باز هم درباره ی افسانه های سد سازی

ضمن جلب توجه دوستان به همایش « سدهای بزرگ ، پیامدها و جایگزین ها » (یادداشت  ۱۹/۲/ این وبلاگ ) در زیر یادداشت دیگری در ارتباط با افسانه پردازی های سد سازان می آوریم : 

* " سدها به پیشرفت گردش گری کمک می کنند " ! ؛ در ویژه نامه ی مدیر یت منابع آب (13) آمده است : « سدها می توانند به عنوان مناطق ویژه ی گردش گری توسط سازمان میراث فرهنگی شناخته شده و به ثبت برسند » و نویسنده افزوده است که می توان با ایجاد مجتمع های گردش گری و هتل داری ، راه اندازی ورزش های آبی ، و برگزاری تورهای علمی و فنی ... گردش گران را جذب کرد . از همه جالب تر این که در یادداشت دیگری  با عنوان « نگاه کارشناس » در همین صفحه از ویژه نامه ، آمده است که با استفاده از سدها می توان در جهت « توسعه ی اکوتوریسم » استفاده کرد . بیچاره اکوتوریسم که گویا جدیدترین قربانی روند قلب واژه ها و مفهوم ها در ایران است !

این گفته های " کارشناسانه " ، جایی آمده است که درست در یک صفحه پیش از آن ، می خوانیم : « ... متاسفانه طی سال های اخیر به دلیل عملکرد انفعالی متولیان میراث فرهنگی آثاری [تاریخی] از میان رفتند ... به عنوان نمونه با اجرای پروژه ی [سد] کارون 3 بسیاری از آثار باستانی ایذه به زیر آب رفتند . این آثار در دل کهن شهر ایذه در شمال خاوری خوزستان ، با ویژگی های سحرآمیز طبیعی و تاریخی قرار داشتند . به گفته ی جعفر مهرکیان - مدیر پایگاه پژوهشی ایذه - در حوزه ی آب گیری کارون 3 آثاری ارزشمند از نخستین دوره های کوچ گری و استقرار آدمی به زیر آب رفتند . از جمله ی این آثار می توان به کاروانسرای هفتصد ساله ی خارسیاه دون اشاره داشت که به شکل کامل غرق شد ... » . ناگفته نماند که به گفته ی مسعود آذرنوش رییس پژوهشکده ی باستان شناسی ، در حوزه ی آب گیری کارون 3 آثار پر شماری از « دوران عصر سنگ تا دوران اسلامی ... شامل غارها ، پناهگاه های عصر فراپارینه سنگی ... گورستان های دوران عیلامی ... و بقایای تمدن آپاپیر » (14) وجود داشته که بیشتر آن ها به طور کامل به زیر آب رفته است . در یادداشت  ویژه نامه ی یادشده ، نویسنده گناه این بی توجهی را به گردن سازمان میراث فرهنگی انداخته است تا در نشریه ای که به تقدیس سدها اختصاص دارد ، مسوولیتی متوجه سد سازان نشود . اما ، نکته ی مهم تر این است که نویسنده ( در واقع : سد سازان ) تقریبا همیشه و همه جا آثار فرهنگی بی همتا و جاذبه های گردش گری بسیار با ارزش و موجود را نابود کرده ، و هم زمان ادعا کرده اند که جاذبه هایی خلق کرده یا آماده خواهند کرد . جای پرسش است که کدام عقل سلیمی می پذیرد که جاذبه های کهن و کم مانند به نفع « جاذبه » های دروغین نو ازمیان بروند ؟! واقعیت این است که " پروژه بگیران " حرفه ای ، بنا به "طبیعت" خود ، در مورد جاذبه های گردش گری هم فقط  به فکر ساخت و ساز هستند ، نه حفاظت میراث طبیعی و تاریخی که به ویژه در کشوری مانند ایران ، می تواند بزرگ ترین جاذبه و یکی از مهم ترین منابع درآمد باشد .

