حفاظت از طبيعت، حفاظت از ميراث فرهنگي(قسمت سوم)

موزه روستايي در تقابل با جنگل

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

با آن‌كه رشت مركز پرباران‌ترين استان كشور است، امروزه در خود شهر و حومه آن،آثار ناچيزي از جنگل مي‌بينيم. سهل است، حتي در بسياري از خيابان‌هاي شهر وجاده‌هاي اطراف، چشم‌اندازها و فضاي سبز چندان تفاوتي با شهرهاي كوير مركزي كشورندارد!

پارك جنگلي و جنگل سراوان، در اين ميان يك استثنا و يادآور منظر اصلي گيلان (كهبه سرعت رو به زوال مي‌رود) است. اما، از آن‌جا كه گويا همه ما دست به دست همداده‌ايم تا تتمه ميراث طبيعي و تاريخي سرزمين خود را به باد دهيم(!)

اين طرح‌ها را كه در سراوان در دست اجرا داريم: اولاً يك جاده عريض از دوراهيسنگر (حدود 20 كيلومتر مانده به رشت، از سمت امام‌زاده هاشم) به سوي شفت در دستساخت است كه آسيبي اساسي به اين جنگل تپه‌‌ماهوري زيبا وارد ساخته و قطعاً پس ازافتتاح، ساخت وسازهاي ديگر در اطراف آن و زباله‌پراكني‌ها، آسيب‌ها را باز هم بيشترخواهد كرد.

در ثاني، در ابتداي اين جاده، يك پروژه بزرگ توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگريبا همكاري تقريباً يكي دوجين سازمان پراسم و رسم داخلي و خارجي (دانشگاه گيلان،وزارت فرهنگ و ارتباطات فرانسه، دانشگاه ايكس آن پروانس، اكوموزه‌ آلزاس، استانداريگيلان يونسكو) در دست اجراست كه مي‌تواند نمودي باشد از اين‌كه اگر خود ما دركدرستي از حفظ آثار فرهنگي و طبيعي‌مان نداشته باشيم، جهان هم نمي‌تواند به ما كمككند.

فكر اوليه و ستودني طرح اين بوده است كه خانه‌هاي روستايي قديمي گيلان وجلوه‌هايي از آداب و رسوم سنتي اين خطه، حفظ شود. در اين راستا، چندين خانه‌روستايي كه قدمتي تا يك‌صد سال داشته‌اند، شناسايي شده و با تكنيك‌هاي ويژه، بازشده و در محل جديد (محوطه‌ 200 هكتاري در جنگل سراوان) دوباره‌چيني شده‌اند.

با اطمينان مي‌توان گفت كه اگر اين خانه‌ها به حال خود رها مي‌شدند، همچونهزاران مورد ديگر، در جريان توسعه‌هاي روستايي و شهري و بساز و بفروشي‌ها نابودمي‌شدند. اما دست‌كم دو اشكال بزرگ بر اين طرح وارد است:

-1 چرا. در اين مورد هم مانند تمام طرح‌هاي اقتصادي بزرگ ديگر، زمين مورد نيازاز عرصه‌هاي منابع طبيعي آن هم از نوع بسيار كمياب آن، تامين شده است؟ ترديدي نيستكه علت، مفت انگاشتن اموال عمومي و نپرداختن هيچ هزينه‌اي براي تملك آن بودهاست.

كافي است كه عنواني مانند «ملي»، «فرهنگي»، «استاني» و مانند اينها بر يك پروژهگذاشته شود و زمين از سازمان جنگل‌ها و مراتع گرفته شود. در طرح مورد بحث، تاهمين‌جا، فقط براي بر پا كردن چند خانه، سطح قابل توجهي از جنگل تراشيده شده است.

قطعاً تكميل شدن موزه و شناخته شدن آن، سبب بريده شدن تعداد بيشتري درخت و تخريبو آلودگي منطقه خواهد شد. راه درست آن بود كه به همان شيوه كه خانه‌هاي رو به زوالرا بازسازي كرده‌اند، يك قطعه زمين سابقاً جنگلي، يا حداكثر يك جنگل مخروبه درمجاورت يك روستا را با گونه‌هاي گياهي بومي احيا و پروژه را در آن‌جا پيادهمي‌كردند.

در اين حال مي‌شد نمونه‌ شاليزارها و باغ‌هاي توت و محل‌هاي نگهداري دام را كهاجزاي زندگي روستايي گيلان است، نيز بدون نياز به تراشيدن جنگل در اين مجموعه ايجادكرد.

  -2چرا اين موزه‌ روستايي، در جايي برپا شده كه هيچ پيوند ارگانيكي با جامعه‌روستايي زنده ندارد؟ موزه يا مجموعه‌ سراوان، همچون يك جزيره به‌دور از روستاهايكنوني فراهم شده است.

نمونه‌هاي اين‌گونه توسعه‌ گردشگري را مي‌توان در جزيره‌ كيش يا در روستاي عليسرد (علي صدر) همدان ديد كه در هر دو مورد، آگاهانه و عمداً تاسيسات گردشگري را ازبافت سنتي مجزا كرده‌اند.                               ادامه دارد 

/ 0 نظر / 25 بازدید