در توریستی کردن غارها تامل کنید!
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 خبرآنلاین

تبدیل سرمایه‌های طبیعی به منابع درآمدی زودبازده و دم‌دستی (با استفاده از رانت تملک منابع طبیعی و استفاده از وام‌های بانکی) از کارهای اشتباهی است که در دو سه دهه‌ی اخیر در ایران رواج یافته و موجب تخریب سرمایه‌های طبیعی و ملی شده است. از جمله شعارهایی که که با آن به بقایای طبیعت کشور هجوم می‌آورند، «توسعه‌ی گردشگری» و «درآمدزایی» است؛ محافلی هستند که با طرح این شعارها به بهره‌کشی غیراصولی از سرمایه‌ها‌ی طبیعی می‌پردازند و در این رهگذر، پایداری سرزمین و منافع ملی را زیر پا می‌گذارند.

 غارها نیز که از پدیده‌های بسیار حساس هستند و شکل‌گیری آن‌ها حاصل گذر میلیون‌ها سال است، از این موج بلا در امان نمانده‌اند. غارهایی که تا کنون در ایران تبدیل به مکان‌هایی برای بازدید سنگین گردشگران شده‌اند، همگی آسیب دیده و در معرض تخریب بیشتر هستند؛ عریض کردن دهانه‌ی غارها که سبب از میان رفتن تعادل رطوبتی داخل غار می‌شود، دستکاری شدید سازندهای طبیعی در مسیرهای آماده شده‌ی درون غار (کف‌سازی با سنگ و سرامیک، نصب نرده و پل‌های آهنی، نورپردازی‌های غیراستاندارد دایم روشن و گرمازا...) که موجب برهم خوردن آرامش طبیعی غار و رویش غیرعادی جلبک در غار شده، همچنین تخریب کوه یا مسیر رودخانه‌ی منتهی به دهانه‌ی غار، ریخت و پاش زباله و فضولات، ورود بازدیدکنندگان بیشتر از ظرفیت، فراری شدن خفاش‌ها و دیگر جانوران غارزی... چند مورد از آسیب‌هایی هستند که با توریستی شدن غارها رخ داده‌اند.

 در این وضعیت، خبرهایی به گوش می‌رسد حاکی از این که قرار است غارهای دیگری مانند غار یخ‌مراد در استان البرز، غار شیرابند در استان سمنان، و چاه - غار جهنم در عشق‌آباد طبس نیز به بهانه‌های گردشگری و معدن‌کاری تخریب شوند.

 شایسته‌ی یادآوری است که در توریستی کردن غارها، حتی ارزیابی اقتصادی مبنی براین‌که با وجود صرف هزینه ازجیب ملت، آیا بازگشت سرمایه‌گذاری اولیه انجام خواهد شد یا نه، صورت نمی‌گیرد! توضیح این که در غارهای علی‌سرد (علی صدر)، چال نخجیر، قوری قلعه، کتله خور، سهولان، کرفتو، شاهپور، دربندسمنان، سنگ‌شکنان و ... که توسط بخش‌های دولتی و عمومی و شبه خصوصی توریستی شده و تخریب‌های زیادی را هم متحمل شده اند، به جز  در یک مورد، هزینه‌های اولیه‌ی آن برگشت نشده و حقوق کارکنان آن نیز پیوسته معوق می‌ماند و یا از جای دیگر تامین می‌گردد.

 ما امضاکنندگان زیر که سال‌هاست وضعیت غارها و کوهستان‌ها و میراث‌های فرهنگی کشور را زیر نظر داریم و علاقمند به حفظ سرمایه‌های طبیعی کشور برای تمام نسل‌ها هستیم، در کنار شماری از انجمن‌های محیط زیستی، از مسوولان سازمان‌های میراث فرهنگی و حفاظت از محیط زیست کشور می می‌خواهیم طرح‌های توریستی کردن غارها را متوقف سازند تا پس از ارزیابی اثرات توریستی شدن غارهایی که تا کنون چنین شده‌اند، و همچنین بررسی تجربه‌های جهانی در این زمینه، و دریافت نظر کارشناسان و کنشگران مستقل، این پدیده‌های کم‌مانند و ارزشمند به شکلی اصولی آماده‌ی بازدید گروه‌های بیشتر شوند.

