گزارشی از همایش آمل
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری فارس

 به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان آمل، عباس محمدی ظهر امروز در همایش زندگی پاک، هوا و طبیعت بیان داشت: نخستین عامل حیات و زندگی، هوا است که باید در حفظ و نگهداری آن بیش از هر چیزی بکوشیم زیرا واجب‌ترین ابزار حیاتی انسان هوای سالم و پاک است.

 

وی تصریح کرد: در شهرهای بزرگ، و به تازگی در خیلی از شهرهای متوسط، داریم این عامل بسیار مهم و اولیه زندگی را از دست می‌دهیم.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
29 دی، روز هوای پاک؟!
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

شماری از مدیران ما، آن قدر "گاف" در کارنامه ی خود، و آن قدر از نگرانی مردم ترس دارند که حتی در مورد آن چه که بد یا خوب اش  مستقیما در حوزه ی مسوولیت ایشان نیست، می کوشند اوضاع را روبراه وانمود کنند! مثلا، در مورد زمین لرزه هم که یک پدیده ی طبیعی است، غالبا مایل اند که بگویند جای نگرانی نیست! چنین است که درباره ی آلودگی هوای تهران که "اظهر من الشمس" (یا "تاریک تر از دوزخ" است!) امیر حسین وحدتی رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، مدعی است که  در تهران هیچ خطری در اثر انتشار آلاینده‌های گازی شهروندان را تهدید نمی‌کند (نگاه کنید به: مهار بیابان زایی).

حقیقت اما این است که مسوولان باید در تهران شرایط اضطراری اعلام کنند؛ از آن جا که به دلیل عقب ماندگی صنایع ایران از جریان روز جهان، موضوع تحریم های اقتصادی تحمیل شده بر کشور، و سو’ مدیریتی که هیچ چشم اندازی برای بهتر شدن آن در آینده ی قابل پیش بینی نیست، امکان ارتقای کیفیت خودروها و بنزین  وجود ندارد... تنها راه بهتر شدن هوای تهران و شهرهای بزرگ دیگر، محدود ساختن هرچه بیشتر ورود خودروها و موتورسیکلت ها به شهر است. پیشنهادهای مرا در این زمینه که از سال گذشته به شورای شهر تهران، رسانه ها، و دیگران داده ام، می توانید در  اینجا بخوانید.

همچنین می توانید بازتاب "نامه ی سه نفره" را در رادیو تهران و رادیو ایران صدا، در اینجا ببینید یا بشنوید.


 
می خواهیم نفس بکشیم!
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه به مقام های ارشد کشور درباره ی آلودگی هوا

نامه ی زیر را سه تن از فعالان محیط زیست ایران (اسماعیل کهرم، محمد درویش، عباس محمدی)امضا کرده و به دفتر رییسان قوه های سه گانه و شماری از دیگر مسوولان و همچنین به رسانه ها (از جمله: سبز پرس) داده اند. به گفته ی محمد درویش، "...  تصمیم گرفتند تا نامه‌ای به خدا بنویسند و رونوشتش را بفرستند به درگاه هر آدمی که در این ملک مسئولیت دارد.  همه‌ی حرف آنها یک زنهار ساده اما حیاتی  است؛ این که تهرانی‌ها می‌ترسند دیگر نفس بکشند! آیا فریادرسی هست؟

 

  به: هر آن کس که مسوولیت دارد

 از: چند شهروند ساده

 موضوع: می خواهیم نفس بکشیم!

 

 خانم ها و آقایان مسوول!

 ما، از سوی میلیون ها شهروندی که در چنبره ی گرفتاری های روزافزون زندگی، فرصت چاره اندیشی و حتی اعتراض به آلودگی دهشت انگیز هوا، این آنی ترین نیاز هر موجود زنده، را ندارند، اعلام می کنیم که: می ترسیم نفس بکشیم! هوای پایتخت کشور و چندین شهر بزرگ دیگر ایران، نه چند درصد بلکه چندین برابر بیش از حد مجاز آلوده است.

آیا شما که تکلیف قانونی تأمین «خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی» همگان را بر عهده دارید (اصل بیست و نهم قانون اساسی)، شما که مسوولیت «پیشگیری و ممانعت از هر نوع آلودگی و هر اقدام مخربی که موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محیط زیست شود» را دارید (ماده ی 1 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست)؛ شما که مسوول اعمال ممنوعیت «هر عملی که موجبات آلودگی هوا را فراهم نماید» هستید (ماده ی 2 قانون نحوه ی جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که موظف به اعمال محدودیت برای وسایل نقلیه ی موتوری در شهرهای آلوده هستید (ماده ی 2 آیین نامه ی اجرایی تبصره ی ماده ی 6 قانون جلوگیری از آلودگی هوا)؛ شما که وظیفه ی کاستن از آلودگی هوای تهران، کاستن از تردد خودروها، روان ساختن ترافیک تهران، تأمین بنزین و نفت گاز استاندارد، نظارت بر تولید خودروهای استاندارد، و آگاه کردن و جلب مشارکت مردم در موضوع کاهش آلودگی هوای تهران را داشته اید (مصوبه ی 1379 هیات وزیران راجع به کاهش آلودگی هوای تهران)؛ شما که باید تا چهارده سال دیگر، جمهوری اسلامی ایران را به جامعه ای برخوردار از «سلامت، رفاه، محیط زیست مطلوب، و الهام بخش جهان اسلام» بدل سازید (سند چشم انداز 1404)؛ و شما که خود و عزیزان تان در این فضا تنفس می کنید؛ آیا وظیفه هایی را که بر عهده داشته اید، به تمام و کمال یا حتی در حد امکان، به انجام رسانده اید؟!

  


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بیابان هم مانند جنگل و کوه و دریا!
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نپندارید که تنها "جنگل را بیابان می کنند"...، بیابان را نیز چنان تخریب می کنند که دوزخ را فرا روی خویش ببینید!

مشتی مدیر بی خبر از ابتدایی ترین اصول توسعه ی پایدار، و مشتی پیمانکار حریص... سیمای هر نقطه از این سرزمین را زخم خورده و چرکین ساخته اند.  آن یکی ها برای گرفتن بودجه های بزرگ تر، پایبند هیچ گونه حفاظت از میراث های فرهنگی و طبیعی نیستند؛  و این یکی ها برای بالا بردن آمار خاک برداری و دیگر عملیات خود، در کشیدن یک خط لوله، جنگل را به عرض صد متر می تراشند؛ و در بر پا کردن یک دکل، کیلومترها جاده ی مخرب و بدساز در میانه ی بیابانی که می تواند بهترین جاذبه ی درآمد زای یک استان خشکسالی زده باشد، می کشند.

گزارش بهمن ایزدی  از تخریب "کلوت های شهداد" را در همشهری، و عکس های تکان دهنده ی این عملیات بی ملاحظه ی راه سازی را در مهر ببینید.


 
درسی که باید از عربستان بگیریم!
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر، مانند دیگر نوشته های محمد درویش، خواندنی و تامل برانگیز است. اما یک پرسش هم از او دارم: ما از کی درس گرفته ایم که از عربستان بگیریم؟!

محمد درویش- خبر آنلاین

 عربستان سعودی، به عنوان بزرگترین و ثروتمندترین کشور خاورمیانه، امروز بیش از هر زمان دیگری از پاشنه آشیلش رنج می­ برد؛ پاشنه آشیلی که ممکن است نه تنها بسیاری از برنامه­های بلندپروازانه این کشور را آشکارا به مخاطره بیاندازد، بلکه تنش های اجتماعی گسترده ای را در سراسر خاکش دامن زده و بر موج نارضایتی ها از این رژیم پادشاهی بیافزاید.

   


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کلاه قاضی را دریابید!
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تابناک

دولتمردانی که در ماجرای خشک شدن دریاچه ارومیه از خود سلب مسوولیت می کنند و هر چیز را به گردن خدا می اندازند که باران نمی فرستند (!) درباره مصوبه خودشان برای تخریب عمدی پارک ملی کلاه قاضی چه می گویند؟ آیا این اراضی هم بر اثر فقدان نزولات آسمانی تخریب می شوند یا به دلیل فقدان خردمندی در تصمیم سازانی که این شاهکار (!) را رقم زده اند؟!
عصرایران نوشت:

اگر در همه جای دنیا، دولت ها به عنوان نماینده ملت هایشان، خود را موظف به حفاظت از محیط زیست می دانند و در این راستا، با هرگونه تعرضی به آن به شدت برخورد می کنند، در ایران، دولتی که مدام دم از "ایران و ایرانیت" می زند، نه تنها به این وظیفه ذاتی خود عمل نمی کند بلکه برای تخریب محیط زیست، مصوبه هم می دهد!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محیط زیست ایران در شش ماه گذشته
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 محمد درویش پرسیده است که" محیط زیست ایران در شش ماه نخست سال 1390 چگونه نفس کشید؟" سالی که...

سالی که همچنان دشت‌های کشور به فرونشست آرام خود در اثر تداوم آزمندی‌های ما ادامه داد؛ همانگونه که آبزیان دریای مازندران و خلیج فارس به مرگ خاموش خویش در اثر بحران آلودگی در این دو پهنه آبی فراخ وطن ادامه دادند ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به امید روزی که هر ایرانی یک ویلا داشته باشد!
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

در حالی که واکنش ها به وعده محمود احمدی نژاد مبنی بر بخشیدن هزار متر مربع زمین به هر ایرانی ادامه دارد و قرار است به زودی فاز آزمایشی آن اجرا شود، برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که این طرح، طرحی غیر کارشناسی است، عده ای نیز در مقابل اعتقاد دارند که این طرح، طرح حساب شده ای است با این توضیح که چنین طرحی می تواند خواسته های تصمیم سازان آن را به خوبی برآورده کند. منتقدان معتقدند که این طرح مانند طرح شکست خورده طوبی تنها پول باد آورده را نصیب یک عده خاص می کند.

 عباس محمدی، از فعالان محیط زیست در گفت و گو با سبزپرس در مورد این طرح می گوید: به نظر من این که عده ای می گویند این طرح، غیر کارشناسی است، غلط است.

او در توضیح گفته خود اضافه کرد: این طرح کارشناسی شده است، نه از آن جهت که عملی است، بلکه از آن جهت که مقصودی که پشت این بحث است می تواند به خوبی حاصل شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معضل مصرف بی‌رویه ی کیسه‌های پلاستیکی در اروپا
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همشهری

لطفا در یادداشت زیر، به نکته ای که درباره ی «فریب مصرف کنندگان» با اعلام «قابل تجزیه بودن» انواع جدید کیسه های پلاستیکی آمده است، توجه کنید.

مصرف وافر کیسه‌های پلاستیکی و دور ریختن آنها تنها پس از یک‌بار استفاده، از پی‌آمدهای جوامع مصرفی است که زیان‌های جبران‌ناپذیری برای طبیعت دارد. حال، اتحادیه اروپا درصدد پیدا کردن راهی برای کاهش زباله‌های پلاستیکی است.

مسئول امور محیط زیست اتحادیه اروپا اعلام کرده که این اتحادیه در حال بررسی ممنوعیت استفاده از کیسه‌های پلاستیکی در سطح اروپا است. بر اساس آمار موجود هر فرد در اروپا سالانه حدود پانصد کیسه‌ی پلاستیکی مصرف می‌کند و بیشتر این کیسه‌ها تنها یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرند.

منطقه مدیترانه در خطر


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شنبه شب چراغ ها را خاموش کنیم!
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

قرار است که میلیون ها نفر در سراسر جهان، از ساعت ٢٠:٣٠ تا ٢١:٣٠ فردا ششم فروردین (آخرین شنبه ی ماه مارچ) چراغ های خود را در حمایت از برنامه های جلوگیری از گرمایش زمین خاموش کنند. در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، چراغ ساختمان های عمومی و نمادهای شهری، و در تهران نورپردازی برج میلاد خاموش خواهد شد (که این یکی را من دوست دارم همیشه خاموش بماند، چرا که بسیار افراطی و آزار دهنده است!)

لطفا شما هم لامپ های خود را خاموش کنید، به دیگران بگویید که چنین کنند، و در زیبایی شب غرقه شوید!

اطلاعات بیشتری در مورد این روز را در تارنگار آوای محیط زیست ایران بخوانید. همچنین می توانید در تارنگار حامد میرزا خلیل به نام قتل مهتاب به فرمان نئون مطالب ارزنده ای در زمینه ی آلودگی نوری بیابید. حامد از نخستین کسانی است که در ایران، موضوع آلودگی نوری را پیش کشیده و در این زمینه  خوب هم کار کرده است.


