<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

نشريه ی گروه ديده بان کوهستان

 

شماره‌ي 1 -  شهريور1384

 

انجمن كوه‌نوردان ايران

 

گروه ديده بان کوهستان

 

تهران  صندوق پستي 5511-19395

 

 

 

فهرست

 

اشاره

 

گزارشي از سيل‌هاي اخير گلستان

 

اين سيل‌ها طبيعي نيستند!

 

آمادگي در برابر سيل

 

دست سرنوشت يا قصور ما؟!

 

تجمع در مقابل وزارت كشاورزي

 

آبدانه‌هاي چركي باران تابستاني

 

مقابله با معلول به جاي ريشه‌يابي علت!

 

يك روايت دولتي در مورد علل بروز سيل‌هاي اخير

 

 اشاره  

   سيل اشک بر گذری نيست که نيست!

 

كوه‌ها، پديده‌هاي پرعظمت طبيعت و سرچشمه‌ي بركت‌هاي كم‌مانند هستند: آب شيرين، تنوع زيستي، علف‌زار براي دام‌ها، داروهاي گياهي، محصولات جنگلي، مواد معدني و چشم‌اندازهاي باشكوه و روح‌افزا .... بخشي از آن چيزهايي است كه كوه‌ها با سخاوت به ما مي‌دهند. اما، بهره‌برداري نادرست انساني از كوهستان همچنين مي‌تواند سبب بلاهايي خانمان‌سوزي شود كه از اين محيط‌هاي دل‌انگيز سرچشمه مي‌گيرند. بسياري از گسل‌هاي بزرگ كه منشاء زمين‌لرزه‌هاي مرگبار هستند، در پاي كوه‌ها قرار دارند، بسياري از آتش‌فشان‌ها در كوهستان‌ها هستند، و سيل‌ها هم از كوه جاري مي‌شوند.

امروزه انسان گسل‌ها، آتش‌فشان‌ها و رفتارهاي محتمل آنها را مي‌شناسد، و به اين دليل مي‌تواند از آن‌ها دوري كند... اما آزمندي‌ها و كوته‌نگري‌ها سبب مي‌شوند كه انسان حتي در حريم گسل و آتش‌فشان خانه بسازد، چنان كه در مسيل‌ها مي‌سازد. ديگر كوه نيست كه چون يك اندوختگاه پرخطر انرژي، بلاساز مي‌شود؛ ما هستيم كه بيش از حد به كانون خطر نزديك شده‌ايم. از اين گذشته، كارهايي مي‌كنيم كه كانون‌هاي پرانرژي و خطرناك كوهستان را تحريك و آماده‌ي انفجار مي‌كند. براي مثال، چراندن مفرط دام در چمنزارهاي بالادست يك حوزه‌ي آبخيز، پاك تراشي جنگلي كه كوه‌هاي يك منطقه‌ي پرباران را پوشانده، و بريدن بي‌ملاحظه‌ي شيب يك دامنه در برنامه‌هاي راه‌سازي يا معدن‌كاري، به مانند روشن كردن كبريت در انبار باروت، و زمينه‌ساز روان شدن سيلاب‌هاي ويران‌گر است.

سيل‌هاي استان گلستان، پي‌آمد بهره‌برداري‌هاي افراطي ما از منابع كوهستان، ناديده گرفتن هشدارهايي كه خود كوه در سال‌هاي پيشين ـ اينجا و آنجا ـ داده بود، و نزديك شدن بيش از حد به كانون‌هاي خطر، و تحريك آنها بوده است.

مديريت جنگل‌هاي كشور، و از آن بالاتر، مديريت كلان كشور بايد با بازنگري انتقادي تمامي طرح‌هاي عمراني و بهره‌برداري گذشته، شيوه‌هاي ديگري در اداره‌ي جنگل كه اينك فقط در نوار باريكي از كوهستان‌هاي مشرف بر درياي مازندران براي ما باقي مانده است، پيش بگيرد.

اين سيلاب‌ها، اشك‌هاي زمين‌اند از ستمي كه بر او رفته... و چيزي نمانده است كه ما هم در غم از دست دادن آخرين تكه‌هاي جنگل، خون گريه كنيم.  <?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

   گزارشی از سيل های اخير گلستان

    علی صادقی-وحيد امين‌نيا

                               

براي تهيه‌ي گزارشي از سيل 9 مرداد گلستان عازم منطقه‌ي كلاله بوديم كه باخبر شديم سيل ديگري در بامداد 19 مرداد يعني به فاصله‌ي ده روز پس از سيل اول، در همان منطقه جاري شده است.