 

جواد نظام‌دوست (از موسسان انجمن غار و غارشناسی ایرانیان)

عباس محمدی (مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران)

علیرضا افشاری (دبیر دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران)


 
برنامه صعود کوه گرین و بازدید از جاذبه های نهاوند
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ٧ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : محمود بهادری

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار می‌کند

صعود کوه گرین و بازدید از جاذبه های نهاوند

26 تا 28 شهریور 1393

راهنما: مارینا رضایی، امین معین       سرپرست: محمود بهادری

گروه دیده‌بان کوهستان (دکا) علاقه‌مندان را به شرکت در این سفر آموزشی دعوت می‌کند. این سفر یکی از برنامه‌های تقویم دیده‌بان کوهستان است.

زمان

  • حرکت از تهران: ساعت 11 شب سه شنبه 25 شهریور
  • رسیدن به تهران:  حدود ساعت 10 شب جمعه 28 شهریور   

جاذبه‌های سفر

  • بازدید از جاذبه‌های نهاوند (سراب گاماسیاب، بافت تاریخی، روستاهای زیبا و باغات نهاوند)
  • بازدید علمی بوم‌سازگان کوهستان و صعود کوه گرین
  • پیاده‌روی و عکاسی در کوچه باغ‌ها
  • خرید محصولات بومی و میوه چینی

برنامه و خدمات

برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر،  بیمه سفر و مسوولیت مدنی،  آشنایی با بوم‌سازگان کوهستان، آموزش ضمنی محیط‌زیست، آموزش ضمنی طبیعت‌پیمایی، حمل و نقل با اتوبوس VIP از ترمینال جنوب تا نهاوند، اتوبوس و مینی‌بوس توریستی دربستی برای گشت‌ها،  دو شب اقامت در خانه‌ در نهاوند

وعده های غذایی

  • سه وعده صبحانه، دو وعده ناهار و دو وعده شام را تدارک خواهیم دید.
  • چای، دم نوش،میوه و شیرینی را تدارک خواهیم دید.
  • ناهار روز سوم (جمعه) شخصی است.
  • تنقلات و آجیل شخصی است. 

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بوسه‌ی خونین کوه‌نوردان بر زمین لوت
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

      یاد باد آن بوسه‌ها/ که یاران/ با دهان سرخ زخم‌هاشان/ بر بیابان لوت نهادند.*

 کوه‌نوردان نه تنها در ایران، بلکه در بسیار از کشورهای دیگر هم، پیشگام فعالیت‌های زیست‌محیطی و طبیعت‌پیمایی بوده و هستند. به جرات می‌توان گفت که در کشور ما، منسجم‌ترین و پرشمار ترین فعالان محیط زیست، کوه‌نوردان هستند که در قالب صدها گروه و باشگاهِ سازمان‌یافته (که در عین حال، با هم مرتبط نیز هستند) کنار و گوشه‌های این سرزمین را می‌پیمایند و می‌پایند. آنان در این پویش و پایش‌ها، هم جان و تن خود را صفا می‌بخشند، هم مراقب تخریب‌ها و آلوده‌سازی‌ها هستند و آن را گزارش می‌کنند، و هم چرخ‌های یک اقتصادِ اگرچه هنوز کوچک را که همانا طبیعت‌گردی باشد، می‌چرخانند.

