استاد! لطفاً بيشتر توضيح دهيد...

عباس محمدی                                                         

maranjab(12).jpgدر صفحه‌ي محيط زيست همشهری ۱۵/۱/۸۵ مطلبي از استاد گران‌قدر دكتر پرويز كردواني چاپ شده بود كه در آن، كوير را «موهبت» خوانده و حتي آن را براي آينده «عامل توسعه و پيشرفت، نه مايه‌ي بدبختي» دانسته‌اند. اين نكته، و توضيحاتي درباره‌ي تفاوت «كوير» و« بيابان» ( در ترمينولوژي خودشان) بارها وبارها در مقاله‌ها و گفتارهايي كه از ايشان در رسانه‌ها ديده ايم، تكرار شده است.

استاد كردواني، تأليفات پرشمار و باارزشي در زمينه‌ي شناخت سرزمين هاي كم آب و ديگر مباحث جغرافيايي دارند، اما هنگامي كه از سخنگاه‌هاي عمومي‌تر- و براي عامه- صحبت مي‌كنند، غالباً به همين دوسه نكته مي پردازند.

گذشته از اين لازم است، صاحب‌نظران ما براي مردمي كه در سرزميني عمدتاً خشك و نيمه خشك مي‌زيند، مسايل متنوعي را در خصوص اين گونه منطقه‌ها مطرح كنند، در اين جا مي‌خواهم به اين نكته اشاره كنم كه بيان مطالبي از اين دست كه «كوير منبع ميلياردها دلار ثروت» است، موجب دامن زدن به اين توهم است كه ما كشوري با طبيعت بسيار غني داريم و فقط كافي است كه اين منابع و معادن را بشناسيم و از آن ها بهره‌برداري كنيم! دكتر كردواني در بيان منابع ثروتي كويرهاي ايران، به چند مورد اشاره مي كنند:۱ـ استفاده از كوير به عنوان مرتع براي شتر و بز (و حيات وحش) ۲ ـ استفاده از گياه اشنيان براي توليد مواد شوينده يا گياه استبرق براي نساجي و مانند اين‌ها ۳ ـ برداشت از معادن كلروركلسيم و سولفات سديم و نيترات پتاسيم و... ۴ ـ بهره برداري از جاذبه‌هاي گردش‌گري كوير.

تمامي اين‌ موارد استفاده، جز تا حدودي مورد آخر، روش‌هاي سنتي و ساده‌ي بهره‌برداري از طبيعت است كه از هزاران سال پيش به شدت هرچه تمام‌تر در اين سرزمين رواج داشته و آن را فرسوده ساخته است؟ در مورد استفاده از كوير به عنوان مرتع، در كجاي ايران مي‌توانيد چهارتا بوته‌ي علف يا خار بيابيد كه چند راس دام دور و بر آن نباشد؟ در كم بازده ترين مراتع خشك كه توليد سالانه‌ي علوفه در آن‌ها، كمتر ار يكصد كيلوگرم در سال است، بز و شتر مي چرند و حتي شترهايي به صورت رهاشده وجود دارند كه به سرعت مشغول بياباني كردن منطقه هستند. با نگاهي به آمار «دفتر فني مرتع» كه وسعت مراتع كشور و تعداد دام موجود (وتعداد مجاز) را نشان مي‌دهد (نگاه كنيد به ماهنامه‌ي طبيعت سبز، بهمن ۱۳۸۵) درمي‌يابيم كه به جز استان اردبيل، در تمام استان‌هاي ديگر كشور، تعداد دام موجود بسيار بيشتر از تعداد مجاز است (ميانگين كشور:6/1 برابر). تازه، اين آمار خوش‌بينانه به نظر مي‌رسد، چرا كه مثلاً در همان استان اردبيل كه گفته اند ظرفيت دام بيشتر از اين را دارد، در بهترين مراتع سبلان، فرسايش خاك چشم هر بيننده‌ي غير متخصص را هم مي‌آزارد. مضاف براين كه دفتر مرتع (وابسته به سازمان جنگل‌ها و مراتع) اصلاً براي حيات وحش سهميه‌اي قايل نيست؛ در همان كوهستان هاي سبلان، با چندروز گشت زني  و دوربين‌كشي هم مشكل بتوانيد يك بز كوهي يا حتي خرس همه چيزخوار بيابيد! فراواني شتر در كويرهاي ايران، يكي از عامل‌هاي از ميان رفتن خوراك مورد نياز آهو و جبير و در نتيجه، يوزپلنگ بوده است. به علاوه، شتر باعث شيوع بيماري‌هايي در ميان حيات‌وحش است كه در شرايط طبيعي و سالم وجود ندارد.

