تخریب اشترانکوه با استخرهای ماهی
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه ی طبیعت دوستان شهر دورود درباره ی ساخت بی ضابطه ی استخرهای پرورش ماهی در منطقه ی حفاظت شده ی اشترانکوه (با سپاس از دوست خوب دورودی مان: رضا اسدی برای فرستادن این نامه).

 پیام من به همه مردم عزیز این است که حفاظت از محیط زیست ، حفظ جنگل ها و دیگر منابع حیاتی کشور را یک وظیفه اسلامی، انقلابی و انسانی به حساب آورند. (مقام معظم رهبری)

 

ریاست محترم کمیسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی

 ریاست محترم سازمان محیط زیست کشور جناب آقای محمدی زاده

 رسانه های محترم گروهی

  با سلام و احترام؛

  موضوع: روزشمار روند نابودی منطقه به اصطلاح حفاظت شده اشترانکوه با گسترش سایت های پرورش ماهی در منطقه امن اشترانکوه

 مانطور که استحضار دارید منطقه حفاظت شده اشترانکوه به وسعت تقریبی 104000 هکتار در بخش مرکزی سلسله جبال زاگرس و در شرق لرستان واقع شده است و شهرهای دورود ، ازنا و الیگودرز در امتداد این رشته کوه قرار گرفته اند. این منطقه به دلیل برخورداری از شرایط خاص اکولو‍ژیک، ویژگی های توپوگرافی و پتانسیل های زیستی ( گیاهی و جانوری) در سال 1349 به عنوان منطقه حفاظت شده و تنها بانک ژنی زاگرس شناخته شده است و هم اکنون این منطقه گسترده و کوهستانی با کمتر از 15 نفر محیط بان و 3 موتو سیکلت و 1 خودرو حفاظت می شود. در حال حاضر به علت تخریب های گسترده از جمله ساخت ساز بی رویه سایت های پرورش ماهی در جوار منطقه امن  ( زون اصلی اشترانکوه) عملا این سرمایه ملی و جهانی از حالت حفاظت شده درحال خارج شدن می باشد، به صورتیکه به علت صدور مجوزهای فله ای و غیر کارشناسانه از سوی اداره کل شیلات لرستان در بی توجهی مطلق اداره کل منابع طبیعی استان لرستان و امور اراضی جهاد کشاورزی استان و امور آب استان و دیگر سازمان های ذیربط عملا این منطقه با سو استفاده از خلاهای قانونی در امر حفاظت ار منابع طبیعی، توسط تعدادی از فرصت طلبان و سودجویان به تصرف درآمده و رودخانه گهررود این شریان اصلی اشترانکوه و دره زیبای نگاه ( منطقه امن اشترانکوه) و مناطق تی (ti) و عمارت کاملا در حال نابودی می باشد تا جاییکه تا کنون دهها سایت پرورش ماهی در بستر رودخانه گهررود در کمال آرامش ساخته و یا در حال ساخت و ساز می باشد. قابل ذکر است هم اکنون در این منطقه محدود، دو سایت بزرگ پرورش ماهی در حدود 2000 تن به اهالی منطقه واگذار شده است لذا صدور مجوز جدید در منطقه جای بسی سوال دارد. حال با عنایت به این وضعیت تکان دهنده و علیرغم تلاش های حامیان محیط زیست و محیط بانان علنا باید شاهد حذف منطقه حفاظت شده در زمانی کمتر از یک سال باشیم و در این مدت نیز در منطقه اشترانکوه چندین بیشه منحصر به فرد و چشمه ها و جندین هکتار از جنگل ها و مراتع و ... به منظور ساخت چندین سایت پرورش ماهی به صورت کامل از صحنه روزگار حذف گردیده اند که از جمله می توان بیشه تیان، رودخانه دره اسپر، رودخانه ماربره، رودخانه گهررود، بیشه کمندان و دهها چشمه بزرگ و کوچک را نام برد. در پایان ما امضا کنندگان ذیل از شما متولیان امرخواهشمندیم برای نجات این منطقه حفاظت شده و حل خلاهای قانونی موجود، در اسرع وقت دستورات لازم را مبذول فرمایید.                                                                                                     

                                                                                                                                                                                                               با با تشکر

 انجمن زیست محیطی برگ سبز زاگرس – انجمن زیست محیطی گهرسبز دورود- خانه کوهنوردان دورود

 


 
برنامه ی انتقال نفت از دل پارک ملی بمو!
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۸ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

پارک ملی بمو در نزدیکی شیراز یکی از ارزشمند ترین منطقه های حفاظت شده ی استان فارس است که متاسفانه مانند دیگر منطقه های حفاظت شده ی کشور، آماج طرح های توسعه ی ناپایدار قرار گرفته است. به تازگی  اختصاص بیش از دویست هکتار از مساحت بمو به   پالایشگاه شیراز و مسکن مهر به انجام رسیده، و  طرحی دیگر برای کشیدن دو خط انتقال نفت و میعانات گازی از میانه ی پارک در دستور کار قرار گرفته است.

نامه ی دیده بان کوهستان استان فارس به محمدی زاده رییس سازمان حفاظت محیط زیست، در مخالفت با طرح احداث خط لوله را در زیر بخوانید:آشنایی با پارک ملی بمو - فارس

 جناب آقای مهندس محمدی زاده
با سلام و احترام؛
 
همان‌گونه که مستحضرید پارک ملی بمو از معدود پارک‌های ملی کشور و دارای گونه‌های حیات وحش منحصر به فرد و در نوع خود بی نظیر می‌باشد.
پارک ملی بمو به دلیل واقع شدن درنزدیکی کلان شهر شیراز و شهرهایی چون زرقان، مرودشت و روستاهای متعدد تحت فشار پروژه‌های عمرانی متعدد از جمله خطوط انتقال نفت و گاز، برق فشار قوی، جاده ها، پادگان‌های نظامی و پالایشگاه می‌باشد. از این رو به دلیل عدم توجه مسئولین و تصمیم گیرندگان نسبت به مسائل زیست محیطی باعث شده است که این پارک ملی دچار آسیب‌های جبران ناپذیرگردد.

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب کوهستان شاهوار به بهانه برداشت سنگ معدن
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری مهر

تخریب و جاده کشی در کوهستان شاهوار در بلندترین ارتفاعات البرز شرقی به بهانه گمانه زنی برای برداشت سنگ معدن بوکسید است ولی هدف اصلی پیمانکاران تصاحب زمینهای این منطقه است.

عباس محمدی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در کشور ما بسیاری از زیستگاههای طبیعی و بکر به دلیل کم اهمیت بودن محیط زیست نزد مسئولان نه تنها برای برداشت مواد معدنی بلکه در بیشتر مواقع برای گمانه زنی وجود چنین موادی نابود می کنند.

وی با انتقاد از عملکرد پیمانکاران گفت: بیشتر اوقات پیمانکاران پیش از اینکه مطمئن باشند در منطقه ای مواد معدنی برای برداشت وجود دارد اقدام به جاده کشی و تخریب زیستگاه می کنند و بعد به دلیل گمانه زنی اشتباه و نبود مواد معدنی جاده بدون استفاده می ماند چنانچه در حال حاضر در مناطق طبیعی مختلف در کشور هزاران جاده رها شده وجود دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا زاگرس به نمایشگاه تخریب بدل شده است؟
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- روزنامه ی اعتماد

در بین رویشگاه های جنگلی ایران، بی شک جنگل های زاگرس در باختر ایران، پهناورترین رویشگاه طبیعی نه فقط کشور که کل خاورمیانه و بلکه آسیای جنوب شرقی به شمار می آید. رویشگاهی که بر بنیاد آخرین اندازه گیری های انجام شده توسط سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، افزون بر شش میلیون و 40هزار هکتار وسعت دارد. در بزرگی قلمرو طبیعی جنگل های زاگرس همان بس که بدانیم، بیش از 110کشور در جهان وجود دارد که محدوده سیاسی آنها کوچک تر از زاگرس است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تلاش برای حفاظت شاهوار
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

علیرضا ولیان- کوه بزرگ

غروب پنجشنبه 20/5/90  ستاد مردمی حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی شاهرود , قاره کوچک , در جمع مردم روستاهای تاش پایین و بالا حضور یافتند و بعد از صرف افطار مردم در مساجد هر دو روستا حضور پیدا کرده و به تشریح مشکلات حاصل از معدن کاری در منطقه پرداختند و اطلاعیه ستاد بین اهالی پخش شد. نکته قابل توجه آگاهی مردم از برخی عوارض اینگونه عملیات و تخریبها بود . البته علت اصلی وجود چند معدن از مدتها قبل در منطقه است که ساکنین روستا با عواقب آن به طور ملموس مواجه شده اند.

 از جمله نظرات مردم می توان به موارد زیر اشاره کرد :


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه شاهوار، زیر تیغ!
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همشهری

درحالی‌که از برخی محافل غیررسمی خبرهای نگران‌کننده‌ای مبنی بر از سر‌گیری عملیات احداث جاده در جنگل ابر به گوش می‌رسد، روز گذشته یکی از فعالان محیط‌زیست شاهرود از تخریب بخشی از بلندترین قله البرز شرقی در 30 کیلومتری شمال این شهرستان خبر داد و گفت:

اخیرا به بهانه استخراج سنگ برای یکی از کارخانجات عظیم آلومینیوم، مجوز معدن‌کاری در این منطقه صادر شده و براساس همین مجوز، چند روزی است که معدن‌کاران با ماشین آلات سنگین راه‌سازی به جان این بخش از طبیعت زیبای شاهرود افتاده‌اند.
علیرضا ولیان، فعال محیط‌زیست و مسئول کمیته کوهنوردی هیات کوهنوردان شاهرود، در توضیح این خبر به همشهری گفت:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دو گزارش از زاگرس
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در همشهری امروز، دو گزارش درباره ی کوه های زاگرس آمده که بسیار خواندنی و در خور تامل است:

زاگرس درحال نابودی است

 

 


 
"امروزمان بهتر از فردا"... و داستان تخریب الوند
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 در وصف محیط زیست (و البته در مورد بسیاری امور دیگر) این سرزمین قطعا که نمی توانیم بگوییم "هر روز بهتر از دیروز"... و اگر نخواهیم بگوییم "هر روز دریغ از دیروز" که بسیار تلخ است، باید بگوییم "امروزمان بهتر از فردا"(!) که به زبان خیام می شود: ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم/ وین یک دم عمر را غنیمت شمریم!

رییس هیات کوه نوردی همدان، حمید اولنج بود که هم کوه نورد خوبی بود و هم حسن اخلاق و حسن سلوک داشت، و توانسته بود در دو سه سال گذشته، هیات تقریبا مرده ی همدان را فعال و جمعی از بهترین کوه نوردان پیر و جوان آن شهر را به هیات جذب کند. متاسفانه، اما رییس تربیت بدنی همدان با اشکال تراشی هایش نگذاشت که اولنج به کار ادامه دهد و او را وادار به استعفا کرد.

اکنون بشنوید از رییس جدید هیات استان همدان که به یکی از گروه های کوه نوردی شهر اخطار داده است که در مورد تخریب کوهستان الوند حرفی نزند و گرنه با آن "طبق قوانین انضباطی برخورد خواهد شد". داستان از این قرار است که در وبلاگ گروه کوه نوردی پویان همدان خبر اقدام به ساخت پارکینگ در تاریک دره بدون مجوز اداره ی محیط زیست، درج شده است اما از آن جا که هیات کوه نوردی جدید با سازندگان تله کابین و پیست اسکی نرد عشق می بازد، ورود کوه نوردان به بحث تخریب محیط کوهستان را بر نمی تابد. و این در حالی است که در همه جای جهان، یکی از کارهای کوه نوردان، دیده بانی و مراقبت محیط های کوهستانی است.

یادداشتی در این مورد را در دیار الوند بخوانید.

همچنین بخوانید: تله کابین گنجنامه نمونه ای از...  و: اطلاعیه در مورد تله کابین گنجنا مه


 
صعود دسته جمعی یا هجوم دسته جمعی؟!
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

برنامه هایی که معمولا با عنوان "صعود سراسری"، در سال های گذشته توسط فدراسیون کوه نوردی یا بعضی هیات ها برگزار می شد، خوشبختانه از سوی این دستگاه ها دیگر به ندرت اجرا می شود. اما، نهادها و اداره های دولتی و گاه گروه های غیر دولتی، در این مورد گوی سبقت را از فدراسیون آن دوران ربوده اند!

صعودهای جمعیتی (حدود 100 نفر به بالا) به علت تجاوزی که معمولا از مسیرهای پاکوب پیش می آید و در نتیجه موجب تخریب خاک می شود؛ به علت تولید پسماند زیاد که معمولا در پی توزیع بسته های یک بار مصرف پیش می آید؛ به علت ریخت و پاش زباله؛ به علت  ورود ناگهانی حجم زیادی از مدفوع به یک منطقه ی محدود؛ به علت ایجاد آلودگی صوتی؛ و... با اصول حفاظت کوهستان مغایرت دارد.

خانم اسد نیا، گزارشگر تارنمای "میراث خبر" به بهانه ی برنامه ی بزرگی که گویا گروه کوه نوردی "شرکت توسعه ی ارتباطات زیر ساخت" برای صعود به قله ی کلون بستک تدارک دیده است، با من گفتگویی تلفنی داشت که گزارش آن را می توانید در اینجا بخوانید.


 
گفتگو با خبرگزاری مهر درباره ی ارسباران
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

چند روز پیش، خبرگزاری مهر  یک گفتگوی تلفنی با من داشت که در زیر می توانید گزارشی از مطالب بیان شده را بخوانید. بخشی از گفته های من هم امروز از شبکه ی یک سیما پخش شد.

خبرگزاری مهر

تخریب ارسباران حتی برای معدن طلا توجیه ندارد

 

مدیر انجمن دیده بان کوهستان گفت: در کشوری مانند ایران با سرانه بسیار پایین جنگل حتی اگر معدن طلا هم در ذخیره‌گاه زیستکره ارسباران که از نظر باستانی و زیست محیطی ارزش بسیار بالایی دارد وجود داشته باشد نباید آن را تخریب کرد.

عباس محمدی در گفتگو با خبر نگار مهر افزود: در کشوری با این همه نفت و گاز و با وجود معدن مس سرچشمه که از بزرگترین تولیدکنندگان مس در جهان است، تخریب یکی از منحصربه فرد ترین منابع طبیعی ایران برای استخراج معدن مس سونگون بسیار غیر کارشناسی است.

