روز ملي دماوند

و نگاه بوم‌گرا به «تيرگان»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عباس محمدي

                            

اسطوره‌هاي ديرين، از چنان ظرفيت‌ها و معناهاي ژرف برخوردارند كه مي‌توان در هر روزگار، آن‌ها را دستاويزي براي يك تمثيل نو يا بيان مفهومي بديع، و يا بهانه‌اي براي كاربردي جديد از روح آن داستان‌ها قرار داد.

اسطوره‌هاي مرتبط با جشن تيرگان نيز چنان نكته‌هاي خيال‌انگيز و انديشه‌سازي دارند كه مي‌توان با تامل در آن‌ها ، همچنان براي زندگي امروز مصداق‌هايي از آن داستان‌ها يافت. داستان آرش را كه «جان خود در تير كرد»، مي‌توان پايه‌اي براي ارج نهادن به خاك - هم در معناي «سرزمين مادري» و هم در معناي «رويشگاه گياه و بستر زندگي» - قرار داد. در اين داستان، اسفندارمذ فرشته‌ي نگهبان زمين، ياري‌رسان آرش است كه به حفاظت از خاك پرمهر برخاسته است، و هوا نيز بر وفق جنبش او است و تير را بر بال‌هاي نرم  خود چون پرنده‌اي مهاجر به دوردست‌ها مي‌برد .

تيرگان همچنين روز پيروزي تيشتر فرشته‌ي نگهبان آب بر اپوش ديو خشك‌سالي است.پس اين روز را مي‌توانيم روز گرامي داشت آب كه زندگي بخش پهنه خاك است، نيز بدانيم.با نگاه بوم‌گرايانه به ماجراهاي تيرگان، ارزش‌هاي هوا و آب و خاك را از چشم‌اندازي ديگر در مي‌يابيم. چنان كه با كوه نيز از منظري ديگر وصلت مي‌يابيم؛ كوه پايه استواري است كه پهلوان نام‌دار ما آن را تكيه‌گاه حركت نجات بخش خود قرار مي‌دهد. و كوهستان است كه آناهيتا فرشته آب را جايگه شده و با چشمه سار‌ها و جويباران خود، ما را زندگاني مي بخشد-چنان كه كيخسرو با قطره هايي از آب چشمه‌اي  در كوه كه با دست بيژن بر چهره‌اش پاشيده شد، از بي هوشي به هوش آمد و نجات يافت.

در تاريخ گرديزي آمده است : «... و تيرگان سيزدهم ماه تير است.و اين آن روز بود كه آرش تير انداخت اندر آن وقت كه ميان منوچهر و افراسياب صلح افتاد، و منوچهر را گفت: هر جا كه تير تو برسد، از آن تو باشد. پس آرش تير بينداخت از كوه رويان، و آن تير اندر كوهي افتاد ميان فرغانه و طخارستان.  و آن تير روز ديگر بدين كوه رسيد. و اندر تيرگان پارسيان غسل كنند...  و چنين گويند كه مردمان اندرين روز از حصار افراسياب برستند...  و هم اندر اين ايام گندم بپزند و بخورند و گويند: اندر آن‌وقت همه گندم پختند و خوردند كه آرد نتوانستند كرد، زيرا كه همه اندر حصار بودند.»

خوردن خوراك‌هاي ساده گياهي مانند گندم بريان و ميوه‌هاي خشك كه از آيين‌هاي تيرگان بوده و مفيد بودن آن‌ها در دانش نوين هم مورد تاكيد است ، مي‌تواند نمونه‌اي ديگر از كاربرد به جاي سنت‌هاي گذشته در زندگي امروزي، قرينه اي در وجود لايه‌هاي عقلاني در افسانه‌ها ، و سرمشقي براي نگاه بوم گرا به اسطوره‌هاي كهن است.