در مورد استفاده از اشنيان براي تهيه مواد شوينده، واقعاً با جمعيت و الگوهاي مصرف كنوني، آيا مي توان تصور كرد كه حتي يك درصد از مواد شوينده‌ي لازم را بتوان از اين گياه تأمين كرد؟! يا در شرايطي كه در باغ هاي توت در شمال پرآب، با استفاده از كرم هاي ابريشم اصلاح شده و كود شيميايي و مراقبت هاي ديگر، از هر هكتار كم‌تر از يك ميليون تومان پيله در سال برداشت مي‌شود ( بدون احتساب دستمزد كشاورز و خانواده‌اش!) چگونه مي‌توان از گياه وحشي استبرق، اليافي برداشت كرد كه بتوان آن را «ثروت» ناميد؟! اگر چنين برداشت‌هايي احيا شود، در كم‌تر از يك‌سال عرصه‌هاي كويري ما از اشنيان و استبرق تهي خواهدشد.

مواد معدني، از كم‌ارزش‌ترين كالاها در جهان هستند و هر كشوري كه پايه ي اقتصاد خود را بر فروش آن‌ها قرار دهد، كشوري فقير است. اگر، منظور استفاده از اين مواد براي صنايع داخلي باشد، در حال حاضر از سولفات سديم و نيترات پتاسيم در حدي كه پاسخ گوي نياز باشد، بهره برداري مي شود. به علاوه، امروزه در سراسر كشور –از جمله در كويرها و بيابان ها- برداشت از معادن با شدتي بي ملاحظه و به قيمت تخريب محيط زيست، در حال اجرا است و نيازي به توصيه در اين مورد نيست.

 در مورد جاذبه هاي گردش‌گري كوير، گر چه مي‌توان گفت كه ما هنوز از اين ظرفيت استفاده‌ي چنداني نكرده‌ايم، اما حتي اين «منبع» بالقوه را هم در قياس با چندهزار كيلومتر ساحل در شمال و جنوب، كوهستان هاي گسترده، جنگل‌ها، تالاب‌ها، و آثار تاريخي كشور نمي‌توان رقمي به شمار آورد. در واقع اگر مشكلاتي كه در ايران براي جذب گردش گر خارجي داريم، رفع شود، كوير در «سبد جاذبه»هاي كشور جزء رتبه‌هاي يك تا سه خواهد بود.منظور از اين يادداشت، چند چيز است:۱ ـ در مورد ثروت طبيعي كشور مبالغه، و در ميان مردم-كه سنتاً در پي «سهم» خود از ثروت كشوراند- القاي توهم نكنيم. ثروت يك كشور، در جهان امروز اساساً در توليد صنعتي و كشاورزي و ارايه‌ي خدمات است.۲ ـ در مورد كوير به‌طور خاص، بايد بدانيم كه آن‌ها جزء فقيرترين عرصه هاي كشوراند و بخش‌هاي وسيعي از آن، حاصل بهره‌برداري پرفشار و چندهزارساله بوده است و نه آن كه طبيعي باشند. عرصه هاي كويري بايد مهارشوند، و با مديريت جامع‌نگر زيست‌محيطي، آن‌ها را تا حد امكان احيا كرد.۳ ـ صاحب نظران بايد الزام‌هاي زيست در مناطق خشكي مانند ايران را پيوسته يادآور شوند و راه حل‌هايي براي مديريت صرفه‌جويانه و آينده‌نگر منابع طبيعي ارايه دهند. ۴ ـ مشكل منابع طبيعي و محيط زيست در كشور ما، بيشتر از آن‌كه با بن‌بست‌هاي علمي و فني روبرو باشد: گرفتار «گير»هاي اجتماعي است كه يك مورد آن، دور بودن متفكران ما از عرصه ي جامعه و بيگانگي‌شان با واقعيت‌هاي جامعه شناختي امروز است.

اين مقاله در همشهري ۲۲/۱/۸۶ با عنوان« كوير، نه همان كوير» چاپ شده است.

                                                                                                                                     عكس از :CHN

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان جمشیدی

کسب عنوان سوم مبارک باشه جناب محمدی ،‌حقیقتا شایسته این انتخاب بودید و امیدوارم همچنان عاشقانه و دلسوزانه چون گذشته اخبار محیط زیست وطن را دنبال کنید که هیچ خدمتی بالاتر از خدمت به محیط زیست نیست ،‌همیشه موفق و پیروز باشید

محمد درويش - مهار بيابان زايی

سلام آقای محمدی عزيز با تبريک برای کسب نظر اهالی وبلاگستان و اميد به تداوم اين وبلاگ ارزشمند؛ چند نکته را در مورد اين پست يادآوری می کنم: ۱- وجود يا عدم وجود کوير نمی تواند کشوری را ثروتمند يا فقير سازد. چه در جهان امروز کشورهای ثروتمند زيادی را می شناسيم که کوير و بيابان دارند و برعکس؛ کشورهايی نيز وجود دارند که به رغم آنکه يک هکتار کوير هم ندارند؛ اما فقيرند ...