 
طبیعت ایران، قربانگاه پاسداران محیط زیست کشور!
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

آوای محیط زیست ایران

لیست سیاه محیط زیست ایران در سال ۸۹ با مرگ چهار محیط بان مظلوم کامل تر شد. هنوز داغ دو محیط بان کشته شده در استان های خراسان شمالی و سیستان و بلوچستان در دل های دوستداران محیط زیست زنده است که دیروز خبر کشته شدن چهار محیط بان دیگر داغ دل هایمان را چندین برابر کرد.

روز گذشته چهار مامور گارد محیط زیست در حین انجام ماموریت در محدوده ی روستای دوشان در ۱۰ کیلومتری شهر سنندج مورد هجوم عده ای ناشناس قرار گرفته و هر چهار نفر به ضرب گلوله به شهادت رسیدند تا شمار شهدای محیط زیست ایران به ۱۱۱ نفر برسد .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گردهمایی در اعتراض به طرح راه سازی و احداث پالایشگاه در میانکاله
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

روز پنج شنبه گذشته 21 بهمن، ده ها نفر از طبیعت دوستان در تالاب میانکاله گرد هم آمدند تا به طرح جاده کشی از میان تالاب بین المللی میانکاله اعتراض کنند.

    به گزارش سبز پرس قرار است که این جاده، بهشهر را با گذر از میانه ی تالاب به ساحل دریا متصل کند. چند کیلومتر از این جاده، از سمت جنوب تالاب (از سمت بهشهر) در محدوده غیرآبی تالاب، احداث و در کنار آن تیر برق کشیده شده و چند دکه و قهوه خانه هم برپا شده است. تابلوی "محل احداث پالایشگاه مازندران" نیز در ابتدای این جاده، یعنی در ابتدای بخش غیرآبی تالاب، نصب شده است.   

  عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان که در این همایش حضور داشت می گوید:

 

انتقاد دکتر کهرم از وجود ده ها کومه ی صید پرنده در میانکاله، در این جا و عکس های بیشتر در تارنگار دفتر نمایندگی انجمن در سمنان


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دیدار از میانکاله، و اعتراض به طرح جاده سازی
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

حوالی ظهر روز پنج شنبه ٢١ بهمن، همراه با خانم بقراط (مسوول دفتر انجمن در ساری)، استاد دکتر کهرم، حر منصوری (دیده بان میانکاله) و شماری از اعضای انجمن در مازندرا ن، همچنین همگام با شماری از اعضای جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، و مسوولانی از اداره ی کل محیط زیست مازندران، در میانکاله (ورودی زاغمرز) خواهیم بود.

در این روز، خواهیم کوشید که صدای مخالفان طرح های مخرب این منطقه ی بی مانند را به گوش مسوولان برسانیم. 

برای آگاهی بیشتر درباره ی میانکاله، نظر بابانژاد عضو شورای شهر بهشهر را در اینجا بخوانید.

قرقاول در میانکاله، عکس از: حر منصوری


 
با جاده کشی در میانکاله، مخالفیم
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سیزدهم بهمن (سوم فوریه) روز جهانی تالاب ها است. مدتی است که صحبت از کشیدن جاده ای از بهشهر به داخل میانکاله تا ساحل دریا است. ظاهرا در پی مخالفت های شدید مردم و سازمان حفاظت محیط زیست، طرح بدل شده به کشیدن "جاده ی چوبی" برای خدمت به اکوتوریسم!

پیدا است که پروژه نویسان و پروژه بگیران (که لابد بودجه یا قول بودجه ای را از دستگاه دولتی گرفته اند) نمی خواهند "نان" را از دست بدهند. همین امروز هم جاده ای سراسری (از زاغمرز تا آشوراده) در میانکاله وجود دارد که باید رفت و آمد در آن محدود و ساماندهی شود؛ چه نیازی به جاده ی جدید برای طبیعت گردی هست؟! چرا این بودجه، صرف جلب رضایت دام داران داخل این "ذخیره گاه زیست کره" برای بیرون بردن دام هایشان نمی شود؟

حر منصوری، مدیر وبلاگ دیده بان میانکاله یک نظرسنجی در مورد طرح احداث جاده در میانکاله ترتیب داده است. می توانید با مراجعه به این پیوند، در نظر سنجی شرکت کنید.

عکس از: دیده بان میانکاله


 
تخریب بی امان دره ی هراز
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر فرهاد اسدی- عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور- همشهری

 کمتر از 10سال قبل، جاده هراز به‌ویژه نیمه شمالی آن به‌عنوان یکی از زیباترین و باارزش‌ترین تفرج‌گاه‌های طبیعی ایران شناخته می‌شد. در این مسیر پوشش گیاهی بوته‌ای، درختچه‌ای و درختی به‌صورت پیوسته استمرار داشت.

وجود ماهیان فراوان در رودخانه اصلی هراز و رودخانه‌های فرعی به حدی بود که بخش عمده‌ای از پروتئین روستاییان منطقه را تأمین می‌کرد و به‌علت فراوانی جمعیت، این آبزیان گاهی در مسیر نهرهای کشاورزی وارد اراضی زراعی می‌شدند و مردم طبیعت‌دوست منطقه آنها را به رودخانه برمی‌گرداندند تا هم شکر نعمت کنند و هم با طبیعت مهربان باشند. این رودخانه‌ها علاوه بر تأمین آب‌شیرین و گوارا برای انسان و حیات‌وحش، با سیراب کردن چشمه‌سارها و منابع زیرزمینی، بسترسازی برای زادآوری ماهیان آزاد خزری و حفظ تنوع زیستی، رونق بخشیدن به پوشش گیاهی حاشیه رودخانه‌ای و نقش‌های حیاتی دیگر که هنوز دانشمندان علوم زیستی قادر به درک عظمت آن نیستند، همه و همه طی چند سال گذشته به واسطه بر هم خوردن شکل طبیعی و رژیم هیدرولیک رودخانه و ایجاد برش در اکوسیستم‌های یکپارچه منطقه، آن هم توسط عده‌ای انگشت‌شمار و با نام بهره‌برداری از معادن شن و ماسه شدیدا تخریب شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
را ه حل های دراز مدت، و مرگ در کوتاه مدت!
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

داستان آلودگی هوای تهران، آن قدر فاجعه بار است که نمی توان حتی آن را چنان که اسطوره پرداز بزرگ ما گفته «یکی داستان پر آب چشم» خواند،  بلکه داستانی جنایی با پیرنگی از اهمال کاری و بی اعتنایی به حق حیات است. در این چند روز، نشست و برخاست های گوناگونی به مناسبت 29 دی، روز هوای پاک، انجام  شده است؛ از جمله از سوی شهرداری، شورای شهر ، و سازمان حفاظت محیط زیست. 

 از حضور در چند تایی از این نشست ها، و پی گیری چند تای دیگر، این اطلاعات را به دست آورده ام:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فرض کنیم میانکاله در ایران نبود!
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- سبزپرس

فرض کنیم میانکاله به جای آن که در جنوب شرق دریای مازندران قرار گرفته بود، در سواحل شرقی ژاپن یا کرانه های شمالی استرالیا یا جنوب اسپانیا واقع شده بود؛ با او چه می کردند؟ آیا آن مردمان هم تومار تهیه می‌کردند و شکایت می‌بردند که چرا از قلب میانکاله نباید یک جاده عبور کند؟ و یا چرا ما نباید یک پالایشگاه در میانکاله داشته باشیم؟ و چرا گاومیش‌های ما نباید به هر تعداد و زمانی که دوست دارند در میانکاله بچرند؟ و یا رییس محیط زیست آنجا هم به جرم مخالفت با تخریب میانکاله از کاربرکنار می شد؟ و یا ...
به نظر می‌رسد کلید رخداد تلخی که در میانکاله درحال وقوع است را می‌توان با فرض پیش‌گفته بهتر درک کرده و به واکاوی دلایل تشدید ناپایداری نخستین تالاب بین‌المللی ثبت شده ایران در کنوانسیون رامسر پرداخت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زمین لرزه و محیط زیست
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چند سال پیش،مقاله ای با عنوان بالا نوشتم که در شماره ی 16 (دی- بهمن 1385) مجله ی "نقد نو" چاپ شد. همین مقاله، با اندکی تلخیص و حذف پی نوشت ها، در روزنامه ی همشهری 5/10/85 هم چاپ شد.

 در چاپ دوم(زمستان 1387) کتاب مقدمه ای بر شناخت بلایای طبیعی تالیف دکتر محمد باقر صدوق بخشی از مقاله ی من، عینا (بدون ذکر ماخذ!) چاپ شد (صفحه های 57 و 58 کتاب یاد شده). امروز که در گوگل، عبارت «زمین لرزه و محیط زیست» را جستجو می کردم، دیدم که در تارنمای مردم سالاری، مقاله ی من با عنوان «با نبض زمین همراه شویم» درج شده و نویسنده ی آن، زهره نراقی ذکر شده است!

به هر حال، به مناسبت سالگرد زمین لرزه ی مهیب بم (5/10/82) خواندن آن مقاله را به دوستان پیشنهاد می کنم. همچنینن می توانید نگاه کنید به یادداشت پارسال من با عنوان بوم لرز و دل لرزه های ما در سبز پرس و دیده بان کوهستان، در اینجا.


 
آلودگی هوای تهران
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- روزنامه ی ملت ما

آلودگی هوای تهران؛ راه هایی ساده برای یک معضل پیچیده

توضیح: این یادداشت، در روزنامه ی "ملت ما" (١٧/٩/٨٩) با اندکی تغییر، و حذف پی نوشت چاپ شده است. در این جا، متن کامل را می بینید.

آلودگی هوای تهران به اندازه ای است که می توان گفت جنایتی در حق ساکنان آن در جریان است. در این جا قصد ندارم به شناسایی عامل یا عاملان این جنایت بپردازم، اما شکی نیست که بر کشته شدن روزانه بیش از سی نفر(1)  نامی ملایم تر از جنایت یا قتل عام  نمی توان گذاشت. چند دهه است که آلودگی هوای تهران تمامی مرزهای قابل تصور را در نوردیده است، چنان که در آمارهایی که داده می شود، آلاینده هایی مانند مونو اکسید کربن و هیدروکربورها و اکسیدهای ازت، نه به مقدار چند درصد بلکه بیشتر اوقات تا چندین برابر(2)، بالاتر از حد مجاز است. اگر هفده سال پیش (29 دی ماه 1372)، گروهی از پزشکان و صاحب نظران محیط زیست، در «بیانیه ی هوای تهران- 72) شمار خودروهای تهران را «بیش از یک و نیم میلیون» و وضعیت آن ها را غیر استاندارد اعلام کردند، امروزه صحبت از حضور حدود سه میلیون و دویست هزار خودرو در شهر است. در عین حال، شمار موتورسیکلت ها هم به چند برابر رسیده و با زیاد شدن جمعیت، مصرف سوخت های خانگی و اداری هم بسیار بیشتر شده و از آن جا که وسایل نقلیه و موتورخانه های شوفاژ، همچنان غیر استاندارد هستند و سوخت بسیار مصرف می کنند، آلودگی هوا از آن سال تا کنون پیوسته رو به افزایش بوده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گفتگو درباره ی ظرف های یک بار مصرف در شبکه ی 5 سیما
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

فردا بین ساعت ٨ تا ٩ صبح، حسین عبیری مدیر موسسه ی کوهستان سبز مهمان شبکه ی ۵ سیما خواهد بود؛ او در این برنامه از طرحی که خودش از چند سال پیش پی گیر آن بوده و نام آن را  "حذف و ساماندهی ظروف یکبار مصرف" گذاشته، صحبت خواهد کرد.

حسین از آن اشخاصی است که بسیار می پسندم شان؛ طرحی را می ریزند، آرام و پی گیر آن را دنبال می کنند، و تا به نتیجه نرسد خسته نمی شوند. کار او در زمینه ی بازیافت ظرف های دور انداختنی که در مراسم ارتحال و مراسم محرم مصرف می شود، طرح دیگرش برای متقاعد کردن هیات های مذهبی به استفاده از ظرف های تجزیه شدنی، و گفتگوهای جدید اش برای حذف این ظرف ها، بسیار ارزشمند بوده، و الحق که این کارها کار هر کسی نبوده است!