وی با بیان اینکه اساساً صدور مجوز برای استخراج معدن مس به دلیل اینکه کل خاک منطقه را تخریب می کند در ارسباران اشتباه است گفت: فاجعه بدتر اینکه مجریان معدن مس سونگون به دفعات از حدود مشخص شده برای این معدن تجاوز کرده و برای گمانه زنی و اکتشاف تمام خاک اطراف منطقه مجاز را نیز برداشته اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سیل کلاردشت، قرارگاه ونداربن، و اشتباه کاری در ساخت پناهگاه
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ٥ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دو سال پیش، در مقاله ای که به  سمینار کوهستان پاک و ایمن داده بودم، نوشتم:

قرارگاه ونداربن، نمونه ی بزرگ بی راهه رفتن فدراسیون کوه نوردی در «حمایت» از ورزش کوه نوردی است.  با وجود قرارگاه رودبارک، نیازی به تصرف یک هکتار از منابع طبیعی (البته با مجوز اداره ی منابع طبیعی) نبود و فقط می توان تصور کرد که فدراسیون با این توهم که «به نفع کوه نوردان است اگر سهمی از منابع طبیعی را برای آنان بگیریم» (و شاید با این پیش بینی که در آینده ، زمین گران قیمت شده ی قرارگاه رودبارک را بفروشند؟)، به این کار اقدام کرده است. این قرارگاه، در حریم رودخانه ی حفاظت شده ی سردابرود واقع شده و هم ساخت آن و هم پساب های آن قطعا به رودخانه و به تاسیسات مرکز پرورش آزادماهیان کلاردشت  آسیب خواهد رساند. این مرکز، در سال 1362 پس از بررسی های میدانی گسترده در مازندران به منظور نجات گونه ی در معرض انقراض و بسیار اقتصادی آزاد ماهی، در کلاردشت ( بالاتر از رودبارک ) به بهره برداری رسید. مکان یابی مرکز به گونه ای صورت گرفت که بالاتر از آن هیچ سکونتگاه قابل توجهی نباشد تا آب کاملا سالم رودخانه به مرکز برسد. اما ، اکنون قرارگاه فدراسیون ، بزرگ ترین ساختمان منفرد در بالادست مرکز یادشده است (متن کامل مقاله، در اینجا).

اکنون به نوشته ی پایگاه اینترنتی کوه نوردان کلاردشت، سیل منطقه سبب شده که حدود پنجاه هزار لیتر گازوییل قرارگاه وارد رودخانه ی سردابرود شود. قطعا در آینده هم پساب و زباله های این مجتمع موجب آلوده سازی بیشتر رودخانه خواهد شد.

 


 
تخریب در منطقه ی ارسباران
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

معدن مس سونگون که در منطقه ی منحصر به فرد ارسباران فعالیت دارد، در هفته های اخیر عملیات تخریبی خود را به خارج از محدوده های تعیین شده ی پیشین هم گسترش داده است. متن گزارش بازدید اخیر دو نفر از اعضای انجمن حفظ محیط کوهستان از این منطقه را در  اینجا بخوانید.


 
27 خرداد، روز جهانی مقابله با بیابان زایی
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

امروز روز جهانی مقابله با بیابان زایی است...

مطلبی در این زمینه، با نگاه به جنگل های در حال عقب نشینی لرستان، در آوای محیط زیست ایران.


 
جاده سازی در "کرکس" همدان و...
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در شرایطی که فرسایش خاک در ایران رکوردهای جهانی را شکسته، و هزاران طرح راه سازی و عمرانی نیمه کاره مانده یا تاخیرهای چندین ساله دارند، باز هم پروژه بگیران موفق می شوند که در نظام پر ایراد تخصیص بودجه (یا در نبود نظام برنامه ریزی در کشور؟!) طرح های جدیدی بگیرند که جز تخریب بیشتر محیط زیست حاصلی برای کشور نخواهد داشت. یکی از پر زیان ترین این گونه پروژه ها، راه سازی در کوهستان های کشور است که بی هیچ ملاحظه و به بهانه های گوناگون- از جمله: کوتاه تر کردن و اصلاح راه های دسترسی ، سد سازی، طرح های گردشگری، خط های انتقال نیرو و نفت و گاز، و جنگل کاری- اجرا می شوند.

و جالب توجه این که در وضعیتی شبیه به وضع ملوک الطوایفی، افراد و گروه ها و سازمان ها و نهادهای گوناگون هر کدام بر حسب سلیقه و صلاحدید خود، اقدام به راه سازی می کنند و دستگاه های مسوول حفظ مراتع و جنگل ها و محیط زیست کشور هم یا واکنشی نشان نمی دهند، و یا نمی توانند جلوی آن اقدام کنندگان را بگیرند!

یک نمونه از این وضع آشفته، جاده سازی در دارآباد تهران بوده که با وجود مخالفت سازمان جنگل ها و مراتع، اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران (دستگاه تابع آن سازمان) همچنان به این کار خود ادامه می دهد! نمونه ی دیگر، اقدام به جاده سازی در منطقه ی کرکس اسدآباد (استان همدان) به منظور تعمیر یا ساخت پناهگاه کوه نوردی است که علیرغم مخالفت هیات کوه نوردی استان در حال اجرا است!

عکسها و یادداشتی در این مورد را در تارنمای هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان همدان ببینید.


 
مویه کن دارآباد من...!
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

ببینید که چنین پوشش افسون کننده ای را چگونه با بستر آن نابود می کنند تا  "جنگل" دست ساخت و بی آتیه ی خود را عَلم، و بودجه ای را جذب کنند! 

ستیغ دارآباد- ۵ خرداد ١٣٩٠


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دفع زباله در کلاردشت
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عکس های زیر را رضا زارعی کوه نورد نام آشنای کشورمان برای ما فرستاده، و گویای وضع فاجعه بار دفع زباله در کلاردشت (والبته دیگر نقاط شمال کشور) است.

ما، چند سال پیش نامه نگاری های بسیاری در این مورد با شهرداری و شورای شهر کلاردشت، میراث فرهنگی مازندران، و مسوولان دیگر داشتیم و حتی در یک سفر، دکتر عمرانی را که از پیش کسوتان موضوع بازیافت در ایران است، ضمن هماهنگی قبلی با شهرداری، به کلاردشت بردیم که آقای شهردار خود به جلسه نیامد و حتی پیش بینی سالن نشست را هم نکرده بود!  

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه سازی در دارآباد متوقف شده است
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

به لطف دوستانی که با حضور در منطقه، مراجعه به اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران و سازمان جنگل ها و مراتع و دستگاه های دیگر، نگذاشتند راه سازی در دارآباد به دور از چشم منتقدان انجام شود؛ و با سپاس از رسانه ها که مانع اجرای این پروژه در سکوت شدند؛ می توان گفت که پی گیری های مداومی که در یک ماه گذشته داشته ایم، این قدر تاثیر داشته که ساخت جاده در این دره ی مهم شمال تهران را از  چهارشنبه ی گذشته (14 اردیبهشت) متوقف کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جاده سازی و تخریب طبیعت در "بیشه بوران"
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

یکی از اهداف حفاظت از منابع طبیعی طبق تعریف جهانی اکوتوریسم حفظ چشم اندازهای طبیعی است که آنها را از دسترس توسعه و تخریب خارج می کند.جاده دسترسی به آبشار «بیشه پوران» پیش از این پیاده طی می شد و به راحتی دسترسی به آبشار میسر بود، به گفته مدیر انجمن «برگ سبز زاگرس لرستان» به خاطر چند دقیقه پیاده روی جاده دسترسی جدیدی بدون ارزیابی محیط زیست احداث شده که چشم انداز منطقه را تخریب کرده و صدها درخت از جمله گونه بلوط برای احداث این جاده قطع شده است، اما .برخی مردم محلی بیشه پوران در اقدامی معتراضانه به ساخت جاده شیشه ماشین های سنگینی که در حال خاک برداری بوده اند را شکسته اند.

عکس های مربوط را در  اینجا ببینید.


 
تب جاده سازی در کوه و دشت!
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

ای دو صد لعنت بر این روش تخصیص بودجه که مدیران را برای جذب و هزینه کردن آن در هر سال، بر آن می دارد که به هر ترتیب ممکن: با جاده کشی، سد سازی، شهرک سازی، بندر سازی، طرح های انتقال آب و مانند آن، درآمدهای ملی را مصرف کنند و سرزمین را به کارگاه ساختمانی بدل سازند... که البته در این میان، پیمانکاران و پرو‍‍ژه بگیران نقش کلیدی در شکل گرفتن طرح های به اصطلاح عمرانی دارند.

جالب این که آقایان جاذبه هایی را هم که به خاطر طبیعی بودن شان "جاذبه" تلقی می شوند با جاده کشی و ایجاد تاسیسات و شهری سازی، بدل به کاریکاتورهای مسخره ای از اصل خود می کنند! در زیر، گزارشی را که در سبز پرس در مورد جاده کشی تا آبشار بیشه در لرستان آمده، بخوانید.

مدیر انجمن «برگ سبز زاگرس لرستان» به سبز پرس گفت: به خاطر چند دقیقه پیاده روی  تا آبشار « بیشه پوران» جاده دسترسی جدیدی احداث شده که  محیط زیست منطقه را تخریب کرده است.
حمید رضا کاویانی در مورد انبوه گردشگران که  هر سال از آبشار «بیشه پوران» باز دید می کنند گفت: به دلیل قرار گرفتن آبشار در جوار راه آهن سالیانه بیش از نیم میلیون گردشگر به این منطقه می آیند که بیشتر آنها از خوزستان و اراک هستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه ی دیگری در مورد دارآباد
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را در روز ششم اردیبهشت به «شورای عالی جنگل» در سازمان ها جنگل ها و مراتع نمابر کرده ایم و با همکاری آقای عبدالله اشتری (رییس انجمن حفظ محیط کوهستان) پیگیر آن هستیم.

شورای عالی سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری کشور

با احترام؛

به آگاهی می رساند که از اواسط فروردین ماه گذشته، اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران شروع به جاده کشی در ارتفاعات دارآباد در شمال شرق تهران کرده که توجیه آن، توسعه ی جنگل کاری، دسترسی به سرچشمه های آب در بالادست دره، و نگاهداشت جنگل مصنوعی است. از همان ابتدای عملیات راه سازی، جامعه ی کوه نوردی و مدافعان محیط زیست در مورد این عملیات ابراز نگرانی کردند و با فرستادن نامه به دفتر آقای سلاجقه،  آقای عبدی نژاد، آقای اشرفی پور، خانم دیانت، و دیگر مسوولان منابع طبیعی و محیط زیست و حوزه های کوهستانی خواستار متوقف شدن راه سازی و بررسی مجدد طرح جنگل کاری با حضور شماری از دیگر کارشناسان و ذینفعان شدند.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همچنان پی گیر موضوع دارآباد هستیم!
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیروز، خانم عبدی، با نامه های انجمن خطاب به آقایان سلاجقه و عبدی نژاد، به دفتر آقای گرشاسبی معاون مناطق خشک سازمان جنگل ها و مراتع رفت تا باز هم پی گیر ماجرای راه سازی در دارآباد (تنها دره در کوه های شمال تهران که ضمن پر رفت و آمد بودن، تقریبا بکر مانده است) بشود.

به نظر می رسد که آقای گرشاسبی مخالف طرح جنگل کاری دارآباد و جاده سازی مربوط به آن است. ایشان گفتند که خواهند کوشید جاده سازی را در این هفته متوقف کنند تا طرح بازنگری شود... . ما که امید چندانی نداریم (!) اما به هر حال پاک نومید هم نیستیم!

نامه ی دیروز ما به آقای گرشاسبی و همچنین نامه ی امروز را در "ادامه ی مطلب" ببینید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز زمین و گریزی به موضوع دارآباد
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در همشهری امروز، می توانید گفتگو با دکتر برهان ریاضی، دکتر پیمان یوسفی آذر و دکتر حسین آخانی، و یادداشتی از من را در ارتباط با "روز زمین پاک" بخوانید. چون یادداشت من در همشهری کمی خلاصه شده و در همشهری آنلاین هم نیست، متن اصلی آن را در "ادامه ی مطلب" می آورم.

مام طبیعت در خطر است


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دارآباد را دار هم بزنند به من ربطی ندارد!
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

حسین رضایی- کوه نوشت

حرف، حرف «دارآباد» و تخریب مناطق مختلف کوهستانی کشور بود! ... می گفتیم: خدایا دست به دامن که بشویم! ... شکایت به کجا بریم؟ ... چه بکنیم؟ چه نکنیم؟ که دوستی داستان جالبی را روایت کرد از این قرار که:

یکی از پیش کسوتان نام آشنا و فعالان محیط زیست در منطقه ی کلاردشت (که بهتر است هویتش بیش از این فاش نشود!)، پس از اعتراض به قتل عام درختان جنگل توسط  افراد سودجو و ویژه خوار، در حین بحث با یکی از دست اندرکاران و بچه های بالا(!)، متهم به رویکرد سیاسی و اِل و بل شده است! ... و خب پس از آن، بنده ی خدا ترجیح داده که خفه خون بگیرد!!

گفتم: چه عرض کنم! ... در همین پایتخت آلوده ی مان، طرح ایجاد کمربند سبز و توسعه ی فضای تنفسی شهر تهران را با رویکرد خوش خدمتی(!)، اما به صورت غیرمتعارف، با توجیهات غیراصولی و با کج سلیقه گی و بی هنری هر چه تمام تر اجرا، کوهستان را تخریب و گونه های گیاهی و درختان قطور را نابود می کنند و به حرف هیچ طبیعت دوستی گوششان بدهکار نیست، اما دنیا نجات شهرها و سایر مناطق آلوده را در قالب جشنواره های طراحی توسط دوستداران محیط زیست به مسابقه می گذارد تا ایده های نو را جمع آوری و با کمترین آسیب و بیشترین بهره، به اجرا در آورد!

آن سوی مرزها دوستداران طبیعت و محیط زیست را به مشاوره می گیرند و تشویق می کنند و جایزه می دهند، اما این جا ... چی؟ چی؟ چی گفتی؟! حرف سیاسی زدی؟! غلط زیادی کردی؟!


 
گزارش کوتاه از دارآباد و نامه ی امروز ما
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در دوازده روز گذشته، هر روز درگیر موضوع جاده سازی در دارآباد بوده ایم؛ حضور در منطقه برای مشاهده ی مستقیم عملیات و تهیه ی عکس و گزارش، مراجعه به اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران، مراجعه به سازمان حفاظت محیط زیست، مراجعه به کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران، تشکیل جلسه و رایزنی با دوستان کوه نورد، نوشتن نامه و یادداشت برای رسانه ها، و گفتگوهای تلفنی و حضوری با اهالی رسانه، از جمله کارهایی بوده که در این روزها انجام داده ایم.

