<?xml:namespace prefix = o />

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

آمادگي در برابر سيل         

         حسينعلي مهجوري     

حوادث و سوانح طبيعي، هميشه براي ساكنان كره‌ي زمين دشواري‌هايي را به وجود آورده است. ايران از جمله كشورهايي است كه در معرض اين‌گونه حوادث قرار دارد و جزء ده كشور نخست بلاخيز است. از حدود چهل پديده‌ي طبيعي و خشن، سي پديده در فلات ايران امكان وقوع دارد. زمين‌لرزه و سيل در صدر حوادث غيرمترقبه و طبيعي كشور ما قرار دارد.

در كشورهاي توسعه يافته، در مورد حادثه‌ها چند سياست بارز به چشم مي‌خورد: پيش‌گيري از حادثه، آمادگي در برابر حادثه، مقابله با حادثه، بازسازي سريع و بازگشت به حالت اول (حالت قبل از وقوع حادثه).

چند سال است كه در نواحي شمال كشور (كه سابقه‌ي سيل نداشت) و بسياري نقاط ديگر كشور، سيل‌هاي ويران‌گر جاري مي‌شود و زندگي انسان‌هاي زيادي را تباه مي‌كند. سيل نكا يكي از نمونه‌هاي به يادماندني بود و سيل كلاله شاهد زنده‌ي آن. با هر سيل بزرگ، هيجان زيادي برپا مي‌شود، همگان از خشونت طبيعت به ماوراي طبيعت پناه مي‌برند، بلندگوهاي مديريت بحران مدام تكرار مي‌كنند كه «بشتابيد، آنان به كمك محتاج‌اند»، و «سيل» ترحمات دولتي و مردمي به سوي فاجعه‌ديدگان سرازير مي‌شود. حوادث طبيعي، خواه ناخواه بخشي از زندگي در اين سرزمين، و وقوع آن‌ها هميشه محتمل است. فاجعه، در پيش‌گيري نكردن از سوانح قابل اجتناب، آمادگي نداشتن براي مقابله با حادثه، و ضعف مديريت بحران است.

سيل كلاله نمونه‌اي از حوادث اين كشور است كه جاي تامل دارد، و در مورد آن مي‌توان پرسيد:

- چرا با وجود سيل نكا و تكرار هر ساله‌ي سيل در استان گلستان از 1380 به بعد، باز هم غافلگير شديم؟

- چرا با اجراي طرح‌هاي آبخيزداري، و با انتقال ساختمان‌ها از حريم رودخانه‌ها، در مورد پيش‌گيري از وقوع سيل و كاهش خسارت‌هاي آن كاري نشد؟

- چرا روند تخريب جنگل‌ها ادامه يافت؟

- چرا آموزش‌ها و هشدارهاي لازم به اهالي منطقه داده نشد؟

- آيا اين بلايا به راستي طبيعي هستند؟

امروزه اثبات شده است كه كاهش سطح جنگل و مرتع در كشور، بيشتري نقش را در وقوع مكرر سيل دارد. متاسفانه در تحليل‌هاي رسمي در مورد تخريب جنگل‌ها، عموماً بر نقش جنگل‌نشينان و روستانشينان حواشي منطقه جنگلي كه به منظور تعليف احشام و تامين سوخت از جنگل استفاده مي‌كنند، تاكيد مي‌شود. بي‌آن كه قصد ناديده انگاشتن اين عامل را داشته باشيم، بايد بگوييم كه تاكيد صرف بر اين عامل، انكار واقعيت بهره‌برداري مكانيزه از جنگل‌ها است كه از سال‌ها قبل به طور مداوم توسط ارگان‌هاي رسمي و نيمه رسمي يا شركت‌هاي صنعتي تحت پوشش طرح جنگل‌داري انجام مي‌شود.

- آيا بي‌توجهي وزارتخانه‌اي كه متولي حفظ جنگل‌ها به عنوان پشتوانه‌ي كشاورزي است، قصور يا جرم نيست؟

- در اين ميان، جايگاه سازمان حفاظت محيط زيست كجا است؟ آيا اين سازمان تمام تلاش خود را براي متوقف ساختن روند فاجعه‌بار نابودي جنگل‌ها و مراتع كشور به كار برده است؟

پديده‌ي سيل محتمل و تا حدودي طبيعي است، اما تشديد عوامل موجد آن و عدم آمادگي مسئولان و مردم عادي، غيرطبيعي و فاجعه‌بار است.

 

 

 

 

 

دست سرنوشت يا قصور ما؟!

 موسي عرب ورامين

 

وقتي تبر را در دست مي‌گرفت، ديگر همه چيز را فراموش مي‌كرد ... او فقط ضربه مي‌زد و قطع مي‌كرد.

