گوسفندچرانی امروز!

6u7ya93.jpg

به ما لقب «بزچران» داده‌اند؛ واقعیت اما این است که در منطقه‌ی حفاظت شده‌ی ورجین، ما بیشتر با قوچ و میش(گوسفند وحشی) سر و کار داریم، پس اگر لقبی سزاوار ما باشد، بهتر آن است که «گوسفندچران»مان خوانند! امروز هم 15-14 نفری بودیم (از تهران و لواسان) که در زردبند و گلندوک، علف به کوه بردیم.در مورد ضرورت علوفه‌پراکنی برای حیات وحش، حرف تازه‌ای نداریم، که گفتنی‌ها را پیش از این گفته‌ایم (نگاه کنید به یادداشت‌های مورخ 19 و 17 دى 1386). اما آن‌چه برای ما جالب است، حس دلنشینی است که از دیدن حیوان‌های گرسنه‌ای که به خوردن علوفه‌ها می‌آیند، به ما دست می‌دهد و در ثانی لذت دیدن تاثیر این ‌کار بر اهالی منطقه و گذرندگان از جاده است که گاه زبان به دعا و تحسین می‌گشایند و مطمئناً هر یک از آنان حامل پیامی زیست محیطی به نقطه‌ای از شهر و روستا خواهند شد.

به هر حال، جای همه‌ی کوه‌نوردان جدی و فنی‌کار ومنتقدان متلک‌گو و دیگر دوستان را در هوای برفی امروز که «رُمانس» برنامه را افزون ساخت، حسابی خالی کردیم!

7wym24j.jpg

/ 5 نظر / 19 بازدید
فرشید

سلام جناب آقای محمدی پست شمارو خوندم و در آن اشاره به کلمه ی بزچران و دادن این لقب به شما شده بود.از آنجائیکه بصورت مکتوب و در این دنیار مجازی اولین بار این حقیر در پستهایم کلمه مورد نظر را بکار بردم لازم بود این کامنت رو بنویسم.اینجانب احترام عمیق و ارادت خاص خدمت شما داشته و دارم و جناب جعفری شاهد این مدعاست که گاهی صحبت از شما شده چگونه همراه با احترام این حقیر بوده و زحمات و تلاشهای شمارو در حفظ محیط زیست ارج می نهم و کاملا هم با آن موافقم .از ما خرده به دل نگیرید که سیاق طنز نویسی این حقیر اینست و همه بر سبیل مزاح است اگر هم موجب شده این کلمه توسط دیگران به نیش و کنایه نسبت به شما بکار برده شود شرمنده.در خاتمه عرض می کنم برای ما عزیزید در هدفی که پیش گرفته اید همیشه موفق باشید

عباس محمدی

فرشید خان از لطفت ات متشکرم . گله ای نبوده و از این لقب بدم هم نیامد!

فرشید فاریابی

در حسرت کسب چنین مقامی در کنار شما دوستان با صفا هستم. جایتان خالی در کوه های کردستان ! هر از چندی اینجا به تماشا می روم آزادی تنفس در کوهستان سرد و وحشی را. جناب محمدی ژرشین بلاگ تغییرات بسیاری در امکانات ایحاد کرده است . فرصتی اگر دست داد تا رمه داری نکنید دستی به سر و روی دیدبان کوهستان این چشم نگران کوه های ایران بکشید. با دوستی

عباث

مهم نیست ترا به چه خوانند اما گاه عباس جان بودن با آن گوسفندان از بودن با برخی بز ها ست مگر نه !؟