 
گلستان در آتش سوء مدیریت
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی (استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران)- سبز پرس

بعد از سه روز تعطیلی آتش سوزی گلستان تلخ ترین خبری بود که میتوانست خستگی سه روز خانه نشینی اجباری را در تنم زنده نگهدارد. برای نگارنده که وجب به وجب گلستان را مطالعه کرده است، زخم های پی در پی در تن رنجور گلستان بسیار دردآور است. منطقه ای که با 1362 گونه گیاهی در مساحت شش صدم درصدی کل کشور، یک پنجم گیاهان ایران را در دل خود جای داده یا بهتر بگویم جای داده بود. اما افسوس که امروز نه تنها آخرین جمعیت پستانداران کشور در گلستان یکی پس از دیگری با گلوله های شکارچیان قتل عام می شوند، بلکه آتش به جا مانده از سرمستی قاتلان بی رحم، اولین ذخیره غذایی اکوسیستم گلستان را چنان شعله ور می کند که هر آنچه طی میلیون ها سال از گزند دوره های یخچالی و خشکسالی باقی مانده است را به طرفه العینی به خاکستر مرگ تبدیل کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرزمین یا کارگاه ساختمانی؟!
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبزپرس- عباس محمدی

داستان تجاوز ناگهانی به باغ گیاه شناسی نوشهر در صبحگاه 8/8/89 ، نتیجه ی آن شیوه ی اندیشگی است که ایران را کارگاه ساختمانی فرض کرده و به این تصور افتخار هم می کند. در حدود ساعت 4 بعد از ظهر 15/8/ بر حسب تصادف (در تاکسی) به رادیو گوش می کردم و از زبان یکی از مسوولان وزارت راه که درباره ی آزادراه خرم آباد- پل زال صحبت می کرد، شنیدم که با خشنودی می گفت آن وزارتخانه، کشور را به کارگاه ساختمانی برای راه سازی و احداث بندر و مانند آن بدل کرده است. به یاد دارم که آقای رییس جمهور هم در یکی از مناسبت های ملی (تا جایی که به یاد دارم، در مراسم سی امین سالگرد انقلاب) گفتند که هم اینک ایران به کارگاه ساختمانی تبدیل شده و در همه جا آثار عمران و توسعه به چشم می خورد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب باغ گیاه شناسی نوشهر و یادداشت محمد درویش
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبزپرس

چرا مردم اشتوتگارت می‌توانند؛ اما مردم نوشهر نمی‌توانند؟!

 چند هفته‌ای است که ماجرای مقاومت جانانه‌ی بخش بزرگی از طرفداران محیط زیست در شهر اشتوتگارت به یکی از خبرهای بحث‌برانگیز رسانه‌های جهان بدل شده است. جایی که دولت فدرال آلمان به رهبری آنجلا مرکر درصدد است تا با اعتباری هنگفت معادل 7 میلیارد یورو، خطوط روزمینی حمل و نقل ریلی را به زیرزمین انتقال داده و بدین‌ترتیب، این شهر مشهور صنعت اتومبیل‌سازی آلمان و جهان را با کمترین زمان به قلب اروپا پیوند دهد.همان طور که مشاهده می‌شود، ظاهراً همه چیز هم خوب و آرمانی و مثبت است! زیرا هم این سرمایه‌گذاری هنگفت (موسوم به اشتوتگارت 21) به بهبود کسب و کار و اشتغال‌زایی در اشتوتگارت کمک خواهد کرد و هم حمل و نقل زیرزمینی (مترو) از نظر محیط زیستی هم کاری توجیه‌پذیر و مثبت ارزیابی می‌شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دریاچه ی چیتگر، یک طرح ضد محیط زیستی دیگر...
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢۱ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی، استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران، از جمله متخصصانی است که قلم و رفتار خود را فدای مصلحت اندیشی های سودجویانه و عافیت جویی های بز دلانه نکرده است. این ویژگی، او را به چهره ای شاخص در میان مدافعان محیط زیست ایران بدل ساخته است. آخانی، یک چهره ی منتقد طرح های سد سازی و پروژه های عمرانی هزینه بر بی توجیه است. مقاله ی عالمانه ی او را در نقد طرح ساخت دریاچه ی تفریحی در چیتگر تهران، در سبزپرس بخوانید (خواهش می کنم حتما بخوانید!).

دکتر حسین آخانی


 
رودخانه‌های زمین، در سراشیب نابودی
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در سفری که از ٧ شهریور به مدت تقریبا یک ماه همراه چند نفر از دوستان در آمریکا داشتیم (گزارش در: اینجا)، علاوه بر کوه نوردی و راه پیمایی در منطقه ی پارک ملی گراند تیتان، از چند پارک ملی دیگر (یوسمیتی، آرک، یلوستون، گراند کانیون، نیاگارا) هم دیدن کردیم. گفتنی از این تجربه، بسیار است که امیدوارم بتوانم به تدریج بخش هایی از آن را در این تارنگار بنویسم. در این جا، به بهانه ی مقاله ی ارزنده ای که با عنوان بالا از طریق دوستم فرشید فاریابی به دستم رسیده، اشاره می کنم به وضع آبشار نیاگارا که شاید معروف ترین آبشار جهان و یکی از جاذبه های بزرگ گردشگری آمریکا است؛ در پای آبشار، می شد کف سنگینی را دید که در کناره های رود جمع شده بود که این وضع نشانگر کم شدن کشش سطحی آب (ناشی از آلودگی) است. همچنین می شد بطری های پلاستیکی و دیگر زباله های سرگردان جامد را هم دید (صد البته نه به مقداری که در رودخانه های ایران دیده می شود!).

مقاله ی زیر، اشاره دارد به این که وضع رودخانه ها حتی در ایالات متحده که مدیران آن معتقدند آلودگی ها زیر کنترل است، وخیم است.

رودخانه‌های جهان، این تنها منابع تجدیدپذیر آب شیرین و بوته‌ای برای رشد و نمو حیات متنوع آب‌زی؛ طبق بررسی‌‌های جدید جهانی، در معرض بحرانی جدی‌اند. گزارشی که اخیراً به تاریخ سی‌ام سپتامبر، در نشریه‌ی علمی نیچر انتشار یافت؛ نخستین نمونه از نوع خود به‌شمار می‌رود که کلیه‌ی تأثیرات مخرب عواملی چون آلودگی، سدسازی، آبیاری‌های ناصحیح زراعی، دگرگونی اوضاع مرداب‌ها و ظهور گونه‌های نامتعارف زیستی را بر سلامت رودهای جهان تحت ارزیابی قرار داده است.

به‌گفته‌ی دانشمندانی که اقدام به انتشار چنین گزارشی کرده‌اند؛ شمایلی که پس از بررسی‌های متعدد، هم‌اکنون از محیط زیست رودخانه‌های زمین منتج شده، سیمایی شوم و موحش است: هشتاد درصد جوامع انسانی، در مجاورت آب‌های به‌شدت پرخطر رودخانه‌های آلوده ساکن‌اند و این، تهدیدی جدی برای بهداشت منابع آبی است و پیامدش همانا ظهور زیست‌بوم‌های آلوده‌ای‌ست که هزاران گونه از گیاه و حیوان آبزی را هم به لبه‌ی پرتگاه انقراض‌ کشانیده است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا موضوع زباله اهمیت دارد؟
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

فکر می کنید این لاک پشت چرا اینطوری شده؟

لاک پشت بیچاره در زمانی که کوچک بوده وارد یک حلقه ی پلاستیکی شده که در اقیانوس شناور بوده و دیگر نتوانسته از آن خارج بشود. در نتیجه این شکلی رشد کرده و دیگر توانایی اش در قایم شدن توی لاکش رو از دست داده و نه می تواند شکار کند و نه دفاع. این تازه یک نمونه است از قربانی های بی زبان  زباله های ما!

با سپاس از حامد عرب ورامین به خاطر فرستادن این مطلب. 

 


 
توسعه ی پایدار یا بتن گرایی؟!
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی- همشهری

سال 1367 که مشغول تحصیل در دوره کارشناسی‌ارشد دانشگاه تهران بودم، در محوطه دانشگاه به پوستر بزرگی با عنوان نخستین سمپوزیوم بتن برخوردم.

 در حالی که قدم می‌زدم با خود می‌گفتم، مگر بتن هم سمپوزیوم می‌خواهد؟ امروز که این نوشته را می‌نگارم، 22 سال از آن موقع گذشته است. وقتی فضای سبز محوطه دانشگاه را با آن زمان مقایسه می‌کنم درختان انبوه، تنومند و پرشاخ و برگ، چنان کم و تنک و بی‌رمق شده‌اند که هر از چند گاهی به بهانه خشک‌شدن می‌آیند و آنها را قطع می‌کنند و البته در کنار درختان خشک یکی دو درخت سالم را نیز قطع کرده و با خود می‌برند. کمی بیرون از دانشگاه مثلا در خیابان‌های 16 آذر و قدس می‌توان درختان بیشتری را دید ولی خزان شدید برگ‌ها زیر آنها در این روزهای گرم، نشان از مرگ تدریجی آنها دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
از ظرف های یک بار مصرف استفاده نکنیم!
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

برای آن که آسیب رسانی به محیط زیست کم تر شود، استفاده از هرگونه ظرف دور انداختنی باید محدود و محدودتر شود. استفاده از لیوان و بشقاب و قاشق و چنگال یک بار مصرف (چه از نوع پلاستیکی و چه تجزیه شدنی) مصداق آشکار اسراف و دور ریختن منابع ملی است.

یادداشت  حسین عبیری گلپایگانی را درباره ی زیان های کاربرد ظرف یک بار مصرف در زیر بخوانید:

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه روزه داران گرامی از درگاه  خداوند یکتا  در ایام  ماه مبارک رمضان. 
چند سالی است که انواع و اقسام  ظروف پلاستیکی به بهانه های مختلف وارد زندگی مردم شده اند و مخصوصا" ظروف یک بار مصرف پلاستیکی که قرار بود برای جلوگیری از بیماری های واگیر و دیگر مشکلات  بهداشتی، برای مردم سلامتی به ارمغان بیاورند ؛ ولی انگار همه چیز  برعکس شد  و امروزه  وجود این ظروف  باعث به خطر افتادن و نابودی محیط زیست و سلامت همه مردم شده است  و گویا طراحان و پیشنهاد دهندگان اولیه ی این ظروف  پیش بینی نمی کردند که روزی  استفاده بیش از حد و خارج استاندارد  این ظروف باعث شود که  سلامتی  محیط زیست که همان سلامتی مردم جامعه می باشد این چنان جدی  تهدید شود.
 به علت همه گیر شدن  استفاده از ظروف پلاستیکی ( که یکی از دشمنان اصلی محیط زیست می باشد) دوستداران و فعالان محیط زیست  از همه ی روزه داران گرامی انتظار دارند  که  در ایام ماه پر فیض وبرکت  رمضان  که فرصتی خوبی جهت خود سازی انسانها  می باشد، با استفاده نکردن از این ظروف به فکر سالم سازی  محیط زیست خود نیز باشند.


  توصیه های  زیست محیطی درباره کاهش یا عدم استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی در ماه مبارک رمضان


با توجه به آمار تولید ظروف یک بار مصرف پلاستیکی  در کشور ایران که "سالانه بیش از 570 هزار تن  می باشد" و از طرفی  امکاناتی  جهت جمع آوری و بازیافت  دوباره این ظروف در کشور وجود ندارد و به عبارت دیگر هر سال  570 هزار تن مواد پلاستیکی  در طبیعت رها می شوند  که به علت تجزیه ناپذیری این مواد  می تواند باعث  نابودی طبیعت و محیط زیست شود، لذا موارد زیر توصیه می گردد:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم درباره ی سرخه حصار
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلب زیر، از من در ٢٩/١/٨۶ در همشهری چاپ شد. به نظرم لازم است که هم طرفدران محیط زیست و هم ذینفعان پروژه ی شهرک زیتون، بار دیگر آن را بخوانند.

«رای دیوان، هیچ گونه دلالتی بر تغییر کاربری سرخه حصار از پارک ملی به مسکونی ندارد.»

یک ویژگی شخصیتی و رفتاری که در جامعه‌ ما – حتی میان نخبگان- زیاد به چشم می‌خورد، نگاه سرسری به مسایل و دقت نکردن به جزئیات است. نمودی از این قضیه را می‌توان در ماجرای برخورد با رای اخیر دیوان عدالت اداری در مورد دعوای میان سازمان حفاظت از محیط زیست و شرکت تعاونی مسکن زیتون بر سر ۲۴۰ هکتار از اراضی پارک ملی سرخه‌حصار دید.

