انتخاب بهترین وبلاگ سال از دید مخاطبان و کاربران کوه نیوز
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تارنمای کوه نیوز (منتشر کننده ی خبرها و مقاله های کوه نوردی) در نظر دارد "بهترین وبلاگ سال" (ظاهرا از میان وبلاگ های حوزه ی کوه نوردی و کوهستان) را انتخاب و معرفی کند. علاقمندان به حضور در میان کاندیدا های این گزینش و علاقمندان به رای دادن می توانند برای آگاهی بیشتر به تارنمای یاد شده نگاه کنند.


 
جشنواره ی یخ نوردی
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

آخرین روز برای ثبت نام؛ چهارشنبه 21 دی ماه

اطلاعات بیشتر در تارنمای انجمن کوه نوردان ایران


 
برودپیک 88؛ محصول آرش با کم و زیادش!
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را در دی ماه 1388 یعنی چند ماهی پس از برنامه ی گشایش مسیر باشگاه آرش روی کوه برودپیک (8047 متر) نوشتم و آن را برای سرپرست برنامه، کیومرث بابازاده، و فکر می کنم برای مسوول تارنمای باشگاه آرش ای میل کردم. اما، به نظرم این یادداشت در جایی منتشر نشد. به هر حال، اکنون که چند ماهی هم از تلاش ناکام آرشی ها برای ادامه دادن "مسیر ایران" تا قله ی برودپیک می گذرد، بد نیست که نظر دوستانم را به نکته هایی که در یادداشتم آمده جلب کنم و از آنان بخواهم که درباره ی آن نظر دهند.

گزارش کوتاه من از برنامه ی سال 88 را می توانید در تارنمای انجمن کوه نوردان ایران، و گزارش رامین شجاعی، مسوول فنی آن برنامه را در داستان کوه و در اینجا بخوانید. همچنین می توانید گزارش فعالیت آرشیان روی برودپیک در سال 1390 را در تارنمای باشگاه آرش بخوانید.

برودپیک 88؛ محصول آرش...

تلاش برای گشودن مسیری نو روی برودپیک، کاری بود در راستای سنت چهل ساله ی گروه/باشگاه آرش که از 1348 تا کنون پیوسته در اندیشه ی اجرای کوه نوردی های نو بوده است. این حضور

خط سبز: مسیر ایران، و خط قرمز: مسیر ناتمام فرانسوی ها 

چهار دهه ای، به واقع جریانی فکری یا یک گرایش الگو وار را در جامعه ی کوه نوردی ایران پدید آورده است. در این جا شاید نیازی نباشد که به جزییات شکل دهنده ی این جریان و به ضعف های آن (که بزرگ ترین آن، مانند دیگر جریان های اجتماعی ایران، «ریز جُثگی» یعنی نداشتن رشد کمّی مطلوب است) بپردازیم.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پنجمین جشنواره ی یخ نوردی انجمن
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱ دی ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

مکان: هملون-تهران

زمان: 22 تا 24 دی ماه 1390

انجمن کوه نوردان ایران، با همکاری هیات کوه نوردی شمیرانات، مدرسه ی یخ نوردی میگون، و هیات کوه نوردی میگون برگزار می کند.

این جشنواره همچون سال­های قبل با هدف:

•    گردهمایی یخ نوردان سراسر کشور و تبادل دانش فنی و تجربیات آنها

•    آشنایی تازه‌کاران با رشته‌ی یخ‌نوردی و درای‌تولینگ

•    رشد سطح فنی یخ‌نوردی و آشنایی با تکنیک‌های جدید

•    تمرین و صعود آبشارهای منطقه

          عکس از قلمروکوهستان

و در منطقه ی رودبار قصران برگزار خواهد شد و شامل برنامه‌های زیر خواهد بود:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه ها، جنگل ها، و سلامتی
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

کوه پیمایی یکی از طبیعی ترین ورزش ها است که هر کس می تواند متناسب با علاقه و سن و توان و وقتی که دارد، نوعی از آن را انتخاب کند و به آن بپردازد. در ایران، زمینه ی این ورزش تقریبا در سراسر کشور با فاصله ی کمی از بیشتر شهرهای بزرگ و شمار زیادی از روستاها وجود دارد؛ چرا که بیشتر سکونتگاه های کشور، برای دسترسی به آب چه از رودها و جویبارها و چه از کاریزها، در نزدیکی کوهستان پدید آمده اند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زنده باد انتخابات آزاد!
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱ آذر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیروز (30/8/90) انتخابات نمایندگان قهرمانان، مربیان، داوران، باشگاه ها، و گروه های کوه نوردی برای شرکت در مجمع عمومی فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی که در آن رییس فدراسیون انتخاب می شود، به انجام رسید.

من، به نمایندگی از سوی باشگاه کوه نوردان آرش که در انتخابات هیات استان تهران به عنوان نماینده ی این استان معرفی شده بود، یکی از نامزدهایی بودم که می بایست از میان آنان، نماینده ی باشگاه های کشور برگزیده شود. اما، خانم پروین رضایی از باشگاه کم شناخته شده ی آراد الیگودرز توانست رای بیشتری از من بیاورد. طبیعی است که ابتدا ناراحت شدم و با خود گفتم چگونه ممکن است نماینده ی یک باشگاه قدیمی (با چهل و دو سال پیشینه ی خوب) و فردی مانند من که (فکر می کنم) دست کم نیمی از کوه نوردان جدی کشور می شناسندش، از یک خانم جوان که از یک باشگاه و شهر کوچک آمده، شکست بخورد؟! یکی دو ساعت بعد که آرام شدم، با خود گفتم: «دمکراسی، یعنی همین!» گاه ممکن است که نتیجه کاملا بر خلاف پیش بینی و انتظار تو باشد... حتی گاه ممکن است که اشتباهی جدی پیش آمده باشد...، اما اگر مکانیسم و قواعد انتخابات رعایت شده باشد، نتیجه را باید پذیرفت و حتما در دراز مدت رویدادها به درست ترین شکلی که شرایط اجازه می دهد، پیش خواهد رفت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نگاهی به کارنامه ی فدراسیون کوه نوردی
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی زیر را در سال 1379 نوشتم، اما به مدت چند سال جایی برای انتشار آن نیافتم و فقط مضمون بخش هایی از آن را این جا و آن جا بیان کردم. فکرمی کنم که درتیرماه 83 فرشید فاریابی آن را درتارنگار خودش منتشرکرد. اکنون که این مقاله را بازخوانی می کنم، می بینم که بسیاری از انتقادهایی که به فدراسیون وارد کرده ام، متاسفانه هنوز وارد است! گو این که چند تایی از موارد انتقاد، تا اندازه ای اصلاح شده اند؛ برای مثال، شیوه ی گزینش برای صعودهای خارج از کشور بسیار بهتر شده و یا درفدراسیون، کارگروه محیط زیست راه اندازی شده است (همین چند هفته پیش).

این متن اگرچه به نوعی، ادامه ی بحث هایی است که در تیرماه گذشته با عنوان "کیفیت، عنصر فراموش شده در کوه نوردی ایران" و در مرداد ماه با عنوان "در نقد فدراسیون کوه نوردی" داشته ام، اما درعین حال می تواند نگاهی تاریخچه نویسانه باشد به جریان کوه نوردی ایران.

با سپاس فراوان از احسان بشیر گنجی که زحمت تایپ دوباره ی این متن طولانی را کشیده است.

نگاهی به کارنامه ی فدراسیون کوه نوردی

نقد بر فعالیت های فدراسیون کوه نوردی، تا حد زیادی نقد جامعه ی کوه نوردی است. نه فقط به این دلیل که فرضا از دیدگاه یک ناظر خارجی، هر فدراسیون نماینده ی رسمی آن رشته ی ورزشی در یک کشور است، و یا به این دلیل که می گویند هر دستگاه حاکم بیان گر لیاقت ها و توانایی های جامعه ی زیر حکم است، بلکه همچنین به این دلیل مهم تر که آحاد کوه نوردان کشور در بیشتر سال های این دوران، یا فدراسیون را با احکام و مدارک اعطایی اش بالاترین مقام کوه نوردی دانسته و با فهرست کردن دوره هایی که در فدراسیون گذرانده اند در سیاهه ی افتخارات خود، بر این فرض صحه گذارده اند و یا با مطرح کردن هرگونه خواسته ی کوه نوردی (مانند تهیه ی وسایل و کمک به اجرای برنامه) در پیشگاه فدراسیون و مطالبه ی تحقق آن ها از این دستگاه، خود جنبه ی اشراف و حتی تقدس به آن داده اند. در نتیجه، هرگز نمی توان مسوولیت آن چه را فدراسیون انجام داده یا نداده صرفا متوجه آن اداره دانست. چرا که جامعه ی کوه نوردی، خود بار بسیاری از مسوولیت هایش را بر شانه های نه چندان توانای آن تشکیلات انداخته  و از این رو در این گناه که دستگاهی ساخته شده ظاهرا قدر قدرت اما بی اسطقس، بری الذمه نیست. و تازه، کدام انتقاد منسجم و مکتوبی به فدراسیون شده که پاسخ دریافت نکرده؟ کدام منتقدی پی گیر ضعف های فدراسیون شده که اکنون توقع بی ضعف بودن آن را داشته باشد؟

این چند کلام گفته شد برای آن که دست اندرکاران فدراسیون بدانند انتقاداتی که در این نوشته ذکر می شود، از موضع عیب جویی نیست و


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
 
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

یکصد و یکمین  نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران در روز چهارشنبه 30 شهریور از ساعت 17 در سالن شهریاران جوان، آمفی تئاتر شماره ی 2 برگزار می شود.

موضوع نشست:

1- خبر های کوه نوردی؛ آقای افشین یوسفی

2- گزارش صعود زمستانی کوله جنو ؛ برادران جهان آرا

3- تقدیر و قدردانی  از سه تن از یاران انجمن

4- گزارش برنامه ی گشایش مسیر در ارمنستان؛ خانم نسیم عشقی

5- گزارش برنامه ی صعود  زوج ایرانی به دو قله لنین و خانتنگیری؛ آقای زندیان و خانم نادیا اسمی خانی 

 6- گزارش صعود تکی مسیر کریستال (ایتالیایی ها) روی دیواره ی علم کوه؛ آقای پژمان زعفری از استان مرکزی


 
پیمان نامه ی زیست محیطی کوه نوردان و گردشگران
ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

متن زیر را سال گذشته، به درخواست رضا زارعی مسوول کارگروه کوه نوردی فدراسیون کوه نوردی، نوشتم و به او دادم تا مربیان کوه نوردی در پایان دوره ی آموزشی خود به آن متعهد شوند. این، فقط یک پیشنهاد است که از دل اسناد مشابه برداشت شده است. امیدوارم که با پیشنهادهای دیگر دوستان و اصلاحات بعدی، به یک سند مورد قبول فعالان جامعه ی کوه نوردی و جامعه ی گردشگری بدل شود.

 

پیمان نامه ی زیست محیطی

 ما که کوه نوردی را به عنوان ورزش،  و یا برای سود بردن از ارزش های طبیعت، یا ارضای حس ماجراجویی، و جز این ها انتخاب کرده و قصد داریم آن را به دیگران هم آموزش دهیم، پیمان می بندیم که:

 * محیط کوهستان را همان گونه که هست  بپذیریم؛ چرا که کوه را به خاطر ویژگی های ذاتی اش برای فعالیت خود برگزیده ایم و قصد نداریم آن را دگرگون سازیم.

  * کم ترین زباله ای از خود در کوه باقی نگذاریم؛ تمامی پسماندهای خود را از کوه پایین می آوریم و به جاهای در نظر گرفته شده برای زباله می بریم. در حد توان خود بخشی از زباله های رها شده را نیز جمع آوری خواهیم کرد و از دیگران خواهیم خواست که چنین کنند. دفع ادرار و مدفوع را به دور از حریم رود و نهر و چشمه و راه و محل های مسکونی، و با شیوه های اصولی انجام خواهیم داد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پایان تلاش "آرشی" ها روی برودپیک
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تیم باشگاه کوه نوردان آرش که برای تکمیل مسیر نو روی برودپیک (گشایش شده در سال 88 تا ارتفاع 7100 متر) در تیر ماه گذشته به منطقه رفته بود، به کار خود پایان داد. این تیم امسال توانست از چادرگاه سوم مسیر عادی برودپیک، 400 متر روی مسیر نو صعود کند ولی به دلیل دیر وارد شدن به منطقه و از دست دادن  بخشی از فرصت صعود، نتوانست کار خود را تکمیل کند.

توضیح بیشتر در تارنمای باشگاه کوه نوردان آرش.