در بعد از ظهر چهارشنبه ٢۴ فروردین، در پی تماس تلفنی عبدالله اشتری رییس انجمن حفظ محیط کوهستان با عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران، جلسه ای داشتیم در دفتر عبدی نژاد با حضور خود ایشان و مهندس اباذری معاون فنی ایشان، اشتری، کیومرث بابازاده از هیات کوه نوردی استان، حمید صمدی و عبدالوهاب میر محمدی از کوه نوردانی که مرتبا به دارآباد می روند، دو نفر از گزارشگران شبکه ی یک سیما، و من. در این جلسه، عبدی نژاد ضمن استقبال از حساسیت ما نسبت به موضوع گفت که در طرح تجدید نظر شده و بخش هایی از جاده سازی حذف شده و در بقیه ی قسمت ها هم عرض جاده از ۴ متر تجاوز نخواهد کرد. همچنین او گفت که شما می توانید بر کار ما نظارت کنید و راهکار ارایه دهید. ما گفتیم که نظارت ما و دادن پیشنهادهای جایگزین، در صورتی موثر خواهد بود که کار جاده سازی برای مدتی متوقف شود. عبدی نژاد هم گفت که تا شنبه کار جاده سازی متوقف خواهد بود (البته آنان، پنج شنبه ها و جمعه ها در منطقه کار نمی کنند).

ما، در روز پنج شنبه بازدید مفصلی از منطقه داشتیم که گزارشی از آن را سبزپرس منتشر ساخته و در «ادامه ی مطلب» می توانید متن کامل نامه ی ما را در این مورد بخوانید. در روزهای پنج شنبه و جمعه، همچنین به جمع آوری امضا از کوه پیمایان در مخالفت با جاده سازی پرداختیم.

متاسفانه امروز (شنبه ٢٧/١/) در منطقه شاهد بودیم که باز هم بولدوزر مشغول کندن کوه و ادامه ی جاده سازی است! با این حال، همچنان درصدد هستیم که از تمامی راه های ممکن در جهت متوقف کردن جاده سازی و تخریب بیشتر منطقه استفاده کنیم یا دست کم بر تصمیم مسوولان، اثر گذاری در جهت اصلاح رویکردها داشته باشیم.

فردا در ساعت ١٩:١۵ از شبکه ی یک سیما (برنامه ی نیمکت) گزارشی در مورد ماجرای دارآباد پخش خواهد شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
منابع طبیعی مجوز ایجاد جاده در مناطق کوهستانی دارآباد را ندارد
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری برنا- ٢۴ فروردین٩٠

معاون عمرانی استاندار تهران گفت: به هیچ عنوان اجازه ایجاد جاده با عرض 10 متر در منطقه کوهستانی دارآباد به منابع طبیعی داده نشده است.

 محمدرضا محمودی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی برنا ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: پروژه درختکاری در مناطق کوهستانی دارآباد توسط منابع طبیعی استان تهران  و با همکاری دانشجویان فعال در حوزه جهاد دانشگاهی مصوب شده است که سال گذشته نیز این اقدام به منظور افزایش فضای سبز در اطراف تهران در منطقه خجیر انجام شد. 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نه هر که سرتراشد قلندری داند!
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشتی از کوشان مهران، در ارتباط با طرح جنگل کاری در دارآباد

در روزگارانی نه چندان دور واحه های بیابان های سینگ کیانگ کشور چین پوشیده از گز زارها و کناره رودخانه ها و دریاچه ها غرقه در انبوه بیدها و گونه های سپیدار پذیرای ببرهای توران و گراز بودند. فشار وارد شده بر منابع طبیعی به دلیل افزایش تصاعدی رشد جمعیت و در سه دهه گذشته مصرفی شدن روز افزون الگوی زندگی جوامع انسانی ،  بویژه در زیستبوم های شکننده بیابانی  ، باعث کاهش چشمگیر و روزافزون پوشش گیاهی و پیشروی بیابان گردیده ، آنگونه که وزش بادهای حامل شن های سرخ رنگ بیابانی بر شهرهای حاشیه بیابان های کشور چین نسبت به پنجاه سال پیش فزونی چشمگیری یافته است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آیا امیدی هست؟!
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

امروز، در گفتگوی تلفنی با سبزپرس گفتم که امیدی به نتیجه ی نشستی که قرار است فردا با عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران، در مورد جاده سازی در دارآباد داشته باشیم ندارم.

اما آرزو می کنم که یک بار هم شده آقایان مسوولان دولتی حاضر شوند کمی کوتاه بیایند و فکر نکنند که فقط خودشان می فهمند و فقط خودشان کارشناس هستند و... .

ببینیم که چه خواهد شد!


 
چرا با جاده سازی در دارآباد مخالفیم؟
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

حدود ده روز است که جاده سازی در شیب های مشرف به مسیر عمومی کوه پیمایی دره ی داراباد در شمال شرق تهران، آغاز شده است.

انجمن کوه نوردان ایران، گروه های کوه نوردی، فدراسیون کوه نوردی، هیات کوه نوردی استان تهران، همچنین شماری از طرفداران محیط زیست مخالفت خود را با این پروژه اعلام کرده و با حضور در منطقه، مراجعه به اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران، نامه نگاری با سازمان جنگل ها و مراتع و سازمان حفاظت محیط زیست، و با کار رسانه ای کوشیده اند که مسوولان را به تجدید نظر در پروژه فرا خوانند.

متاسفانه اما، مدیران منابع طبیعی استان، برخلاف گفته های اولیه ی خود طرح را حتی به صورت موقت جهت هم اندیشی با ذینفعان موضوع، متوقف نکرده و به تخریب کوهستان ادامه داده اند. ما همچنان در پی یافتن راهی برای جلوگیری از ادامه ی این برنامه ی راه سازی هستیم.  در زیر، مهم ترین دلایل مخالفت ما، ذکر شده است.

تخریب کوهستان به دست مسوولان حفاظت آن؟!

از مخربان کوه ها و دشت های کشور، شکایت به سازمان جنگل ها و مراتع می بریم؛ شکوه از این را به کجا ببریم؟! در هفته ی سوم فروردین که در دامنه های زیر سه هزار متر توچال، شاهد سر برآوردن جوانه های ظریف و شگفتی آفرین انواع گیاهان از دل خاک هستیم و به حرمت این ها، می کوشیم که پا را از راه های پاکوب بیرون نگذاریم، ناگهان غرش منحوس ماشین های راه سازی را می شنویم که بی محابا سینه ی کوه معجزه گر را می شکافند. در این میان، نه تنها صدها هزار گیاه نورسته ی طبیعی با بستر خود نابود می شوند، بلکه حتی ده ها درخت 15- 10 ساله ای که عامل راه سازی خود کاشته و پرورده نیز شکسته یا زخمی می شود!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دارآباد و وعده ی توخالی
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس- عباس محمدی 

وعده تو خالی مسئولان منابع طبیعی در توقف ساخت جاده در دارآباد
عباس محمدی: می خواهند دامنه های توچال را به پارک شهری تبدیل کنند


 بزرگنمایی

 

سبزپرس- گروه منابع طبیعی: در حالی که مسئولان منابع طبیعی استان تهران قول داده بودند ساخت جاده در دارآباد متوقف شود، خبرهای رسیده حاکی از آن است که این وعده تنها یک روز، برای روز شنبه متوقف بود و مجددا از روز یکشنبه بلدوزرهای منابع طبیعی به کار افتادند تا این تصور به وجود بیاید که مسئولان منابع طبیعی استان تهران چندان راست گو نبوده اند. فعالان محیط زیست معتقدند که این جاده گامی برای تبدیل دامنه های توچال به پارک و اساسا شهری کردن کوه ها است.

      عباس محمدی، رییس انجمن دیده بان کوهستان در گفت و گو با سبزپرس در این باره گفت: پس از پیگیری های ما این نتیجه حاصل شد که آقای عبدی نژاد، مدیرکل منابع طبیعی استان تهران قول توقف پروژه را داد اما به نظر می رسد این وعده عملی نشده است.

    او اضافه کرد: گویا روز شنبه در جلسه ای در دارآباد که آقای سلاجقه و عبدی نژاد هم حضور داشته اند، تصویب شده است که کار ادامه یابد.

    محمدی با ابراز نگرانی شدید گفت: به نظر من این طرح بخشی از طرح بزرگ تری است که شهرداری تهران و منابع طبیعی استان تهران در مورد آن موافقت کرده اند که دامنه های توچال را به پارک های شهری تبدیل کنند و این در قاموس شهرداری یعنی ساخت و ساز و ساختن پارک و شهربازی و دکه ها...

    او تاکید کرد: به طور کلی این کار تتمه محیط زیست کوهستان توچال را از بین می برد در حالی که به دلیل شکننده بودن اکوسیستم کوه ها، اساسا شهری کردن کوه ها غلط است.

اخبار مرتبط:

در اعتراض به تخریب دارآباد

عضو انجمن دیده بان کوهستان: انتقال آب بهانه ساخت جاده است

توقف ساخت جاده در دارآباد 

 و یادداشت در تارنمای فدراسیون کوه نوردی: اینجا

عکس هایی از تخریب منطقه در: وبلاگ گروه کلک چال

 


 
دارآباد و شادمانی کوتاه ما!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ

که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود

 

اگرچه ما قهقهه نزده بودیم، اما فکر می کنم لبخندی بر چهره مان نشسته بود که شاید «یکی تیرمان کارگر فتاده» است... و غافل بودیم از ناسازگاری روزگار! داستان شادمانی ما از ختم به خیر شدن ماجرای راه سازی در دارآباد، داستانکی بس کوتاه بود؛ در کمتر از بیست و چهار ساعت پس از آن که با شیره مالیدن به سر خودمان، خواسته بودیم به دوستان غم زده ی محیط زیستی مان که چون «مرغ بوتیمار این صحرا» مدام سری به تحسر تکان می دهند، کمی القای امید کنیم...، خبر یافتیم که گفته های آقای عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران را بد گرفته ایم و نفهمیده ایم که منظور ایشان از «متوقف شدن» طرح انتقال آب از دره ی دارآباد، متوقف شدن برنامه ی راه سازی بر دامن این کوه نیست!

آقایان فقط شنبه کار را خواباندند، و امروز دوباره شروع به کندن سینه ی کوه کردند و خط زشت خاکریزه ها را بر چشم انداز یال دارآباد پیش تر بردند.

دوستان کوه نورد و طبیعت دوست را به پی گیری دوباره ی موضوع فرا می خوانم.


 
دارآباد نجات یافت!
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

گفتگویی که روز پنج شنبه با مهندس اباذری (از کارشناسان منابع طبیعی استان تهران) در دارآباد داشتیم، نامه ای که به رییس سازمان جنگل ها و مراتع نوشتیم و رونوشت اش را به مدیر کل منابع طبیعی تهران و دیگران دادیم، یادداشتی که دیروز در این تارنگار نوشتیم، اطلاع رسانی به خبرنگاران، پی گیری  دوستان کوه نورد و کاوه کاشفی رییس هیات کوه نوردی استان تهران... ، در کنار مثبت اندیشی مهندس عبدی نژاد مدیر کل منابع طبیعی استان تهران و همچنین مهندس اباذری که واقعا دلسوز طبیعت هستند، مجموعا سبب شد که طرح راه سازی در منطقه ی دارآباد متوقف شود.

بابت این دستاورد، به دوستان کوه نورد و کوه دوست تبریک می گویم؛ نیازی به گفتن نیست که این ماجرا ثابت کرد که می توان با سخنان منطقی و کار پی گیرانه به نتیجه هایی دست یافت... همیشه هم تیر ما به سنگ نمی خورد!

سپاسگزارم از آقایان عبدی نژاد، اباذری، دوستان کوه نورد که به موقع خبر شروع عملیات جاده سازی را دادند و ماجرا را پی گیری کردند، و دوستان مان در  سبز پرس و دیگر رسانه ها.


 
دارآباد را دریابید!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

این بار، نه راه سازان یا سد سازان یا پیمانکاران خط انتقال گاز... بلکه سازمان مسوول حفظ جنگل ها و مراتع به جان یک کوه افتاده است! حدود یک هفته است که اداره کل منابع طبیعی استان تهران، برای کشیدن یک خط لوله ی آب از ارتفاع حدود 2300 متری دره ی دارآباد (احتمالا حوالی چشمه ی گرده گور) به بالادست منطقه ی سربند غلاک برا ی آبیاری جنگل کاری ها، شروع به عملیات راه سازی در این منطقه کرده است. آن طور که پیدا است، این بخش از جاده حدود 5 کیلومتر خواهد بود که با احتساب 3 کیلومتر دیگر به سمت شرق (سوهانک) جمعا حدود هشت کیلومتر خواهد شد.

روز پنج شنبه 18 فروردین، در یک گروه چهار نفری به منطقه رفتیم تا در زمینه ی خبر تخریب که از دوستان دریافت کرده بودیم، تحقیق کنیم. در کمال ناباوری دیدیم که در همین چند روزه، که شاید فقط در حدود یک کیلومتر جاده ی جدید از سمت شرق یال مشرف به جنگل دست کاشت کشیده شده، یال دارآباد به شکل فجیعی آسیب دیده و ترانشه های پدید آمده به ارتفاع تا حدود پنج متر، خطر رانش همیشگی دامنه ها را به شدت افزایش داده؛ مسیر کوه پیمایی دره در معرض خطر دائمی  سنگ ریزش قرار گرفته؛ ده ها درخت 15-10 ساله بر اثر ریزش سنگ شکسته یا به شدت زخمی شده؛  و حتی لوله ی پلی اتیلن انتقال آب و چند تا از شیرهای آن شکسته شده است.