در اواسط اسفندماه گذشته، یکی دو وبلاگ و سایت متعلق به کارشناسان و فعالان صاحب قلم در حوزه‌ محیط زیست، خبر دادند که با رای دیوان عدالت اداری، «تیر خلاص» به قلب پارک ملی سرخه‌حصار زده شد.

اما هیچ یک از این رسانه‌ها، متن کامل رای شعبه‌ تجدیدنظر دیوان را منتشر نکردند (شاید به‌آن دسترسی نداشته‌اند)؛ بی‌توجهی به مضمون رای و فریاد برآوردن که «پارک ملی از دست رفت!» خود می‌تواند زمینه ذهنی لازم را برای پذیرفتن این که «دیگر نمی‌شود کاری کرد» فراهم آورد، و برای دست‌اندرکاران آن تعاونی که سرسختانه از پذیرفتن راه‌حل‌هایی مانند گرفتن زمین معوض خودداری می‌کنند( به دلیل تمایل‌های زمین‌خوارانه و میل به نزدیک بودن به تهران، و نه به دلیل نیاز مبرم به سرپناه) بهانه‌ خوبی خواهد بود تا ساخت و سازهای غیر قانونی خود را شدت بخشند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مدارا با متجاوزان به طبیعت
ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ای کاش که از این همه مدارا با متجاوزان به عرصه های طبیعی، کمی هم نصیب فعالان عرصه های دیگر می شد! یک تیتر در تارنمای باشگاه خبرنگاران که: "ساخت و سازهای غیر مجاز شهرک زیتون تخریب شد"، ما را خوشحال کرد که لابد پرونده ی ترکتازی ساخت و ساز گرایان در «پارک ملی» سرخه حصار بسته شد... اما زهی خیال باطل! خبر حاکی از این است که فقط دو دیوار چینی جدید و یک بنگاه املاک تخریب شده و بقیه ی ساختمان ها سر جای خود هستند.


 
مسکن مهر، بی مهری به آیندگان
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هومن روانبخش- سبز پرس

اخیرا دهها هکتار از تنها پارک جنگلی شهر دماوند واقع در گیلاوند پاکتراشی شد و ظرف چند روز ستونهای فلزی و دیوارهای سیمانی جای آنها را گرفت. در زمانی کوتاه وبی هیچ مانعی تغییرکاربری جنگل دست کاشت 20-15 ساله با نام مسکن مهر آغاز شد. اتفاقی که شاید نظیر آن را در کمتر جایی از این کره خاکی بتوان پیدا کرد. در یک منطقه خشک با تمام مشکلات جنگلکاری شود، پانزده سال با صرف هزینه و انرژی فراوان از این جنگل مراقبت شود، آبی هم به ­ارزش طلا در سرزمینی واقع در کمربند بیابانی زمین به پایش ریخته شود و درست زمانی که پهنه جنگلکاری شده به بازدهی می رسد و قابلیت تبدیل به پارک جنگلی و استفاده شهروندان را پیدا می کند، جنگل جوان با خاک یکسان شود! آنهم در شهری که با جمعیتی رو به رشد هیچ پارک جنگلی و بوستانی وجود ندارد!! اما این همه قصه نیست. ادامه ماجرا نفسگیر تر است. فاجعه ای که در آینده گریبان گیر منطقه خواهد شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
قانون مجوز قطع درخت باید مورد بازبینی قرار گیرد
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

بخش کوتاهی از گفتگوی تلفنی عباس محمدی با سبز پرس را در مورد قطع درخت در تهران توسط شهرداری، در اینجا بخوانید.


 
بزرگ راه چمران، جلوه گاه سوء مدیریت و سرگردانی مدیران شهر
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت عباس محمدی را با عنوان بالا در سبز پرس بخوانید.


 
کوه ها، همه جا در معرض تخریب
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

و اشاره ای به مسوولیت همگانی...

کوه های ما در همه جای کشور، به بهانه های گوناگون در معرض تاخت و تازهای بی رحمانه و کوته بینانه و سرزمین بر باد ده هستند؛ و دولت و ملت دست در دست هم و در تعاملی همسو، به این امر مشغول اند! دوست من، نادر ضرابیان، و البته بسیاری (شاید اکثریتی) از روشنفکران و مردم کوچه و بازار بر این باورند که مردم عادی هیچ تقصیری ندارند. من معتقدم که حکومت به خاطر آن که مسوول امر آموزش است و چون در کار آموزش محیط زیست به همگان، و در اجرای بی تبعیض قانون، همچنین در وضع قانون های ضروری، و... کوتاهی داشته و دارد، البته که مقصر اول در تخریب و آلودگی محیط زیست کشور است. اما (و این اما بسیار مهم است)، انداختن همه ی تقصیرها به گردن دولت، خود گونه ای لاقیدی و رها سازی خویش (و قوم و خویش و همشهری ها) از مسوولیت اجتماعی است که تک به تک بر گردن داریم.

دستی که از پنجره ی خودرو، زباله را به جاده پرتاب می کند؛ دستی که آب آهک به پای درختان باغچه اش می ریزد تا آن ها را خشک کند و به جایش ساختمان برویاند؛ دستی که باغ و کشتزار را قطع قطعه می کند و به بساز و بفروش ها می دهد تا پول بی دردسری به جیب بزند، دستی که درختان جنگل را می برد و منقل «استراحتگاه سنتی» را در کنار جاده روشن می کند؛ دستی که بره می خرد و به کوه می فرستد بی آن که حساب ظرفیت مرتع را بکند، و دست های مشابه، دست دولت و حکومت نیست... دستان من و تو است. من و تو هستیم که باید قدرالسهم مسولیت خود را بشناسیم و آن را به گردن بگیریم. من و تو هستیم که باید حقوق خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم و آن را احیانا از دولت مطالبه کنیم.

راحت است که دولت را مقصر بدانیم و از آن «انتقاد» کنیم؛ بسیار دشوار و وقت گیر است که کار اجتماعی کنیم برای اصلاح افکار همگانی. من درهیچ کجا نگفته ام که «ملت ما بی فرهنگ اند» (نمی دانم ضرابیان این عبارت را از کجا آورده)، اما واقعا معتقدم که همه ی ما، نه فقط ایرانیان، بلکه عموم مردم، به کم و زیاد، در همه جای جهان، باید نگرش خود را به محیط زیست تغییر دهند و مسوولیت فردی خود را بر عهده گیرند، و فرهنگ خود را ارتقا دهند تا وضع از این که هست بهتر شود. فراموش نکنیم که دولت توان مراقبت پلیسی از همگان را ندارد (بگذریم که بسیاری مواقع، مردم با پرداخت رشوه، ماموران را هم از کار خود باز می دارند!).

سازمان های مردم نهاد می توانند و باید بخش مغفول مانده ی مسوولیت دولت ها را در امر آموزش محیط زیست، در حد وسع و بضاعت خود، بر عهده گیرند؛ اندکی از آن چه را که دولت انجام نداده، ما انجام دهیم! در این صورت انتقادهای ما از صورت غرولند صرف خارج خواهد شد.

این مقدمه ی کمی دراز را گفتم تا یک نمونه ی دیگر از بی مسوولیتی مردم کوچه و بازار را نسبت به طبیعت، به نقل از تارنمای هیات کوه نوردی استان همدان نشان دهم. ظاهرا گروهی از باغ داران عباس آباد همدان تصمیم گرفته اند که تمام آبی را که از زیر پناهگاه اول الوند به دره می رود، برای باغ های خودشان ببرند و برای این منظور، اقدام به لوله کشی از بالا و جاده سازی و عملیات تخریبی دیگر کرده اند که طبیعی است بلایی سنگین بر منطقه  نازل خواهد شد (شبیه کاری که در سولقان انجام شد و مسبب آن هم گروهی از اهالی منطقه بودند، یا اصرار بر جاده سازی در جنگل  ابر که آن هم با لابی جمعی از مردم محل صورت گرفته است). چرا که سهم طبیعت، و تاثیر این جویبار بر تقویت آب های زیر زمینی، و اثر آن بر چشم انداز کوهستان نادیده گرفته شده است. دو عکس را در زیر، و بقیه را در اینجا و نیز در وبلاگ دیار الوند ببینید.

جوی آبی که خشک خواهد شد.

کندن کانال برای لوله کشی.

یادداشت دیگر این تارنگار در این زمینه را در اینجا بخوانید. همچنین به یادداشت محمد درویش در مورد زباله پراکنی و شکار در پارک ملی خبر (اینجا) توجه کنید؛ این کارها را نه ما که لابد مریخی ها می کنند!


 
پارک های ملی «کاغذی»
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مرضیه ناظری، در تارنمای خودش از پارک ملی نخیلو گفته است که حتی محیط بان هم ندارد، و این که وضع این جزیره پس از ثبت به عنوان پارک ملی هیچ فرقی با قبل نکرده و همچنان شکار پرندگان و بردن تخم آن ها و تخم لاک پشت ها رواج دارد.

در روز جمعه ی گذشته سری به «پارک ملی» لار زدم؛ وضع این پارک قدیمی و اسم و رسم دار و محیط بان دار هم فاجعه بار است. در چند عکس زیر می بینید که خودروها زنچیروار و فقط با پرداخت هزار تومان وارد پارک می شوند؛ نه محدودیتی، نه ضابطه ای، نه آموزشی، نه مسوولیتی برای بازگرداندن زباله؛ سهل است... همه جا زباله ریخته شده، و حتی... انبوهی از زباله در پایین پای پاسگاه محیط بانی رها شده است! با محیط بان ها که گفتگو کردم، از این وضع به شدت ناراحت بودند و می گفتند که خوب است سمن ها (ان جی اوها) وارد کار شوند و با این بی ضابطگی مقابله کنند.

جاده ی داخل «پارک ملی» لار از سمت دلیچای.

زباله های رها شده در کنار پاسگاه محیط بانی دلیچای.

و کمی هم از زیبایی های طبیعی: لانه ی پرنده، ساخته شده از چوب و گل در لابه لای درخت بید (لطفا دوستان پرنده شناس بگویند که لانه ی چه پرنده ای است؟ زاغچه یا...؟)

نمای دماوند سرفراز از دشت لار.


 
17 ژوئن (28 خرداد)؛ روز جهانی مقابله با بیابان زایی
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گفتگوی همشهری با دکتر حسین آخانی و دکتر کمال الدین ناصری در مورد بیابان زایی در ایران را در این جا بخوانید. («مطالب مرتبط»هم که در پای این گفتگو آمده، خواندنی هستند.)

مهار بیابان زایی هم که در چند روز گذشته، غوغا کرد و کلی یادداشت خواندنی و هشدار دهنده به این مناسبت منتشر کرد، از جمله: کابوسی که بیابان زایی به ارمغان آورد.

توضیح: محمد درویش عزیز، تذکر داده که روز جهانی مقابله با بیابان زایی، ١٧ ژوئن است  (من نوشته بودم: ١٨ ژوئن). از تذکر او سپاسگزارم، و تیتر را اصلاح کردم.


 
سخنی با رییس سازمان حفاظت محیط زیست
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چالش های حفظ محیط زیست در ایران و چاره جویی آن ها

مقاله ی زیر از دکتر حسین آخانی است که با اندکی تغییر در همشهری٢٣ خرداد با عنوان «هنوز فرصت داریم» چاپ شده بود (نگاه کنید به یادداشت امروز صبح من در همین وبلاگ). متن اصلی مقاله با تیتر اصلی آن را که خود ایشان لطف کرده و فرستاده اند، در زیر می بینید. 