ساخت و ساز در حریم دریاچه ی سدها ، گذشته از هزینه بر بودن و ریختن پول به جیب شرکت های بزرگ غیر بومی ( به جای اهالی ضعیف و متوسط محلی ) ، این اشکال بزرگ را دارد که آلودگی آب مخزن سد را افزایش می دهد . چنان که برای مثال ، چند سال پیش مجبور شدند برای جلوگیری از آلوده تر شدن آب سد امیرکبیر کرج ، هتل واریان را که در مجاورت دریاچه ی این سد ساخته شده بود ، خراب کنند . و سال ها است که سازمان آب در تلاش است تا رستوران های نزدیک به رودخانه ی کرج را هم خراب کند که به علت هزینه ی سنگین این کار، چندان موفق نبوده است . به علاوه ، دریاچه ی سدها به دلیل عمق زیاد ، شیب تند کناره ها ، جریان خطرناک آب در نزدیکی دیواره به هنگام باز بودن دریچه ها ، بالا و پایین شدن زیاد سطح آب برای تنظیم میزان آب دهی و تولید برق ... به طور کلی جای مناسبی نه برای حیات وحش و نه برای ورزش های آبی و تفریح است . جاذبه هایی به مراتب باارزش تر ، در چم وخم های طبیعی رودخانه های پرخروش ( نه آب مرده ی پشت سد ) و در تالاب های طبیعی و مصب های رودخانه هست که در بیشتر مواقع با سد سازی از میان می روند .

دیدگاه سد سازان و طرفداران شان - به ویژه در کشورهای پیرامونی مانند ایران - گونه ای مدرن گرایی پرخطا است که به مثابه سرپوشی بر کهنه پرستی در امور سیاسی و اجتماعی به کار می رود ؛ تقی زاده ی خامسی ، مدیر عامل شرکت آب منطقه ای تهران ، در سرمقاله ی ویژه نامه ی طرح های مهار آب در سال 1382 پس از اشاره به پیشینه ی کهن بند و سد سازی در ایران ، می نویسد : « از نقشه ی ژنوم مدرنیته ، لااقل یک ژن آن از دیرباز نصیب ما ایرانیان شده بود . ما طبیعت را مهار می کردیم و می خواستیم بر آن مسلط شویم ...  هفتصد سال پیش در جنوب شرقی ساوه بند بزرگی ... ساخته شد . هفتصد سال بعد که مهندسان خواستند سد ساوه را بسازند جایی بهتر از آن جا را پیدا نکردند و هم اکنون بند قدیم در زیر دریاچه ی سد جدید ساوه آرمیده است » (15) . آن نحله ی فکری که در جاهای دیگر ، از پاره ای ابعاد مدرنیته مانند اصالت فرد ، احترام به آزادی های شخصی ، پاسخ گو بودن حکومت به مردم ، رعایت حقوق مالکیت ، و مانند این ها تبری می جوید ، در جایی مانند این ، چنین تعریف خودساخته ای از مدرنیته ارایه می دهد . در عین حال ، در این چند جمله ، تقی زاده خامسی میزان دل بستگی سدسازان را به میراث های فرهنگی و جاذبه های اصیل گردش گری نشان می دهد ؛ سدی تاریخی که برای « آرمیدن » به زیر آب برده می شود !

اگر ایوب ربنو ی تاجرپیشه ، یا دمورگان و گیرشمن و دیگر باستان شناسان خارجی در طول یکصد و چند سال گذشته  با کند و کاو تپه ها و محوطه های تاریخی ما ، آثار بسیار با ارزشی یافتند و بخش بزرگی از آن ها را به خارج بردند ، اکنون چند دهه است که بولدوزرهای سدسازان خودی و دریاچه های دست سازشان ، این تپه ها و آثار را تخریب و مغروق می سازد . در زیر به چند مورد از این دست ( به جز مورد بزرگ کارون 3 و سد ساوه که در بالا از آن ها گفتیم ) اشاره می کنیم :