در سالن منابع طبیعی، مهندس اباذری کارشناس اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران را دیدیم و  از او در مورد این عملیات پرسیدیم. او گفت که ما برای ایجاد جنگل مصنوعی به شکلی که پوشش "خوب" ایجاد کند، ناچار به آبیاری هستیم و برای آبیاری نیاز به انتقال آب هست و برای لوله کشی و نگهداری های بعدی ناچاریم  که جاده بکشیم. ما گفتیم که:

1-     در مورد جنگل کاری مصنوعی، آن هم متکی بر طرح های آبیاری که با شرایط زیستی منطقه مغایرت دارد، جای بحث است که آیا این کار درست است و یا باید در جهت حفاظت منطقه به منظور خود ترمیمی طبیعت اقدام کرد؟

2-     حتی اگر این نوع جنگل کاری درست باشد یا به  هر دلیلی لازم تشخیص داده شده باشد، آیا راه دیگری برای رساندن آب نیست؟ مثلا نمی توان آب را از کف دره که فقط در حدود 150 متر پایین تر است و آب بیشتر و دائمی هم دارد، به بالا پمپاژ کرد؟

3-     و حتی اگر ضروری باشد که از حدود چشمه گرده گور لوله کشی کرد، واقعا نمی توان بدون جاده سازی این کار را کرد؟

ما معتقدیم که این نوع جنگل کاری با توجه به تجربه های مشابه در دیگر نقاط کشور، هیچ گاه نمی تواند به اندازه ی حفاظت محیط های طبیعی در احیای منطقه موثر باشد. و در عین حال، هیچ نیازی به این جاده سازی پر هزینه و مخرب نیست. از این رو، درخواست داریم که مسوولان منابع طبیعی، راه سازی را فورا متوقف کنند و کل طرح مورد بازبینی قرار گیرد.


 
یک خبر بد، و یک هشدار جدی!
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری مهر

ناپدید شدن دو کارگر راهسازی بر اثر سقوط بهمن در بلده مازندران

 به گزارش خبرنگار مهر در نور، در اثر وقوع بهمن ناشی از انفجار شرکت راهسازی رادیس واقع در روستای یالرود از توابع بخش بلده شهرستان نور، دو کارگر این شرکت ناپدید شدند.

ماموران راهسازی برای تلاش در محور در دست احداث بلده گرمابدره (جاده تهران) نیاز به انفجار داشتند که پس از انفجار بهمن ایجاد شده و در این بهمن سه نفر از ماموران راهسازی درگیر شدند که با تلاش نیروهای امدادی یک نفر از آنها نجات یافت و دو نفر دیگر ناپدید شدند.

این حادثه که یکشنبه شب اتفاق افتاد، جستجوی ماموران امدادی برای پیدا کردن دو کارگر ناپدید شده همچنان ادامه دارد.
 
هم اکنون وضعیت جوی، در محور کوهستانی بلده مازندران بسیار سرد و یخبندان است و در صورت پیدا شدن این دو کارگر باید اجساد بی جان و یخ زده این کارگران را منتظر بود.
 
محافل ساخت و ساز گرا و  زمین خوار، چند سال است که سخت به دنبال کشیدن جاده از نور به گرمابدر، از وسط پارک ملی لار هستند. سازمان حفاظت محیط زیست، در پاسخ به کوه نوردان و دیگر طبیعت دوستانی که پی گیر ماجرا بوده اند، بارها اعلام کرده که با این طرح مخالف است(اینجا).
پرسش این است که آیا آقایان خواب جدیدی برای آخرین منبع آب پاک تهران دیده اند؟!
از همه ی دوستان کوه نورد درخواست دارم در صورت مشاهده ی تحرکات جاده سازی در داخل محدوده ی پارک ملی، موضوع را گزارش کنند.

 
از طبیعت فارس چیزی نمانده!
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۸ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلبی با عنوان بالا، از بهمن ایزدی کوه نورد و عضو "کانون سبز فارس" را در همشهری بخوانید.


 
پناهگاه دویست نفره روی قله ی توچال؟!
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

به دنبال نامه ای که چندی پیش برای دفتر آقای قالیباف شهردار تهران فرستادیم، و پی گیری های پس از آن، امروز هم نامه ی زیر را در جلسه ی کارگروه طبیعت گردی و کوهستان شورای شهر تهران، ارایه دادیم:

سرکار خانم ابتکار

رییس گرامی کمیته ی محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران

با سلام؛

در خصوص مصوبه ی "ساماندهی و توسعه ی خدمات و استقرار گروه های امداد کوهستان در ارتفاعات شهر تهران" مصوب 28/11/86 با سپاس از توجه شورای شهر تهران به موضوع امداد و نجات در کوه های تهران، لازم می داند چند نکته را به عرض برساند:

1-همان گونه که در نامه ی 1779/89 مورخ 21/6/89 به آقای قالیباف، اشاره کرده ایم، موضوع جستجو، امداد، و نجات مصدوم در ارتفاعات، بیش از هر چیز وابسته به امر آموزش و اطلاع رسانی است. اما، متاسفانه سازمان مدیریت بحران تهران که مطابق مصوبه، نقش محوری را در این زمینه دارد، جهت گیری و برنامه ی صرف بودجه را به طور عمده بر ساخت و ساز در ارتفاعات قرار داده است. به طوری که هم اینک طرحی را برای ساخت سه پناهگاه- رستوران بسیار بزرگ، هر یک با گنجایش دویست نفر، بر روی قله ی توچال، چشمه یورد دارآباد، و یونجه زار فرحزاد، و طرح های چندی برای ساخت پد بالگرد در کوهستان آماده کرده است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درباره ی جاده سازی در اشترانکوه
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ایسنا

احداث جاده در منطقه ی حفاظت شده ی اشترانکوه لرستان یکی از موارد عجیب و قابل تاملی است که مسئولین استان باید نسبت به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا ) منطقه ی لرستان ،  لرستان یکی از استانهای ممتاز و بکر از نظر طبیعت و محیط زیست به شمار می آید و بیشتر کارشناسان صاحب فن و زیست محیطی بر این مدعا صحه می گذارند .

 

لرستان به واسطه ی وضعیت توپوگرافی خاص دارای جاذبه های طبیعی قابل توجهی ازجمله آبشارها ، تالابها ، رودخانه های فصلی،دائمی و گونه های نادر جانوری و گیاهی بوده که حفاظت و صیانت از آنها علاوه بر مردم بر عهده ی دستگاههای متولی است.

 

اشترانکوه ، سفیدکوه خرم آباد ، تالابها و .. از جمله مناطق تحت مدیریت و به اصطلاح حفاظت شده لرستان به حساب می آیند که این روزها دستخوش حوادث و اتفاقات گوناگونی هستند.

 

 این روزها بحث احداث جاده ی دسترسی  در منطقه شول آباد الیگودرز و عبور این جاده آن هم از منطقه حفاظت شده اشترانکوه به سوژه داغ خبری و متاسفانه قابل تاملی تبدیل شده است .

یادداشت قبلی ما در این زمینه، در اینجا.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به خود آییم!
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

علیدوست فرضی راهنمای باسابقه ی علم کوه و مسوول قرارگاه کوه نوردی رودبارک، هر سال گزارشی از فعالیت پاک سازی مسیرهای اصلی کوه نوردی منطقه می دهد. گزارش امسال او را هم می توانید در وبلاگ کالاهو که از سوی پسر او مهرزاد فرضی اداره می شود، ببینید.

نکته ی کلیدی که در این گزارش (مانند گزارش های دیگر علیدوست در سال های قبل) به چشم می خورد، اشاره ی بحق او به مسوولیت کوه نوردان در بریز و بپاش زباله در مسیرهای دشوار کوهستانی است.

بیان حاتمی در حال جمع آوری زباله های پناهگاه سرچال


 
جاده ی غیر ضروری و مخرب در اشترانکوه
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

منطقه حفاظت شده اشترانکوه، به وسعت 104هزار هکتار، یکی از ذخیره‌گاه‌های گیاهی و جانوری کم مانند زاگرس و دربرگیرنده مجموعه‌ای از آبخیز‌های بسیار مهم غرب کشور و از سرچشمه‌های مهم رودهای دز و کارون است.

شوربختانه، اشترانکوه هم مانند دیگر منطقه‌های حفاظت شده کشور، در سال‌های اخیر آماج انواع تجاوزها و تخریب‌های شدید و طرح‌های توسعه بیمارگونه قرار گرفته و این در حالی است که منطقه، حتی در چند دهه پیش هم گرفتار عوامل مخرب بوده است؛ حمیدرضا بیات و هنریک مجنونیان کارشناسان برجسته محیط‌زیست در کتاب شناسنامه منطقه حفاظت شده اشترانکوه که در سال 1367 منتشر شده است، نوشته‌اند: «منطقه حفاظت شده اشترانکوه از نظر پوشش گیاهی بسیار فقیر و به‌دلیل وضعیت توپوگرافی ویژه (شیب‌های تند و دره‌های عمیق) بسیار آسیب‌پذیر است. اکثر دامنه‌ها دارای پوشش گیاهی بسیار تنک بوده یا در اثر استفاده بیش از حد ظرفیت مرتع، بوته‌کنی، قطع اشجار جهت سوخت و تغییر کاربری اراضی به شدت در معرض تخریب قرار دارد». اکنون، به‌جای رفع عامل‌های تخریب، فعالیت‌های تخریبی دیگری مانند راهسازی هم بر منطقه اضافه می‌شود.

 عکس ها از رضا اسدی (خانه ی کوه نورد درود)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تله کابین درفک، نابود کننده ی بقایای طبیعت گیلان
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۸ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

خط‌های بالابر (تله کابین‌ها) که در کوه‌های ایران کشیده شده‌اند، چندین اثر مخرب بر طبیعت داشته‌اند:

1- جاده‌کشی‌های افراطی و برش دامنه‌های پرشیب که موجب رانش زمین می‌شود؛ 2- تخریب مرتع یا جنگل در امتداد خط بالابر و در امتداد جاده‌های ارتباطی؛ 3- آسیب‌رسانی جدی به اقتصاد محلی و  جایگزین کردن تولید کشاورزی و دامی با گردشگری ناپایدار؛ 4- کشاندن جمعیت بالاتر از ظرفیت برد به منطقه و فرسوده ساختن زمین؛ 5- آلوده‌سازی‌ منطقه با ریخت و پاش زباله و مواد سوختی دستگاه‌های مربوط به بالابر و خودروها؛ 6- تخریب زیست‌بوم‌های حساس و نابود‌سازی‌ حیات وحش، با تکه‌تکه کردن زیستگاه؛ 7- ایجاد آلودگی‌های صوتی و بصری؛ 8- آسیب‌رسانی به منابع آب، با تخریب آبخیزها.

کاسه ی درفک، و کلبه های تازه ساخت (به قصد "املاک سازی"؟!)- عکس از وحید سپنج


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه سازی ها، امان کوه ها را بریده است!
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ٦ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چگونه است که هر وقت در این مملکت طرحی برای راه سازی (و البته سد سازی و ساختمان سازی و دیگر ساخت و سازها) داده می شود، طراحان، به هیچ قیمتی دست از آن بر نمی دارند، تا کار خود را به انجام رسانند؟! جاده سازی تا کنار دریاچه ی گهر که فقط می تواند کاربری زیست محیطی گردشگری داشته باشد، چرا با وجود تمام مخالفت های سازمان محیط زیست و طبیعت دوستان، ادامه می یابد؟

خبری در این مورد را از اسدی مدیر عامل انجمن گهر سبز و عضو انجمن کوه نوردان ایران در درود، در  سبز پرس بخوانید.


 
لطفا طومار مخالفت با پناهگاه سازی در ساوالان را امضا کنید
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

همان گونه که پش از این (در این جا) نوشته بودم ، هیات کوه نوردی مشکین شهر قصد احداث پناهگاهی را در غرب ساوالان (سبلان)، در منطقه ای به نام «آیی یاتاقی» که از معدود جاهای بکر مانده ی این کوه است، دارد. بسیاری از کوه نوردان آذربایجان و دیگر نقاط کشور مخالفت خود را با این کار اعلام کرده اند؛ شما هم می توانید با نوشتن نظر خود در  این جا در این حرکت شرکت کنید.

همچنین، تارنمای راهنمایان کوهستان ایران یک طومار اینترنتی در اینجا تهییه کرده که می توانید آن را هم امضا کنید. 

 

 


 
مخالفت فدراسیون با پناهگاه سازی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جای خوشوقتی است که فدراسیون کوه نوردی، با پناهگاه سازی در ارتفاعات به مخالفت برخاسته است (نگاه کنید به سخنان آقای شعاعی، رییس فدراسیون در اینجا).

اما، این که آقای شعاعی گفته اند فدراسیون به جای پناهگاه سازی در کوه، به «قرارگاه سازی در دامنه ی کوه ها» روی آورده است، خود جای تامل دارد. قرارگاه ونداربن در منطقه ی علم کوه، نمونه ای از یک ساخت و ساز ناهماهنگ با طبیعت است که با تصرف منابع طبیعی صورت گرفت. یا قرارگاه پلور در دماوند، علاوه بر آن که در عرصه ی منابع طبیعی ساخته شده، به دلیل دور بودن از مبدا اصلی و سنتی صعود به قله یعنی شهر رینه، جامعه ی محلی را تا حد زیادی از منافع کوه نوردی در منطقه محروم کرده است.

به هر حال لازم است که در مورد قرارگاه سازی هم ملاحظات زیست محیطی در نظر گرفته شود. 


 
ساخت پناهگاه در سبلان به معنای تخریب کوهستان است
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری برنا

مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران نسبت به ساخت پناهگاهی در کوهستان سبلان هشدار داد.
 

عباس محمدی با اشاره به این که هیات کوه نوردی مشکین شهر قصد دارد در غرب ساوالان (سبلان) پناهگاه بسازد، به خبرنگار اجتماعی برنا گفت: این در حالی است که که بیشتر پناهگاه های کوهستانی ایران به کانون های آلودگی، عوامل تخریب محیط زیست و محل مورد استفاده شکارچیان و "گنج یابان" (سارقان آثار فرهنگی زیرخاکی) تبدیل شده اند. مکان هایی که هیچیک از آنها واجد حداقل شرایط استاندارد هم نیستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم پناهگاه سازی؟! باز هم تخریب؟!
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این بار خبر از ساوالان (سبلان) می رسد؛ هیات کوه نوردی مشکین شهر می خواهد  در غرب ساوالان پناهگاه بسازد.

در حالی که بیشتر پناهگاه های کوهستانی ایران به کانون های آلودگی، عوامل تخریب محیط زیست، و محل مورد استفاده ی شکارچیان و "گنج یابان" (سارقان آثار فرهنگی زیرخاکی) بدل شده، و هیچ یک از آن ها واجد حداقل شرایط استاندارد نیستند، ساختن پناهگاهی دیگر، فقط دور ریختن بودجه است!

لطفا پناهگاه نسازید و بودجه ی آن را برای تامین دفتری در شهر که بتواند مرکز تجمع کوه نوردان و محل کتابخانه ای برای آنان باشد، صرف کنید.

