درباره‌ی حسن جوادیان

یکی از نخستین درس‌هایی که در سنگ‌نوردی عمومی می‌دهند، این است که حتما انتهای پایینی طناب فرود خود را گره بزنید تا اگر ته طناب به طاقچه یا زمین نرسیده بود، از آخر طناب در نروید. چرا حسن، با آن همه تجربه و توانایی، این نکته‌ی ابتدایی را رعایت نکرده بود؟! اکنون برای ما بسیار ساده است که بگوییم او اشتباه کرد، و این جمله‌ی کلیشه‌ای را تکرار کنیم که: «در کوهستان، نخستین اشتباه آخرین اشتباه است». واقعیت این است که همیشه چنین نیست، و هر کوه‌نورد و سنگ‌نوردی (مانند دیگر انسان‌ها در دیگر زمینه‌ها) اشتباه‌های بسیاری را مرتکب می‌شود، و در بسیاری موردها خطر از سر می‌گذرد یا به یک آسیب‌دیدگی می‌انجامد. اما موردی هم پیش می‌آید که دیگر قضیه به خیر و خوشی پایان نمی‌پذیرد و روز واقعه فرا می‌رسد... . به نظر می‌رسد اشتباه‌های کوه‌نوردی، "اثر تجمعی" (cumulative) دارند، یعنی مانند شرایطی که یک دارو به اشتباه (اما نه به اندازه‌ای که مرگ‌آور باشد) مصرف می‌شود و شخص می‌پندارد که اتفاقی نیفتاده، اما اثر هر بار مصرف در شخص باقی می‌ماند تا آن که سرانجام وی را از پای بیاندازد. به بیان دیگر، اثر هر اشتباه، در سرنوشت کوه‌نورد باقی می‌ماند و تجمع می‌یابد و یک روز کار دستش می‌دهد.

مکتب دیواره‌نوردی کرمانشاه، تاثیر مثبت انکار ناشدنی در شکل‌گیری و ارتقای سنگ‌نوردی در ایران داشته است، در عین حال این مکتب تا حدی دچار "نشانگان ندیدن خطر در کوه" (3) است. یعنی کرمانشاهیان، شاید به دلیل تسلطی که در کار بر روی دیواره‌های بیستون و طاق بستان و دیگر سختون‌های بلند منطقه دارند، خطر را جدی نمی‌گیرند (که البته این وضع، پس از جشنواره‌ی دوم بیستون بسیار بهتر شد). این نکته، مورد توجه دیواره‌نوردان خارجی شرکت‌کننده در جشنواره‌های بیستون بوده است؛ به‌ویژه دیواره‌نوردان فرانسوی که پس از سه دوره حضور در این رویداد به نوعی دل‌بسته به بیستون و کرمانشاهیان شده اند، در چند سال گذشته بر این نقطه ضعف انگشت گذاشته و بارها به ایمن نبودن کارگاه‌هایی که کرمانشاهیان بر بیستون ترتیب می‌دهند، و بر سهل‌انگاری آنان به هنگام صعود اشاره داشته اند. همین نکته‌ها انگیزه‌ی برگزاری دوره‌ی آموزشی دیواره‌نوردی ایمن شد.

اشاره به یک نقطه ضعف در مکتب کرمانشاه، البته به معنای آن نیست که در دیگر نقاط کشور، وضعیت روبراه است. بارها بر روی دیواره‌هایی مانند بندیخچال، یافته، و علم کوه دیده ایم که دیواره‌نورد بی آن که حمایت موثری داشته باشد، یا حتی در طناب باشد به سرعت صعود می‌کند، یا روی یک تک میخ یا کارگاه قدیمی نامطمئن فرود می‌رود. حتی موردهایی داشته ایم مانند زنده‌یاد شهریار امیرسلیمانی (دیواره‌ی علم کوه، 1365) که نه تنها ته طناب فرود را گره نزده بود، بلکه هنگامی که متوجه شد که طنابش به طاقچه نرسیده، تصمیم گرفت که با پرش خود را به طاقچه برساند!

