‌ی عملکرد گروه‌ها و باشگاه‌های ورزشی توسط مراجه ذیصلاح» عنوان شده است. این عبارت گنگ و غیرضروری است، و موجب افزایش مداخله در کار سازمان‌های خصوصی و مردمی خواهد شد.

4- در ماده‌ی 2؛ به نظر ما بهتر است "اسکای رانینگ" حذف و به طور کلی از دستور کار فدراسیون کوه‌نوردی خارج شود. این فعالیت، مضر به حال محیط‌های کوهستانی است و باید محدود به منطقه‌هایی خاص و غیرحساس شود.

5- در تبصره‌ی ماده‌ی 3؛ مشخص نیست که آیا نماینده‌ی تام‌الاختیار وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و شرکت‌ها هم باید شرایط متقاضی تاسیس را داشته باشد یا نه.

6- در ماده‌ی 5؛ مدرک تحصیلی چه ضرورتی دارد؟ چرا برای یک فعالیت ورزشی و خصوصی باید مدرک تحصیلی داشت؟

7 – در ماده‌ی 6؛ مشخص نیست که «مجوز فعالیت دو ساله» برای دوره‌ی اول فعالیت است، یا در دوره‌های بعدی هم مجوزها دو ساله خواهد بود. بهتر است مجوز فعالیت،
دائمی یا حداقل پنج ساله باشد، زیرا انجام تشریفات تمدید بسیار وقت‌گیر است.

8- در ماده‌ی 7؛ «تایید صلاحیت» مدیر عامل عبارت گنگی است که راه را برای هرگونه اعمال سلیقه باز می‌گذارد؛ لازم است مصداق‌های صلاحیت به صورت مشخص بیان شود. در این ماده، بی آن که حوزه‌ی مسوولیت دارنده‌ی پروانه مشخص شده باشد، او و مدیر عامل "مسوول" شناخته شده اند.

9- در ماده‌های 7 و 8؛ عبارت‌های «رعایت دقیق شعایر و شئون اسلامی» و «حسن انجام امور» و «رعایت مقررات فنی... و بهداشتی» گنگ هستند  و قابلیت تفسیر موسع دارند. ضروری است که این موارد به صورت دقیق (مثلا در چند پیوست) مشخص گردند.

10- ضرورت دارد در مورد مسوولیت مدنی مدیران و سرپرستان برنامه‌ها، وفق ماده‌ی
158 قانون مجازات اسلامی تاکید شود که حوادث ناشی از عملیات ورزشی، از جمله حوادث کوه‌نوردی و حوادث طبیعی مربوط به کوهستان، جرم محسوب نمی‌شود. همچنین جا دارد که به نوعی، بر حمایت حقوقی فدراسیون کوه‌نوردی و وزارت ورزش از باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی تاکید شود.

11- در ماده‌ی 9؛ حضور مربی در برنامه‌های غیر آموزشی ضرورتی ندارد. در برنامه‌های
کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی، حضور سرپرست یا راهنمایی که مطابق عرف "صلاحیت‌دار"
است، کافی است. همچنین حضور «امدادگر» در تمام برنامه‌ها نه ممکن است و نه ضرورت دارد؛ ضمن آن که باید تعریف دقیقی از امدادگر ارایه شود.

در همین ماده، عبارت «اخذ مجوز از نهادهای مرتبط» گنگ و قابل تفسیر است.

12- در ماده‌ی 11؛ «تغییر مدیر باشگاه» (بند 3) به عنوان جریمه‌ی تخلف، قابل قبول نیست، چرا که باشگاه یا گروه کوه‌نوردی از این نظر فقط تابع اعضای خود است. در مورد جریمه‌ی نقدی (بند 4) مبالغ باید برای دوره‌هایی (مثلا یک ساله، دو ساله،...) به صورت مشخص تعیین و اعلام شود. همچنین لازم است تعطیل شدن باشگاه یا گروه، فقط با حکم دادگاه امکان‌پذیر باشد.

 

با سپاس از توجه جنابعالی

 


 
ما کوه‌نوردی را برگزیدیم!
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ٦ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

کریس بانینگتون، کوه‌نورد بزرگ دوران، کتابی دارد با عنوان من کوه‌نوردی را برگزیدم (I Chose Climbing). او در ابتدای کتاب توضیح می‌دهد که از جوانی، هم به نویسندگی و هم به کوه‌نوردی علاقمند بود و در ابتدای فعالیت شغلی، کار خوبی در یک روزنامه‌ی معروف به او پیشنهاد می‌دهند و تقریبا همزمان موقعیتی برای اجرای برنامه‌های بزرگ کوه‌نوردی برایش پیش می‌آید. بانینگتون می‌گوید که پس از کمی کشمکش با خودش، او کوه‌نوردی را برمی‌گزیند و به شکل حرفه‌ای به این فعالیت می‌پردازد، و در خدمت کوه‌نوردی نویسندگی را هم انجام می‌دهد.

در مقیاسی دیگر، برای هر یک از ما که کوه‌نوردی برایمان به دغدغه‌ای جدی بدل شده، حتما موقعیت‌های کاری متفاوتی پیش آمده و چه بسا که می‌توانستیم با وقت گذاشتن در زمینه‌های دیگر به موفقیت‌های مالی بیشتری هم دست یابیم، اما به عشق کوهستان روی به گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی آوردیم و بخش زیادی از عمرمان را صرف پیمایش کوه‌ها کردیم.

نشست 4  خرداد در باشگاه دماوند که با هدف گردآوری کمک مالی برای باشگاه کوه‌نوردی دماوند (قدیمی‌ترین باشگاه کوه‌نوردی فعال ایران) برگزار شد، بار دیگر عشق به کوه‌نوردی و محفل‌های دوستانه‌ی مرتبط، و شور و شوق وصف ناشدنی‌ای را که در سختی‌ها می‌توان در میان کوه‌نوردان دید، به نمایش گذاشت. در دو سه ساعت، حدود دویست میلیون تومان برای پرداخت دیه‌ی مربوط به حادثه‌ی بهمن 1388 شمشک گردآوری شد و همچنین گفته شد که حدود صد میلیون تومان دیگر هم پیش‌تر فراهم شده، و در نتیجه فضای سنگین ناشی از تجدید خاطره‌ی جان باختگان آن حادثه و شنیدن این خبر که سعید صبور مدیر عامل وقت باشگاه باید به زندان برود، بدل به فضایی پر شور و خاطره‌ساز گردید.

به زندان محکوم شدن مدیر عامل یک باشگاه ورزشی که با کار داوطلبانه پاسخ‌گوی نیاز انسان‌های عاشق کوهستان است، پذیرفتنی نیست و باید تمامی امکانات را برای جلوگیری از این رخداد و به‌ویژه برای جلوگیری از تکرار آن به کار گرفت. اما به قول معروف، در هر شرّی خیری نهفته است...! همین رویداد ناخواسته سبب شد که جلوه‌ای دیگر از همبستگی جامعه‌ی کوه‌نوردی به چشم آید.

اطمینان دارم که هشت جان‌باخته‌ی حادثه‌ی شمشک هم با چنین شوری به سوی کوهستان می‌رفتند، و می‌دانم که کوه‌نوردی را با تمام مسوولیت‌هایش، خود برگزیدند و به هیچ وجه راضی نبودند که عواقب تصمیم‌شان بر دوش کس دیگری بار شود. آن هشت تن، و دیگرانی که همچنان (و بیش از گذشته) با کمک باشگاه‌ها و گروه‌ها و انجمن‌های کوه‌نوردی به کوهستان می‌روند، انسان‌های عاقل و بالغی بوده اند و درک نکردن عشق‌شان، بی‌اعتنایی به شعورشان است... .

 


 
زمین‌لرزه در اورست، و موضوع حادثه در کوه
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

زمین‌لرزه‌ی مهیب امروز (5/2/1394) در نپال که علاوه بر تلفات و خسارت‌های سنگین در منطقه‌های مسکونی، موجب مرگ و آسیب‌دیدگی چندین کوه‌نورد هم شده است، بار دیگر یادآور نکته‌ای است که چند بار (از جمله در یادداشت با عنوان در حمایت از سعید صبور و باشگاه دماوند) به آن اشاره داشته ایم: کوه‌نوردی و محیط کوهستان، پر خطر است... . بدیهی است که "پرخطر" بودن کوه‌نوردی به معنای بازی کردن با دم شیر نیست، اما به هرحال این فعالیت نسبت به زندگی عادی در شهر دارای خطرهای بیشتری است، و به ‌ویژه در کوهستان‌های بلند یا در صعودهای زمستانی، گاه فقط یک تصادف (شانس) است که کوه‌نورد را زنده نگاه می‌دارد.

تصورش هم ترس‌آور است که اگر عظیم قیچی ساز، این کوه‌نورد پرتلاش و پرقدرت کشورمان، امروز  کمی بالاتر از چادرگاه اصلی (یا جایی دیگر) می‌بود و دچار حادثه می‌شد... . شکی نیست که خوش‌فکری و تمرین‌ها و آمادگی جسمی کم‌مانند عظیم نقش بزرگی در پیروزی‌های پی در پی او داشته است، اما چند بار هم فقط خوش‌بیاری او را از خطر جدی نجات داده است؛ برای مثال در مانسلو که بهمن، 17 کوه‌نورد را در چند قدمی عظیم به کام مرگ کشاند. خود او نیز ضمن تاکید بر این که ریسک کردن را تایید نمی‌کند، می‌گوید: «خطر در هیمالیا زیاد است... و بعضی اتفاقات وحوادث خارج از اراده کوه‌نورد است»(1).

آنان که مدعی هستند با «رعایت نظامات کوه‌نوردی» می‌توان جلوی خطر را گرفت، آیا می‌پندارند که امروز، کوه‌نوردان سالم مانده در چادرگاه اورست با به کار بستن همان قواعد زنده مانده اند؟!

 

1) گفتگو با نعمت اخضری، وبلاگ تاریخ کوه‌نوردی همدان، 3/2/1394


 
چرا مدیر باشگاه مسوولیت ندارد؟
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

در ارتباط با حکم دادگاه در مورد حادثه‌ی شمشک 1388، مایلم با اشاره به چند تجربه‌ی شخصی خودم در گروه (باشگاه) کوه‌نوردان آرش که از سال 1355 عضو آن هستم، تاکید کنم که مدیر یک سازمان کوه‌نوردی نمی‌تواند پاسخ‌گوی عواقب حادثه‌هایی که در کوهستان رخ می‌دهند، باشد.

در بهمن ماه 1358، مشغول انجام دومین صعود زمستانی به قله‌ی دماوند از مسیر تخت فریدون بودیم؛ روز حرکت ما به سوی قله، روزی بود که سه شبانه روز پیش از آن برف سنگین باریده بود. صعود از پناهگاه تا قله، در برفی که گاه تا بالای ران می‌رسید، بیش از ده ساعت به درازا کشید. تقریبا هوا تاریک شده بود که به قله رسیدیم و در کاسه‌ی قله چادر زدیم. روز بعد که پایین آمدیم، دریافتیم که پاهای علی سرمازده شده است. چند ماه  طول کشید تا پاهای او خوب شدند. در زمان اجرای برنامه، مدیر گروه کوه‌نوردان آرش در تهران بود و فردی سرپرست برنامه‌مان بود که خود در نخستین صعود زمستانی همین مسیر شرکت کرده بود.

در 27 تیر 1362 مشغول گشودن مسیر آرش روی دیواره‌ی شمالی علم کوه بودیم. یکی از اعضای جوان تیم پشتیبانی، دو سه جوان دیگر را با خود به دره‌ی هفت‌خوان و از آن‌جا به سوی یکی از قله‌های هفت‌خوان ‌برد. او برای بازگشت، یک شیب یخبرفی را انتخاب کرد؛ یکی از همراهانش روی این شیب سُر خورد و به شدت زخمی شد اما جان سالم به در ‌برد و روز بعد با کمک جمعی از دیگر دوستان به علم‌چال و از آن‌جا به پایین برده شد. در روز حادثه، مدیر گروه کوه‌نوردان آرش و سرپرست برنامه روی دیواره بودند و هیچ نقشی در تصمیم‌گیری دوستانی که به سوی هفت‌خوان رفتند، نداشتند.

در مهر ماه 1379 با زنده‌یاد فریدون اسماعیل‌زاده مشغول صعود قله‌ی گُوکشان (گاوکشان) در شهرستان شاهرود بودیم. غروب هنگام، تگرگ و باران و صاعقه‌ی بسیار شدیدی گرفت که بی‌سابقه هم نبود (درست هفته‌ی پیش از آن، سیل در شهر شاهرود سبب مرگ چند تن شده بود) و ما با بی‌اعتنایی به کوه زده بودیم. در وضعیتی بسیار پر خطر و در تاریکی به دره‌ی پایین دست (شمال) کوه رسیدیم. برای این برنامه، مانند بسیاری از دیگر برنامه‌های گروه کوه‌نوردان آرش، ما هیچ هماهنگی‌ای با مدیریت گروه انجام نداده بودیم.

از این گونه مثال‌ها، دست‌کم یک دوجین دیگر هم می‌توانم بیاورم؛ برنامه‌هایی که در آن‌ها سنگ بر سر و رویمان ریخت، روی شیبی یخ‌زده به پایین غلتیدم، شخص همراهم را بهمن زد و پس از نیم ساعت توانستم او را معجزه‌آسا از زیر دو متر برف بیرون بیاورم، با انگشتان سرمازده یا دست شکسته به پایین برگشتم، و... . در تمام این برنامه‌ها، فقط شانس بوده که مرا زنده نگاه داشته است. و تازه لازم به یادآوری است که من کوه‌نورد بسیار پرکار، خیلی ریسک‌باز، ماجراجو به معنای خاص، یا هیمالیانورد نبوده ام. طبیعی است که اگر چنین بودم، ضریب برخورد با خطرم خیلی بیشتر می‌شد. حال، جای پرسش است که مدیران سازمانی که به من آموزش‌ها و خدماتی هم داده بودند، و در عین حال نمی‌توانستند  کنترلی بر رفتار من (یا ما) در کوهستان داشته باشند، چرا می‌بایست پاسخ‌گوی خسارت‌هایی که متحمل شدم یا ممکن بود بشوم، باشند؟!

اطمینان دارم که هر کوه‌نورد و طبیعت‌پیمایی که بی‌غرضانه به تجربه‌های خود رجوع کند، جز این نمی‌گوید که در محیط وحش، دست مدیر سازمان از هر گونه کنترلی بر او کوتاه بوده است؛ در این حال، مدیر چگونه می‌تواند مسوول عواقب حادثه باشد؟! مدیر سازمان خدمات‌دهنده، در این حد وظیفه دارد که فردی صاحب‌صلاحیت (در حد عرف و امکانات) را سرپرست برنامه قرار دهد؛ همین!


 
سفرهای آموزشی گروه دیده‌بان کوهستان در بهار 1394
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : محمود بهادری


 
در حمایت از باشگاه دماوند و سعید صبور
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

حادثه‌ی ریزش بهمن در جاده‌ی شمشک- دیزین (بهمن ماه 1388) یکی از غم‌انگیزترین و مرگبارترین حادثه‌هایی بود که جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران به خود دیده است. گذشته از خانواده‌های هشت جان‌باخته‌ی آن حادثه که بی‌تردید اندوه این خسران را هیچ‌گاه از یاد نخواهند برد، شمار زیادی از دوستان و هم‌باشگاهی‌های آن عزیزان نیز همچنان جای خالی ایشان را حس می‌کنند.

با گرامی‌داشت یاد مربی برجسته و از خودگذشته  فرشاد خلیلی خوشه‌مهر، سعید طاهری کوه‌نورد و اسکی‌باز فداکاری که به یاری دوستان بهمن‌زده‌ی خود شتافت، و شاگردان فرشاد: محمد مهدی خراسانی، علی اکبر ابراهیم‌پور، اکبر کشاورز هدایتی، حمید کاظم‌زاده، مجید شهپری، و نادیا آنجفی، با توجه به حکم دادگاه درباره‌ی مسوولیت باشگاه دماوند و مدیر عامل وقت آن سعید صبور، به نظر می‌رسد ضروری است که دست اندر کاران باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی نظر خود را در مورد حکم دو سال حبس برای سعید صبور اعلام کنند.