جمعی از کوه نوردان آذربایجانی، طوماری در مخالفت با ساخت این پناهگاه تهیه کرده اند. برای امضای آن به وبلاگ گروه کوه نوردی و اسکی آلپ تبریز مراجعه کنید، یا "ادامه ی مطلب" را بخوانید.

ساوالان- عکس از وبلاگ گروه آلپ تبریز

یادداشت رضا زارعی در این زمینه، در: کوه قاف

مقاله ی عباس محمدی با عنوان: پناهگاه ها؛ دوگانه ی بهره برداری و حفاظت

یکی دیگر از یادداشت های عباس محمدی: لطفا پناهگاه نسازید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
غارنوردی "پایدار"؟!
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

رضا زارعی- کوه قاف

بیرون کردن کبوتران برای غارنوردی!

رئیس هیئت کوهنوردی مازندران: هزاران کبوتر درغار کتلی که عنوان پنجمین غار چاهی ایران را یدک می کشد ساکن هستند و مسئولان استان برای استفاده بهینه ورزشکاران از این محل باید فکری به حال کبوتران کنند!!!

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مصاحبه درباره ی جنگل کارا
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

باشگاه خبرنگاران

عباس محمدی، رییس انجمن کوه نوردان ایران در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: متاسفانه عده ای سود جو اقدام به تخریب جنگل کارا و ساخت و ساز در این منطقه نموده اند که هیچ نیروی موثری با این موضوع برخورد نمی کند.
وی تصریح کرد: طبق مصوبه ی شهرداری و شورای شهر ساخت و ساز در منطقه ی یک از ارتفاع 1800 متر، منطقه ی دو از ارتفاع 1600 متر و منطقه ی 22 تهران از ارتفاع 1400 متر به بالا ممنوع است.
محمدی اشاره کرد: درختزارهای این گونه مناطق هزاران سال طول می کشد ایجاد شود و انسان های سودجو با این ساخت و ساز باعث صدمه دیدن حالت طبیعی منطقه می شوند.
وی تاکید کرد: جنگل کارا و دیگر منطقه های این چنینی تهران که در دامنه ی جنوبی البرز قرار دارند ارزش اکولوژیکی و  گردشگری زیادی برای استان دارند.
محمدی خاطر نشان کرد: هم اکنون ما و فدراسیون کوه نوردی و دیگر ارگان های کوه نوردی از این مسئله نگران هستیم اما افراد سودجو به کار خود ادامه می دهند و پارک های طبیعی مانند کارا را تخریب می کنند و کسی هم با آنها مقابله نمی کند./گ

 


 
اعتراض فدراسیون کوه نوردی به ساخت و ساز در کوه های شمال تهران
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

تارنمای فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی

جناب آقای دکتر قالیباف
شهردار محترم تهران

با سلام و احترام


ضمن سپاس از عنایات و اقدامات ارزنده ی جناب عالی و همکاران گرامیتان در خصوص ساماندهی امور عمرانی و زیست محیطی کلان شهر تهران به ویژه رویکرد خاص به صیانت و حفاظت از ارتفاعات شمال پایتخت، به استحضار می‌رساند؛ به رغم اقدامات بازدارنده و نظارت های صورت گرفته از سوی دست اندرکاران محترم شهرداری، با نهایت تأسف پس از تخریب های صورت گرفته در «گلابدره» و پناهگاه «دارآباد» و هم چنین برخی ساخت و سازهای غیرقانونی در مناطق کوهپایه ای شمال تهران و احداث جاده در «آبشار سنگان» که با انسداد معابر ویژه ی کوه‌نوردان و گردشگران، تردد را ناممکن و با خطر مرگ مواجه نموده است؛ اکنون نوبت به «جنگل کارا» در ارتفاعات «درکه»، «دربند» و «کلک‌چال» رسیده، که با دست اندازی و زیاده خواهی عده ای زمین خوار؛ تصرف شده و با بی رحمی هر چه تمام تر؛ این موهبت الهی و سرمایه ی تجددناپذیر طبیعی تخریب شود. ( اقدام به ساخت و ساز به صورت پنهانی و شبانه، با حمل مصالح ساختمانی توسط قاطر ! )
خاطر نشان می شود: مراتب از طریق تماس تلفنی بارها به اطلاع مسئولین ذی ربط رسانده شده  ولی متأسفانه تاکنون هیچ گونه ترتیب اثر و برخورد جدی با این متخلفین و متجاوزان به حریم منابع طبیعی و عمومی نشده است.
لذا فدراسیون کوه‌نوردی ضمن اعتراض جدی به این ساخت و سازهای غیرمجاز و مغایر با قوانین صدور پروانه در ارتفاعات،  از حضرتعالی درخواست رسیدگی و پیگیری عاجل و دستور توقف قطعی این تخریب جبران ناپذیر را دارد.

محمود شعاعی
رییس فدراسیون
نائب رییس اتحادیه کوه‌نوردی آسیا



 
چهره ی غمبار دکتر صدوق، نمود وضع محیط زیست ما!
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در روز دوشنبه 25 مرداد، نمایندگان چند سازمان مردم نهاد؛ انصاری و شفیعی از کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست، البرزی منش از جمعیت زنان (و انجمن در حال تشکیل "پایشگران محیط زیست")، محمدی از دیده بان کوهستان، به دیدار محمد باقر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست رفتیم تا نگرانی خود را از تخریب منطقه ی حفاظت شده ی دنا به ایشان اطلاع دهیم. صدوق اگر چه برخورد همدلانه ای با ما داشت (که با توجه به پیشینه و عملکردش، ریاکارانه هم نیست)، اما در عین حال بسیار مغموم و سرخورده و درمانده به نظر می رسید که به نظر من چنین وضعی، نمودی است از وضع نا امید کننده ی محیط زیست ایران!

گزارش میترا البرزی منش را از وضع دنا، و پرسش او در این مورد که «کدام اهرم ها پشتیبان منطقه حفاظت شده دنا و جنگل های زاگرس است؟» در اینجا بخوانید.

میترا البرزی منش


 
مقاله ای از بهمن ایزدی درباره ی دنا
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این مقاله را که گزارشی است از وضع رو به وخامت منطقه ی حفاظت شده ی دنا، در همشهری بخوانید.

بهمن ایزدی، رییس کانون سبز فارس


 
تله کابین سرطاق؛ تقلید کور از گنجنامه
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

رضا زارعی- کوه قاف

دیواره ی سرطاق در منتهی الیه طاق بستان و در شمال شهر کرمانشاه، از جذاب ترین مناطق سنگنوردی کشور می باشد. شاید تنها دلیل گمنامی این دیواره وجود آن در شهری باشد که دیواره ی عظیم و سر به فلک کشیده ی بیستون در آن قرار دارد.

اما مدتی است طاق بستان و سرطاق هدفی برای سودجویی گردشگری قرار گرفته و اقدام جهت برپایی تله کابین سرطاق در این منطقه، موجبات نگرانی از نابودی دیواره ی سرطاق و تغییر ساختار منطقه را فراهم آورده است. 



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
و سرانجام: لغو کوه پیمایی ده هزار نفره در دماوند
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبر خوبی است که می توانید در ایرن بخوانید. امیدواریم که باز هم پی گیری های دوستداران کوهستان، و اندیشه ورزی مدیران تصمیم گیرنده، بتواند برنامه ها و پروژه های مخرب مانند احداث خط تله کابین، پناهگاه سازی، و معدن کاوی و راه سازی در منطقه های حساس را متوقف کند.


 
با تله کابین در پی چه هستند؟!
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۸ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

راه اندازی خط های بالابر (تله کابین) چند سالی است که به یکی از مهم ترین آفت های کوه در ایران بدل شده اند. عکس زیر که در تیر ماه گذشته گرفته شده، اثر مخرب تله کابین را بر جنگل های بی همتای رامسر نشان می دهد. مسیر کل خط، جنگل زدایی شده؛ زمین های کشاورزی جلگه ی پایین دست، به زیر ساخت و ساز رفته؛ در کنار تاسیسات تله کابین، طرح هتل سازی با تخریب دامنه ی پر شیب و جنگلی آغاز شده (به پشت کابین دقت کنید)؛ ویلا سازی در نزدیکی تله کابین شدت یافته؛ و ریخت و پاش زباله در امتداد خط و تمامی محدوده ی تله کابین به شدت افزایش یافته است.

 


 
نامه ای دیگر در مورد صعودهای جمعیتی
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را در تاریخ ٢٨ تیر برای هیات کوه نوردی استان زنجان و فدراسیون کوه نوردی فکس کرده ایم:

 

جناب آقای علی گو

رییس گرامی هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان زنجان

با سلام؛

آگاهی یافتیم که آن هیات در نظر دارد یک صعود چند صد نفره به دماوند ترتیب دهد، ضمن ارج گذاری به کوشش های شما و همکاران تان در جهت ارتقای کوه نوردی استان، به عرض می رساند که تجربه ی تمامی صعودهای جمعیتی گذشته نشان داده است که این گونه برنامه ها سبب تخریب مسیرهای صعود، ریخت و پاش زباله، و به طور کلی موجب آلودگی فراتر از ظرفیت محیط زیست می شود. در عین حال، این صعودها هیچ کمکی به بالا رفتن سطح کیفی کوه نوردی نمی کند. پیشنهاد می شود که به جای اجرای برنامه ی یاد شده و دیگر صعودهای مشابه، در جهت اجرای صعودهای با کیفیت و فنی در گروه های کوچک تر برنامه ریزی فرمایید.

با سپاس از توجه جنابعالی

عباس محمدی

رییس هیات مدیره ی انجمن و مدیر گروه دیده بان کوهستان


 
دنا باز هم تکه پاره می شود...
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

پیمانکار لوله کشی در دنا، کار مخرب خود را دوباره آغاز کرده و جناب صدوق در سازمان محیط زیست می فرمایند که «موضع سازمان تغییری نکرده و همچنان بر حفظ دنا تاکید می کنیم». این فرمایش بی فایده را در کنار بی اعتنایی سازمان به پی گیری های مردمی ِ دیگر (برای مثال: موضوع دماوند که در یادداشت پیشین به آن اشاره کردیم) قرار دهید، تا ببینید که سازمان حفاظت محیط زیست تا چه حد پی گیر حفاظت از محیط زیست کشور، و موثر در این امر است!

متن گزارش بهمن ایزدی، دل سوخته ی کوهستان دنا را که در همشهری آمده، در زیر بخوانید:

30هزار بلوط کهنسال در آستانه نابودی
گروه محیط‌زیست - اسد افلاکی
با آغاز دوباره عملیات اجرایی انتقال لوله گاز در منطقه جنگلی دنا احتمال قطع حداقل 30 هزار بلوط کهنسال قوت گرفت

این درحالی است که سال گذشته عملیات اجرایی لوله گاز در این منطقه باعث قلع وقمع 14 هزار بلوط کهنسال طی 2 روز شد. در پی آن، پیگیری‌های رسانه‌ای و واکنش برخی مسئولان منابع طبیعی و محیط‌زیست به این فاجعه، سبب شد تا دادستان کل کشور دستور پیگیری موضوع را صادر کند.

اما با وجود این پیشینه و با آنکه انتظار می‌رفت فاجعه به نابودی همان 14 هزار بلوط منتهی شود شواهد حاکی از آن است که اراده‌ای مصمم به اجرای عملیات اجرایی در همان مسیر سال قبل است؛ به‌طوری که طی روزهای اخیر2 هزار اصله درخت بلوط کهنسال برای آماده‌سازی‌ این مسیر قلع و قمع شده است.

بهمن ایزدی، رئیس هیأت‌مدیره کانون سبز فارس، در گفت‌وگو با همشهری بااعلام این خبر افزود: مجری پروژه انتقال لوله گاز، عملیات اجرایی را در 6 کیلومتر از جنگل‌های انبوهی که سال قبل براثر عملیات اجرایی همین مجری ویران شده بود،  ازسر گرفته است.

بهمن ایزدی در زردکوه


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه دریاچه ی گهر اسفالت می شود؟!
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هر دم از این باغ بری می رسد! آقایانی که توان سامان دهی حداقلی را به ترافیک داخل یک شهر ندارند، و از جمع کردن زباله های یک خیابان، و آموزش ابتدایی ترین اصول شهروندی عاجزند، یک روز تصمیم می گیرند که برای آسان سازی دسترسی «مردم» به دماوند، راه جنوبی آن را اسفالت کنند، روزی می خواهند که برای توسعه ی گردشگری، روی کوه تاریخی طاق بستان تله کابین بسازند، و امروز صحبت از اسفالت کردن راه دریاچه ی گهر در اشترانکوه می کنند (در ایرن بخوانید).

اطمینان دارم که کوه نوردان و دیگر طبیعت دوستان نخواهند گذاشت که این طرح مخرب اجرا شود.


 
واندالیسم در الوند!
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را از وبلاگ دیار الوند برگرفته ایم:

نقده را همه ما به نام شهر اوراز میشناسیم که همیشه و همواره نام و یادش در  کوه نوردی کشور به نیکی و جاودانگی خواهد ماند. اما چیزی که مرا وسایر دوستان همراه را با تاثر همراه کرد، دیدن تصاویر زیر در قله ی الوند می باشد که کار گروهی از افراد ناآگاه و بی بصیرت است که نام خود را کوه نورد گذاشته اند و هر جا که گام می گذارند، با وجود خویش محیط را آلوده کرده و چشم نوازی چشم اندازها را به ...می کشند. پس از گروه قیداری ها این بار نوبت عده ای افراد خود خواه تهرانی-گلستانی (نوکنده) و نقده ای  است که گویا عجله دارند تا زودتر نام خود را بر روی سنگ بنویسند، و چه تلاش بیهوده ای می کنند تا نام خود را همانند قهرمانان  ماندگار کنند. اینان آگاه نیستند که در محیط کوهستان با کوچک کردن خود، بزرگی به دست می آید و نه با بزرگ پنداشتن خویش و خوار کردن طبیعت...

ادامه ی مطلب در این جا.

 


 
با دنا چه می کنند؟!
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

آنان که اصرار دارند ما را به زور پیشرفته(؟!) کنند، با ترمزهای بریده راه ها را برای فروش هرچه بیشتر و سریع تر نفت و گاز طی می کنند. بخوانید گزارش جگر سوز درویش را از جاده سازی در رشته کوه بی مانند دنا برای انتقال گاز عسلویه:

15 هزار درخت 200 ساله بلوط در جنگل‌های دنا در نوبت اعدام قرار گرفتند!

