نوروز خجسته باد

نوروز ، جشن نوززایی طبیعت

گاه شماری ها ، و برگزاری جشن ها یا مراسم مناسبتی دیگر که با گردش زمان ملازمه دارند ، به دلیل نیاز انسان به داشتن معیاری برای اندازه گیری زمان و تعیین موقع مناسب برای بذرپاشی ، نهال کاری ، برداشت محصول ... ، وکارهای غیرکشاورزی ( مثلا تعیین سن افراد و تعریف جایگاه آنان در سامانه ی خانوادگی یا قومی ) ابداع شده اند . برای سنجش زمان ، هیچ چیزی بهتر از نگه داشتن حساب پدیده های طبیعی ادواری که تغییر ناپذیراند ( دست کم به معیار عمر نسل های انسانی ) نبوده است .  توالی روز و شب ـ یعنی برآمدن و فروشدن خورشید ـ یکی از این پدیده ها است که شایداز دیرباز ،  نخستین واحد سنجش زمان برای آدمی بوده است . همچنین ظاهر شدن ماه در آسمان شب و تغییر شکل آن در شب های مختلف و تکرار منظم این شکل ها ، سنجه ی دیگری بوده برای اندازه گیری زمان . پایه قرار دادن شکل های ماه ( در عربی : قمر ) یا وضع خورشید ( در عربی : شمس  ) مبنای دو گونه ی معروف گاه شماری ، یعنی تقویم مهی ( قمری) و تقویم  خورشیدی (شمسی) شده است .

انسان برای رفع نیازهای زمان شناختی خود ،  واحدهای دیگری به جز « روز » یا شبانه روز هم لازم داشته است ؛ ساعت ، هفته ، ماه ، سال ، و مانند این ها ، اجزا و اضعاف « روز » بوده اند که برای ساده سازی گاه شماری و تدقیق در زمان سنجی ساخته و پرداخته شده اند . انسان ها ، مضرب هایی از واحد اولیه ( روز ) را به نام هفته ( یا پنجه ) ، ماه ، و  سال ... نام گذاری کرده اند . اما این واحد های انسان ساخت ، با چرخش های بزرگ تر طبیعت ( مثلا رسیدن خورشید به یک « ارتفاع » معین ) که تکرار دقیق وضع قبلی باشد ، همیشه هماهنگ نبوده است .

 

برای مثال ، اگر رسیدن خورشید را در آسمان به یک « ارتفاع »‌ معین مبدا تغییر سال قرار دهیم ( که در تقویم های خورشیدی چنین است ) ، نمی توانیم یک مضرب « صحیح » از روزها یا ماه ها را یک سال بگیریم . زیرا تناسب صحیحی میان گردش های زمین به دور خودش که مبنای یک « روز » است ، و گردش کامل زمین روی مدار خود به دور خورشید که مبنای یک « سال » است ، وجود ندارد . اگر ۳۰ روز را یک ماه   و هر ۱۲ ماه را نیز یک سال بگیریم( که در تقویم قدیم ایران چنین بوده ) ، در یک سال ۳۶۰ روز خواهیم داشت ، در صورتی که پس از ۳۶۰ روز ، زمین مدار خود را به طور کامل طی نکرده است . حال اگر تغییر شکل های ماه  در آسمان شب و پیدا شدن هلال نو را مبنای تعیین یک « ماه » و ۱۲ تا از این ماه ها را یک سال بگیریم ( تقویم قمری ) ، اختلاف میان سال ما و سال خورشیدی ( یک گردش کامل زمین به دور خورشید ) بیش تر می شود ، زیرا هر ماه قمری تقریبا ۲۹ روز است . ممکن است بپرسند که خوب ما با گردش کامل زمین به دور خورشید چه کار داریم ، و می توانیم بر حسب قرارداد ، سال خود را ۳۶۰ روز یا کم تر بگیریم . اما اهمیت تعیین موقعیت زمین به دور خورشید ـ یا آن چه که در نگاه ناظر زمینی ، « ارتفاع » خورشید خوانده می شود ـ در این است که مهم ترین رخدادهای طبیعت ، یعنی تغییر فصل ها بستگی به این امر دارد .

    

