جهل و محیط زیست: ما مقصریم
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی گیاه شناس و استاد دانشگاه تهران است که فعلا در آلمان به سر می برد. او همچنین یک کنشگر محیط زیست است که برخورد فعال و نکته بینانه ای با مشکلات طبیعت ایران دارد.

چندین سال است که سازمان های مردم نهاد ایران و طبیعت دوستان منفرد، در برنامه های درخت کاری و بذر پاشی در طبیعت شرکت می کنند یا خود چنین برنامه هایی ترتیب می دهند. برای امسال نیز، ما فراخوان مشارکت در برنامه های درخت کاری و حفظ جنگل و مرتع را منتشر کرده ایم.

بسیار مفید و ضروری می دانم که دوستان علاقمند به درخت کاری و بذر پاشی در طبیعت، به نکته های ظریفی که دکتر آخانی نزدیک به سه سال پیش در مقاله ای با عنوان "جهل و محیط زیست؛ ما مقصریم" نوشته است، دقت کنند. لطفا در ایرن بخوانید. 


 
دفاع بومی از یک زیستبوم
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تا دفاع از محیط زیست به یک شعور اجتماعی و به خواست گروه های قابل توجهی از جامعه بدل نشود، نمی توان انتظار داشت که تخریب سرزمین کمتر شود. خوشبختانه، چند سالی است که نشانه های خوش یمن حراست مردمی از طبیعت کشور به چشم می خورد (نگاه کنید به یادداشت دیگر این تارنگار، در اینجا). نمونه ی اخیر و در خور اعتنای قضیه، مخالفت روستاییان منطقه ی کوه بافق در استان یزد با احداث جاده در این کوهستان است؛ در سبز پرس بخوانید.


 
بازخوردهای نامه و یک توضیح
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش عزیز زحمت کشیده و سیاهه ای از تارنماها و روزنامه هایی که تا کنون نامه ی "می خواهیم نفس بکشیم!" را منتشر کرده اند،‌ تهیه کرده (و هر روز هم آن را به روز می کند). در زیر، این سیاهه را می بینید:

 پایگاه خبری قانون ، وگن کایند ، نایبند ، بازنگار ، خبر فارسی ، سیاسرد ، واگویه ها ، دیده بان میانکاله ، سلامت نیوز ، دیده بان طبیعت بختیاری ، عصر ایران ، دیده بان کوهستان ، دیده بان زاگرس ، سبزپرس ، خبرگزاری مهر ، یاس نو ، خبر لینک ، بورس 24 ،  بوم ِسا ، آوای محیط زیست ایران ، خبر پو ، بازتاب ، جمعیت اتحاد سبز استان سمنان ، انجمن علمی جنگلبانی ایران ، افکار نیوز ، بی رنگی ، ببین نیوز ، پرنیوز ، خبرساز ، فردا ، روزنامه همشهری ، با خانواده ، اخبار اقتصادی و ...

این نامه، به پیشنهاد محمود بهادری دوست خوب کوه نوردم که اکنون مدیر برنامه ها و کارگاه های آموزشی "دکا" است، تهیه شد (البته او در مورد متن نامه و شیوه ی ارایه ی آن نظرهایی داشت که فرصتی برای لحاظ کردن آن ها نبود) . محمود گفته بود که باید حق خودمان در برخورداری از هوای سالم را مطالبه کنیم. بدیهی است که تا حقی مطالبه نشود، کسی آن را به شما هدیه نخواهد کرد!

من بارها گفته ام که امر محیط زیست، به ویژه در ایران، بیش از آن که یک موضوع فنی/ علمی باشد، یک موضوع اجتماعی است (از جمله در اینجا و اینجا، همچنین نگاه کنید به "دسته بندی مطالب" این تارنگار). در ایران، ما مشکل قانون شکنی، همه شمول نبودن قانون، و زیر پا گذاشته شدن بدیهیات محیط زیست و توسعه ی پایدار را داریم؛ در این شرایط، برای بهبود وضع محیط زیست کشور، بسیار بیش از مباحثات علمی، نیازمند کنش اجتماعی هستیم. امیدوارم که همه ی دوستداران محیط زیست ایران، با پی گیری خواسته های خود، حضور در عرصه ی اجتماع، همکاری با یکدیگر، دوری کردن از مجادله و تفرقه، و البته با آموزش و آموختن، محیط زیست را به یک خواست و جنبش اجتماعی بدل سازند.

 

 


 
نقد کتاب "تنوع زیستی و دانش سنتی"
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ٥ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عنوان: تنوع زیستی و دانش سنتی

عنوان فرعی:

 مروری بر راه­های عملی حمایت از دانش بومی و سنتی

به منظور حفاظت از تنوع زیستی

پدیدآورنده: مصطفی پناهی

نوشته­شده برای: سازمان حفاظت محیط زیست، و دفتر عمران سازمان ملل

ناشر: روناس، 1381، تهران

 نظام سرمایه­ سالار حاکم بر جهان، همه چیز را به کالاهایی برای مبادله و انباشت سود بدل ساخته است. نه تنها محصولات صنعتی و مواد غذایی و زمین­هایی که بر آنها این چیزها تولید می­شود، بلکه نیروی کار (ثمره­ی زندگی انسان­ها)، و همچنین منابع آب، جنگل و حتی دریا، و در یک کلام تمامی طبیعت را تا حد زیادی به کالا بدل کرده است و با استثمار پیوسته­ی آنها، بر سمند سودجویی سیری­ناپذیر می­تازد. یکی از چیزهای دیگری هم که در این نظام شکل کالا پیدا کرده، دانش و فن، و فرآورده­های آن مانند کتاب و تابلو و آثار موسیقی است. هر روز که می­گذرد، حاکمان جهان با ابداعات نوتر، کالایی شدن دانش را برای: 1- افزایش قابلیت خرید و فروش، و 2- به چنگ گرفتن برش­های هرچه بزرگ­تر از کیک علم و استفاده از آن برای اعمال سلطه، تشدید می­کنند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اشاره ای به نقش سازمان های مردم نهاد
ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همایش جنگل ابر، با تلاش موسسه ی طنین طبیعت تیرگان، جمعیت دیده بان طبیعت شاهرود، و کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه شهید رجایی، در روز 6 آذر در دانشگاه بهشتی برگزار شد. سخن رانان همایش، مهندس محمد درویش، دکتر ناصر کرمی، دکتر پیمان یوسفی آذر، و دکتر اسماعیل کهرم بودند.

نکته ی مهمی که در این همایش چند بار و از سوی چند نفر از سخنرانان و دیگر حاضران بر آن تاکید شد، نقش مهم سازمان های مردم نهاد (NGO) در حفظ طبیعت بود. دکتر یوسفی آذر در سخنان خود، به دلایل موفقیت طبیعت دوستان در متوقف ساختن طرح جاده کشی از ابر به علی آباد اشاره کرد. او گفت که نشان دادن واکنش ِ به هنگام، برآورد خسارت های ساخت جاده و ارایه ی آن به مقام های تصمیم گیرنده، وارد شدن رسانه ها به موضوع، حضور موثر سازمان های مردم نهاد (ان جی او ها)، و حمایت متخصصان و صاحب نظران از توقف طرح، از جمله دلایلی بوده که پیروزی نسبی مدافعان جنگل را در پی داشته و عملیات راه سازی را پیش از رسیدن به جاده متوقف کرده است. یوسفی آذر در پیشنهادهایی هم که برای حفاظت جنگل های کشور داد، تقویت و حمایت از سازمان های غیردولتی را یکی از راه های بسیار مهم برای رسیدن به این هدف ذکر کرد. دیگر پیشنهادهای او چنین بود: تشکیل پایگاه داده های منابع طبیعی، تعیین مناطق بحرانی و فوق بحرانی، اجرای تضمینی قوانین فعلی و پر نمودن خلاهای قانونی، اطلاع رسانی مستمر به مردم و مسوولان.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد دکتر کردوانی (و باز هم ادامه)
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نظریه ی جدید؛ نظریه ای که جدید نیست!

درباره ی کتاب نظریه ی جدید...، مهم ترین نکته این است که در آن هیچ نکته ی جدیدی به چشم نمی خورد؛ خود کردوانی، کل مطالب این کتاب را پیش تر در کتابی با عنوان طولانی «کویر (نمکزار) بزرگ مرکزی ایران و مناطق همجوار (مسائل، توانمندی ها و راه های بهره برداری)»(3) با طول و تفصیل بیشتر آورده است. در عین حال، مجموع مطالب هر دو کتاب یک جور گردآوری سر دستی ویژگی های کویر و ذکر امکانات اقتصادی آن است. برای مثال، «نظریه پرداز»** در نظریه ی «جدید» خود این موارد استفاده از کویر را ذکر کرده است: استفاده از کویر به عنوان مرتع، استفاده از گیاهان دارویی کویر، استفاده ی گردشگری از کویر، بهره برداری از نمک ها و ماسه بادی ها، استفاده از آب شور برای پرورش آرتمیا و ماهیان آب شور و جلبک های نمک دوست، استفاده ازانرژی باد و آفتاب، و شیرین کردن آب شور. باید از این نظریه پرداز پرسید که کدام یک از این کارها برای نخستین بار به ذهن وقاد ایشان رسیده است؟!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد دکتر کردوانی (ادامه)
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در پشت جلد کتاب های دکتر پرویز کردوانی این عنوان ها جزء «افتخارات کسب شده» ی ایشان آمده است: «انتخاب به عنوان استاد نمونه در سال 1377، انتخاب به عنوان شخصیت برجسته و مفاخر فرهنگی استان سمنان، استاد برگزیده ی سال 80، پژوهشگر نمونه ی سال 1385، چهره ی ماندگار علمی کشور در سال 1384...». به نظر من، در 15-10 سال اخیر – شاید برای رفع اثر آن گفته ی قدیمی که «ما مردمی مرده پرست هستیم»، و یا برای مقابله با "بحران افتخار"*ی که بدان دچار شده ایم، نشست های نکوداشت و اهدای لوح چه از سوی دستگاه های دولتی و چه از سوی سازمان های غیردولتی، به صورتی افراطی برگزار می شوند. در پاره ای از این نشست ها دیده ام که برگزار کنندگان، مطالعه ی کافی درباره ی شخصیت تجلیل شونده ندارند و حتی در لوحی که برای او نوشته اند، به نکته ی اصلی که برای تقدیر مورد نظر بوده، اشاره نکرده اند. به نظرم در مورد دکتر کردوانی هم چنین بوده و دست کم پاره ای از عنوان های او، بدون مطالعه ی کافی اعطا شده است!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دکتر کردوانی و موضوع سد سازی
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دکتر پرویز کردوانی، چندی پیش درباره ی دریاچه ی اورمیه گفت که این دریاچه در حال مردن است، مردن آن طبیعی است، و این مردن جاذبه ای است که جا دارد گردشگران برای تماشای آن به منطقه بروند. دکتر کردوانی، چندین سال است که عنوان "استاد نمونه" ی دانشگاه تهران یعنی قدیمی ترین و معتبر ترین دانشگاه کشور را دارد؛ سخنان او از رسانه های گوناگون پخش می شود و از سوی دستگاه هایی مانند وزارت نیرو (مثلا در تایید طرح های سد سازی و انتقال آب) مورد ارجاع قرار می گیرد. در مجموعه یادداشت هایی که در نقد دکتر کردوانی می نویسم، قصد دارم نشان دهم که گاه چگونه ممکن است فقط شنیدن نام یک استاد یا پیش کسوت، بدون دقت در نوشته ها و کارنامه ی او، القا کند که گفته های او درست اند! از سوی دیگر می خواهم بگویم که استادان دانشگاه و دیگر کارشناسان هم جزئی از جامعه هستند و ممکن است که تحت تاثیر منافع شخصی، اثر سوء ستایش های بی مورد، دور ماندگی از پژوهش، نداشتن روحیه ی نقادی، و عوامل دیگر، واقعیت ها را به گونه ی دلخواه خود تفسیر کنند یا در تشخیص پاره ای از مساله های روشن اشتباه کنند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کردوانی و موضوع سد سازی
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

کتاب منابع و مسایل آب در ایران نوشته ی دکتر کردوانی، نخستین بار در سال 1363منتشر شده است. در پیشگفتار این کتاب، می نویسد: «در حوضه ی آبخیز تنها رود منطقه گرمسار (حبله رود) پراکندگی باران نامتناسب است و سدی بر روی رودخانه ساخته نشده است [...] در اواخر زمستان و اوایل بهار، رودخانه سیلابی است و آب آن طغیان می کند و اغلب مقدار زیادی آب از طریق مسیل های عمیق مختلف [...] خروشان به کویر می ریزد و به این ترتیب هدر رفته و شور و غیر قابل استفاده می شود (ضرر نداشتن سد)، در حالی که در تابستان آب آن چنان سریع کاهش می یابد که سطح وسیعی از زراعت ها، بی آب می ماند و خشک می شود»(18). در چاپ نهم کتاب که در سال 1387 (یعنی نزدیک به ربع قرن پس از چاپ نخست) منتشر شده، کردوانی همچنان مدافع بی قید و شرط سد سازی است و گذشته از تکرار همان پیشگفتار سال 63، باز هم معتقد است که باید بر روی تمام رودخانه ها سد زد تا آب آن ها به «دریاها، دریاچه ها، باتلاق [تالاب] ها و کویرها» نریزد و «هدر نرود»(19).


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه به مجلس و مقام ها درباره ی اورمیه
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را شماری از چهره های فعال و همچنین سازمان های مردم نهاد مدافع محیط زیست (از جمله: دیده بان کوهستان)، در مورد معضل رو به خشکی رفتن دریاچه ی اورمیه به مجلس نوشته و رو نوشت آن را هم برای چندین مقام مسوول فرستاده اند. به نظر ما گذشته از ،"حاکم شدن فضای گفتگوی کارشناسی و خردورزانه" که در نامه از آن به عنوان بهترین اتفاقی که می تواند بین دولت و تشکل ها و... بیفتد یاد شده، موضوع بسیار مهم این است که فضای گفتگوی احتمالی، محدود به "کارشناسان" نشود! همچون همیشه، تاکید می کنیم که موضوع محیط زیست ایران، موضوعی بیشتر اجتماعی (و بسیار کمتر: فنی) است. "کارشناسان" همان هایی هستند که در اتاق های دربسته برای مردم تصمیم می گیرند، و بر مملکت همان کرده اند، که می بینیم... . موضوع دریاچه ی اورمیه باید در فضای باز و با حضور مردم و سازمان های مردمی و کارشناسان غیر دولتی و دولتی بررسی شود.

این نامه، در سبز پرس و روزنامه ی همشهری امروز هم آمده است.

به نام آفریدگار زیبایی

هیئت رئیسه محترم مجلس شورای اسلامی

همان طور که می دانیم، حال دریاچه ارومیه خوب نیست. ارومیه فیروزه ای، دیر زمانی است که در بستر بیماریست و چشم انتظار دارویی برای بازیابیِ طراوت و شادابی گذشته خود.