برطبق گزارش روزنامه‌ي شرق (پنج‌شنبه 20/5/84) حجم سيلاب اخير 5 برابر سيلاب قبلي بوده است، و طبعاً شدت تخريب، تلفات و خسارات آن نيز به مراتب بيشتر بوده است.

برطبق گزارش شرق (كه صرفاً انعكاس اخبار ارسال شده توسط نهادهاي دولتي و استاني رسمي بوده است) در جريان سيل دوم حدود 300 خانه‌ي روستايي به طور كامل (100 درصد) تخريب شده است و شمار كشته‌شدگان تا روز گزارش 33 نفر، به اضافه‌ي حدود 15 نفر مفقود بوده است‌ (آمار رسمي قربانيان سيل قبلي 25 نفر بوده است).

در مسير جاده‌ي كلاله به سمت مراوه‌تپه پس از طي حدود 15 تا 20 كيلومتر به سمت شرق با بستر عريض سيل روبرو مي‌شويم. آثار تخريب گسترده تا فاصله‌ي چند ده‌متري اين بستر عريض شده از سيل نشان از ابعاد وحشتناك سيل دارد.

جاده به موازات مسير رودخانه (كه احتمالاً از سر شاخه‌هاي گرگان رود است) پيش مي‌رود. روستاهايي چند در فواصل كم از يكديگر در امتداد رودخانه تا نواحي بالادست آن پراكنده شده‌اند. كل منطقه با تپه‌هايي دور ونزديك احاطه شده است كه با شيبي ملايم و گهگاه تند به بستر اين رودخانه منتهي مي‌شوند. آثار تخريب وحشتناك سيل در دهانه‌ي پل‌هاي بزرگ واقع در امتداد جاده به خوبي پيداست و نيز در تنه‌هاي درختان از ريشه درآمده، تيرهاي برق فروافتاده و يا شكسته شده و مزارع يك دست شده از گل تخت چسبناك.

اولين روستاي سيل‌زده‌اي كه در مسير حركت خود با آن مواجه مي‌شويم روستاي «پاشايي» است. چون جهت آب رودخانه از شرق به غرب است، اين روستا آخرين روستاي ويران شده در مسير سيل است. در فاجعه‌بار بودن اين سيل ترديدي به جا نمي‌ماند. براي نخستين بار ردپاي پلشت سيل را در يك ناحيه‌ي مسكوني مي‌بينيم. لازم به ذكر است كه اين نواحي تركمن‌نشين است و شغل روستاييان عمدتاً دام‌داري است كه در كنار آن به كشاورزي و بعضاٌ نوغان داري و قالي‌بافي هم اشتغال دارند. خانه‌هاي ويران يا نيمه ويران و گل و لايي كه همه جا را پر كرده است، و ادوات كشاورزي يا قطعات ديگري كه بخشي از آنها بيرون از باتلاق گل و لاي مانده است، نشان از تهاجمي واقعي دارد (بعداً مطلع مي‌شويم كه سيل دوم از اين روستا 15 قرباني گرفته است).

گهگاه با پارچه نوشته‌هايي به رنگ زرد و سفيد مواجه مي‌شويم كه در مسير جاده بر ديوار خانه‌هاي به جا مانده نصب شده‌اند. محتواي همه‌ي آن‌ها يكي است: اظهار تسليت و همدردي با مصيبت‌ديدگان و قول مساعدت در بازسازي فوري تاسيسات زيربنايي كه از طرف وزارت فلان يا سازمان بهمان در معرض ديد مردم محل و مسافران قرار گرفته‌اند.

روستاهايي كه در مسير سيل دوم واقع شده‌اند به ترتيب دور شدن از كلاله (تا دوراهي آش‌خانه ـ مراوه‌تپه) عبارتند از: پاشايي، قپان عليا و قپان سفلي. ظاهراً سيل دوم در اين روستاها تلفات انساني گسترده‌اي داشته است؛ سيل اول تخريب محدودي داشته است (در روستاي قپان عليا تخريب و تلفات سيل از دو روستاي ديگر بيشتر بوده است).

بعد از عبور از روستاهاي قپان عليا و سفلي و ديدن صحنه‌هاي تلخ ديگري از اين معركه‌ي عظيم، به دوراهي آش‌خانه ـ مراوه‌تپه (در 45 كيلومتري كلاله و به فاصله‌ي 10 كيلومتري از روستاي پاشايي) مي‌رسيم. به اين نتيجه رسيديم كه سيل اول هم‌زمان در دو مسير تخريب و تلفات داشته است: يكي دره‌ ي«پيش كمر» و ديگري همين مسير دوراهي مراوه‌تپه ـ آش‌خانه به سمت آش‌خانه.