محمد درويش - مهار بيابان زايی

ادامه: دوم آنکه مطابق گزارش سازمان ملل در سال گذشته؛ کويرها و بيابان های جهان با ارزش ترين منبع مهار کارمايه های خورشيدی و بادی محسوب می شوند. فقط در ساحل (آفريقا) عرصه ای به وسعت ۸۰۰ در ۸۰۰ کيلومتر مربع وجود دارد که می تواند برق تمامی مردم جهان را برای ۲۰ سال تامين کند...

محمد درويش - مهار بيابان زايی

ادامه: سوم اینکه : بيابان و کوير يکی از منابع عمده توليد کننده باران به شمار می آيند. (می دانيم که ذرات گرد و غبار موجود در هوا همواره به عنوان هسته تشکيل دهنده باران بوده اند؛ ذراتی که مهمترين منبع توليد آنها همان کوير و بيابان است). بنابراين اگر به فرض کره زمين را با فرشی از سبزينه بپوشانيم؛ مسلم بدانيد که چنين شرايطی نمی توانست دوام يابد چرا که به شدت از ميزان گرد و غبار نيوار کاسته می شد. چهارم آنکه مناطق بيابانی در جهان و ايران به رغم آنکه از نظر تعداد گياهان در کمينه قرار دارند؛ اما از نظر کيفيت و تنوع موجود بسيار حايز اهميت هستند و از منظر تنوع زيستی نقشی انکارناپذير بر عهده دارند...

محمد درويش - مهار بيابان زايی

ادامه: پنجم اينکه به فرض اگر دانش بشری در شرايط کنونی نتوانست از همه کارکردهای يک اکوسيستم يا موجود زنده بهره برده و آن را کشف کند؛ آيا دليل بر بی مصرف بودن آن است؟! باور من اين است که روزی خواهد رسيد که ايرانيان تنها به واسطه بهره مندی از کوير لوت در شمار ثروتمندترين مردم جهان قرار خواهند گرفت....

محمد درويش - مهار بيابان زايی

ادامه: برای آگاهی بيشتر می توانيد از اين لينکها بهره بريد: http://darvish100.blogfa.com/post-459.aspx http://darvish100.blogfa.com/post-463.aspx http://darvish100.blogfa.com/post-412.aspx http://darvish100.blogfa.com/post-333.aspx http://darvish100.blogfa.com/post-213.aspx http://darvish100.blogfa.com/post-214.aspx http://darvish100.blogfa.com/post-185.aspx

عباس محمدی

با سپاس از اظهار لطف دوستان ، و با تشکر ويژه از درويش عزيز به خاطر توضيحات قابل توجه اش ، اعتراف می کنم که برايم درک نشدنی است که چگونه می توان کوير را در برابر مثلا جنگل يا تالاب يا دريا ، « ثروت » دانست ؟! بديهی است که به طور کلی هر گوشه از کره ی زمين ، به ويژه اگر جزيی از ميهن مان باشد ، خود ثروتی است . اما می دانيم که بسیاری از کويرها و بيابان ها ـ دست کم به اين شکل عقيم و فرسوده ـ به دليل بهره برداری های بی حساب انسان پديد آمده اند . در واقع آن ها غنی تر بوده اند و ما تخريب شان کرده ايم . هيچ تمدن بزرگی در کوير شکل نگرفته است ، حتی تمدن ايران در کنار رود ها يا در کوه پايه ها پديد آمده و شهرهای بزرگی هم که در حاشيه ی کوير نمک يا بيابان لوت می بينيم ، از آب هايی که سرچشمه در کوه ها دارند ، زنده هستند . مضاف بر اين که در سده های گذشته ، حاشيه ی اين کويرها ، پر آب و علف تر از امروز بوده است . ثروت و قدرت آمريکا که بزرگ ترين اقتصاد جهان را دارد ، تا حد زيادی مرهون جنگل ها و مراتع بکری است که در دوران انقلاب صنعتی ، سوخت آن کشور را تامين کرد .

عباس محمدی

پس ، با توجه به پيشينه ی تاريخی و کاربری های متصور کنونی ، نمی توان کوير را در مقايسه با ديگر شکل های سرزمينی ، عرصه هايی غنی يا ثروت زا دانست .

محمد درويش

آقاي محمدي عزيز يادت باشد و يادمان باشد كه آمريكا از محل گردشگري در گراند كانيون سالي ۲ ميليارد دلار درآمد كسب مي كند! برادر من! به شما قول مي دهم كه فقط شهر افسانه اي لوت در شهداد مي تواند براي ايران چنين درآمدي را به ارمغان آورد، حتا اگر ما مصر و رضا آباد و جندق و جاده سنگفرش شاه عباسي و مرنجاب و قصر بهرام و آبشارهاي نمكي و گونه‌هاي جانوري منحصر به فرد كويري را نيز نداشتيم كه داريم ... اما افسوس ...