ما نگرانی های مردم، تشکل ها و فعالان محیط زیست و تلاش های آنها برای اعلام همبستگی با این سرمایه ملی را  می ستاییم و آن را نشان از مسئولیت پذیری  ایشان در قبال ذخایر طبیعی کشور می دانیم. آری؛ به راستی که امروز دریاچه ارومیه نیازمند توجه ملی است و ما در این راستا لازم دیدیم نکاتی را به تمام کسانی که به واسطه سمت های اجرایی شان، نقشی در تعیین سرنوشت دریاچه دارند، متذکر شویم:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد نوشته های دکتر کردوانی
ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت 3 آبان، در ادامه ی نقد دکتر کردوانی، با  نمونه ای از تلقی او از جانور، و قیاس مع الفارق شتر با آهو آشنا شدیم؛ اینک بد نیست که تلقی او را از گیاهان وحشی هم ببینیم: «معمولا در کویرهای واقعی سولفات سدیمی [...] گیاه قادر به روییدن در آن نیست. اگر در مواردی هم به صورت پراکنده تک درختچه گز در سطح آن دیده شود، این گیاه ارزشی برای حفظ کویر ندارد [...] و حتی ممکن است زیان آور هم باشند»(12).


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
قانونی که منابع طبیعی را آسیب پذیرترمی‌کند
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- شرق

«آنها که می‌کوشند تا برای مواهب طبیعی وطن، مابه‌ازایی مادی بیافرینند و به اصطلاح طبیعت ایران را ارزش‌گذاری کرده و قیمتش را به زبان اقتصاد رایج مملکت بیان دارند، در حقیقت خواسته یا ناخواسته ظلم به لطف بزرگی کرده‌اند که پروردگار مهربان، ایرانیان را شایسته بهره‌مندی از آن دانسته است.»


آنچه که خواندید، روح حاکم بر نخستین دریافتی است که نمایندگان 9 تشکل علمی اصلی کشور در حوزه منابع طبیعی در پیشانی نامه‌ای گنجانده‌اند خطاب به مقامات عالی کشور و هدفش جلوگیری از تصویب لایحه‌ای در مجلس شورای اسلامی است که به‌نام منابع طبیعی، ممکن است کام طبیعت‌ستیزان را شیرین‌تر کند. اما چرا روسای تشکل‌هایی چون انجمن مدیریت و کنترل مناطق بیابانی، انجمن مرتعداری، انجمن آبخیزداری، انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، انجمن جنگلبانی، انجمن ارزیابی محیط‌زیست، انجمن علوم و صنایع چوب و کاغذ، انجمن علمی آبزی‌پروری و جامعه جنگلبانی ایران اینک یک‌صدا از رهبری نظام جمهوری اسلامی می‌خواهند تا از اختیارات حکومتی خود استفاده کرده و اجازه ندهند تا با تصویب «لایحه جامع منابع طبیعی»، طبیعتی که بستر تولید است، خود به ابزار تولید بدل شده و به تاراج رود؟ مگر این لایحه قرار نبوده که امید فعالان و دوستداران و متخصصان محیط‌زیست و منابع طبیعی ایران باشد؟
راست آن است که تغییرات اعمال شده بر این لایحه چنان شگفت‌آور و نگران‌کننده است که تقریبا مخالفت همه نیروهای کارشناسی بدنه منابع طبیعی کشور و علاقه‌مندان به این حوزه را برانگیخته است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محیط زیست و اختلاس (2)
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

در بخش نخست این مقاله (سبز پرس و دیده بان کوهستان 14/7 /90) به چند موضوع اشاره کردم: رابطه ی اقتصاد و محیط زیست، اختلاس در عرف و قانون، تراژدی منابع عام، اختلاس از طبیعت، و بهروری و اختلاس. در این بخش، در زمینه ی: اختلاس و تجاوز به منابع طبیعی، اختلاس و میهن دوستی، اختلاس و ناپایداری اقتصاد، و اختلاس و قشرهای ضعیف، اشاره هایی خواهم داشت.

 

اختلاس و تجاوز به منابع طبیعی

 دست کم در ایران، هر جا که سخن از اختلاس است، ردی از تصرف منابع طبیعی دیده می شود. چه در اختلاس های عظیم مانند بزرگ ترین اختلاس رو شده ی تاریخ کشور (جریان سه هزار میلیاردی اخیر) و جریان "سلطان شکر"، و چه در اختلاس های کوچک تر- بخشی از پروژه، گرفتن زمین برای اجرای طرح ادعایی است که در این مورد تا بیشترین حد ممکن و بسیار بیشتر از چه هم که برای اجرای اصولی طرح لازم است زمین گرفته می شود. علت قضیه، گذشته از آن که در همه جای جهان، زمین و ساختمان یک "دارایی واقعی" (real estate) به شمار می رود و در گذر زمان ارزش افزوده ی بالایی دارد، این است که در ایران تولید مستقل (بدون وابستگی به یارانه و رانت) بسیار ضعیف است و بورس واقعی و متکی به تولید هم وجود ندارد تا سرمایه ها به سوی آن ها برود. بنا بر این، بهترین راه برای "یک شبه" ثروتمند شدن، زمین خواری است. از سوی دیگر، بهترین وثیقه ای که سامانه ی بانکی کشور برای دادن وام و اعتبار می پذیرد، زمین است و از این رو گرفتن زمین، نقطه ی شروع خوبی است برای کسب اعتبار و در عین حال یک بخش کلیدی است در کل چرخه ی اختلاس. ناگفته نماند که در شرایط شیوع فساد، به راحتی می توان با دادن رشوه کارشناسان بانک یا نهاد اعتبار دهنده ی دیگر را دعوت به "بیش برآورد" ارزش ملک کرد؛ چنین است که حتی در صورت لو رفتن جریان اختلاس، ضمانت های غیر منقول توقیف می شود اما پول و ارز در جای دیگری –در داخل یا خارج از کشور- برای مختلس باقی می ماند. در این میان، بازنده فقط محیط زیست و عموم شهروندان کشور اند که بخشی از دارایی طبیعی و خداداد خود را از دست داده اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ماراتون برلین، اختلاس و محیط زیست
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ٧ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی- سبز پرس

پرده اول: در تاریخ 25 سپتامبر سال جاری در شهر برلین ماراتون بزرگی برگزار شد. اتفاقا محل زندگی ما هم مجاور مسیر این ماراتون بود. به اتفاق خانواده به تماشای این رخداد ورزشی رفتیم. همه جور آدمی در بین حدود 33 هزار دونده بود. تعداد زیادی از شرکت کننده ها هیچگونه نوشیدنی همراه نداشتند. تعداد قابل توجهی هم بطری های آب در دست و یا قمقمه به کمر خود بسته بودند. خیلی به ندرت افراد شرکت کننده خسته، زباله به اطراف پرت می کردند. اتفاقا در چمن های کنار خیابان یک بطری خالی آب افتاده بود. برداشتن بطری خالی آب توسط مردی مسن تعجب همسرم را موجب شد. به او گفتم دلیلش ساده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کردوانی و نگاه کم مایه به محیط زیست (ادامه)
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 پاراگراف آخر یادداشت 29 مهر، با نقل قولی از دکتر کردوانی به پایان رسید که در آن از جدا کردن بچه شتر از مادرش و بردن آن برای کشتار و "عزاداری" شتر مادر، به عنوان یک جاذبه ی توریستی کویر (!) یاد شده بود. اینک چند کلمه ی دیگر:

 

بابت این «جاذبه ی گردشگری» تراژیک خودتان را ناراحت نکنید (!)؛ مطمئن باشید که دکتر به شتر علاقه ی بسیار دارد و می گوید: «ذکر این نکته که شتر [مازاد بر ظرفیت مرتع] موجب نابودی پوشش گیاهی و توسعه ی کویر و بیابان می شود [...] سیاست بی منطق و نادرست» است. در ادامه ی این بحث، می گوید که سازمان حفاظت محیط زیست اشتباه می کند که برای حفظ آهو، موضوع بیرون راندن شتر از (بعضی) کویرها را مطرح می سازد، زیرا شتر نقش مهمی در اقتصاد ساکنان روستاهای حاشیه ی کویر دارد و «... هم از دیدگاه اقتصادی و هم دیدگاه جاذبه ی گردشگری، آهو به هیچ وجه قابل مقایسه با شتر نیست [...] توریست حداکثر ممکن است آهو را از دور ببیند آن هم نه هر موقع که بخواهد [... به علاوه] گردشگر نمی تواند آهو را لمس کند، در حالی که می تواند به شتر نزدیک شود و به علاوه بر آن سوار شود. خودِ سواری، زیبا ترین جاذبه ی توریستی شتر است که در آهو امکان پذیر نیست...»(8). در ادامه، کردوانی شرح باز هم بیشتری درباره ی برتری های شتر نسبت به آهو می دهد. این گونه سخن گفتن سطحی و خوب و بد کردن جانوران، آدمی را به یاد باورهای کهن چند هزار سال پیش می اندازد که در آن جانور خوب جانوری بوده که به انسان سود مستقیم برساند، مانند گوسفند و بز و سگ، و دیگر جانوران فقط "خَرفسَتَره" (در زبان پهلوی: موذی) بوده اند. در گنجینه ی واژگان کردوانی، "تنوع زیستی" و مفهوم های دیگری همچون حق بقای گونه ها، ارزش ذاتی محیط زیست، لزوم حفظ بخش هایی از سرزمین ها به شکل طبیعی خود، و مانند این ها اصلا تعریف نشده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به دنا سوگند...
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

آقای رضایی، به دنا سوگند که برایتان فرزندی خواهیم کرد!

آقای اسماعیل رضایی، ما دوستداران طبیعت نه شما را می شناخته ایم و نه اسعد تقی زاده را؛ اما آسمان بلند ایران و کوه های سرفراز دنا، این نشانه های با عظمت خلقت را که شما و ما را در آغوش دارند، می شناخته و بر آن عاشق بوده ایم... چنان که مرحوم مجتبی بوده است.

فرصتی نیست که خطای اسعد تقی زاده یا اشتباهات احتمالی سازمان حفاظت محیط زیست یا احساساتی شدن خود و دور شدن مان از واقع بینی را واکاوی کنیم. فقط بدانیدکه آن چه گفته ایم، از روی عشق به طبیعت بوده؛ همان چیزی که به گفته ی شما مجتبی را به کوهستان کشانده بود.

خود را شریک اندوه شما می دانیم و برادرانه و خاکسارانه درخواست داریم از این فرصت سهمگین برای نشان دادن شکوه گذشت و رقم زدن سرمشقی برای دانش آموزانتان (که خود را جزیی از آنان می دانیم) استفاده کنید. تردیدی نیست که عمق دلبستگی شما به این آب و خاک، و به طبیعت کشور، با انعکاس گسترده ای که جوانمردی شما و خانواده تان در ایران و جهان خواهد داشت، بیش از پیش عیان خواهد شد.

آقای رضایی، شما فرزندی گرامی را از دست داده اید و می دانیم که این غم گران را نمی توانیم جبران کنیم. اما با چشمانی اشکبار به شما اطمینان می دهیم که ما امضا کنندگان نامه ی حمایت از تقی زاده، تمامی تلاش خود را خواهیم کرد تا برایتان فرزندی کنیم... به دنا سوگند که چنین خواهیم کرد!


 
توضیح درباره ی نامه ی دفاع از محیط بان دنا
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در ماجرای کشته شدن مجتبی رضایی در کوهستان دنا، به دست محیط بان اسعد تقی زاده، آن چه طبیعت دوستان را به دفاع از اسعد واداشته، عشق به محیط زیست رنجور این سرزمین بوده است. من هم در کنار چند هزار نفر دیگر نامه ای را امضا کرده ام (اینجا) که در فضایی احساسی و با شتاب نوشته شده بود. در نشست روز 17 مهر، به مژگان جمشیدی و سعید طهماسبیان که از امضا کنندگان اولیه ی نامه و از سازمان دهندگان نشست بودند، چند اشکال نامه را تذکر دادم و یکی دو روز بعد با رایانامه، متن دیگری را برای فرستادن به دفتر رییس قوه ی قضاییه به آن دو پیشنهاد دادم.

از آن جا که  مضمون اصلی نامه، دفاع از یک محیط بان و از محیط زیست است،  من هم آن را امضا کرده ام. با این حال، در مقام یکی از دست اندرکاران گردآوری نامه در حمایت از محیط بان اسعد تقی زاده اعلام می کنم که ما اطلاعی از جزییات پرونده ی مربوط به این حادثه نداشته و در این مورد در صلاحیت خود نیز نمی دانیم که وارد مباحث حقوقی شویم. اما در مقام هم میهن و برادران و خواهران کوچک آقای اسماعیل رضایی (پدر مرحوم مجتبی رضایی)، از ایشان که به تازگی دریافته ایم فرهنگی و طبیعت دوست هستند، درخواست داریم نگذارند اتفاقی رخ دهد که نتیجه ی آن ایجاد این شبهه باشد که طبیعت ایران بیش از پیش مورد ظلم قرار گرفته است.

من، به نمایندگی از سوی چند هزار امضا کننده ی نامه ی حمایت از تقی زاده، دستان پدر مجتبی رضایی را می بوسم و اگر سوء تفاهمی پیش آمده که موجب رنجش این خانواده ی بزرگوار شده، صمیمانه از ایشان عذر خواهی می کنم.

این توضیح و متن نامه ی سرگشاده ی من به آقای اسماعیل رضایی، در سبزپرس دیروز، در صفحه ی 7 همشهری امروز، و در صفحه ی آخر روزنامه ی اعتماد امروز، آمده است.

در یادداشت بعدی این تارنگار، نامه ی سرگشاده را می بینید.


 
کردوانی و نگاه کم مایه به محیط زیست
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در نوشته های کردوانی،گفتار کم مایه و سبک در طرح موضوع های کشاورزی و زیست محیطی و جز آن، کم نیستند. چند نمونه:

* او هنگام نوشتن درباره ی ظرفیت مراتع کویری نیازی نمی بیند که به آمار و ارقام استناد کند و خیلی ساده می نویسد: «برخلاف طبقه بندی مراتع توسط سازمان جنگل ها و مراتع کشور که این نوع مراتع [مراتع کویری] را فقیر، نامرغوب و درجه 5 به حساب آورده است، به عقیده ی اینجانب این نوع مراتع یا عرصه های گیاهی بهترین و مرغوب ترین مرتع (درجه 1) برای شتر و حیات وحش و نیز بسیار از پرندگان محیط کویری است»(1). دکتر کردوانی به روش روایی و داستان گویی، مطلب را ادامه می دهد و هیچ اشاره ای ندارد به این که مثلا یک راس شتر در هر روز به چند کیلوگرم علوفه نیاز دارد و هر هکتار مرتع کویری سالانه چند کیلوگرم تولید علوفه دارد؛ همچنین اشاره ای ندارد به تضاد زندگی حیات وحش با شتر داری، چه به لحاظ رقابت در یافتن گیاه خوراکی، و یا دشمنی سگ های گله با حیوانات وحشی که آن ها را از نزدیک شدن به منابع محدود آب باز می دارند؛ و یا اشاره ای ندارد به موضوع انتقال بیماری از دام به حیات وحش.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دکتر کردوانی؛ پروفسور در چه و برای چه؟!
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

رو راست بگویم که من با نظام آموزش رسمی - به ویژه نظام آموزشی ایران- به شدت مساله دارم! در نظام های رسمی، حجم زیادی محفوظات را در ذهن جای می دهند و پس از گذران دوره و گرفتن مدرک مربوط، تقریبا بی استثنا، نود درصد آن محفوظات و دیگر یاد گرفته ها از سر به در می رود! اما، مدرک باقی می ماند و شخص تا سال ها و دهه ها از منافع استخدامی و اجتماعی و خودنمایانه ی آن بهره می برد. نمونه ی تراژیک این افراد، پزشکانی هستند که از صبح تا بعد ازظهر در بیمارستان و از بعد ازظهر تا پاسی پس از شب در مطب ها به جراحی و ویزیت و پول گرفتن مشغول اند، و با در دست داشتن آن مدرک کذایی نیازی نمی بینند که با بیمار خود حتی ده دقیقه ای گفتگو کنند و یا در روز یکی دو ساعتی به مطالعه و تحقیق بپردازند!

