فره زاد؛ دره و رودخانه‌ی فرحبخش تهران

فره‌زاد یا فرحزاد دره‌ای است در شمال غرب تهران با رودخانه‌ای کوچک اما ارزشمند که از توده‌ی کوهستانی توچال، به‌ویژه بلندی‌های نمه‌چال، پلنگ‌چال، دوشاخ، و چین‌کلاغ سرچشمه می‌گیرد و در پایین‌دست به رودخانه‌ی کن می‌پیوندد. این رودخانه، برای شهر خشک تهران موهبتی است که مانند دیگر رودها یا روددره‌های منطقه، در تأمین آبِ آبخوان‌های شهر، پدیدآوری زیستبومی پرتنوع، آرام‌سازی محیط، و فراهم ساختن فضایی برای تفرج و کوه‌پیمایی جایگاهی گرانقدر دارد.

فره‌زاد در شمال غرب تهران، تا حدود چهل سال پیش روستایی کوچک بود که معیشت ساکنان آن با باغ‌داری، دام‌داری، و چارواداری تأمین می‌شد. چارواداری و اجاره دادن باغ که نقش مهمی در اقتصاد روستا داشت، تا حد زیادی وابسته به ورود زایرانی بود که به سوی امام‌زاده داود می‌رفتند. با ماشین‌رو و اسفالته شدن راه کن – سولقان – امام‌زاده داود، راه قاطرروی فره‌زاد – امام‌زاده داود اهمیت خود را از دست داد، و با رشد محدوده‌ی شهر تهران، کم‌کم فره‌زاد بدل به یکی از محله‌های تهران شد. شوربختانه اما، این روستای خوش آب‌وهوا گرفتار معضل‌های حاشیه‌نشینی شد که ریشه در نابسامانی‌های اقتصادی و مهاجرت‌های گسترده به‌سوی تهران دارد.

از مشکلات فره‌زاد می‌توان به این‌ها اشاره کرد: بی‌اعتنایی به حریم‌های کمّی، کیفی، و زیستبومی رودخانه که در نتیجه‌ی آن ساخت‌وسازهای غیراصولیِ بسیاری انجام شده و دره تا حد زیادی کلیت طبیعی و همچنین باغ‌های خود را از دست داده؛ تصرف‌های غیرقانونی و تهاجمی از سوی قشرهای آسیب‌دیده (بی‌خانمان‌ها، معتادان، رانده‌شدگان از خانواده، مهاجرانِ بسیار فقیر و بیکار،...) که به‌صورت کارتن‌خوابی و زاغه‌نشینی در پاره‌ای بخش‌های دره خودنمایی می‌کند؛ و آلوده شدن شدید دره به زباله و پساب که تا حد زیادی نتیجه‌ی دو عامل پیش‌گفته است.

در ده پانزده سال اخیر، از سوی شهرداری تهران طرح‌هایی در قالب کلیِ «ساماندهی روددره‌ها» برای اصلاح وضعیت دره‌ی فره‌زاد مطرح شده یا تا حدی به انجام رسیده است که از آن میان می‌توان به تبدیل بخشی از دره به بوستان (پارک) نهج‌البلاغه، و همچنین به تملک و تخریب بسیاری از ساختمان‌های غیرمجاز منطقه و جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها اشاره کرد. اما این دو مورد کار به نتیجه‌ی مطلوب خود نرسیده یا کلیت آن‌ها چندان اصولی به نظر نمی‌رسد. در مورد احداث بوستان نهج‌البلاغه، اِشکال ریشه‌ای این است که در آن (همچون دیگر بوستان‌های تهران) مسایل زیستبومی مانند ضرورت حفظ و احیای طبیعتِ دره در نظر گرفته نشده و بی‌اعتنا به معضل کم‌آبی، بوستانی با گیاهان آب‌بَر که بیشتر آن‌ها غیربومی هم هستند، احداث شده است. در تخریب بناهای غیراصولی و غیرمجاز نیز کار نیمه‌کاره مانده و قشرهای آسیب‌دیده و خلافکاران همچنان حضور محسوسی در دره و محله دارند.

اگر بخش‌هایی از دره که در محله‌ی فره‌زاد به‌صورت باغ یا فضای سبز حاشیه‌ی رودخانه باقی مانده، و دیگر بخش‌های دره در امتداد راهِ فره زاد – امام‌زاده داود به عنوان مسیر بوم‌گردی معرفی شود و بار دیگر ارزش کم‌مانند این مسیر برای کوه‌پیمایی، به شهروندان شناسانده شود، می‌توان امیدوار بود که این میراثِ طبیعی برای تهران باقی بماند و معیشت ساکنان فره‌زاد هم بهبود یابد.

/ 0 نظر / 69 بازدید