مدیریت خطر در کوهستان (2)

راه سازی، سد سازی، و خانه سازی سه تا از نمادهای توسعه هستند که در ایران، بی آن که ضرورت مشخص و موردی آن ها ثابت شود، به خودی خود و ذاتا با ارزش تلقی می شوند. دولت ها و بسیاری از گروه های اجتماعی غیردولتی، با آمیزه ای از کژ فهمی و بدآموزی و فریب کاری وانمود می کنند که هرجا کلنگ یکی از این طرح ها بر زمین خورد، گامی در جهت منافع مردم برداشته می شود. حال آن که در هر سه ی این موارد، اولا قیمت و ارزش مرتع و جنگلی که در طرح نابود می شود به حساب نمی آید؛ دوم آن که بازدهی طرح در یک افق دراز مدت و با در نظر گرفتن سود و زیانی که در آن منافع حاصل از مرتع و جنگل سالم لحاظ شده باشد، محاسبه نمی شود؛ و سوم این که از روی جهل یا تجاهل، تمامیت ارضی کشور که آسیب می بیند، در طرح دیده نمی شود. در این مورد آخر توضیح واضحی لازم است که خاک یک کشور، دو بعدی نیست و علاوه بر طول و عرض که با مرزهای سیاسی مشخص می شوند، دارای ارتفاع هم هست! با فرسایش دهشتناک خاک – که ما در جهان رکورد دار آن هستیم – در واقع در حال از دست دادن عمقی تمامیت ارضی هستیم، و چه غمبار که نمی دانیم این خسران را با هیچ مبارزه و مذاکره ای نخواهیم توانست جبران کنیم.

حتی اگر در طرح های ساخت و ساز، ضرورت اجرا ثابت و ملاحظات زیست محیطی در حد استاندارد رعایت شده باشد، آن چه که در تب و تاب بولدوزر رانی های ایرانی به کلی فراموش شده است، «مدیریت تقاضا» است که باید جایگزین مدیریت بی حساب عرضه شود؛ چرا به جای تلاش برای تامین آب از طریق سد سازی، به ارتقای روش های آبیاری، و کاستن از تلفات آب در سر کشتزار نمی اندیشند؟! چه فایده ی اقتصادی برای کشور در میلیون ها سفر سالانه به استان های شمالی کشور با خودروهای شخصی، وجود دارد و چرا باید به قیمت نابود سازی بخش های مهمی از آبخیزها و بسترهای رودخانه ای، جاده هایی عرضه کرد تا روند زیانمند فروش نفت خام و سوزاندن بنزین وارداتی و آلوده سازی محیط زیست ادامه یابد؟! چرا باید به جای کنترل رشد جمعیت، فقط در اندیشه ی ساخت شهرک ها و شهرهای جدید بود؟!

موضوع روز جهانی کوهستان امسال، «مدیریت ریسک بلایا در کوهستان» است. باشد که تصمیم گیران، تصمیم سازان، و دیگر گروه های مختلف اجتماعی بیاندیشند که با ساخت و سازهای غیرمسوولانه تا چه حد خطر کم آبی و زلزله و سیل  را به جامعه نزدیک کرده اند... .

/ 1 نظر / 9 بازدید