گذشته از این، اشکال بزرگ نظام آموزشی ما این است که به جای اشاعه ی روحیه ی نقادی و پژوهش گری، روح تسلیم در برابر "بزرگان" و پذیرش بی چون و چرای درافشانی "استادان" را رواج می دهند. بسیاری از آموزگاران و استادان مشغول در آموزشگاه های ما هم آلوده ی چنین نظام بیمار و فاسدی هستند و برای خود جایگاهی نقد ناپذیر تعریف کرده اند. از این نمونه تحصیل کردگان اسم و رسم دار، یکی هم دکتر پرویز کردوانی است که منش و گفتار او آمیزه ای است از: درجا زدن در آموخته های چندین دهه پیش،  تفرعن ملاکانه و آقامنشانه، فضل فروشی و مدرک ستایی در زمینه های نامربوط، و سودجویی فرهنگی- مالی عالم نمایانه.

من چند سال پیش (22/1/86) در یک یادداشت کوتاه در همشهری به افاضات تکراری و کم مایه ی کردوانی اشاره ی کوتاهی کردم (اینجا). در آن یادداشت از سر "ادب" نوشته بودم که "استاد کردوانی، تألیفات پرشمار و باارزشی در زمینه‌ی شناخت سرزمین های کم آب و دیگر مباحث جغرافیایی دارند"... ، اما واقعیتی که بعدا با خواندن چندین کتاب دکتر دریافتم این است که ایشان سال ها است به مکرر گویی خودستایانه و بی پایه مشغول اند. در مقام یک دوستدار غیر حرفه ای طبیعت و یک غیر دانشگاهی (اما دانشگاه رفته)، دلم نمی خواهد در مورد پیرمردی که به هر حال (به حق یا ناحق) عنوان "استاد ممتاز" دانشگاه هم دارد، چنین بگویم؛ اما باور کنید لازم است که گاه به جای احترام به مدرک تحصیلی و خوش نامی بی پشتوانه، خیلی ساده با مراجعه به "شعور عام" خود داوری کنیم! در این مورد، امیدوارم که فرصتی بیابم و با ذکر نقل قول هایی از کتاب های کردوانی حرفم را ثابت کنم.

علی الحساب، داشته باشید دو مطلب خواندنی: یکی از سام خسروی (که محترمانه ذکر نامی از دکتر نکرده است) در مورد فرصت طلبی های سودجویانه ی "استاد"، و یکی دیگر از کامبیز بهرام سلطانی در مهار بیابان زایی مورخ 10 مهر که با زبانی پاکیزه، سخنان غیر مسوولانه ی کردوانی را درباره ی دریاچه ی اورمیه نقد کرده است.


 
تلاش بیژن دره شوری برای نجات محیط بان دنا
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

ناصر کرمی- ایرن

در بحبوحه دلنگرانی ها برای محیط بان محکوم به اعدام دنا، بیژن فرهنگ دره شوری دیشب زنگ زد و گفت: هیچ وقت به اندازه امروز اموات مرحوم گراهام بل را دعا نکرده ام. پرسیدم چرا؟ گفت به این خاطر که از صبح تا حالا به هر چه خان و کدخدا در کهگیلویه و بویراحمد و به ویژه سمیرم می شناخته ام زنک زده ام برای نجات اسد تقی زاده.

وقتی تعجب مرا متوجه شد موضوع را بیشتر تفصیل داد: ما دره شوریها سالهای طولانی پیاپی با سمیرمیها در جنگ و صلح بوده ایم. حاصل آن دوره حالا حق نمکی است که خانها و کدحداها و ریش سفیدهای طرفین برای یکدیگر قائلند. وقتی فهمیدم مقتول سمیرمی و متعلق به یکی از خانواده های سرشناس منطقه است معطل نکردم و شروع کردم به زنگ زدن به همه آنهایی که میشناختم و قسم دادنشان برای گرفتن رضایت از خانواده آن مرحوم. جملگی قول همکاری دادند و با توجه به شناختی که از روحیات مردم منطقه دارم بعید نیست سایه چوبه دار از روی سر محیطبان برداشته شود. واقعا اگر گراهام بل نبود من چطور میتوانستم در یک روز با اغلب خوانین و کدخداهای یک کوهستان صعب العبور صحبت کنم؟
بعد: عصر همان روز کسی دیگر هم به من زنگ زده بود. یک خبرنگارمحیط زیست که می خواست ماحصل گفتگویش با یکی از مقامات سازمان محیط زیست را بگوید. برآشفته بود و متعجب. مقام مذکور در پاسخ به انتقادات از سازمان متبوعش به خاطر کم کاری در پرونده محیط بان دنا گفته بود: سازمان تا حالا توانسته این حکم را بگیرد که محیط بانانی که در حین ماموریت کشته می شوند شهید محسوب شوند. اما همه کارها که با هم انجام نمی شود، اینکه محیط بانی ( یعنی یک ضابط قضایی که برای حمل و استفاده از اسلحه مجوز دارد) که در هنگامه ماموریت و درگیری ناچار به قتل یک شکارچی شده، قاتل محسوب نشود کاری است که به هر حال تا حالا نشده! (یعنی محیط بان پدیده عجیبی است که یا شهید می شود یا قاتل و هیچ حد وسطی ندارد). او افزوده بود: به قوه قضائیه هم باید حق داد، چون به هر حال نمی شود اجازه داد کسی به خاطر یک حیوان آدم بکشد. این نگاه یک مقام بلندپایه سازمان حفاظت محیط زیست به ماجراست . . مقامی که اتفاقا خیلی هم بلندپایه است و منصب حقوقی هم دارد.
سرانجام: به فراست بیژن دره شوری باید آفرین گفت. وقتی ساختارها و پدیده های جهان مدرن نومید کننده هستند چاره ای نیست جز درآویختن به ارزشها و روابط نظام فئودالی.


 
سپاسگزاری از دوستان همره
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش، یادداشت های سبز و باصفایی را با عنوان "درویش نامه" و با رایانامه می فرستد که دربرگیرنده ی خبرها و مقاله های ارزنده ی زیست محیطی است. یادداشت اخیر او را که حرف دل من هم هست، در ارتباط با صدور حکم اعدام محیط بان کوهستان دنا، اسعد تقی زاده و همایش 17 مهر، می توانید در زیر بخوانید:

ممنون از همه ی شما خوبانی که پیام درویش نامه ی شماره 49 {و فراخوان تارنگار دیده بان کوهستان} را جدی گرفتید و در غروب هفدهمین روز از مهرماه 1390 خود را به پارک نظامی گنجوی رساندید؛ روزی که بی شک تا مدت ها در خاطره ی طرفداران محیط زیست ایران می‌ماند. همان طور که اسماعیل کهرم عزیز در این اجتماع پرشور گفت: به رغم همه تلخی‌های شنیدن خبر اعدام یک محیط بان جوان 27 ساله، آن چه که شورآفرین و امیدبخش بود، همراهی، حمایت و همدلی کم نظیر مردم و تلاش شان برای نجات جان یک سلحشور محیط زیست بود که نشان می داد این مردم هنوز زنده هستند و دل شان برای زنده بودن و نشاط دوباره ی طبیعت وطن، می تپد. آفرین به همه ی آنهایی که در پارک نظامی گنجوی، به قول هادی حیدرزاده - مسئول ستاد محیط زیست شهرداری تهران - بزرگترین و کم سابقه ترین اجتماع پاتوق سبز را آفریدند و آفرین به شجاعت و درایت اسماعیل کهرم و مژگان جمشیدی که جسورانه و خردمندانه سخن گفتند و متهم شماره یک در بروز این بحران را نه مقتول و نه قوه قضاییه که ضعف فاحش مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست معرفی کردند. باشد که با عزیمت برخی از بزرگان و شفاعت ایشان، خانواده ی مقتول هم از خون فرزندشان گذشته و اسعد تقی زاده این مجال را بیابد که دوباره طعم شیرین آزادی و زندگی را بچشد.

همچنین بخوانید، یادداشت درویش را با عنوان "در مظلومیت مضاعف محیط بانان" در روزنامه ی شرق


 
همایش دفاع از محیط بان اسعد تقی زاده
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نشست ستاد محیط زیست و توسعه پایدار به مناسبت روز جهانی اسکان بشر، در بعد از ظهر 17 مهر که با روز ولادت امام رضا (ع) (روز محیط بان) هم تقارن داشت، در عمل به روز دفاع از محیط بان اسعد تقی زاده بدل شد.

بیش از دویست نفر در ترافیک سرسام آور تهران، به بوستان "بد مسیر" نظامی گنجوی آمدند تا نامه ای را امضا کنند که در آن از رییس قوه ی قضاییه خواسته شده از اجرای حکم اعدام محیط بان یاد شده (به جرم درگیری منجر به مرگ یک شکارچی غیرمجاز، در کوهستان دنا) جلوگیری کند.

استاد اسماعیل کهرم و مژگان جمشیدی، دو مدافع پرکار محیط زیست ایران، سخنرانان آن بخش از همایش بودند که به این موضوع اختصاص داشت. دکتر کهرم از تلخی ماجراهایی که بر محیط زیست کشور و مدافعان آن می رود گفت، و م}گان جمشیدی از کوتاهی های سازمان حفاظت محیط زیست در این ماجرا... . دکتر کهرم همچنین گفت که قصد دارد در این هفته با بهمن ایزدی (مدیر "کانون سبز فارس") که با سران طایفه های منطقه آشنایی دارد به دیدار خانواده ی شکار کشته شده بروند تا شاید رضایت آنان را برای گذشت از درخواست قصاص به دست آورند.

 بخش امیدوار کننده ی گردهمایی امروز، ابتکار عمل سمن ها در استفاده از یک موقعیت برای تجمع در دفاع از محیط زیست ایران، و حضور بسیاری از کنشگران این حوزه در محل بود. جا دارد که به ویژه از فعالیت سعید طهماسبیان (از جمعیت حامیان زمین)، محمد درویش قلمزن خستگی ناپذیر محیط زیست، و از کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست که نقش فعالی در شکل گیری حرکت امروز داشتند، با قدردانی یاد کنیم.

 تا کنون چند ده سازمان مردم نهاد و چند صد نفر از دوستداران طبیعت نامه ای را که در این مورد در سبز پرس درج شده امضا کرده اند؛ لطفا بازهم امضا کنید و پی گیر موضوع باشید!

... و گله ای از دوستان کوه نورد: با آن که کوهستان دنا یکی از زیباترین و مهم ترین رشته کوه های کشور است که از دیرباز محل اجرای شماری از ارزنده ترین صعودها بوده، حضور کوه نوردان جدی را در همایش دفاع از یک نگاهبان دنا بسیار کم رنگ یافتم... باشد که در پی گیری های بعدی، این کوتاهی را جبران کنند!

 


 
امروز در "پاتوق سبز"؛ درخواست جلوگیری از اعدام محیط بان اسعد تقی زاده
ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

امروز از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر ستاد محیط زیست و توسعه پایدار به مناسبت روز جهانی اسکان بشر نشستی را در بوستان نظامی گنجوی تهران، در خیابان توانیر، خیابان نظامی گنجوی برگزار می کند که موضوع آن "ارتباط شهرها با تغییرات اقلیمی" است.

در عین حال، قرار است که اشخاص حقیقی و حقوقی مدافع محیط زیست، نامه ای را امضا کنند که مضمون آن درخواست از رییس قوه ی قضاییه برای جلوگیری از اعدام محیط بان اسعد تقی زاده است. درگیری این محیط بان با شکارچی غیر مجاز در منطقه ی حفاظت شده ی دنا، موجب مرگ شکارچی شده است.

اصل نامه را می توانید اینجا بخوانید؛ لطفا فقط به امضای اینترنتی بسنده نکنید و با حضور در "پاتوق سبز" هم درخواست خود را اعلام کنید.


 
درخواست از رییس قوه ی قضاییه و ...
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

نامه ی جمعی از فعالان محیط زیست به سران قوای سه گانه درباره حکم قصاص یک محیطبان

نسخه ی اصلی این نامه در «دبیرخانه مشورتی سازمان های مردم نهاد شهر تهران» موجود است و علاقه مندان می توانند جهت امضای نامه با شماره تلفن 88757436 – 021 تماس بگیرند. 
همچنین علاقه مندان می توانند از طریق درج نظر در پایین این خبر و یا فرستادن رایانامه به نشانی pr.sabzpress@gmail.com نسبت به درج امضای خود در ذیل نامه اقدام کنند. 

در ضمن، فردا (17 مهر) از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر در محل "پاتوق سبز" (خیابان توانیر، پارک نظامی گنجوی) جلسه ای مربوط به شهرداری برگزار می شود که این نامه در آن جا نیز برای امضا ارایه خواهد شد. از دوستان زیست محیطی درخواست دارم برای امضا، به این محل بیایند.


متن کامل  نامه به شرح زیر است: 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محیط زیست و اختلاس
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

 اشاره: هدف یادداشت کوتاه زیر، فقط اشارتی به یک امر چند جانبه، جلب توجه دوستداران محیط زیست و پژوهشگران علوم اجتماعی به یک موضوع مغفول، و درخواست از همگان برای پرداختن بیشتر به رابطه ی خطیر اقتصاد و محیط زیست (و یا: رابطه ی اختلاس و تخریب محیط زیست) است. نگارنده معتقد است که تخریب روز افزون محیط زیست، ارتباطی تنگاتنگ با تباهی اوضاع اجتماعی و اقتصادی دارد. باشد که این یادداشت ادامه یابد و دیگران هم مطالبی در این باره بیان کنند تا موضوع بهتر شکافته شود.

 رابطه ی اقتصاد و محیط زیست

 اکولوژی (بوم شناسی / دانش محیط زیست) و اکونومی (دانش اقتصاد) دو امری هستند که به پایه ای ترین موضوع های مربوط به زیست ما می پردازند. بخش نخست این دو واژه (eco) ریشه یونانی دارد و به معنای خانه است؛ بوم شناسی دانش ما است در مورد خانه و ارتباط آن با دیگر موجودات و شیوه های حفاظت آن، و اقتصاد دانش اداره کردن این خانه است؛ و خانه در این جا نه فقط همان چاردیواری شخصی، بلکه خانه ی بزرگ تر سرزمین است. ارتباط محیط زیست و اقتصاد، فقط یک رابطه ی واژگانی و تصادفی نیست، بلکه ارتباطی ژرف و ساختاری است. برای هر انسان، گذران معیشت و تسلط به شیوه های آن (اقتصاد) یک اولویت برجسته است، و به همین میزان ارتباط او با محیط اطراف هم حیاتی است. همچنین، تخریب محیط زیست بیش از هر چیز مربوط به بهره کشی اقتصادی از طبیعت است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
راه، این است...!
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت دیروز با عنوان "آیا دفاع از محیط زیست به جنبشی اجتماعی بدل می Headline Imageشود؟" گفتم که حفظ محیط زیست اساسا با نیروی اجتماعی و خواست مردم ممکن خواهد بود، نه با پشت میز نشینی  و بحث های متخصصانه ی صرف.