 تنها کوه‌ها نیستند که قدمگاه کوه‌نوردان‌اند؛ دره‌ها، تنگ‌ها، غارها، دشت‌ها، تالاب‌ها، جنگل‌ها، کویرها و بیابان‌های کشور هم در رهگذر این عاشقان طبیعت‌اند. کوه‌نوردان، نوعا دوستدار جلوه‌های طبیعی گونه‌گون هستند و روح ماجراجو دارند. در نزدیک به چهل سالی که من به شکلی کم و بیش جدی کوه‌نوردی کرده و با کوه‌نوردان نشست و برخاست داشته‌ام، دریافته‌ام که گروهی از بهترین و پرکار ترین بیابان‌گردان کشورمان هم در اصل، کوه‌نورد بوده‌اند. برای مثال، زنده‌یاد جلال فروزان که یکی از برجسته‌ترین افراد در تاریخ کوه‌نوردی ایران به شمار می‌رود، در یک دوره از فعالیت‌های خود (1364- 1354) راه‌پیمایی‌های طولانی در کویرهای ایران انجام داد. یا بهمن ایزدی که کوه‌نوردی باسابقه و چهره‌ای به‌ویژه شناخته شده در کوهستان دنا است، در سال‌های اخیر با پیمایش‌های مکرر و طولانی در بیابان لوت، به یکی از شخصیت‌های مطرح در حوزه‌ی شناخت لوت بدل شده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نوروز و سفر و محیط زیست بیچاره!
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ٩ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در روزنامه‌ی ایران 27/12/1392 چاپ شد.

 چند دهه ای بیشتر نیست که برای بخش هایی قابل توجه از جامعه ی ما، سفر به یکی از "آداب" نوروزی بدل شده است. در هیچ یک از دوره های کهن و در هیچ یک از منابع اصیل، از سفر به عنوان رسمی از رسم های نوروزی یاد نشده است. فکر می کنم که در دوران معاصر ما، از یک سو به دلیل محدود شدن زمان فراغت به روزهای تعطیل رسمی، و از سوی دیگر به دلیل آسفالت شدن جاده ها و فراوانی خودروها و ساده شدن سفر، تمایل به گشت و گذارهای طولانی در نوروز بیشتر شده است. قطعا آشنایی با فرهنگ اروپایی ها و آمریکایی ها که در تعطیلی های تابستان یا ژانویه به سفر می روند، و همچنین القای «ضرورت» سفر از سوی سازندگان و فروشندگان خودرو به جامعه هم در این امر موثر بوده است.

 در ایران، سفر به شکلی بیمارگونه افزایش یافته و امروزه، مطابق گفته ی مقام های دولتی و به استناد مشاهده های عینی، به نظر می رسد که در نوروز تقریبا هر ایرانی یک سفر انجام می دهد! یا سالانه حدود 25 میلیون نفر به مشهد می روند، و یا در تابستان ها 30- 20 میلیون نفر به گیلان و مازندران سفر می کنند. چندی پیش، رییس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور گفته بود که ایرانی ها هفت برابر اروپایی ها به سفر می روند! شاید شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور که موجب مهاجرت های گسترده از ده به شهر و از شهرهای کوچک به ابر شهرها شده نیز در این ماجرا موثر بوده، چرا که بسیاری از سفرهای نوروزی برای رفتن به زادگاه یا دیدار خویشان است. با این حال، آموزش چگونه سفر رفتن به ویژه آداب رفتار با طبیعت و میراث فرهنگی، بسیار کم در کتاب های درسی و یا از طریق بروشورهای گردشگری و رادیو و تلویزیون انجام شده است. شوربختانه، از چهارشنبه سوری که به پیشواز نوروز می رویم، تا سفرهای نوروزی، و دست آخر در سیزده بدر که نقطه ی اوج (یا حضیض؟!) این آیین های دگرگون شده است، در همه حال واندالیسم را می بینیم که بر رفتار گروه های گسترده ای از جامعه چیره شده است.

چند پیشنهاد


ادامه مطلب را مطالعه کنید