آلودگی تهران و رییس محیط زیست استان

اما ، نوع دیگری از انتقاد را هم می توان تمییز داد که من بر آن نام انتقاد استیصالی می گذارم . این گونه انتقاد ، نه از سوی منتقدان روشنفکر یا مردم ناراضی است  و نه از سوی رقیبان سیاسی . انتقاد استیصالی ، همان گونه که از نام آن برمی آید ، به گاه احساس عجز از پیش بردن هدفی یا بر دوش کشیدن مسوولیتی – درعین ناتوانی از رها کردن پستی که مسوولیت آفرین شده –  بر زبان رانده می شود . منتقد ِ بیرون از حاکمیت ، درحالی که قدرت اجرایی ندارد ، خود نیز می داند که نیروی حکومتی ندارد و چه بسا که آگاهانه راهش را چنان برگزیده که از این قدرت دور باشد . به این دلیل ، احساس عجز نمی کند ، و حتی شاید بیشتر اوقات احساس قدرت کند که می تواند حکومتیان را به چالش بکشد . در نقطه ی مقابل ، شخصی که در حوزه ای قدرت ناشی از شراکت در حکومت را دارد ، اما نمی تواند آن قدرت را به کار بیاندازد ، درصورت داشتن صداقت و در صورت پای بندی به اخلاق ِ کاری ، زچر می کشد و شاید که در جایی زبان به انتقاد بگشاید . در این حال ، انتقاد به معنای اعلام استیصال در انجام وظیفه (وشاید به قصد اعلام برائت از گروه هایی که مانع این انجام وظیفه می شوند) باشد.

 

مدتی است که محمد باقر صدوق ، مدیر کل محیط زیست استان تهران ، انتقادهایی را طرح می کند که زمینه ی آن ها مربوط به حوزه ی مسوولیت خودش است . به بیان دیگر ، او از خودش انتقاد می کند (!) بی آن که امیدی به اصلاح مجموعه ی خود داشته باشد . این ، وضعیتی است که می توان آن را استیصال خواند و قرینه ای است بر روند رو به تباهی محیط زیست کشور . او نه مانند خانم جوادی ، رییس سازمان حفاظت محیط زیست که فقط بر اساس معادله های سیاسی پست گرفته ، می تواند همه چیز را روبراه قلمداد کند ، و نه می تواند مانند یک روشنفکر منتقد دل خوش باشد که با طرح کاستی ها به وظیفه ی خود عمل می کند . صدوق ، آن جا که از آلودگی هوای تهران می گوید و مصرف سوخت خودروهای ساخت کارخانه های داخلی را 2 تا 3 برابر استاندارد می داند ( همشهری 29/10/87 ) ، یا آلودگی آب تهران را در حد خطرناک اعلام می کند ( در شبکه ی 2 تلویزیون ، چند روز پیش ) ، و امروز ( در همشهری 8/11/87 ) که 40 واحد نظامی و 200 رستوران و 37 معدن و ... را عامل آلوده سازی رودخانه های کرج و جاجرود ( تامین کننده های اصلی آب تهران ) می خواند ، و می گوید که ظرفیت تهران پر شده است ، به واقع فریاد می زند که من مستاصل شده ام !

گفته های صدوق در مورد رودخانه های کرج و جاجرود ، و در مورد آلودگی آب تهران را در همشهری بخوانید .

/ 2 نظر / 10 بازدید
حافظان پریشان

هموطن عزیز سلام و درود ضمن تشکر از شما به پاس پیوستنتان به جمع سبز حامیان تالاب پریشان, تقاضامندیم به هر نحوی که صلاح می دانید این موضوع را با سایر دوستان و علاقمندان به طبیعت ایران در میان بگذارید تا آنها نیز چه از طریق وبلاگ های خود و چه از طریق ثبت امضا و درج لینک و اعلام به وسیله ی اس ام اس و... تمامی مدافعان محیط زیست را از عواقب این بحران خبردار کنید. در حال حاضر وضعیت دریاچه پریشان واقعا اسفناک است و به حمایت تمامی مدافعان سرسخت محیط زیست نیاز دارد. سپاس و درود...