 
در نقد فدراسیون و جامعه ی کوه نوردی (بخش آخر)
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در شرایط فقر نسبی کوه نوردان ایران و سایه ی سنگین اقتصاد دولتی بر کشور، تقریبا همه ی کوه نوردان جوان و بسیاری از کوه نوردان میان سال که توان صعود به کوه های بلند را دارند، ناچارند که برای برخورداری از حمایت فدراسیون (که در واقع، نه "فدراسیون" به معنای نماینده یا مجمع باشگاه ها و سازمان ها، بلکه یک اداره ی دولتی است)، تسلیم سیاست های آن که از بالا اعمال می شود، گردند. نتیجه ی این تسلیم، کمرنگ شدن شور و نوآوری، و دنباله روی کوه نوردان زبده از مدیران و برنامه ریزان محافظه کار است. چنین است که می بینیم کوه نوردانی که در بیرون از فدراسیون، در برنامه های کم هزینه ی داخلی، صعودهای نو و کارهای با ارزش دیگر انجام داده اند، در فضای فدراسیون و برنامه های خارج از کشور آن، در چرخه ی کارهای تکراری گرفتار شده اند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد فدراسیون و جامعه ی کوه نوردی (2)
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با نگاهی به یادداشت رامین شجاعی

رامین در بند سوم یادداشت می گوید که من موضوع تمایل فدراسیون آقای شعاعی برای اجرا، سرپرستی، و خزانه داری برنامه های بزرگ را با وضعی که در فدراسیون آقای آقاجانی حاکم بوده، خلط کرده ام. در واقع، خلط مبحثی در کار نیست؛ من فدراسیون کوه نوردی را در سه دهه ی گذشته در نظر داشته ام و بحثم فقط درباره ی فدراسیون کنونی نیست. او همچنین می گوید که شعاعی فقط سرپرستی یک برنامه ی هیمالیایی را شخصا برعهده داشته است. خوب، فکر می کنم که فدراسیون تحت مدیریت شعاعی، فقط دو سه تایی برنامه را سازماندهی کرده (و از تعداد دیگری حمایت کرده) و از آن دو سه تا، یکی (سی درصد) را مستقیما خود رییس سرپرستی کرده است. مهم تر این است که در فضای فدراسیون، سرپرست تیمی که با حمایت فدراسیون عازم می شود، تمام کارهای اصلی خود را با نظر رییس فدراسیون انجام می دهد. رامین، در ادامه گفته که «اگر معتقد به اجرای صعودها در قالب تیم های ملی هیمالیا نوردی باشیم، چاره ای نیست جز این که این اقدامات در فدراسیون انجام پذیرد.» از قضا، من معتقدم و نوشته ام که اصلا اطلاق عنوان "تیم ملی" به این گونه تیم ها و اجرای برنامه های تکراری با عنوان های "دهان پر کن" اشتباه است؛ رامین از کجا برداشت کرده که من به اجرای صعود در این قالب ها معتقدم؟!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد فدراسیون و جامعه ی کوه نوردی!
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با نگاهی به یادداشت رامین شجاعی

 در ابتدای مقاله ای که چند سال پیش با عنوان «نگاهی به کارنامه ی فدراسیون کوه نوردی»(1) نوشتم، گفته ام که: «نقد بر فعالیت های فدراسیون کوه نوردی، تا حد زیادی نقد جامعه ی کوه نوردی است. نه فقط به این دلیل که فرضا از دیدگاه یک ناظر خارجی، هر فدراسیون نماینده ی رسمی آن رشته ی ورزشی در یک کشور است، و یا به این دلیل که می گویند هر دستگاه حاکم بیانگر لیاقت ها و توانایی های جامعه ی زیر حکم است- بلکه همچنین به این دلیل مهم تر که آحاد کوه نوردان کشور در بیشتر سال های این دوران، یا فدراسیون را با احکام و مدارک اعطایی اش بالاترین مقام کوه نوردی دانسته و با فهرست کردن دوره هایی که در فدراسیون گذرانده اند در سیاهه ی افتخارات خود، بر این فرض صحه گذارده اند؛ و یا با مطرح کردن هر گونه خواسته ی کوه نوردی (مانند تهیه ی وسایل، و کمک به اجرای برنامه) در پیشگاه فدراسیون و مطالبه ی تحقق آن ها از این دستگاه، خود جنبه ی اِشراف و حتی تقدسی به آن داده اند که در نتیجه ی آن هرگز نمی توان مسوولیت آن چه را فدراسیون انجام داده یا نداده، صرفا متوجه آن اداره دانست.»


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد و بررسی کارنامه ی فدراسیون کوه نوردی
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

رامین شجاعی که یکی از خوش فکر ترین کوه نوردان ایران (والبته از چند سال پیش، مقیم کانادا) است، در پاسخ به درخواست من که خواسته بودم نظر ش را درباره ی مقاله ی من با عنوان کیفیت، عنصر فراموش شده در کوه نوردی ایران بدهد، لطف کرده و یادداشتی را در وبلاگ داستان کوه نوشته است. این یادداشت را در زیر بخوانید تا بعدا به بررسی آسیب شناسانه ی آن (!) بپردازم.

از رامین شجاعی صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

 

جشنواره ی صعودهای برتر، کلید حل مشکلات

اشاره: این نقد بنا به درخواست آقای محمدی دو هفته قبل و  در ارتباط با یادداشت کیفیت، عنصر فراموش شده در کوه نوردی ایران (2)) نوشته شد، ولی به دلیل حادثه منجر به فوت خانم اسنفندیاری ترجیح دادم انتشار آن را به تعویق اندازم.

 

در مورد یادداشت آقای محمدی باید بگویم با بعضی از مثالها موافق نیستم و خطاهایی گاه به چشم می خورد مثلا اینکه پیشنهاد صعود برنامه مسیر جدید بر روی برودپیک در سال 77 یعنی 13 سال پیش داده شد. شرح کاملی از سابقه این پیشنهاد را می توانید در اینجا بیابید.

مهمتر از این موارد، اما، به نظرم تحلیل ایشان از علت کم پرداختن فدراسیون به کارهای نو صحیح نیست. چرا که:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارش "برنامه ی مبادله ی کوه نورد" با آمریکن آلپاین کلاب
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

از حدود سه سال پیش، با پیشنهاد آمریکن آلپاین کلاب (The American Alpine Club) طرحی در انجمن کوه نوردان کلید خورد که بعدا "برنامه ی مبادله ی کوه نورد" نامیده شد. این برنامه برای ما دستاوردهای کوه نوردی، محیط زیستی، و فرهنگی خوبی داشت. چگونگی شکل گیری، هدف های اجرای برنامه، و گزارش بخش اول برنامه را که سفر کوه نوردان ایرانی به آمریکا بود، پیش از این نوشته ام (نگاه کنید به اینجا).

در زیر، بخش دوم گزارش را که مربوط به سفر کوه نوردان آمریکایی به ایران است، و همچنین "پایان سخن" را که مربوط به دستاوردهای برنامه است، می بینید.

کوه نوردان آمریکایی، سخن ویلیام بلیک، نویسنده ی آمریکایی را شعار این برنامه قرار داده بودند: "هنگامی که انسان ها و کوه ها به هم می رسند، کارهای بزرگی صورت می گیرد."

 .Great things are done when men and mountains meet

 عباس محمدی

 گزارش مبادله ی کوه نورد

AAC-ACI CLIMBER EXCHANGE PROGRAM 

 بخش دوم؛ آمریکاییان در ایران

  1-کلیات

  آمریکاییان برای ورود به ایران باید روادید (ویزا) داشته باشند؛ روند فرستادن دعوت نامه برای آنان، رسیدگی وزارت خارجه به پرونده شان، و مراجعه ی آنان به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن و دریافت روادید، چندان ساده نیست. اشکال کار این است که معمولا کوه نوردان (و هر مسافر دیگری) باید از چند ماه قبل بداند که در زمان مورد نظرش کجا خواهد رفت، اما دادن درخواست سفر یک آمریکایی به ایران، باید حداکثر سه ماه پیش از آغاز سفر باشد و این، برنامه ریزی را برای آنان و میزبان دشوار می سازد. به این دلیل، دو نفر از کسانی که قصد داشتند به ایران بیایند، نتوانستند کارهای خود را هماهنگ کنند و از فهرست مهمانان ما بیرون رفتند. همچنین یک نفر دچار شکستگی پا شد و نیامد؛ به یک نفر روادید داده نشد؛ و با کمال تاسف یک نفر دیگر هم که در تیتان با ما بود و تمایل داشت که به ایران بیاید (Chris Pruchnic)، در یک برنامه ی یخ نوردی سقوط کرده و جان باخته بود.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برای لیلا اسفندیاری، کاشف فروتن شوکران
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

گفتگوی داغ سبز

گفت و گوی داغ سبز، یک برنامه ی رادیویی است که هر هفته، پنجشنبه ها ساعت 3 عصر در رادیو اینترنتی ایران صدا اجرا و پخش می شود. سردبیر و مجری این برنامه، احمد پازوکی و کارشناس آن، محمد درویش، فعال اجتماعی و عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع است.
این برنامه، تریبونی برای فعالان و دوستداران محیط زیست و منابع طبیعی بحران زده ی ایران است.

خوشحالم که کیفیت دوربین های استودیو ایران صدا کم است و کسی نمی تواند اشک هایم را - که در چند برنامه ی اخیر پای ثابت گفت و گوی داغ سبز بوده - ببیند. جدا از این موضوع، شرایط زندگی به گونه ای است که هر چند وقت یک بار، شعری در ذهن آدم می پیچد و آدم هی برای خودش تکرار می کند. شرایط این روزهای من هم طوری است که با خودم راه می روم و زیر لب می گویم " و رپ رپه ی فرصت سوز طبل..." بارها و بارها بی اختیار این را تکرار می کنم.
با این حال با شنیدن واقعه ی لیلا اسفندیاری - که نمی شناختمش-  و شنیدن حرف هایش پیش از صعود به قله ی واپسین، بلافاصله این شعر به ذهنم آمد:

و تباهی
از درگاه بلند خاطرشان
شرمسار و سرافکنده می گذرد...

گاهی نباید برای کسی مرثیه سرود. و اگر اشکی هست برای خودمان است. برای ما "بی چرا زندگان". زیرا که " آنان به چرا مرگ خود آگاهانند".

.
فردا در گفت و گوی داغ سبز از لیلا اسفندیاری تقدیر به عمل خواهد آمد. عباس محمدی مهمان برنامه است. و آخرین صحبتهای همراه با بغض لیلا در برابر قله K2 را نیز خواهید شنید. در اشک لیلا حرف ها هست. حرف ها...


 
با نگاه ناباور...
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نه! نمی گویم که آسمان گریست؛ آسمان تهران در نیمه ی تابستان، با بارانی نا منتظر، گره دل برای خاطر لیلا گشود. آسمان با زبان تندر و رگبار، همان زبان آشنای لیلا، به یاد او سخن گفت!

لیلا! تو نیز سر بر سنگ نهادی و خسته از کژمداری روزگار، برای همیشه با فریاد و دادخواهی بدرود گفتی! دیگر بی مهری کینه جویان و غم دوستان ناهمراه آزارت نخواهد داد! دشخواری اجیر شدن به شغلی با دستمزد اندک – نه بدان مقدار که شایسته ی آنی- را نخواهی کشید!  تنگنای فراهم ساختن زادراه سفری دراز به کوه های دور، فرسوده ات نخواهد ساخت! برای دوری جستن از دامچاله ی حمایت "بزرگان" و برای مفاخره به استقلال شخصیت، رنج گردآوری کمک های کوچک دوستان جانی اما بی پول را نخواهی کشید! ملال پاسخ گویی به پرسش های چند باره که «چرا به کوه می روی... آن بالا چه می جویی؟!» آزارت نخواهد داد! و غبار و دود این شهر بلا زده، دلتنگ آسمان نیلی کوهستانت نخواهد کرد!

لیلا، بر بلندای آن کوه سرد و دور بیاسای که دیگر سردی نگاه بی خبران از دل داغدارت، و دوری متظاهران به دوستی از دل صفاجویت، ریا را در برابر مجسم نخواهد کرد! آن جا خانه ی توست... آسوده بیارام!

تو با نگاه نا باور / فاجعه را تاب آوردی / هیچ کس خواهر خطاب ات نکرد/ و به تشجیع تو تکبیری برنیاورد. / تنهایی را تاب آوردی و خاموشی را / و اکنون / در کوهستان سرد می تپی.*

 

 

* اصل شعر شاملو به این صورت است:

ما با نگاه نا باور / فاجعه را تاب آوردیم / هیچ کس برادر خطاب مان نکرد/ و به تشجیع ما تکبیری برنیاورد. / تنهایی را تاب آوردیم و خاموشی را / و اکنون / در اعماق خاکستر می تپیم


 
دریغ و درد که او هم رفت؛ لیلا اسفندیاری
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند

با کمال تاسف، مطلع شدیم که در جمعه، 31 تیرماه 1390، لیلا اسفندیاری کوه نورد پرتوان، و عضو باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند که برای صعود قلل گاشربروم 1 و 2 به منطقه قراقروم پاکستان رفته بود پس از صعود قله گاشربروم 2، به هنگام بازگشت در حین فرود از مسیر دشوار یخی در زیر قله، سقوط کرده و متاسفانه جان باخته است.

بر اساس گزارشات تلفنی سایر همنوردان ایرانی و خارجی که همراه لیلا در صعود قله شرکت داشته اند پیکر لیلا پس از 300 متر سقوط در ارتفاع نزدیک به 7700 متری جبهه ی پاکستان در مکانی خارج از مسیرمتوقف می شود.

 

هم اکنون سایر صعودکنندگان در صحت و سلامت در کمپ سوم مستقر می باشند.

 

لیلا اسفندیاری پیش از این، با سرپرستی تیمی 6 نفره موفق شده بود قله دشوار نانگاپاربات به ارتفاع 8126 متر را صعود کند و سال گذشته نیز بر قله ی K2، دشوارترین کوه جهان ، تلاشی ستودنی انجام داده بود.

یادداشت قشنگی را که محمد درویش، پارسال هنگام رفتن لیلا به سوی قله ی ک2 نوشته بود، در اینجا بخوانید. 


 
صعود دسته جمعی یا هجوم دسته جمعی؟!
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

برنامه هایی که معمولا با عنوان "صعود سراسری"، در سال های گذشته توسط فدراسیون کوه نوردی یا بعضی هیات ها برگزار می شد، خوشبختانه از سوی این دستگاه ها دیگر به ندرت اجرا می شود. اما، نهادها و اداره های دولتی و گاه گروه های غیر دولتی، در این مورد گوی سبقت را از فدراسیون آن دوران ربوده اند!

صعودهای جمعیتی (حدود 100 نفر به بالا) به علت تجاوزی که معمولا از مسیرهای پاکوب پیش می آید و در نتیجه موجب تخریب خاک می شود؛ به علت تولید پسماند زیاد که معمولا در پی توزیع بسته های یک بار مصرف پیش می آید؛ به علت ریخت و پاش زباله؛ به علت  ورود ناگهانی حجم زیادی از مدفوع به یک منطقه ی محدود؛ به علت ایجاد آلودگی صوتی؛ و... با اصول حفاظت کوهستان مغایرت دارد.

خانم اسد نیا، گزارشگر تارنمای "میراث خبر" به بهانه ی برنامه ی بزرگی که گویا گروه کوه نوردی "شرکت توسعه ی ارتباطات زیر ساخت" برای صعود به قله ی کلون بستک تدارک دیده است، با من گفتگویی تلفنی داشت که گزارش آن را می توانید در اینجا بخوانید.


 
کیفیت، عنصر فراموش شده در کوه نوردی ایران (2)
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

... و اشاره ای به نقش فدراسیون

در ادامه ی یادداشتی که در روز 30 خرداد  با عنوان بالا داشتم، نکته های دیگری را در اینجا مطرح می کنم. 