همه‌ی ما، کوه‌نوردی را به میل خود و با پذیرش خطرهای احتمالی آن انتخاب کرده‌ایم؛ از قضا، یکی از انگیزه‌های قوی در انتخاب ورزش کوه‌نوردی، جنبه‌ی ماجراجویانه‌ی این فعالیت است. این وجه از کوه‌نوردی است که انسان‌های هیجان‌خواه را به خود جذب می‌کند، و البته انسان‌های "منطقی" هم که با انگیزه‌هایی مانند انجام فعالیت بدنی، طبیعت‌دوستی، جهان‌گردی، شهرت‌طلبی، و به دست آوردن درآمد... به این کار روی می‌آورند و ماجراجویی هدف نخست‌شان نیست، نیز معمولا لذت خطر کردن‌های ملایم تا بالا را می‌پسندند.

کوه‌نوردان، به کم و زیاد، همیشه شاهد پیش‌آمد حادثه‌های ملایم تا سخت برای خود یا دوستان‌شان هستند و باز هم به کوه می‌روند. حتی برنامه‌های بزرگداشت درگذشتگان در کوهستان را معمولا با پیمایش همان مسیرهایی که هم‌نوردان‌شان در آن جان باخته اند، برگزار می‌کنند. در واقع، کوه‌نوردان عاقل و بالغ به خوبی می‌دانند که دارند چه می‌کنند و همین آگاهی حکم می‌کند که مسوولیت عواقب فعالیت خویش را کلا خودشان برعهده بگیرند. احترام به عقیده و انتخاب فرزند یا دیگر عضو خانواده، یا دوست‌مان هم ایجاب می‌کند که در صورت رخ دادن حادثه (هر اندازه که بزرگ باشد) از طرح دعوا خودداری کنیم، مگر آن که واقعا عمدی در ایجاد حادثه در کار بوده باشد (فرضی که در کوه‌نوردی تقریبا محال است) یا یک سهل‌انگاری آشکار در محیط قابل کنترل رخ داده باشد که در این مورد هم حداکثر خواسته‌ی شخص آسیب‌دیده یا بستگان فرد جان‌باخته باید درخواست جبران مالی باشد.

نظام بیمه‌ای پُر ایراد که غرامت مناسبی را در حادثه‌ها ارایه نمی‌دهد، و موضوع دیه که آن هم به راحتی و به طور کامل توسط بیمه‌ها پرداخت نمی‌شود، بر پیچیدگی قضیه می‌افزاید که در مورد این امر نیز باید از سوی کوه‌نوردان فعالیت‌های زیادی صورت گیرد تا بیمه‌گران با واقعیت‌های کوه‌نوردی آشنا شوند و خلأهای موجود پر شود. انجمن کوه‌نوردان ایران، از حدود ده سال پیش در تماس با چند شرکت بیمه توانست امکان خرید بیمه‌ی مسوولیت مدنی برای برنامه‌های کوه‌نوردی را فراهم سازد، اما هنوز جای کار بسیار برای تکمیل این گونه بیمه‌ها هست.

در مورد محکومیت سعید صبور به دو سال زندان، انجمن کوه‌نوردان متنی را به عنوان "فتح‌الباب" در چند موضوع راجع به مسوولیت در کوه‌نوردی تهیه کرده است؛ هدف اصلی این است که موضوع "برائت از مسوولیت" در حادثه‌های کوه‌نوردی، مطرح گردد و از لحاظ قانونی هم به رسمیت شناخته شود. منظور از برائت این است که دست اندر کاران یک برنامه‌ی کوه‌نوردی، به‌ویژه مدیران باشگاه یا گروه کوه‌نوردی، مسوولیتی در حادثه‌های کوه‌نوردی که نوعا "قهری" است، ندارند. این متن که می‌توانید آن را روی تارنمای انجمن بخوانید، در حال بررسی و تکمیل است تا شاید به عنوان نقطه نظر جمع بزرگی از کوه‌نوردان و سازمان‌های کوه‌نوردی به افکار عمومی و مقام‌های قضایی و دیگر مسوولان ارایه شود. جا دارد که دوستداران ورزش کوه‌نوردی، موضوع را جدی بگیرند و با بیان نقطه نظرهای خود، به طرح بهینه‌ی موضوع کمک کنند.


 
از تیم تسارونورو حمایت کنیم!
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ٧ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

خواندن همین چند سطر از نوشته‌ی حمید شفقی کافی است تا جامعه‌ی کوه‌نوردی، فعالانه به حمایت از تیم سه نفره‌ی صعود تسارانورو برخیزد:

دنبال یک تغییریم... تغییری بزرگ در تاریخ دیواره‌نوردی ایران. تغییری که می‌تواند دیواره‌نوردی ما را از تکرار مسیرهای گشایش شده دور کرده و آماده برای گشایش مسیری جدید نماید. تغییری که می‌تواند اسم کشور ما را به عنوان یکی از کشورهای گشایش کننده ثبت نماید. مقیاس و قد و قواره‌ی این دیواره در حد یک کار حرفه‌ای است و در صورت موفقیت ما، می‌توان گفت برنامه‌ریزی دراز مدت ما جهت پیشرفت پله‌ای دیواره‌نوردی محقق شده است. راه بسیار سخت است و عزم ما راسخ. امیدواریم بتوانیم از آن سربلند بیرون بیاییم. آری ما دنبال یک تغییریم... .

شعار ما در این برنامه "تغییر" است. تغییر از وضعیت فعلی به وضعیتی مطلوب تر... .

 

درست است که دوستان پرتلاش و نوآور ما به منطقه رفته‌اند، اما لازم است که باز هم به حمایت‌های خود ادامه دهیم... قطعا، آنان پس از بازگشت هم نیازهای مالی خواهند داشت، و حتما برنامه‌های ارزنده‌ی دیگری نیز در پیش دارند.

لطفا کمک‌های خود را به کارت 7234- 2211- 3372- 6104 بانک ملت بریزید.

 

 


 
امروز: گزارش برنامه‌ی زمستانی یخار
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

گزارش صعود ارزشمند و فنی دره‌ی یخار دماوند که در دی ماه گذشته انجام شده، امروز ارایه خواهد شد.

تهران- میدان انقلاب، جنب سینما مرکزی، ساختمان 110، طبقه‌ی 4، واحد 30، باشگاه کوه‌نوردی تهران

 

 


 
گزارش برنامه‌ی زمستانی یخار
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ٦ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

گزارش صعود ارزشمند و فنی دره‌ی یخار دماوند که در دی ماه گذشته انجام شده، در روز 12 اسفند ارایه خواهد شد.


 
تلاش زمستانی برای گشایش مسیر نو در آزاد کوه
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یک گروه شامل محسن سعید زاده و یاسر جعفری از انجمن کوه‌نوردان زنجان و همچنین مهدی فرهادی، فرشاد میجوجی، و محمد ذبیح مند از تهران و قزوین، با هدف گشایش مسیری نو بر روی دیواره‌ی آزاد کوه، در روز سیزدهم بهمن عازم منطقه شدند. برای این دوستان آرزوی سلامتی، و موفقیت در به انجام رساندن این کار ارزنده داریم.


 
برنامه‌ی صعود زمستانی یخار
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

گرو ه کوچکی از کوه‌نوردان فنی کشور در نظر دارند نخستین صعود زمستانی به دماوند از طریق دره‌ی یخچالی یخار را در روزهای آینده به انجام رسانند. این گروه، از اعضای باشگاه کوه‌نوردی تهران و کوه‌نوردان استان زنجان تشکیل شده و کار خود را از ۹۳/۹/۲۹ با حرکت به سوی گزانه آغاز کرده ‌اند. برنامه‌ی شناسایی نهایی و بارگذاری برنامه، در آذر ماه صورت گرفته و قرار است صعود در مدت تقریبی ۸ روز به انجام رسد.

این برنامه با حمایت باشگاه کوه‌نوردی تهران، هیات کوه‌نوردی استان زنجان، انجمن کوه‌نوردان ایران، نمایندگی زنجان انجمن کوه‌نوردان ایران ، شرکت گایا، وب سایت یخچال‌های ایران، و موسسه‌ی تصویری آنامِد شکل گرفته است. 

ضمن آرزوی پیروزی برای این دوستان، امیدواریم که روند گرم شدن زمین تا به آن‌جا پیش نرود که یخچال‌های ما فقط در زمستان برف و یخ داشته باشند!


 
برنامه صعود کوه گرین و بازدید از جاذبه های نهاوند
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ٧ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار می‌کند

صعود کوه گرین و بازدید از جاذبه های نهاوند

26 تا 28 شهریور 1393

راهنما: مارینا رضایی، امین معین       سرپرست: محمود بهادری

گروه دیده‌بان کوهستان (دکا) علاقه‌مندان را به شرکت در این سفر آموزشی دعوت می‌کند. این سفر یکی از برنامه‌های تقویم دیده‌بان کوهستان است.

زمان

  • حرکت از تهران: ساعت 11 شب سه شنبه 25 شهریور
  • رسیدن به تهران:  حدود ساعت 10 شب جمعه 28 شهریور   

جاذبه‌های سفر

  • بازدید از جاذبه‌های نهاوند (سراب گاماسیاب، بافت تاریخی، روستاهای زیبا و باغات نهاوند)
  • بازدید علمی بوم‌سازگان کوهستان و صعود کوه گرین
  • پیاده‌روی و عکاسی در کوچه باغ‌ها
  • خرید محصولات بومی و میوه چینی

برنامه و خدمات

برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر،  بیمه سفر و مسوولیت مدنی،  آشنایی با بوم‌سازگان کوهستان، آموزش ضمنی محیط‌زیست، آموزش ضمنی طبیعت‌پیمایی، حمل و نقل با اتوبوس VIP از ترمینال جنوب تا نهاوند، اتوبوس و مینی‌بوس توریستی دربستی برای گشت‌ها،  دو شب اقامت در خانه‌ در نهاوند

وعده های غذایی

  • سه وعده صبحانه، دو وعده ناهار و دو وعده شام را تدارک خواهیم دید.
  • چای، دم نوش،میوه و شیرینی را تدارک خواهیم دید.
  • ناهار روز سوم (جمعه) شخصی است.
  • تنقلات و آجیل شخصی است. 

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نقدی بر مسابقه‌ی دوی کوهستان
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

نامه‌ی زیر را کوه‌نورد باسابقه و فعال محیط زیست، کامبیز بختیاری رییس هیات کوه‌نوردی کارگران استان البرز نوشته است. با تایید کلیات این نامه، توجه آقای زارعی رییس گرامی فدراسیون کوه‌نوردی را به مضمون این نامه جلب می‌کنیم و درخواست داریم نشستی برای بررسی موضوع برگزار گردد. همچنین اضافه می‌کنیم که این گونه مسابقه، که برای مثال در روز 24 مرداد در دماوند اجرا شد، می‌تواند سبب وارد شدن آسیب‌های جدی به محیط زیست کوهستان‌های حساس و پر رفت و آمد کشور هم بشود.

 

ریاست محترم هیئت کوهنوردی  و صعود های ورزشی استان البرز

 باسلام

 احتراما، به استحضار می رساند کارگروه مسابقات و لیگ فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی، جدیدا اقدام به تهیه شیوه نامه برگزاری مسابقات کوهپیمایی وکوهنوردی نموده و این شیوه نامه در وب سایت آن هیئت نیز در معرض دید عمومی قرار گرفته است.

 این شیوه نامه با فرهنگ کوهنوردی که همانا رفاقت، دوستی، گذشت و ایثار و فداکاری است منافات داشته و پیشنهاد می گردد به علل زیر قبل از اجرایی شدن، نظر افکار عمومی و کوهنوردان اخذ گردد تا باعث تخریب بیش از حد فرهنگ کوهنوردی و جایگزینی رقابت به جای رفاقت نشود. بخشی از علل مخالفت خود را با این طرح به شرح زیر بیان می نمایم:

 1- از گذشته های دور تا کنون هیچ گونه مسابقه کوهنوردی و کوهپیمایی به صورت رسمی وجهانی برگزار نشده است (جدا ازمسابقات runing sky که یک فدراسیون مستقل خود را دارد) فقط در یک مقطع کوتاه، چند سالی مسابقات سرعتی بر روی قله دماوند توسط فدراسیون وقت اجرا گردید که متاسفانه تاثیرات منفی زیادی درجامعه کوهنوردی به جا گذاشت و بعد از سانحه تصادف برای چند نفر از مقام آوران و همچنین ایجاد مشکلات خاص قلبی و فیزیکی برای بخش دیگری ازحاضرین، این مسابقات متوقف گردید.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارش یک برنامه‌ی عالی...
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

گزارش صعود زمستانی مسیر سال ۴۸ لهستانی‌ها روی دیواره‌ی علم کوه

 در یکصد و پانزدهمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران در تهران

تهران- خیابان انقلاب، خیابان خاقانی، ستاد سازمان‌های مردم‌نهاد شورای شهر

 از ساعت ‍۱۷ تا ۲۰ روز دوشنبه ۲۷ مرداد ۹۳


 
بیستون و جشنواره‌ای دیگر
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی
 
برودپیک؛ یادداشت‌های عباس محمدی
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

در زیر، یادداشت‌های اصلی من در مورد رویداد برودپیک (گشایش "مسیر ایران") را می‌بینید که البته این‌ها، به جز گفتگوهای رادیو تلویزیونی و بعضی سخن‌رانی‌ها است. در مورد بررسی علت وقوع حادثه‌ی سال 92 من نیز مانند بسیاری از دیگر دوستانم در باشگاه آرش و در جامعه‌ی کوه‌نوردی،  بسیار اندیشیده‌ام و چیزهایی یادداشت کرده‌ام، اما جمع‌بندی و انتشار آن را گذاشته‌ام برای فرصتی دیگر.

 

 آیدین بزرگی- چادرگاه اصلی ایرانی ها، 1388

برودپیک 88؛ محصول آرش با کم و زیادش! (درباره‌ی برنامه‌ی سال 1388)؛ دیده‌بان کوهستان 13/10/1390

 آری، چنین است کوه‌نوردی!؛ کوه‌نیوز 26/4/92 و دیده‌بان کوهستان 29/4/92

 برودپیک و توهم مجوز و متولی کوه نوردی!؛ دیده‌بان کوهستان 1/5/92 و روزنامه‌ی شرق 6/5/92

 در هواداری از کوه‌نوردی و سه شاهین بلندپرواز؛ روزنامه‌ی شرق 6/5/92 و دیده‌بان کوهستان 6/5/92

 تراژدی برودپیک در گفتگو با روزنامه‌ی دنیای اقتصاد؛ روزنامه‌ی دنیای اقتصاد 10/5/92 و دیده‌بان کوهستان 10/5/92

 شکوه زندگی در یک سوگ؛ دیده‌بان کوهستان 23/5/92

 نقش ماندگار بر برودپیک؛ سالن میلاد 16/5/92 و دیده‌بان کوهستان 20/5/92

 برنامه‌ی ‌برودپیک، مسیر ایران؛ صعودی ممتاز؛ فصل‌نامه‌ی کوه 72 و دیده‌بان کوهستان 23/7/92

 برودپیک امسال، آوردگاه عاشقان؛ سخن‌رانی در آمل 16/8/92 و دیده‌بان کوهستان 18/8/1392

 برودپیک، و عقل و احساسات در کوه‌نوردی؛ دیده‌بان کوهستان 6 و 9/8/92، و خلاصه‌ای از آن: روزنامه‌ی دنیای اقتصاد 26/4/93

 در ستایش خیال‌پردازی؛ جدید آنلاین 25/4/93 و دیده‌بان کوهستان 25/4/93

 برودپیک؛ پایان غم‌بار یک تلاش ارزشمند؛ روزنامه‌ی دنیای اقتصاد 26/4/93 و دیده‌بان کوهستان 27/4/93

 گرامی‌داشت یاد گشایندگان "مسیر ایران"، و یک نقد کوچک؛ دیده‌بان کوهستان 28/4/93


 
گرامی‌داشت یاد گشایندگان "مسیر ایران"، و یک نقد کوچک
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

29 تیرماه، یادآور پایان تراژیک تلاش  آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبی جراهی در کوهستان برودپیک در سال 1392است. آن سه جوان، در آن تلاش به‌یادماندنی، نخستین مسیر ایرانی را بر روی یک قله‌ی هشت هزار متری نقش زدند.