توجه کنید به راه پیمایی ها و اعتراض های پی گیرانه ی اهالی روستاهای دره زرشک و حسن آباد در بخش تفت استان یزد که به رد مجوز فعالیت معدن مس دره زرشک انجامید؛ الگویی در خور اعتنا... .


 
آیا دفاع از محیط زیست به جنبشی اجتماعی بدل می شود؟
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

حفظ محیط زیست و منابع طبیعی ایران، نه به دست متخصصان و کارشناسان بلکه عمدتا (همچون دیگر نقاط جهان) با نیروی اجتماعی و خواست مردم ممکن خواهد بود. دلیل این ادعا ساده و آشکار است: متخصصان، گروهی کوچک هستند که بدون حمایت و خواست مردم، در سطح جامعه و سرزمین تاثیرگذار نیستند. به علاوه، متخصصان را (یا گروه هایی از آنان را) می توان در یک اتاق گرد آورد و با وعده و وعید یا با دادن امتیاز یا...، از آنان گزارشی مطابق میل خواست؛ این کاری است که به ویژه در ایران فراوان انجام می شود! اما نمی توان (یا خیلی سخت می توان) گروه های بزرگ مردم را فریب داد... .

خوشبختانه، به نظر می آید که در ایران هم خواست حفظ محیط زیست می رود که به جنبشی اجتماعی بدل شود؛ رویدادهایی مانند مخالفت اهالی کلاردشت با فعالیت معدن سنگ گرانیت (زمستان 85 و...)، مخالفت گسترده با جاده سازی در دماوند (تیر و مرداد88)، مخالفت با احداث تله کابین در کوه تزرجان یزد از سوی اهالی روستای تزرجان (در دو سه سال گذشته)، بدل شدن ماجرای دریاچه ی اورمیه به خبر صفحه ی اول روزنامه ها  و وارد شدن گروه های مردمی به موضوع، فراگیر شدن اعتراض و ابراز تاسف از کشته شدن یک خرس و توله هایش... در ماه های اخیر، فقط چند تایی از نشانه های خجسته در اجتماعی شدن امر محیط زیست در کشور ما است. و همچنین است مخالفت اهالی یک دو روستای یزد با فعالیت معدن کاوی در حریم منطقه شان که خبر آن را می توانید در سبزپرس بخوانید.

 


 
گودنشینان ایرادگیر یا فعالان اجتماعی؟
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تلاش هایی برای اصلاح «طرح تاسیس و فعالیت سازمان های مردم نهاد»

میترا البرزی منش- روزنامه ی اعتماد

 طرح «تاسیس و فعالیت سازمان های مردم نهاد» که قرار بود با نظر کارشناسان این حوزه اصلاح شود در نهایت با رویکردی متفاوت به مجلس رفت. اکنون روح حاکم بر این طرح همچنان با نگاهی کنترلی و همراه با شک و تردید نسبت به سازمان های مردم نهاد تنظیم شده است به این ترتیب دیگر تاسیس و فعالیت تشکل های غیردولتی نه تنها تسهیل نشده که دشوارتر و توانفرساتر خواهد شد.
    
    در سال های گذشته نبود قانون مشخص برای تاسیس و فعالیت سازمان های غیردولتی، منجر به برخورد های سلیقه یی در دوره های زمانی متفاوت شده است و مشکلات متعددی برای تاسیس و فعالیت آنها فراهم کرده است. تشکل های غیردولتی برای رفع این مشکل طرحی را به نمایندگان مجلس ارایه کردند تا با تصویب آن مشکلات این تشکل ها کاهش یافته و بتوانند به فعالیت قانونمند و اجتماعی خود اقدام کنند. این طرح سال ها در نوبت حضور در صحن علنی مجلس منتظر ماند و در نهایت طرحی که در اواخر سال 89 برای تصویب به صحن علنی مجلس ارایه شد، متاسفانه هیچ نشانی از طرح پیشنهادی سازمان های غیردولتی نداشت و کاملادگرگون شده بود.


 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یک خبر خوش محیط زیستی!
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ٥ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

سال ها است که خبرهای خوبی در صفحه های محیط زیست مطبوعات نمی خوانیم؛ هر  چه هست، خبر تخریب و تجاوز و آلودگی، و در بهترین حالت (که خیلی هم کم است): خبر ایستادگی شماری از اهالی یک منطقه یا گروهی دل سوخته، در برابر مخربان و متجاوزان به طبیعت.
اما، به تازگی خبر بسیار خوبی پخش شد که گرچه در صفحه های محیط زیست بازتاب نداشت، اما مضمون آن صد در صد مرتبط با محیط زیست کشور است؛ و آن، این که نرخ رشد جمعیت کشور بسیار پایین آمده است. علی اکبر محزون مدیر کل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال گفته است که مطابق پیش بینی های برنامه ی اول توسعه، رشد جمعیت از 3.2 در زمان تدوین آن برنامه، می بایست به 2.3 در سال 90 می رسید، در حالی که این نرخ امسال به 1.25 رسیده است. همچنین بر پایه ی پیش بینی برنامه ی اول نرخ باروری هر مادر می بایست از 6.4 فرزند، به 4 فرزند در سال 90 می رسید، در حالی که این نرخ امسال به 1.8 رسیده است.(1). 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
طبیعت کشور، همه جا در حال نابودی!
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ٤ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

همزمان با برگزاری پنجمین همایش تجلیل از مدیران مسئول، دبیران سرویس و خبرنگاران حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور که عصر دیروز (پنج شنبه) در محل خانه هنرمندان ایران برگزار شد، شورای مرکزی کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران با گرامیداشت یاد و خاطر زنده یاد یاسر انصاری، دبیرکل فقید این کانون ومدیر مسئول پایگاه خبری سبزپرس، بیانیه ای را صادر کرد.

در این بیانیه که توسط «حامد پارسی» رییس شورای سیاست گذاری کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران قرائت شد، آمده است:  

"پنجمین همایش تجلیل از مدیران مسئول، دبیران سرویس و خبرنگاران حوزه محیط زیست ومنابع طبیعی را در حالی برگزار می کنیم که محیط زیست و منابع طبیعی کشور عزیزمان در مقابل ناملایمات  وارد شده به آن توان از دست داده و کمر خم کرده است. از ارسباران و مغان گرفته تا  جنگل های زاگرس و البرز، از دریاچه ارومیه گرفته تا تالاب انزلی و زاینده رود و کارون، ازدریای خزر گرفته تا مرجان ها زیبا در خلیج همیشه فارس، در کویر و جنگل، ازحیات وحش گرفته تا گیاهان و خاک و مرتع،  در کوهستان و دشت و رودخانه و تالاب و دریا هیچکدام از گزند تخریب گسترده و تهدید مداوم مصونیت ندارند و در حال نابودی هستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد!
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد       بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید       شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

                                                                                              حافظ

در جایی اشاره کردم که طرح دادن زمین های هزار متری به هر خانواده، بسیار حساب شده و در واقع کاملا کارشناسی شده است (با احترام به نظر دوستان گرامی که سعی در اثبات "غیر کارشناسی" بودن آن کرده اند!) و دلیل، این که هر بچه ای می داند که زمین نخودچی کشمش نیست که بتوان آن را به تساوی و "مهر ورزانه" میان مردم تقسیم کرد؛ در شرایط کنونی ایران، بسته به محل زمین،  آن هزار متر می تواند از صفر تا ده میلیارد تومان قیمت داشته باشد. همچنین هر دانش آموز کلاس های دوره ی اول دبیرستان، خوانده است که زمین منشا رانت است. حال، چگونه ممکن است که آقایان عاقل و بالغ و کارشناس و "همه چیز دان" این چیزها را ندانند؟!

در واقع، کارشناسان ارایه دهنده ی این طرح، برای چندمین بار در تاریخ سه چهار دهه ی اخیر کشور، برای منابع طبیعی و محیط زیست کشور نقشه ریخته اند. من شنیده ام که گرفتن زمین های هزار متری در مناطقی نزدیک به تهران (دماوند، هشتگرد، و...) بی سر وصدا شروع شده است؛ این خبر راست باشد یا نباشد، امکان وقوع آن کاملا مقرون به واقعیت و زنگ خطری است چند باره برای ثروت های ملی که به نفع اقلیتی بسیار کوچک، به تاراج می رود.

در همشهری امروز، گزارشی با عنوان‌ "ساخت باغ ویلا از جیب طبیعت" چاپ شده است که در آن، به ویژه سخنان کاظم نصرتی رییس جامعه ی جنگل بانی ایران در خور توجه است.


 
"امروزمان بهتر از فردا"... و داستان تخریب الوند
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 در وصف محیط زیست (و البته در مورد بسیاری امور دیگر) این سرزمین قطعا که نمی توانیم بگوییم "هر روز بهتر از دیروز"... و اگر نخواهیم بگوییم "هر روز دریغ از دیروز" که بسیار تلخ است، باید بگوییم "امروزمان بهتر از فردا"(!) که به زبان خیام می شود: ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم/ وین یک دم عمر را غنیمت شمریم!

رییس هیات کوه نوردی همدان، حمید اولنج بود که هم کوه نورد خوبی بود و هم حسن اخلاق و حسن سلوک داشت، و توانسته بود در دو سه سال گذشته، هیات تقریبا مرده ی همدان را فعال و جمعی از بهترین کوه نوردان پیر و جوان آن شهر را به هیات جذب کند. متاسفانه، اما رییس تربیت بدنی همدان با اشکال تراشی هایش نگذاشت که اولنج به کار ادامه دهد و او را وادار به استعفا کرد.

اکنون بشنوید از رییس جدید هیات استان همدان که به یکی از گروه های کوه نوردی شهر اخطار داده است که در مورد تخریب کوهستان الوند حرفی نزند و گرنه با آن "طبق قوانین انضباطی برخورد خواهد شد". داستان از این قرار است که در وبلاگ گروه کوه نوردی پویان همدان خبر اقدام به ساخت پارکینگ در تاریک دره بدون مجوز اداره ی محیط زیست، درج شده است اما از آن جا که هیات کوه نوردی جدید با سازندگان تله کابین و پیست اسکی نرد عشق می بازد، ورود کوه نوردان به بحث تخریب محیط کوهستان را بر نمی تابد. و این در حالی است که در همه جای جهان، یکی از کارهای کوه نوردان، دیده بانی و مراقبت محیط های کوهستانی است.

یادداشتی در این مورد را در دیار الوند بخوانید.

همچنین بخوانید: تله کابین گنجنامه نمونه ای از...  و: اطلاعیه در مورد تله کابین گنجنا مه


 
ورشکستگی دانش، و بی اعتباری تجربه نزد مسوولان!
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

آیا می پندارید که تخریب همه جانبه ی منابع طبیعی و محیط زیست کشور  که رکوردهای جهانی را زده است، بی دلیل پدید آمده است؟ نه! کافی است گفته های مصطفی نوری معاون نظارت و ارزیابی طرح های سازمان چنگل ها و مراتع را در خبرآنلاین بخوانید تا دریابید که مطابق نظر ایشان،"برای واگذاری هزار متر زمین به هر خانوار نه مشکل کمبود عرصه داریم و نه مشکل کمبود آب"! و با این کار، هم میهنان گرامی می توانند "به تماشای طبیعت خدادادی و مناظر زیبا و آسمان و ستاره ها بنشینند... وضمن انبساط خاطر ... به مطالعه، خلاقیت، ابداعات و اختراعات" بپردازند و "از بسیاری مزایای دیگر" هم بهره مند شوند!

همچنین می توانید گفته های معاون وزیر راه و شهر سازی را در همان خبرآنلاین بخوانید تا دریابید که برخلاف آن چه که تا کنون در دانشکده های کشاورزی تدریس کرده اند و برخلاف تجربه های جهانی، می توان با کشت و کار در واحدهای کوچک و پراکنده ی هزار متری تولید کشاورزی را بالا برد، بخشی از نیاز خانواده‌ها به محصولات کشاورزی را برآورده ساخت، و  زمینه ی صادرات محصولات کشاورزی، و  مامنی برای شهروندان برای مواقع بروز زلزله را هم فراهم کرد!


 
سلام توسعه ناپایدار، خداحافظ طبیعت!
ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خبر گزاری ایسنا، دفتر مشهد، چندی پیش گفتگویی با چند کارشناس و فعال محیط زیست (محمد درویش، کمال الدین ناصری، ناصر کرمی، بیژن فرهنگ دره شوری، و عباس محمدی) داشت، و با طرح این پرسش که "آیا به سمت‌وسوی اهداف سند چشم‌انداز در زمینه محیط زیست حرکت می‌کنیم؟" مقایسه ای نوستالژیک هم کرده میان خراسان 1340 و خراسان 1390 که خواندنی است. متن این گزارش را در  اینجا ببینید.

خبرگزاری دانشجو نیز در روز 15 تیر گفتگویی با چند فعال محیط زیست (یاسر انصاری، حسین عبیری، عباس محمدی) داشت که گزارش آن را با عنوان "نابودی محیط زیست، هدیه ی شوم توسعه ی ناپایدار" در اینجا آورده است.


 
قامت هایی شکسته در زیر بولدوزرها
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشتی را به مناسبت ١۵ خرداد، روز جهانی محیط زیست،  به  همشهری داده بودم که در روزنامه ی ١٩ خرداد با عنوان "قامت هایی شکسته زیر چرخ بولدوزرها" چاپ شد. بخشی از این یادداشت را در روز 16 خرداد روی این تارنگار قرار داده بودم؛ در زیر بخش دوم آن را می بینید:

بی مناسبت نیست که به بهانه ی روز جهانی محیط زیست، نیم نگاهی داشته باشیم به وضع کوه های کشور در یک سال گذشته. هم زمان با کم اعتنایی فراگیر مسوولان به درخواست ها و نظرهای دوستداران محیط زیست، روند عملیات "توسعه و عمران" ناپایدار با شدت هر چه تمام تر، به عنوان مکمل عوامل تخریب سنتی (دیم کاری روی شیب های تند، چرای خارج از ظرفیت مرتع، بوته کنی و جنگل زدایی) در این سال ادامه یافت. نهایت این که اگر فشار رسانه ای و پی گیری های مردمی بسیار زیاد و مغایرت یک عملیات با قانون بیش از حد شد، کار به صورت "چراغ خاموش" ادامه یافت؛ به این معنا که مقام مسوول اعلام می کند که طرح متوقف یا اصلاح شده، اما کار در دل کوهستان به پیش می رود! نمونه ی تراژیک از این دست، طرح احداث خط انتقال گاز از مسیر کوهستان دنا است که دارای دو عنوان "حفاظت شده" و "ذخیره گاه زیستکره" هم هست. در این مورد، اگرچه گفته اند که طرح متوقف شده، اما مشاهده ی عینی نشان می دهد که عملیات جاده سازی افراطی برای کشیدن خط لوله، با برش دل خراش کوه و نابود سازی درختان چند ده ساله و چند صد ساله، ادامه دارد. مثال دیگر را از همان طرح راه سازی در دارآباد می توان آورد که پس از روبرو شدن با مخالفت شدید جامعه ی کوه نوردی و طرفداران محیط زیست، مدیر کل منابع طبیعی استان تهران اعلام کرد که بخشی از جاده که فقط برای کشیدن لوله ی آب بوده، از طرح حذف می شود. اما، در واقع کار مطابق با طرح مخرب و غیر ضروری اولیه در حال پیشروی است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
محیط زیست؛ امری اجتماعی
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

به مناسبت پنجم ژوئن (١۵ خرداد)، روز جهانی محیط زیست

موضوع محیط زیست در ایران، بیش از هر چیز موضوعی است اجتماعی و نه امری فنی. شاید نود درصد مشکلات محیط زیستی کشور ما مربوط باشد به رعایت نکردن قانون (و در بعضی موارد: کمبود یا ضعف قانون)، کمبود آموزش اصول محیط زیستی پایه، افزایش بی رویه ی جمعیت، و بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی. درصد کمی از مشکلات ما از نوع تخصصی و پیچیده، یعنی از آن انواعی است که جهان پیشرفته هم نتوانسته حل کند؛ مساله هایی مانند گرمایش زمین، تضاد توسعه ی اقتصادی و حفظ محیط زیست، و رقابت های نظامی.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتماد و شکوفایی
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نادر ضرابیان (مسوول دفتر انجمن در لواسان) یادداشت زیر را برای ما فرستاده است. در این نوشته به نکته ی مهمی پرداخته شده و آن، بی اعتمادی مردم به مسوولان و ضرورت رفع آن است. نکته ها و اشاره های قابل بحثی هم در نوشته هست که جا دارد دوستان دیگر به آن بپردازند.