یک بار دیگر یادآور می شوم که این، نظر شخصی من (عباس محمدی) است و نه لزوما نظر دیده بان کوهستان یا انجمن کوه نوردان ایران. خوشحال خواهم شد اگر نظرهای موافق و مخالف را در این مورد، در همین محیط داشته باشم.

  حدود ده سال پیش، رامین شجاعی پیشنهاد گشودن مسیر روی قله ی برودپیک را داد. من هم به عنوان مسوول روابط عمومی آن برنامه، موضوع را به فدراسیون کوه نوردی اطلاع دادم و خواستار حمایت آن از برنامه شدم. پس از چندی، فدراسیون اعلام کرد که نمی تواند از این برنامه حمایت کند و دلیل را، آن گونه که جویا شدم، کمبود تجربه ی کوه نوردان ایرانی روی قله های بلند دانسته بودند. آن زمان، در پاسخ به فدراسیون نوشتم که لازم است نگرش فدراسیون به کوه نوردی اصلاح شود و به جای تلاش و صرف هزینه برای صعود مسیرها و قله های صعود شده، در جهت گشودن مسیرهای نو و صعود قله های صعود نشده کار کند، و در هر صورت کسب تجربه در این زمینه باید از جایی آغاز شود. در همان زمان، به هیچ وجه نمی شد جامعه ی کوه نوردی ایران را کم تجربه دانست؛ در حدود هفتاد سال از نخستین کوه پیمایی های ورزشی در کشور می گذشت، فدراسیون کوه نوردی مان با بیش از نیم قرن سابقه از سازمان های ملی کوه نوردی کشورهای اروپای شرقی و چین و ... قدیمی تر بود، و کوه نوردان ایرانی بیش از یک دوجین برنامه در هیمالیا و دیگر کوه های بلند جهان اجرا کرده بودند که از آن میان می توان به صعود سه قله ی بالای هشت هزار متر (ماناسلو، گاشربروم 2، و اورست) اشاره کرد.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نفدی بر آیین نامه صعودهای برون مرزی
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت 30 خرداد این تارنگار، اشاره کردم به این موضوع که کیفیت، عنصری است فراموش شده در صعودهای ایرانی. در آن یادداشت گفتم که: کوه نوردان ایرانی، در کارهای خارجی خود، همچنان به دنبال صعودهای تکراری و  عنوان های "دهان پر کن" هستند. گذشته از ساده پسندی بسیاری از کوه نوردان، گریز بیشتر آنان از کارهای مجدانه و سخت، و ضعف عمومی جامعه ی کوه نوردی در تشخیص "کیفیت"، به نظر من فدراسیون کوه نوردی هم در مقام سازمان ملی این فعالیت، وظیفه ی خود را در تعریف کوه نوردی فنی و کیفی به درستی انجام نداده است.

رامین شجاعی، کوه نورد نام آشنای کشور که چند سالی است در کانادا اقامت دارد، در تارنگار داستان کوه نقد ارزنده ای را شروع کرده به طرح پیشنهادی فدراسیون در مورد صعودهای برون مرزی. خواندن این نقد را به فعالان جامعه ی کوه نوردی و به کوه نویسان توصیه می کنم، و درخواست دارم که به منظور ارتقای سطح کوه نوردی کشور، وارد این بحث شوند.


 
"صعود قلم" اجرا شد
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

برنامه ی انتخاب یک هیات مدیره برای جریان "صعود قلم" و صعود به قله ی یخچال (همدان) در روزهای 9 و 10 تیر برگزار شد. از انجمن کوه نوردان، دوستانی از دفتر مهاباد، دفتر سنقر، دفتر همدان، و همچنین افرادی از تهران شامل: کیومرث بابازاده رییس اسبق، عباس محمدی رییس پیشین، و عباس ثابتیان رییس کنونی انجمن در جلسه و صعود شرکت داشتند.

گزارش و عکس هایی از این برنامه را می توانید در وبلاگ کوهستان و در ماگما ببینید.


 
فدراسیون کوه نوردی از درون
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ٩ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

جواد گیاه شناس- الوند پرس

 

به نظر می رسد آبان ماه امسال پایان انتخاب ریاست فدراسیون کوه نوردی تحت مدیریت محمود شعاعی باشد . انتخابی که پس از یک وقفه ی طاقت فرسا در دوران فدراسیون مهندس هوایی، بارقه های امیدی را در دل کوه نوردان و هیئت های کوه نوردی بارز نمود تا شاهد پیشرفت های موثر و همچنین تثبت جایگاه کوه نوردی در میان سایر ورزش ها باشند

 

محمود شعاعی که در این انتخابات با همراهی و حمایت سازمان تربیت بدنی که حتی قبل از برگزاری رای گیری کیومرث هاشمی وی را رییس فدراسیون خطاب می نمود، بدون هیچ برنامه ای حتی در همان جلسه رای گیری سکاندار ورزشی گردید که پیش از او مهندس هوایی و تیم مدیریتی وی چالشی بنیادین را فرا روی آن قرار داده بود . از برگزاری برنامه ی هیمالیانوردی ناموفق تحت سرپرستی افراد غیر متخصص تا بکار گیری افراد مغرض کوه نوردی کشور در ورطه ی سقوط قرار گرفته بود    و بی شک اهالی این ورزش به هر کسی جز مهندس هوایی اقبال نشان می دادند

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نشست انجمن، و آشنایی با یک کوه نورد و کوه نویس بزرگ
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با گرگوری کروچ (Gregory Crouch)در گراندتیتان آمریکا (برنامه ی مبادله ی کوه نورد) آشنا شدم. گفت که یک بار به ایران آمده و با زنده یاد عباس جعفری به نقاط گوناگون کشور رفته است، یاد خاطراتی که با عباس داشتیم، اشک در چشم هایمان نشاند. چهره ای دل نشین داشت و انگلیسی را خیلی شمرده و متین (به شیوه ی اهل قلم) صحبت می کرد، و همیشه دفترچه ای همراه داشت و یادداشت بر می داشت.  بعدا دریافتم که چند کتاب نوشته است و با مطبوعاتی مانند نشنال جئوگرافیک، کلایمبینگ، راک اند آیس، آیلندز، و بک پکر همکاری دارد. کوه نوردی های بسیاری در جهان، از جمله در کوهستان بسیار وحشی و دشوار پاتاگونیا، و در آلاسکا، و قراقوروم انجام داده است.

یکی از کتاب های خودش به نام Enduring Patagonia (پاتاگونیای طاقت فرسا) را به هر یک از ایرانی های مهمان آمریکن آلپاین کلاب هدیه داد. ایوان شوینارد کوه نورد اسطوره ای و پایه گذار شرکت پاتاگونیا و فعال بزرگ محیط زیست کوهستان، درباره ی این کتاب گفته است: "اثر این کتاب در شرح جذبه ی صعود کوه های پر خطر، بیش از هر کتاب اورستی است که خوانده ام." یادداشتی درباره ی این کتاب را می توانید در اینجا بخوانید.

امروز فرصتی است که یک بار دیگر با او بنشینیم و شرحی از یکی از سفرهای پر ماجرایش به پاتاگونیا را بشنویم.

تهران- خیابان نجات اللهی، نبش ورشو، خانه ی شهریاران جوان،  از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر


 
آقای شعاعی، فوتبال ببینید!
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

خطای غیر قابل بخشش فدراسیون فوتبال در بازی با عراق که منجر به حذف تیم امید ایران از رقابت های مقدماتی المپیک شد، برای چندمین بار نشان داد که این دستگاه های رسمی و "متخصص" برخلاف آن چه که در مورد خودشان می پندارند، در موارد پر شماری اشتباه می کنند. اگر مشابه چنین خبطی را یک باشگاه یا سازمان غیر دولتی مرتکب شده بود، با آن چه می کردند؟!

بد نیست که آقای شعاعی رییس فدراسیون کوه نوردی هم که خویشتن را در جایگاهی برتر از افکار عمومی کوه نوردان می پندارند و فکر می کنند که می توانند از صعودهای هیمالیایی تا غارنوردی، از اسکی کوهستان تا سنگ نوردی سالنی، و از دوچرخه سواری کوهستان تا ورود و خروج کوه نوردان خارجی را به بهترین وجه مدیریت کنند و در این زمینه ها نیازی به سازمان های غیر دولتی ندارند... اندکی تامل کنند!

تنها خرد جمعی است که کم ترین خطا را دارد... .


 
باشگاه خبرنگاران و نقد فدراسیون
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نکته ی مهم: مسوولیت آن چه که در این تارنگار نوشته می شود، بر عهده ی نویسنده ی آن است و به طور مشخص، مطالبی که به قلم من در نقد فدراسیون نوشته می شود، نظر شخصی خودم است و بدیهی است که خود باید پاسخ گوی صحت و سقم آن باشم.

در عین حال این تارنگار آمادگی درج نظر مخالفان بحث های طرح شده را دارد.

عباس محمدی

تارنمای "باشگاه خبرنگاران" گفتگویی تلفنی با من داشت و نظر مرا درباره ی برنامه های کوه نوردی خارج از کشور و مدیریت فدراسیون خواست. متن این گفتگو را که خالی از اشکال نیست، می توانید در اینجا بخوانید. اما لازم به توضیح است که عبارت "شعاعی هزینه های فدراسیون را حیف و میل می کند" از من نیست و فکر می کنم که این، برداشت گزارشگر از گفته ی من است مبنی بر این که هزینه های سنگین برای انجام صعودهای تکراری، کمکی به ارتقای این ورزش نمی کند. در گفتگوی تلفنی امروز صبح با رادیو ورزش هم گفتم که من چون در مورد مسایل مالی فدراسیون اطلاع دقیقی ندارم، از اظهار نظر در این مورد خودداری می کنم.


 
کیفییت؛ عنصر فراموش شده در صعودهای ایرانی!
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

... و یک اشاره به نقش فدراسیون کوه نودی

حسین رضایی در تارنگار کوه نوشت اشاره ای کرده است به چهار صعود ایرانی به قله های بلند خارج از کشور که امسال انجام شده، و خبر از ده برنامه ی دیگر هم داده که قرار است در چند ماه آینده در قراقوروم و تیان شان انجام شوند. از این همه برنامه (که مسلما شامل تمام کوه نوردی های خارج از کشور ایرانیان نمی شود) فقط یکی(!) هدف خود را اجرای کاری نو قرار داده است.

کوه نوردان ایرانی، در کارهای خارجی خود، همچنان به دنبال صعودهای تکراری و  عنوان های "دهان پر کن" هستند. گذشته از ساده پسندی بسیاری از کوه نوردان، گریز بیشتر آنان از کارهای مجدانه و سخت، و ضعف عمومی جامعه ی کوه نوردی در تشخیص "کیفیت"، به نظر من فدراسیون کوه نوردی هم در مقام سازمان ملی این فعالیت، وظیفه ی خود را در تعریف کوه نوردی فنی و کیفی به درستی انجام نداده ... سهل است، این دستگاه خود با پایه گذاری نظام نادرست و فریبنده ی "مدال های ملی" در کوه نوردی، ذهن کوه نوردان را به بیراهه کشانده است.

بیماری خود بزرگ بینی، و ملاک پنداشتن خویش در تشخیص درست و نادرست در کوه نوردی که در تمام دوره های مدیریتی پیشین فدراسیون به کم و بیش به چشم می خورد، در دوره ی ریاست آقای محمود شعاعی به اوج رسیده است. جالب توجه است که برای مثال ایشان به خود اجازه می دهد تا بر خلاف تایید شماری از کوه نوردان صعود کرده به نانگاپاربات، و بر خلاف تاییدیه ی آلپاین کلاب پاکستان، صعود یک تیم ناوابسته به فدراسیون را به آن قله منکر شود، و از سوی دیگر حاضر نیست یا نمی تواند کوچک ترین گامی در معرفی معیارهای کوه نوردی کیفی و جهان پسند بردارد. آیا این، "نشانگان" یک عارضه ی جدی در کوه نوردی ایران نیست؟!

فدراسیون کوه نوردی مایل است که تصدی خود را بر امور اجرایی این ورزش همچنان حفظ کند و حتی آن را گسترش دهد؛ تا حدی که برای کوه نوردانی هم که با هزینه و برنامه ریزی خود به خارج از کشور می روند، تا جایی که بتواند تعیین تکلیف می کند. اما، این فدراسیون هر روز فاصله ی خود را از جامعه ی جهانی کوه نوردی، چه به لحاظ مدیریتی (با گریز از سپردن تصدی گری به باشگاه ها) و چه با غرقه شدن در اجرای صعودهای تکراری یا حمایت از این گونه صعودها، بیشتر می سازد.

یک مثال از کوه نوردی جهانی، می تواند تفاوت دیدگاه های کمّیت گرا و کیفیت گرا را نشان دهد: وقتی که از  جیم دونینی رییس پیشین آمریکن آلپاین کلاب پرسیدم که آیا با آن همه صعود در آلاسکا، قله ی مک کاینلی (بلند ترین قله ی آمریکای شمالی) را هم صعود کرده، خیلی ساده گفت که نه... در آن جا، در پی صعود قله ها و مسیرهای صعود نشده بوده است! مقایسه کنید با کوه نوردان خودی و فدراسیون ما که فقط افزودن به کلکسیون صعودهای خارج از کشور را (صرفنظر از کیفیت آن ها) هدف قرار داده اند.

ممکن است بگویند «فتح» قله های هشت هزار متری و هفت هزار متری، و شاخ و برگ دادن به این برنامه ها با اعطای مدال های خود ساخته ی آسیایی و جهانی، در نظام بودجه بندی کشور ما به منظور برخورداری از "سهم کیک" لازم است. و یا این که ضروری است با چنین بزرگ نمایی ها، از بنگاه های اقتصادی کمک مالی گرفت. اما، لازم به یادآوری است که هیچ کار آتیه داری با خود فریبی و دگر فریبی به سرانجامی شایسته نمی رسد... باید راه را درست رفت!


 
اخبار جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

این اخبار، و همچنین نکته هایی را که آقای پدرام اکبری مستند ساز با سابقه و عضو هیات داوران جشنواره در مورد ضعف های فیلم های رسیده گفته اند، در تارنمای انجمن بخوانید.