در فصل‌نامه‌ی کوه، شماره‌ی 74، یادداشتی از دکتر علیرضا بهپور در پیش‌گفتار گزارش از صعود به لوتسه آمده که اشاره‌ای به برنامه‌ی گشایش "مسیر ایران" بر روی برودپیک دارد. بهپور می‌نویسد: «از این همه بی‌تدبیری و پافشاری بر کجی‌ها و سوء‌برداشت‌ها و سهل‌انگاری‌ها حیرت‌زده هستم... از کسانی که معتقدند ما به اندازه‌ی کافی تجربه اندوخته‌ایم که می‌توانیم وارد عرصه‌های نو بشویم، این سوال را دارم که این تجربه‌های از نظر ایشان کافی! کی و کجا مورد استفاده قرار گرفته است» و اضافه می‌کند: «...شاهد انجام سه صعود [خارجی] از مسیر جدید، از نزدیک بوده‌ام... با کمال تاسف هیچ شباهتی بین این صعودها و این صعود ایرانی وجود ندارد (البته به جز اشتباه و مرگ الکسی!)...».

من از کسانی هستم که معتقدم کوه‌نوردی ایران تجربه‌ی کافی برای گذر از دوران صعودهای تکراری به دوره‌ی نوآوری را دارد، و در این زمینه چند مقاله و یادداشت نوشته‌ام (از جمله: "نوآوری، ضرورتی برای هیمالیانوردی ایرانی" که در  همایش  فدراسیون کوه نوردی با عنوان "ایرانیان و صعودهای برون مرزی"  به تاریخ 25/11/1391 ارایه، و در فصل نامه ی کوه 70 هم چاپ شد). در این‌جا به دوست گرامی، علیرضا بهپور یادآور می‌شوم که استفاده‌ی بهینه نکردن از مجموعه تجربه‌های جامعه‌ی کوه‌نوردی در اجرای برنامه‌ها، نمی‌تواند دلیلی باشد بر آماده نبودن فضای کوه‌نوردی ایران برای دست یازیدن به صعودهای نو. در همان مقاله‌ی مورد اشاره، گفته‌ام که در بسیاری از کشورهای دیگر، با تعداد سال‌ها و صعودهای کمتر از ما (که در حدود شصت سال پیشینه‌ی کوه‌نوردی در هیمالیا و دیگر کوهستان‌های بزرگ را داریم) توانسته‌اند مسیرهای نو روی کوه‌های بلند بگشایند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک؛ پایان غم‌بار یک تلاش ارزشمند
ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

یک سال گذشت...

هنگامی که در حدود ساعت 7:30 بامداد پنج شنبه 27 تیر 1392 آیدین بزرگی از جایی در نزدیکی‌های قله‌ی 8047 متری برودپیک با کیومرث بابازاده در تهران تماس گرفت و گفت که او و دو همراهش، پویا کیوان و مجتبی جراهی، دیگر نمی‌توانند حرکت کنند و نیاز به کمک دارند، گویی که آب سردی بر چشم‌انتظاران آن سه کوه‌نورد بی‌باک ریخته شد. 

دو روز پیش از آن، خبر رسیده بود که تیم جوان سه نفره، با به پایان رساندن "مسیر ایران" بر رخ جنوب غربی قله‌ی 8047 متری برودپیک، به قله رسیده ‌است. هزاران نفر منتظر بودند که تیم به پایین برسد تا در شیرینی نخستین گشایش مسیر ایرانیان روی یک قله‌ی بلند سهیم شوند. اما، تا غروب شنبه که آخرین پیام‌های آیدین با تلفن ماهواره‌ای به تهران رسید، و تا سه روز پس از آن (1 مرداد) که آخرین تلاش‌های جستجو به پایان رسید، حتی محل دقیق آن سه کوه‌نورد، شناخته یا دیده نشد.

 ***

فکر گشودن مسیر نو بر روی برودپیک، از سال‌ 1377 در باشگاه کوه  نوردان آرش، بر پایه‌ی پیشنهاد و طرح رامین شجاعی، رقم خورده بود. اما در تابستان 1388 بود که با پیگیری‌های کیومرث بابازاده برای سازمان‌دهی کار و با تامین بخش مهمی از هزینه‌ی برنامه از سوی یک شرکت، برنامه صورت جدی گرفت و تیم باشگاه (با سرپرستی بابازاده) راهی منطقه شد. در آن سال، چند تن از تیم ده نفره‌ی باشگاه آرش توانستند از دهلیزی در جنوب غربی برودپیک کار خود را آغاز کنند و سپس از روی یک یالچه تا ارتفاع 6230 متر بروند و پس از آن با حرکت افقی خود را به موازات مسیر عادی برسانند و از ارتفاع 6250 متر، تا چادرگاه سوم مسیر عادی برودپیک (7000 متر) پیش روند. مجموع زمان صرف شده برای گشایش این مسیر نو، از چادرگاه اصلی تا بازگشت به آن، حدود چهل روز بود. در این تیم، آیدین بزرگی یکی از قوی‌ترین و پرکار ترین افراد بود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در ستایش خیال‌پردازی
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

جدید آنلاین - عباس محمدی

در ستایش خیال‌پردازی

کاش فروغ سرزندگی‌ها خاموشی نمی‌گرفت! آیدین بزرگی، مجتبی جراهی و پویا کیوان سال پیش در چنین روزی، یعنی 25 تیر 1392 به قله رسیدند. و در بازگشت برای همیشه گم شدند، روزهای تلخ و سختی داشتیم. یاد دوستان همیشه سبز و لبخندشان خاطره ای فراموش نشدنی است...




ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نخستین همایش تحقیقی کوه‌نوردی و فضای مجازی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

آخرین مهلت فرستادن مقاله برای این همایش: 30 خرداد

توضیح بیشتر در: وبلاگ امین معین


 
بوسه‌ی خونین کوه‌نوردان بر زمین لوت
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

      یاد باد آن بوسه‌ها/ که یاران/ با دهان سرخ زخم‌هاشان/ بر بیابان لوت نهادند.*

 کوه‌نوردان نه تنها در ایران، بلکه در بسیار از کشورهای دیگر هم، پیشگام فعالیت‌های زیست‌محیطی و طبیعت‌پیمایی بوده و هستند. به جرات می‌توان گفت که در کشور ما، منسجم‌ترین و پرشمار ترین فعالان محیط زیست، کوه‌نوردان هستند که در قالب صدها گروه و باشگاهِ سازمان‌یافته (که در عین حال، با هم مرتبط نیز هستند) کنار و گوشه‌های این سرزمین را می‌پیمایند و می‌پایند. آنان در این پویش و پایش‌ها، هم جان و تن خود را صفا می‌بخشند، هم مراقب تخریب‌ها و آلوده‌سازی‌ها هستند و آن را گزارش می‌کنند، و هم چرخ‌های یک اقتصادِ اگرچه هنوز کوچک را که همانا طبیعت‌گردی باشد، می‌چرخانند.

 تنها کوه‌ها نیستند که قدمگاه کوه‌نوردان‌اند؛ دره‌ها، تنگ‌ها، غارها، دشت‌ها، تالاب‌ها، جنگل‌ها، کویرها و بیابان‌های کشور هم در رهگذر این عاشقان طبیعت‌اند. کوه‌نوردان، نوعا دوستدار جلوه‌های طبیعی گونه‌گون هستند و روح ماجراجو دارند. در نزدیک به چهل سالی که من به شکلی کم و بیش جدی کوه‌نوردی کرده و با کوه‌نوردان نشست و برخاست داشته‌ام، دریافته‌ام که گروهی از بهترین و پرکار ترین بیابان‌گردان کشورمان هم در اصل، کوه‌نورد بوده‌اند. برای مثال، زنده‌یاد جلال فروزان که یکی از برجسته‌ترین افراد در تاریخ کوه‌نوردی ایران به شمار می‌رود، در یک دوره از فعالیت‌های خود (1364- 1354) راه‌پیمایی‌های طولانی در کویرهای ایران انجام داد. یا بهمن ایزدی که کوه‌نوردی باسابقه و چهره‌ای به‌ویژه شناخته شده در کوهستان دنا است، در سال‌های اخیر با پیمایش‌های مکرر و طولانی در بیابان لوت، به یکی از شخصیت‌های مطرح در حوزه‌ی شناخت لوت بدل شده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زخمی بر تن کوه‌
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

بهمن علی آبادی - جدید آنلاین       

پس از انتشار یک مقاله و گزارش تصویری در جدیدآنلاین به مناسبت زادروز آیدین بزرگی، یکی از کوه نوردان دهه 1360، در یادداشتی از خاطره ی قدیمی خود در علم کوه یاد کرده است و از منظری دیگر به موضوع پرداخته است. انتشار این مطلب به معنای هم نظری دیده بان کوهستان نیست.


نمی‌دانستم خاطرۀ «باز کردن» مسیری جدید روی دیوارۀ علم کوه بعد از سالیان سال این طور تازه مانده است. نمی‌دانستم هنوز تا این حد آزاردهنده است. خواندن در باره مسیری که آیدین بزرگی و همراهانش در برودپیک باز کردند تمام آن خاطره را با جزییاتش زنده کرد.

سال شصت و هشت من عضو جوان و کم تجربۀ گروهی بودم که عزم کرده بود مسیری جدید روی دیوارۀ علم کوه باز کند. کار روی این مسیر در سال‌های جنگ و کوپن و بمباران شهرها شروع شده بود، سال‌هایی که یافتن اتوبوسی که گروه را به کلاردشت برساند سخت بود چون اتوبوس‌ها را یا برای اعزام سربازها به جبهه می‌بردند یا برای حمل جنازه از جبهه به شهرها. سال‌هایی که بسیاری از کوه‌نوردها با فکه و شلمچه آشناتر بودند تا مسیر فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها روی دیوارۀ علم کوه.‌


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بهار بی آیدین
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه‌پیمایی کنیم و ردّی بر جا نگذاریم
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

خلاصه‌ای از یادداشت زیر، در روزنامه‌ی ایران 26/12/1392 چاپ شد.

 کوه‌پیمایی، یکی از رسم‌های دیرینه‌ی ما ایرانیان است که از زمان‌های کهن، چه برای گذران زندگی و چه برای گردش و تفریح، به آن می‌پرداخته‌ایم. امروزه، یکی از در دسترس‌ترین و همگانی‌ترین ورزش‌ها که میلیون‌ها ایرانی، دست‌کم سالی چند بار به آن می‌پردازند، همین رفتن به بلندی‌های نزدیک شهر یا روستا است. تعطیلی‌های آخر هفته، و تعطیلی‌های طولانی‌تر مانند روزهای نوروز، برای بیشتر مردم بهترین فرصت کوه‌پیمایی است.

 از آن‌جا که شکل‌های ساده‌تر کوه‌نوردی و کوه‌گردی، شیوه‌های ارزان و کم‌دردسرتر ورزش هم هست، می‌توان این گردش‌ها را به عنوان یک شیوه‌ی تربیت بدنی و البته راهی برای بهتر شدن روحیه، به همگان سفارش کرد. می‌گویند که ساختار بدن انسان برای نشستن نیست، بلکه بیشتر مناسب ایستادن و راه رفتن است، چرا که گونه‌ی انسان، در بیشتر طول عمر تاریخی خود، می‌بایست برای گردآوری و تامین خوراک به پیاده‌روی و دویدن بپردازد! از این رو، امروزه که بیشتر کارهای انسان به صورت نشسته انجام می‌شود، پرداختن به فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی و کوه‌پیمایی، یک ضرورت بهداشتی است.

 اما، کوه‌پیمایی نباید رفتن بی تفکر به سوی بلندی‌ها باشد؛ به گفته‌ی یکی از کوه‌پیمایان باتجربه، «برای رفتن به کوهستان، باید دو چیز را آموخت: اصول کوه‌نوردی، برای آن که آسیب نبینیم؛ اصول حفاظت کوهستان، برای آن که به محیط آسیب نرسانیم». هر دوی این‌ها را باید با مطالعه، هم‌اندیشی با دیگران، گذراندن دوره‌های آموزشی، و عضویت در باشگاه‌ها و انجمن‌ها یاد گرفت. نباید کوه‌پیمایی (و حتی پیاده‌روی‌های طولانی) را کاری پیش پا افتاده فرض کرد و آن را سرسری انجام داد؛ رعایت نکردن اصول کوه‌پیمایی می‌تواند در درازمدت، موجب آسیب‌دیدگی زانوها، کمر، و دیگر اندام‌ها و حتی پیش‌آمد خطرهای بیشتر و حاد شود.

  دانستن و رعایت چند نکته‌ی زیر، برای هر گونه کوه‌پیمایی معمولی لازم است:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
صعود زمستانی به ساوالان در حمایت از محیط زیست ارسباران
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

 خبر آنلاین

به کارگیری تفکر، و احساس مسوولیت در هرگونه فعالیت در محیط‌های طبیعی، از ضرورت‌های زیست پایدار است. در همین راستا و در جهت معرفی این هدف، اعضای گروه دیده بان کوهستان ایران در اهر، با انجام یک برنامه‌ی کوه‌نوردی به ارائه‌ی نمونه‌ای از تلفیق فعالیت های ورزشی و محیط زیستی اقدام نمودند. امروزه ورزش یکی از مهمترین ارکان سلامتی به شمار می‌رود و داشتن محیط زیست سالم، شرط انجام ورزش بی‌خطر است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک، و پرسش‌هایی که باید پاسخ یابند
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ٤ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

حمید دهقان، کوه‌نورد باسابقه و نام‌آشنای کشور، در "همایش بررسی رویداد برودپیک" (تهران- 27 بهمن 92) به طرح چند موضوع و یک مجموعه پرسش پرداخت که به گفته‌ی خودش، قرار است در قالب یک پروژه، به بررسی حادثه‌ی برودپیک (گشایش مسیر ایران، و درگذشت سه گشاینده‌ی مسیر) اختصاص یابد. او امیدوار است که با یافتن پاسخ‌هایی برای این مجموعه پرسش، «انتقال تجربه‌ای» صورت گیرد و «الگویی برای بررسی این گونه حوادث» شکل بگیرد.‌ مطلب ارایه‌شده‌ی حمید دهقان را در زیر می‌بینید:

روش و الگوی بررسی حادثه برودپیک 92

بررسی و ریشه یابی حادثه‌ی وحشتناک و غیر قابل جبران برودپیک 92 در فضای حاکم بر جامعه‌ی کوهنوردی ایران،  مستلزم یک بررسی و کند و کاو همه جانبه و چند وجهی در زمینه‌های زیر است:

  • اصول فنی حاکم بر هیمالایانوردی
  • استفاده‌ی بهینه و تطبیقی از تجارب خارجی و داخلی
  • برنامه ریزی دراز مدت پویا قبل از برنامه
  • برنامه ریزی کوتاه مدت پویا در زمان اجرای برنامه
  • شرایط روحی روانی حاکم بر فضای این برنامه
  • فضای روانی حاکم بر جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران، علی‌الخصوص در چند سال گذشته
  • شرایط روحی روانی اعضای تیم
  • شرایط گذار حاکم در تمام عرصه‌های اجتماعی،  علی‌الخصوص چالش های بین جوان‌گرایی و تعقل و تجربه.