می دانیم که زمین علاوه بر حرکت های وضعی و انتقالی ، یک حرکت « انحرافی » روی محور خودش نیز دارد ، یعنی یک میل محوری دارد که حداکثر به ۲۳ درجه و ۲۷ دقیقه می رسد . این میل ( به کسر م ) سبب می شود که در همه جای زمین به جز خط استوا ، زاویه ی تابش خورشید به زمین در طول سال تغییر کند که در نتیجه ی آن سردی و گرمی زمین تغییر می کند . هر چه از استوا به طرف قطب های زمین برویم ـ به فرض ثابت بودن دیگر عوامل ـ این تغییرها بیش تر می شود . از دید ناظر زمینی ، این میل با زاویه ی طلوع خورشید نسبت به خاور مشخص می شود ؛ در واقع ، در طول سال به جز دو روز ، هیچ گاه خورشید درست از خاور بر نمی آید . ساکنان دو سوی خط استوا ، طلوع خورشید را کمی در شمال یا جنوب خاوری می بینند ؛ ما که در نیم کره ی شمالی زندگی می کنیم ، از فروردین تا مهر طلوع را کمی در شمال خاور ، و از مهر تا فروردین کمی در جنوب خاور می بینیم . حداکثر این انحراف ، در اول تیر ماه ( انقلاب تابستانی ) و اول دی ماه ( انقلاب زمستانی ) است که به ۲۳ درجه و ۲۷ دقیقه می رسد . اما در اول فروردین ( اعتدال بهاری) و در اول مهر ( اعتدال پاییزی ) که محور زمین عمود بر مدار خودش به دور خورشید قرار می گیرد ، طلوع خورشید درست از مشرق دیده می شود . در این دو روز برای همه کس و در همه جای زمین ، طول شب و روز مساوی است .

تقویم خورشیدی کنونی ما ، بر پایه ی این دگرگونی های طبیعی و موثر بر حیات زمین طراحی شده و علاوه بر رفع نیازهای گاه شماری انسان ، گونه ای هماهنگی با عناصر طبیعت را می رساند که در تقویم های دیگر دیده نمی شود .

به گفته ی دکتر رضا مرادی غیاث آبادی ( باستان ستاره شناس و پژوهشگر گاه شماری ) ، تقویم خورشیدی ایران دقیق ترین نظام گاه شماری جهان است و دانش کنونی بشر نمی تواند تقویمی منسجم تر از این و هماهنگ تر با پدیده های فلکی و دگرگونی های طبیعی زمین ابداع کند . او همچنین می گوید که این تقویم نشانه ی پیشرفت علمی ایرانیان در دوره های گذشته ، و عاملی برای وحدت همه ی ایرانیان و قوم ها و ملیت های ساکن در حوزه ی تمدنی ایران است .

اهمیت تعیین اعتدال بهاری

پس از طولانی ترین شب سال ( سی ام آذر : انقلاب زمستانی ) که از دیر باز در تقویم های ایرانی شناخته شده بوده و آیین های ویژه ای داشته ( شب چله ) ، روز  در نیم کره ی شمالی  شروع به طولانی تر شدن می کند . با این حال ، هنوز زاویه ی تابش خورشید آن اندازه نزدیک به عمود نیست که گرمای کافی برای بیدار شدن درختان و آغاز فعالیت های کشاورزی را به سطح زمین برساند . می دانیم که « تمامی حیات بر کره ی زمین ، کشمکشی است بر سر گرفتن سهمی از انرژی خورشید » ( گفته ی ادوارد ویلسون در کتاب تنوع حیات ) . پس از  « نوزایی » خورشید در روز اول دی ، همچنان تا اول فروردین طول روز از طول شب کوتاه تر است ، و بنابراین طبیعی است که برابر شدن روز و شب در این روز و آغاز طولانی تر شدن روز را که سرآغاز دریافت سهم بیش تری از انرژی جان بخش خورشید است ، مهم بدانیم و آن را جشن بگیریم . 

پس از آغاز طولانی شدن روز ، کم و بیش ( بسته به عرض جغرافیایی ، ارتفاع ، و دیگر شرایط اقلیمی منطقه ) شرایط برای کار روی زمین ( کشاورزی) آماده می شود . با اندک فاصله ای پیش یا گاه پس از این روز ، باید کار جا بجا کردن درختان و نهال کاری را به سرانجام رساند ، و نکته ی بسیار مهم دیگر این که می توان امیدوار بود که گیاهان زراعی و باغی « روز بلند » که سهم عمده ای در سبد غذایی انسان دارند به رشد کافی و باردهی برسند .

ایرانیان ، برای تعیین اعتدال بهاری ( و اعتدال پاییزی و انقلاب های تابستانی و زمستانی ) ابداعات جالب توجهی داشته اند : رصد خانه ها ، اصطرلاب ، و شاید از همه جالب تر اما کم شناخته شده تر « چارتاقی » ها و دیگر بناهای چند منظوره ( مثلا گور دخمه های نقش رستم ) . رضا مرادی غیاث آبادی در کتاب نظام گاه شماری در چارتاقی های ایران توضیحات علمی و جالب توجهی در این مورد دارد .