شاید این روزها بیش از هر زمان دیگری مردم ایران به وضعیت نابسامان و بحرانی محیط زیست کشور واقف شده اند. تردیدی نیست که ابتدایی ترین و فوری ترین حق یک انسان تنفس هوای سالم است که با گسترش ریزگردها، نه تنها بخش عظیمی از غرب و جنوب کشور بلکه آسمان پایتخت را نیز غبارآلود کرده است و باعث شده که بخش عظیمی از مردم ما قادر به تنفس هوای سالم نبوده و از عوارض آلودگی هوا رنج ببرند. وجود گرد و خاک ها نتیجه بی توجهی و نابخردی ما آدمیان و گوش نکردن به پدیده ای است که متخصصان آن را توسعه پایدار می نامند. طبیعت به مانند پیکر یک انسان است. اگر عضوی از بدن ما از کار بیفتد بقیه اعضا کار خود را به خوبی انجام نمی دهند. در پیکر انسان اندام هایی مانند قلب، مغز و ریه، کبد و کلیه وجود دارند که به همه بدن خدمت رسانی می کنند و به عبارتی مدیریت کل بدن را به عهده دارند و اندامهایی مانند شبکه عروق و شبکه اعصاب وظیفه ارتباط اجزای بدن را بعهده دارند تا توازن بدن و جذب مواد غذایی و دفع مواد زاید به درستی صورت گیرد. برای نمونه اگر یک رگ مهم بدن کار بیفتد فرد دچار سکته شده و ممکن است جان خود را از دست بدهد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درختان کهن و خرافات؟!
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در همشهری 20/2/89 مطلبی از آقای سید احمد قمی آمده بود با عنوان «مبارزه با خرافات» که در آن با اشاره به بقعه های نا معتبر و درختانی که مردم به آن ها دخیل می بندند و از آن ها «حاجت» می خواهند، گفته شده بود که اداره ی اوقاف گیلان مبارزه با این خرافات را با «حذف» آن ها آغاز کرده و ادامه خواهد داد. دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست با این گونه «خرافه ستیزی» از حدود یک سال پیش آشنا شدند که حجت الاسلام اشکوری رییس اوقاف گیلان، قطع شماری از درختان کهن سال را آغاز کرد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه به سازمان میراث فرهنگی
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را امروز برای رییس سازمان میراث فرهنگی، مدیر کل دفتر ثبت آثار طبیعی و تاریخی، و رییس میراث فرهنگی مازندران فرستادیم:

جناب آقای مهندس بقایی

مدیر کل گرامی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی

 

با سلام؛

در مورد چشمه­ی باداب سورت که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است، به آگاهی می­رساند در بازدیدی که چند نفر از کوه­نوردان در نوروز از این چشمه داشتند، متوجه عملیات ساخت و ساز درمجاورت چشمه شده اند که عکس و گزارش مختصری از این عملیات، در وبلاگ « دیده بان کوهستان » موجود است.

خواهشمند است نسبت به بررسی موضوع و جلوگیری از تجاوز به حریم چشمه یا هرگونه کاری که موجب مخدوش شدن منظر اثر شود، اقدام فرمایید. این انجمن، همان­گونه که پیش از این ( نامه­ی 1172/88 مورخ 19/1/88 ) نیز گفته­ایم،آمادگی دارد که در تشکیل یک کارگروه ویژه جهت تدوین طرحی اصولی برای حفاظت و بهره برداری پایدار باداب سورت، با شما همکاری نماید.

 

 

                                                                                                           با احترام

                                                                                                        عباس محمدی

                                                                               رییس هیات مدیره­ی انجمن و مدیر گروه دیده­بان کوهستان

 

 

 


 
حرمت قانون و اقتدار مجریان قانون کجاست ؟
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یاسر انصاری کجوری- سبزپرس

 آیا قوانین در کشور ما گزینشی است و آیا اقتدار مجریان قانون هم فقط در برخی ایام و برای برخی افراد وجود دارد ؟ آیا به واقع نظام اسلامی که داعیه اقتدار و قانون مداری آن قرار است الگویی برای جهان باشد به مصادیق بارز آن در کشور هم توجهی دارد ؟

به واقع برای پاسخ به پرسشهای ذهن خود هنوز به نتیجه خاصی نرسیده‏ام و هنوز باور ندارم این حاکمیت قانون و اقتدار یک دولت و یک نظام کجا و چگونه اعمال می‏شود ، وقتی که در پارک ملی سرخه حصار و در جلوی چشم مدیرکل محترم محیط زیست استان و کارمندان ، کارشناسان و محیط بانان ساعت به ساعت بناهای جدید در حال احداث است ، متخلفان در سایه مهرورزی دولت کریمه و اداره کل محیط زبست آن ، دستگاه قضا و نیروی انتظامی با آرامش در حال انتقال و تخلیه مصالح ، ساخت و ساز و تجاوز به محیط زیست استان تهران هستند و چه مهربان دولتی است این دولت که به‏رغم مشاهده این همه قانون‏شکنی و تخلف ، نازک‏تر از گل به متجاوزین نمی‏گوید.

یاسر انصاری کجوری


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد لتیان، منبع آب یا مخزن فاضلاب؟!
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را نادر ضرابیان، دوست کوه نوردمان از لواسان فرستاده است:

امروز [15/2/89] باتماس تلفنی آقای خدابخش ،یکی از دوستان علاقمند به طبیعت ومحیط زیست که خبرازتجمع زباله روی دریاچه پشت سدلتیان می داد، کنار دریاچه رفتیم . باور نکردنی بود ! تجمع عظیم زباله روی قسمت بزرگی از آب وکناره های ساحل دریاچه ای که تامین کننده آب شرب تهران است، به دلیل سیلاب ناشی از بارندگی های اخیر ، این دریاچه زیبا را تبدیل به یک مخزن بزرگ فاضلاب کرده بود .

با چند مسوول  شهری، و رییس اداره ی محیط زیست شمیران تماس گرفتیم  . پاسخ شنیدیم : نامه بنویسید ! باشد ! چشم !

چه کارمی توانستند بکنند؟   هیچ ! در واقع به نظر می رسد، رشته ی کار از دست همه خارج شده است .

حکایت زنجیره ی تخریب را مرور می کنیم :

بلاتکلیفی وسردرگمی مردم سبب شیوع افسردگی و ناامیدی در جامعه شده است. مدیران بی برنامه وکارنابلد، برای ایجاد شادی در جامعه به ناچار بدون فراهم کردن زیرساخت مناسب، از جیب طبیعت خرج می کنند. تبلیغات سنگین برای تشویق مردم به طبیعت گردی، هجوم جمعیت میلیونی عاصی وآموزش ندیده به طبیعت بی دفاع، ترافیک سنگین، عریض کردن جاده های موجود وکشیدن راه های جدید در عمق طبیعت به بهانه ی کاستن از ترافیک و در واقع برای پرکردن جیب پیمانکارهای وابسته! ساخت وساز توسط دکنرها و مهندسان نوکیسه در دل طبیعت، با فریب وهمراه کردن شوراهای شهر و روستا با پول های باد آورده و رانتی، رویش قاچ گونه ی رستوران های بین راهی وبرج های ده و بیست طبقه و چند ده واحدی در کنار رودها وکوه ها وصخره ها، تخلیه ی فاضلاب وزباله ی تمام این تاسیسات در رودخانه، بارندگی های شدید وجاری شدن سیلاب و تجمع فاضلاب در پشت سد ها، و در انتهای این زنجیره: نوشیدن آب گوارای دریاچه پشت این سدها توسط شهروندان عزیز تهرانی !

ودیگر هیچ !

 یادداشت همشهری در این مورد: در اینجا.


 
سیاه‌بیشه؛ از بهشتی که بود تا جهنمی که شد‌!
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جاده ی چالوس، برای من هم مانند ده ها میلیون ایرانی دیگر، بخشی از خاطره ی  ملی و یادآور سفرهای خوش و خاطره انگیز بود. در نوجوانی (۴٠-٣۵ سال پیش) که رفتن به شمال برای ما یک «پروژه» ی بزرگ خانوادگی بود، رسیدن به تونل زیبای کندوان با آن مقطع تخم مرغی شکل که پدر می گفت «شاهکار مهندسی آلمانی ها در ۵٠-۴٠ سال پیش است»، نشانه ی رسیدن به مازندران سبز بود. ما بچه ها هیجان زده و مشتاق، منتظر می ماندیم تا چراغ ورود به تونل یک طرفه، سبز شود تا به داخل آن رویم و در آن سو، بوی رطوبت و مه مشام مان را نوازش دهد. نیم ساعتی که در پیچ و خم پس از تونل می رفتیم، به دهکده ی رازآلود سیابیشه می رسیدیم که تقریبا همیشه در مه بود و نم نم بارانی در آن جا می بارید... سپس، هزارچم بود و ادامه ی راه تا مرزن آباد و جنگل های زیبای قبل از چالوس.

اکنون، حدود ١۵ کیلومتر از امتداد جاده ای که خیال انگیز بود، در پس و پیش سیابیشه، در جریان یک پروژه ی سد سازی، به خاکستانی زشت بی کم ترین اثری از جنگل و بیشه بدل شده است.  تونل کندوان  با نابخردی تمام، تعریض  و آن شاهکار مهندسی و یادمان با ارزش نابود شده و قبل از تونل (در سمت تهران) شمار زیادی دکه ی آش فروشی که به سرعت در حال تبدیل شدن به مغازه هستند، جای گرفته اند. حد فاصل مرزن آباد تا چالوس که در برگیرنده ی کلکسیونی از جنگل های میان بند تا جلگه ای بود، با اجرای طرح آزاد راه تهران- شمال تقریبا تمام جاذبه ی خود را از دست داده و ترانشه های بلند خاکی و ناپایدار در کناره ی جاده، جای آن پیچ و خم های تثبیت شده با سنگ چین های سرخس پوش را گرفته تا نشانه ای باشد از شیوه ی توسعه ی ناپایداری که پیش گرفته ایم .

گزارش محمد درویش را از بلای سد سازی در سیابیشه در  روزنامه ی پول بخوانید. همچنین می توانید عکس های گویا و جگرسوز منطقه را در مهار بیابان زایی ببینید.

ویلا سازی برای «از ما بهتران» در کنار پروژه ی سد سازی!


 
یک مقایسه ی کوچولو: نمک آبرود و دبی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دیروز خبرگزاری ایسنا گفتگویی تلفنی با من داشت که در آن اشاره هایی به وضع گردش گری در ایران و مقایسه ی آن با دبی داشتم. من همیشه بیزار بوده ام که ایران را با دبی مقایسه کنم، چرا که در دبی تقریبا همه چیز نوساخته و بی تاریخ است و برعکس بیشتر دیدنی های ایران، کهن و با اصالت است. اما، در سفری که به تازگی به دبی داشتم، دیدم که در آن جا حتی دارند برای خودشان تاریخ و اصالت می سازند! و این نشان از هوشمندی مدیران آن سرزمین دارد. برای مثال، در دبی محله ها، بازارها، مسجدها، و هتل هایی با الگوی معماری تاریخی جزیره العرب ساخته اند. همچنین باغ ها وپردیس هایی به غایت سرسبز احداث کرده اند که روان و چشم آدمی را نوازش می دهد.

به هرحال ایسنا بخش هایی از گفتگوی مرا روی تارنمای خود گذاشته است؛ یکی دو لغزش کوچک هم در این متن وجود دارد، از جمله این که من نگفته ام «تمام ساختمان های دبی مطابق معماری اصیل منطقه ی عرب ساخته شده» بلکه گفته ام که در دبی ساختمان ها و محله های با اصالت هم ساخته شده که مشابه این کار را در ایران نمی بینیم و حتی در کشور ما بسیاری از اصالت های معماری و محیط زیستی را از بین می برند.

متن گفتگوی درج شده در  تارنمای ایسنا را ادامه ی مطلب بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زباله طبیعت کشور را برداشته است!
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گزارش محمد درویش از زباله پراکنی ایرانی در تعطیلات نوروز و دیگر مواقع را در مهار بیابان زایی بخوانید.

از جزیره های کم جمعیت و حتی نامسکون خلیج فارس تا دریای مازندران، و از کویر لوت تا قله ی دماوند، در امتداد تمامی جاده ها، و درحاشیه ی تمام شهرها و روستاها ریخت و پاش نابخردانه ی زباله چشم و روح را می آزارد. جای پرسش است که هنگامی که ما نتوانسته ایم زباله های معمولی خود را مدیریت کنیم، فردا با زباله های هسته ای چه خواهیم کرد؟


 
جزیره ای که ناپدید شد!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

امروز در تارنمای یاهو آمده است که جزیره ی سنگی و کوچک (3 در 5/3 کیلومتری) نیومور در خلیج بنگال به طور کامل به زیر آب رفت. به این ترتیب، دعوای هند و بنگلادش بر سر مالکیت این جزیره را گرمایش زمین حل کرد!

در خبر آمده که تا سال 2000 دریا هر سال دو میلی متر بالا می آمد، اما در ده سال گذشته، هر سال دریا پنج میلی متر بالا آمد. در سال 1996 هم جزیره ی کوچک دیگری در این خلیج به زیر آب رفته بود. پیش بینی می شود که تا سال 2050 دریا حدود یک متر بالا بیاید و به این ترتیب، 18 درصد از ساحل های بنگلادش که محل زندگی حدود بیست میلیون نفر است، به زیر آب برود.

در ایران، ما در سی- چهل سال گذشته شاهد عقب نشینی سریع یخچال های علم کوه و دماوند (نگاه کنید به یادداشت و عکس های من در  اینجا)، همچنین کم دوام شدن پوشش برفی کوه ها بوده ایم. کسانی مانند ناصر کرمی که می گویند گرم شدن زمین از نظر اقلیم شناسی ثابت نشده، لابد معتقد اند که باید دست کم چند هزار سالی صبر کنیم تا ثابت شود که تغییر معنا داری در میانگین دمای زمین پیش آمده است؟! 