 سال‌ها است که در جامعه‌ی ما پس از هرحادثه‌ای اعم از سیل، زلزله، سقوط هواپیما، و دیگر حوادث اجتماعی، تا حوادث کوه‌نوردی، تب و مُدی به اسم آسیب شناسی (و این روز ها با چاشنی "آسیب شناسی علمی") متداول می‌شود که پس از مدتی از تب و تاب افتاده و بدون هیچ نتیجه و بازخوردی به فراموشی سپرده می‌شود. تااین‌که حادثه‌ی دیگری اتفاق می‌افتد، و این دور تسلسل بی‌نتیجه کماکان ادامه می‌یابد و مجددا" با همان سناریو انسان‌های دیگری به کام مرگ می‌روند، در صورتی که می‌توانستیم از بروز نمونه های مشابه آن جلو گیری کنیم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در ایران، هنوز کوه‌نوردی زنده است!
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

خبر صعود زمستانی قله‌ی شاخک از رخ شمالی به دست تیم انجمن کوه‌نوردان زنجان (به سرپرستی محسن سعید زاده)، و نخستین صعود زمستانی دیواره‌ی شمالی علم کوه از مسیر 48 لهستانی‌ها (به سرپرستی احسان پرتوی نیا)، همه‌ی کسانی را که به کوه‌نوردی باکیفیت علاقمند هستند، شاد کرد.

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران، به دست اندر کاران این دو برنامه‌ی شاخص امسال، شادباش می‌گوید.

 


 
زارعی، فدراسیون، انجمن، هیات،... همدلی!
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

به قول خارجی‌ها: "چرا که نه؟!" همیشه، گفتگو تفاهم و خوش‌رویی بهتر از قهر و بداخلاقی بوده است؛ باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی و انجمن‌های مردمی، سنگ‌بناهای یک فدراسیون هستند و فدراسیون، هم توان خود را از آن‌ها می‌گیرد و هم می‌تواند برای آن‌ها اعتبار قایل شود و به آنها نیرو بدهد، و هر دو سو می‌توانند از این رهگذر به کوه‌نوردی و به کوهستان خدمت کنند.

با اخلاق خوب و پیشینه‌ی کوه‌نوردی و کار تشکیلاتی که در رضا زارعی سراغ داریم، فدراسیون کوه‌نوردی حتما خواهد توانست چهره‌ی خوشایندی را از خویش نزد کوه‌نوردان بسازد. حضور او در نشست دوستانه‌ی مدیران چند باشگاه و گروه کوه‌نوردی و چند شرکت طبیعت‌گردی، در دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران در بعد از ظهر 25 آذر و به بهانه‌ی روز جهانی کوهستان، نوعی سنت‌شکنی مثبت بود که از سوی یک رییس فدراسیون انجام شد. گزارشی از این نشست را می‌توانید در تارنمای انجمن کوه‌نوردان ایران بخوانید. (همچنین پیشنهاد می‌کنم که سخنان نویدبخش وزیر کشور در مورد سازمان‌های مردم‌نهاد را در روزنامه‌ی ایران بخوانید).

من در آن نشست گفتم که ما (غیردولتی‌ها) نمی‌گوییم که وضع  گذشته، بد بوده و حال خوب خواهد شد، بلکه می‌گوییم که وضع بهتر خواهد شد! یعنی که خانواده‌ی کوه‌نوردی، همبستگی بیشتری خواهد یافت. چنان‌که وضع هیات کوه‌نوردی استان تهران، با مدیریت کاوه‌ کاشفی بهتر شد، و اکنون که او پست ریاست هیات را ترک می کند، انجمن کوه‌نوردان ایران به او لوح قدردانی می دهد (با متن زیر:)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
انتخابات «دمکراتیک» در فدراسیون فوتبال
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر، در تاریخ 21/10/1386 در همین وبلاگ منتشر شده است:

 روزنامه ی ابرار ورزشی ۲۰ دی ۱۳۸۶ در صفحه ی 4 نوشت : « سرانجام انتخابات رییس فدراسیون فوتبال برگزار شد تا شاهد پایان ماه ها خیمه شب بازی در صحنه ی فوتبال کشور باشیم ... با انتخاب کفاشیان ، درحقیقت انگار خود علی آبادی رییس فدراسیون است و بر تمام فعالیت ها اعمال نفوذ می کند . در همین روزنامه ، در صفحه ی 16 می خوانیم : « ... کدام انتخابات ؟ دو نامزد وابسته به سازمان [تربیت بدنی] آمدند و یکی از این دو نفر ، با دستور سازمان کنار کشید تا نفر دیگر «انتخاب» شود . این دیگر اسمش انتخابات که نیست ، هست ؟!»

 من ، چندی پیش در ارتباط با انتخابات فدراسیون کوه نوردی ، در روزنامه ی اعتماد نوشتم که پس از شش سال که از تصویب اساسنامه ی جدید فدراسیون های ورزشی می گذرد، هیچ کس نپرسید که این چه جور فدراسیون غیردولتی است که تقریبا همه ی اعضای مجمع عمومی آن دولتی هستند؟! و گفتم که خو کردن و تمکین عموم مردم مان را به شیوه ی مدیریت دولتی ، می توان در ماجراهای فدراسیون فوتبال هم دید که حتی دخالت فدراسیون جهانی نیزنتوانست دو سه نامزد غیردولتی را به رقابت برای ریاست فدراسیون بکشاند (نگاه کنید به یادداشت 28 آبان این وبلاگ) .

 اما جالب توجه است که جورج شامپانی ، ناظر فدراسیون جهانی فوتبال ، در انتخابات 19 دی گفته است : « انتخابات فوتبال ایران کاملا عادلانه و در آن دمکراسی حکم فرما بود» (همشهری 20 دی) . در مورد این سخن حکیمانه (!) پیش از هر چیز باید گفت که این سخنی است دیپلماتیک و آغشته به دروغ برای ختم به خیر کردن ماجرای تهدید وتحریم فوتبال ایران که دیگر حوصله ی آقایان فیفا نشین را سر برده بود .، و در عین حال خود را از تک و تا نیانداختن که مثلا فیفا سرانجام حرف خود را به کرسی نشاند . نکته ی دوم اما این است که اگر ما خود نخواهیم ، دمکراسی برای ما از خارج نخواهد آمد ، و آنان که دل به فشارهای خارجی بسته اند ، کمی بیش از حد خوش بین اند . نکته ی آخر – و از همه مهم تر -  این که انتخاباتی کردن فدراسیون های ورزشی ، مطابق نسخه های کمیته ی جهانی المپیک و دیگر تشکیلات مشابه جهانی ، اصلا کوششی برای استقرار دمکراسی به آن معنایی که ذهن ساده انگار ما می پندارد، نیست ! این گونه انتخابات ، فقط تلاش برای سپردن هرچه بیشتر ورزش به دست بخش خصوصی ( باشگاه های انتفاعی ) و دور ساختن آن از آماتوریسم است . به بیان دیگر تبدیل کردن هرچه بیشتر ورزش به " کالا " برای مبادله و سودجویی .

 


 
مدیریتی نو در فدراسیون لازم است
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

معتقد نیستم که "تغییر" به خودی خود خوب است؛ برعکس، بر این عقیده‌ام که حفظ داشته‌ها و ارتقای وضعیت آن‌ها، در بسیاری موردها می‌تواند بهتر از تغییر باشد. در مورد ریاست فدراسیون کوه‌نوردی، اما باید گفت که مانند هر مقام دولتی (و البته هر مقام انتفاعی دیگر) که مردم حقوق و مزایایی به دارنده‌ی آن پست می‌دهند، باید این ریاست چرخشی باشد تا از چند فساد احتمالی جلوگیری شود. این فسادها می‌تواند برقراری ارتباط با گروه‌های اقتصادی و استفاده از منابع مالی در جهت منافع خود یا حلقه‌ی دوستان باشد؛ می‌تواند جلوگیری از بازرسی اسناد و مدارک یا جلوگیری از نظارت مردمی بر عملکرد باشد؛ می‌تواند نادیده گرفتن حقوق سازمان‌هایی باشد که در تلقی رییس، رقیب دانسته می‌شوند؛ می‌تواند اصرار بر شیوه‌های کهنه و جلوگیری از نوآوری‌های مثبت باشد؛ و می‌تواند بازدارنده‌ی نیروهای منتقد یا اصلاح‌گر از راه‌یابی به دایره‌ی تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی باشد.

با این دیدگاه، یادداشتی در کوه‌نیوز داشتم با عنوان "چه کسی نباید رییس شود؟!":‌‌

 انتخابات ریاست فدراسیون کوه‌نوردی نزدیک است؛ شاید در این مجال کوتاه که تا "انتخاب" رییس جدید مانده، فایده‌ای نداشته باشد که تکرار کنیم: باید ساختار این انتخابات – که لازمه‌ی نخست آن، تغییر اساسنامه‌ی فدراسیون‌ها است- دگرگون شود تا ورزش ما گامی در جهت غیردولتی شدن بردارد. اما می‌توان، چنان‌که عادت ما شده، گفت: بهتر است به جای رویاپردازی و توصیف "بهترین" رییسی که می‌خواهیم، درباره‌ی "بهترین گزینه‌ی ممکن" گفتگو کنیم.

با این پیش‌فرض، بیاییم دست برداریم از این تفکر که رییس باید ارتباط‌های خوبی با "بالایی‌ها" داشته باشد تا بتواند خوب بودجه بگیرد؛ یا رییس باید در پاره‌ای نهادها عضویت داشته باشد تا دیگران از او حساب ببرند و بتواند حق کوه‌نوردی را بگیرد؛ یا مدیری قوی در بخش‌های سیاسی و اقتصادی دولت باشد؛ یا حتی این که کوه‌نوردی قَدَر و آشنا با مسایل فنی این رشته باشد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای شعاعی، خدا نگهدارتان باد!
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

من که به عقلم نمی‌رسد در فدراسیون (و کلا در پشت میزهای اداری) چه خبر است که مثلا یک شخص صاحب شرکت، یا یک تور گردان حرفه‌ای، یا فردی بازنشسته و در عین حال پرگرفتاری...، پس از چند سال ریاست یا پس از چند دوره مسوولیت‌های مختلف در آن اداره، باز هم حوصله و وقت می‌کند که در پشت میز مربوطه بنشیند؟! آیا اینان آدم‌های استثنایی و نابغه هستند که توان به دوش کشیدن چند مسوولیت همزمان را دارند؟! آیا آدم‌های عاشقی هستند که در قبال جامعه "احساس مسوولیت" می‌کنند؟! آیا می‌خواهند که دیگران را در استفاده از تجربه‌ها و دانش خویش شریک سازند؟!

هر طور که باشد، به نظر می‌آید که آقای شعاعی دین‌شان را ادا کرده‌اند؛ برای ایشان که سال‌ها است در سمت‌های ریاست و دبیری و ... به فدراسیون و جامعه‌ی کوه‌نوری  "خدمت" کرده‌اند، بهترین توصیه این است که : «بروید استراحت کنید... برایتان لازم است... .»


 
برودپیک امسال، آوردگاه عاشقان
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

همایش گرامی‌داشت صعود کنندگان "مسیر ایران" روی برودپیک، از ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر 16 آبان در شهر آمل و با تلاش دفترهای نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران در شهرهای آمل، بابل، قائم‌شهر، و ساری برگزار شد. در این همایش حدود پانصد نفر (و ازجمله، خانواده‌های بزرگی، جراهی، و کیوان) شرکت داشتند (گزارشی از این همایش را می‌توانید در تارنمای انجمن دوستداران دماوندکوه بخوانید).

من در آن همایش، سخن‌رانی داشتم که متن زیر، بخشی از ان سخن‌رانی است.

در جهانی زندگی می‌کنیم که کار، به کسب درآمد، و پیروزی به طمع ترجمه شده است. این ترجمان نادرست که برخلاف عشق ذاتی انسان به پیروزی (موفقیت)  و کار است، بخش مهمی از سامانه‌ی سلطه‌گری و ایجاد فضای پذیرش سلطه است. فضایی که زندگی را به کشمکش میان مردم و درگیری‌های پایان ناپذیر میان ملت‌ها، و جهان را به محل فشار بی‌رحمانه بر منابع طبیعی و محیط زیست بدل ساخته است. در این سامانه چنین القا می‌شود که کار اگر به ثروت بیشتر نیانجامد، بی‌ارزش است، و پیروزی آن است که مرتبه‌ی اقتصادی شخص را در این جهان لایه لایه شده بالاتر ببرد. جهانی که در آن، انسان‌ها اگرچه به صورت متراکمی در کنار هم هستند، اما با ترفندهای زیرکانه‌ای به دور از هم و بی ارتباط موثر اجتماعی نگاه داشته شده‌اند.

سامانه‌ی سلطه‌گری، منکر ارزش ذاتی کار و تلاش، و ناهی مردم از شورآفرینی و عشق‌ورزی است؛ هر برنامه و گام‌برداری شما در این جهان وارونه و در این آوردگاه بدلی –که ناهماهنگ با روح طبیعت است- اگر به گرفتن یک امتیاز مادی ملموس نیانجامد، کاری بیهوده تلقی می‌شود. کسانی که سکان‌های این جامعه‌ی "هم‌ستیز" را به دست دارند، با انواع آموزه‌های به اصطلاح عاقلانه که در واقع مجموعه‌ای از دستورعمل‌های تحمیل شده به جان آزادی‌خواه و پرشور و دگردوست انسانی است، می‌کوشند که خرد عاشقانه را تحقیر کنند و به جای آن به عقل منفعت‌خواه اصالت ببخشند. آنان با روش‌های گوناگون، مستقیم و یا نامحسوس، پیوسته به ما یادآور می‌شوند که پیروزی معنایی ندارد جز این که املاکی بزرگ‌تر و خودروهایی گران‌تر و حساب‌هایی پرپول‌تر و میزهایی بزرگ‌تر برای نشستن در پشت آن‌ها، داشته باشیم. آنان با سخن‌رانی‌هایی که ماهرانه پرداخت و پیرایش شده، به بچه‌های ما یاد می‌دهند که «جهان از دیرباز همین گونه بوده و در پیوسته بر همین پاشنه چرخیده، و هم، چنین باید باشد؛ فقط باید مصلحت خود را تشخیص داد و در چارچوبه‌ی نظم کنونی پیش رفت و کلاه خود را نگاه داشت».

در این جهان سرد سود‌اندیش که فرمانده‌هانش را سودایی جز زر اندوزی و مرتبه‌خواهی در سر نیست، و در آن به تعبیر اخوان: نگه جز پیش پا را دید نتواند... هر چند گاه یک بار، افراد و گروه‌هایی سر بر می‌آورند که سرود سرخوشانه‌ای سر می‌دهند و ما را به رفتار طبیعی مهرورزانه یا به تلاش عاشقانه‌ی "بی‌منظور" فرا می‌خوانند. به نظر من، آیدین، پویا و مجتبی، از این دسته انسان‌ها بودند؛ انسان‌هایی که مصلحت‌اندیشی رسمی را کنار گذاشتند و عاشقانه در پی دلبر خویش رفتند و از این رهگذر، به زبان حافظ، «این همه عکس می و نقش مخالف" را از فروغ رخ خود به ما نشان دادند. کجا می‌توانستیم چنین جلوه‌ای از تلاش‌های شورانگیز، و چنین گردهمایی‌های دوست‌مدارانه را ببینیم، اگر چنان نمایش عاشقانه‌ای به دست آن جوانان پوینده اجرا نمی‌شد؟!