موضوع فقط قطع چند هزار درخت نیست، بلکه مثله کردن یک جنگل و زیستگاه است. 

از همه ی طبیعت دوستان، به ویژه کوه نوردان  استان های فارس و کهکیلویه و بویر احمد، درخواست دارم فعالانه به افشاگری و مقابله با این طرح بپردازند.

 
ساخت و ساز در کنار باداب سورت!
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چشمه ی بسیار زیبا و شگفت آور باداب سورت در اوایل سال ١٣٨٧ با پیشنهاد دوستان کوه نوردمان در گروه کوه نوردی لواسان (نماینده ی انجمن کوه نوردان در لواسان) به عنوان دومین اثر طبیعی ملی در فهرست سازمان میراث فرهنگی ثبت شد. اما این ثبت های «کاغذی» که تاثیری در مدیریت منطقه ندارند، طبیعی است که نتوانند جلوی تخریب و تجاوز به آن را بگیرند.

عکس های زیر را وحید سپنج که در نوروز به باداب سورت رفته بود، گرفته است. او نوشته که چرا باید در کنار یک اثر بی مانند ملی، با چنین بی ذوقی ساخت و ساز شود؟!

از مسوولان سازمان میراث فرهنگی درخواست داریم هر چه زودتر جلوی این کار غیرقانونی را بگیرند.


 
چیدن و فروش سبزی های کوهی را غیر مجاز اعلام کنید!
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در روزنامه ی همشهری امروز یادداشت زیر چاپ شده است. چند سال است که من در مورد ضرورت جلوگیری قانونی از سبزی چینی مطلب می نویسم و به مقام های مسوول نامه می دهم که تا کنون هیچ تاثیری هم نداشته است!

از دوستان کوه نورد درخواست دارم که دست کم خودشان از چیدن سبزی های کوهی خودداری کنند، و به دیگران هم در این مورد تذکر دهند.

 فروش سبزی کوهی در میدان تجریش (10/2/89)

یکی دو ماه نخست فصل بهار، بسته به عرض جغرافیایی و ارتفاع منطقه، زمان بسیار حساسی برای رویش گیاهان است؛ در این دوره گیاهان مرتعی تازه سر از خاک برآورده و مراحل آغازین رشد را می گذرانند تا به گل دهی برسند. چرای دام یا بوته کنی و سبزی چینی در این زمان، فرصت رشد و زایش را از گیاه می گیرد و به علاوه از آن جا که خاک نمناک است، لگدکوب شدن آن موجب سفت شدن خاک و کاهش امکان رشد گیاه و ماندگاری بذر در ماه های بعد می شود.

آن چه که به نام  سبزی کوهی یا صحرایی از کوهستان یا دشت ها چیده می شود، گیاهان لطیف تازه رسته هستند که هنوز به مرحله ی زادآوری نرسیده اند و به این دلیل برداشت آن ها آسیب سنگینی به وضع پوشش گیاهی وارد می سازد. گونه هایی از این گیاهان، در بازه ی زمانی کوتاهی در اوایل بهار، در نقاطی خاص می رویند و در ماه های گرم و خشک بعدی به هیچ وجه امکان رویش دوباره نداند (مانند والک)؛ قسمت خوراکی بعضی از آن ها، ریشه یا ساقه ی زیر زمینی است (سیرک) و چیدن آن ها به معنای ریشه کردن آن ها است؛ بعضی دیگر با ساقه و طوقه ی نو رسته کنده می شوند (کنگر، سریش) و برداشت آن ها نوزایی شان را تقریبا محال می سازد، و در همه حال کسانی که به توده ای از این گیاهان می رسند، به یک بوته ی کوچک آن ها هم رحم نمی کنند و کل مجموعه را پاک تراش می کنند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم درباره ی جاده سازی در سنگان
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در آبان ماه گذشته، در یادداشتی به موضوع ساخت جاده از روستای سنگان (در شمال غرب تهران) به سوی آبشار سنگان در مسیر صعود قله ی پهنه سار (پهنه حصار) اشاره کردم. در آن یادداشت گفتم که این جاده بدون هیچ گونه توجیه اقتصادی و بدون در نظر گرفتن حداقل های استاندارد فنی  و زیست محیطی در حال پیشروی است، و هیچ یک از اداره های منابع طبیعی و محیط زیست و وزارت راه در جریان ساخت آن نیستند! به واقع، هرج و مرج در ارتباط با حفاظت محیط زیست و حاکم نبودن قانون در این عرصه، این اجازه را می دهد که هر فرد یا گروهی که منافعی در تجاوز به عرصه های عمومی داشته باشد، بتواند خودسرانه کار خود را پیش ببرد و مطمئن باشد که پس از چندی، ضابطان قانون و حتی قانون گزاران در مقابل آنان کوتاه خواهند آمد (نمونه ی اخیر: مصوبه ی مجلس برای به رسمیت شناختن چاه های غیرمجازی که پیش از سال 1384 حفر شده اند!)

به هر حال، در آن زمان موضوع را در روزنامه ی همشهری و تارنمای خبرگزاری سبز پرس و در یکی از جلسه های کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران مطرح کردم، به اداره ی منابع طبیعی نامه نوشتم و به آقای مهندس اباذری کارشناس منابع طبیعی استان تهران هم موضوع را شفاهی توضیح دادم و ایشان گفت که جلوی کار را خواهیم گرفت. همچنین "کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست" و چند شخص دیگر نیز قضیه را پی گیری کردند و سرانجام کار جاده سازی برای مدتی متوقف شد. اما چند هفته ای است که این جاده سازی خلاف اصول با شدت تمام دوباره شروع شده و از سمت چپ آبشار هم بالاتر رفته است؛ شگفتا در کشوری که در بسیاری عرصه ها «نُطُق» نمی توان کشید، در امر محیط زیست هر کار خلاف قانونی می توان کرد!

حسن نجاریان کوه نورد برجسته ی کشور که در جمعه ی گذشته به منطقه رفته بود، گزارشی نوشته و خبرگزاری ایسنا آن را منتشر کرده است. پنج شنبه، رادیو جوان هم گفتگویی با حسن نجاریان و یکی از مسوولان منابع طبیعی در این مورد داشت. آیا امیدی هست که دست کم این جاده بالاتر از این ها نرود؟!

 


 
هرس افراطی درختان در مسیر کلک چال
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یکی از بهترین مسیرهای کوه پیمایی شمال تهران، مسیر کلک چال است که با یک شیب یک نواخت از بوستان جمشیدیه تا پناهگاه- رستوران کلک چال (حدود ٢۶٠٠ متر) می رود. در کناره های این مسیر، از سال ها پیش درختانی کاشته شده که زیبایی خوبی به راه می دهد و در فصل های گرم سایه انداز دل نشینی فراهم می سازد. به تازگی شماری از درختان قطور تر مسیر را به شکل بسیار بی رحمانه ای «هرس» که نه، قلع و قمع کرده اند. جای تاسف مضاعف است که این کار را گویا کارگرانی که دست اندر کار ساخت بنای جدید در تپه ی «نورالشهدا» هستند، آن هم برای استفاده به عنوان سوخت، انجام داده اند! (نگاه کنید به گزارش عباس ثابتیان در وبلاگ آرام کوه).

شرم آور است که در کنار پایتخت کشوری که دومین دارنده ی منابع گاز طبیعی و یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان نفت جهان و همچنین دارنده ی آفتابی است که می تواند منبع عظیم تولید انرزی باشد؛ کشوری که ادعای تولید علم اش چند سالی است که گوش فلک را کر کرده(!) شاهد چنین کارهایی هستیم... .

نکته: چند ماه پیش، همراه با یکی از دوستان به ساختمان مرکزی «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس» که مسوول تاسیسات تپه ی نورالشهدا است رفتیم و ضمن صحبت با یکی از معاونان این بنیاد، به ایشان گفتیم که می توان کار ساخت یادمان را بسیار زیباتر از این ها و هماهنگ با محیط زیست و هماهنگ با میراث معماری اصیل و ماندگار ایرانی انجام داد، و نه این چنین پر ریخت و پاش و توی ذوق زننده. آن معاون محترم هم از گفته های ما استقبال کرد و خواستار پی گیری های بیشتر و ارایه ی نظرات دیگر شد.


 
آنان که جنگل را فقط درخت می دانند!
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

آقای عبدوس، مدیر کل دفتر زیستگاه ها در سازمان حفاظت محیط زیست، گفته است که سازمان با استاندار سمنان و نمایندگان وزارت راه و ... توافق کرده است که جاده ی علی آباد به شاهرود در جنگل ابر اسفالت شود (در همشهری بخوانید) یعنی این که طبق معمول، "آقایان" دور هم نشستند و "تعامل" کردند و قضیه به "خیر و خوشی" به زیان محیط زیست مادر مرده فیصله یافت! دو هفته پیش هم که برای اعتراض به تعریض جاده ی جنگل گلستان، به گرگان رفته بودیم، نماینده ی علی آباد و ... را در استانداری دیدیم که خود را شیفته ی محیط زیست می دانست، اما حامی سرسخت این جاده بود.

آقای عبدوس فرموده اند که قرار شده همان جاده ی جیپ روی موجود اسفالت شود و هیچ درختی هم قطع نشود. آیا ایشان نمی دانند (یا تجاهل العارف می فرمایند؟) که اولا جاده ی جیپ روی موجود هم ضد محیط زیست بوده و بسیار بی ملاحظه ساخته شده است؟ دوم این که جاده ی اسفالته سبب افزایش شمار خودروهای عبوری، افزایش سرعت آن ها، و افزایش خانه سازی و زمین خواری، و تکه پاره شدن قطعی زیستگاه می شود؟ و سوم این که جنگل، فقط درخت نیست؛ بلکه یک «کل» است که وقتی یک پارچگی آن به هم بخورد، به شدت آسیب پذیر می شود؟! نه! ایشان می دانند...، اما مصلحت حفظ کرسی اجازه نمی دهد که قاطعانه جلوی این تخریب ها را بگیرند.

تا وقتی که تفکر بساز و بفروشی حاکم بر مدیریت کلان کشور، و نظام سهم گرفتن استان ها و ... از بودجه ی نفتی برقرار باشد، محیط زیست این مملکت قربانی پروژه های ساخت و ساز خواهد بود.


 
تجمع اعتراضی در گرگان
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

فردا از ساعت 12 تا 2 بعد از ظهر، یک تجمع  در مقابل استانداری استان گلستان، در اعتراض به تعریض جاده در پارک ملی گلستان  برگزار می شود. از دوستان سبز اندیش دعوت می کنیم در این تجمع شرکت کنند.

تجمع، با پی گیری «کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست» برگزار می شود و مجوز آن گرفته شده است.

یادداشت یاسر انصاری، را در مورد سابقه ی فعالیت های مخرب راه سازی در این پارک ملی در سبزپرس بخوانید.

یاسر انصاری کجوری


 
تخریب الوند
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی درباره ی تخریب کوهستان باارزش الوند، و اعتراض هیات کوه نوردی همدان به این موضوع را در http://www.hamedanclimb.com/media/1262757011.jpg بخوانید.



 
گر زخم بر کوه زنید، بر جان فرود آید
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی که از پی می آید، از محمد حسن نجاریان است. او از برجسته ترین کوه نوردان ایران است که کارنامه ای سی ساله و غنی، شامل همه جور کوه پیمایی، سنگ نوردی های دشوار، صعود دیواره های بلند، و صعود قله های بلند هفت و هشت هزار متری دارد. نجاریان همچنین در مربی گری، اداره ی گروه های کوه نوردی، عکاسی و فیلم برداری از کوهستان، فعال است. وبلاگ او با نام کوه از تارنوشت های خوب کوه نوردی است.

گر زخم بر کوه زنید  برجان فرود آید

درود بر شما دوستان پاک، و عاشقان کوه

چندی قبل مطلبی در وبلاگ یکی از دوستان خواندم مبنی بر ساخت جانپناه روی یکی از دیواره های اطراف زنجان، و در ادامه ی موج تبریکات به این دوستان جوان، بر خود وظیفه دانستم تا آن جا که سن و خاطرات کوه گردیم اجازه می دهد بررسی کوتاهی داشته باشم بر روند ساخت جان پناه سازی و عواقب و تخریب هایی که در پی داشته و این که به واقع ما تا چه حد حق داریم که این گونه دست به تخریب محیط زیست بزنیم ؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جاده ها، تا بالاترین درخت دره!
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی - سبزپرس؛ چه کسی، چه نهادی، چه نیرویی ، مسوول حفاظت دره ها، این بستر «رگ های زندگانی بخش» زمین –رودها- است؟ آیا تمامیت دره ای فرعی در بالادست یک روستا، متعلق به اهالی آن روستا است؟ دست کاری در وضع ژئومورفولوژیک دره ای که شاخه ای از آبخیز یک رودخانه ی بزرگ است، در صلاحیت بهره برداران بالادست هست ؟
   در اقتصاد «بساز و بفروشی» ایران، یعنی اقتصادی که کالا را فقط برای «رد کردن» (فروش غیر مسوولانه و کوته بینانه) عرضه می کند و در آن، رانت زمین به شکلی سرطانی فراوان و فزاینده است، تصرف عرصه های طبیعی برای تملک شخصی و فروش آن در بازار اشباع از پول هایی که راه به تولید ندارند، فراگیر است. در این میان، اگر زمین در نقطه ای خوش آب و هوا یا نزدیک به یک شهر بزرگ باشد، بیشتر در خطر تصرف است.



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
با فرسایش خاک ، تمامیت ارضی خود را از دست می دهیم!
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی

ایران یکی از بالاترین آمارهای فرسایش خاک را در جهان دارد . چند سال پیش در مقاله ای نوشتم که اگر مقدار فرسایش خاک را بر پایه ی آمارهای خوش بینانه ، دو میلیارد تن در سال بدانیم (که شماری از پژوهشگران ، آن را تا پنج میلیارد تن دانسته اند)، و عمق خاک مفید یا زنده را در ایران یک متر بدانیم ( که تقریبا همه جا بسیار کم تر از این است ) و وزن مخصوص خاک را حدود ۴ گرم برای هر سانتی مترمکعب بگیریم ، کشور ما سالانه به اندازه ی شش برابر مساحت جزیره ی کیش ، خاک خود را ازدست می دهد ! آیا این از دست دادن تمامیت ارضی نیست ؟! آیا "خاک میهن" فقط عرض و طول دارد ، و ارتفاع ندارد ؟! از دست رفتن بعد سوم خاک میهن را چه مقامی پاسخ گو است ؟!

