خسارت نجومی سد کارون 4 !

24 اسفند، روز جهانی مقابله با سد سازی است.خسارت زیست محیطی سد کارون 4 ، حدود پنج هزار میلیارد تومان است! مطلبی در این زمینه با توضیحات پیمان یوسفی آذر، مدیر کل جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها و مراتع، و نوروز حیدری نماینده ی اردل و فارسان و کوهرنگ، در همشهری بخوانید.

/ 8 نظر / 4 بازدید
ضرابیان

سلام جالب و در عین حال تاسف آوراست! از کنار حوادث کوهستان خیلی راحت و با یک تسلیت عبور می کنیم ! پنداری در ارتباط با دلیل به وجود آمدن این حوادث هیچ وظیفه ای نداریم ! انگار نه انگار که انجمن و فداسیون وهیات کوه نوردی هستیم !! اگر نبود این فرامرز نصیری متمرد!! و اخراجی !! حادثه اخیر هم فراموش شده بود !! درجشنواره یخ نوردی وصعود سراسری وصعود های هیمالیانوردی به شما وهیات استان تهران وفدراسیون خوش بگذرد. شاد وبی غم ! باشید

عباس محمدی

نادر ضرابیان عزیز باز چوب کاری می کنی! باور کن که اظهار نظر در مورد این حادثه (که دست کم مرا در خلوت خود، بارها به گریه واداشته)، نیاز به گردآوری اطلاعات، گفتگوی با حوصله با بازماندگان، و مقایسه با حوادث مشابه در ایران و خارج از ایران دارد. در گیرودار مراسم تشییع و ترحیم، این کارها ممکن نیست. در عین حال، کوه نوردی - و کل زندگی - همین است! بر اشتباهات خود، نام «تجربه» می گذاریم و به زندگی ادامه می دهیم...! چه باید کرد؟ می خواهید کوه نوردی را تعطیل کنیم؟!

ضرابیان

سلام همین دیدگاه شما وهیات وفدراسیون در حوادث کوهستان نقش تعین کننده واصلی را دارد . طرفداران این دیدگاه کوه نوردی را ماجراجویی ودیوانگی و وریسک کردن های غیر منطقی می دانند ودر نتیجه هرنوع حادثه ای را هم طبیعی وگریز ناپذیر می پندارند ونیازی هم به بررسی حوادث نمی بینند ودر صورت وارد شدن به بحث هم سعی می کنند حادثه را طبیعی جلوه داده و به نوعی ماست مالی نمایند ! ماجرا جویی ودیوانگی جایی است که دانش لازم وجود ندارد ویا گریز ناپذیر است . به نظرما کوه نوردی برپایه علم ودانش استوار است یعنی هرچه دانش بیشترشود خطر کمترمی شود .تعریف های قدیم کوه نوردی در ایران دیگر جواب گو نیست وباید تغییر کند . منتظریم تا تحلیل این حادثه ازدیدگاه شما و هیات وفدراسیون ببینیم . امیدواریم مصداق این ضرب المثل نشود که : بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد شادباشید

صادق - گردش در طبعیت ایران

حادثه بهمن دیزین ابعاد ناپیدای زیادی دارد که لازم است پیشکسوتان کوهنوردی به این ابعاد توجه کنند تا جلوی تکرار چندباره این چنین حادثه‌هایی گرفته شود. متاسفانه عدم امدادرسانی به موقع - به گفته شاهدان - مهمترین وجه تاسف‌بار حادثه است ... بخشی از ابعاد این جریان را نوشته‌ام ... امیدوارم شما هم به صورت تخصصی به آن بپردازید

خواننده سابق

جناب ضرابیان لطفا کمی موقعیت جناب محمدی بیچاره را درک کنید . تا الان باید دیگه متوجه شده باشید که حوادث مربوط به کلوپ دماوند و آرش همیشه نیاز به زمان و حوصله و اطلاعات و غیره داره !!!! شما فقط کمی عطف به سابقه داشته باشید ببینید جناب محمدی با چه سرعنی برای حوادثی مانند سیل دره آندرسم و اشتباهات کوهنوردان قزوینی و بقیه حوادث کوهنوردان شهرستانی یا کوهنوردان تکی و مستقل یا حوادث فدراسیون نقد نوشته اما مثلا در رابطه با حادثه گرده آلمانهای آرشیها هنوز بعد 3 سال یا مثلا حادثه نانگاپاربات دماوندیها هنوز بعد از نزدیک دوسال و غار پراو بازهم دماوندیها بعد 7 سال هنوز اطلاعات جناب تکمیل نشده و وقت و حوصله برای گفتگو با بازماندگان فراهم نشده و هنوز .... جناب ضرابیان متاسفانه دنیای کوهنوردیمان خیلی پاکیزه نیست . سعی کنید خود را آلوده این آدمها نسازید.

عباس محمدی

نادر ضرابیان گرامی من در چندین مقاله و یادداشت نوشته ام و باز هم تکرار می کنم که کوه نوردی عمومی ( یا آن طور که چند سالی است نامیده می شود: کوه پیمایی) ورزشی است بسیار کم خطر (نه تنها کم خطر تر از مثلا فوتبال، بلکه حتی کم خطر تر از اتومبیل سواری در ایران). اما، کوه نوردی جدی یا حرفه ای دارای خطرات مرگبار زیادی است و هر ساله جمعی از بهترین کوه نوردان جهان هم در کوهستان می میرند. همه چیز کوه نوردی، علمی نیست بلکه بخش زیادی از آن تابع احساسات و ماجراجویی ها است و به این دلیل، نمی توان برای کوه نوردی مقرراتی مانند مقررات ناوبری هواپیما یا رانندگی خودرو تدوین کرد و گفت که اگر هر کس مطابق این مقررات رفتار کند، از خطر در امان است. در ضمن، من در حد توان و استعداد نه چندان زیاد خود، در مورد همه ی حادثه هایی که «خواننده ی سابق» به آن ها اشاره کرده، نقد و بررسی داشته ام و نیز کمک به نشر بررسی های دیگران داشته ام. تمام آن نوشته ها هم پس از چند هفته یا چند ماه منتشر شده اند ( نه در شب حادثه!).

خواننده سابق

لطفا و اگر دروغ نمیگویید آدرس نقد و بررسی هایی که برای غار پراو گرده آلمانها و بخصوص نانگاپاربات داشته اید را ذکر کنید

ضرابیان

سلام یکی از مشکلات کوه نوردی ما همین تقسیم بندی های غیر منطقی است .کوه رو وکوه پیما وکوه نورد تعاریف قدیمی است وباید تغییر کند. عنایت بفرمایید بیشتر حوادث کوهستان که منجر به فوت می شود در همین برنامه های به زعم شما کوه رویی وکوه پیمایی روی میدهد! همین حادثه اخیر که منجر به کشته شدن 9 نفر شد باتوجه به دیدگاه شما مگر بیشتر از یک برنامه کوه رویی بوده است ؟! کوه نوردی که تابع احساسات شده وجان خود ودیگران را به خطر می اندازد دیگر کوه نورد نیست بلکه همان ماجراجوست که شما می فرمایید! نمی دانم اصرار شما به اینکه کوه نوردی را دیوانگی وماجراجویی قلمداد بفرمایید برای چیست؟! درحادثه اخیر چه چیز پیچیده ای وجود دارد که بررسی علت آن به هفته ها فرصت نیازدارد؟! هشت هزار متری که نبوده !! شاهد هم که به اندازه کافی وجود دارد ! چرا باشگاه برنامه را لغو نکرده, آن هم که روشن است !! بسم الله !