 
برودپیک، و عقل و احساسات در کوه‌نوردی (2)
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ٩ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

یک کوه‌نوردی خوب، از جهاتی شبیه به یک قطعه موسیقی دل‌نشین رمانتیک است؛ گونه‌ای زیبایی و لذت تجریدی در آن است که فقط با احساسات می‌توان آن را دریافت و نه با خرد و منطق. این موسیقی و فعالیت را نمی‌توان معنی کرد، و بیشتر اوقات نمی‌توان برای آن، توجیهی اجتماعی یا تاریخی ساز کرد، مگر آن که خود سازنده‌ی موسیقی یا صعود کننده نامی بر کار خود گذاشته و یا مناسبتی برایش تعریف کرده باشد. موسیقی را فقط باید شنید، و کوه‌نوردی خوب را فقط باید اجرا کرد (یا شاهدش بود و گزارش‌اش را خواند) و در جذبه‌ی آن‌ها غرقه گشت. اگر در جهان موسیقی، صدها چهره‌ی درخشان بوده‌اند که در قالب‌های کلیسایی، داستان‌سرایانه، آوازی، و... به شیوه‌ای درک‌شدنی، موضوع‌هایی را بیان کرده‌اند، در مقابل بسیاری از موسیقی‌دان‌ها – از جمله بزرگ‌ترین چهره‌ی تمام دوران‌ها: بتهوون- هم بوده‌اند که آزادانه، شورش‌گرانه، و خیال‌پردازانه، یعنی در سبک رمانتیسم، به تصنیف موسیقی پرداخته‌ و ستایش دیگران را برانگیخته‌اند.

کوه‌نوردی هر قدر که نوجویانه‌تر باشد، رمانتیک‌تر هم هست، چرا که رمانتیسم یک شیوه‌ی «... فرار به رویا، فرار به گذشته، به سرزمین‌های دوردست، به تخیل... [و گریز از] چهارچوبه‌ی خشک قواعد کلاسیک،... از آزادی دروغین و رشد [جامعه‌ی] سرمایه‌داری [بوده است]... نسل رمانتیک، نسل "آرزوهای بر باد رفته" است و مکتب آن‌ها، مکتب سرخوردگی»(6). همان گونه که رمانتیسم، شورشی بود بر ضد عقل‌گرایی "دوران روشنگری" که می‌خواست هر رفتار و موضوع انسانی را با زبان خشک استدلال و خرد تفسیر کند، کوه‌نوردی نوجویانه هم واکنشی است به کوه‌نوردی "منطقی" و حساب‌گرانه‌ی رسمی یا همگانی.

در این‌جا، منظور امتیاز دادن به نوجویی یا رد کردن کوه‌نوردی متداول نیست، بلکه منظور این است که نباید همه‌ی مولفه‌های کوه‌نوردی ماجراجویانه و مرزشکن را با معیارهای کوه‌نوردی کلاسیک ارزیابی کرد. در کوه‌نوردی نوآورانه باید اصالت را، در برابر عقل، به احساس داد. در این صورت است که می‌توانیم نامه‌ی آیدین بزرگی را که پیش از رفتن به برودپیک نوشته بود و خواسته بود که پس از رفتن‌اش منتشر شود، تفسیر کرد. من، این نامه را سند شورش نوجویان در برابر وضعیت موجود ارزیابی می‌کنم.

ماجرای عقل و احساس، دستمایه‌ی قرن‌ها گفتمان‌ فلسفی بوده است(7)؛


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک، و عقل و احساسات در کوه‌نوردی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ٦ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

بخش اول

برنامه‌ی گشایش مسیر ایران روی قله‌ی برودپیک که نخستین نوآوری کوه‌نوردان ایرانی در هیمالیا بوده است، و جان باختن سه گشاینده‌ی جوان و پرشور مسیر، یک بار دیگر بحث میزان عقلانی بودن کوه‌نوردی، و موضوع "چیره شدن احساس بر عقل" در این گونه برنامه را بر سر زبان‌ها انداخت. در فصل‌نامه‌ی "کوه" 72، از بیست کوه‌نوردی که درباره‌ی حادثه‌ی برودپیک نظر داده‌اند، هشت- نه نفر آشکارا اشاره داشته‌اند که سه صعود کننده‌، احساساتی شده (که گویا نباید می‌شده‌اند) و «به این دلیل» جان خود را از دست داده‌اند.

به نظر من، عقلی که در این گونه مباحثه‌ها به آن اشاره می‌کنند، شعوری متمایل به حساب‌گری روزمره و خالی از جوهر شورانگیز زندگی است. با چنین شعوری می‌توان زندگی شخصی را به خوبی پیش برد و آسایشی برای خویشتن و خانواده (که معمولا محدود به همسر و فرزند می‌شود) فراهم ساخت، ولی نمی‌توان چیزی را در جامعه دگرگون ساخت، یا منشا خیری برای دیگران شد، یا به زبان همگان چیزی برای پس از مرگ خود به جا نهاد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
از رنجی که به جان می‌خریم
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت را در پی مرگ غم‌انگیز همایون محبوب، کوه‌نورد جوانی که در تلاش برای گذر زمستانه از ستیغ دوبرار، در ساعت 3 بامداد 21 بهمن 1374 به علت رانش برف جان باخت، نوشتم*.

درد جوانمرگی را گاه می‌شود تا اعماق وجود حس کرد، و تلخ‌ترین شکل آن را به چشم دید؛ همایون محبوب جوان بود، با استعداد بود، و پرکار بود. چشمان گیرای او حکایت از روحی جاذب داشت، و رفتار آرام و متین‌اش نوید آن می‌داد که کوه‌نوردی باحوصله و همنوردی قابل اتکا در شرف شکل گرفتن است. از سبک‌سری جوانی چیزی نداشت، و از ادعا و تظاهر دور بود. جثه‌ی پُر او قالب خوبی بود برای یک بنیه‌ی قوی، و حسن سلوک‌اش نشان جوهره‌ای اصیل بود... و دریغا که این جان پر آرزو در زیر توده‌ای از برف بی‌اعتنا به سردی گرایید. اما این مرگ بی سر و صدا هم با همه‌ی زودرسی‌اش بی‌تناسب با آن روح پر شور نبود؛ همایون از کوه پایین نیامد- با همه‌ی تلاش‌هایی که صورت گرفت- تا در آخرین برنامه ی خود، زمانی هرچه درازتر را در جولانگاه محبوب‌اش بگذراند. بگذار باز هم برف بر برف بنشیند و باد دیوانه زوزه سر دهد، دیگر او را باکی نیست که در عنفوان جوانی به آرامش کهن‌سالان دست یافته است.

و باز این پرسش کهنه که: چرا؟!

چرایی در کار نیست... این ورزش و تفریح نیست... بازی عشق و مرگ است، به مبارزه طلبیدن خود است، و ممزوج شدن با عناصر سهمگین طبیعت است. کسانی که دل به این راه نداده‌اند به چون و چرا بر می‌خیزند، اما آنان با زبان دیگری سخن می‌گویند و با الفبای دیگری مشق زندگی را کتابت می‌کنند. راه‌پویانی که سر به عقل معاش و تدبیر روز نسپرده‌اند، دریادل‌اند و پای به کوه می‌گذارند تا از دریا و کوه فراتر روند. در این مسیر، سلامت جسم که هیچ، تمامی جان هم ملاحظه‌ای است که در مرتبه‌های پایین قرار دارد.

***


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پنجمین جشنواره‌ی دو سالانه‌ی فیلم و گزارش‌های کوه‌نوردی
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢٩ مهر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

پنجمین جشنواره‌ی فیلم وگزارش‌های در آذز ماه ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد.

انجمن ‌کوه‌نوردان ایران از همه‌ی کوه‌نوردان و مستند سازان درخواست دارد که فیلم و گزارش‌های خود را تا آخر آبان ماه ۹۲ به نشانی دفتر انجمن (دبیرخانه ی جشنواره- تهران، خ انقلاب، جنب لاله زار، شماره ی 590، واحد 12، تلفن 66712243) بفرستند.

   در مورد جشنواره‌ی پنجم به چند ویژگی باید اشاره کرد.

 ۱- بخش فیلم جشنواره‌ی پنجم برای نخستین بار به صورت بین‌المللی برگزار می‌شود، در این دوره فیلم‌سازانی از کشور فرانسه و آلمان قرار است فیلم‌های خود را برای ما بفرستند و بنابراین رقابت سنگین‌تر و کیفیت جشنواره بالاتر از پیش خواهد بود.

۲- یکی از هدف‌های شکل‌کیری این جشنواره، تشویق کوه‌نوردان و طبیعت دوستان و ایجاد انگیزه برای آنان بوده است تا بنوبسند، عکس و فیلم بگیرند و سفر خود را ماندگار سازند، نگاهی به آنچه که از ما و دیگران در طول دست کم ۷۶ سالی که از تشکیل فدراسیون کوه‌نوردی در ایران می‌گذرد و مقایسه‌ی آن با کارهای پرشماری که در غرب منتشر می‌شود (کتاب، مجله، فیلم و عکس)، ما را از فقر بزرگ‌مان در این عرصه آگاه می‌سازد.

۳- ضرورت دیگری که پرداختن به آن هدف مهم جشنواره بوده است، ایجاد انگیزه کافی برای آموختن و دانستن است، آموختن درست و پاکیزه نوشتن، فارسی نویسی، خوب و باهدف عکاسی کردن و فیلم گرفتن و چگونه ویرایش کردن و تدوین آن. انجمن تاکنون چند دوره‌ی آموزشی برای عکاسی، فیلم‌نامه نویسی و مستند سازی برگزار کرده است که حتما در آینده هم تکرار خواهند شد. بنابراین داوران دوره‌ی پنجم بیش از پیش به اصول حرفه‌ای ساخت مستند تصویری و نیز تهیه یک گزارش نوشتاری خوب اهمیت می‌دهند.

مطلب زیر ، بخشی از "یادداشت" گاهنامه ی ۱۰ انجمن (شهریور ۱۳۸۳) است که از شما دعوت می‌کنیم آن را مطالعه کنید:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چیستی کوه‌نوری و نقدی کوتاه بر مقاله‌ی کوه‌نوردی حماسی
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

مسعود مولانا- کوه نیوز

چیستی کوه‌نوری و نقدی کوتاه بر مقاله‌ی "کوه‌نوردی حماسی" نوشته مهدی فرهادی در روزنامه شرق در تاریخ نهم مردادماه 92

 در جهان امروز، میلیون‌ها نفر در رشته‌های مختلف کوه‌نوردی، همچون: کوه‌گردی، طبیعت‌گردی، صخره‌نوردی، کوه‌نوردی نیمه‌حرفه‌ای، کوه‌نوردی حرفه‌ای، صعودهای بلند، غارنوردی و ... به این ورزش می‌پردازند.

 تنوع و جذابیت موجود در این ورزش، طیف وسیعی از قشرهای گوناگون اجتماع را با انگیزه‌های متفاوت، به سوی خود جلب کرده است؛ تحرک و تأمین سلامت، هم‌نشینی با طبیعت، حفاظت از محیط‌های کوهستانی، رشد خودباوری و اعتماد به نفس، ارتقاء سطح توانایی‌های فردی و اجتماعی، پاسخ منطقی به نیازهای ماجراجویانه و ... .

 می‌توان گفت که طیف‌ متنوع اجتماعی با انگیزه‌های گوناگون، کوه‌نوردی را به امری ورزشی، فرهنگی، اجتماعی، و به ویژه زیست‌محیطی تبدیل کرده است. اگرچه اهمیت موارد فوق برای همه‌ی کوه‌نوردان یکسان نیست و براساس تفاوت ذهنیت و نیازهای فردی، بخش‌هایی ارحج‌اند، اما تاریخ این ورزش و منشِ کوهنوردان، مؤید آن است که تعادلی تقریبی میان گرایش‌های مختلف برقرار گشته است.

 «بیانیه‌ی تیرول» که در دسامبر 2002 در تیرول اتریش تدوین گردیده، به مثابه منشور جهانی کوه‌نوردان، به نوعی نشانه‌ی چنین تعادلی است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برنامه‌ی ‌برودپیک، مسیر ایران؛ صعودی ممتاز
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

در فصل‌نامه‌ی کوه 72 (پاییز 92) پرونده‌ای درباره‌ی برنامه‌ی گشایش "مسیر ایران" روی قله‌ی 8047 متری برودپیک وجود دارد که در بر گیرنده‌ی چند گزارش و نقد و نظر است. یادداشتی از من هم در آن پرونده آمده است که در زیر می‌بینید:

 گشایش "مسیر ایران" بر روی قله‌ی برودپیک، دو جنبه از کوه‌نوردی جدی را به نمایش گذاشت: نخست، جنبه‌ی عمومی‌تر و باارزش که همانا فرارفتن از مرزهای متداول توانایی، و معرفی معیارهای نو است. دوم، جنبه‌ی تراژیک که کم‌تر رخ می‌دهد اما بنا به ماهیت خود، جلب توجه بیشتر می‌کند.

 تردیدی نیست که از این پس کوه‌نوردی ایران، دست‌کم در حوزه‌ی "برنامه‌های بزرگ" (expedition)، به دو دوره‌ی پیش از مسیر ایران و پس از مسیر ایران تقسیم خواهد شد، و نام‌های آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبی جراهی به عنوان گشایندگان آن مسیر و آغازگران عصر نوین صعودهای بزرگ ایرانی، در تاریخ کوه‌نوردی ثبت خواهد شد.

  این صعود، ویژگی‌های ممتازی داشته است که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شکوه زندگی در یک سوگ
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

باشگاه کوه نوردان آرش - 22 مرداد

پایان غمبار برنامه‌ی گشایش مسیر ایران بر روی برودپیک، اگرچه خسارتی جبران ناشدنی برای خانواده‌های سه کوه‌نورد و هر ایرانی دیگر و برای جامعه‌ی کوه‌نوردی بوده است، اما همچون هر کار ارزنده و بزرگ دیگر، دستاوردهایی هم داشته که در خور توجه است.

کوه‌نوردی ایرانی در چند هفته‌ی گذشته، در سراسر کشور (و تا اندازه‌ای در بیرون از کشور) بر سر زبان‌ها بوده و صدها هزار نفر اخبار یک کار ملی بر روی کوهی عظیم را پیگیری کرده و زبان به تحسین یا تحسر (به خاطر بازنگشتن قهرمانان آن کار قهرمانانه) گشوده‌اند.

رییس جمهور، با خانواده‌های جراهی، کیوان، و بزرگی دیدار کرد و به آنان لوح افتخار داد؛ همایشی باشکوه و تاثیرگذار با حضور اعضایی از شورای شهر و چند نفر از دیگر مسوولان، در گرامی‌داشت مجتبی، پویا، و آیدین – سه جوان که پهلو به تاریخ زدند- برگزار شد؛ هزاران کوه‌نورد ایرانی به این باور رسیدند که می‌توان از مرزهای موجود گذر کرد و اعتلا یافت؛ آقای عارف که از چهره‌های اجتماعی و سیاسی مطرح کشور است، و آقای تمدن استاندار تهران، به دیدار خانواده‌های آن سه کوه‌نورد رفتند؛ آقای قالیباف، شهردار تهران به مجلس یادبود آنان آمد؛ آقای چمران، رییس شورای شهر تهران، امروز با این خانواده‌ها دیدار دارد؛ خانم ابتکار رییس کمیته‌ی محیط زیست شورای شهر در نظر دارد به دیدار آنان برود؛ و ده‌ها پیشکسوت ورزشی و چهره‌ی هنری و اجتماعی در همایش گرامی‌داشت و در دیگر برنامه‌های مرتبط با این رخداد شرکت کرده‌اند و از افتخار آفرینی آن سه کوهمرد گفته‌اند.

در ده‌ها برنامه‌ی ‌رادیو تلویزیونی به موضوع برودپیک و مسیر ایران پرداختند، ده‌ها مقاله و گزارش در این مورد در مطبوعات منتشر شد و هزاران یادداشت هم در فضای مجازی منتشر گردید که تقریبا در تمام آن‌ها از کار به یاد ماندنی پویا، آیدین، و مجتبی با افتخار یاد شد.