 
مقاله ای درباره ی مستندهای کوه نوردی
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

محمد تهامی نژاد، منتقد باسابقه ی فیلم های مستند، در آستانه ی برگزاری چهارمین جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی، مقاله ی پژوهشی ارزشمندی در ارتباط با فیلم های مستند کوه نوردی برای انجمن فرستاده است که می توانید آن را در اینجا بخوانید.


 
جشنواره ی گشایش مسیر ارمنستان (AREV)
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نخستین جشنواره ی گشایش مسیر ارمنستان، با مدیریت گروه جستجو و نجات "اسپیتاک"، در تیر ماه 1388 برگزار شد که در آن، یک گروه ایرانی هم شرکت داشت. دومین دوره ی این جشنواره از 31 اردیبهشت به مدت ده روز برگزار خواهد شد. در این جشنواره، امکان انجام انواع صعودهای ساده تا دشوار وجود دارد؛ همچنین امکان کار در کنار شماری از سنگ نوردان برجسته ی جهان و حضور در محیط صمیمانه ی کوه نوردی وجود خواهد داشت.

انجمن کوه نوردان ایران که تا کنون همکاری های  چندی با گروه اسپیتاک داشته است، در نظر دارد برای علاقمندان به حضور در این جشنواره، برنامه ای را با سرپرستی سورن سپانیان عضو با تجربه ی انجمن سازمان دهی کند. لطفا برای اطلاع بیشتر درباره ی جشنواره نگاه کنید به: http://uptherocks.com/content/view/155/112/

و برای ثبت نام جهت شرکت در جشنواره، با دفتر انجمن تماس بگیرید: 10 صبح تا 5 بعد ازظهر، تلفن 66712243

 


 
گزارش سفر آمریکا
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ٦ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در شهریور ماه ٨٩ سفری داشتیم به آمریکا، برای کوه نوردی و دیدن پارک های ملی آن کشور. پیش از این، مطالبی با عنوان "یادداشت های سفر آمریکا" در این تارنگار منتشر ساخته ام. اکنون، متن کامل آن یادداشت ها را به اضافه ی مطالبی که در چند ماه گذشته یادداشت کرده ام، تقدیم علاقمندان می کنم.

از آن جا که متن کمی طولانی است، سعی کرده ام آن را با تیتر گذاری و درشت کردن سرفصل ها، به شکلی درآورم که هر کس بتواند با یک نگاه به کل متن، بخش مورد علاقه ی خودش را بیابد.

در این گزارش می توانید علاوه بر نکته هایی درباره ی چگونگی شکل گرفتن برنامه، و کوه نوردی در پارک ملی تیتان، آموخته ها و مشاهدات مرا در ارتباط با مسایل زیست محیطی (مدیریت پارک های ملی، حمایت از حیات وحش، موضوع سد سازی، چند شخصیت برجسته ی محیط زیست آمریکا ،بومیان آمریکا، و...) بببینید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چهارمین جشنواره ی یخ نوردی انجمن
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در زمستان ١٣٨۶، پس از بازگشت گروه اعزامی انجمن به "اکرن" فرانسه، فکر برگزاری یک جشنواره ی یخ نوردی مشابه جشنواره ی اکرن به ذهن ما رسید. آن جشنواره با شتاب برنامه ریزی شد، اما به خوبی برگزار شد و خوشبختانه تا امسال، منظما برگزار شده است.

برای شرکت در این جشنواره، مراجعه کنید به: تارنمای انجمن


 
یک رمان کوه نوردی
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

صعود، نویسنده: امیر فروزان*،انتشارات خوش بین، تهران 1389، 256 صفحه

داستان کوتاه و رمان با زمینه ی کوه نوردی، به زبان فارسی، اگر نه نایاب دست کم بسیار بسیار کمیاب است. من که پیش از کتاب «صعود»، بیشتر از دو داستان با این ویژگی، سراغ ندارم؛ یکی «داستان کوه» به قلم هادی هوایی که در شماره های 7 و 8 و 9 گاهنامه ی انجمن (1382) چاپ شد، و دیگری «کلون بستک هنوز کوه قشنگی است» نوشته ی محمد حاج ابوالفتح که در گاهنامه ی 10 (شهریور 83) به چاپ رسید. هر دوی این داستان های کوتاه هم در واقع، گزارش هایی بوده اند که "داستان گونه" نوشته شده اند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارشی از نشست ماهانه ی انجمن
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یک گزارش کتبی و تصویری بسیار خوب از نشست ماهانه ی انجمن را که در روز چهارشنبه ی گذشته برگزار شد،می توانید در تارنمای آوای کوهستان شمال بخوانید.

موضوع اصلی این نشست، گزارش تلاش لیلا اسفندیاری برای صعود به قله ی ک2 (دومین قله ی بلند جان) بود.


 
پاسخ به یک "نظر"
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

برای یادداشت قبلی این تارنگار، نظری داده شده که در همان جا به آن پاسخ داده ام، اما چون پاسخ چند تکه شده است، متن آن را یکجا در زیر می آورم:

من مدت ها است که تصمیم گرفته ام به نوشته های فرامرز نصیری پاسخ ندهم، به این دلیل که او در ذهن کینه جوی خود مشتی پیش فرض دارد که بر مبنای آن ها به دنبال مصداق هایی جهت اثبات خویش و کوبیدن طرف مقابل می رود. بدیهی است که در چنین دستگاه فکری، هیچ گاه حقیقت (یا دست کم حقیقت غیر دلخواه نویسنده) به دست نخواهد آمد. با این حال، چند کلمه ی زیر را نه در پاسخ به نصیری، بلکه در پاسخ به حسین رضایی و وبلاگش (کوه نوشت) می نویسم:


1- در مورد مجمع عمومی انجمن، من به تعداد حاضران به عنوان تنها معیار جهت نتیجه گیری خود استناد نکرده بودم، بلکه به 10 عامل اشاره کرده بودم (نگاه کنید به:
http://www.alpineclub.ir/fa/node/595
).

2- در مورد نانگاپاربات و کی 2 و دیگر صعودهای ایرانی خارج از کشور، به نوشته ی من در تارنمای "میراث خبر" مورخ 27/5/86 توجه کنید که در آن به دولتی ها و غیر دولتی ها انتقاد کرده ام: «اما (و این خیلی مهم است که) در عرصه هیمالیانوردی ایران، دولتی‌ها و خصوصی‌ها در یک چیز مشترک‌اند: در هیچ یک از این همه کار که با صرف صدها میلیون تومان پول، وقت بسیار، و مرگ پنج – شش نفر به انجام رسیده است، نوآوری دیده نمی‌شود، و  حتی کم‌ترین تلاشی هم برای اجرای یک کار نو و ارزشمند در سطح جهانی نشده است. در این زمینه، فقط یکی_دو بار حرف‌هایی از یکی_دو برنامه‌روی غیردولتی شنیده‌ایم. جا دارد که کوه‌نوردی ایران، از "پخته‌خواری" و بسنده کردن به تکرار مکررات دست بکشد.» نگاه کنید به:
http://www.chn.ir/news/?section=1&id=24072


3- شخصا هیچ ادعایی در زمینه ی نوآوری در کوه نوردی ایران ندارم، (با وجود این که چند کار نو انجام داده ام و زمینه ساز چند کار نوی دیگر در داخل و خارج از کشور بوده ام.) اما، آیا نمی توانم در مقام یک کوه نویس و منتقد اظهار نظر هم بکنم؟!

4- در مورد برنامه ی آمریکا، تمام حرف ها در مورد "اعزام پنهانی" ساخته و پرداخته ی همان ذهن کینه جو است، چرا که اعضای انجمن در جریان کار بوده اند و نماینده برای اعزام معرفی کرده اند و حتی در مجله ی کوه (شماره ی 56) ضمن اخبار انجمن نوشته بودیم که انجمن برای سال 89 برنامه ای جهت صعود یکی دو دیواره در خارج از کشور دارد و صحبت هایی با "یکی از باشگاه های معتبر جهان" انجام داده است. در آن خبر از همه خواسته بودیم که در صورت تمایل به شرکت در آن برنامه، با ما تماس بگیرند.

5- در مورد عقب بودن ایرانیان در اجرای صعودهای نو، حتی در مقایسه با کشورهای اروپای شرقی که فدراسیون های کوه نوردی شان دیر تر از ما تشکیل شده (!)، از چند سال پیش مقاله هایی نوشته و منتشر کرده ام (فعلا به لینک اینترنتی آن ها دسترسی ندارم).

 


 
مجمع عمومی 30 آبان؛ رویدادی در خور اعتنا در کوه نوردی کشور
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢ آذر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چند گردهمایی کوه نوردی را می توانید به یاد آورید یا درتاریخ کوه نوردی ایران بیابید که دارای مجموعه ی ویژگی های زیر باشد؟

1-بیش از دویست نفر (اصالتا یا وکالتا)* در آن حضور یافته باشند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یادداشت های سفر آمریکا
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

آشنایی با یک کوه نورد بزرگ و طبیعت دوست

از راست:عباس محمدی،جیم دونینی، عباس ثابتیان

عباس ثابتیان، در آرام کوه مطلبی را درباره ی جیم دونینی، رییس پیشین آمریکن آلپاین کلاب و کوه نورد بزرگی که در برنامه ی "مبادله ی کوه نورد" همنورد ما بود، نوشته است. این نوشته، مرا واداشت که چند خط در زمینه ی تجربه ای که از برخورد با جیم به دست آوردم، بنویسم. ثابتیان، این یادداشت را در این جا آورده است که من هم نقل می کنم:

پس از انتشار پست جیم دونینی، عباس محمدی یادداشتی برایم فرستاد که در زبر می آید. در طول سفر، عباس و جیم را هر زمان که فرصتی بود، گرم گفتگو می دیدیم.

 عباس می نویسد:


جیم دونینی، و برنامه ی تیتان

شبی که به پارک ملی تیتان رسیدیم، دیروقت بود (حدود نیمه شب)؛ در "رنچ" دو مرد مسن منتظر ما بودند: یکی دیوید تونن که پیشنهاد دهنده ی «برنامه ی مبادله ی کوه نورد» بود، و چون با او مراوده ی ای میلی زیادی داشتم، از همان لحظه ی اول به نظرم نه یک تازه آشنا، بلکه دوستی با سابقه آمد! شخص دیگر، جیم دونینی رییس پیشین آمریکن آلپاین کلاب بود که بعدا فهمیدیم 67 ساله است. جیم مردی بود قد بلند، کمی لاغر، خوش برخورد اما نه پر حرف، با پوشاکی که کهنه به نظر می آمد، و با چشمانی آبی و آرام. چند دقیقه پس از جا بجا شدن مان در رنچ، جیم با قلم و کاغذی در دست، به من گفت که برای ساعت هشت صبح در سالن غذاخوری نزد او باشم تا برنامه ی کاری را مشخص کنیم؛ پیدا بود که فردی جدی و آماده به کار است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پایان جشنواره ی سنگ نوردی بیستون و سخنی با رییس گرامی فدراسیون
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢ آبان ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

پنج روز کار در بیستون، و یک دوجین مسیر و نیم مسیر نو روی این دیواره! 

تا پیش از این سابقه نداشته است که چند مسیر به صورت هم زمان، آن هم بدون ثابت گذاری و با سرعتی قابل توجه (که در مواردی، به چندین طول در یک روز هم می‌رسید) روی بیستون یا دیواره ای دیگر در ایران، باز شود. این اتفاق، نتیجه‌ی همکاری انجمن کوه نوردان ایران با شماری از کوه نوردان برجسته ی جهان، و فراهم ساختن امکان تبادل اطلاعات و تجربه میان جمعی از افراد و سازمان های درگیر در کوه نوردی (از جمله فدراسیون ایران) با سازمان GHM بود. تردیدی نیست که جشنواره می توانست بهتر از این هم برگزار شود، اما صِرفِ حضور ۲۵ سنگ نورد زبده‌ی جهانی می تواند آن را به عنوان یک نقطه ی عطف به یاد ماندنی در روند کوه نوردی کشور ثبت کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی بیستون، در خدمت ارتقای کوه نوردی ایران
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جشنواره ی سنگ نوردی بیستون که از روز 25 مهر در پای دیواره ی بیستون کرمانشاه آغاز شده و تا 30 مهر ادامه خواهد یافت، گام ارزنده ای خواهد بود در جهت آشنایی کوه نوردان ایرانی با کوه نوردانی که در بالاترین سطح جهانی به این فعالیت مشغول اند. حضور 25 سنگ نورد زبده ی اروپایی که همگی کارهایی شاخص را در جهان به انجام رسانده اند، و در سازمان های معتبر و با سابقه ای مانند "گروه کوهستان بلند" (GHM)، کلوب آلپن فرانسه (CAF)، آلپاین کلاب انگلستان (AC)، و سازمان های کوه نوردی سوییس و اسلوونی فعالیت می کنند، قطعا درس های عملی و تجربه اندوزی های مفیدی برای حدود پنجاه کوه نورد ایرانی حاضر در جشنواره خواهد داشت.

واقعیت این است که عمده ی فعالیت های کوه نوردی ایران، در بیش از شصت سال که از آغاز کوه نوردی نوین در کشور می گذرد، تکراری (صعود از مسیرهای صعود شده) بوده و از جمله، تمامی کارهای خارج از کشور کوه نوردان ایرانی، با وجود آن که در بسیاری موارد از نظر امکانات مادی و وسایل فنی مدرن چیز زیادی کم نداشته، فاقد نوآوری بوده است. صعود دیواره های بلند، یکی از مهم ترین و جذاب ترین شاخه های کوه نوردی جدی است که در جشنواره ی بیستون،‌ جلوه هایی پیشرفته از آن، در معرض دید و ارزیابی سنگ نوردان ایرانی قرار خواهد گرفت و کار استادان جهانی این رشته در منطقه، محکی خواهد بود برای سنجش سطح کار خودمان.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی بیستون
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری مهر

یک گروه 25 نفره از کوهنوردان مشهور کشورهای فرانسه، سوئیس و اسلونی برای شرکت در جشنواره سنگ نوردی بیستون که از 25 مهر آغاز شده و تا سی ام مهر ماه ادامه دارد به ایران آمدند.