گفتگو با خبرگزاری سبز پرس به مناسبت روز کوهستان پاک را که با حذف و اصلاحاتی در تارنمای آن درج شده ، در اینجا بخوانید .


 
جنگلهای بلوط مریوان سه ماه است که در آتش می سوزد
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری ایلنا: جنگل های بلوط مریوان سه ماه است که در آتش می سوزد اما سازمان حفاظت محیط زیست، تا کنون هیچ گونه اقدامی برای مهار آتش انجام نداده است. 
به گزارش خبرنگار ایلنا، جنگل های اطراف مریوان از تیر ماه امسال تا کنون حدود 70 بار آتش گرفته است، اما سازمان محیط زیست استان با وجود اینکه امکانات لازم برای مهار آتش سوزی را داشته هر بار به بهانه های مختلف از این اقدام سرباز زده است. 
سیروان خوانچه‌زر یکی از اعضای انجمن سبز چیا که یک سازمان مردم نهاد در استان مریوان است به خبرنگار ایلنا گفت:‌ اعضای این انجمن با بیل و شن کش آتش ها را مهار می کنند اما سازمان محیط زیست با وجود اینکه هلیکوپتر دارد هر با به بهانه ای خود را کنار می کشد.گویا سازمان حفاظت محیط زیست اصلا مهار آتش را وظیفه خود نمی داند. بنابر این اعضای این انجمن با کمترین امکانات سعی می کنند که آتش را مهار کنند. 
این عضو انجمن ادامه داد:‌ سازمان منابع طبیعی استان البته کمک های اندکی برای خاموش کردن آتش انجام داده است اما بودجه 18 میلیون تومانی که برای این کار اختصاص داده شده است بسیار اندک است.
این عضو انجمن گفت چون در استان مریوان نتوانستیم سازمان حفاظت محیط زیست را قانع کنیم که مهار کردن آتش برعده انها است به تهران امدیم تا گلایه خود را به گوش سازمان حفاظت محیط زیست کشور برسانیم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چشمه ی باداب سورت
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

گفتگوی نادر ضرابیان با خبرگزاری میراث خبر ، درباره ی چشمه ی باداب سورت را در اینجا بخوانید .


 
هم چون کوه ها ، با همان و تنهایانیم
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

اگر دردم یکی بودی ، چه بودی ؟!

 

در روز چهارشنبه ی گذشته ، یکی از اعضای پرکار و علاقمند انجمن به دفتر آمد و خطاب به هیات مدیره و باعتاب خاص به من ، گفت که « شما مقصرید ! » و  با دردمندی توضیح داد که دو روز پیش به چشمه ی باداب سورت رفته و آن را تقریبا به کلی تخریب شده یافته است . او توقع داشته که ما « بیش از این ها و دست کم به اندازه ی کاری که برای شکل شاه و نه برای دماوند - کرده ایم » در جلب توجه سازمان میراث فرهنگی می کوشیدیم تا چنین بلایی بر سر دومین اثر طبیعی کشور که همین سال گذشته ، پس از دماوند ، در فهرست آثار ملی ثبت شده نمی آمد . توضیح این که دیده بان کوهستان ، در ثبت هر دوی این آثار نقش فعال داشته و پیشنهاد دهنده بوده است .

 عکس هایی از باداب سورت ، پیش از تخریب(اردیبهشت٨٧)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دومین کوه بلند کشور ، در خطر ساخت و ساز
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

تهدید دیگری برای علم کوه !

 

خبر یافته ایم که استانداری مازندران در تیر ماه گذشته ، جلسه ای با فرماندار چالوس ، بخشدار و شهردار و شورای شهر کلاردشت و جمعی از دیگر مسوولان منطقه داشته است و در این جلسه ، آقایان تصویب کرده اند که جاده ای از کلاردشت به طالقان کشیده شود .  نخستین توجیهی که آنان برای ساخت این راه آورده اند ، «خارج کردن کلاردشت از بن بست » است ! سخنی که از پایه ، نادرست است ؛ نخست این که جاده ای پهن که در دست تعریض باز هم بیشتر است ، منطقه را به جاده ی چالوس وصل می کند و اساسا بی معنا است که بگوییم با وجود چنین جاده ای ، کلاردشت در بن بست است . دوم این که همین جاده ، از سوی دیگر به عباس آباد تنکابن می رود و هیچ مشکل رفت و آمدی برای ظرفیت مسافری قابل پذیرش کلاردشت وجود ندارد . در واقع ، کلاردشت ، هم اکنون از مدیریت انبوه مسافران خود ناتوان است و مدیران شهری و روستایی منطقه نتوانسته اند حداقل استانداردهای لازم را در بخش های پایه مانند تامین آب ، دفع فاضلاب ، و دفع زباله فراهم سازند . با این حساب معلوم است که اگر منطقه به قول ایشان از بن بست خارج و بار اضافه ای به آن تحمیل شود ، چه مشکلات زیست محیطی عظیم تری بر کلاردشت نازل خواهد شد .

(ادامه دارد)


 
همایش همدان (2)
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

محیط کوهستان الوند

 

در نشستی که در بعد ازظهر 7/3/ 88 با مدیر عامل شرکت تله کابین گنج نامه داشتیم ، بر این نکته تاکید کردیم که اگر قرار باشد مطابق استانداردها در حدود ده درصد گستره ی استان همدان را جزو منطقه های حفاظت شده درآوریم ، بی هیچ تردیدی کوهستان الوند از شایسته ترین نقاط برای این کار است . به علاوه ، الوند جزو کوه های با پیشینه ی فرهنگی و مقدس است ، همچنین در پایین دست و چند نقطه از میانه های کوه ، آثار تاریخی بسیار با ارزش وجود دارد که در این میان ، کتیبه های گنج نامه واجد ارزش های بی نظیر جهانی است . به این ها ، اضافه کنید ارزش فوق العاده ی الوند در تامین آب همدان ، ارزش چشم اندازی و گردش گری آن ، و ارزش بی مانند راه های پیاده روی این کوه برای حفظ سلامتی انبوه مردم که اگر بخواهند برای مثال ورزشگاه جایگزین برای آنان بسازند ، به صدها میلیارد تومان پول نیاز خواهد بود .

آن چه که ما حدود دو سال پیش درباره ی اثرات مخرب تله کابین بر محیط کوهستان گفته بودیم ، امروزه آشکارا به چشم می آید :

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هجوم بساز و بفروش‌ها به طبیعت
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

همشهری- عبیری گلپایگانی:

 

«این سرزمین را از پدران خود به ارث نبرده‌ایم بلکه از کودکان خود قرض گرفته‌ایم.»

سال‌هاست که کارشناسان نسبت به تخریب محیط‌زیست هشدار می‌دهند. دامنه این تخریب‌ها به اندازه‌ای گسترش‌یافته که حتی پایتخت و مناطق اطراف آن هم مصون نمانده است. کافی است نگاهی به ساخت و سازهای بی‌رویه در لواسان و مناطق مشابه آن بیندازید تا عمق این فاجعه را دریابید. اجرای طرح‌های عمرانی در پارک‌های ملی و ساخت‌وساز در سرخه حصار نمونه دیگری از این تخریب‌هاست.

در این میان پایین بودن فرهنگ عمومی و عدم‌آگاهی شهروندان به اهمیت محیط‌زیست به این معضلات دامن زده است. این ناآگاهی سبب شده تا به هر گوشه‌ای از طبیعت که سفر کنید با انبوهی از زباله مواجه شوید؛ زباله‌هایی که اغلب قابل بازیافت نیست. آنچه در پی می‌آید گزارشی است در همین زمینه که در آن تصویری ارائه شده است از ساخت‌وسازهای لجام گسیخته در شمشک و بی‌مهری برخی با طبیعتی که حیات‌شان به آن وابسته است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بازدید از معدن پوکه ی دماوند (2)
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

 اگر در مورد چرای دام ، امیدی به احیای پوشش گیاهی ، مثلا با قرق منطقه باشد ؛ و اگر در مورد ریخت و پاش زباله امکان پاک سازی متصور باشد ؛ در مورد معدن کاوی ، اما هیچ کورسویی امیدی به اصلاح وضع بخش هایی از دماوند مانند قرقه ، وسون ، ملک آباد و ملار که سال ها است همه روزه ده ها کامیون از خاک و سنگ آن ها بار می شود و به ده ها و صدها کیلومتر دورتر برده می شود ، نیست . چشم انداز کنونی این بخش ها که بسیار گسترده هم هستند ، چونان مخروبه ترین بیابان های کشور است :  بی گیاه ، بی هیچ خاک حاصل خیز ، بد شکل ، و در یک کلام : مرده . باور کردنی نیست که نماد سرزمینی و خاستگاه دلکش ترین اسطوره های یک ملت چنین بی رحمانه در یک کار اقتصادی ناپایدار و نه چندان پر درآمد ( در مقیاس ملی ) ، به نابودی کشانده شود . اگر به توبره کشیدن دامنه های دماوند ، با عنوان معدن داری ، تا پیش از ثبت آن به عنوان اثر طبیعی ملی توجیهی داشت ، اما از سال گذشته که این کوه خوش سیمای افسانه ای چنین شناسه ی پرمعنایی یافته است ، دیگر هیچ پایه ی منطقی و قانونی برای ادامه ی این گونه بهره برداری وجود ندارد .

شاید عده ای بپندارند که « معدن » در این جا ، شبیه بعضی معدن های زغال سنگ و ... است که دارای دهانه ای است و از آن دهانه وارد تونل های زیرزمینی می شوند ! اما در دماوند ، بولدوزرها سطح کوه را برداشت می کنند و به پشت کامیون ها می ریزند که در نتیجه  زخم هایی به وسعت صدها متر در صدها متر و عمق 20-10 متر بر پیکر کوه ، این جا و آن جا ، پدید آمده است . چون جنس دماوند عمدتا شامل خاکسترهای آتشفشانی است ، با کندن هر قسمت ، لایه های بزرگ تری از بالادست آن رانش می کند و ابعاد تخریب را چند برابر می سازد . از آن بدتر ، راه های دسترسی به این معدن ها است که سبب تخریب شدید دامنه ها شده و آثار زشتی را بر سیمای کوه باقی گذارده است . رانش های بزرگ ناشی از برداشت از معدن ملار ، به صورت یک قطاع بزرگ خاکستری در امتداد یال شرقی دماوند ، از جاده ی هراز دیده می شود . نمونه ی راه دسترسی بد شکل و مخرب هم ، جاده ی معدن ملک آباد است که با شیبی غیرعادی از پل مون بالا می رود و ریزش کناره های آن سخت چشم را می آزارد .

( ادامه دارد)


 
پی گیری یک خواسته
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

بازدید از معدن های پوکه در دماوند

در روز 6/2/88

 

چند سال است که شمار در خور توجهی از اهالی رینه (شهر مبدا صعود دماوند) خواستار تعطیل شدن معدن های برداشت پوکه در دماوند – به ویژه در حوزه ی رینه – هستند که این مخالفت ها و تجمع های اعتراضی دنبال آن دست کم در یک مورد به خشونت هم کشیده شده و تیراندازی هایی صورت گرفته است .  گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران از سال 1383 با انتشار خبرهای مربوط به مخالفت مردم ، و با نوشتن نامه هایی برای سازمان حفاظت محیط زیست ، دفتر رییس جمهور ، و سازمان میراث فرهنگی  به طرح  مشکلات زیست محیطی دماوند پرداخته و پیشنهاد ثبت دماوند در فهرست آثار طبیعی ملی ، همچنین پیشنهاد ثبت روز سیزدهم تیر ( جشن تیرگان) را به عنوان روز ملی دماوند داده است .

در تیر ماه سال گذشته ، پرونده ی ثبت دماوند به عنوان اثر ملی در فهرست سازمان میراث فرهنگی تکمیل شد و بلندترین کوه ایران ، نخستین اثری شد که در این فهرست به ثبت رسید . اعلام رسمی این ثبت ، در مراسمی با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گروه دیده بان کوهستان انجمن ، در روز 29 تیر 1387 در پلور صورت گرفت  ( البته دکا ، مراسم « روز ملی دماوند » را طبق معمول سه سال پیش از آن ، در نزدیک ترین جمعه به سیزدهم تیر 87 برگزار کرده بود ) . 

در مورد عوامل تخریب دماوند ، ما ضمن اشاره به چرای بی رویه ی دام و ساخت و ساز و موضوع زباله ها ، به معدن کاوی به عنوان یک عامل بسیار مخرب که آثار آن به هیچ وجه جبران شدنی نیست ، توجه داشته ایم و پی گیر آن بوده ایم .    

( ادامه دارد)


 
گردش گری غیرمسوولانه و معضل زباله
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

گزارشی را که روزنامه ی همشهری از گفتگو با من تهیه کرده و مربوط است به آلودگی نقاط گردش گری ، در این جا بخوانید .


 
موضوع پناهگاه سازی روی توچال
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

پناهگاه فلزی توچال را جمع کنید !

 

تقریبا تمامی عرصه ای که به نام تهران شناخته می شده -  و چندین برابر آن، عرصه ی ده ها روستا و چند شهر نزدیک به تهران – به زیر ساخت و ساز رفته است ؛ آن هم ساخت و سازهایی غالبا بدقواره و بیگانه با میراث فرهنگی و طبیعی این محدوده . در این آشفته شهر آلوده ، به گفته ی طلایی دکتر پرویز رجبی ( ایران شناس برجسته ) « البرز آبروی تهران را خریده است » و چشم انداز توده ی توچال از این رشته کوه  ، جلوه ای به شهر داده که جور بسیاری از بدمنظری ها را می کشد .

خبر یافته ایم که گروهی تصمیم گرفته اند بر روی قله ی توچال ، پناهگاهی دو طبقه به مساحت حدود 180 متر مربع بسازند و هزینه ی  آن را هم از محلی تامین کرده اند . خوشبختانه ، قالیباف شهردار تهران موضوع را به « کمیته ی کوهستان » شهرداری منطقه ی 1 ارجاع داده و این کمیته هم با دعوت از چند گروه و باشگاه کوه نوردی ، فدراسیون کوه نوردی ، طراح ساخت پناهگاه ، اداره ی منابع طبیعی شمیران ، چند انجمن ، و ... در حال بررسی قضیه است .