اما، آن‌چه که شکوهی کم‌مانند به کل ماجرا داده است، برخورد ستایش برانگیز خانواده‌های کوه‌نوردان فرود نیامده‌ی ما با این رخداد سترگ است: آن‌جا که مادر آیدین در برابر صدها نفر و چندین دوربین، با چشمانی اشکبار و پرشور از مربیان کوه‌نوردی او سپاسگزاری کرد و راه انتخابی فرزند جوانش را ستود؛ آن‌جا که پدر پویا با بغضی فروخورده گفت که نمی‌پندارد پویا را از دست داده، زیرا کسی مالک کسی نیست؛ و آن جا که پدر و مادر مجتبی فرزند خویش را درستکار و مهربان خواندند، و از کوه‌نویسان تشکر کردند. چنین بود که جلوه‌ای از شکوه وصف ناشدنی زندگی رخ نمود  و اشک شوق بر چشم همگان نشست.

 

باشگاه کوه‌نوردان آرش بار دیگر سپاس و همدلی خود را تقدیم خانواده‌های جراهی، بزرگی و کیوان می‌کند، و آرزو دارد که بتواند در راه‌های دشوار زندگی، اندکی جای فرزندان برومند آنان را پر کند.

باشگاه آرش همچنین قدردان همراهی مقام‌های یادشده در بالا، و همه‌ی دوستانی است که با همکاری‌ها و همراهی‌ها و حضورشان، ما را در کشیدن این بار سنگین یاری کرده‌اند.


 
نقش ماندگار بر برودپیک
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

متن خوانده شده توسط حسن گرامی (سرپرست تیم صعود ترانگو در تابستان 91 ) درهمایش گرامی داشت یاد صعود کنندگان مسیر ایران بر برودبیک

       

  نقش کردم رخ زیبای تو بر خانه‌ی دل                     

  خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند

نقش‌آفرینان رخ زیبای ایران بر دل کوه‌های سرکش قراقوروم، از آن فراز شکوهمند فرود نیامدند تا کار بزرگ‌شان با پی‌رنگی رازآمیز و ماندگار در دل‌های مشتاق ما جای بگیرد. سرنوشت چنین بود...! شاید هم به شیوه‌ی آشنا در این سرزمین سختی کشیده، نمی‌بایست چنان پیروزی سترگ، به سادگی و بی هیچ شور سوزناک، کام ما را شیرین می‌ساخت!

آیدین، پویا، و مجتبی به آن کوه بلند نرفتند تا بازنگردند و قهرمان شوند...، آنان رفتند تا «بر تن یک کوه هشت هزار متری، یادگاری خودشان را بنویسند... تا نام ایران را حک کنند... تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنند». اما، سرنوشت چنین بود که با آن کوه درآمیزند و یادگاری‌شان را نه فقط با عرق‌ریزان روح، بلکه با پوست و گوشت خود نیز نقش زنند... و چنین شد که به سان قهرمانان، به جایگاهی دست نیافتنی دست یافتند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک و کوه‌نوردی به سبک جسورانه
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

سهند عقدایی- روزنامه‌ی اعتماد

 برای نقد هر اثر انسانی، باید نخست قوانین حاکم بر آن را شناخت و آنگاه در چارچوب آن اصول، وفاداری آن اثر را به ارزیابی نشست. این اثر انسانی می تواند یک ایده هنری باشد، یک تئوری علمی یا یک روش اجرایی باشد که در حوزه های اجتماعی به عمل در می آید. در عرصه ورزش نیز سبک های متفاوتی وجود دارند که ورزشکاران و مربیان وفادار به آن، بنا به اصول آن سبک، تاکتیک های ورزشی خود را از آن استخراج می کنند.

در عرصه کوهنوردی و هیمالیانوردی نیز چنین است و می توان صعودهای کلاسیک و صعودهای سبکبار را به عنوان دو سبک اصلی و پرطرفدار در این رشته برشمرد. تلاش برای نخستین صعودها در هیمالیا که از حدود یک قرن پیش آغاز شد به روش محاصره یی انجام می گرفت که امروزه از آن با عنوان کلاسیک نیز یاد می شود. در این روش کوهنوردان زیادی در قالب یک تیم فعالیت می کردند که گاه تعداد اعضای تیم به چند ده نفر می رسید. عده یی برای آماده سازی مسیر صعود به نصب طناب های ثابت می پرداختند: عده یی دیگر تحت عنوان باربران ارتفاع در مسیرهای آماده شده تجهیزات کوهنوردی، اغذیه و کپسول های اکسیژن را به ارتفاعات بالاتر حمل می کردند، برخی وظیفه دایرکردن کمپ ها را بر عهده داشتند، عده یی به عنوان تیم پشتیبان و امداد در کمپ های بالاتر مستقر می شدند و نهایتا چند نفری هم کارشان صعود نهایی و رسیدن به قله بود و این افراد در طول صعود کمترین فعالیت بدنی را انجام می دادند تا انرژی شان برای حمله نهایی حفظ شود. بدین لحاظ این تلقی هم بی معنی نبود که صعود یک کوه نه با اتکا به توان فاتحان قله که با تجمیع انرژی کوهنوردان پرشمار یک تیم بزرگ انجام می شد.

اما در دو، سه دهه اخیر، سبک دیگری در هیمالیانوردی رواج یافت که صعود سبکبار نامیده می شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تراژدی برودپیک در گفتگو با روزنامه‌ی دنیای اقتصاد
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

بخش‌هایی از گفتگوی طولانی خبرنگار روزنامه‌ی دنیای اقتصاد (سارا مالکی) با همایون بختیاری دبیر باشگاه کوه‌نوردان آرش، و من در روزنامه‌ی امروز چاپ شده است که می‌توانید آن را در اینجا بخوانید.

اما، چند نکته‌ی اصلاحی را یادآور می‌شوم:

1- در پاراگراف اول به نقل از رییس آلپاین کلاب پاکستان آمده است که حادثه‌ی پیش‌آمده برای سه کوه‌نورد ایرانی «بزرگ‌ترین تراژدی تاریخ معاصر کوه‌نوردی دنیا» است. فکر نمی‌کنم که رییس آلپاین کلاب پاکستان دقیقا چنین چیزی گفته باشد، و در هر صورت، چنین نیست و تراژدی‌های بزرگ‌تری هم در چند دهه‌ی گذشته داشته‌ایم.

2- در پاراگراف دوم نام باشگاه دماوند آمده است، که به نظر می‌رسد منظور "باشگاه آرش" بوده است.

3- در پاراگراف چهارم، نام یکی از اعضای تیم «فرشاد سعدی» گفته شده که درست آن، افشین سعدی است.

4- در میانه‌های متن، من گفته‌ام «پنج شنبه 26 تیر» که درست آن پنج شنبه 27 تیر است.

5- در پاراگراف آخر گفته شده که تیم تا کمپ سوم باربر داشته است. در این مورد مطمئن نیستم؛ فقط می توانم بگویم که تا کمپ سوم، شیوه‌ی صعود "آلپی" نبوده است.


 
در هواداری از کوه‌نوردی و سه شاهین بلندپرواز
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ٦ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- شرق

آن سه، بزرگ بودند و از اهالی امروز...

 

آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبی جراهی، در هفته‌ی آخر تیر ماه 92 پس از گشودن "مسیر ایران" بر روی چکاد 8047 متری برودپیک، پرچمی ماندگار از ایران عزیز را برای همیشه در آن کوهستان عظیم برافراشتند و جان جوان خود را آرش‌وار بر سر این آرمان گذاشتند. از نامه‌ی پرشوری که آیدین از خود به جا گذاشته و در آن، از آرمان‌هایش در ارتباط با صعود از مسیری دشوار و ناشناخته گفته، برمی‌آید که آن سه جوان با سوداهایی فراتر از میل به شهرت یا ارضای تمایل شخصی به کوه زده بودند. آن سه، کوه‌نوردانی پرکار، طبیعت‌دوستانی شیفته، انسان‌هایی خانواده‌دوست و اجتماعی، و جوانانی تحصیل‌کرده و بافرهنگ بودند. آنان، راه خود را با چشم باز و شعوری بالاتر از متوسط برگزیده بودند و اگر باز می‌گشتند، گروهی بزرگ به پیشوازشان می‌رفت و مشتاقانه به شنیدن گزارش کارشان و تماشای عکس‌هایشان می‌نشست. صد افسوس که چنین نشد! بدا به حال ما، که چنین سرمایه‌های ارزنده را زود از دست دادیم... اما، خوشا به حال خودشان که به آرزوی بزرگ‌شان دست یافتند و در آرامستانی پرفراز آرام گرفتند.

 آن سه جوان، یکی از آرزوهای میلیون‌ها ایرانی را که عاشق کوهستان و کوه‌پیمایی هستند و دوست دارند که نام کشورشان در میان بلندپروازان پهنه‌های کوهستانی باشد، محقق ساختند. یادشان، چونان چراغی در دل‌مان روشن خواهد ماند و هر گاه که احساس دلتنگی کنیم، با یادآوری خنده‌های جوانانه‌شان، و اگر سعادت همراهی‌شان را داشته‌ایم، با یادآوری لحظه‌هایی که همپایشان بوده‌ایم، در گذرگاه خاکی این روزگار آرامشی خواهیم یافت.

 صد درود بر خانواده‌های آنان که با متانت دریادلانه، با این رویداد سهمگین کنار آمده‌اند و می‌خواهند که خاطره‌ی شاداب آن سه شقایق کوهستانی، برای همه‌ی ایرانیان، و برای همیشه سبز و سرخ بماند. قطره‌های اشکی که چشمان ایشان و ما را گاه خیس می‌کند، طراوت‌بخش این خاطره‌ها  و صفابخش دل‌هامان خواهد بود؛ چقدر خوشبخت بوده‌ایم که آنان را می‌شناختیم...!

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک و پایان جستجوها
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

تراژدی بزرگ در پایان نخستین گشایش مسیر ایرانی روی کوه های هشت هزار متری!

یک هفته پس از تماس تلفنی آیدین بزرگی  از ارتفاع 7800 متری برودپیک با تهران و اعلام این که تیم سه نفره ی گشاینده ی "مسیر ایران" نیاز به کمک دارد، عملیات جستجو در منطقه امروز به پایان رسید.

 

صورتجلسه ای که در ادامه می خوانید، گزارش کوتاهی است از آن چه که رخ داد:

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک و توهم مجوز و متولی کوه نوردی!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

در یادداشتی که به کوه نیوز داده ام، کوشیده ام این نکته را بیان کنم که در میان مسوولان فدراسیون کوه نوردی و بسیاری از کوه نوردان و دیگر افراد جامعه، این تصور نادقیق وجود دارد که کوه نوردی کشور دارای یک "متولی" است و صعودها به دو دسته ی مجاز و غیر مجاز(!) تقسیم می شود. واقعیت اما این است که نزدیک به صد درصد مجموع برنامه های کوه نوردی کشور به دست مردم و سازمان های مردم نهاد انجام می شود و فدراسیون کوه نوردی نقشی در مدیریت این فعالیت ها ندارد. بنا بر این، طرح قضیه ی متولی گری و صدور مجوز برای کوه نوردی (در داخل یا بیرون از کشور) اساسا بلاموضوع است.

 در هیچ کجای همین اساسنامه‌ی کنونی فدراسیون‌های ورزشی که پر از ایراد است و بنا به الزام کمیته‌ی جهانی المپیک باید تغییر کند تا فدراسیون‌ها صورت غیردولتی یابند، نیامده است که فدراسیون "متولی" ورزش است. با این حال، بسیار می‌بینیم و می‌خوانیم که عده‌ای، چه از مسوولان رسمی فدراسیون کوه‌نوردی و چه از اشخاص بیرون از فدراسیون، می‌گویند این دستگاه "متولی" کوه‌نوردی کشور است. چند روز پیش هم هادی صابری، دبیر فدراسیون کوه‌نوردی در ارتباط با حادثه‌ی برودپیک گفت که تیم باشگاه آرش «هیچ مجوزی از فدراسیون کوهنوردی به عنوان متولی کوهنوردی کشور نگرفته بود». این که باشگاه یاد شده "مجوز" مورد نظر فدراسیون را نگرفته، درست است. اما، طرح موضوع در این موقعیت و به این شکل (که در "بیانیه‌ی رسمی" فدراسیون به تاریخ 31 تیر هم تکرار شده) می‌تواند در میان مردم این ذهنیت را پدید آورد که صعود بی"مجوز" یعنی صعود غیرمجاز! از این رو، لازم است که درباره‌ی هر دو اصطلاح "مجوز" و "متولی" نکته‌هایی را در میان بگذاریم.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آری، چنین است کوه‌نوردی!
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

درباره‌ی گشایش "مسیر ایران" (مسیر نو روی قله‌ی 8047 متری برودپیک) نوشته بودم که «این است کوه‌نوردی!» (کوه‌نیوز – 26 تیر) و خواسته بودم که بررسی صعود را بگذاریم برای بعد و فعلا فقط «در نشئه‌ی لذت صعود صفایی کنیم»... . اما، مطابق معمول زندگی، لذت‌ها زودگذر بودند و رنج‌ها پایدار هستند!

سه دوست نازنینم، سه کوه‌نورد جوان و خوش آتیه، سه مرزشکن، و سه بلندپرواز خوش‌فکر... هم اینک روزها است که در بلندای 7800 متری برودپیک سر بر سینه‌ی آن معشوق بی‌اعتنا گذاشته‌اند. تا دیروز صبح‌، آیدین با تهران تماس تلفنی داشت و  با صدایی ناتوان درخواست کمک می‌کرد. پس از آن، اما دیگر خبری از او نداریم... . باورش سخت است؛ مگر می شود که دیگر آن چهره‌های شاداب و کودک‌وار را ندید؟!

از راست: پویا کیوان، آیدین بزرگی، مجتبی جراهی

 


 
انجمن کوه‌نوردان ایران، پویا و پرکار
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱ تیر ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- کوه نیوز

بخش 1- نگاهی به سازمان‌های مشابه

یادداشت کیومرث بابازاده با عنوان "آسیب شناسی انجمن کوه‌نوردان ایران" (کوه نیوز، 26 خرداد 1392) قطعا با حسن نیت و از سر دل‌سوزی برای انجمن و جامعه‌ی کوه‌نوردی نوشته شده است. اما در این‌جا هم مانند دیگر جاها، برای شسته رفته درآمدن کار، فقط حسن نیت کافی نبوده است. در میان گفته‌های بابازاده چند نکته‌ی درست می‌توان دید که از ابتدای کار انجمن، و هم‌اکنون نیز، مورد مخالفت هیچ یک از مدیران انجمن نبوده است. از جمله این که انجمن باید پل رابطی باشد میان جامعه‌ی کوه‌نوردی و مدیریت دولتی ورزش؛ انجمن باید بتواند جوانان را جذب کند؛ مدیران انجمن باید از میان کوه‌نوردان و فعالان جامعه‌ی کوه‌نوردی باشند؛ اعضای انجمن، حتی آنان که دور از مرکز هستند، باید بتوانند در مدیریت انجمن مداخله و مشارکت داشته باشند... و مانند این‌ها. اما اشکال این نوشته در این است که قضیه را به گونه‌ای طرح می‌کند که گویا مدیران انجمن مخالف چنین رویکردهایی بوده یا هستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
صعودهای شاخص زنجانی ها
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

همایش گزارش خوانی صعودهای شاخص زنجانی ها در سال 1391

دوشنبه 23 اردیبهشت؛ ساعت 17- آمفی تئاتر سهروردی زنجان (خیابان سعدی)

 


 
تاریخچه ی سازمان های مردم نهاد کوه نوردی (2)
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ٩ فروردین ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

شورای کوه نوردان تهران، در میان سازمان های سراسری که تا آن زمان شکل گرفتند، تنها سازمانی است که از آن اساسنامه ای برجا مانده است. آن شورا توانست در زمستان های 58 و 59 گروه های امدادگر را در کوه های شمال شهر مستقر کند؛ چند برنامه های کوه نوردی مشترک و دو اردوی کوه نوردی- آموزشی کشوری، یکی در اخلمد خراسان و دیگری در علم کوه (مرداد 1360) برگزار کند؛ و در اجرای چند برنامه ی فنی مانند نخستین صعود دیواره ی یخی دره ی یخار (دماوند) نقش موثر ایفا کند. همچنین چندین شماره "بولتن" تک برگی، پنج شماره نشریه، و یک کتابچه با عنوان امداد در کوهستان از آن باقی مانده است. این شورا، تا اوایل پاییز 1360 فعالیت داشت. در همان بازه ی زمانی 60- 1358 شوراهای مشابهی در چند شهر دیگر (از جمله همدان) هم تاسیس شده بود.