عباس محمدی رئیس انجمن کوهنوردان ایران با اعلام اینکه نخستین جشنواره کوهنوردی بیستون بر اساس پروژه مشترکی با فدراسیون کوهنوردی ایران، هلال احمر کرمانشاه و سازمان GHM ( گروه کوهستان بلند) را برگزار کردیم به خبرنگار مهر گفت: 25 کوهنورد از کشورهای فرانسه، سوئیس و اسلونی برای شرکت در این جشنواره به بیستون آمدند. البته کوهنوردان بیشتری از کشورهای انگلستان و امریکا درخواست شرکت در این جشنواره را داده اند که هنوز ویزای آنها آماده نشده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بیستون، تلفیق بی مانند تاریخ و طبیعت
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

به مناسبت جشنواره ی سنگنوردی بیستون

کوه بیستون به ارتفاع تقریبی 2800 متر در 40 کیلومتری شرق شهر کرمانشاه قرار دارد. جبهه ی جنوبی این کوه، یک پارچه از سنگ، تقریبا عمودی، و مشرف بر جاده ی همدان- کرمانشاه است. این جبهه ی عظیم، با توجه به ارتفاع شهر بیستون (1320 متر) که کمی پایین تر از ابتدای دیواره قرار دارد، در بلند ترین بخش ها حدود 1200 متر ارتفاع دارد، و شامل مجموعه ی پیچیده ای از دیواره های آهکی است. طول این دیواره ها، از شهر بیستون تا نزدیکی کرمانشاه که به توده ی کوهستانی- صخره ای پراو و طاق بستان می پیوندد، در حدود 30 کیلومتر است. به این ترتیب، می توان گفت که دریایی از امکانات سنگ نوردی در این مجموعه ی سترگ قرار دارد. این کوهستان، یکی از ضخیم ترین لایه های آهکی جهان است که غار دشوار و عمیق پراو (با ژرفای 752 متر) در آن قرار دارد.

نخستین صعودها


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی بین المللی سنگ نوردی بیستون
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این جشنواره از ٢۶ تا ٣٠ مهر با حضور جمعی از بهترین سنگ نوردان فرانسه، سوییس، اسلوونی، ایتالیا، انگلستان، آمریکا، و ایران در بیستون کرمانشاه برگزار خواهد شد. جشنواره، فرصتی خواهد بود برای انتقال تجربه های کوه نوردی، و بهره بردن از طبیعت با شکوه و میراث فرهنگی غنی کرمانشاه.

در پای این دیواره ی سترگ و در گرماگرم صعود روی سختون های بیستون، نوای دل نشین دوستی ها و صفای دیدار هم نوردان، غبار بد فهمی های احتمالی را پاک خواهد کرد و دل ها را روشن خواهد ساخت...؛ ما، اهالی سرزمین کوهستانیم!


 
جشنواره ی بیستون، کمک به معرفی جاذبه های طبیعی کشور و ...
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

می گویند برای حفاظت از طبیعت و میراث فرهنگی، باید آن را شناخت. بیستون چه از جنبه ی طبیعی و چه به خاطر آثار انسان ساخت دیرپا، یک گنجینه ی بی مانند در ایران، و میراثی گرانقدر در پهنه ی گیتی است. از جنبه ی کوه نوردی هم بی تردید، این کوه سترگ و سخت یاب می تواند به یکی از مقصدهای سنگ نوردان جهان بدل شود. جشنواره ی بین المللی سنگ نوردی بیستون، گام بلند و موثری خواهد بود در شناساندن این تکه از خاک ارزشمند میهن به جهانیان.

این جشنواره، همچنین می رود که به رویدادی برجسته و نمونه وار در همکاری سازمان های دولتی و غیردولتی فعال در ورزش و فرهنگ کشور بدل شود. خبری در این زمینه را در تارنمای فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی بخوانیم:

نخستین جشنواره سنگ نوردی بین‌المللی دربیستون کرمانشاه  از 26 تا 30 مهر ماه در بیستون کرمانشاه برگزار خواهد شد، که هدف اصلی آن شناساندن مکان‌های طبیعی دست نخورده جهان، توسعه گردشگری، شناسایی و نشان دادن دیواره‌های طبیعی و تبادل فرهنگی کشورها است. این جشنواره با حضور 34 سنگ نورد (32 سنگ نورد از اروپا و 2 سنگ نورد از آمریکا) و 34 سنگ نورد ایرانی با همکاری استانداری کرمانشاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری فرمانداری منطقه هرسین (دیواره بیستون در آنجا قرار دارد)، صدا و سیما و هلال احمر، تحت نظر فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی برگزار خواهد شد. ( ادامه مطلب را بخوانید)

 «رضا زارعی» کارشناس خبره فدراسیون و یکی از مسولین برگزاری این جشنواره در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا با تاکید بر اینکه برگزاری چنین جشنواره‌هایی کمک زیادی به صنعت گردشگری هر کشور می‌کند، در این باره گفته: در پایان این جشنواره قرار است پرش از روی دیواره بیستون توسط کایت و چتر نیز  انجام شود.  وی افزود: این گونه جشنواره‌ها سالانه در 50 دیواره سخت دنیا انجام می‌شود و در پایان هم در کتابی چاپ می‌شوند. این کار به توسعه گردشگری آن مناطق کمک می‌کند. پس از پایان چنین جشنواره‌ای یک مسیر نیز به نام آن جشنواره در آن دیواره گشایش می‌یابد.

 شایان ذکر است: هزینه رفت و آمد به ایران این سنگ نوردان با خودشان است اما هزینه اقامت آنها با میزبان خواهد بود.

 گفتنی است: علاوه بر فدراسیون، استانداری و فرمانداری کرمانشاه، اداره کل تربیت بدنی کرمانشاه، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمانشاه، فرمانداری هرسین، صدا و سیما و هلال احمر؛ سازمان GHM، هیئت کوه نوردی و صعودهای ورزشی کرمانشاه و انجمن کوه نوردان نیز در برگزاری این جشنواره مشارکت و مساعدت دارند.


 
جشنواره ی بین المللی سنگ نوردی بیستون
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

تارنمای انجمن کوه نوردان ایران

در پی سه سال همکاری انجمن کوه نوردان ایران با سازمان بین المللی و معتبر GHM ( گروه کوهستان بلند) ،‌و پس از برگزاری « دومین اردوی سنگ نوردی برتر» ( سمنان – آذر ماه 88 )، در مهرماه آینده نخستین « جشنواره ی بین المللی سنگ نوردی بیستون » برگزار خواهد شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
«رویای صعود»؛ داستان رویا پردازان کوه گرد
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

انتشار کتاب رویای صعود در کوه نوردی ایران رویدادی در خور تامل است؛ نه فقط به خاطر آن که در کشور ما کتاب های کوه نوردی بسیار کم شمار هستند و در زمینه ی گزارش صعودهای بزرگ تاکنون بیش از سه چهار کتاب بیرون نیامده، و باز هم نه برای آن که موضوع کتاب، صعود یک هشت هزار متری است که به هرحال کاری دشوار و برای هر کوه نورد هدفی دیریاب است، بلکه مهم تر از این ها به خاطر آن که کتاب، شرحی است عاشقانه از ماجرایی که میان یک کوه دوستِ مردم دوست و کوهستان رفته است. نویسنده ی کتاب، حسن نجاریان، شیفته ی کوه است و ارتباط او با کوهستان ارتباطی درونی شده و عاشق وار است. در عین حال، او عاشق مردم –  شامل کارگران، همراهانش، کسانی که همراه او نیامده اما در شهر چشم به راه هستند، مردم محلی، بچه های فقیر، باربران، دیگر کوه نوردان، و... دیگران – است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نگاهی به حادثه ی بهمن دیزین
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی رامین شجاعی در این مورد را در تارنمای تابناک بخوانید.


 
یک کتاب از نجاریان
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

کتاب «رویای صعود» نوشته ی حسن نجاریان را در نمایشگاه بین‌المللی تهران ببینید.

یادداشت زیر را از وبلاک کوه برداشته ام:


این کتاب فقط بیان قصه ی صعود به یک کوه نیست، بلکه روایت یک زندگی و چالش بی همتا است در  صعود به یکی از قلل سر به فلک کشیده عالم،  این تلاش نمونه ای است کامل از همدلی، صمیمیت و فداکاری اعضای تیم و زندگی عاشقانه ی آنان با یکدیگر در طول سفری پر هیجان.

این اثر شاید بتواند تقدیری باشد از کارگران و زحمتکشان حاشیه ی هیمالیانوردی که بی شک بدون تلاش جانانه و بی ادعای آنان در قبال مبالغ ناچیز شاید به جرات بتوان گفت هیچ صعودی  موفق نخواهد شد.
 این تلاش و رسیدن اولین گام های کارگران ایران بر فراز قله ی هشت هزار متری یادگاری است جاودانه که تقدیم گردید به همه ی تلاش گران عرصه ی کار و تولید همان ها که مردانه می سازند و کمترین بهره را از تلاششان می برند.
  باشد که کتاب حاضر  مورد استفاده ی آن دسته از بزرگوارانی که مسئولیت رهبری تیم ها در این وادی خشن را عهده دار می گردند، قرار گیرد و بدانند باید با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کنند: از انتخاب تیم در کشور گرفته تا تدارکات و کشیدن رنج سفر تا سرکشیدن جام پیروزی... .
این اثر از شش فصل و حدود شصت قطعه عکس رنگی، جداول اقلام شخصی، داروئی، غذایی، فنی، نقطه نظرات کارشناس تغذیه و نظرات اعضا و پزشک تیم  تشکیل گردیده است.


 

 


 
بزرگ داشت دهمین سال تاسیس انجمن، در همدان
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱٤ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

نشست های ماهانه ی آخر سال انجمن، معمولا در فضایی شاد و دوستانه و (از سال 87- به پیشنهاد دفتر نمایندگی لواسان) در شهرهایی به جز تهران برگزار می شود. پایه گذاری انجمن، از سال 1387 آغاز شد و از چند ماه پیش در نظر داشتیم که نشست آخر سال را به همایشی برای بزرگ داشت دهمین سال فعالیت انجمن بدل کنیم. همدان که می توان آن را پایتخت کوه نوردی ایران نامید، گزینه ی مطلوبی بود برای برگزاری این همایش، به ویژه که دفتر نمایندگی فعال ما با مدیریت کارآ و موفق جعفر بادامی، می توانست به خوبی اداره ی کار را بر عهده بگیرد.

همایش، از ساعت 2:30 در سالن اجتماعات دبیرستان 85 ساله و زیبای شریعتی همدان آغاز شد و پس از نیم ساعت که به دیدار و احوال پرسی گذشت، از ساعت 3 با نواختن سرود ملی کشور صورت رسمی یافت.

الوند(عکس از وبلاگ دیار الوند)

سالن همایش

قله ی الوند

گزارش و چند عکس دیگر در: وبلاگ دیار الوند


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درباره ی جشنواره ی یخ نوردی ایران
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

انجمن کوه نوردان ایران، «جشنواره ی یخ نوردی ایران» را در زمستان 86، پس از آن که برای نخستین بار گروهی از کوه نوردان ایرانی در جشنواره ی یخ نوردی اکرن (Ecrain) فرانسه شرکت کردند، پایه گذاری کرد. هدف از برگزاری این جشنواره، انتقال تجربه های به دست آمده در اکرن، تبادل تجربه میان یخ نوردان، آشنا سازی کوه نوردان ایرانی با شیوه های نوین یخ نوردی، و از میان بردن ترسی که به دلیل ناچیز بودن شیب های یخی در ایران، کم و بیش در میان کوه نوردان کشور وجود دارد، بود.  

منطقه ی مناسب برای برگزاری جشنواره، رودبار قصران در البرز مرکزی (شمال تهران) تشخیص داده شد؛ وجود دیواره ی یخی «مدرسه ی یخ نوردی هملون» که به همت کروه کوه نوردی میگون ساخته شده، وجود آبشارهایی که در نقاط گوناگون این منطقه مانند آب نیک، آهار، و روته یخ می زنند، و البته در مرکز بودن تهران که آمدن کوه نوردان شهرهای گوناگون را در مقایسه با مناطق دیگر راحت می سازد، سبب های این انتخاب بودند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی یخ نوردی
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

 

اطلاعات بیشتر در: تارنمای  انجمن کوه نوردان ایران.


 
سومین جشنواره ی یخ نوردی ایران
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

این جشنواره از 21 تا 24 بهمن در منطه ی رودبار قصران برگزار می شود. اطلاعات بیشتر در تارنمای انجمن.


 
جان باختگان جاده ی شمشک - دیزین
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

امروز، عملیات جستجو برای یافتن بهمن زدگان جاده ی شمشک - دیزین به پایان رسید، و نام هشت نفر جان باخته به شرح زیر اعلام شد:

فرشاد خلیلی خوشه مهر، مجید شه‌پری، اکبر کشاورز، مهدی خراسانی، حمید کاظم‌زاده، علی‌اکبر ابراهیم‌زاده، سعید طاهری، نادیا نجفی.

یادشان گرامی باد.

زنده یاد فرشاد خلیلی

محمود شعاعی، رییس فدراسیون کوه نوردی گفته است که از سرنوشت یک کوه نورد بهمن زده ی دیگر هم اطلاعی در دست نیست. گفتگوی او را با خبرنگاران، در ایرنا بخوانید.


 
یخ نوردی در فرانسه، و گرمایش زمین!
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٥ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

امسال، برای سومین سال پیاپی، با برنامه ریزی انجمن کوه نوردان ایران چند کوه نورد ایرانی در «جشنواره ی یخ نوردی اکرن» (www.ice-climbing-ecrins.com)   شرکت کردند. جشنواره، در روزهای 8 و 9 و 10 ژانویه در شهر لقژانتیه لابسه (L' Argantier labessee) فرانسه برگزار شد. در این جشنواره، مسوولان منطقه ی اکرن (Ecrains) امکاناتی مانند محل برگزاری مراسم، کارگاه های آموزشی، و وسیله ی حمل و نقل تا محل آبشارهای یخ زده را فراهم می کنند. شرکت کنندگان در جشنواره هم به صورت آزاد به نقاط مختلف می روند و به یخ نوردی می پردازند یا در کارگاه های آموزشی شرکت می کنند.

انجمن، امسال همچنین توانست با باشگاه کوه نوردی فرانسه (Club Alpin Francais) ارتباط بگیرد و یک دوره ی آموزش یخ نوردی را در روزهای 3 تا 6 ژانویه با مربی گری دو نفر از راهنمایان حرفه ای آن باشگاه برای کوه نوردان ایرانی برگزار کند.