سه سال است كه انجمن كوه‌نوردان ايران، سيزدهم تير را كه در تقويم كهن ايراني «تيرگان» خوانده شده ، به عنوان روز ملي دماوند ناميده و آن را بهانه‌اي براي گفتگو در مورد ارزش بي مانند كوه دماوند- نماد سرزمين ايران - قرار داده است. از اين رهگذر، جايگاه كوهستان در چرخه زندگي زمين هم به طور اجمالي به بحث گذاشته مي‌شود. به منظور ثبت سيزدهم تير به عنوان روز ملي دماوند، در تقويم رسمي كشور ، نامه نگاري هائي با دفتر رييس جمهور ، سازمان ميراث فرهنگي و سازمان حفاظت محيط‌زيست انجام شده است كه در مجموع با نظر مثبتي به اين موضوع نگريسته‌اند.

                              

امسال هم مانند دو سال گذشته ، پس از چند جمعه كه كوه‌نوردان و طبيعت دوستان به پاكسازي يكي دو نقطه از كوه‌پايه‌هاي دماوند و به كار آموزش چهره به چهره با گردش‌گران پرداختند، در روز جمعه پانزدهم تير از ساعت دو تا پنج بعدازظهر در سالن ارشاد شهر رينه گردهم مي‌آيند تا به مناسبت « روز ملي دماوند» به سخنان صاحب‌نظران فرهنگ و محيط‌زيست و به نواي موسيقي مازندراني گوش فرا دهند.

                            

/ 3 نظر / 9 بازدید
قسمت اول

قسمت اول چند سال قبل فدراسیون کوه نوردی با هدف اطلاع رسانی اقدام به نصب تابلو های فلزی در کوه ها ی درکه نموده که متاسفانه در اثر گذشت زمان ٫ فرسایش ( در اثر آب و هوا ) و بی مهری مردم محلی و بعضی از کوه نوردان ٫رفته رفته این تابلوها به صورتی که در تصاویر بالا می بینیم در آمده. تابلوهای اطلاع رسانی فلزی مناسب برای نصب و استفاده در شرایط آب و هوایی کوه نیست و تجربه نشان داده که بهترین وسیله سنگ نبشته ای است که دست بازدید کنندگان بی مهر به این سادگی به آن نمی رسد. و اما تابلوهای فلزی که به آنها اشاره کردیم .

قسمت دوم

این تابلوها نه تنها کاربرد اولیه خود را به دلایلی که ذکر شد ٫ از دست داده ٫بلکه (این تابلوها ) تبدیل به نمادی زشت از بی تفاوتی و بی فرهنگی جمعی جماعت کوه نورد و فدراسیون شده. پیشنهاد ما به فدراسیون محترم این است که زحمتی بکشند این لکه های زشت ٫ آلوده کننده و ننگ آور را از جا بکنند و اگر خودشان این کار را نمی کنند ٫ حداقل در سایت اینترنتی فدراسیون مجوز کندن و جمع آوری این تابلو ها را صادر کنند و این اجازه را به ما داوطلبان و مردم عادی کوه دوست بدهند ٫ تا اقدام به جمع آوری و پاکسازی کوه ها از این زباله های آهنین کنیم.

قسمت سوم

اطلاع رسانی مطالب مختلف بر روی سنگ ( سنگ نبشته )‌٫‌امتیازات فراوانی دارد که از این میان می توان به تناسب و انطباق آن با سنت کهن ایرانی و همچنین هم آهنگی آن با محیط اطراف و طبیعت اشاره کرد. بعلاوه یک سنگ نبشته طول عمر زیادی دارد و به سادگی فرسایش پیدا نمی کند و به همین دلیل از نظر اقتصادی مقروم به صرفه خواهد بود. ظاهرا حرف شما ( نویسنده محترم ) در جامعه کوه نوردان نفوذ زیادی داره ٫ ای کاش شما محبت و بزرگواری می کردید و فکری به حال جمع آوری این تابلوهای پوسیده می کردید. با سپاس وبلاگ طبیعت