 
آبخیزداری هم به سوی ساخت و ساز می رود!
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

آیا تا به حال به گابیون ها (سدهای کوچک سنگ چین و مهارشده با توری)  که به تعداد زیاد در دره های کوچک و بزرگ (از جمله در تمام دره های کوهستان های شمال تهران) ساخته شده دقت کرده اید؟ این سازه ها بخش اصلی طرح هایی هستند که با عنوان «آبخیزداری» از سوی سازمان جنگل ها و مراتع اجرا می شوند. سازمان جنگل ها و مراتع به جای کنترل موثر شمار دام ها، حفظ پوشش گیاهی، و احیای مراتع و جنگل ها که بر پایه ی تمام آموزه های مرتع داری و محیط زیست، مهم ترین عامل حفظ آبخیزها است، مانند وزارت نیرو «رویکرد سازه ای» را پیش گرفته است. برا ی مثال توجه کنید به گزارش همشهری از بازدید خبرنگاران از طرح های آبخیزداری سیستان و بلوچستان که در آن، مهندس محمدرضا شجاعی،  معاون آبخیزداری سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور  از جریان سد سازی انتقاد می کند:

وزارت نیرو به‌رغم اعتبارات سنگینی که برای ساخت سدها هزینه می‌کند و با علم به اینکه طرح‌های آبخیزداری تأثیر مستقیم در افزایش عمر مفید سدها دارد، نه تنها بهایی برای این خدمات پرداخت نمی‌کند که در هر نقطه‌ای که تشخیص بدهد با تصرف عرصه‌های منابع طبیعی، سد احداث می‌کند؛ سدهایی که ساخت آنها همواره با تخریب‌های زیست‌محیطی توأم است. برای نمونه، سد کارون 4 که به‌زودی آبگیری آن آغاز می‌شود بیش از 8هزار میلیارد تومان خسارت زیست‌محیطی در پی دارد. اما با وجود هشدارهای کارشناسان و به‌رغم در دست بودن تجارب متعدد جهانی مبنی بر به پایان رسیدن عمر سدسازی، همچنان ساخت این سازه‌های پرهزینه ادامه دارد. 

 

اما مهندس حیدر زورقی، معاون آبخیزداری استان:

برای ساخت 235 طرح آبخیزداری 45823مترمکعب سنگ و ملات، 1500 متر مکعب خشکه چینی و 610158 مترمکعب بند خاکی اجرا شده است. هزینه اجرای این طرح‌ها، 1472 میلیارد ریال بوده که 672 میلیارد ریال آن از محل اعتبارات ملی و 8000 میلیارد ریال از محل اعتبارات استانی تأمین شده است.

یعنی در این جا هم به پیروی از سیاست کلی «سازندگی؛ افتتاح؛ بریدن نوار سه رنگ»، با صرف هزینه های نجومی، و دخالت گسترده در سامانه های طبیعی، دست به کاری ناپایدار زده اند. با نگاهی به گابیون های شمال تهران درمی یابیم که آن ها هم مانند سدهای کشور، بر اثر فرسایش دهشتناک خاک، به سرعت پر از رسوب شده اند و هیچ فایده ای در رسوب گیری و کاستن از سرعت جریان سیل های احتمالی ندارند.


 
اعتراض به جاده سازی در پارک ملی گلستان
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در روز پنج شنبه ی آینده، از ساعت 12 تا 14 یک تجمع برای اعتراض به آغاز دوباره ی جاده سازی و تخریب گسترده در بهترین پارک ملی کشور، در مقابل استانداری گلستان برگزار خواهد شد.

پیشنهاد دهنده ی این تجمع، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست بوده است و تا کنون سازمان های مردم نهاد دیگری مانند انجمن کوه نوردان ایران، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، انجمن حمایت از حیوانات، و جمعیت دیده بان طبیعت هم اعلام کرده اند که در این تجمع شرکت خواهند کرد.

خبر را در سبزپرس بخوانید. همچنین گزارشی از این «هم پیمانی» و توضیحی درباره ی پارک ملی گلستان، باز هم در سبزپرس.

 

 


 
شهرداری تهران و آسیب رسانی به درختان
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

چند بار گفته ام که تا کنون هیچ شهرداری در تهران، به اندازه ی قالیباف درخت قطع نکرده است؛ از جنگل های دست کاشت لویزان و سرخه حصار در شرق تهران تا چیتگر و خرگوش دره در غرب، و از اختیاریه و فرمانیه در شمال تا کمربندی آزادگان در جنوب و ... .

پارک های شهر هم به عرصه های ساخت و سازبدل شده اند: از ساخت اطاق برای شورایاری ها تا نصب دکه و آنتن تلفن های همراه و ساخت ایستگاه آتش نشانی و نمازخانه، ... تا نصب وسایل ورزشی و نصب وسایل بازی بچه ها، مانند موردی که امروز در سبزپرس آمده است (آسیب رسانی به ریشه ی درختان کهن سال بوستان قیطریه).

فضای سبز کنار و میانه ی خیابان ها هم مرتبا با سنگفرش و اسفالت محدود می شوند و درختان قدیمی خیابان ها در فشار سیمان و بتون به تنگنا می افتند. کافی است نگاهی به طرح پر هزینه و پر سرو صدای «اصلاح پیاده روهای خیابان ولیعصر» بیاندازید و ببینیدکه چگونه درختان زیبای چنار این خیابان در فشار سنگ ها، یکی پس از دیگری در حال خشک شدن هستند و شهرداری هم هیچ درخت جدیدی جای آن ها نمی کارد. امروز، در میدان شهرک غرب( به طرف سعادت آباد) ناظر یکی دیگر از این صحنه ها بودم که در چهار سال گذشته مرتبا دیده ایم؛ تبدیل باغچه ی حاشیه ی خیابان به سنگفرش و خفه کردن تک درختان با سیمان و موزاییک.

از مردم و شورای شهر درخواست دارم با این رویه ی شهرداری تهران مقابله کند!

ویک نکته: این شهرداری، با چنین کارنامه ای می خواهد کوه های شمال تهران را به حریم شهر اضافه کند تا آن را حفاظت کند! در این مورد نگاه کنید به نامه ی ما به خانم ابتکار در اینجا.


 
 
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

ایران، دهمین کشور تخریب‌کننده محیط‌ زیست

بیژن روحانی
rohani@radiozamaneh.com

رادیو زمانه / ایران رتبه دهم تخریب محیط ‌زیست در دنیا را دارد. این سخنان محمدجواد محمدی‌زاده، رییس جدید سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در همایش سراسری مدیران کل این سازمان در روز پنجم آبان است. مطابق این گفته‌ها تنها نه کشور دیگر در جهان دارای وضعیتی بدتر از ایران هستند.

به گزارش خبرگزاری ایرن، آقای محمدی‌زاده در این همایش هشدار داد چنان‌چه روند تخریب محیط زیست در ایران به صورت کنونی ادامه پیدا کند تا صد سال دیگر شاهد وجود حتی یک درخت نیز نخواهیم بود. او این عامل را زنگ خطری خواند تا نسبت به حفظ محیط زیست توجه بیشتری شود.

 

Download it Here!

 

محمدی‌زاده توجه به مدیریت تالاب‌ها و هم‌چنین قراردادن موضوعات مرتبط با محیط زیست در کتاب‌های درسی مدرسه‌ها را جزو مواردی برشمرد که باید بر آن‌ها تأکید شود. او هم‌چنین به تردد سی هزار کشتی در منطقه خاورمیانه اشاره کرد که کار انتقال شصت درصد نفت دنیا را برعهده دارند، کشتی‌هایی که به گفته رییس سازمان محیط زیست ایران عمری بالای بیست سال دارند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
انکار مساله؛ راهی برای حل مساله؟!
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

شیوه ای در میان مدیران دستگاه های دولتی ما هست که مطابق آن می توان برای در رفتن از پاسخ گویی، و برای رفع مسوولیت قصور از انجام وظیفه،منکر وجود نارسایی در مجموعه ی زیر مدیریت خود شد!

نمونه ای از این گونه رفتار را، در موضوع قطع گسترده ی درختان جنگلی در چهار محال بختیاری، از زبان مدیر کل حفاظت محیط زیست این استان در همشهری بخوانید؛ در حالی که عده ای به چشم خود قطع شدن درختان را می بینند و از آن عکس می گیرند، آقای مدیر، منکر وجود این پدیده است!

همچنین، یادداشت محمد درویش را در مهار بیابان زایی بخوانید.


 
جاده سازی منتفی نیست
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

ایرن: یک فعال محیط زیست و منابع طبیعی از تصویب نشدن طرح جاده سازی در علم کوه خبر داد و گفت: جاده سازی را نمی توان منتفی دانست اما تحرک جدیدی در منطقه مشاهده نمی شود.

عباس محمدی دبیر انجمن کوهنوردی درگفتگوبا مهر با اعلام این مطلب افزود: در کلاردشت بسیاری از فعالیتها آرام آرام انجام می شود. اگر چه مدیران استانی به طور کلی منکر دستورالعملی برای همین منظور شده اند اما امیدورایم این جاده مثل ساختمان سازی در کلاردشت محیط زیست و منابع طبیعی منطقه را بیش از پیش تهدید نکند.
این فعال محیط زیست با اشاره به تخریب کلاردشت در نیتجه ساخت و سازهای بی رویه گفت: البته در شروع کارها آرام آرام انجام می شود و نمی توان به متوقف ماندن فعالیت جاده سازی اکتفا کرد. تخریبی که در چند سال اخیر در کلاردشت در حال انجام است در طول تاریخ بی سابقه است.
محمدی به بحث زباله های تولید شده و همین طور نخاله های ساختمانی که در مسیر رودخانه های این منطقه تولید و انبار شده اشاره و اظهار کرد: زباله ها معظل بزرگی هستند که در مسیر رودخانه های منطقه ایجاده شده اند و ما بارها شاهد ریختن نخاله های ساختمانی و همینطور دیگر تولیدات زباله ای بوده ایم.
این فعال محیط زیست برنامه پاکسازی رودخانه حفاظت شده "سردابرود" و دیگر رودخانه های منطقه را تلاشی برای نجات محیط زیست و منابع طبیعی از سوی کوهنوردان و علاقمندان به طبیعت اعلام کرد و گفت: این پاکسازی در حالی انجام می شود که روز به روز بر وسعت انبار زباله ها در این منطقه طبیعی کشور افزوده می شود انگار هیچ متولی برای جلوگیری وجود ندارد.


 
طرح مسکن مهر، رو در روی منابع طبیعی و محیط زیست
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

نابود سازی نهالستان منابع طبیعی برای خانه سازی در طرح مسکن مهر؛ در همشهری بخوانید.


 
تغییر آب و هوا ، زندگی در آسیا را تهدید می کند
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی با عنوان بالا را در تارنگار آرام کوه بخوانید.


 
پایتخت تابستانی بهرام گور خاکستر شد!
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
 
100 هکتار از تالاب گندمان در آتش سوخت
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

منابع‌طبیعی- همشهری آنلاین:


بیش از 100 هکتار از اراضی خشک شده تالاب گندمان در چهارمحال و بختیاری طعمه آتش شد

که به گفته یک فعال محیط زیستی احتمال عمدی بودن این آتش سوزی وجود دارد.

به گزارش مهر، تالاب گندمان که به خاطر احداث سد بر روی تالاب چغاخور در سالهای اخیر در حالت خشکی کامل به سر می برد، منبع باروتی برای شعله ور شدن آتش تخریب زیستگاه حیات وحش در منطقه بوده است. به گفته شاهدان عینی پرندگانی مثل حواصیل و دوزیستها و خزندگانی مثل مارماهی در آتش سوخته اند.

همچنین محمد خاکپور فعال محیط زیست در این باره به مهر گفت: آب رودخانه آق قلا در طول سالیان متمادی به تالاب گندمان می‌ریخته و خروجی آن نیز به رودخانه گلاکبک و سپس به کارون سرازیر می‌شده است ولی احداث سد که آب را برای زمینهای کشاورزی "سفید دشت" و "فرا دنبه" و همین طور کارخانه فولاد و سیمان تامین می‌کرد تالاب را به خشکی مطلق نزدیک کرد. 