کوه نوردان ایرانی (به جز یک نفر) همگی از کسانی بودند که در یک سال و چند ماه گذشته به یادگیری زبان فرانسه مشغول بوده اند، و جالب توجه این که مربیان دوره به زبان فرانسه صحبت می کردند و بسیار خوشحال بودند که بر و بچه های ایرانی به خوبی مطالب را می گیرند و می توانند مراوده ی لازم را انجام دهند.

نکته ی زیست محیطی: با وجود سر و صداهایی که بابت «سرمای فوق العاده»ی اروپا بر پا شد ( که به قول محمد درویش شاید بیشتر برای پرت کردن حواس مخاطبان باشد)، در شهرهای کوهستانی فرانسه که ما دیدیم، سرما بین دو درجه زیر صفر تا دو درجه بالای صفر در نوسان بود و اگرچه برف زیادی هم می بارید، اما برف ها به سرعت آب می شدند. راهنمایان فرانسوی ما می گفتند که وضع یخ اصلا خوب نیست و آبشارها به طور کامل منجمد نشده اند که این را ما خود به چشم دیدیم. در چند روز اول ژانویه، دمای شهر پاریس 5-4 درجه بالای صفر بود و پس از آن هم که برفی نه سنگین در شهر بارید، دما حول و حوش صفر بود.

چند عکس از برنامه ی یخ نوردی در فرانسه(13 تا 20 دی 88)

این آبشار، در زمستان سال های گذشته به طور کامل یخ می زده است، اما امسال نیمی از آن همچنان روان بود.

         

                 

شرکت کنندگان در برنامه: فرنوش رییسی، افشین یوسفی، محمد صبوری، مصطفی شکرابی، محمد حاج ابوالفتح، عباس ثابتیان، عباس محمدی.

 


 
عباس، رهگذر راه های بی پایان
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در روز پنج شنبه 21 آبان، از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر، مراسمی در بزرگداشت زنده یاد عباس جعفری، چهره ی ماندگار کوه نوردی و طبیعت دوستی ایران، برگزار می شود.

مکان:  تهران- خ شریعتی، خیابان ناطق نوری (پشت حسینیه ی ارشاد)، فرهنگسرای پایداری.

                                  **********

عباس؛ رهگذر راه های بی پایان

 

خوشا رها کردن و رفتن!

خوابی دیگر

                به مردابی دیگر

خوشا ماندابی دیگر

                          به ساحلی دیگر

                                                 به دریایی دیگر!

خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی

خوشا اگر نه رها زیستن ، مُردن به رهایی!

 

 

چندان دور نیست، اما گذشتِ دورانی را می نماید!

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عباس ، با کوه ها و رودها ...
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ شهریور ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

کوچ ...

« درست به کردار علف می ماند . چیزی مثل ذات رویش .مثل یک وسوسه­ی ناپیدا در سودای جانی که خسته می­شود به گرمسیر تنبلی ها و نشستن­ها . و بی تاب می شود با یک کلمه­ی رفتن . کوتاه است و بس کافی برای هر که پنبه­ی جانش به روغن چراغی آغشته باشد . خودِ کبریت است برای انبار جانی که تو باشی . شوق در قلمه­ی پاها ، تا آن گونه توان یابد که باید و بایست . چیزی مثل یک انگشت اشاره در جانت ، دوردست ها را نشان می دهد و سربالایی های سخت راه از پنیر هم نرم تر و سر به زیر تر . »

کلام بالا ، از عباس جعفری است در حکایت از کوچ ایل بختیاری ( و شاید کم تر کسی بتواند چون خود عباس ، وصف روحش را چنین بیان کند ) . امروز ، شش روز است که او تن به آب های سرد رودی در نپال سپرده ... . می شود که مانند آن دوستی که چند روز بر فراز توچال و در بوران برف ، یا چون آن دیگری که در جنگل المستان ، گم شده بود ، بازگردد ؟!

عباس ! چشم به راه خاطرات این یکی سفرت هم هستیم که حتما مانند همیشه ( و بیشتر از آن یکی ها ) خواندنی خواهد بود ... .


 
دفتر 87 هم به پایان آمد
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

نشست آخر سال ؛ گفتگو در مورد " کوه پیمایی "  و تقدیر از محیط بانان ورجین

 

آخرین نشست همگانی انجمن ، با حضور حدود دویست نفر در روز پنج شنبه 15/12/87 در سالن کانون پرورش فکری لواسان برگزار شد . مدیریت عالی گروه و هیات کوه نوردی لواسان ، و کمک عباس ثابتیان (مسوول نشست های ماهانه) ، محمود بهادری ، فرنوش رییسی ، محمد نوری و تنی چند از دیگر دوستان ،  این برنامه را به یک رویداد به یاد ماندنی بدل ساخت . نصب تابلوهای راهنما و بنرهای انجمن در بلوار شهر ، پذیرایی خوب ، دعوت از یک گروه موسیقی سنتی کارآزموده ، به کار گرفتن کادر پذیرایی و راهنمایی ، تهیه ی فیلم های کوتاه جذاب برای شروع برنامه و میان برنامه ، فراهم ساختن یک مجموعه وسایل و عکس قدیمی و نمایش آن در سالن جنب سالن اصلی نشست ، ... همه و همه کمک کرد تا شبی خوش در لواسان داشته باشیم .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سمینار کوهستان پاک و ایمن
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

این سمینار در خرداد ماه آینده برگزار خواهد شد و مهلت فرستادن مقاله برای آن ، تا ١٠ اردیبهشت ١٣٨٨ است . برگزار کننده ، سازمان مدیریت بحران شهر تهران است ، و در کمیته ی کارشناسی آن افرادی از فدراسیون کوه نوردی ، هیات کوه نوردی استان تهران ، و انجمن کوه نوردان ایران عضویت دارند .

اطلاعات بیشتر در اینجا .


 
یک بار دیگر ، در نکوداشت استاد جلیل کتیبه ای
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ٤ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

کتیبه ای ، تولدت مبارک !

 

نام جلیل کتیبه ای ( متولد 5 بهمن 13٠0 ) با تاریخ کوه نوردی نوین ایران در هم آمیخته است . او از 1324 به شکلی جدی کوه نوردی را شروع کرد ، و در چند سال ، تعدادی از شاخص ترین کارهای دوره ی آغازین کوه نوردی فنی ایران را به انجام رساند . اما یک حادثه ی رانندگی ( در راه رسیدن به دماوند ) به تاریخ 22/9/1330 آرزوی دست یابی به قله های بلند را در دل او به یاس بدل کرد . با این وچود ، کتیبه ای پیوند خود را با کوهستان قطع نکرد و با نوشتن درباره ی کوه ها و برقراری رابطه ی عمیق ، پیوسته و هم دلانه با جامعه ی کوه نوردی کشور ( و خارج از کشور ) کوشید تا عطش عشق خود به کوه را ارضا کند .

 

در زیر ، خلاصه ای از فعالیت های او را که با استفاده از فصل نامه ی  کوه شماره ی 40 ، نوشته های خود استاد ، تاریخ کوه نوردی ایران  تالیف داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی ، و منابع دیگر تهیه شده است ،  می بینید :

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دیدار با استاد جلیل کتیبه ای
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۳ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

کتیبه ای متولد ۵ بهمن ١٣٠٠ و از پیشاهنگان کوه نوردی فنی ایران است . او ، بدون شک پایه گذار دیواره نوردی ایرانی و یکی از برجسته ترین کوه نویسان کشور است . او همچنین از نخستین کسانی است که بحث حفاظت محیط های کوهستانی را در ایران طرح کرده است . سه سال پیش ، در مراسم روز جهانی کوهستان ، انجمن او را به عنوان عضو افتخاری معرفی کرد . متاسفانه ، با وجود آن که ترتیبی داده بودیم که کتیبه ای به ایران بیاید ، در آن سال او گفت که دیگر قادر نیست خانه را ترک کند .

امسال ، تدارکی دیدیم تا دو نفر از تیمی که برای شرکت در جشنواره ی یخ نوردی اکرن به فرانسه می روند ، به شهر پاسائو  در آلمان بروند و پیام و سلام جامعه ی کوه نوردی ایران را به این پیش کسوت گرانقدر برسانند . خوشبختانه ، عباس ثابتیان و رضا نظام دوست توانستند راه طولانی ( حدود ١٠٠٠ کیلومتری ) پاریس - پاسائو را پشت سر بگذارند و به دیدار استاد بروند . یادداشت های ثابتیان در این مورد را در آرام کوه بخوانید .


 
نشست انجمن
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                    هفتاد و سومین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران  

                                       سه شنبه 24 دی ماه  1387

 

موضوع                                                             مدت                                        مجری

 

دیدار و پذیرایی                                                   نیم ساعت ( از 4:30 تا 5 بعدازظهر)

 

معرفی بیمه ی تکمیلی مسوولیت مدنی 

 سرپرستان برنامه های کوه نوردی                          نیم ساعت                          موسی عرب ورامین

 

سپاسگزاری از هیات مدیره ی پیشین                        15 دقیقه                           عباس محمدی

 

گزارش برنامه های شاخص گروه کوه نوردی             5/1 ساعت                        مصطفی تخیری

 سایپا (قله های لنین ، آیلندپیک ، برودپیک ، آلپ ها)

 

 

مکان : تهران – خیابان نجات اللهی ، نبش ورشو ، خانه ی شهریاران جوان

 

ورودی : برای اعضا 1000 تومان ، غیر اعضا  1500 تومان


 
خلیل و ذهن خاک گرفته ی من ...
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

.

چندین روز از خبر جان باختن خلیل عبد نیکویی در غار پراو می گذرد ، و من تازه امروز از پس گرفتاری های مربوط به انجمن و زندگی روزانه ، دریافته ام که این خلیل عبد نیکویی ( که چهره اش را با عینک کوه ، در سایت ها نشناخته بودم ) همان "خ ِلیل " خودمان است که در همدان و روی دیواره ی بیستون و گاه در مهمانی های دوستان کوهی یا در برنامه های علم کوه دهه ی شصت می دیدم  ، و آخرین بار در همین شهریور گذشته در علم کوه دیده بودم اش ! زهی فراموشی و بی وفایی !

 

مانند بسیاری از دیگر کوه نوردان همدانی ، او را در سایه سار دوستی با زنده یاد فریدون اسماعیل زاده شناختم ؛ در دوره ای که ما  در کوه نوردی "هل من مبارز" می طلبیدیم ، او جوانی شهرستانی بود که به بزرگ تر ها بسیار احترام می گذاشت و با ما فروتنانه سخن می گفت . اما او در کوه نوردی با جسارت بیشتری پیش رفت و پا به منطقه های بزرگ خارج از کشور هم گذاشت ... و این بی پروایی ، او را در فصلی شاید نه چندان مناسب و در شرایطی نه چندان مطلوب به داخل غار دشوار پراو کشاند ؛ همان جایی که او را برای همیشه آرام کرد .

زود بود ! او هنوز می توانست با ما باشد و با لهجه ی همدانی ، به دوردست های خاطرات خوش کوه نوردی های 25-20 سال گذشته مان ببرد . می شد روزی باز او را در سربالایی های فلان کوه میهن دید و با او دیده بوسی کرد ، بی آن که در ذهن تنبل و پیر شده ات درست دریابی که کیست و قبلا کجا او را دیده ای ! می شد ... .

 

 

 

 


 
فرصتی برای رشد یخ‌نوردی ایران
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
انجمن کوهنوردان ایران در ادامه برنامه‌های انجمن برای آشناسازی کوه‌نوردان ایرانی با جریان‌های روز کوه‌نوردی و برای ارتقای مهارت فنی آنان، درنظر دارد چند نفر از افرادی که آشنایی کامل با یخ‌نوردی و صعودهای ترکیبی دارند را به فستیوال یخ‌نوردی "اکرن" که در ژانویه آینده در فرانسه (منطقه اکرن) برگزار می‌شود، اعزام کند
انجمن کوهنوردان ایران در ادامه برنامه‌های این انجمن برای آشناسازی کوه‌نوردان ایرانی با جریان‌های روز کوه‌نوردی و برای ارتقای مهارت فنی آنان، درنظر دارد چند نفر از کسانی که آشنایی کامل با یخ‌نوردی و صعودهای ترکیبی دارند را به فستیوال یخ‌نوردی "اکرن" که در ژانویه آینده در فرانسه ( منطقه اکرن ) برگزار می‌شود، اعزام کند. 
به گزارش میراث‌خبر، در این فستیوال، تعدادی از بهترین کوه‌نوردان جهان و همچنین گروه‌های دیگری از علاقمندان به صعود روی آبشارهای یخ و مسیرهای ترکیبی، شرکت می‌کنند. 
این رویداد، فرصتی برای آشنایی با آخرین روش‌ها و ابزارهای یخ‌نوردی و برقراری ارتباط با کوه‌نوردان خارجی است. 
هزینه این برنامه، برای هر نفر حدود دو میلیون و پانصد هزار تومان، و زمان آن ده روز ( از 16 تا 26 دی ماه ) خواهد بود. هزینه برنامه برعهده شرکت‌کنندگان خواهد بود و انجمن هیچ مبلغی را برای خود درنظر نخواهد گرفت. 
انجمن کوه‌نوردان ایران می‌تواند برای علاقمندان واجد شرایطی که حامی مالی خاصی را درنظر دارند، معرفی نامه صادر کند و پی‌گیر جذب کمک مالی برای آنان باشد. درعین حال، هیات مدیره انجمن نیز خواهد کوشید حامیانی را برای پوشش بخشی از هزینه برنامه پیدا کند

 
روزنامه ی اعتماد و حوادث اخیر
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
 
گردشگری بی بهره از اجلاس کوه نوردی
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
گردشگری- عباس محمدی*:
گردشگری ورزشی از جمله‌روش‌هایی است که در جذب توریست مؤثر است و می‌تواند ایفاگر نقش مهمی در عرصه توریسم کشورمان باشد.