       

ازحوادث سال 89 که خاطر طبیعت دوستان را بسیار تلخ کرد، کشته شدن شش محیط بان به دست شکارچیان بود(1). این گونه حوادث در ظاهر به علت  ورود شکارچیان به منطقه ی حفاظت شده،  و مقابله ی آنان با ماموران، اتفاق می افتد. اما به اعتقاد من، دلیل اصلی وقوع  این حوادث را در جای دیگری باید جستحو کرد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گفتگو با "باشگاه خبرنگاران"
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در قضیه ی دارآباد، باشگاه خبرنگاران (بخش ورزش همگانی) پی گیری در خور تقدیری داشت و علاوه بر چند گزارش که در تارنمای باشگاه منتشر ساخت، دو بار برای تهیه ی گزارش تصویری اقدام کرد و موضوع را در تلویزیون هم منعکس ساخت. به سهم خود لازم می دانم که از گزارشگر علاقمند این باشگاه، آقای داودی سپاسگزاری کنم.

داودی امروز هم از من در مورد جاده سازی در دارآباد سوال کرد که گزارش او را می توانید در اینجا بخوانید. اما، چون این گزارش بسیار خلاصه شده،دو مورد را یاد آور می شوم:

١-بی توجهی اداره ی منابع طبیعی به نظرات نمایندگان جامعه ی کوه نوردی و طرفداران محیط زیست، یک بار دیگر نشان داد که آقایان مسوولان دولتی، هیچ علاقه ای به کوتاه آمدن در برابر حتی منطقی ترین خواسته های مخالفان ندارند. این علامت بسیار بدی برای جامعه، و عاملی در جهت دلسرد شدن فعالان محیط زیست و تضعیف سرمایه ی اجتماعی است.

2-فدراسیون کوه نوردی اگرچه ورود خوبی به موضوع داشت، اما قطعا می توانست پی گیری های بیشتر و موثر تری داشته باشد. اگر در فدراسیون کمیته ی محیط کوهستان وجود داشت و دوستان، از تجربه ی سازمان های کوه نوردی ملی دیگر کشورها استفاده می کردند، در چنین موقعیت ها بسیار به کار می آمد.


 
گله از "فعالان" محیط زیست
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نشست اسفند ماه انجمن که دیروز با سخن رانی های دکتر پیمان یوسفی آذر، مهندس محمد درویش و مهندس فاطمه ظفرنژاد (منتقدان سد سازی) و مهندس فدایی فر (از وزارت نیرو) برگزار شد، اختصاص به مسایل زیست محیطی کوهستان به ویژه موضوع سد سازی، داشت. گزارش این نشست را بعدا خواهیم نوشت، اما در این جا می خواهم به نکته ای دیگر، اشاره ای از سر گله داشته باشم.

سد سازی، یکی از بزرگ ترین فعالیت های مخرب کوه ها و به طور کلی محیط زیست ایران است که به شکلی افراطی و روز افزون همچنان انجام می شود. در مورد نشست های 19 اسفند در تنکابن و 25 بهمن در تهران، ما اطلاع رسانی خوبی (در محفل های محیط زیستی) کرده بودیم، سخنرانان مان هم از خوش نام ترین صاحب نظران عرصه ی محیط زیست بودند. اما متاسفانه شمار کسانی که در همایش حضور یافتند (در تنکابن حدود صد و پنجاه نفر، و در تهران حدود شصت نفر) بسیار کم تر از آن چیزی بود که انتظار داشتیم. و تاسف بار تر این که حتی یک نفر از خبرنگاران حرفه ای محیط زیست، برای پوشش خبری همایش ها قدم رنجه نفرمودند! دوستان کوه نورد هم که برای حضور در همایش های پر زرق و برق و پر خورد و خوراک، صد نفر صد نفر هجوم می برند، لابد با این توجیه که ما کوه نوردی مان را می کنیم و با این جور مسایل کاری نداریم، بسیار کم آمده بودند.

چرا چنین است؟! منتظریم که چه کسی یا چه نیرویی وضع را اصلاح کند؟! آیا در جاهای دیگر هم مردم با چنین بی اعتنایی ها نسبت به سرنوشت آب و خاک خود توانستند شرایط را عوض کنند؟! «فعالان» محیط زیست ما که چنین اند، از جامعه ی غیر فعال چه انتظار؟!


 
چرا منابع طبیعی باید ملی بمانند؟!
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

(این مقاله با اندکی تلخیص و بدون ذکر منابع، در همشهری چاپ شده که در این جا متن کامل آن را می بینید.)

مطابق ماده ی یکم "تصویب نامه ی قانون ملی شدن جنگل های کشور" مصوب 27/10/41 هیات وزیران، «عرصه و اعیانی کلیه ی جنگل ها و مراتع و بیشه های طبیعی و اراضی جنگلی کشور جزء اموال عمومی محسوب و متعلق به دولت است ولو این که قبل از این تاریخ، افراد آن را متصرف شده و سند مالکیت گرفته باشند.» در مواد قانونی دیگر این تصویب نامه، میزان پولی که باید به صاحبان اسناد رسمی پرداخته شود و جزییات دیگر مربوط به دارندگان حقوق در این گونه زمین ها به تفصیل بیان شده است. به بیان دیگر، قانون گذار جایی برای ادعا های بعدی نگذاشته است. در عین حال، پس از انقلاب، اصل 45 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «... کوه ها، دره ها، جنگل ها، نیزارها، بیشه های طبیعی، و مراتعی که حریم نیست» را جزء «انفال و ثروت های عمومی... که در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن ها عمل نماید» قلمداد کرده است. همچنین در ماده ی 2 "آیین نامه ی اجرایی لایحه ی اصلاح واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی" واگذاری «جنگل ها و بیشه ها، مراتع عمومی و حریم روستاها، نهالستان های عمومی، پارک های جنگلی و جنگل های دست کاشت... مطلقا ممنوع» قلمداد شده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تاثیر "هدفمند سازی یارانه ها" بر محیط زیست
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

بررسی «اثرات طرح هدفمندسازی یارانه ها بر محیط زیست و منابع طبیعی» موضوعی است که در قالب فراخوان مقاله در دومین گردهمایی گروه های دانشجویی حامی محیط زیست و منابع طبیعی مورد بررسی قرار می‌گیرد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ایران شناسی اجتماعی
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٧ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

پروفسور پرویز رجبی ، ایران شناس بزرگ و عاشق کوهستان های ایران که من با او از طریق زنده یاد عباس جعفری آشنا شدم، به تازگی کتابی با عنوان ناتنی ها، ایران شناسی اجتماعی به چاپ رسانده است. خبرگزاری ایرن مطلبی را در این ارتباط منتشر ساخته است:

بارها شاهد بودم که از پنجره انواع ماشین، زباله نثار راه و کنار راه می شد. ماشین بنزی صدها میلیون تومانی را دیدم که شیشه پنجره اش با هنجاری مدنی پایین رفت و بی درنگ پوست پرتقالی به باند میانی اتوبان پرتاب شد..... می دیدی که کودکان، ناظر و شاهد احترام پدر و مادرشان به مردم و زمینی که مدعی هستیم "به نظر کیمیایش می کنیم"، بودند. از خودم پرسیدم ای کاش یک لرد لعنتی انگلیسی چنین رفتاری از خود به نمایش می گذارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
را ه حل های دراز مدت، و مرگ در کوتاه مدت!
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

داستان آلودگی هوای تهران، آن قدر فاجعه بار است که نمی توان حتی آن را چنان که اسطوره پرداز بزرگ ما گفته «یکی داستان پر آب چشم» خواند،  بلکه داستانی جنایی با پیرنگی از اهمال کاری و بی اعتنایی به حق حیات است. در این چند روز، نشست و برخاست های گوناگونی به مناسبت 29 دی، روز هوای پاک، انجام  شده است؛ از جمله از سوی شهرداری، شورای شهر ، و سازمان حفاظت محیط زیست. 

 از حضور در چند تایی از این نشست ها، و پی گیری چند تای دیگر، این اطلاعات را به دست آورده ام:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بخاری چوب سوز و اجاق بوته ای در سرزمین نفت و گاز!
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هومان خاکپور، در دیده بان طبیعت بختیاری از بازگشت دوباره ی بخاری های هیزمی، در پی چند برابر شدن قیمت نفت و گاز خبر می دهد.

کشوری که بر دریای نفت و گاز قرار گرفته، و در عین حال بیشترین میزان فرسایش خاک (ناشی از تخریب پوشش گیاهی) را در  جهان دارد، حتی در تمام چندین دهه ای که نفت ارزان تر از آب در اختیار شهر نشینان بود، نتوانست چراغ نفتی را جایگزین بوته سوزی در کوه ها (به دست چوپانان و عشایر) کند! حال، چه امیدی هست که با این نفت و گاز بی یارانه، روستا نشینان بختیاری و دیگر کوهستان های کشور را از بریدن تتمه ی درختان و بوته های جنگل و مرتع بازداشت؟!

برداشته شدن یارانه ی بنزین، در شهر نتوانسته تاثیر محسوسی بر کم تر شدن استفاده از خودروهای شخصی و پاک شدن هوا داشته باشد؛ اما گران شدن انر‍ژی، در روستاها و مناطق عشایری تاثیر مرگباری بر محیط زیست خواهد داشت. مهم تر از قیمت آن نفتی که قرار است در نقاط دور افتاده بسوزد، قیمت حمل آن به روستاهای دور دست یا چادرگاه های عشایری است که پیش از گران شدن سوخت هم از عهده ی مردم فقیر این گونه مناطق خارج بود.

عکس از هومان خاکپور


 
حیوان کشی، در نزدیکی روز حمایت از حیوانات
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

کشتار شیرهای باغ وحش تهران، در پی مرگ یکی از ببرهایی که با دادن دو پلنگ ایرانی به روسیه، و با صرف مبالغ زیادی هزینه (و البته "مبالغ" بیشتری ادعا و سر وصدا) از روس ها گرفته شده بود، نشان دهنده ی ژرفای باور نکردنی بی دانشی و بدمدیریتی در عرصه ی محیط زیست و حمایت از حیات وحش در کشور است. در حالی که در همه جا، جانوران باغ وحشی عمر بیشتری از جانوران آزاد دارند، مردن ببری که با نظارت شماری از "کارشناسان" سازمان حفاظت محیط زیست در چارچوب یک طرح ملی به کشور آورده شده و نگهداری می شد، هر دلسوز طبیعت و هر شخص دیگری را که اندکی وجدان داشته باشد، دچار اندوهی بی پایان می سازد! اندوه، نه فقط از بابت مرگ یک ببر و چند حیوان دیگر و  تیرباران ١۴ شیر، بلکه بیشتر به خاطر این که وقتی سازمان حفاظت محیط زیست با کل امکانات خود نمی تواند دو تا ببر را در قفس نگه دارد، چگونه می تواند حیات وحش عرصه های طبیعی بی در و پیکر کشور را با آن همه شکارچی و عوامل مخرب و مزاحم حفظ کند؟!

من اگر به جای رییس سازمان حفاظت محیط زیست بودم، با افتضاحی که پیش آمده، شرمنده از اظهارات خودم در مورد احیای ببر و شیر، و باز کردن "کریدور ببر میان ایران و کشورهای آسیای میانه و هند"، و طرح حفظ پرندگان شکاری، از مردم عذر خواهی می کردم و سپس استعفا می دادم... .

عکس از جام جم آنلاین

یادداشت عبدالرضا باقری را در ضرورت پی گیری موضوع تا یافتن مقصر ماجرا، در اینجا بخوانید.


 
اعتراض به فیلتر شدن وبلاگ مهار بیابان زایی
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به فیلتر شدن وبلاگ مهار بیایان زایی متعلق به محمد درویش اعلام داشتند.

به گزارش سبزپرس متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

سخن انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع به فیلتر کنندگان تارنمای مهار بیابان‌زایی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مرگ ببر روسی و حلقه گم شده حفظ محیط زیست در ایران
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی، استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران و از دل سوزان راستین محیط زیست کشور، مطلب دردمندانه ای با عنوان بالا در سبز پرس نوشته است که خواندنی است.

من هم نظر زیر را در پای مطلب ایشان گذاشتم:

مانند همیشه، از نوشته های آقای آخانی لذت بردم... اما، ضمن پذیرفتن این که ما در ایران متخصص واقعی محیط زیست نداریم، معتقدم که مشکل درجه اول ما این نیست. لازم است توجه کنیم که هیچ از یک از پایه گذاران سازمان حفاظت محیط زیست در پیش از انقلاب، متخصص محیط زیست نبودند (اسکندر فیروز، دره شوری، مجنونیان...) اما دل سوخته ی محیط زیست و آب و خاک این سرزمین بودند و به همین دلیل بسیار خوب کار کردند.

مشکل محیط زیست ما، مشکلی اجتماعی است؛ مردم عادی و مدیران کشور در چاه کوته بینی، و در ورطه ی غفلت از آینده فرو افتاده اند و درد حفاظت از آب و خاک، و جُربزه ی گذشت از منافع آنی به نفع نیک بختی دراز مدت را ندارند.

این مشکل، نه با تربیت دکتر و مهندس، که با افزایش آگاهی اجتماعی حل خواهد شد.

 


 
انتقاد استیصالی و ابقای استیصالی
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

 حدود دو سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان چه هنگام مدیران دولتی منتقد می شوند؟  در آن یادداشت، انتقادهای دکتر صدوق را  (که در آن زمان مدیر کل محیط زیست استان تهران بود) از وضع محیط زیست تهران، «انتقاد استیصالی» نامیده و در بیان ویژگی این نوع انتقاد گفته بودم: «انتقاد استیصالی...، به گاه احساس عجز از پیش بردن هدفی یا بر دوش کشیدن مسوولیتی – درعین ناتوانی از رها کردن پستی که مسوولیت آفرین شده –  بر زبان رانده می شود.»