در آن روز باراني، شايد يادش آمده باشد كه درختان به جز آن كه براي او سايه و هيزم و ميوه فراهم مي‌ساختند، همچون سدي محافظ او در برابر خروش آب هم بوده‌اند. اما، ديگر هيچ چيز نبود كه جلوي سيل خروشان را بگيرد، سيل همه چيز را شست و با خود برد. آن كه از دست رفت، كلاله بود، و آن تبر به دست ...؟ ناله‌ي زنان، گريه‌ي كودكان، و افسوس مردان ... آيا تقدير اين گونه بوده است؟ نه! اين، نتيجه‌ي بي‌فكري و بي‌تفاوتي ما بود. به سادگي از كنار آن تبر به دست گذشتيم و باعث شديم تا براي چندمين بار سيلي ويران‌گر ما را عزادار كند.... تا زماني كه دليل واقعه را در خودمان جستجو نكنيم، اين داستان ادامه خواهد داشت.

 

تجمع در مقابل وزارت كشاورزي؛       

               درخواست توجه به موضوع سيل

در روز 15 شهريور، تعدادي از طرفداران محيط زيست و چند نفر از اهالي استان گلستان در جلوي ساختمان وزارت جهاد كشاورزي تجمع كردند و با در دست داشتن پلاكاردها و اطلاعيه‌هايي خواستار آن شدند كه سازمان جنگل‌ها و مراتع (زيرمجموعه‌ي وزارت كشاورزي) از نابودسازي جنگل‌هاي گلستان توسط نهادها و اشخاص گوناگون جلوگيري كند.

خبر اين تجمع در چند شبكه‌ي سيما، خبرگزاري‌ها، و مطبوعات انعكاس داشت. در زير، خلاصه‌اي از گزارش چند رسانه را در اين مورد مي‌بينيد.

 

توسكاراباكاج تاختنزنيد

 

روزنامه‌ي همشهري 20/6/84 ـ چهار سال متوالي است كه سيل، منطقه‌اي خاص از استان گلستان را دربرمي‌گيرد و هنوز مسئولان امر در فكر تدابيري هستند تا سال آينده خسارات را به حداقل برسانند.

خب، مديري كه يا در اتاقش نيست و وقتي هم كه هست جلسه‌اي انفرادي دارد و در حالي كه پايش را روي ميز گذاشته چاي و شيريني مي‌خورد، بايد هم كار امسال را به سال ديگر بيندازد. چه اهميتي دارد كه هر سال صدها نفر از مردم روستايي مي‌ميرند و هزاران نفر آواره مي‌شوند و يكي از منحصر به فردترين اكوسيستم‌هاي جنگلي جهان از بين مي‌رود. مهم اين است كه در اين قبيل موارد خبرنگارها جوري پيچيده شوند كه قضيه زير ذره‌بين نرود و به اصطلاح بيخ پيدا نكند...

اما حالا ديگر همه مي‌دانند كه سيل گلستان تنها پيامد اهمال‌كاري برخي مديران است كه مشغله‌هاي كاري، اجازه‌ي رسيدگي به اين قبيل امور را به آن‌ها نمي‌دهد.

تعدادي از آسيب‌ديدگان سيل گلستان هفته‌ي گذشته با تجمع در مقابل وزارت كشاورزي خواستار جلوگيري از تخريب جنگل‌ها و مراتع سطح اين استان شدند. تجمع‌كنندگان در حالي كه تصاوير تكان‌دهنده‌اي از ويراني منازل و آوارگي خانواده‌ها و اقوام‌شان را به نمايش گذاشته بودند، پلاكاردهايي با مضامين «جنگل‌هاي باستاني ما را به كاج تاخت نزنيد»، «هر مترمكعب چوب، معادل جان چند انسان؟»، ... در دست داشتند.

يكي از حاضران مي‌گفت: «شما را به خدا به جاي اين كه به فكرتشكيل ستاد بحران و تجهيز بيمارستان‌ها و آمبولانس‌هايتان باشيد، فكري به حال علت اين فجايع بكنيد. در حالي كه همچنان طرح‌هاي اجاره و بهره‌برداري از جنگل‌هاي منطقه ادامه دارد، هر بار سيل مرگبارتر مي‌شود. واقعاً شرم‌آور است كه در كشوري با اين همه منابع غني سوخت، همچنان از چوب درختان براي تامين سوخت استفاده شود.»

 

تجمع سيل‌زدگان گلستان مقابل وزارت جهاد كشاورزي 

 

روزنامه‌ي شرق 16/6/84 ـ در حالي كه تنها يك ماه از وقوع دو سيل مهيب و مرگبار در استان گلستان مي‌گذرد، صبح ديروز جمعي از سيل‌زدگان و فعالان فرهنگي و اجتماعي گرگان در اعتراض به تخريب جنگل‌ها و عدم رسيدگي مسئولان استاني مقابل وزارت جهاد كشاورزي دست به تجمع و اعتراض زدند. اين اعتراض در شرايطي برگزار شد كه هيچ يك از تشكل‌هاي زيست محيطي استان گلستان و حتي تهران در اين تجمع حضور نداشتند.