در نخستین نشست در این مورد ، به جز شخصی که به دفتر قالیباف رفته و طرح را پیشنهاد داده ، یکی دو نفر دیگر هم موافق ساخت پناهگاه بودند و دلیل شان هم این بود که پناهگاه می تواند به کم تر شدن خطر مرگ و میر یا آسیب های کوه نوردی کمک کند و همچنین یک نیاز جمعیت انبوهی را که در روزهای تعطیل به توچال می روند ، برآورده کند . اما ، بیشتر حاضران از جمله نمایندگان چهار باشگاه و انجمن کوه نوردی حاضر در جلسه ، مخالف این طرح بودند . دلیل های آنان این بود که اولا نمی توان هیچ رابطه ای بین پناهگاه و کم شدن خطر کوه نوردی ملاحظه کرد ، بلکه برعکس بیشتر تلفات کوه های ایران در حول و حوش پناهگاه ها یا در راه رسیدن به آن ها رخ داده است . دوم این که بیش از نود درصد مردمی که برای کوه پیمایی به شمال تهران می روند ، در محدوده ی زیر 3000 متر پیاده روی می کنند و نیازی به تاسیسات در بلندی ها ندارند . سوم این که قرار نیست که کوهستان را شهری و تجهیز کنیم تا همه به کوه بروند ، بلکه باید به کسانی که قصد صعود به ارتفاعات را دارند ، یاد دهیم که چگونه و با چه وسایل مناسب شخصی چنین کنند . دست آخر و بسیار مهم این که « ظرفیت برد » توچال اشباع شده است و باید به جای بارگذاری بیشتر بر این محدوده ی طبیعی کوچک ، فکری برای پاک سازی منطقه ، موضوع زباله ی رستوران ها و پناهگاه های موجود ، تخریب های ناشی از فعالیت تله کابین ، مضوع قضای حاجت ده ها هزارنفری که هر هفته به این کوهستان می روند ، و ... کرد . نکته ی دیگری که مخالفان ، به آن اشاره کردند ، این بود که اگر به فکر ایجاد امکانات برای کوه نوردی هستیم ، چرا نمی آییم سالنی در شهر برای راه اندازی مرکز اطلاعات و کتابخانه و اجتماعات کوه نوردی تاسیس کنیم ؟! غم انگیز نیست که در شهری به این بزرگی ، چنین جایی نداریم ؟!

در میان حاضران ، عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران گفت که طبق مصوبه های شورای شهر تهران و شهرداری ، ساخت و ساز در منطقه ی 1 تهران از ارتفاع 1800 متر به بالا ممنوع است . او همچنین با اشاره به این که ساخت پناهگاه بر روی قله بدون موافقت اداره ی منابع طبیعی ، منع قانونی دارد و این اداره هم باید در چارچوب وظیفه ی حفاظتی خود و اجرای مقررات قرق دامنه های جنوبی توچال که از سال 1372 وضع شده ، از هرگونه تخریب ( و البته چرای دام ) در منطقه جلوگیری کند ، یک پیشنهاد هم داد : بیاییم پناهگاه فلزی قله ی توچال را  جمع کنیم و فقط جان پناه سنگی را که یادمانی مربوط به تاریخ کوه نوردی به شمار می آید و تخریب منظر هم بر روی قله ایجاد نکرده حفظ کنیم . به این ترتیب ، بلندترین نقطه ی تهران ، دست کم به صورت نمادین از ساخت و ساز در امان خواهد بود . اگر ضرورتی باشد ، می توان در گفتگو با شرکت تله کابین فضایی  را برای ساخت پناهگاه کوه نوردی در نزدیکی ایستگاه هفت در اختیار گرفت .


 
پناهگاه ، برای کوه نوردان یا ...
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 لطفا پناهگاه نسازید !

دو سه هفته پیش ، یکی از دوستان دزفولی عضو انجمن با خوشحالی خبر آورد که در مسیر قله ی سالن کوه ( منطقه ی آبشار تل زنگ ) یک پناهگاه ساخته اند . او گفت که در مسیر 12-10 ساعته ای که تا قله می رود ، هیچ  استراحتگاهی برای کوه نوردان وجود نداشته است و این پناهگاه که تمام به دست و با هزینه ی دوستان عضو گروه کوه نوردی او ساخته شده ، « می تواند کمک خوبی به کوه نوردان و به ویژه برای صعودهای زمستانی باشد » . به او گفتم که آیا شما در شهر دزفول یا جایی نزدیک به شهر ، دفتری برای گروه دارید که برای برگزاری نشست های کوه نوردی و بایگانی کردن نامه ها و تشکیل کتابخانه و ... گرفتار یا مزاحم این و آن نشوید ؟! گفت : نه . گفتم که چقدر خوب بود ، اگر این همه وقت و پول را صرف تهیه ی مکانی در شهر می کردید ! دوست عزیزم ، محمد نوری نگاهی به عکس پناهگاه که در منطقه ای بیشه ای – جنگلی ساخته شده ، انداخت و گفت : چند سال دیگر ، از درخت های اطراف این پناهگاه هیچ خبری نخواهد بود !

دوستان مان در گروه کوه نوردی « آرش کمانگیر بابل » ، در گاهنامه ی شماره ی 7 خود  از بلایی نوشته اند که در نتیجه ی ساخته شدن پناهگاه بر روی قله ی « ارفه » ( جاده ی فیروزکوه ) پدید آمده است . نوشته اند که در تابستان خشک گذشته وقتی به قله رسیدند ، انبوهی از ریشه های درخت سرو کوهی خزنده را دیدند که عده ای جمع کرده بودند تا در بخاری پناهگاه بسوزانند . قاسم منافی ، نویسنده ی این مطلب نوشته که « دورادور در جریان زحمات طاقت فرسای همنوردان ساروی جهت ساختن این پناهگاه » هست و علاقه و احترام هم برای آنان قایل است ، اما « متاسفانه ، امروزه این پناهگاه مامن چوپانان ، شکارچیان و گنج یابان حرفه ای و غیر حرفه ای است که با خیال راحت به تخریب محیط زیست مشغول اند » .

درخت یاد شده ، از معدود گونه های سوزنی برگ بومی ایران و از جنس Juniperus است  که در سخت ترین شرایط ارتفاعی ( بالای 2000 متر ) و در جاهایی که خاک بسیار کم دارد ( بیشتر در شکاف سنگ ها ) می روید و رشدش بسیار کند است . شکار و گنج یابی هم که پیدا است چه بلایی بر سر محیط زیست و ثروت فرهنگی کشور می آورد ؛ پس چرا توان خود را صرف کاری کنیم که سود آن به جیب تخریب گران می رود ؟!

 

کوه نوردان می توانند ، و باید با چادر و تمهیدهای دیگر به کوه بروند ؛ هیچ اثری از خود بر جای نگذارند و هیچ چیزی را تخریب نکنند . برای صعود در زمستان و شرایط سخت نیز همین اصل صدق می کند ، پناهگاه سازی فقط سبب بیشتر شدن رفت و آمد افراد غیر کوه نورد و افزایش تخریب ناشی از گردش گری غیر مسوولانه می شود .


 
دو شعر از جعفر سپهری
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

دماوند

آلودگی هوای تهران به وسیله SO2

 

به نام خدایی که جان آفرید

زمین و زمان و جهان آفرید

خدایی که پندار و انگار داد

کمین ذره را در فلک بار داد


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
لرستان، در محاصره کارخانه‌های سیمان و آسفالت
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

اعتماد ملی/ محسن تیزهوش:

اینجا سرزمینی است که بین کوه‌های مرتفع و صعب‌العبور سلسله جبال زاگرس میانی محصور شده است. سرزمینی شگفت‌انگیز و زیبا که از شمال به استان‌های مرکزی و همدان، از شرق به استان اصفهان، از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان‌های کرمانشاه و ایلا‌م می‌رسد. اینجا لرستان است؛ سرزمینی با 28064 کیلومتر مربع مساحت که به غیر از چند دشت محدود، سراسر آن را کوه‌های زاگرس پوشانده است. ‌

این سکونتگاه نخستین بشر، منحصر به آثار تاریخی همچون قلعه فلک‌الا‌فلا‌ک نبوده و با وجود جاذبه‌های طبیعی و خدادادی فراوان از پتانسیل بسیار بالا‌یی برای جذب توریست برخوردار است. لرستان سال‌ها است که در بخش خاکستری نظام اقتصادی کشور قرار گرفته و به بهانه‌های مختلف از نظر توسعه، عقب مانده است. هنوز هم که هنوز است مردم این دیار، پتروشیمی لرستان را که در چشم بر هم زدنی به استان مرکزی انتقال داده شد، فراموش نکرده‌اند. این موضوع از این نظر که صنایع پتروشیمی می‌تواند تا حدودی مشکلا‌ت اشتغالزایی جوانان را حل کند مثبت ارزیابی می‌شود اما آیا پیامدهای آن بر محیط زیست منطقه به درستی ارزیابی می‌شود؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برفخانه ی یزد را با تله کابین خراب نکنید !
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ٥ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 در سال های اخیر ، بی آن که هیچ یک از عوامل تخریبی که از گذشته وجود داشته و به محیط شکننده ی کوهستان های ایران آسیب می رسانند ، از میان رفته باشند یا اثر آن ها کاهش یافته باشد ، عوامل جدیدی به سیاهه ی ویران کننده های طبیعت کوهستانی کشور افزون شده اند .

 یکی از این تخریب کننده های جدید ، تله کابین است که پیش از هرجا ، کوه های سرسبز استان های شمالی را نشانه گرفت و در نمک آبرود ، لاهیجان ، گرگان ، و رامسر ، چشم اندازهای باشکوه کوهستانی مشرف به شهر را که هم پای ساحل  ، از  برجسته ترین جاذبه های گردش گری این شهرها بود ، شیارخورده و زشت و آلوده ساخت .

مدتی است که واردکنندگان  تله کابین ( که معمولا خط های جمع آوری شده و از رده ی استاندارد خارج اروپایی را تهیه می کنند ) به کوه های دیگر کشور هم یورش آورده اند . این واردکنندگان ، با استفاده از وام های کم بهره و هنگفتی که در چند سال گذشته ، با عنوان کمک به توسعه ی صنعت گردش گری و با حمایت سازمان میراث فرهنگی ، داده شده هزینه های اولیه ی کار خود را از محل سرمایه های ملی تامین کرده اند . در مرحله ی بعد هم  با استفاده ی غیر مسوولانه از منابع طبیعی کشور ، هزاران و بلکه ده ها هزار مترمربع از بهترین دامنه های کوهستانی را تصرف می کنند . آنان در این مرحله ، از حمایت بعضی مقام های محلی یا استانی  بهره می گیرند و با توجیهاتی مانند اشتغال زایی و ایجاد جاذبه برای جلب مسافر ، به تصرفات خود رنگ خیرخواهانه می زنند . اندک زمانی بعد ، ساخت و سازهای گسترده به شکل رستوران و فروشگاه و دکه ، و حتی ویلا و آپارتمان در اطراف تله کابین و در زمین های تصرف شده شکل می گیرد . بی دلیل نیست که این طرح ها ، در نقاطی اجرا می شوند که پیش از آن هم توریستی بوده و نه تنها لازم نبوده که کار اضافه ای برای جلب گردش گر به آن جا صورت گیرد ، بلکه نیاز بوده که فکری در مورد فشار بیش از حد کردش گران به آن ها بشود ؛ در این جور جاها ، سود ساخت و ساز و امکان بورس بازی املاک  بیش از هرجای دیگر است .

نمونه ی بارز در تجاوز به منابع طبیعی و حریم آثار منحصر به فرد را می توان در طرح تله کابین گنج نامه ی همدان  دید که هم تخریب چمنزارهای سرسبز و راه پیاده روی صدها ساله را در پی داشته و هم بی حرمت کردن کوهی که قداست دیرینه داشته ، و هم بی اعتنایی به حریم سنگ نوشته های چند هزارساله .

برفخانه از پماهگاه شیر کوه/ عکس از وبلاگ کلیمانجاروو اینک زمزمه های طرح مخرب دیگری که تاکنون به دلیل مخالفت شوراهای روستایی ، کوه نوردان ، سازمان های محیط زیستی ، و استادان منابع طبیعی دانشگاه معوق مانده است ، باز به گوش می رسد . و آن طرح ساخت تله کابین روی کوه برفخانه در استان یزد است .

کوه برفخانه با 4012 متر ارتفاع ، با اختلاف کمی پس از شیرکوه ، دومین قله ی بلند استان یزد است . دیواره ی 400 متری شمال این کوه با سوزنی های بلند و شگفت آور ، جلوه ای خیره کننده به آن بخشیده است . همین دیواره سبب سایه سار شدن شمال کوه و در نتیجه ماندگاری برف در همه ی فصل های سال نیز شده است . کسی به یاد ندارد که برف های این کوه حتی در اواخر تابستان ، به کلی آب شده باشد . حتی در سال بسیار خشکی مانند امسال هم باز لکه های برف در پای دیواره ها و در حفره های برفخانه به چشم می خورد . این برف ها ، موجب پدید آمدن چشمه های پرشمار ، و سبب آبادانی روستاهای پای کوه (طزرجان و ... ) شده است . پوشش گیاهی متنوع ، و همراه با آن  حیات وحش درخور توجه ، باز هم بر ارزش های برفخانه افزوده و آن را به واقع ، به "جزیره" ای سرشار از حیات در کویر مرکزی ایران بدل ساخته است .

در حالی که متاسفانه ، چند سال پیش با کشیدن جاده ای تا قله ی شیرکوه ،  به بلندترین کوه استان یزد و یکی از معروف ترین کوه های مرکزی کشور آسبی کاری وارد ساختند ، روا نیست که بلایی دیگر بر طبیعت استان وارد شود . وظیفه ی سازمان حفاظت محیط زیست ، و سازمان جنگل ها و مراتع است که جلوی این طرح را بگیرند . در این راه ، ده ها سازمان کوه نوردی و گروه های مدافع محیط زیست ، پشتیبان این سازمان ها خواهند بود .


 
جایی که درخت‌ها را برای تفریح آتش می‌زنند
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

جنگل ابر" یکی از زیباترین مناطق‌گردشگری ایران است که در آن با مناظر تاسف باری روبرو می‌شوید: تک‌درختها را برای تفریح آتش زده‌اند. زباله؛ سطح منطقه را پوشانده‌است. موتورسواران مدام در میان درختها ویراژ می‌دهند و اتومبیل‌ها تا جایی‌که امکان‌دارد در دل جنگل پیش می‌روند.

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ اقامت حتی یک شب در "جنگل ابر" راه گریز مناسبی برای فرار از آلودگی‌های زندگی ماشینی است، به‌شرط آن‌که دیدن تخریب‌ها و زباله‌ها و ... برای گردشگر عادی شده باشد. واقعیت این است که حفظ منابع طبیعی هنوز در کشور ما فر