سهميه بندی بنزين ، کاری شجاعانه

امروز ، ترافیک تهران از آن وضع ضد انسانی همیشگی کمی فاصله گرفت و قابل تحمل تر شد .این ، نخستین اثر ملموس و مثبت سهمیه بندی بنزین بود . حتما در روزهای آینده ، اثرات دیگر این کار هم نمایان خواهد شد : پاکیزه تر شدن هوا ، کم تر شدن آلودگی صوتی ، کم تر شدن تصادف های رانندگی ... و در درازمدت ، صرف شدن ارزی که برای خرید بنزین تلف می شد در راه سرمایه گذاری ملی ( البته اگرچاله های جدید برای ارز صرفه جویی شده کنده نشود !)  

عده ای طبق عادت ما ایرانیان عزیز (!) شکوه دارند که " آقا ، باید کار اساسی کرد ... مسافربرها چه کنند ؟ موتورسیکلت هایی که تاکسی شده اند چه خواهند شد ؟ صنعت پرافتخار (!) خودروسازی وطنی چه خاکی بر سر خواهد کرد ؟ وسایل حمل و ننقل همگانی کافی نیست " ، و... کلی فلسفه بافی دیگر ، فقط به دلیل عادتی که به مفت سوزاندن بنزین کرده ایم و به دلیل اعتیاد  به رانت خواری ملی .

عبارت رانت خواری ملی را برای وضعی به کار می برم که بر کشور ما حاکم است ، و فکر می کنم که جز در ایران ، پدیده ای بس نادر در جهان باشد . در جامعه ای که گرفتار این وضع باشد ، مردم از پرداخت اندکی مالیات هم بیزار هستند و اصولا قایل به نقش خود درپرداخت هزینه ی خدماتی که از آن بهره می برند ، نیستند . این مردم ، کاملا متکی به منابع طبیعی هستند  و خود را از سرزمین طلبکار می دانند ؛ غرغرو هستند ، اما منتقد نیستند ؛ سهم می خواهند ، اما سهمی ادا نمی کنند ؛ و در یک کلام ، زیر بار مسوولیت اجتماعی نمی روند . بیشتر مردم ما ، از زمان شاه تا کنون ، در فکر این هستند که " پول نفت " شان را درب منزل تحویل بگیرند (!) و بی خیال کنار گذاشتن حتی  بخشی از این پول را  برای نسل آینده هستند .

قرار نیست که مشکل بی کاری انبوهی از مردم ، با مسافر بری حل شود ، و اصلا این مشکل به این ترتیب حل نخواهد شد . امکان کسب درآمد با سوزاندن بنزین در شهر ، فقط جاذبه ای ایجاد می کند که مردم از روستاها و شهرهای کوچک به تهران و دیگر شهرهای بزرگ بیایند . یا امکان این را می دهد که  کارفرمایان ، با چند میلیون تومان که به کارگر یا کارمند خود می دهند ، او را اخراج کنند ( تا برود مسافرگشی کند ) . و باعث می شود ارزی که باید صرف دادن یارانه به کشاورزان شود ، صرف ریخت و پاش شهرنشینان شود .

تعیین سهمیه ای اندک برای خودروهای شخصی ، سهمیه ی زیاد برای تاکسی ها ، و هزینه دار کردن مصرف بالا ی بنزین ، راهی معقول برای جلوگیری از آتش زدن سرمایه های ملی و آلوده سازی محیط زیست است .

قطعا در ابتدای کار مشکلاتی هم پیش خواهد آمد که آن ها را می توان به تدریج حل کرد .

/ 4 نظر / 4 بازدید
احسان

خوبه ساير وبلاگ های حوزه محيط زيست و حتی کوه و طبیعت هم در برابر موج پوپولیسم موجود در جامعه از سهمیه بندی بنزین دفاع کنند.

زهرا

سلام! چرا اينجوري به قضيه نگاه ميكني؟اگه مردم مجبور نبودن ماشين رو ۵يا ۶ برابر قيمت واقعيش بخرن الان ۷۰٪ ماشيناي تو خيابون زير۳سال عمداشتن! با يه مصرف معقول! مشكل اينجاس كه تو هر كاري سودي براي بعضي ها بايد كنارگذاشته شه!سهميه بندي احمقانه ترين راه حل مسئله بود

محمد درويش

جناب محمدي عزيز با شما همراه هستم. اميد كه همه محيط زيستي ها با اين آموزه همراه شوند. پايدار باشيد.

افراد عادی

اگر دولت جدی است. حل مسئله ترافیک و آلودگی تهران بسیار ساده است. بنزین برای افراد عادی باید گرانتر باشه . ولی قبل از این دولت باید ترتیبی بده که وسایل حمل و نقل عمومی فراوان٫ تمیز ٫ امن و به موقع و در تمام مسیرها در دسترس باشه طوری که مردم عادی ترجیح دهند از اتوبوس و مترو استفاده کنند و ماشینای خودشون را فقط برای مسافرتهای خارج از شهر بیرون بیارند.