به دنبال وقوع دو سيل در فاصله‌ي كمتر از 10 روز در استان گلستان، بيش از60 نفر كشته و يكصد نفر مجروح شدند و بالغ بر دو هزار هكتار از اراضي كشاورززي و باغات استان صددرصد تخريب شد، به 153 روستا و شهر خسارت وارد شد و 15 روستا كاملاً در مسيل سيل تخريب شد.

از سوي ديگر بالغ بر يك هزار دام روستاييان از بين رفت و جاده‌ي پارك ملي گلستان براي سومين بار در چهار سال اخير تخريب و بسته شد.

 

   تحصن گلستاني‌ها در تهران

 

روزنامه‌ي گلشن مهر (روزنامه‌ي استاني مازندران و گلستان) 16/6/84 ـ ... يكي از تجمع‌كنندگان گفت: قطع بي‌رويه‌ي درختان و از بين رفتن پوشش طبيعي يكي از علت‌هاي اصلي رخ دادن سيلاب است... .

ايشان افزود: متاسفانه رسانه‌هاي كشور در بازتاب خسارات سيل بسيار بي‌تفاوت عمل كرده و اين موضوع باعث شد ايرانيان از عمق اين فاجعه بي‌اطلاع بمانند ... .

 

«آب در گلستان» فقط يك تيتر بود!   

 

هفته‌نامه‌ي گلستان 19/6/84 ـ چهار سال سيل در استان گلستان، واقعاً طبيعي است؟! معترضين به ]مسببان[ سيل‌هاي پيوسته در استان گلستان روي پله‌هاي وزارت كشاورزي نشستند. پلاكاردها روي دست آمد و تعجب همه را فراگرفت. آنان با توزيع سي دي ]كه وضعيت مناطق سيل‌زده را نشان مي‌داد[، نشريه‌ي «سيل‌نامه» و برگه‌‌هايي كه مواد قانوني مربوط به حفظ محيط زيست در آن ذكر شده بود، و چسباندن عكس‌هايي از مناطق سيل‌زده مردم را به سمت خود كشاندند.

نوشته‌ي يكي از پلاكاردها، واكنش به تيتر صفحه‌ي يك روزنامه‌ي شرق بود كه بعد از سيل دوم سال جاري نوشته بود: «آب در گلستان» ... .

 

اعتراض بي‌پاسخ به سيل گلستان  

                                           

 خبرگزاري ميراث فرهنگي (ميراث خبر) 15/6/84 ـ ماه گذشته وقوع چندين سيل در استان گلستان باعث ويراني بسياري از روستاها، بي‌خانماني 12 هزار نفر از مردم استان و وارد شدن خسارات زيادي شد. هرچند وقوع سيل يك پديده‌ي طبيعي به شمار مي‌آيد، اما اين بار متخصصان منابع طبيعي و انجمن‌هاي زيست محيطي معتقدند وقوع اين سيل‌ها ارتباط چنداني به بلاياي طبيعي ندارد.

يكي از متخصصان معتقد است سيل گلستان بيش از يك فاجعه است، به طوري كه اگر روند تخريب جنگل‌ها و واگذاري زمين‌ها اين‌گونه ادامه يابد، سال بعد نيز شاهد چندين سيل خواهيم بود. سيل‌هايي كه معلوم نيست اين بار جان چند هزار نفر را بگيرد. يكي ديگر از متخصصان از عدم همكاري ديگر تشكل‌ها ناراضي به نظر مي‌رسد ... .

 

وزارت كشاورزي هيچ پاسخي به سيل‌زدگان متحصن نداد

 

خبرگزاري فارس 16/6/84 ـ حسين عبيري سرپرست كميته‌ي محيط زيست «ستاد دوستداران دماوند پاك» گفت: مسئولان وزارت كشاورزي به مدافعان محيط زيست و سيل‌زدگان گلستان كه روز گذشته در اعتراض به قطع درختان اين استان در مقابل وزارتخانه‌ي مذكور تحصن كرده بودند، هيچ پاسخي نداد.

 

 متن تعدادي از اطلاعيه‌هاي تجمع‌كنندگان در مقابل وزارت كشاورزي (15/6/84)

 

اصل پنجاهم قانون اساسي

در جمهوري اسلامي، حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل‌هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي مي‌گردد. از اين رو فعاليت‌هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است.

آيا از اين گونه فعاليت‌هاي مخرب در جنگل‌هاي گلستان جلوگيري مي‌شود؟!

 

از مسئولان سازمان جنگل‌ها و مراتع درخواست پاسخ داريم:

/ 0 نظر / 21 بازدید