حدود 10 روستا در اين مسير از هر دو سيل آسيب ديده‌اند: در سيل اول، تخريب با تلفات جاني (رسماً 25 نفر) توام بوده و در سيل دوم تخريب گسترده‌تر اما بدون تلفات جاني بوده است. ظاهراً سيل اول در روستاهاي پاشايي و قپان عليا و سفلي هم تا حدي تخريب داشته است، اما تلفات جاني نداشته است. در سيل دوم تخريب گسترده‌تر بوده و با تلفات جاني (بيش از 33 نفر) در اين سه روستا همراه بوده است.

دليل اين كه با وجود حجم گسترده‌تر سيل دوم و تخريب وسيع‌تر اين سيل در مسير جاده‌ي آش‌خانه تلفات جاني نداشته است، آن است كه سيل اول عملاً تمام حواشي مسكوني اطراف رودخانه را غيرقابل سكونت كرده بود (در سيل دوم اين حواشي كاملاً پاك شدند و تصور اينكه در اينجا ساختمان‌هايي برپا بوده است، غريب مي‌نمود) و از طرفي با شروع بارندگي در شامگاه سه‌شنبه (18 مرداد) خيلي از اهالي روستاهاي آسيب‌ديده از سيل اول، منازل خود را به سمت ارتفاعات دور از رودخانه ترك كردند، كه بخشي از اين واكنش در پي اقدام هشداردهنده‌ي نيروهاي هلال احمر در ساعاتي قبل از وقوع سيل، در تعدادي از اين روستاها بوده است.

جاده‌ي آش‌خانه را به سمت روستاي گلي داغ (اولين روستاي مورد هجوم سيل) در پيش مي‌گيريم. جاده شيب محسوسي به سمت نواحي مرتفع (كوهستان‌هاي شمالي پارك ملي گلستان) دارد و رودخانه كه در سمت راست جاده قرار دارد، اينك به طرز شومي با گل مسطح پوشيده شده است. تپه‌هاي مشرف به جاده با اشكال خاص و عجيب تقريباً خشك و بدون پوشش گياهي هستند۱.

در طول راه از 7 تا 8 روستاي سيل‌زده عبور مي‌كنيم. در هر روستا اندكي توقف مي‌كنيم تا از مردم كمي درباره‌ي سيل و وضعيت فعلي آنها پرس و جو كنيم و به فيلم‌بردار گروه هم اندكي فرصت براي تصويربرداري بدهيم. در طول مسير هرازگاهي بوي زننده‌ي مردار مشام را آزار مي‌دهد. «حيوان يا انسان؟!» به تدريج به اين مواجهه‌ي پليد عادت مي‌كنيم!

در برخي از روستاها زنان و دختران تركمن با لباس‌هاي رنگي زيباي خود با دبه‌هاي پلاستيكي به انتظار رسيدن تانكر توزيع آب و دريافت جيره‌ي آب بهداشتي جمع شده‌اند. شيوع وبا در ايران مي‌تواند در منطقه‌ي سيل‌زده فاجعه‌ي ديگري بيافريند. در يكي از روستاها دختري كه به انتظار دريافت آب است، در جواب پرسش ما با شرم و حيا مي‌گويد: «از ساعت 8 صبح در اينجا ايستاده‌ايم. از پريروز تا حالا آبي دريافت نكرده‌ايم.»

در يكي از روستاها با صحنه‌ي عجيبي مواجه مي‌شويم: درست در جايي كه بخشي از بستر رودخانه به نظر مي‌رسد يك تنور روستايي سيماني جلب توجه مي‌كند، اين تنها نشان باقيمانده از يك زندگي سپري شده است! راننده مي‌گويد: «تنور بدون خانه نمي‌شود!» كمي بعد يك پسربچه روستايي به ما مي‌فهماند كه در سمت راست

 

جاده كه اينك با مسير سيل هم‌مرز شده است. يك رديف خانه‌ي روستايي بوده است كه اكنون نشاني از آنها باقي نمانده است، از جمله خانه‌ي نوساز آنها كه بنا بود در هفته‌هاي آينده به آن نقل مكان كنند. خانه‌اي دو طبقه از آجر و سيمان كه تنها تكه‌اي از ستون‌هاي بتوني آن ـ ولو شده روي زمين ـ به جاي مانده است

/ 0 نظر / 5 بازدید