زمین‌لرزه؛ فرصت‌طلبی‌ها و حقه‌بازی‌ها

آدم‌ها، گاه بسیار فرصت‌طلب (در زبان عامیانه: نامرد!) می‌شوند؛ برای این گروه از آدم‌ها، که البته و خوشبختانه بسیار کم‌شمار تر از انسان‌های عادی و خوش‌قلب هستند، فرصت، فرصت است و فرقی نمی‌کند که بر اثر چه چیز و در چه شرایطی فراهم شده است! آنان، از فرصت‌ها فقط به نفع خویش و بی‌اعتنا به ضرر و زیان دیگران، بهره می‌برند. در همین ایران، در "بوم‌لرز"(1)های رودبار و بم، یا در فاجعه‌ی حمله‌ی نیروهای صدام به کردستان عراق (اوایل دهه‌ی هفتاد) که در نتیجه‌ی آن صدها هزار آوراه به ایران پناه آوردند، دیده و شنیده و خوانده ام که افرادی وارد منطقه‌های مصیبت‌زده شده و از جیره‌های اهدایی مردم آسیب‌دیده خورده و برده اند یا اندک پول آنان را بالا کشیده اند.

بد نیست که از یک تجربه‌ی اخیر خودم نیز بگویم که شاید برای دیگر دوستان آموزنده باشد: پس از رویداد غم‌انگیز برودپیک در تیر ماه 1392، یک روز شخصی به من تلفن کرد و گفت که از شرکت الکترولوکس سوئد تماس می‌گیرد و پس از اظهار همدردی با من و باشگاه آرش گفت که الکترولوکس هر سال یک جایزه به سازمان‌های غیردولتی که کاری برجسته در زمینه‌ی ورزش یا محیط زیست انجام داده باشند اهدا می‌کند. سپس افزود که هیات مدیره‌ی شرکت با توجه به حادثه‌ی برودپیک تصمیم گرفته که جایزه‌ی سال خود را به باشگاه آرش بدهد. او چنان متین صحبت کرد که من تحت تاثیر قرار گرفتم، و سپس با چند تن از دیگر اعضای باشگاه آرش هم تماس گرفت و همه‌ی ما قانع شدیم که قضیه درست است!

نکته‌ای که ما را متقاعد کرده بود که حقه‌بازی‌ای در کار نیست، این بود که آن "نماینده‌ی الکترولوکس" و آن شخص دیگری که به عنوان "پروفسور..." (یک مثلا پزشک ایرانی) با ما تماس گرفته بود، وبنا بر ادعا، معرف ما به شرکت برای تخصیص جایزه بوده، هیچ پول یا امکاناتی از ما درخواست نکرده بودند. به ما گفته شد که چون به خاطر تحریم‌ها فرستادن پول از اروپا به ایران ممکن نیست، ما باید به ترکیه برویم و طی مراسمی جایزه‌ی خود را دریافت کنیم. من حتی با دوستی که رفت و آمدهای بسیاری به ترکیه دارد و در آن کشور به کارهای بازرگانی هم مشغول است، مشورت کردم و او نیز هیچ کلکی در قضیه تشخیص نداد! کار به جایی رسید که من بلیط هواپیما گرفتم و هتل رزرو کردم که به استانبول بروم. در روزی که قرار بود به ترکیه بروم، آن "پروفسور" کذایی با من تماس گرفت و گفت که شما باید برای انجام پاره‌ای تشریفات بانکی، بیست هزار یورو با خود بیاورید! و افزود که من باید آن مبلغ را در هتل به او بدهم تا جایزه‌ی باشگاه که معادل یکصد و شصت هزار یورو است، به ما داده شود. تازه در این مرحله دریافتم که یک کلاهبرداری در کار است... و از رفتن به استانبول خودداری کردم!

بعدا شنیدم و در یک فیلم سینمایی هم دیدم که چندین ایرانی قربانی حقه‌بازی‌های مشابه شده اند.

نتیجه‌گیری اخلاقی(!): حتی در شرایط بسیار فاجعه‌آمیز، دستخوش احساسات لحظه‌ای نشوید و درست تصمیم بگیرید.

 

1) در گویش قدیمی کرمان، به زلزله "بوم‌لرز" گویند (واژه‌ای فارسی و زیبا).

/ 0 نظر / 25 بازدید