 این روزها و به‌ویژه پس از حضور غارنوردان بین‌المللی در ایران و برگزاری کارگاه‌های مشترک با ایرانیان، اجلاس اتحادیه جهانی سازمان‌های کوهنوردی هم در تهران برگزار شد تا فرصتی برای رونق این قبیل ورزش – گردشگری‌ها باشد. ایران در زمینه ورزش‌هایی که استعداد توریستی دارند موقعیت بسیار بکر و خوبی دارد و کافی است برای آن به درستی برنامه‌ریزی و تبلیغ شود. برای نمونه قایقرانی در رودخانه‌های خروشان، کوهنوردی، غارنوردی، رالی خودرو و موتورسیکلت، دوچرخه‌سواری، ورزش‌های هوایی و... را می‌توان نام برد. با این وصف باید دید در هر کدام از این شاخه‌ها به درستی چه اقدامی صورت گرفته یا می‌گیرد.

 اتحادیه جهانی سازمان‌های کوهنوردی(UIAA)که فدراسیون جهانی کوهنوردی هم خوانده می‌شود، از روز24 تا 27 مهر در تهران جلسه داشت. در سه روز نخست، هیات اجرایی و کمیته‌های خاص اتحادیه، جلسه داشتند و در روز آخر، مجمع عمومی برگزار شد. در روز بیست و هشتم مهر هم اتحادیه (فدراسیون) کوهنوردی آسیا (UAAA‌) مجمع خود را برگزار کرد. به نوشته تارنمای فدراسیون کوهنوردی ایران، 80‌نفر مهمان ایرانی و خارجی از 28 کشور جهان در این مجمع شرکت داشتند.

اتحادیه جهانی سازمان‌هایکوهنوردی از سال 1932 تشکیل شده و کمتر از یک‌دهه است که عنوان «فدراسیون جهانی» را هم برای خود به کار می‌برد. «UIAA» نهاد بین‌المللی کوهنوردی است و خلاصه هدف‌های اعلام شده آن، مطابق آنچه در تارنمای رسمی آن آمده، چنین است: تلاش برای فراهم ساختن امکان دسترسی مسئولانه به کوه‌ها، حفاظت کوه‌ها، ارائه استانداردهای مطمئن برای وسایل کوهنوردی و برگزاری مسابقه‌های یخ نوردی و اسکی کوهستان.

تا سال گذشته، مسابقه‌های صعود(سنگ‌نوردی داخل سالن) هم در حیطه کارهای اتحادیه بود اما این فعالیت ورزشی از پارسال برای خود تشکیلات مستقل یافت؛ اگرچه در ایران، هنوز این رشته ورزشی در مجموعه فدراسیون کوهنوردی که به فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی تغییر نام داده، پیگیری می‌شود. تا چند سال پیش، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و... هر کدام 2نماینده و دیگر کشورها هر کدام یک نماینده در UIAA داشتند، اما در سال‌های اخیر این اتحادیه از هر کشور، عضوهای متعدد (با عنوان‌های عضو وابسته و عضو ناظر) هم می‌پذیرد. برای مثال امروزه، از کانادا 3سازمان، از ایتالیا 4سازمان، از فرانسه 2سازمان، از سوییس 2 سازمان، از آمریکا 2 سازمان در UIAA عضویت دارند..... ادامه ی یادداشت

پیوست:

 بهانه برگزاری نشست فدراسیون جهانی کوهنوردی در ایران؛


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به احترام قله ها ...
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ٤ آبان ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

به احترام قله ها ... به احترام زندگی ...

 

در بعدازظهر پنج شنبه 2/3/87 در سالن تختی شهر قروه ، صدها نفر از شهرهای گوناگون ایران جمع شدند تا یاد سامان نعمتی را که در جریان صعود به قله ی نانگاپاربات ( تیرماه 87 ) جان باخت ، گرامی بدارند .

در روز جمعه هم عده ی زیادی به سوی قله ی کوتاهی که در نزدیکی شهر قرار دارد ، کوه پیمایی کردند . در نزدیکی قله ی این کوه ، سازمان دهندگان برنامه ( از گروه کوه نوردی قاجر و هیات قروه ) گفتند که امروز پا بر قله نمی گذاریم تا بگوییم که مهم تر از صعود به قله ها ، زندگی و دوستی ها است . کمی بعد ، این دوستان گفتند که قصد دارند از این پس پا بر هیچ قله ای نگذارند . به هر صورت ، در روز جمعه  هیچ کس به روی آن قله نرفت ، و من به شکل مغشوشی به یاد آوردم که سال ها پیش در جایی خوانده ام کوه نورد یا کوه نوردانی در هیمالیا ، پس از تلاش بسیار به نزدیکی قله رسیدند و با وجود آن که می توانستند ، بر روی آن نرفتند . اگر اشتباه نکنم ، آن کوه نورد(ان) می خواستند به بومیان منطقه که قله را مقدس می دانستند ، احترام بگذارند .

 

پیشنهاد می کنم ، دوستان قروه ای ( یا دیگر کوه نوردان کشور ) برای صعود به یک قله ی دشوار هیمالیا یا قراقوروم برنامه ریزی کنند ، با این هدف که از نزدیکی قله و در حالی که می توانند به آن برسند ، به پایین برگردند . شعاری که برای این کار می تواند اعلام شود ، شاید این باشد :

 

به احترام قله ها ... به احترام زندگی ... 

 

به نظر من ، لازم است که در میان کوه نوردان در مورد عشق ورزی به کوهستان و تقدم « زندگی » بر مسابقه و شهرت ، باز هم صحبت شود . آن که شیفته ی رقابت و تشنه ی شهرت شود ، می تواند جان خود را بر سر این سودا بگذارد ... ، چنان که ممکن است در این مسابقه ، دوست خود را نیز نبیند .

 


 
یک برنامه ی به یاد ماندنی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

 همایش نکوداشت راهنمایان علم کوه برگزار شد

 

در بعدازظهر 18/7/87 ، حدود سیصد نفردرسالن آموزش وپرورش کلاردشت حضور یافتند تا در همایشی که از سوی انجمن کوه نوردان ایران برای نکوداشت صفرعلی نقوی و علی محمد فرضی – نخستین راهنمایان رسمی کوه نوردی ایران – و فرزندان شان رسول نقوی و علیدوست فرضی  برگزار شد بود، از این کوه مردان با سابقه قدردانی کنند .

 

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نکوداشت خادمان محیط کوهستان
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

مطلب زیر ، با کمی تلخیص در همشهری امروز چاپ شد .

در بعد از ظهر روز پنج شنبه 18 مهر ، در سالن آموزش و پرورش شهر کلاردشت ، همایش نکوداشت راهنمایان پیش کسوت علم کوه برگزار خواهد شد .

آرزوی هر دوستدار و فعال محیط زیست این است که « جامعه ی محلی » به مسایل زیست محیطی حساس شود و در جلوگیری از تخریب و آلودگی منطقه ی خود بکوشد . نیازی به گفتن نیست که تا اهالی یک منطقه ( یا مردم ساکن در نزدیک ترین سکونتگاه های انسانی  به منطقه ) تمایل به حفاظت آن نداشته باشند ، تلاش دیگران برای حفظ منطقه تاثیر کاملی نخواهد داشت . امروزه ، بحث درگیر ساختن ذینفعان یا بهره برداران سنتی محیط های طبیعی در امر حفاظت بوم سازگان ها ، بسیار جدی گرفته شده و جایگاه مهمی در مجموعه مباحث حفاظتی دارد .

جای خوشوقتی است که در منطقه ی با ارزش علم کوه ، یک جریان توانمند محلی  دوستدار محیط زیست شکل گرفته و فعال است . علم کوه ، خاستگاه کوه نوردی فنی ایران و از حدود هفتاد سال پیش ، یکی از نقطه های هدف مهم کشور در این ورزش بوده است . فعالیت شغلی " راهنمای کوهستان " نیز مانند بسیاری دیگر از شاخه ها ی مرتبط با کوه نوردی ، نخستین بار در ایران  از این منطقه پا گرفت ؛ صفرعلی نقوی متولد 1300 در رودبارک کلاردشت ، از پنجاه سال پیش به عنوان راهنمای کوه و سازمان دهنده ی خدمات اقامت و حمل بار کوه نوردان ایرانی و خارجی فعالیت کرده و می توان او را نخستین راهنمای حرفه ای و رسمی کوه نوردی ایران دانست . پسر او ، رسول نقوی (متولد 1330)  نیز کار پدر را پیش گرفته و علاوه بر آن به عنوان کوه نوردی فنی و جدی ، برنامه های با ارزشی را در بسیاری از نقاط کوهستانی ایران و خارج از کشور اجرا کرده است . به همین ترتیب ، علی محمد فرضی (متولد 1311) دومین راهنمای حرفه ای و رسمی علم کوه و ایران است که پسرش ، علیدوست فرضی (متولد 1334) نیز به عنوان راهنما و مسوول قرارگاه کوه نوردی رودبارک ، کار پدر را دنبال کرده و مشغول خدمت به جامعه ی کوه نوردی است . این خادمان دلسوز کوه نوردی ، همچنین دلسوز محیط زیست کم مانند علم کوه بوده وچون ارتباط رودررو با کوه نوردان دارند ، نقش مهمی در انتقال اندیشه ی حفاظت گرایانه به کوه نوردان داشته و البته خود نیز از کوه نوردان حفاظت گرا تاثیر پذیرفته اند . کار پیوسته ی اینان ( به ویژه علیدوست و رسول ) در سازمان دهی برنامه های جمع آوری زباله و حمل آن ها از کوه به پایین  و گفتگو با کوه نوردان سبب شده که چند مسیر بسیار پر رفت و آمد علم کوه مانند مسیر سرچال و حصارچال ، با وجود چندین برابر شدن کوه نوردانی که این سال ها به منطقه می روند ، نسبت به مثلا دو دهه پیش پاکیزه تر باشد . آنان همچنین در مورد مشکلات زیست محیطی دیگر منطقه ( مانند معدن کاوی ، ساخت و ساز ، تجاوز به جنگل ) بسیار حساس بوده و در مواردی توانسته اند همراه بخشی از مردم محلی ، جلوی پاره ای از تخریب ها را بگیرند .

                                       **************************

 قله ی علم کوه با 4822 متر ارتفاع ، دومین قله ی بلند کشور است . رخ شمالی این کوه دیواره ای است از جنس سنگ خارا ( گرانیت ) با ارتفاعی در حدود 400 متر و در پای این دیواره یکی از معدود یخچال های طبیعی ایران با ویژگی های مشخص یخچال های کوهستانی بزرگ جهان ( اگرچه در ابعادی کوچک) به چشم می خورد . در سمت غرب و جنوب این قله هم یخچال هایی دیده می شوند ؛ بخش هایی از این مجموعه ی یخچالی، به گفته ی فریبرز وزیری پژوهش گر هیدرولوژی و مدرس دانشگاه خواجه نصیر ، از یخچال های « نسبتا فعال » به شمار می روند که مشابه آن ها را در ایران نداریم . در منطقه ی علم کوه ، حدود 45 قله ی بالای 4000 متر وجود دارد که از این نظر ( تراکم قله های بلند ) هم در ایران بی مانند است . به دلیل چشم اندازهای منحصر به فرد این کوه ، در سال 1381 (2002 میلادی) که از سوی سازمان ملل « سال جهانی کوه ها » نامیده شده بود ، علم کوه و بخشی از منطقه ی اطراف آن به عنوان « اثر طبیعی ملی » در فهرست مناطق چهارگانه ی حفاظت شده ی کشور ثبت شد .

 قرار داشتن این کوهستان در ناحیه ی خزری ، سبب شده که منطقه دارای پوشش گیاهی بسیار خوب و متنوع باشد ، به گونه ای که در بخش های گوناگون آن می توان پوشش های جنگلی «میان بند» و «بالابند» و مراتع کوهستانی را دید . به دلیل همین تنوع گیاهی ، تنوع جانوری قابل توجهی نیز در منطقه وجود دارد ، به طوری که گونه های بزرگی مانند خرس و کل و بز و گراز به تعداد نسبتا قابل توجه دیده می شود و شاید هنوز مرال و پلنگ هم در منطقه وجود داشته باشد .

در چنین منطقه ی با ارزشی ، کوه نوردان بسیاری برای صعود قله ها و کار روی دیواره های بلند رفت و آمد دارند ، چنان که می توان آن را مهم ترین قطب کوه نوردی ایران دانست . راهنمایان محلی کوه نوردی علم کوه ؛ صفر نقوی ، علی محمد فرضی ، رسول نقوی ، و علیدوست فرضی با نگاه عاشقانه ای که به این کوهستان داشته اند ، گذشته از خدمات بی شماری که طی چند دهه به انبوه کوه نوردان کرده اند ، نقش بسیار موثری را نیز در حفظ این محیط منحصر به فرد کوهستانی – به ویژه در جلوگیری از آلوده شدن آن به پسماند گروه های گردش گر و کوه نورد – ایفا کرده اند .

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=69031

  


 
معرفی راهنمایان علم کوه
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

بار دگر از پس مه و سال             دربین نشاط و اشک و اندوه  

چشمم به جمال آشنا خورد          بوسیدم دامن علم کوه

                                                               جلیل کتیبه ای

 

صفرعلی نقوی

 نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است .

صفر نقوی به سال 1300در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی و کشا ورزی مشغول بود و از سال 1338 با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است .

صفر، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال 1342 ، و ساخت پناهگاه جدید در سال 1352 مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان  کوه نوردان است .

 

علی محمد فرضی

 علی محمد فرضی ، در سال 1311 در رودبارک به دنیا آمد . او دومین فردی محلی است که طی مدتی نزدیک به نیم قرن ، پیوسته راهنما و همراه و پذیرای کوه نوردان ایرانی و خارجی عازم علم کوه بوده است . او به کار سنگ تراشی و حمل زغال از اکاپل به رودبارک مشغول بود که با کوه نوردی آشنا شد . خود او ( در گفتگویی که در مجله ی کوه 32 آمده ) می گوید :  « در سال 40 یا 41 در اکاپل سر کوره ی زغال بودم . دو نفر با اسکی از حصارچال آمدند ( یکی از آن ها را یادم هست که آقای حسین رضایی بود ) و چون برای حمل بارهایشان تا رودبارک ، قاطر می خواستند ، من هم دو قاطر به آنان دادم . بعد از چندی دوباره برگشتند ، و من هم بعد از آن بود که توی این کار افتادم » .