جامعه‌ی کوه‌نوردی ما نیاز زیادی به آموزش، و به بازنگری در رفتارهای خود دارد... و البته نباید فراموش کرد که: اشتباه‌های بزرگ برای مردان بزرگ است! خطر در کوه‌نوردی هیچ‌گاه به صفر نمی‌رسد، و کسانی که پیوسته به کارهای سخت می‌پردازند، بیشتر در معرض اشتباه و خطر هستند؛ چنان که رانندگان حرفه‌ای بیشتر در معرض خطر تصادف جاده‌ای، و آتش‌نشانان بیشتر در معرض سوختگی هستند... ، و همان‌گونه که زنده‌یاد فرشاد خلیلی خوشه‌مهر یکی از بهترین مربیان بهمن‌شناس ایران موجب گرفتاری خود و هفت همراه دیگرش در بهمن شد. در بیرون از ایران هم بسیار کوه‌نوردان خبره بوده اند که به علل باورنکردنی جان باخته اند؛ در آوریل 2013 در خبرها آمده بود که کرگ پاترسون (craig patterson)  آموزشگر بهمن در یوتای آمریکا بر اثر ریزش بهمن جان باخته است. همین چند هفته پیش هم دین پاتر (Dean Potter) دیواره‌نورد و پرنده‌ی اعجوبه که کارهای بسیار دشوار سرعتی، تکی، و... در یوسمیتی، فیتزروی و دیگر جاها به انجام رسانده بود، در یک پرواز در منطقه‌ای غیرمجاز(!) به همراه دوستش گراهام هانت (Graham Hunt) سقوط کرد و درگذشت. کوه‌نوردان بزرگی مانند پییر بگین (Pierre Beghin) ، ژان کریستف لافای (Jean Christophe Lafaille) و بسیار کوه‌نوردان نخبه‌ی دیگر که کارنامه‌های کم‌مانند در صعودهای دشوار هیمالیایی و جز آن داشته و راهنمای کوهستان یا کارشناس برف و بهمن و ...  هم بوده اند، به علت ارتکاب اشتباه، یا تشخیص نادرست، یا بدبیاری و جز آن در کوه جان باخته اند. گی ابر فرانسوی که کارنامه‌ای مملو از دیواره‌نوردی‌ها و کوه‌نوردی‌های فوق دشوار در سخت‌ترین کوه‌های جهان دارد، دو سال پیش در سنگسر (سومین اردوی سنگ‌نوردی برتر) می‌گفت که همه‌ی دوستانش که در سخت‌ترین صعودها همراه او بوده اند، در کوه مرده اند.

حسن جوادیان یک سنگ‌نورد فوق‌العاده و شخصیتی بااخلاق و مردم‌دار بود؛ اشتباهی که به جان باختن او انجامید، چیزی از بزرگی کارهای وی و از خاطره‌ی گرانقدرش نمی‌کاهد. امیدواریم که خانواده‌ی او بتواند این غم بزرگ را با شکیبایی تاب آورد.

 عباس محمدی- ابراهیم نوتاش

پی‌نوشت

1) مقام‌های زنده‌یاد حسن جوادیان در مسابقه‌های صعود:

* 1380، شیراز، رتبه‌ی نخست مسابقه‌ی جوانان

* 1381، شیراز، رتبه‌ی سوم مسابقه‌ی جوانان

* 1382، زنجان، رتبه‌ی دوم  جام فجر در رشته‌ی لید

* 1382، زنجان، رتبه‌ی دوم مستر کاپ در رشته‌ی لید

* 1383، اصفهان، رتبه‌ی نخست جام سولو

* 1383،تهران، رتبه‌ی سوم جام بهار

* 1384، حضور در مسابقات آسیایی تهران

از سال 1385، دچار آسیب‌دیدگی دست شد و سنگ‌نوردی جدی را برای مدتی کنار گذاشت. دوره‌ی دوم فعالیت‌های برجسته‌ی او، از 1391 آغاز شد.

 

2) شماری از کارهای دیواره‌ای او:

* 1381، صعود دشوار ترین مسیر طبیعی ایران به نام "مسیر Iran Gate " که به دست برونوی فرانسوی در سال 1372 گشوده شده بود.

* 1383، گشایش مسیر پیتون (یکی از سخت‌ترین مسیرهای دیواره‌ای ایران؛ تا 5.13A)

* ادامه دادن بخش دوم مسیر سختون (بیستون، حصار حاج علی‌محمد) که پیش‌تر به دست دیگران باز شده بود، در زمستان 1383 به صورت تکی، در مدت شش روز

* گشایش مسیرهایی روی بیستون (بخش کل‌کش و...) در جشنواره‌های بیستون، به شکل سرعتی (چهار ساعته! و...)، همچنین در چالابه و چشمه سهراب، و در دیگر استان‌های کشور (بیش از 200 مسیر).

جوادیان، همچنین از مربیان اصلی تیم‌های سنگ‌نوردی سالنی کرمانشاه بود، و در فعالیت‌های جستجو و نجات کوهستانی منطقه هم حضور چشمگیر داشت.

(امید آن که دوستان و هم‌نوردان حسن جوادیان بتوانند فهرست کاملی از فعالیت‌های او تدوین کنند.)

 

3) نشانگان یا syndrome مجموعه‌ای از علامت‌ها است که نشانگر یک اختلال خاص است. اصطلاح "نشانگان ندیدن خطر در کوه" را برای عارضه‌ای ابداع کرده ایم که علامت‌های آن عبارت است از: بی‌اعتنایی به عامل‌های خطرساز، سرسری گرفتن آموزه‌های جدی، فدا کردن ایمنی به خاطر سرعت، عادی شدگی دست‌یازی به کارهای خطرناک (استفاده نکردن از کلاه ایمنی، خودداری از بازنگری گره‌ها و کنترل دوباره‌ی کارگاه صعود یا طناب فرود...) و مانند این‌ها.

/ 0 نظر / 55 بازدید