دروغ پردازی در ماجرای سیوند

در ایران ، هم پیش از اسلام دروغ را بسی زشت میدانستند – چنان که پادشاهان در<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سنگ نبشته‌ها دعا می‌کردند که اهورمزدااین سرزمین را از دروغ در امان بدارد  و هم پس از

اسلام کهدروغ جزو گناهان کبیره شمرده شد . اما ، بزرگ و کوچک مان بسیاردروغ گفته ایم

و می گوییم ! آنان که در مسلمانیشان شکی نباید کرد و امروزه در مناسبت هایی که اقتضاکند، در ایرانی بودن خود هم داد سخن می‌دهند و بهنیاکان باستانی شان می نازند ، به چشمان شما زل میزنند و به راحتی آب خوردن دروغ می‌

بافند.

 

در روز 18 بهمن که عده ای از معترضان به آب گیری سدسیوند در جلوی وزارت نیرو و سازمان

میراثفرهنگی جمع شدند ، هم یکی از معاونان وزارت نیرو و همدکترمهدی موسوی معاون سازمان ( و رییس پژوهشکدهی میراث فرهنگی ) قول دادند که در مناظره ای بامخالفان آب گیری شرکت کنند . رییس پژوهشکده که دردانشگاه هم تدریس می کند ، می گفت : « حرف شما ، حرف مااست ؛ ما خیلی خوشحال ایم که مردم این قدر بهمیراث فرهنگی خود حساسیت نشان می دهند ... » اوحتی گفت که ترتیب یک سفر به تنگ بلاغی را به همراهروزنامه نگاران و نمایندگان سازمان های غیردولتیخواهد داد و در همان جا نشان خواهد داد که چه کارهای بزرگیبرای حفاظت آثار باستانی منطقه انجام شده است . داشتیمحتی باور می کردیم که گویا سد سیوند را  اصلابرای حفظ آثار تاریخی ساخته اند ! یکی دو ماهگذشت و از آن سفر و از آن مناظره خبری نشد و در عوض دیدیمکه  در پرده ی شکی میان می شود و نمی شود، آبموذی بالا آمد ... تا دیروز که ناگهان گفتند « به زودی آبگیری خواهیم کرد».

 

در مورد ارتفاع نهایی آب پشت سد و در مورد فاصله ی خود سد با دشت پاسارگاد هم ،

آن چه که مقام های رسمی می گویند، با مشاهده ها و محاسبه های اشخاص مستقل

و غیردولتی مغایرت شدید دارد . این ها را می شد در همان سفر مشترک و با یک دستگاه « جی پی اس » ساده محاسبه و صورت جلسه کرد ، اما در قاموس مدیران ماچنین هم اندیشی های تفاهم آمیز با عوام الناس ، که در نظر آقایان وظیفه ای جز هورا کشیدن برای مدیران « خدوم » ندارند ، تعریف نشده است . راحت تر آن است که به خلق الله بگوییم که سد برای شما آب خواهد آورد ، و البته از شبکه های لازم برای آبیاری زیر سد هیچ نگوییم، و نیز از هزاران هکتار مرتعی که به زیر آب می رود و عشایری که باید همان تعداد دام قبلی خود را در مراتعی کوچک تر بچرانند یا ... هر کار دیگری که دل شان خواست بکنند . مرده ریگ چند هزار ساله هم که در برابر قهقهه های سرخوشانه ی امروز به پشیزی نمی ارزد . و نگوییم که برای مهار و استفاده از آب راه های دیگری هم وجود دارد ، و حتی این که می‌شد سد را در جای دیگری ساخت .

 

آب گیری سیوند انجام خواهد شد و یک بار دیگر فرهنگ بساز و بفروشی که در رگ و پی مدیران مملکت هم ریشه دوانده  و فقط در پی تخریب داشته ها – برای ساخت بناهای بی هویت  و کسب سود های بادآورده – است ،  ریشخند تحقیرآمیز خود را به دل شکستگان خسته یاین کارزار تحویل خواهد داد . فردای روز آب گیری ، بساز و بفروش ها حساب های خود را با خزانه تسویه خواهند کرد و به دنبال پروژه ای دیگر در جایی دیگر خواهند رفت . این ، فقط خزانه ی فرهنگ و تاریخ ملت است که زخم خورده تر از پیشخواهد بود.

/ 1 نظر / 6 بازدید
safzav

اين همان موضوعی بود که دقيقا ديروز ذهن من را مشغول کرده بود و برايش ژستی نوشتم. البته شما گسترده تر و پر و پيمان تر نوشته ايد.