این فعال محیط زیست همچنین اضافه کرد: از محل آتش سوزی متأسفانه اعلام کرده‌اند آتش در حال گسترش است و به دلیل ویژگی‌های تالاب امکان تردد خودروهای آتش نشانی وجود نداشته و مهار آتش سخت شده است.

وی اضافه کرد: احتمال عمدی بودن آتش سوزی بسیار زیاد است چرا که مدتی قبل سازمان محیط زیست با شکارچیان در این منطقه درگیر و مانع فعالیت آنها شده بود و این احتمال وجود دارد که شکارچیان تالاب را به آتش کشیده باشند.

علیرغم تلاشهای مأمورین منابع طبیعی، حفاظت محیط زیست، آتش نشانی، شهرداری، نیروهای انتظامی، پایگاه‌های بسیج و افراد محلی تاکنون آتش مهار نشده و تالاب در حال سوختن بوده است.

تالاب گندمان نام خود را از شهری تاریخی که در ضلع شمال شرقی آن واقع شده و به همین نام خوانده می‌شود (گندمان) گرفته است. این منطقه یکی از شکارگاه‌های بهرام گور و منطقه ییلاقی خانواده‌های سلطنتی در قرن‌های گذشته بوده که برخی آثار به جا مانده از سکونت گاههای آن زمان در برخی نقاط تالاب به چشم می‌خورد.

تالاب گندمان جزو تالاب‌های ثبت شده در دفتر بین‌المللی تحقیقات پرندگان آبزی "لندن - 1352" است.

پیوست:

http://darvish100.blogfa.com/post-1282.aspx


http://hoomankhakpour.blogfa.com/post-26.aspx


http://hoomankhakpour.blogfa.com/post-27.aspx

 


 
سیل در گلستان ، فاجعه ای که عادی شده !
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

باز هم سیل در استان گلستان ؛ پدیده ی شومی که در 15-10 سال اخیر در این استان رخ می دهد و نتیجه ی جنگل زدایی ها است . در اینجا بخوانید .


 
بر روی سفرها ، عوارض محیط زیستی وضع کنید!
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

برقراری عوارض سفر ، برای حفظ محیط زیست

                                                                                         

در ایران ، سفر بسیار زیاد انجام می­شود ؛ چندی پیش سردار رویانیان فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی کشور گفت که ایرانیان هفت برابر اروپایی ها سفر می­کنند(1)  !  همچنین ، طبق گفته ی کارشناسان گردشگری ، در سال 87 حدود هفت درصد جمعیت ایران ، کشور را به قصد گردش و تفریح ترک کرده اند و به این ترتیب ایران به نسبت جمعیت ، رتبه ی اول تور خروجی جهان را دارد (در حالی که رتبه ی آخر جهانی را در تورهای ورودی داریم) (2) . می توان حدس زد که با چنین آمار سفرهای خارجی ، سفرهای داخلی ما هم رتبه ی نخست جهان را داشته باشد . به نظر نمی­رسد که هیچ کجای جهان پدیده ای مانند سفرهای نوروزی ایران که در آن بیش از نیمی از جمعیت کشور به مدت دو هفته جابه­جا می­شوند ، وجود داشته باشد . چنین است ، سفرهای تابستانی به استان های کوچک حاشیه­ی دریای خزر که در سه ماه پذیرای حدود بیست میلیون نفراند . این حجم بالای سفر ، چون بدون رعایت اخلاقیات زیست محیطی انجام می­شود ، فشار سنگینی را بر طبیعت کشور وارد می­سازد .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جنگلهای بلوط مریوان سه ماه است که در آتش می سوزد
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری ایلنا: جنگل های بلوط مریوان سه ماه است که در آتش می سوزد اما سازمان حفاظت محیط زیست، تا کنون هیچ گونه اقدامی برای مهار آتش انجام نداده است. 
به گزارش خبرنگار ایلنا، جنگل های اطراف مریوان از تیر ماه امسال تا کنون حدود 70 بار آتش گرفته است، اما سازمان محیط زیست استان با وجود اینکه امکانات لازم برای مهار آتش سوزی را داشته هر بار به بهانه های مختلف از این اقدام سرباز زده است. 
سیروان خوانچه‌زر یکی از اعضای انجمن سبز چیا که یک سازمان مردم نهاد در استان مریوان است به خبرنگار ایلنا گفت:‌ اعضای این انجمن با بیل و شن کش آتش ها را مهار می کنند اما سازمان محیط زیست با وجود اینکه هلیکوپتر دارد هر با به بهانه ای خود را کنار می کشد.گویا سازمان حفاظت محیط زیست اصلا مهار آتش را وظیفه خود نمی داند. بنابر این اعضای این انجمن با کمترین امکانات سعی می کنند که آتش را مهار کنند. 
این عضو انجمن ادامه داد:‌ سازمان منابع طبیعی استان البته کمک های اندکی برای خاموش کردن آتش انجام داده است اما بودجه 18 میلیون تومانی که برای این کار اختصاص داده شده است بسیار اندک است.
این عضو انجمن گفت چون در استان مریوان نتوانستیم سازمان حفاظت محیط زیست را قانع کنیم که مهار کردن آتش برعده انها است به تهران امدیم تا گلایه خود را به گوش سازمان حفاظت محیط زیست کشور برسانیم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
 
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلب جالب توجهی درباره ی جنگل های خارج از شمال ایران در روزنامه ی همشهری .این مطلب ، گفتگوی اسدالله افلاکی است با دکتر پیمان یوسفی.

 

 

 


 
همشهری و محیط زیست شکننده
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
 
اعتماد ملی و محیط ریست
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
 
اندوه نامه ای از ایران شناس بزرگ ، دکتر پرویز رجبی
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

درد ناشی از گردش گری بیمار و غیر مسوولانه ی ایرانی را در یادداشت دکتر رجبی به مناسبت دیدار از جندق ، در ایرن بخوانید .


 
اعتماد و محیط زیست کلار دشت
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ دی ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
توریسم به سبک ایرانی مطالعه ی موردی کلاردشت
آخرین نفس های کلاردشت

 
مروری بر پرونده ی آلودگی هوای تهران
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

بخشی از مقاله ی زیر ، در تاریخ ٩/١٠/٨٧ در این وبلاگ آمد . به مناسبت ٢٩ دی ( روز هوای پاک ) متن کامل مقاله را که در روز 16/10 به پایان رسیده ، می بینید .

آلودگی هوای تهران ؛ می خواهند کم تر شود ؟!

 

 زنده یاد علی عزیزی که در روز پنج شنبه 5 دی ماه 1387 درگذشت ، 55 سال داشت . او کوه نورد و اسکی باز بود و هیچ پیشینه ی ناراحتی قلبی و بیماری های دیگر نداشت . او با آن که کوه نوردی شناخته شده و با سابقه بود و در یکی از کارهای بزرگ کوه نوردی ایران ( گشایش « مسیر ایرانی ها » روی دیواره ی علم کوه  در سال های 1361 و 62 ) نقش داشت ، اما در این ورزش زیاده روی هم نکرد و به ویژه در این سال های اخیر فشاری به خود وارد نیاورد . عزیزی ، کار و کسب خوبی داشت و به نظر نمی رسید که مشکل خانوادگی یا چیز دیگری  که استرس خاصی بر او تحمیل کند داشته باشد . ایست قلبی او نه در کوهستان یا در حین فعالیتی غیرعادی بلکه در شهر تهران رخ داد .

درگذشت علی عزیزی ، فقط یک نمونه از صدها مرگی است که مشکل بتوان جز آلودگی دهشتناک هوا ، عامل دیگری را سبب ساز آن دانست .

 

چند هفته است که هوای تهران ، همچون 20-15 سال گذشته ، در روزهای سرد به مرز مرگ آور رسیده و حتی  صدای پیروان  سیاست « بخوابید ، شهر در امن و امان است » ، نیز درآمده است . روزنامه های دولتی و  شهرداری و شورای شهر و نمایندگان مجلس و سازمان هواشناسی و سازمان محیط زیست و ... پیوسته از وخامت اوضاع می گویند ، و البته همه ی این ها با انداختن تقصیرها به گردن دیگران ، منتظرند که شاید بادی بوزد و اوضاع از شرایط « اضطراری » و « هشدار » به درآید .

 

پانزده سال پس از « بیانیه ی هوای تهران » و 13 سال پس از وضع قانون


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تخریب منابع طبیعی ایران
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

گزارش مونا قاسمیان (روزنامه ی اعتماد) ، از نشست در سازمان جنگل ها و مراتع با موضوع تخریب محیط زیست ایران ، اثرات سد سازی و ... را در اینجا بخوانید .


 
خلیج فارس "نیلگون" نیست (2)
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢٥ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

یکی از دوستان که در امور مربوط به دریا تحصیل می کند ، به یکی از اداره های محیط زیست هرمزگان مراجعه کرده و در مورد پدیده ی « کشند سرخ » و این که چرا سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه سکوت کرده ، سوال کرده است . در آن جا به او گفته اند که « کشند سرخ در خیلی دریاهای دیگر هم دیده می شود و این پدیده مربوط به گرم شدن غیر عادی اقلیم است .در خلیج فارس هم این پدیده رفع خواهد شد ... آلودگی جدید و غیرعادی یا لکه ی نفتی جدیدی هم دیده نشده ... » در مجموع برخورد آقایان همان طوری بوده که من آن را « سیاست بخوابید ، شهر در امن و امان است » نامیده ام ؛ در مملکت ما همه چیز روبراه است و جای هیچ نگرانی نیست !

اما ، عکس ها ، مشاهده ی عینی ، و گفته های اهالی منطقه غیر از این می گویند ؛ این وضع کاملا غیرعادی و بی سابقه است . لازم است که به مردم اطلاع رسانی بیشتری شود . باید کارشناسی دقیق تری صورت گیرد . ممکن است که ماهیان دریا بیش از این تلف شوند . شاید لازم باشد که مصرف ماهی جنوب تا مدتی متوقف شود و ... .

عکس زیر ( از وبلاگ www.nccg.blogfa.com ) نشان می دهد که آب سابقا شفاف و کاملا لاجوردی خلیج فارس به چه رنگ چرکینی بدل شده و چه میزان کف آلودگی غیرعادی بر روی آب دیده می شود . این عکس ، مربوط به همین برنامه ی هفته ی پیش ما است :


 
خلیج فارس "نیلگون" نیست !
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

از ظهر دوشنبه ، با جمعی از دوستان گروه کوه نوردی نمونه به سفر رفتم و در این سفر ، از جزیره های قشم ، هرمز و هنگام دیدن کردیم . یک بار دیگر ، همچون سفرهای کوه نوردی و غیر کوه نوردی چند سال گذشته ، بیش از آن که از دیدن طبیعت کشور شاداب شوم ، اندوهگین شدم ! آب خلیج فارس ، در هر جا که ما دیدیم ( و آن طور که شنیدیم ،در همه جا ) قهوه ای یا قرمز چرک بود . محلی ها می گویند که به یاد ندارند هیچ گاه این پدیده که به «کشند سرخ» معروف است ، چنین گسترده و برای مدتی چنین طولانی در خلیج فارس ظهور کرده باشد . حدود سه ماه است که آب شفاف این دریا ، تیره و بدبو شده ؛ ماهیان گله گله می میرند ؛ صید بسیار کم شده ؛ پرنده های دریایی به ندرت روی دریا دیده می شوند ؛ و ظاهر آب همچون آب رودخانه ی جاجرود در حوالی ورامین ، بدرنگ و بدبو و کف آلود است .

همه جا ، حتی در ساحل جزیره ی کم جمعیت هنگام ،در ساحل ها انبوه زباله به ویژه بطری های خالی آب دیده می شود . قشری سیاه رنگ که بی تردید مربوط به مواد نفتی است ، تمام صخره های ساحلی را تا جایی که موج به آن ها برخورد می کند ، پوشانده است و ... . 

بقیه ی این سوک نامه باشد برای بعد که اکنون تازه از راه رسیده و بسیار خسته ام . 


 
آیا دومین دریاچه شور جهان حفظ می‌شود؟
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
همشهری - محمد درویش:
دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه داخل ایران و دومین دریاچه شور جهان است.