در سال 1361 تیغه ی بولدوزری که برای ساخت سد تنظیمی شهدا روی رودخانه ی مارون ، محدوده ی شهر باستانی ارجان در نزدیکی بهبهان را حفاری می کرد ، به یک تابوت منحصر به فرد فلزی برخورد کرد . این تابوت که بعدا معلوم شد متعلق به یکی از پادشاهان عیلامی بوده ، نشانه ای قطعی از آثاری گسترده تر بوده است . اما ، عملیات حفاری و سد سازی  ادامه یافت و از این رهگذر آسیب زیادی به محدوده ی شهر باستانی ارجان که مربوط به دوره ی عیلام قدیم است ، وارد آمد (16) . با آب گیری سد ملاصدرا که توسط سازمان آب منطقه ای فارس و بدون استعلام از سازمان میراث فرهنگی ساخته شده ، دهکده ای هفت هزار ساله در تپه ی مهرعلی فارسی به زیر آب رفت (17) . در جریان ساخت سد سهند ، پل گوچینلو مربوط به دوره ی ایلخانی تخریب شد . عملیات ساخت سد شیان در استان کرمانشاه ، چند محوطه ی اشکانی و ساسانی را تهدید کرده است . با تکمیل سد رامهرمز ، سد 1700 ساله ی جره که با نوزده متر ارتفاع و طول تاج 80 متر از شاهکارهای مهندسی ایران باستان به شمار می رود ، غرق خواهد شد ( و شاید شده است که نگارنده اطلاع ندارد ) . سد های در دست ساخت گیلان ، مانند سد بیجار ( در بخش رحمت آباد ) و سد شفارود ، محوطه های باستانی بی شماری را به زیرآب خواهد برد . سد سیوند ، بخش بزرگی از تنگه ی بلاغی را که در برگیرنده ی آثار بسیار با ارزش باستانی و طبیعی بود ، به زیر آب برد . در مورد سیوند ، اگرچه اعتراض های پردامنه ی دوستداران میراث فرهنگی توانست حدود دو سال آب گیری را به تاخیر اندازد و در این فاصله ، کارهای نجات بخشی زیادی به دست باستان شناسان ایرانی و خارجی انجام شد ، اما سرانجام دولت به شکلی ناگهانی دستور آب گیری را صادر کرد ؛ در حالی که امیر رضا خادم عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در روز 24 فروردین 1386 گفته بود سازمان میراث فرهنگی باید بر پایه ی توافق قبلی ، ابتدا گزارش نهایی کاوش ها در محدوده ی سد سیوند را به کمیسیون بدهد و بعد موافقت با آب گیری اعلام شود (18)، اما در اواخر فروردین عملیات آب گیری آغاز شد . در محوطه ی باستانی پشت سد سلمان فارسی ، بقایای شهر باستانی یرج قرار داشت که مربوط به دوران فراهخامنشی تا دوران اسلامی بود ، اما وزارت نیرو و سازمان آب منطقه ای فارس بدون توجه به اخطار سازمان میراث فرهنگی ، از نیمه ی اسفند 85 آب گیری سد را آغاز کردند (19) .

این سیاهه را همچنان می توان ادامه داد ، چرا که به گفته ی حسن فاضلی نشلی ، رییس پژوهشکده ی باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی ، « دویست سد در کشور در حال ساخت است ... که مطالعات آن قبل از انقلاب انجانم شده ... [و برای آن ها] مطالعات امکان سنجی دیگر معنی ندارد » (20) . جای تاسف است که مسوولان میراث فرهنگی کشور ، چنین منفعلانه  دنباله رو و مطیع دستگاه های دیگر هستند و حداکثر ، برای توجیه خود ، اشکال کار را مربوط به دوره ی رژیم گذشته می کنند .

آن چه که در بالا به آن اشاره شد ، فقط مربوط به آسیب های جبران ناشدنی است که سد سازی به آثار تاریخی زده است ، و در این جا از پرداختن به آسیب هایی که سد ها به چشم اندازها و آثار بی مانند طبیعی مانند تالاب ها وارد کرده اند ، خودداری می کنیم .

/ 5 نظر / 4 بازدید
دوست

"جاءالحق و زهق الباطل" سختی زمستان زندگی، بهار خود را در پیش دارد... "قیام وحدت" تحت راهبری یگانه نجات دهنده آدمیان" آقا پروفسور ابراهیم میرزایی" هدف در این است که با دست آدم، باطل منهدم و "حق و عدالت" برقرار گردد. "یدالله فوق ایدیهم"

سام خسروي‌فرد

سلام به نظرم اگر گيل گمش بار ديگر متولد شود از هر چيزي متعجب مي‌شود الا اين سدهاي كه ساخته شده در ايران اسلامي! اي كاش به ديدگاه‌هاي دكتر آهنگ كوثر هم در اين زمينه اشاره مي‌كرديد. با تشكر

canary

در واقع نمی فهمم اگر سد سازی نشود پس مشکلات آبی و کشاورزی این سرزمین خشک با این گستردگی و جمعیت چگونه باید حل شود؟ از سوی دیگر رودخانه ها همیشه مرکز تشکیل تمدنها بوده و متا’سفانه از سوی دیگر در هنگام سد سازی با مشکلاتی که شما گوشزد کردید روبرو خواهد شد. پس راه حل چیست ؟‌ممکن است من را به یک مرجع در این مورد راهنمایی کنید.یا بطور خلاصه در همین جا برایم توضیح دهید . راه حل چیست؟

عباس محمدی

از دوستی که در مورد جایگزین های سد توضیح خواسته ، دعوت می کنم در همایش یکشنبه شرکت کند . در مورد گفته ی آقای خسروی فرد هم لازم است بگویم که از دکتر آهنگ کوثر هم برای سخن رانی در همایش دعوت کردیم ، اما ایشان گفتند که نمی توانند بیایند .

محمد

سلام مطلبتون عالی بود من دارم درمورد سد و آثار زیست محیطی آن تحقیق میکنم آگه مطلبی دارید برام بفرستید ممنون