امروز، می توان یک عبارت نوساخته ی دیگر در ارتباط با گفتار و رفتار دکتر صدوق، به مجموعه ی واژگان محیط زیست ایران اضافه کرد: ابقای استیصالی، و آن مجبور شدن به ماندن در مقامی است که می خواهی از آن فرار کنی.

 هفته ی گذشته، دکتر صدوق، در گفتگو با سبز پرس  اعلام کرد که بر خلاف "شایعات" چند روزه، از مقام خود (معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست) استعفا نکرده و حتی گفته است: «ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست سیاست های کارآمد و برنامه ریزی های تاثیر گذاری برای رسیدن به توسعه ی پایدار دارد»! بله... اساسا برای «ملت با نشاط ایران» هیچ چیز منفی در کشور وجود ندارد، و هیچ مدیری هم ناکارآمد نیست!

نظر دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در دوره ی ریاست خانم جوادی درباره ی «محتوای غیر واقعی و عاری از حقیقت» گفته ی اخیر صدوق (که می توانید آن را  ایرن بخوانید)، به راستی قابل تامل است.

پیش تر گفته بودم که سرخوردگی و درماندگی دکتر صدوق، نمود وضع غمبار محیط زیست ما  است؛ امروز می گویم که "سندروم انکار" که در وضعیت بیمار دکتر صدوق قابل تشخیص است، نمودی از وضع پریشان و هراس زده ی اجتماع ما است.

یادداشت دیگر در این زمینه: ازآمدن و رفتن او سودی کو؟!


 
از آمدن و رفتن او سودی کو؟!
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این روزها، صحبت از استعفای احتمالا معترضانه ی دکتر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست و افرادی دیگر که "دلسوزان واقعی محیط زیست" خوانده شده اند، گرم است.

محیط زیست ایران، از همه سو و در همه ی ابعاد؛ در خاک و آب و هوا، در کوه و دشت و دریا، در شهر و روستا... رو به انحطاط تمام عیار است. شورای عالی محیط زیست که مطابق ماده ی اول قانون حفاظت و به سازی محیط زیست باید سازمان حفاظت محیط زیست را زیر نظر داشته باشد، اساسا معلوم نیست که منحل شده یا موجود است؟! بگذریم که ترکیب کاملا دولتی  شورا، اساسا هیچ گاه امکان نمی داده که این نهاد در برابر طرح های دولتی "توسعه" عرض اندامی کند. 

هیچ یک از رییسان سازمان حفاظت محیط زیست در سی و چند سال گذشته، تا پیش از برعهده گرفتن این سمت، فعالیتی یا تحصیلاتی در زمینه ی محیط زیست نداشته اند؛ آنان فقط بر پایه ی حسن نظری که رییس جمهوران به ایشان داشته اند، و البته برای آن که پست ریاست سازمان محیط زیست خالی نماند، در این مقام جای گرفته اند. در چنین شرایط، آمدن و رفتن چنین رییسان و معاونان، تغییری اساسی در وضع محیط زیست کشور پدید نمی آورد... ؛ شاید فقط شیب تخریب اندکی کم و زیاد شود!

 سبز پرس نظر چند نفر از صاحب نظران و فعالان محیط زیست را در مورد تحولات اخیر سازمان محیط زیست جویا شده است:

نظر محمد درویش

نظر عباس محمدی

نظر دکتر اسماعیل کهرم

نظر افشین دانه کار


 
نگاه محمد درویش به ماجرای استعفای دکتر صدوق
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ٥ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- دیده بان طبیعت بختیاری

وقتی صدوق هم ترجیح می دهد که برود!

و سرانجام محمد باقر صدوق، مردی که بسیاری به او امید بسته بودند که شاید بتواند کشتی به گل نشسته محیط زیست ایران را به ساحل نجات و آرامش برساند، هم رفت! آن هم در شرایطی که نه تنها نتوانست آن کشتی بلازده را از گل درآورد، بلکه نزدیک بود خودش و کارنامه ۳۰ ساله اش را هم با خود در گل مدفون سازد!!

و همه ی این ها در سال ۱۳۸۹ رخ داد؛ سالی که برایتان خواهم گفت: به سهولت می توان بر آن، عنوان سیاه ترین سال محیط زیست ایران را داد! نمی توان؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یک "ترین" دیگر برای سرزمین ما
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

رکورد جهانی تهران درآلودگی هوا؛ ٣١ روز در هشدار!

تیتر بالا، نه گفته ی مخالفان و منتقدان همیشگی، بلکه سخن هادی حیدر زاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست است که در روزنامه ی همشهری ٢٩ آذر آمده است.

فقط اندکی بهتر شدن موقتی هوای شهر کافی بود که آقایان، طرح تردد خودروهای زوج یا فرد را ملغی کنند تا مبادا خودرو فروشان عزیز، درصدی از فروش کالاهای مرگ آفرین خود را از دست بدهند! آیا این نبود که در آن چند روز اجرای این طرح، شدآمد خودروها بسیار روان تر شده بود و همین وسایل نقلیه ی همگانی موجود، برای جابجا کردن مردم کافی به نظر می آمد؟! آیا پیشنهادهای ساده و بی هزینه ای که در اینجا داده بودم، عملی نیستند ؟! چرا... ، و در واقع تصمیم گیران بهتر از من می دانند که چه چیزی به نفع سلامت همگان است. اما سودجویی سیری ناپذیر و انحصار خفقان آور حاکم بر اقتصاد و محافل تصمیم گیری، مانع پیش گرفتن شیوه های درست می شود.

عشق به انجام کارهای "بزرگ"! که یک بار به آن اشاره کرده ام، یک تراژدی کمیک برای سرزمین ما است، اکنون بد نیست که این رکورد تازه را هم به نام آقایان ثبت کنند... .

درخواست کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران از دادستان کل کشور برای تعقیب قانونی قصور کنندگان در کاهش آلودگی هوای تهران که به امضای شمار دیگری از شهروندان هم رسیده است، به طور قطع و یقین خواست اکثریت قریب به اتفاق همه ی تهرانی ها و حتی ساکنان دیگر نقاط کشور است؛ امید آن که شاهد ورود قاطعانه ی مرجع قضایی به این عرصه ی حیاتی باشیم.

 


 
یک نمونه کار زیست محیطی مردمی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۳ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

همشهری

مردم محلی به همراه گروه‌های مردمی در شیراز، تالاب بین‌المللی کمجان را که چند سال پیش خشک و نابود شده بود احیا کردند.

این تالاب از جمله تالاب‌های مهم کشور است که در نخستین کنوانسیون بین‌المللی تالاب‌ها در فهرست رامسر ثبت شد و به تایید رسید. تالاب کمجان آنطور که ناظران بین‌المللی محیط‌زیست اعلام کرده بودند، به‌دلیل قرار داشتن در مسیر کوچ پرندگان، یک‌درصد از پرندگان خاورمیانه را در خود جای می‌داد.

آن طور که فعالان احیای این تالاب به خبرگزاری مهر گفته‌اند، تالاب کمجان در اوایل دهه 60 به‌دلیل احداث 2 رشته زهکش خشک شد و ارزش‌های زیست‌محیطی خود را از دست داد. تالاب بین‌المللی کمجان تا پیش از خشک شدن به لحاظ زیست‌محیطی بسیار ارزشمند بود.

پس از خشک شدن تالاب، مردم محلی بدون درخواست کمک از نهادهای دولتی اقدام به احیای آن کردند. آنها آب بندهایی در مسیر زهکشی‌ها ایجاد کردند تا بار دیگر آب به تالاب جاری شود. همین اقدام منجر به رویش گیاهان در منطقه و بازگشت و تولیدمثل پرندگان به تالاب کمجان که تبدیل به شوره‌زار شده بود، شد.


 
آیا کسی محاکمه خواهد شد؟
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

باغ گیاه شناسی نوشهر که در روز 8 آبان 89 برای راه سازی، مورد تجاوز اداره ی بنادر و کشتی رانی نوشهر (وابسته به وزارت راه) قرار گرفت و حدود 8 هکتار آن به کلی تخریب شد، طبق شنیده ها، از سوی سازمان میراث فرهنگی به شماره ی 17795 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده بود. طبق ماده ی 558 قانون مجازات اسلامی، «هر کس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطه ها، و مجموعه های فرهنگی، تاریخی، یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است [...] خرابی وارد آورد، علاوه بر جبران خسارت وارده، به حبس از یک الی ده سال محکوم می شود.»

   انتظار می رود که سازمان میراث فرهنگی، با توجه به نص صریح قانون،


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تصنیف مرغ سحر و مسوولیت پذیری اجتماعی
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

معتقدم که مشکل محیط زیست ایران، تا حد زیادی ناشی از مسوولیت ناپذیری اجتماعی است؛ چه از سوی دولتمردان و چه از سوی عموم مردم. دیروز رایانامه ای دریافت کردم که بی ارتباط با این موضوع نیست، متن آن نامه را عینا در زیر می بینید:

چرا هیچ کس دوست ندارد بند دوم مرغ سحر را بخواند؟

 

 " دروغ ناخوشی ملی وعیب فطری ایرانیان است"

(جیمز موریه (حاج بابای اصفهانی

 مرغ سحر نیازی به معرفی ندارد؛ سروده ای از محمدتقی بهار در دوران مشروطه .این اثر، از مرتضی نی داوود، فوق العاده زیباست. آهنگ با وجود گیرایی، زیر و بالای چندانی ندارد بنابراین حتی کسانی که با خوانندگی آشنایی ندارند می توانند آن را به راحتی بخوانند. اکثر خوانندگان نامی نیز اجرایی از مرغ سحر را به نام خود ثبت کرده اند که می توان به ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، محمدرضا شجریان و نیز اجراهای متفاوتی از فرهاد، همای و محسن نامجو اشاره کرد.     


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرزمین یا کارگاه ساختمانی؟!
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبزپرس- عباس محمدی

داستان تجاوز ناگهانی به باغ گیاه شناسی نوشهر در صبحگاه 8/8/89 ، نتیجه ی آن شیوه ی اندیشگی است که ایران را کارگاه ساختمانی فرض کرده و به این تصور افتخار هم می کند. در حدود ساعت 4 بعد از ظهر 15/8/ بر حسب تصادف (در تاکسی) به رادیو گوش می کردم و از زبان یکی از مسوولان وزارت راه که درباره ی آزادراه خرم آباد- پل زال صحبت می کرد، شنیدم که با خشنودی می گفت آن وزارتخانه، کشور را به کارگاه ساختمانی برای راه سازی و احداث بندر و مانند آن بدل کرده است. به یاد دارم که آقای رییس جمهور هم در یکی از مناسبت های ملی (تا جایی که به یاد دارم، در مراسم سی امین سالگرد انقلاب) گفتند که هم اینک ایران به کارگاه ساختمانی تبدیل شده و در همه جا آثار عمران و توسعه به چشم می خورد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جریمه های محیط زیست بر باد ده!
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جریمه کردن مخربان محیط زیست، هیچ دردی را دوا نمی کند؛ متخلف را باید محکوم به بازگرداندن محیط تخریب شده به وضع اولیه کرد، و علاوه بر آن جریمه ی سنگینی هم از او گرفت.

یادداشتی در این زمینه را از دکتر ناصر کرمی در ایرن بخوانید.

دکتر ناصر کرمی


 
"عمل بر مجاز" در مدیریت شهر
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ٦ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید                

                                    شرمنده رهروی که عمل بر مَجاز کرد (حافظ)

مدیران ما عادت کرده اند که وانمود کنند وضع ما خیلی خوب است؛ بر پایه این توهم، آنان بسیاری اوقات برای ما «نیاز سنجی» هایی می کنند که با واقعیت زندگی و با توان موثرمان بیگانه است. مثال ها در این زمینه بسیار زیاد است، اما در این جا فقط به یکی دو مورد که مربوط به مدیریت شهر تهران است اشاره می کنیم :

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای محمدی زاده از محیط زیست چه می داند؟!
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۳ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مدیران ارشد کشور با چه ضابطه هایی انتخاب می شوند؟ در جایی که برای استخدام یک آبدارچی یا نگهبان، سابقه ی کار مفید می خواهند، چگونه است که فردی بدون تحصیلات مربوط و بدون داشتن اندک سابقه ی فعالیت محیط زیستی یا اندکی پیشینه ی کار نوشتاری در این زمینه، ناگهان می شود رییس سازمان حفاظت محیط زیست؟! خانم ابتکار پیش از سال ١٣٧۶ که به ریاست این سازمان رسید، چه کار محیط زیستی کرده بود؟ خانم جوادی پیش از ٨۴ کجا بود، و امروز چه خدمتی به محیط زیست می کند؟! و اکنون در مورد آقای محمدی زاده چه ضابطه ای موجب انتخاب ایشان به ریاست سازمانی شده که حیات کشور به  عملکرد آن بستگی دارد؟!

محمدی زاده، رییس سازمان حفاظت محیط زیست

آقای محمدی زاده، البته حرف های قشنگی در دفاع از محیط زیست می زند و  گاه حتی انتقادهای تند و بجایی از دستگاه های دولتی مخرب محیط زیست بر زبان می آورد که امیدوار کننده به نظر می رسند، اما فکر می کنم که ایشان در نشست های هیات دولت و کمیسیون امور زیربنایی هم به همین قشنگی با وزیران نیرو و راه و صنایع و... گفتگو می کند و پاسخ رد به هیچ یک از طرح های وزارتخانه ها، مثلا برای کشیده شدن خط لوله ی گاز از وسط منطقه ی حفاظت شده ی دنا و ساخت بزرگراه در پارک ها ملی گلستان و گسترش تاسیسات نفتی در پارک ملی نایبند نمی دهد. اصولا آقای محمدی زاده (مانند دیگر مدیران ارشد کشور) تمایل زیادی به قشنگ نمایی اوضاع دارند و هیچ دوست ندارند که درباره ی خرابی های وضع صحبت شود (در این جا بخوانید).

به تازگی آقای محمدی زاده در مورد خشک شدن کارون حرف جالبی زده است که نشانگر کم اطلاعی ایشان از مسایل مربوط به رودخانه ها، و در عین حال بیانگر تمایل ایشان به منزه جلوه دادن وزارت نیرو است که با سد سازی های بی حساب نفس بزرگ ترین رود کشور را بریده است. ایشان گفته اند که افزایش مصرف برق باعث خشک شدن کارون شده چرا که نیاز به برق آبی بیشتر شده است! گویا می پندارند که برای تولید برق آبی، آب رودخانه مصرف می شود و نه آن که از دریچه ها پایین ریخته شود تا ژنراتورها به چرخش درآیند. در واقع، اگر بخواهند در یک سد برق آبی بیشتر تولید کنند مجبورند که آب بیشتری را در بستر رودخانه (پایین دست سد) رها کنند. حال آن که این روزها می بینیم که کارون در حوالی اهواز به پایین خشک شده که این امر به دلیل سد سازی های بیش از حد، انتقال آب این حوزه به مناطق دیگر، و رعایت نکردن حقابه ی خوزستان و محیط زیست آن است. (گفته ی آقای محمدی زاده را در ایرن بخوانید).