آیین های نوروزی و مخالفت ها با آن

نوروز ، دیرپاترین و مفصل ترین جشن ایرانی ، و برجسته ترین جشن بهاری جهان است که علاوه بر محدوده ی کنونی ایران ، در افغانستان ، تاجیکستان ، و بخش هایی از پاکستان ، هندوستان ، ترکیه ، سوریه ، آذربایجان ، و جامعه های ایرانی دیگر کشورها ( که کم شمار هم نیستند ) برگزار می شود . در روز اول فروردین ، در سازمان ملل زنگی به صدا در می آید که مناسبت آن ، بزرگ داشت روز زمین است ( و چه خوب بود که در ایران هم به جای دوم اردیبهشت ، این روز در تقویم رسمی عنوان روز زمین پاک می گرفت ) . افروختن آتش در کوی و برزن ، نواختن موسیقی و آوازخوانی ، شادخواری و گذر از رفتارهای رسمی و خشک روزمره ، گستردن سفره های رنگینی که آراسته به نمونه های زیبای طبیعی ـ از سبزه و گل وگیاه  ـ است ، دید و بازدید ، هدیه دادن به کوچک تران ( و در شکل متکلفانه : به بزرگ تران ) ، و گلگشت در دامن صحرا ... ، آن هم نه در یک بازه ی زمانی دو سه روزه بلکه برای دو سه هفته ،  نوروز را به جشنی پر سرور و فراگیر  بدل ساخته است .

با این حال ، در  ایران ـ که چهارراه پررفت و آمد قوم ها و حکمرانان گونه گون بوده است ـ موقعیت هایی هم پیش آمده که برگزاری این جشن محدود شده یا مورد مخالفت متعصبان و کژاندیشان قرار گرفته است . در دو سه دهه ی گذشته ، شاهد تلاش هایی برای کم رنگ کردن این جشن و به ویژه رسم چهارشنبه سوری بوده ایم که به نتیجه نرسید ؛ در زیر به چند مورد مخالفت های دیگر اشاره می کنیم که از همان کتاب هاشم رضی برگرفته ایم :

در سال ۲۴۸ هجری ، معتضد خلیفه ی عباسی دو روز مانده به نوروز حکم کرد که مراسم آب پاشیدن و آتش افروزی ممنوع است ، اما در غروب همان روز این فرمان را لغو کرد ( لابد برای این که « سبک » نشود ! ) . عمر ابن عبدالعزیز هم رسم هدیه دادن را ممنوع کرد ( ظاهرا به دلیل اجباری که خلیفه های پیشین برای دادن هدیه های گزاف به خودشان ، وضع کرده بودند ) . در سال ۲۸۴ المعتضد بالله دستور داد از چراغانی و آتش افروزی در کوچه و بازار و شاهراه ها جلوگیری شود ، اما چون به وی گزارش کردند که ماموران در اجرای حکم موفق نمی شوند ، فرمان داد که بگذارند مردم هر چه می خواهند بکنند ( گویا در آن زمان هم « مقاومت مدنی » کارساز بوده است ! ) . امام محمد غزالی ( درگذشت : اوایل سده ی ششم ) که فقیهی متعبد بود ، در کتاب کیمیای سعادت گفته که جشن های نوروز و مهرگان و سده که با نواختن موسیقی و آوازخوانی و فروش عروسک و صورت جانوران ( اسباب بازی بچه ها ) همراه است ، « اظهار شعایر گبران » است  و باید لغو شود .

با این حال ، نوروز همچنان در متن زندگی ما جریان دارد و چون جشنی است طبیعی ، هیچ گاه کهنه نمی شود و همیشه شادی افرین است . 

                                      

                       

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
h.a

نو بهار است درآن کوش که خوش دل باشی------------- بهارا ، زنده مانی زندگی بخش به فروردین ما فرخندگی بخش-------- گرمترین و صمیمانه ترین شادباش هایم را با سبدی از شکوفه و گل در این نوروز باستانی و زیبای کهن دیار ما، به شما عزیز سبز اندیش و فرهیخته تقدیم می دارم. از کوشش بسیار خردمندانه و سبزتان در سال 87 که این کم ترین، بسیار از آنها بهره برد سپاسگذارم. و نیز به بزرگواری خودتان،کاستی ها و اشتباهاتم را در هر زمینه ای دراین فضا و قلم ، ببخشید هرجایید در هر گاه، شاد ،تندرست و سربلند و کامیاب باشید.عیدتان مبارک و هرروزتان نوروز پیروز و شاد احمدپور http://sabzmiras.blogfa.com/

محسن

سلامی گرم بر مرد کوهستان سال نو وبهار 88 را به شما وخانواده گرامی تبریک میگم وآرزوی سالی خوش بری شما وانجمن کوهنوردان ایران ارزو دارم.[گل]

محمد تهرانی

جناب آقای محمدی از همه زحمات شما در سالی که گذشت سپاسگزارم . در برهه ای از تاریخ این سرزمین که کمترین مشارکت عمومی از سوی مردم جهت فعالیتهای اجتماعی صورت میگیرد حرکت رو به جلوی انجمن کوهنوردان حکایت از درایت سکاندار این کشتی دارد . از شما بسیار آموختم و مانند گذشته شما و سایر دوستان در انجمن کوهنوردان کمکهای بسیاری به من وگروه نمونه نمودید . سپاسگزارم . سال نو مبارک اگر هنوز نروییده غنچه های مراد تو هستی و بهار هست و باغ نو بنیاد

عباس محمدی

محمد عزیز هر آن چه که در انجمن به انجام رسید ، با همراهی و هم اندیشی دوستانی چون تو بوده است .