گفته می‌شود زرتشت نیز در کنار همین دریاچه‌،زاده شده است. دریاچه‌ای که در گذشته به خاطر رنگ فیروزه‌ای به آن فیروزه ایران نیز اطلاق می‌شد همچنان‌که آن‌را چی چست، طلا و زر نیز می‌نامیدند. این زیستبوم که 50 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد در تعیین آب وهوای منطقه، نقشی اثر‌گذار دارد تا آنجا که افزون بر ایران، آب و هوای کشورهای ترکیه و عراق هم از این دریاچه متاثر است. به عبارت دیگر، هر دانه سیب و انگوری که در منطقه می‌روید مرهون همین دریاچه است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
لرستان، در محاصره کارخانه‌های سیمان و آسفالت
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

اعتماد ملی/ محسن تیزهوش:

اینجا سرزمینی است که بین کوه‌های مرتفع و صعب‌العبور سلسله جبال زاگرس میانی محصور شده است. سرزمینی شگفت‌انگیز و زیبا که از شمال به استان‌های مرکزی و همدان، از شرق به استان اصفهان، از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان‌های کرمانشاه و ایلا‌م می‌رسد. اینجا لرستان است؛ سرزمینی با 28064 کیلومتر مربع مساحت که به غیر از چند دشت محدود، سراسر آن را کوه‌های زاگرس پوشانده است. ‌

این سکونتگاه نخستین بشر، منحصر به آثار تاریخی همچون قلعه فلک‌الا‌فلا‌ک نبوده و با وجود جاذبه‌های طبیعی و خدادادی فراوان از پتانسیل بسیار بالا‌یی برای جذب توریست برخوردار است. لرستان سال‌ها است که در بخش خاکستری نظام اقتصادی کشور قرار گرفته و به بهانه‌های مختلف از نظر توسعه، عقب مانده است. هنوز هم که هنوز است مردم این دیار، پتروشیمی لرستان را که در چشم بر هم زدنی به استان مرکزی انتقال داده شد، فراموش نکرده‌اند. این موضوع از این نظر که صنایع پتروشیمی می‌تواند تا حدودی مشکلا‌ت اشتغالزایی جوانان را حل کند مثبت ارزیابی می‌شود اما آیا پیامدهای آن بر محیط زیست منطقه به درستی ارزیابی می‌شود؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تصمیم گیری ها در سدسازی شفاف نیست
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

روزنامه ی اعتماد:

ایران در میان ١۴۶ کشور جهان رتبه ١٣٢ را در رابطه با حفاظت از محیط زیست به دست آورده است. همین ارزیابی جهانی به اندازه کافی نشان دهنده وضعیت محیط زیست در ایران است.

فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر آب با اشاره به اینکه ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی اش به حفظ محیط زیست به طور صریح اشاره شده است، به اصل های ۴٨ و ۵٠ قانون اساسی استناد می کند و می گوید؛ با نگاه دقیق تری به روند مدیریت منابع آب کشور اختلافات میان قانون اساسی و مدیریت عرضه آب و مدیریت سازه یی را خواهیم دید.

وی با اشاره به اینکه در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها پرداخته نشده است، معتقد است؛ شاید اگر این مطالعات انجام می شد نیمی از سدها ساخته نمی شدند. همچنان فرآیند تصمیم گیری در سدسازی در ایران شفاف نیست. در جایی که ما ٢٠٠ طرح در حال اجرا و ۱۸۴ سد در حال بهره برداری داریم، آیا صحیح نیست یکی از آنها راستی آزمایی شده و دیده شود آیا به اهدافش رسیده است یا خیر؟ این سوال ماست. اگر اشتباه است بفرمایید اشتباه است. شرکت های دولتی به دلیل برخورداری از منافع مشاوره و اجرا و نظارت سدهاست که درآمدهای غیرواقعی را به سدها نسبت می دهند. واقعیت دارد که اغلب کانال های آبیاری اراضی سدهایی که به نام سد کشاورزی ساخته و تصویب شده اند هنوز ساخته نشده و در چنین موقعیتی، آیا این حرف نادرستی است که می گوییم اجازه دهید ساخت چنین پروژه هایی تمام شود، بعد شما ساخت سد جدیدی را آغاز کنید.

وی از سدهایی می گوید که بالاتر از آورد رودخانه ساخته شده اند. سد پیشین، ساوه و گاومیشان از جمله سدهایی است که مشکل فرار آب دارند، سد کرخه و لار با آن هزینه های عجیب و غریب در پرکردن شکاف های آنها، سدهایی که محل مصرفی برای آنها پیدا نشده است مانند آق بلاغ، حنا و چاق آخور (این تالاب بین المللی) که هرگز معلوم نشد اراضی آبدهی اش کجاست؟ سد جیرفت و حنا اراضی پایین دست را که قبلاً آبی بود زهدار کرد. تالاب جازموریان و جنگل مهر پویه میبد که هیچ به درآمد مردم اضافه نکرد، سد بار نیشابور به رغم رد شدن طرح پیشنهادی آن در مهاب قدس روی مادر چاهی ساخته شد تا اراضی را آبیاری کند که همان قنات بی سر و صدا و خیلی قدیمی سال های سال به بهترین شکل و به صورتی کارا و پایدار از عهده آن برآمده بود.

وی همچنین سدسازی را یک فعالیت بیابان زا می داند؛ از سد البرز با پنج میلیون متر مکعب تا سد کرخه با ٣٢٠میلیون متر مکعب تبخیر در سال، سدهای فعلی در ایران سالانه پنج میلیارد متر مکعب آب را تبخیر می کنند. این مغایر اصل مبارزه با بیابان زایی است. اصل ٢١ بر مدیریت اکوسیستم های شکننده مبارزه با بیابان زایی و تخصیص منابع کافی به آن و به کارگیری راهبردهای الزامی و شناسایی عوامل بیابان زایی تاکید ورزیده است. سدسازی کاربری اراضی را تغییر می دهد، این یعنی بیابان زایی؛ رودها خاموش می شوند و بستر آنها به بیابان یا گندآب رویی از فاضلاب تبدیل می شود. نابودی زیستگاه های گونه یی (گیاهی و جانوری) ساخت سدها را به یک پیمان مناقصه شبیه ساخته است که با توسعه پایدار سازگار نیست.

سپرده شدن مشاوره سد البرز به یکی از شرکت های مشاور غیرخوشنام در سطح بین المللی آن هم پس از رد شدن طرح در مهاب قدس چه معنایی می تواند داشته باشد؟ با بررسی عکس های ماهواره یی، ناراست بودن آبیاری ۵۴ هزار هکتار زمین های کشاورزی در ماه های خشک سال (مردادماه)، آشکارا پیداست؛ زمین هایی که در همین ماه ها توسط آب بندها آبیاری می شوند و خود این زمین ها آبی است، یا بهتر بگوییم شالیزار (غرقابی) است. نادیده گرفتن مردمان بابلرود که با بسته شدن این سد به وضعیت اسفباری خواهند رسید و تمامی روستاهای مخزن سد، آنها را از تولیدکننده به حاشیه نشین شهرهای مجاور چون قائمشهر مبدل خواهد کرد.


 
جایی که درخت‌ها را برای تفریح آتش می‌زنند
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

جنگل ابر" یکی از زیباترین مناطق‌گردشگری ایران است که در آن با مناظر تاسف باری روبرو می‌شوید: تک‌درختها را برای تفریح آتش زده‌اند. زباله؛ سطح منطقه را پوشانده‌است. موتورسواران مدام در میان درختها ویراژ می‌دهند و اتومبیل‌ها تا جایی‌که امکان‌دارد در دل جنگل پیش می‌روند.

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ اقامت حتی یک شب در "جنگل ابر" راه گریز مناسبی برای فرار از آلودگی‌های زندگی ماشینی است، به‌شرط آن‌که دیدن تخریب‌ها و زباله‌ها و ... برای گردشگر عادی شده باشد. واقعیت این است که حفظ منابع طبیعی هنوز در کشور ما فرهنگسازی نشده است. مردم هنوز نمی‌دانند که نابودی مراتع و جنگل‌ها، به نابودی خودشان منجر می‌شود و از همه مهمتر؛ گویا مردم درخت و گل‌ و چمن را جزو موجودات زنده حساب نمی‌کنند و آن‌ها را فقط وسیله‌ای برای تفرج می‌دانند.

"جنگل ابر" یکی از زیباترین نقاط طبیعی ایران است که ورود گردشگر بلای جانش شده و عمرش را به‌خطر انداخته است. قرار است با سفر به جنگل، لحظه‌ای از هرچه زندگی شهری‌ست آرامش داشته باشیم، ولی این اتفاق نمی‌افتد. چراکه منطقه‌ای که به آن وارد می‌شوید مملو از زباله و اتومبیل و آثار تخریب است. گله‌های بز به جان سرشاخه‌های درختان جوان افتاده‌اند و چوپان‌ها از روی بی‌حوصله‌گی با داس، تنه‌ درخت‌ها را می‌برند. اما این تخریب‌ها در مقابل فجایعی که پس از آن می‌بینید؛ هیچ است.
"جنگل ابر" یکى از دست‌نخورده‌ترین جنگل‌هاى ایران در 50 کیلومتری شمال‌شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و روستای ابر قرار دارد. این جنگل که ادامه جنگل‌های شمال کشور است و به‌دلیل آن‌که همواره ابری بر فراز این منطقه جنگلی وجود دارد به "جنگل ابر" شهرت یافته است. این جنگل جایى واقع شده که از ضخامت کوه‌هاى البرز کاسته مى‌شود و ابرهاى گرفتار در پشت این دیواره از لابه‌لاى دره‌ها به سمت جنوب سرازیر مى‌شوند. مناطق ابتدایى "جنگل ابر" ییلاق چوپانان گلستانى است و پس از آن منطقه بکر جنگل آغاز می‌شود. جایی که پوشیده از درختان است و آفتاب راهی به داخل آن ندارد.
"جنگل ابر" با 35 هزار هکتار وسعت، قسمتی از جنگل‌های باستانی هیرکانی است که یکی از منحصربه‌فردترین نوع جنگل‌ها در دنیا هستند که همچون نوار سبزی بر شیب‌های شمالی جبال البرز قرار گرفته و سواحل جنوبی دریای خزر را می‌پوشاند. این ناحیه از حوالی آستارا در شمال‌غرب تا حوالی "جنگل ابر" در شرق ایران ادامه می‌یابد. جنگل‌های هیرکانی که از دوران ژوراسیک به جای مانده‌اند ، 3/7 میلیون هکتار پوشش جنگلی ایران را تشکیل می‌داده‌اند که هم اکنون به 1/8 میلیون هکتار تقلیل یافته‌اند. قدمت این جنگل‌ها که جزو بقایای دوران سوم زمین‌شناسی هستند از یکسو و وجود 80 گونه گیاهان چوبی به همراه گونه‌های گیاهی بسیار نادری مانند راش، بلوط، توسکا، نارون، گیلاس وحشی، بارانک، سرخدار، نمدار و غیره از سوی دیگر، نشان می‌دهد که این اراضی می‌توانند همچون موزه زنده‌ای مورد استفاده قرار بگیرند.
"جنگل ابر" به‌عنوان باریکترین قسمت از سلسله جبال البرز مرز میان ‌بند بین دو اکوسیستم منطقه نیمه‌بیابانی و جنگلی است به‌گونه‌ای که می‌توان در جنگل‌های این ناحیه درختان سوزنی برگ را در کنار درختان پهن برگ مشاهده کرد که این امر در گونه‌های جانوری هم تاثیر گذاشته است. از این رو می‌توان گفت ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت در فصل گرما و وجود چشمه‌سارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع از شاخصه‌های این جنگل است.
"جنگل ابر" سرشار از درخت و ابر است، ابرهایی که لابه‌لای درخت‌ها می‌چرخند و منظره آن‌جا را رویایی می‌کنند. اما بعضی‌ها با این زیبایی‌ها میانه‌ای ندارند. در ابتدای این جنگل، به‌صورت گسترده تک درخت‌هایی دیده می‌شود که برخی از گردشگران آن‌ها را آتش زده‌اند تا تفریح کنند! درخت‌هایی که عمرشان به چند 10 سال و یا چند صد سال می‌رسد، در عرض کمتر از یک ساعت به ذغال تبدیل می‌شوند تا عده‌ای از تماشای آن لذت ببرند! برای دیدن این منظره وحشتناک نیازی به جست و جوی زیاد نیست. فقط کافی‌ست تا چشم بچرخانید و درخت‌های سوخته را ببینید. بلدهای محلی منطقه این‌گونه اتفاقات را کار گردشگران نمی‌دانند و به اهالی بومی استان سمنان نسبت می‌دهند.

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اینجا حیات به پایان می‌رسد
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

«بشر با نابودی تالاب‌ها، سطح پایین معرفت و دانش خود را در ابعاد علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نشان داده است.»        در این‌جا بخوانید


 
تخریب محیط زیست برای رونق گردشگری
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ٦ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

 

غار نخجیر با 70 میلیون سال عمر تخریب شد