 در سال 1343 همراه هاری رست و امیرعلایی که نخستین مسیر را روی دیواره ی علم کوه باز کردند ، بود و تا پای دیواره رفت . در برنامه ی نخستین صعود زمستانی تخت سلیمان ( به سرپرستی بهمن شهوندی ) در سال 1347 که صفر نقوی راهنمای گروه بود ، علی محمد از دیگر همراهان محلی تیم بود . در سال 1348 در ساخت پناهگاه علم چال مشارکت داشت . در زمستان همین سال ، همراه گروهی بود که قصد صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها را داشتند ؛ او یکی  ا ز تلخ ترین خاطره های خود را مربوط به این برنامه که در آن نجاح و فرزین نیا طعمه ی بهمن شدند، می داند . در زمستان  1349 همراه تیمی بود که برای صعود گرده ی آلمانی ها تلاش کرد . در سال 51 ، فدراسیون به او حکم رسمی راهنمای کوهستان داد . در سال 52 در برنامه ی صعود زمستانی دماوند ( انتخابی صعود مانسلو ) ، در سال 61 در صعود زمستانی هرم داغ ، و در سال های 62 ، 63 ، 64 ، 65 ، و 68 در فعالیت های زمستانی که برای صعود گرده و دیواره ی علم کوه انجام شد ، شرکت داشت . در یکی از این برنامه ها ( زمستان 68 ) در منطقه ی کنگلک گرفتار بهمن شد و فقط واکنش سریع رسول نقوی که توانست نقطه ی مدفون شدن او را تشخیص دهد ، وی را از مرگ نجات داد .  او در دهه ی 60 همچنین در ساخت جان پناه های سیاه سنگ ، خرسان ، 5000 متری دماوند و  پناهگاه  دوم علم چال شرکت داشته است .

علی محمد ، گذشته از صعودهای پرشمار به قله های منطقه ی علم کوه ، قله های سبلان ، سهند ، هزار ، الوند ، توچال ، و بسیاری از قله های دیگر را در ایران ، و قله های آرارات و البروس را در خارج از کشور صعود کرده است .

 رسول نقوی

 رسول نقوی ، فرزند صفرعلی نقوی در 11 بهمن سال 1330 در رودبارک به دنیا آمده است . از نوجوانی به همراه پدر به کوهستان رفت و به تدریج کوه نوردی تمامی زندگی او را به خود اختصاص داد . او همچون پدر خویش پیوسته با خوش رویی  پذیرا وهمراه کوه نوردان بوده و به جز صعودهای بی شمار در منطقه ی علم کوه ، در دیگر نقاط کشور هم کوه نوردی کرده است  . همچنین با حضور در اردوهای متعدد تیم های ملی کوه نوردی توانست در چند برنامه ی بزرگ خارج از کشور هم شرکت کند .

از میان کارهای کوه نوردی مهم او می توان به این چند مورد اشاره کرد : شرکت در برنامه ی صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها به سرپرستی صادق آقاجانی (1363) ، صعود زمستانی قله ی علم کوه از مسیر سیاه سنگ (1364) ، صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها (1367) ، شرکت در برنامه ی صعود زمستانی دیواره ی علم کوه به سرپرستی آقاجانی (1368) ، صعود به قله ی شاه داغ در کشور آذربایجان (1371) ، صعود به قله ی کمونیسم (1374) ، صعود به قله ی گاشربروم 2 (1376) ، شرکت در برنامه ی صعود اورست و صعود تا قله ی جنوبی (1377) ، شرکت در اردوی زمستانی فدراسیون کوه نوردی در علم کوه (1380) صعود به آرارات (1386) .

رسول ، در بیشتر حادثه هایی که برای صعودکنندگان علم کوه پیش آمده ، به عنوان جستجوگر و امدادگر شرکت داشته است . فعالیت بسیار با ارزش دیگر او کمک به حفاظت منطقه ی علم کوه و تلاش برای پاک سازی این کوهستان بوده است ؛ به طوری که می توان گفت کار او و علیدوست فرضی ، نقش در خور توجهی در ارتقای فرهنگ زیست محیطی کوه نوردانی که به آن منطقه می روند ، و در منطقه ی کلاردشت داشته است .

 

علیدوست فرضی

 علیدوست فرضی ، فرزند علیمحمد فرضی راهنمای پیش کسوت علم کوه ، و متولد 1334 است . او از سال 1347 همراه پدر خود به کوه رفته است .  از فعالیت های او در دوره ی نوجوانی ، کمک در ساخت پناهگاه علم چال در سال 1348 است .  از سال 1357 که کلنگ احداث قرارگاه کوه نوردی رودبارک زده شد ، طی حکمی از سوی مهندس نوروزی قائم مقام فدراسیون کوه نوردی ، به عنوان نماینده ی فدراسیون با شرکت پیمانکار شروع به کار کرد . از سال 1363 با  افتتاح این قرارگاه ، در مقام مسوول قرارگاه ( وکارمند سازمان تربیت بدنی ) مشغول خدمت به جامعه ی کوه نوردی بوده و با خوش خلقی و بردباری کم مانند پذیرای گروه های بی شمار کوه نورد بوده است . علیدوست ، در دهه ی 60 ، در ساخت جان پناه های سیاه سنگ وخرسان ( در علم کوه ) ، شمالی دماوند ، هرم داغ و کسره داغ وغربی سبلان مشارکت داشته است . همچنین در ساخت پناهگاه دوم علم چال که در سال 1365 افتتاح شد ، و در پی گیری دریافت زمین قرارگاه ونداربن همکاری داشته است .

از فعالیت های در خور توجه او ، برنامه ریزی جهت پاک سازی مناطق سرچال ، علم چال ، و حصارچال بوده است ؛ علیدوست از سال 1374 علاوه بر گفتگوهای بی شمار رودررو با کوه نوردان و تشویق آنان به حفظ محیط زیست و بازگرداندن زباله ها به پایین ، با همکاری قاطرداران محلی اقدام به جمع آوری زباله ها و دیگر مواد رها شده کرده است .

همکاری با تیم های کوه نوردی و افراد دیگری  که در منطقه دچار حادثه شده اند ، آماده سازی راه مال روی بریر به سرچال از جبهه ی جنوبی دره ( به جای راه قدیمی شمالی که برای عبور قاطرها دشوار بود ) در سال های اخیر،  و هدایت آب یک چشمه در منطقه ی کنگلک ( نیمه ی راه بریر – سرچال ) به طرف مسیر و ایجاد آب خوری ،  از دیگر فعالیت هایی بوده است که علیدوست فرضی در خدمت به کوه نوردان کرده است .

علیدوست فرضی ، علاوه بر قله های منطقه ی علم کوه ، دماوند ، سبلان، سهند ، هزار ، تفتان ، زردکوه  ، الوند ، و بسیاری از دیگر کوه های داخلی ، قله های شاه داغ آذربایجان و آرارات ترکیه را نیز صعود کرده است . او عضو هیات موسس گروه کوه نوردی کالاهو ، و در حال حاضر رییس هیات کوه نوردی کلاردشت است .

   


 
حادثه نانگاپاربات، پس از حضور تیم در ایران بررسی می‌ شود
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
 به گزارش میراث‌خبر، انجمن کوهنوردان در بیانه‌ای اعلام کرد: شاید فقط به‌دلیل اینکه خبر همراه نبودن سامان نعمتی با دیگر اعضای تیم نانگاپاربات، در روز پنج شنبه(27 تیر) پخش شد و در این روز و فردای آن، خیلی ها به رایانه دسترسی نداشتند. موضع گیری‌های تند در این مورد با دو روز تاخیر آغاز شد!
از روز شنبه، کارگاه‌های "نقد و بررسی" به کار افتادند و بعضی از نویسندگان و گویندگان در اظهارنظرهای قاطع هیچ کم نیاوردند. آنچه که شاملو از آن به «سوار بودن بر زورق یقین» تعبیر می‌کند، در این مورد هم اثرهای ناخوشایند خود را نشان داد: تفسیر به رای، فرصت‌یابی برای تسویه حساب های کهنه به روش "گزک گرفتن"، نوعی شادمانی شیطنت‌بار از اینکه باز حادثه‌ای رخ داده و می‌توان با استناد به آن "دشمن" را کوبید، و خلاصه سخن پردازی‌های سطحی و کم مطالعه به جای کمک احتمالی به جریان جستجوی کوه نورد گم شده یا دست کم تامل در قضیه و پیشه کردن صبر برای دستیابی به آگاهی‌های دقیق‌تر و آن گاه، نظریه‌پردازی. 
در ماجرای گم شدن چند کوه‌نورد و کوه‌گرد در جنگل المستان هم که در روزهای 19 و 20 تیر رخ داد(و انجمن توانست سه، چهار ساعت پس از اطلاع از جریان، گروه‌های جستجو را به منطقه بفرستد) کناره‌گیری از مشارکت حداقلی در عملیات جستجو از سوی کسانی که با وجود شناخت خوب از منطقه هیچ تمایلی به راهنمایی و حضور در جریان از خود نشان ندادند( و سپس سخن پردازی‌های کم‌مایه) دیده شد. انجمن کوه‌نوردان ایران طرفدار جدی نقد حرکت‌های کوه‌نوردی است(و این را در عمل و در طی زمانی دراز) نشان داده‌ایم، اما لازمه این کار را داشتن روحیه منصفانه، و تلاش برای گردآوری اطلاعات درست، آشنایی با موضوع مورد بحث، و مسلط بودن به قلم و زبان خویش می‌دانیم‌. 
انجمن، از روز جمعه 28 تیر که برنگشتن سامان نعمتی به چادرگاه چهارم نانگاپاربات صورتی جدی به خود گرفت، شروع به هم فکری و اقدام‌های موثر در جهت کمک به امر جستجو کرد: تماس با اعضای تیم در منطقه، تماس از طریق دوستانی که رابطه قوی و موثر با اشرف امان(مدیر شرکت ادونچر تورز پاکستان) دارند با این شخص و دادن تضمین در مورد تامین هزینه‌های پرواز بالگرد و دیگر عملیات، تماس با فدراسیون کوه‌نوردی و درخواست از آنان برای نامه‌نگاری با سفارت ایران در پاکستان برای هرگونه اقدام لازم، گفتگوی حضوری با شعاعی و افلاکی(رییس و دبیر فدراسیون) و تعامل با آنان در مورد اقدام به هر کار دیگری که لازم باشد، تماس از طریق دوستانی که در آلمان داریم با کوه‌نوردان ایتالیایی که عملیات نجات دو کوه‌نورد گرفتار در ارتفاعات نانگاپاربات را هدایت می‌کردند، و حضور مستمر در ستاد حادثه. 
برای حرف زدن و چیز نوشتن فرصت هست، برای شروع به جستجو و نجات، لحظه لحظه زمان ارزش حیاتی دارد. و البته برای حرف حساب زدن باید خوب مطالعه کرد و سنجیده تحلیل کرد؛ ما برای بررسی موضوع، منتظر آمدن دوستان و گرفتن اطلاعات دقیق‌تر هستیم.

 
"هیات کوه نوردی تهران" قله‌ی برودپیک پاکستان را صعود کرد
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران

قله ی برود پیک / عکس از وب سایت هیدت کوه نوردی استان تهرانبه گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تیم سیزده نفره‌ی هیات تهران به عنوان نماینده‌ی ایران حدود یک ماه و نیم پیش عازم پاکستان شد تا قله‌ی 8047 متری برودپیک را صعود کند و در نهایت با تصمیم سرپرست این تیم، هشت نفر عازم قله شدند که شش نفر آنها به نام‌های عظیم قیچی‌ساز، جلال چشمه قصابانی، محمود هاشمی، محمد نادریان، هادی صابری و علی نصیری توانستند ساعت 14 به وقت محلی (12 و 30 دقیقه به وقت تهران) این قله را فتح کنند.

از میان این کوهنوردان قیچی‌ساز و چشمه قصابانی سابقه‌ی صعود به قله‌ی اورست را در کارنامه دارند. البته چشمه قصابانی تنها ایرانی است که توانسته دو بار قله‌ی اورست را در سال‌های 77 و 84 فتح کند.

هم‌چنین تیم هیات کارگران نیز همزمان با هیات تهران در راه صعود به قله‌ی برودپیک بود که هم‌چنان به تلاش خود برای فتح این قله ادامه می‌دهد.

 


 
نانگاپاربات صعود شد !
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

صعود به قله ی نانگاپاربات 

 

 

کوه نوردان ایرانی ، به سرپرستی لیلا اسفندیاری از باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ، در ساعت 4 بعدازظهر امروز به قله ی دشوار نانگاپاربات ( 8126 متر) که در قراقوروم پاکستان قرار دارد ، رسیدند . این ، نخستین بار است که ایرانیان به این قله دست می یابند و نخستین بار است که گروهی ایرانی به سرپرستی یک زن به قله ای هشت هزارمتری صعود می کنند .

حامی مالی این برنامه ، شرکت نارون آرا ، و شعار برنامه « برای پاکیزگی رود کارون »  بوده است . اعضای گروه : لیلا اسفندیاری ( سرپرست ) کاظم فریدیان ، سهند عقدایی (از اعضای هیات مدیره ی انجمن کوه نوردان ، در دوره ی قبلی) ، حسین ابوالحسنی ، احسان پرتوی نیا ، سامان نعمتی ، و محمد نوروزی  که پنج نفر نخست به قله رسیده اند .

این صعود را به اعضای گروه نانگاپاربات ، باشگاه دماوند ، شرکت نارون آرا ، و همه ی دوستداران کوه و طبیعت شادباش می گوییم ، و آرزوی بازگشتی توام با سلامتی برای این دوستان داریم .

 

برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به : www.iranianchallengers.com


 
نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                 

دیدار و پذیرایی :  30 دقیقه
درباره ی سنگ نوردی : رسول کشوری 
تاریخچه ی مسابقات سنگ نوردی در استان تهران و تیم ملی : آرتیمس فرشاد یگانه 
طرح و پیشنهاداتی برای پیشرفت سنگ نوردی داخل سالن ایران: محمود ایروانی 
تریبون آزاد : 30 دقیقه
معرفی و تقدیر از برخی پیشکسوتان و جوانان تاثیرگذار

 

زمان: سه شنبه 21 خرداد ماه 1387 از ساعت:17 تا 20  مکان: خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)،نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2