یکی دیگر از گفته های جدید آقای محمدی زاده که نشانگر بی اطلاعی ایشان از مبانی محیط زیست است، این که در ایران هجده هزار (!) گونه ی گیاهی وجود دارد. مطلبی در نقد این گفته را که در عین حال نقدی هم به ادعاهای بی پایه ی همگان در ایران است، از دکتر حسین آخانی در ایرن بخوانید.


 
توسعه ی پایدار یا بتن گرایی؟!
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی- همشهری

سال 1367 که مشغول تحصیل در دوره کارشناسی‌ارشد دانشگاه تهران بودم، در محوطه دانشگاه به پوستر بزرگی با عنوان نخستین سمپوزیوم بتن برخوردم.

 در حالی که قدم می‌زدم با خود می‌گفتم، مگر بتن هم سمپوزیوم می‌خواهد؟ امروز که این نوشته را می‌نگارم، 22 سال از آن موقع گذشته است. وقتی فضای سبز محوطه دانشگاه را با آن زمان مقایسه می‌کنم درختان انبوه، تنومند و پرشاخ و برگ، چنان کم و تنک و بی‌رمق شده‌اند که هر از چند گاهی به بهانه خشک‌شدن می‌آیند و آنها را قطع می‌کنند و البته در کنار درختان خشک یکی دو درخت سالم را نیز قطع کرده و با خود می‌برند. کمی بیرون از دانشگاه مثلا در خیابان‌های 16 آذر و قدس می‌توان درختان بیشتری را دید ولی خزان شدید برگ‌ها زیر آنها در این روزهای گرم، نشان از مرگ تدریجی آنها دارد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باز هم درباره ی سرخه حصار
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلب زیر، از من در ٢٩/١/٨۶ در همشهری چاپ شد. به نظرم لازم است که هم طرفدران محیط زیست و هم ذینفعان پروژه ی شهرک زیتون، بار دیگر آن را بخوانند.

«رای دیوان، هیچ گونه دلالتی بر تغییر کاربری سرخه حصار از پارک ملی به مسکونی ندارد.»

یک ویژگی شخصیتی و رفتاری که در جامعه‌ ما – حتی میان نخبگان- زیاد به چشم می‌خورد، نگاه سرسری به مسایل و دقت نکردن به جزئیات است. نمودی از این قضیه را می‌توان در ماجرای برخورد با رای اخیر دیوان عدالت اداری در مورد دعوای میان سازمان حفاظت از محیط زیست و شرکت تعاونی مسکن زیتون بر سر ۲۴۰ هکتار از اراضی پارک ملی سرخه‌حصار دید.

در اواسط اسفندماه گذشته، یکی دو وبلاگ و سایت متعلق به کارشناسان و فعالان صاحب قلم در حوزه‌ محیط زیست، خبر دادند که با رای دیوان عدالت اداری، «تیر خلاص» به قلب پارک ملی سرخه‌حصار زده شد.

اما هیچ یک از این رسانه‌ها، متن کامل رای شعبه‌ تجدیدنظر دیوان را منتشر نکردند (شاید به‌آن دسترسی نداشته‌اند)؛ بی‌توجهی به مضمون رای و فریاد برآوردن که «پارک ملی از دست رفت!» خود می‌تواند زمینه ذهنی لازم را برای پذیرفتن این که «دیگر نمی‌شود کاری کرد» فراهم آورد، و برای دست‌اندرکاران آن تعاونی که سرسختانه از پذیرفتن راه‌حل‌هایی مانند گرفتن زمین معوض خودداری می‌کنند( به دلیل تمایل‌های زمین‌خوارانه و میل به نزدیک بودن به تهران، و نه به دلیل نیاز مبرم به سرپناه) بهانه‌ خوبی خواهد بود تا ساخت و سازهای غیر قانونی خود را شدت بخشند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یادداشت حسین عبیری درباره ی روز خبرنگار
ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

اگر "روز خبرنگار" را با کمی تسامح روز روزنامه نگار (به معنای کلی نویسنده ی رسانه) بدانیم، این روز فرصتی است برای سپاسگزاری از همه ی کسانی که با ابزار ساده ی قلم (و صفحه کلید) می خواهند جهانی بهتر بسازند. حسین عبیری گلپایگانی فعال محیط زیست و کسی که رابط سخت کوش بسیاری از دوستداران محیط زیست از جمله دیده بان کوهستان با رسانه ها بوده است، یادداشت زیر را به مناسبت روز خبرنگار نوشته است.

در یک روز سرد پاییزی در سال 1384 که هوای شهر تهران در اوج آلودگی بود خبری ناگوار سقوط یک هواپیما که تعداد زیادی خبرنگاران در آن وجود داشتند کشور عزیزمان ایران را غرق ماتم و عزا فرو برد. در اثر صعود یک هواپیما در شهرک توحید در یکی مناطق مسکونی پایتخت تعداد زیادی ( حدود 76 نفر ) خبرنگار در میان شعله های آتش سقوط هواپیما سوختند و جان به جان آفرین تسلیم نمودند با توجه به اینکه بنده با تعداد زیادی از این خبرنگار آشنائی داشتم در آن روز منتظر ماندم تا اسامی آنان منتشر شود در میان اسامی ناگهان چشم به اسم عکاس خبرگزاری ایرنا افتاد؛ لذا یاد یک خاطره از تابستان سال 1382 افتادم که بنده مسئول روابط عمومی هئیت کوهنوردی استان تهران بودم ؛ اطلاع یافتم قرار است جمعی زیادی از دوستان سپاهی به قله سبلان صعود کنند بنده که فعال محیط زیست بودم و به مشکلات محیط زیست کوهستان حساسیت داشتم مخصوصا" که کوه سبلان که عروس کوههای ایران است ؛ برای همین پی گیری مشکلات زیست محیطی این صعود بودم و با تماسهای که با دوستان گرفتم و از آنان خواستم که در آن صعود در بالاترین حد امکان از تخریب محیط زیست جلوگیری شود لذا به دعوت هئیت کوهنوردی سپاه بنده نیز به عنوان فعال محیط زیست و تا حدودی خبرنگار در این صعود شرکت کردم و با گروه خبرنگاران عازم اردبیل شدم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ایرانیان ارمنی
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چند روز پیش، گفتگویی تلفنی با هنریک مجنونیان که به تازگی به عنوان «چهره ی ماندگار محیط زیست» ایران معرفی شده است، داشتم. او می گفت عده ای می گویند که تو در این مملکت چه می کنی... اما نمی دانند که من با جانم بسته به این خاک ام!

 هنریک، تا کنون بیش از پنجاه کتاب محیط زیستی (از جمله: سه جلد درباره ی محیط زیست کوهستان، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست) ترجمه و تالیف کرده است؛ او در حلقه ی انگشت شمار کسانی است که اگر هنوز پلنگی در این سرزمین می غرد، یا نقشی از جنگل هیرکانی بر بوم این خاک هست، و یا اگر پرنده ای از دور دست های سیبری بر سفره ی تالابی در این جا می نشیند... به برکت وجود ایشان و تلاش های خستگی ناپذیرشان است که پایدار در برابر عربده کشان «توسعه» و جماعت بی خبران، قلم برگرفته اند و قدم برمی دارند.

هنریک، همچنین نمونه ی برجسته ای است در تایید ارزش تنوع فرهنگی و قومی در جامعه، که همچون تنوع زیستی در پهنه ی بوم سازگان ها، گنجینه ای بی بدیل به شمار می رود. گنجینه ای که هر جا باشد، اندیشه دامن می گسترد، روان آرامش بیشتری می یابد، و جامعه بالندگی و تعادل بیشتری می یابد.

 و دریغا که تنوع فرهنگی کشور، چونان تنوع زیستی آن به سختی آسیب دیده است؛ در بسیاری از شهرهای کشور، مانند اورمیه و همدان که تا سی سال پیش ارمنیان (و کلیمیان و آسوریان و قومیت های دیگر) بسیار بودند، امروزه تقریبا هیچ فردی از اینان نمی بینیم. در اصفهان، بافت محله ی ارمنی نشین جلفا که مهم ترین جامعه ی ارمنی ایران را در خود جای داده بود، تقریبا به کلی از میان رفته و فقط وجود چند کلیسای بزرگ از گذشته ی باشکوه و شاداب آن باقی مانده است (به یادداشت پارسال همین وبلاگ نگاه کنید). دوستی می گفت که از حدود دویست هزار ارمنی که پیش از انقلاب در کشور می زیستند، امروزه فقط در حدود بیست هزار نفر باقی مانده و بقیه به خارج از کشور مهاجرت کرده اند؛ آماری که امیدوارم صحت نداشته باشد؟!

من، چند سال پیش مقاله ای نوشته بودم با عنوان «نقش ایرانیان ارمنی در کوه نوردی کشور» که تا کنون در چند نشریه و تارنما به صورت کامل یا ناقص منتشر شده است (از جمله در اینجا). در مورد پیوندهای عمیق ارمنیان با دیگر بخش های جامعه ی ایرانی، و به طور کلی در مورد پیوند دیرینه ی ارمنیان جهان و ایرانیان، به تازگی در تارنمای ایران بوم مقاله ی ارزنده ای درج شده که خواندن آن را به شما پیشنهاد می کنم.

 

 


 
پارک های ملی «کاغذی»
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مرضیه ناظری، در تارنمای خودش از پارک ملی نخیلو گفته است که حتی محیط بان هم ندارد، و این که وضع این جزیره پس از ثبت به عنوان پارک ملی هیچ فرقی با قبل نکرده و همچنان شکار پرندگان و بردن تخم آن ها و تخم لاک پشت ها رواج دارد.

در روز جمعه ی گذشته سری به «پارک ملی» لار زدم؛ وضع این پارک قدیمی و اسم و رسم دار و محیط بان دار هم فاجعه بار است. در چند عکس زیر می بینید که خودروها زنچیروار و فقط با پرداخت هزار تومان وارد پارک می شوند؛ نه محدودیتی، نه ضابطه ای، نه آموزشی، نه مسوولیتی برای بازگرداندن زباله؛ سهل است... همه جا زباله ریخته شده، و حتی... انبوهی از زباله در پایین پای پاسگاه محیط بانی رها شده است! با محیط بان ها که گفتگو کردم، از این وضع به شدت ناراحت بودند و می گفتند که خوب است سمن ها (ان جی اوها) وارد کار شوند و با این بی ضابطگی مقابله کنند.

جاده ی داخل «پارک ملی» لار از سمت دلیچای.

زباله های رها شده در کنار پاسگاه محیط بانی دلیچای.

و کمی هم از زیبایی های طبیعی: لانه ی پرنده، ساخته شده از چوب و گل در لابه لای درخت بید (لطفا دوستان پرنده شناس بگویند که لانه ی چه پرنده ای است؟ زاغچه یا...؟)

نمای دماوند سرفراز از دشت لار.


 
مشارکت مردمی، و یک نکته ی اینترنتی
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس. 

                                                            

            

با فیلترینگ تارنماهای آپلود عکس چه کنیم؟! شما را به خدا، با اعصاب ما بازی نکنید!                            

در نشست هم اندیشی سازمان های مردم نهاد محیط زیستی استان تهران که در روز 17 خرداد در سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد، آقای محمدی زاده معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان، در سخنان خود گفت که دولت باید بیشتر نقش حاکمیتی، برنامه ریزی و توزیع کنندگی منابع را برعهده داشته باشد و سازمان های اجتماعی خصوصی و مردم نهاد عهده دار "تصدی گری" و اجرا باشند. آقای محمدی زاده حتی بیش از این، گفتند که سازمان های مردم نهاد ( سمن ها؛ ان جی اوها) باید در فرآیند برنامه ریزی،راهبری، و نظارت، مشارکت داشته باشند زیرا آن ها «سالم ترین، صالح ترین، و امین ترین رابط بین دولت و مردم هستند». آقای اشرفی پور، مدیرکل محیط زیست استان تهران هم گفت که «ما دست یاری به سوی شما [سمن ها] دراز کرده ایم و توقع کار مدیریتی مشارکتی داریم».


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حرمت قانون و اقتدار مجریان قانون کجاست ؟
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یاسر انصاری کجوری- سبزپرس

 آیا قوانین در کشور ما گزینشی است و آیا اقتدار مجریان قانون هم فقط در برخی ایام و برای برخی افراد وجود دارد ؟ آیا به واقع نظام اسلامی که داعیه اقتدار و قانون مداری آن قرار است الگویی برای جهان باشد به مصادیق بارز آن در کشور هم توجهی دارد ؟

به واقع برای پاسخ به پرسشهای ذهن خود هنوز به نتیجه خاصی نرسیده‏ام و هنوز باور ندارم این حاکمیت قانون و اقتدار یک دولت و یک نظام کجا و چگونه اعمال می‏شود ، وقتی که در پارک ملی سرخه حصار و در جلوی چشم مدیرکل محترم محیط زیست استان و کارمندان ، کارشناسان و محیط بانان ساعت به ساعت بناهای جدید در حال احداث است ، متخلفان در سایه مهرورزی دولت کریمه و اداره کل محیط زبست آن ، دستگاه قضا و نیروی انتظامی با آرامش در حال انتقال و تخلیه مصالح ، ساخت و ساز و تجاوز به محیط زیست استان تهران هستند و چه مهربان دولتی است این دولت که به‏رغم مشاهده این همه قانون‏شکنی و تخلف ، نازک‏تر از گل به متجاوزین نمی‏گوید.

یاسر انصاری کجوری


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فرهنگ و محیط زیست، یادداشتی از ضرابیان
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

توضیح: نادر ضرابیان از دوستان خوب کوه نورد ما و مسوول دفتر نمایندگی انجمن کوه نوردان در لواسان و یک فعال محیط زیست است. او در مورد پاره ای موضوع ها که من (یا گاه، درویش) طرح می کنیم، موضعی متفاوت دارد؛ برای مثال، هرگاه که ما می گوییم در فلان مورد مردم هم مقصراند، ضرابیان آشفته می شود که «چرا به مردم بافرهنگ ما توهین می کنید؟!» من فکر نمی کنم که در جایی به مردم توهین کرده باشم، و البته به آنان (یعنی در واقع به خودمان) انتقاد بسیار دارم. از جمله این که چرا ما مردم در دفاع از حقوق زیست محیطی خود و دفاع از میراث طبیعی کشور، کم کاری داریم؟ و چرا همه چیز را از دولت توقع داریم و خودمان دستی دستی دولت را فعال مایشا می کنیم؟!

به هر حال، پیشنهاد می کنم که یادداشت ضرابیان با عنوان «فرهنگ و محیط زیست» را  در تارنمای گروه کوه نوردی لواسان بخوانید و لطف کنید و نظر خود را بدهید.

جمله ی طلایی و به نظر من باارزش این یادداشت این است: «اطمینان داشته باشید تا زمانی که اعتماد و امید به قانون به جامعه بازنگردد، مشکل محیط زیست حل نخواهد شد... .»

(این یادداشت به صورت تصویری در آن تارنما آمده و به همین دلیل آن را روی وبلاگ نگذاشته ام).

