شهری برای هيچ کس ( ۲ )

نبود تعریف برای بخش های گوناگون شهر

 

مدیران شهری ما ، با وجود الزام به پای بندی به « طرح جامع » و « طرح هادی » و محدوده ی شهری و مانند این ها ، در عمل دنباله روی موج های بساز و بفروشی ، یا تب های تورمی که هر چندگاه یک بار قیمت زمین و ساختمان را بی دلیل منطقی بالا می برد ، هستند . و چه بسیار مواقع که خود ، به منظورایجاد درآمد برای شهرداری ، مشوق و شریک در برنامه های تخریب پیاپی محله ها و گذرگاه های شهر می شوند . درست این است که اگر خیابان ، مجموعه ی ساختمان ، یا فضای سبز ( در حاشیه ی گذرگاه ها  یا  در زمین های جداگانه ) با طرحی مشخص ساخته شد ، این ها – به ویژه از نظر نما – از تغییرهای پی در پی در امان باشند تا شهر شکل و هویت پایدار به خود بگیرد . ثبات در طراحی شهری ، سازندگان را ملزم به رعایت استانداردهای ایمنی و زیبایی شناختی می کند ، از هجوم جمعیت اضافه و نامتناسب با مساحت محدوده جلوگیری می کند ، و احساس آرامش و تعلق خاطر به محل را برای ساکنان به ارمغان می آورد .

محدوده ای که به عنوان مسکونی تعریف شده است ، نباید با ساخت بناهای مربوط به وزارتخانه ها ، شهرداری ، مراکز درمانی ، مراکز خرید ، و مانند این ها هویت زیستگاهی خود را که نخستین ویژگی آن ، خلوتی نسبی و « آشیان » بودن برای گروهی خاص است ، از دست بدهد . در آشیان ، می توان زندگی کرد و مهر ورزید ، اما در مجموعه های درهمی که در دو سه دهه ی اخیر شکل گرفته ویک روز می بینی که در کنار ساختمان مسکونی ات مثلا یک مرکز پاتولوژی سبز شده است ، هیچ احساس ریشه دار و هیچ میراث ماندگار پا نمی گیرد .

شاید بگویند که با رشد جمعیت بالایی که ما داشته ایم ، چاره ای جز تخریب های سریع و تجدید بنا ، برای استفاده ی بیشتر از زمین ، نداریم . اما ، باید گفت که  عادت به تخریب آثار گذشتگان و ریخت و پاش های این چنین ، مختص شهرهای بزرگ نیست و در شهرهای با رشد جمعیت کم یا حتی در روستاها که بسیاری شان رشد جمعیت منفی دارند هم دیده می شود . می توان گفت که سلیقه ی همگانی ما ، به دلایلی ، به سوی دشمنی با آثار کهنه تنزل کرده است . تا جایی که بر اثر عوارض این گرایش بیمارگونه ، ما یک ساختمان ۳۰-۲۵ ساله را « کلنگی »  می خوانیم .

در زیر ، به چند نمونه از کارهای عمرانی که هم اینک در شهر تهران در حال اجرا است ، و مصداق بی برنامگی و ناپایبندی به ارزش های میراثی است ، اشاره می کنم ؛ از این نمونه ها بسیار می توان برشمرد ، چه در تهران و چه در دیگر شهرها و روستاهای کشور .

/ 2 نظر / 5 بازدید
کویر.س

اینقدر پستای شما و چند تا دیگه از دوستان طولانی هست که آدم باید ذخیرشون کنه... ممنون به خاطر نوشته های زیباتون راستی هنوز دلمون میخواد در لینک باکس شما باشیم... از طرف بچه های انجمن تلاش ایرانیان گیاه خوار

مجتبی مجديان

در شهر يزد نيز چند روز پيش شاهد چنين مسئله ای بوديم. يک از اعضای شورای جديد شهر يزد طی سخنانی در شبکه استانی سيما گفته که بايد بافت قديم و باستانی يزد تخريب گردد. برای من جای سئوال است در شهری مانند يزد که اطرافش پر است از بيابان، و امکان توسعه شهر و فضاسازی وجود دارد، چرا بايد بافت قديم که يادگار اجداد و نياکان ماست و می تواند منبع خوبی برای جذب توريست چه از داخل و چه از خارج کشور باشد، تخريب شود؟؟؟؟؟ اين هم از طرز فکر ناب مسئولين شهری ما