در آذر ماه 1378 انجمن کوه نوردان ایران پا گرفت که برای آشنایی با آن می توانید به بخش "اخبار انجمن کوه نوردان ایران" در فصل نامه ی کوه (و اینجا) نگاه کنید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تاریخچه ی سازمان های مردم نهاد کوه نوردی (1)
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت را که در فصل نامه ی کوه 70 چاپ شده است، با استفاده از مطلبی از مرتضی دزفولی (چاپ شده در گاهنامه ی شماره ی یک انجمن کوه نوردان ایران، آذر 1379) تنظیم کرده ام.

 

از ابتدای پا گرفتن کوه نوردی نوین در ایران، یکی از آرزوهای کوه نوردان، تشکیل یک سازمان سراسری بوده که به نوعی نماینده ی بخش غیردولتی کوه نوردی باشد. در زیر، به مهم ترین این فعالیت ها اشاره می شود.

نخستین تلاش در این زمینه، به سال 1329 بر می گردد (دو یا سه سال پس از تشکیل فدراسیون کوه نوردی از سوی دولت). منوچهر خلعتبری، اکبر بشردوست، منوچهر جهانبگلو، سید مهدی صدقی نژاد، عباس مژده بخش، ابراهیم فرح بخشیان، کارو، عاصمی، مهدیون، و پیش بین از کوه نوردان مطرح آن روز، تشکلی را به نام اتحادیه ی کوه نوردان ایران راه اندازی کردند. داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی در کتاب تاریخ کوه نوردی ایران (انتشارات سبزان، 1382، صص 70 و 79) می نویسند که در مقابل فدراسیون کوه نوردی که «فقط روی کاغذ تشکیل شده و هیچ فعالیتی انجام نمی داد»، بسیاری از کوه نوردان در این اتحادیه حضور و عضویت داشتند، و در محل "کافه ی مرکزی" در خیابان استانبول، پاساژ مرکزی «امور سازمان های کوه نوردی را حل و فصل می کردند». اوایل، آنان در کار خود موفق بودند و روزنامه ای هم منتشر می کردند ولی بعدا از هم جدا شدند تا این که پس از کودتای سال 1332 این تشکیلات از بین رفت. در آن سال ها، کشتی گیران و فوتبالیست ها نیز چنین اتحادیه هایی درست کرده بودند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همایش ایرانیان و صعودهای برون مرزی؛ کاری ارزنده
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این همایش که با مدیریت فدراسیون کوه نوردی در روز 26 بهمن برگزار شد، کاری ارزنده و کم سابقه بود که در آن ضمن بررسی مسایل گوناگون هیمالیانوردی مانند شیوه های سازماندهی، مشکلات پزشکی و روانشناختی، نکته های فنی، تاریخچه ی کارهای کوه نوردی خارج از کشور، و حادثه های کوه نوردی، نگاهی تحلیلی- انتقادی هم به کارنامه ی کوه نوردی کشور در زمینه ی صعودهای بزرگ انداخته شد. قطعا این گونه همایش ها می تواند کمکی باشد به ارتقای کیفی کوه نوردی ایران.

گزارشی از این همایش، و چند تصویر از آن را می توانید در تارنمای فدراسیون ببینید.

همچنین می توانید مقاله ی من با عنوان نوآوری، ضرورتی برای هیمالیانوردی ایران را که در همایش ارایه شد، در تارنمای انجمن کوه نوردان ببینید.


 
بزرگداشت زنده یاد وارطان زاکاریان
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

همایش بزرگداشت زنده یاد وارطان زاکاریان، از سوی فدراسیون کوه نوردی، فصل نامه ی کوه، و دیگر دوستان و همکارانش در روز جمعه 27 بهمن برگزار خواهد شد.

 

 

مکان برگزاری: تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از چهارراه قصر، قبل از پل سیدخندان، باشگاه پیام، سالن همایش های پیامبر اعظم (ص) 

ساعت: 3:30 تا 5 بعد از ظهر


 
همایش ایرانیان و صعودهای برون مرزی
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٥ بهمن ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این همایش، از سوی فدراسیون کوه نوردی و با هدف نقد و بررسی دو دهه هیمالیانوردی نوین ایران، در روز پنج شنبه 26 بهمن از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر برگزار خواهد شد.

من نیز مقاله ای با عنوان "نوآوری، ضرورتی برای هیمالیانوردی ایرانی" به این همایش داده ام که پذیرفته شده و ارایه خواهد شد.

poster hymalaya


 
گزارش صعود ارزنده ی ترانگو
ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این تارنگار، پیش از این یادداشت هایی درباره ی نخستین صعود ایرانی برج عظیم ترانگو در قراقوروم پاکستان داشته است:

 

صعود ملی ترانگو؛ ارزشمند و به یاد ماندنی

صعود ایرانی ترانگو؛ تبریک و تعریف فرانسوی ها

 نخستین صعود ایرانی ترانگو!

در روز چهارشنبه 27/10/91 گزارش و فیلم و اسلایدهای این صعود به یاد ماندنی، از سوی شرکت کنندگان در برنامه، ارایه خواهد شد.

تهران - خیابان آزادی، خیابان جیحون، سالن تامین اجتماعی (مجموعه فرهنگی ورزشی نگین غرب)


 
رابطه ی انجمن کوه نوردان و فدراسیون کوه نوردی
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

بسیاری از دوستان، به جای واقعیت موجود، نظر و برداشت های خودشان را در مورد مسایل فیمابین انجمن کوه نوردان ایران و فدراسیون کوه نوردی بیان یا القا می کنند. من، در مقام یکی از پایه گذاران انجمن و کسی که از بدو تاسیس انجمن (1378) تا 1389 در مدیریت انجمن حضور داشته و تا امروز هم از نزدیک با آن رابطه داشته ام، خلاصه ی برداشت خودم را در این خصوص، به شرح زیر بیان می کنم.

 رییسان فدراسیون، از نخستین روزهای تاسیس انجمن، با آن مراوده داشته و کلیات فعالیت های آن را مورد تایید دانسته اند. مدیران انجمن بارها اعلام کرده اند که فدراسیون کوه نوردی را "سازمان ملی رسمی" ورزش کوه نوردی و صعودهای ورزشی می دانند. همچنین گفته اند که انجمن، هر جا و هر زمان که فدراسیون و هیات های تابع آن بخواهند، در خدمت آن ها هستند. بسیاری از اعضای انجمن (از جمله، همه ی رییسان آن تا کنون) به شکل مستمر یا موردی، داوطلبانه در فدراسیون یا هیات ها خدمت کرده اند. انجمن، خود را در جایگاهی نمی داند که بخواهد در هیچ زمینه ای با فدراسیون رقابت کند، و مدیریت انجمن پیوسته این نکته را به اعضا و دفترهای نمایندگی خود اعلام کرده است. در عین حال، انجمن به دلیل ماهیت "مردم نهاد" خود، از پاره ای ظرفیت های جامعه ی کوه نوردی کشور که فدراسیون نخواسته یا نتوانسته وارد آن شود، استفاده کرده و کارهایی را به انجام رسانده که در بسیاری موارد متفاوت با کارهای فدراسیون یا نوآورانه، و تا اندازه ای مکمل فعالیت های فدراسیون بوده است. انجمن همچنین وظیفه ی خود دانسته و می داند که با برخورد انتقادی نسبت به حرکت ها و گرایش های کوه نوردی، نقش خود را به عنوان رابط افکار عمومی و دستگاه های دولتی، ایفا کند.

لازم به یادآوری است که پرداختن به "ورزش" کوه نوردی، فقط بخشی از هدف های انجمن کوه نوردان ایران است و بخش بزرگ تری از دغدغه های انجمن مربوط است به مسایلی مانند حفظ محیط کوهستان، و انجام کارهای فرهنگی در حاشیه ی کوه نوردی و کوهستان که شاید اساسا جزو وظایف فدراسیون نباشد.


 
اطلاع رسانی و آگاه سازی، راه حل موثر در پیشگیری از حادثه
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱ دی ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

پناهگاه سازی و احداث پد برای بالگرد، و خرید هنگفت وسایل  کوه نوردی (مثلا برای آتش نشانی تهران و هلال احمر) که نوعا راه های پرهزینه (و به همین دلیل، مورد علاقه ی مدیران شهرداری و دیگر دستگاه های دولتی و عمومی) است... راه حل های مناسبی برای پیشگیری از حادثه های کوه نوردی در شمال تهران، یا کوهستان های دیگر، نیستند.

در سال های 87 و 88 که در نشست های سازمان مدیریت بحران تهران برای چاره اندیشی در مورد حادثه های کوه های شمال تهران شرکت می کردم، چندین بار بر نکته هایی که در بالا به آن اشاره شد، تاکید کردم و به عنوان شاهد در تایید این مدعا، کار کم هزینه و عمدتا داوطلبانه ی  "ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث" هیات کوه نوردی استان تهران را ذکر کردم. خوشبختانه، آن نشست و برخاست ها نتیجه هایی هم داشت و از جمله این که طرح احداث پد بالگرد در بند یخچال و طرح ساخت پناهگاهی بزرگ روی قله ی توچال منتفی شد. و همان گونه که ما (کیومرث بابازاده از هیات تهران، رضا زارعی از فدراسیون، و من از انجمن کوه نوردان) تاکید داشتیم، برای احداث پد، تمرکز کاری بر تجهیز و ارتقای وضع پناهگاه های موجود (و نه ساخت و ساز جدید) قرار گرفت.

در تارنمای هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان تهران، می توانید یادداشت محمود بهادری را که مدتی همکار هیات، و همچنین عضو هیات مدیره ی انجمن کوه نوردان، و اکنون مسوول بخش آموزش دیده بان کوهستان است را در این زمینه و در مورد انتشار بروشورهای اطلاع رسانی و کتاب "کوهستان پاک و ایمن" بخوانید.


 
همایش ایرانیان و صعودهای برون‌مرزی؛ تجربه‌ها، چالش‌ها، افق‌ها
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

اطلاعات بیشتر درباره ی این همایش را در تارنمای فدراسیون کوه نوردی (اینجا و اینجا) بخوانید.


 
رفع تعلیق از انجمن کوه نوردان ایران
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ آذر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

نامه ی رفع تعلیق انجمن کوه نوردان ایران (تعلیقی که به نظر من، بیش از هر چیز ناشی از سوء تفاهم بوده است) را می توانید در "ادامه ی مطلب" ببینید.

من به سهم خودم، در مقام یکی از پایه گذاران انجمن و یکی از کسانی که ده سال مداوم  (از 1378 تا 1388) در مدیریت و بازرسی این سازمان مردم نهاد حضور داشته است، لازم می دانم از مقام های محترم و از دوستانی که در زیر نام می برم، به خاطر حسن نظرشان و به خاطر پیگیری هایشان سپاسگزاری صمیمانه داشته باشم:

جناب آقای احمدی نژاد، رییس جمهور محترم

جناب آقای محمدی زاده، معاون محترم رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست

جناب آقای عباسی، وزیر محترم ورزش

جناب آقای  محمدنجار، وزیر محترم کشور

جناب آقای امینی، معاون محترم وزارت کشور در امور سازمان های مردم نهاد

جناب آقای افشار، رییس محترم مرکز امور اجتماعی و فرهنگی وزارت کشور

جناب آقای ملک زاده، کارشناس محترم سمن ها در وزارت کشور

جناب آقای رغبتی، در معاونت ورزش های قهرمانی وزارت ورزش

دوست عزیزم، عباس ثابتیان رییس انجمن

دوست عزیزم بهزاد ترکاشوند، بازرس انجمن

سرکار خانم فاطمه حبیبی، عضو هیات مدیره ی انجمن

سرکار خانم افسر شاندیز، از اعضای اولیه و فعال انجمن

دوست عزیزم عزت عمرانی، عضو دفتر انجمن در آمل

... و دیگر مقام ها و دوستان گرامی که پیگیر رفع تعلیق بودند.

باشد که انجمن کوه نوردان ایران بتواند همچون گذشته، و بیش از آن، در خدمت فرهنگ کوه نوردی و حفاظت از کوهستان های کشور باشد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همدلی از همزبانی بهتر است... و ماجرای بیستون
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٤ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

رضا زارعی در کوه قاف نوشته است:

جشنواره بیستون به رغم همه مشکلات موجود دارای یک حسن بود، آنهم مشخص شدن اختلافات ریشه ای در کوهنوردی کشورمان، میان کوهنوردان با سازمانهای دولتی و غیر دولتی و سازمانها با یکدیگر بود!

اختلافاتی که در زمان کم کاری و بیکاری سازمانها همه به آن بی توجه هستند، اما به محض وقوع یک حرکت همه صاحب آن می شوند! از برگزار کننده تا بانی و از مجری تا ...!
دومین جشنواره بیستون ابتدا با اختلاف برخی کوهنوردان کرمانشاهی با هیئت آغاز و سپس با اختلاف انجمن و فدراسیون پیگیری شد!
جشنواره دوم همچنین مکان مناسبی بود برای تسویه حسابها! از مدعیان دیواره نوردی گرفته تا سنگنوردان داخل سالن همه و همه آنرا محلی مناسب برای اعلام اعتراض هایشان یافتند!
خلاصه آنکه جشنواره بیستون برای هیچیک از علاقمندان همدلی به بار نیاورد بجز (برای گلریز فرمانی):

 که در جدید آنلاین از "زبان همدلی بر دیواره ی بیستون" نوشته است.

متن را در ادامه ی مطلب بخوانید، و یک کلیپ زیبا را که ساخته ی گلریز فرمانی است، در اینجا ببینید.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همایش «ایرانیان و صعودهای برون‌مرزی؛ تجربه‌ها، چالش‌ها، افق‌ها»
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ٧ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی ج.ا.ایران

 فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی در نظر دارد؛ نیمه دوم دی ماه سال جاری همایشی تحت عنوان: "ایرانیان و صعودهای برون مرزی؛ تجربه‌ها، چالش‌ها، افق‌ها " را برگزار نماید. هدف از این همایش آسیب‌شناسی و بررسی  صعودهای برون‌مرزی کوه‌نوردان کشور، وضعیت فعلی و ارائه‌ی راهکار برای اصلاحات لازم و ترسیم افق‌های آن است .

لذا از کلیه صاحب‌نظران، منتقدان و علاقه‌مندان دعوت می‌شود که با مشارکت پویای خود، در حصول دستآوردهای عمومی این همایش مساعدت نمایند.

*محورها:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
توضیح درباره ی پذیرش مسوولیت حادثه
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ٤ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در بخش نظرات یادداشت پیشین، نوشته ام که هر کوه نورد باید بیاموزد که مسوولیت خطر کردن هایش را خود بر عهده بگیرد.  یک خواننده ی ناشناس هم در پاسخ نوشته بود که من در مورد حادثه ی گاشربروم یک، به فدراسیون انتقاد کرده بودم که چرا از شرکت کنندگان در برنامه، برگه های "رضایت نامه" (برگه ی رفع مسوولیت) گرفته بود. (آن نظر را من به اشتباه، در حین پاسخ دادن و اصلاح نوشته ی خودم حذف کردم!)

به آن خواننده (که پیدا است نه اصل مقاله را در سال 83 و نه باز انتشار آن را در همین جا به تاریخ 25 شهریور 1391 خوانده است) و به دیگر علاقمندان به موضوع، پیشنهاد مطالعه ی دو مقاله خودم با عنوان های بررسی حادثه ی گاشربروم یک و مرگ محمد اوراز و  کوه نوردی، حادثه، قانون  را می کنم.