عباس محمدی

 


 
یک مقایسه ی کوچولو: نمک آبرود و دبی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دیروز خبرگزاری ایسنا گفتگویی تلفنی با من داشت که در آن اشاره هایی به وضع گردش گری در ایران و مقایسه ی آن با دبی داشتم. من همیشه بیزار بوده ام که ایران را با دبی مقایسه کنم، چرا که در دبی تقریبا همه چیز نوساخته و بی تاریخ است و برعکس بیشتر دیدنی های ایران، کهن و با اصالت است. اما، در سفری که به تازگی به دبی داشتم، دیدم که در آن جا حتی دارند برای خودشان تاریخ و اصالت می سازند! و این نشان از هوشمندی مدیران آن سرزمین دارد. برای مثال، در دبی محله ها، بازارها، مسجدها، و هتل هایی با الگوی معماری تاریخی جزیره العرب ساخته اند. همچنین باغ ها وپردیس هایی به غایت سرسبز احداث کرده اند که روان و چشم آدمی را نوازش می دهد.

به هرحال ایسنا بخش هایی از گفتگوی مرا روی تارنمای خود گذاشته است؛ یکی دو لغزش کوچک هم در این متن وجود دارد، از جمله این که من نگفته ام «تمام ساختمان های دبی مطابق معماری اصیل منطقه ی عرب ساخته شده» بلکه گفته ام که در دبی ساختمان ها و محله های با اصالت هم ساخته شده که مشابه این کار را در ایران نمی بینیم و حتی در کشور ما بسیاری از اصالت های معماری و محیط زیستی را از بین می برند.

متن گفتگوی درج شده در  تارنمای ایسنا را ادامه ی مطلب بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حرف حساب از رییس جمهور
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

آقای احمدی نژاد گفته است که خطر زمین لرزه تهران را تهدید می کند، و به علاوه وضع محیط زیستی این شهر مناسب نیست و لازم است که چیزی در حدود پنج میلیون نفر از جمعیت این شهر مهاجرت کنند ( نگاه کنید به: روزنامه ی ایران). از آن جا که معمولا مدیران ارشد کشور ما می کوشند فاجعه هایی را که با آن دست به گریبانیم، لاپوشانی یا تلطیف کنند، این سخن صریح جای تقدیر دارد. فقط می ماند پاسخ ایشان و دیگر مسوولان به این نکته که با وجود مشکل جمعیت، چرا نه تنها کار اساسی برای جلوگیری از افزایش جمعیت نمی شود بلکه حتی سیاست های تشویق افزایش جمعیت مانند طرح اختصاص دادن یک میلیون تومان به هر نوزاد (مصوبه ی هیات دولت) هم در دستور کار قرار می گیرد؟!

باشد که طرح موضوع توسط رییس جمهور، سرآغاز چاره اندیشی برای معضل فاجعه بار افزایش جمعیت باشد.


 
همراه یا بهره بردار طبیعت؟!
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس .

مطلب زیر، در حاشیه ی برنامه های آموزش طبیعت گردی محمد علی اینانلو از تلویزیون نوشته شده است. اینانلو به تازگی یادداشتی در خبرآنلاین داشت که شنیدنی و احساس برانگیز بود، تا جایی که درویش محیط زیست ما هم گفت که دل اش از خواندن آن لرزیده است. یادداشت من، نگاه دیگری به داستان دارد.

محمد علی اینانلو

چند بار نوشته ام که دوست داشتن کسی یا چیزی حتما به این معنا نیست که بتوان خدمت خوبی به آن فرد یا چیز کرد؛ در داستان  "بیگانه " ی آلبر کامو هنگامی که در دادگاه می خواهند ثابت کنند که " مورسو "  قتل را با قصد قبلی انجام داده و اصلا او آدم بی رحمی است، از او می پرسند که چرا در مراسم خاک سپاری مادرش اشک نمی ریخته و چرا چند سال بوده که او را در خانه ی سالمندان گذاشته و کم به او سر می زده است! مورسو می گوید کیست که یک بار نخواسته باشد معشوق اش بمیرد؟!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سیزده بدر، فرصتی برای آموزش
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

می توانیم این چند روز تعطیلی آخر نوروز، به ویژه سیزده بدر را  به فرصتی برای گفتگو با خانواده، اطرافیان، و غریبه هایی که در جاده ها و باغ ها و بوستان ها می بینیم بدل کنیم.

لطفا از لاک غمگنانه ی زیست محیطی(!) بیرون آیید؛

* در مورد مشکلات زیست محیطی با آشنا و غریبه گفتگو کنید و به جای کلی گویی یا فخر فروشی یا اظهار نا امیدی، راه های ساده ی در دسترس ارایه دهید.

* در هر محیط خارج از خانه که می نشینید، اطراف خود را به شعاع ده متر از زباله ها تمیز کند و این کار را به دیگران هم توصیه کنید.

* به همه بگویید که آتش روشن کردن در طبیعت کاری است زیانمند، و نالازم.

* پلاستیک ها، شیشه، بطری های نوشابه، قوطی های کنسروی را با خودتان به شهر (ترجیحا شهرهای بزرگ) بیاورید؛ قرار دادن آن ها در سطل های زباله ی بین شهری  می تواند به معنای رها کردن درطبیعت همان نزدیکی ها باشد! زیرا محل دفن زباله های بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک ، دره ها و دشت های همان نزدیک است، و بازیافت کنندگان هم معمولا در نقاط دور از شهرهای بزرگ فعالیت ندارند.

یادداشتی درباه ی تخریب طبیعت در سیزده بدر، در کوه نوشت هفتم فروردین.


 
دستگاه های دولتی، مخربان اصلی محیط زیست!
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

به گفته ی محمد باقر صدوق، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست،دستگاه های دولتی نقش اصلی را در آلوده سازی و تخریب محیط زیست دارند. سخنان او را در سبز پرس بخوانید.


 
آنان که جنگل را فقط درخت می دانند!
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

آقای عبدوس، مدیر کل دفتر زیستگاه ها در سازمان حفاظت محیط زیست، گفته است که سازمان با استاندار سمنان و نمایندگان وزارت راه و ... توافق کرده است که جاده ی علی آباد به شاهرود در جنگل ابر اسفالت شود (در همشهری بخوانید) یعنی این که طبق معمول، "آقایان" دور هم نشستند و "تعامل" کردند و قضیه به "خیر و خوشی" به زیان محیط زیست مادر مرده فیصله یافت! دو هفته پیش هم که برای اعتراض به تعریض جاده ی جنگل گلستان، به گرگان رفته بودیم، نماینده ی علی آباد و ... را در استانداری دیدیم که خود را شیفته ی محیط زیست می دانست، اما حامی سرسخت این جاده بود.

آقای عبدوس فرموده اند که قرار شده همان جاده ی جیپ روی موجود اسفالت شود و هیچ درختی هم قطع نشود. آیا ایشان نمی دانند (یا تجاهل العارف می فرمایند؟) که اولا جاده ی جیپ روی موجود هم ضد محیط زیست بوده و بسیار بی ملاحظه ساخته شده است؟ دوم این که جاده ی اسفالته سبب افزایش شمار خودروهای عبوری، افزایش سرعت آن ها، و افزایش خانه سازی و زمین خواری، و تکه پاره شدن قطعی زیستگاه می شود؟ و سوم این که جنگل، فقط درخت نیست؛ بلکه یک «کل» است که وقتی یک پارچگی آن به هم بخورد، به شدت آسیب پذیر می شود؟! نه! ایشان می دانند...، اما مصلحت حفظ کرسی اجازه نمی دهد که قاطعانه جلوی این تخریب ها را بگیرند.

تا وقتی که تفکر بساز و بفروشی حاکم بر مدیریت کلان کشور، و نظام سهم گرفتن استان ها و ... از بودجه ی نفتی برقرار باشد، محیط زیست این مملکت قربانی پروژه های ساخت و ساز خواهد بود.


 
مهم تر از انرژی هسته ای...!
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی در این مورد را در وبلاگ طبیعت بختیاری بخوانید.

(در آرزوی اقدام موثر آقایان هستیم...!)

 


 
پرسش های الهه موسوی از رییس جمهور
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ٧ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

الهه موسوی، روزنامه نگار فعال محیط زیست، چند پرسش از آقای احمدی نژاد پرسیده است؛ در وبلاگ پیداوپنهان بخوانید.


 
ویلا سازی و تجاوز به منابع طبیعی در همه جا!
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

گله از ویلا سازی در عرصه های طبیعی با پوشش درختان کمیاب اُرس؛ اظهار نظر دکتر پیمان یوسفی آذر، مدیر کل جنگل های خارج از شمال در همشهری.

پرسش این است که چرا یک مقام مسوول که علی القاعده باید پاسخ گوی تخریب حوزه ی مسوولیت خود باشد، پرسش گر چرایی این تخریب می شود؟! آیا نه این است که آش چنان شور شده که صدای آشپز هم درآمده؟!

واقعیت این است که در فضای آشوب و بی قانونی که بر محیط زیست و منابع طبیعی کشور حاکم است، هیچ چیز قاعده مند نیست و سر جای خود قرار ندارد. نمونه ی دیگری از این بی قانونی ها را در قضیه ی تعریض جاده در پارک ملی گلستان می توان دید: در سبزپزس بخوانید.

 


 
ندای قطب ها
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ٤ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

 

صد شخصیت از سراسر جهان، برای نجات قطب ها تلاش خواهند کرد

«ندای قطب ها» (The Call of the Poles) عنوان کمپینی است که تا کنون در 52 کشور مطرح شده و در صدد گردهم آوردن شاهدانی از میان افراد سیاسی، دانشمندان، عکاسان، و ماجراجویان درگیر در موضوع حفاظت قطب های شمال و جنوب است. هدف این کمپین، نشان دادن این نکته است که در این سیاره شعوری اصیل، در اندیشه ی حفاظت از محیط های شکننده ی قطبی است و اقدامی اضطراری برای این حفاظت ضرورت دارد.

فرانسوا برنار، کوه نورد و عکاس برجسته ی فرانسوی که در آذر ماه گذشته به دعوت انجمن کوه نوردان ایران، به ایران آمد و در «دومین اردوی سنگ نوردی برتر» حضور یافت، یکی از این شخصیت ها است.

 برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به تارنمای فرانسوی زیر:

    http://www.lecerclepolaire.com/call.html 

 


 
حفاظت از طبیعت، حفاظت از میراث فرهنگی
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ٧ آذر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

موزه ی روستایی گیلان را دیگر خیلی ها می شناسند؛ طرحی بزرگ بوده که از فکری درست برخاسته، اما در اجرا اشکال هایی داشته است. دکتر محمود طالقانی، در گفتگویی با میراث خبر به ارزش های این موزه اشاره کرده است (در اینجا) . عباس محمدی هم پیش از این، در همشهری به نقطه ضعف های طرح اشاره کرده تا شاید آموزه ای باشد برای طراحان پروژه های مشابه.


 
نمونه هایی از نبود مدیریت فراگیر در محیط زیست
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ آبان ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت  ٢۴/٨/٨٨ اشاره کردم که در ایران، حاکمیت ملی (به معنای اعمال فراگیر قانون) در زمینه ی حفظ محیط زیست و منابع طبیعی وجود ندارد و تصمیم گیران و تصمیم سازان محلی و استانی و ... خودسرانه به کار خود می پرداند و قانون را زیر پا می گذارند. چند نمونه ی اخیر این گونه رفتار را که پیامدهای مخرب و جبران ناپذیر برای کشور دارد، در زیر ببینید:

جاده سازی در سولقان که هیچ کس از شهرداری و منابع طبیعی و محیط زیست نمی تواند در جلوگیری از آن کاری کند!

جاده سازی و احداث لوله در دنا که دادستانی حکم به توقف آن داده، اما کار ادامه دارد!

ادامه ی جاده سازی در جنگل ابر، با وجود مخالفت وزارت راه!

بزرگراه سازی در «پارک ملی»(؟!) گلستان، با وجود مصوبه ی دولت قبلی در خروج جاده از پارک!

نتیجه گیری: کی به کیه؟! 


 
جاده ها، تا بالاترین درخت دره!
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی - سبزپرس؛ چه کسی، چه نهادی، چه نیرویی ، مسوول حفاظت دره ها، این بستر «رگ های زندگانی بخش» زمین –رودها- است؟ آیا تمامیت دره ای فرعی در بالادست یک روستا، متعلق به اهالی آن روستا است؟ دست کاری در وضع ژئومورفولوژیک دره ای که شاخه ای از آبخیز یک رودخانه ی بزرگ است، در صلاحیت بهره برداران بالادست هست ؟
   در اقتصاد «بساز و بفروشی» ایران، یعنی اقتصادی که کالا را فقط برای «رد کردن» (فروش غیر مسوولانه و کوته بینانه) عرضه می کند و در آن، رانت زمین به شکلی سرطانی فراوان و فزاینده است، تصرف عرصه های طبیعی برای تملک شخصی و فروش آن در بازار اشباع از پول هایی که راه به تولید ندارند، فراگیر است. در این میان، اگر زمین در نقطه ای خوش آب و هوا یا نزدیک به یک شهر بزرگ باشد، بیشتر در خطر تصرف است.



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بوم لرز و دل لرزه های ما
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٩ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

    سبزپرس ، عباس محمدی. من هر شب با ترس از«بوم لرز»* به خواب می روم! مردن به آهستگی در زیر آوار، مردن زیر بار ناتوانی و بی خیالی خود و در نکبت مسوولیت ناپذیری دیگران است؛ پس دادن تاوان نادانی کسانی است که می پندارند حساب همه چیز را کرده اند، هم آنان که سازندگان و مهندسان پرمدعای سوداندیش را حساب پس نمی گیرند، و شاید با آنان بر سر یک سفره نشسته اند!
   بوم لرز، برای ما که می پنداریم محور آفرینش ایم، کژتابی زمین است که رنجی سترگ را بارمان می کند. اما، برای زیستمندان دیگر که با بوم سازگان هماهنگ هستند، نبض زمین است که گاه تند می شود ( و آنان، این نبض را می شنوند و از خطر می گریزند).


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در آداب گردش گری هم میهنان
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی با عنوان بالا، از عباس محمدی در سبزپرس.


 
رفتار با حیات وحش در فرهنگ ما...
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت 9/7/88 در مورد «حقوق جانوران در فرهنگ و جهان بینی ایرانی» دونظر متضاد داشتیم؛ من معتقدم که چه در فرهنگ ایران و چه در فرهنگ های دیگر، اصولا رفتار با طبیعت رفتاری سلطه جویانه بوده و انسان ها ملاحظه ی ویژه ای نسبت به محیط زیست نداشته اند، که این هم طبیعی است. چرا که انسان در رفتارهای  غیرعقلانی(زیستی) تفاوتی با جانوران ندارد، و سلطه جویی و غریزه ی حفظ خود، جزء رفتارهای زیستی است. اما، دوستانی هم هستند که می کوشند (معمولا با ذکر سفارش هایی که در گذشته در خصوص رفتار با حیوانات اهلی و «سود رسان» شده) بگویند که فرهنگ کهن ما با محیط زیست هماهنگ بوده است!

در سبز پرس گزارشی را بخوانید که از کشته شدن یک خرس به دست مردم می گوید. ( و کجا سراغ دارید که مردم آموزش ندیده، با دیدن یک جانور وحشی، قصد کشتن آن را نکرده باشند؟!)

بحث محیط زیست و حفاظت از آن، امری مدرن و آموختنی است.