مقاله ی اول، با این جمله ها آغاز می شود:

 "ورزش کوه­نوردی، با خطر همراه است. معمولا بخشی از هر کتاب آموزش کوه­نوردی، اختصاص به شناخت خطرهای کوهستان و راه­های مقابله با آن دارد. همچنین، در بیشتر شماره­های هر مجله­ی کوه­نوردی، اخباری از حادثه­های مرگ­بار یا دردناک به چشم می­خورد. و در صفحه­ی شناسنامه بسیاری از نشریه های کوه­نوردی، (و برگه­های درخواست عضویت باشگاه­های کوه­نوردی و بروشورهای همراه وسایل کوه­نوردی) به "خطرهای ذاتی" این فعالیت به صراحت اشاره و به خواننده تذکر داده شده است که مسوولیت عواقب ناشی از حادثه­های کوهستان و استفاده ی نادرست از وسایل، برعهده­ی خودش خواهد بود." در واقع، در آن مقاله نه تنها از فدراسیون کوه نوردی بابت گرفتن برگه های رفع مسوولیت ایراد نگرفته بودم، بلکه انتقاد کرده بودم که:

"فدراسیون کوه­نوردی هیچگاه به شکل منطقی و مستدل به مساله­ی خطرات کوهستان نپرداخته است و به جز یکی دو مورد اشاره­ی ضمنی و گذرا، در هیچ یک از گاهنامه­ها و اطلاعیه­های خود به این نکته اشاره نکرده که کوه­نوردی جدی و ممتد در بردارنده­ی ریسک و حادثه است و هر چه روزهایی که شخص در کوه سپری می­کند، بیشتر شود، و این کوه­نوردی­ها در ارتفاع بالا انجام شود، خطر بیشتر می­شود. مسوولان فدراسیون پس از حادثه­ی مرگ اوراز در مورد پر خطر بودن هیمالیانوردی زیاد صحبت کرده­اند، اما پیش از این تقریبا هیچ بحثی در این زمینه نداشته­اند. به این ترتیب فدراسیون تا حدودی سبب ساز سهل انگاری در میان کوه­نوردان (حتی هیمالیانوردان خود) و زمینه­ساز ناآمادگی ذهنی خانواده­های کوه­نوردان شده است."

در مقاله ی دوم هم که حشمت حیدریان و من نوشته ایم، آمده است:

"از آنجا که ورزش و صدمه دیدن دو امر غیر قابل تفکیک است، نوعی مصونیت قضایی برای ورزشکار {و مربی یا سرپرست یا مدیر برنامه}، یک ضرورت اجتناب­ناپذیر است، اما این مصونیت محدود به رعایت مقررات در زمان و مکان اجرای عملیات ورزشی است."

در مورد برگه های رافع مسوولیت، من پیوسته از مدافعان آن بوده ام و انتقادم به فدراسیون کوه نوردی این بوده است که چرا در این زمینه به روشنی بحث نکرده و فقط به گرفتن امضا از شرکت کنندگان در برنامه های بزرگ بسنده کرده است. در این جا هم تصریح می کنم که اگر شرکت کنندگان در برنامه های کوه نوردی، مسوولیت حادثه های احتمالی را نپذیرند، در عمل هیچ کس حاضر نخواهد بود که مسوولیت سرپرستی و سازمان دهی یک برنامه، یا اداره ی یک سازمان کوه نوردی را بر عهده گیرد. بدیهی است که بحث "قصور در انجام وظیفه" در جای خود قابل طرح است.

 

 

 


 
جشنواره و باژگونی اخلاق
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را برای کوه نیوز فرستاده بودم که خبر جلوگیری فدراسیون کوه نوردی از ورود گزارشگر این پایگاه خبری معتبر کوه نوردی به جشنواره ی بیستون را خواندم (اینجا). به نظرم رسید که باید به چند نمونه از بی اخلاقی دست اندر کاران فدراسیون در جریان برگزاری دو جشنواره ی بیستون این یکی، یعنی جلوگیری از اطلاع رسانی توسط منابع خبری مستقل را هم اضافه کرد.

 جشنواره ی بیستون- 1389

شماری از مدیران ما، گویا متخصص تهی ساختن قالب ها و برنامه ها از جوهره ی اصیل هستند؛ مثلا در کشور ما، برای روزهای مناسبتی (روز محیط زیست، روز درخت کاری، روز معلم، ...) هفته های بزرگداشت گرفته می شود، اما مراسم مربوطه خود بدل می شود به هدف، و محتوا و  منظور اصلی فراموش می شود.

جشنواره ی بیستون هم در کف "با کفایت" آقایان، از وسیله ای برای ایجاد دوستی های خالصانه، گردهمایی ساده در فضای کوه نوردانه، و تجربه اندوزی متقابل... بدل شده است به فرصتی برای خودنمایی بی پایه، آماردهی بی محتوا، و بودجه گیری. در مورد هر کدام از این ها می توان سخن گفت، اما در این جا به نکته ی دیگری اشاره می کنم و آن رعایت نکردن اصول اخلاق عمومی است، آن هم از سوی کسانی که خود را همه کاره ی «ورزش انسان ساز کوه نوردی» می دانند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در جشنواره ی بیستون شرکت نمی کنند!
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در چند روز گذشته که نام شماری از دوستانم را در میان شرکت کنندگان در جشنواره ی مسخ شده ی بیستون دیدم، با آنان تماس هایی داشتم که ببینم نظرشان در مورد مسایل روز جامعه ی کوه نوردی کشورمان چیست. با شگفتی دریافتم که چند نفر از آنان حتی خبر نداشته اند که نام شان جزو شرکت کنندگان در جشنواره آمده است! با هر کس هم که تماس گرفتم (از جمله: هوبر ژیو و لسلی فوسکو دو چهره ی برجسته ی سازمان GHM) از پرونده سازی فدراسیون کوه نوردی بر ضد انجمن کوه نوردان ایران و انجمن غارنوردان ناراضی بودند و آن را خلاف روح دوستی و آزادمنشی کوه نوردان دانستند.

من، خودم را یک همکار کوچک و داوطلب فدراسیون و عضوی از جامعه ی چند ده هزار نفری کوه نوردی کشور می دانم که اساسا قایل به دسته بندی کوه نوردان به دو جناح دولتی و غیردولتی نیست. از سوی دیگر، خواهان غیر دولتی شدن فدراسیون، به معنای واقعی و نه صوری، هستم. متاسفانه، اما مدیریت کنونی فدراسیون راه دیگری پیش گرفته و در آستانه ی برگزاری دومین جشنواره ی بیستون (جشنواره ای که قرار بود فرصتی برای ایجاد و تعمیق رابطه های آزاد کوه نوردان ایرانی با کوه نوردان برجسته ی خارجی باشد) ارتباطات خارجی شفاف و ساده ی دو انجمن پرکار کشور را مخل انحصار طلبی های خود یافت و درخواست متوقف سازی فعالیت های آن ها را کرد.

شرکت نکردن در جشنواره ی بیستون (که از طرح اولیه ی خود دور شده) می تواند ندای اعتراضی باشد به رفتار غیر دوستانه و سلطه طلبانه ی مدیریت فدراسیون کوه نوردی. در عین حال، یک بار دیگر به دوستان عزیز شرکت کننده در این جشنواره پیشنهاد می کنم که به فدراسیون نشینان بگویند که مسیر در پیش گرفته شان به نفع پیشرفت کوه نوردی، و در جهت ارتقای تفاهم و دوستی ها نیست.

در پایان، خواندن یادداشت کوه نورد خوب کشورمان، مهدی فرهای را که در وبلاگ همطناب من آمده، پیشنهاد می کنم:

شوربختانه در روزگاری قرار گرفته ایم که باید آن را عصر مدیریت افراد کوچک نامید مدیرانی خودشیفته و کوته بین که هیچ کس جز خود و منافع کوچک شان را نمی بینند.

کوهنوردی ما نیز جزئی کوچک از جامعه ایست که این رویه نا سالم بر آن حکمفرماست و اینچنین شده است که مدیریت فعلی حاکم بر فدراسیون کوهنوردی یکی از ضعیف ترین و بد ترین دوران فدراسیون کوهنوردی ما را رقم زده است.

مدیریتی که بیشترین انشقاق و دودستگی را در جامعه کوهنوردی باعث شده و فضای دو قطبی کوهنوردی مستقل و دولتی را ایجاد نموده و فدراسیون کوهنوردی را به رقیبی بی رحم برای سازمانهای غیر دولتی و مردم نهاد کوهنوردی تبدیل نموده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی بیستون؛ شرکت کردن یا نکردن؟!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- کوه نیوز

در چند هفته ی گذشته، در بعضی محفل های کوه نوردی، صحبت شرکت نکردن (تحریم) جشنواره ی بیستون مطرح بوده است. انگیزه های طرح این موضوع، متفاوت بوده است: شماری از کوه نوردان کرمانشاهی، «نادیده گرفته شدن» جامعه ی کوه نوردی آن شهر در روند تصمیم گیری ها درباره ی جشنواره و «بی اعتنایی فدراسیون به پیشنهادهای کوه نوردان کرمانشاهی» را دلیل شرکت نکردن در جشنواره عنوان کرده اند. شماری دیگر، «بی فایده بودن» جشنواره و نداشتن بازخورد آموزشی برای کوه نوردان ایرانی، همچنین مسایلی مانند جداسازی کوه نوردان خارجی از ایرانی ها در جشنواره ی قبلی را دلیل بی میلی خود به حضور در این رویداد عنوان کرده اند. گروهی نیز "معلق شدن" انجمن کوه نوردان ایران را که نقش اصلی در شکل گیری جشنواره ی بیستون داشته، دلیل موجهی برای شرکت نکردن در جشنواره - به نشانه ی اعتراض به نقش فدراسیون کوه نوردی در این تعلیق- دانسته اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی بیستون؛ پیشینه، و موضوع تعلیق انجمن کوه نوردان
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

 

عباس محمدی- کوه نیوز

دومین دوره ی جشنواره ی بین المللی بیستون، تا چند روز دیگر آغاز خواهد شد. این جشنواره که نخستین دوره ی آن در مهر ماه 1389 برگزار شد، در درجه ی نخست مخلوق همکاری بخش غیر دولتی کوه نوردی ایران با کوه نوردان فرانسوی، در جریان و در پی برگزاری دوره های آموزشی در پل خواب (1386) و سنگسر (1388)، امضای تفاهم نامه با سازمان GHM در سال 1387، حضور چند ساله ی کوه نوردانی از ایران در جشنواره ی یخ نوردی اکرن فرانسه (از 1386)، ارتباط با بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران و زبان آموزی چند نفر، حضور در نمایشگاه کتاب کوه شامونی (تابستان 1389)، همچنین نتیجه ی چندین سفر کوه نوردی ایرانیان به فرانسه، و البته پیگیری های ابراهیم نوتاش (از پایه گذاران گروه کوه نوردان آرش، و عضو انجمن کوه نوردان ایران) بوده است. این رویدادها، همچون برنامه ی "مبادله ی کوه نورد" با آمریکن آلپاین کلاب، و فعالیت های دیگری که در چند سال گذشته در ابعاد و شکل های متفاوت با چند کوه نورد و سازمان کوه نوردی یا محیط زیستی خارجی دیگر (انگلیسی، فرانسوی، ترکیه ای، عراقی، ارمنستانی) از سوی انجمن کوه نوردان ایران به اجرا رسیده است، نشانگر ظرفیت سازمان های مردم نهاد برای برقراری ارتباط های ساده، کم هزینه و کارا با دنیای خارج است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
رکورد عظیم!
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عظیم قیچی ساز، کوه نورد توانمند تبریزی، با صعود به قله ی مانسلو توانست دهمین قله ی هشت هزار متری خود را هم صعود کند (خبر در تارنمای فدراسیون). به او "خسته نباشید" و تبریک می گویم.

اگر عظیم چهار قله ی هشت هزار متری دیگر را هم صعود کند، به "باشگاه صعود کنندگان هشت هزار متری ها" خواهد پیوست، یعنی جزو بیست- سی نفری خواهد شد که توانسته اند تمام چهارده قله ی بالای هشت هزار متر جهان را صعود کنند (آمار دقیق شان را ندارم). از او (و طرفداران او) می پرسم که آیا هیچ طرحی هم برای انجام حرکتی نو در هیمالیا یا قراقوروم دارد؟

اگر عظیم عزیز نتواند دست کم یک کار نو در این صعودها انجام دهد، احتمالا نخستین کوه نورد جهان خواهد بود که به رکورد انجام "بزرگ ترین پروژه ی تکراری کوه نوردی با بودجه ی ملی" دست خواهد یافت.

عظیم، نمونه ی شاخص کوه نوردان مکتب فدراسیون ایرانی است. از ویژگی های این مکتب؛ صرف وقت بسیار، صرف پول بسیار، تلاش و تمرین کمیتی بسیار، سکوت درباره ی ارزش کیفی صعود، سکوت درباره ی چگونگی تامین مالی برنامه (و در نتیجه، منتقل نشدن تجربه ی برنامه ریزی)، سوار شدن بر موج احساسات عامه پسندانه، تلاش نکردن در جهت ارتقای بینش همگانی، و خلاصه: کمیت گرایی و کیفیت گریزی است.


 
نافرمانی در کوه... و بروز حادثه
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این مقاله، نخستین بار به تاریخ 1/6/1387 در تارنمای انجمن کوه نوردان ایران درج شد و در این جا، با اندکی ویرایش، افزودن یکی دو مورد خاطره، و اضافه کردن پی نوشت آمده است. در آن زمان، که بسیاری از کوه نوردان در گرماگرم گفتگو درباره ی مرگ زنده یاد سامان نعمتی در نانگاپاربات بودند، من اشاره ی مستقیمی نداشتم که این مقاله را با نگاه به رفتار سامان در آن برنامه نوشته ام... اما شماری از دوستان نکته را دریافتند و در موافقت و مخالفت با مضمون آن یادداشت هایی نوشتند.

دکتر علیرضا بهپور، در مقاله ی گزارش یک مرگ ساده، (مجله ی کوه،شماره ی 64، پاییز 1390) پس از شرح حادثه ی مانسلو که به مرگ عیسی میرشکاری منجر شد، می نویسد: "... با توجه به مجموع گفته ها به نظر می رسد که در این مورد برای تشخیص وضعیت خطرناک اصلا نیازی به حضور پزشک، متخصص، فوق تخصص، و... نبوده است، بلکه نیاز به وجود همنوردی مسوول بیش از همه حس می شود". من نیز معتقدم که احساس مسوولیت همراهان، و پایبندی به اصول کهنه شده ای (؟!) همچون گذشتن از منافع و علایق خود برای نفر همراه، بسیار ضروری است. حتی معتقدم که باید یک سازوکار قانونی برای برخورد با افرادی که در کوه می توانسته اند به کسی کمک کنند، و چنین نکرده اند، طراحی شود. اما (و این بسیار مهم است) که سکه روی دیگری هم دارد؛ اگر سرپرست یا همراهان دیگر، حریف دوستی که می خواهد به هر قیمتی به صعود خود ادامه دهد، نشدند چه؟! در زیر، به ذکر موردهای مستندی در این زمینه پرداخته ام.

 نافرمانی در کوه

12/3/65 روی دیواره های جنوبی قله ی سه قپه در منطقه ی دنا بودیم. سرپرست برنامه، من بودم اما فریدون فرد باتجربه تر و سرطناب تیم ما بود. فکر نکرده بودیم که این دیواره ها چنین پرشیب و پیوسته باشند، و به همین دلیل وسایل فنی کمی آورده بودیم. فریدون، یک طول طناب کامل را بدون حمایت میانی صعود کرد و حتی با تمام شدن طناب، به من گفت که آن را آزاد کنم تا بتواند به جای مناسبی برسد! به او گفتم که با این وضع، صعود ما و بالا آمدن دیگر بچه ها به صلاح نیست. اما او اصرار داشت که کار را ادامه دهیم، و من درنهایت او را ملزم به پایین آمدن کردم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید