آقای قاليباف ُ از شما شکايت داريم !

شهرداری تهران ، به جان خیابان ها افتاده است . این سنت به جا مانده از زمان آقای بوذرجمهری ، که در طرح های " اصلاح " خیابان ها ، درختان حاشیه را می برند ( و او این کار را  با بخشی از خیابان ولیعصر کنونی کرد ) ، دوره به دوره در سازمان شهرداری به ارث رسیده و اکنون میراث دار بزرگ آن ، آقای قالیباف شده است . البته کار شهردار کنونی ، به مراتب "بزرگ" تر از کار بوذرجمهری در شصت هفتاد سال پیش است ، چرا که قالیباف به درختان حاشیه  بسنده نمی کند و کمربند هایی را که قرار بوده حافظ حریم شهر باشند نیز در امان نگذاشته است .  به نظر نمی رسد که هیچ یک از شهرداران تهران به اندازه ی قالیباف ، درخت قطع کرده باشند ؛ در کارنامه ی او ، تجاوز به جنگل دست کاشت لویزان ، خیابان کشی های گسترده در پارک جنگلی چیتگر ، نابودسازی چندین کیلومتر از فضای سبز وسط جاده ی کمربندی تهران ( بزرگ راه آزادگان ) ، بریدن انبوهی از درختان پارک جنگلی سرخه حصار ، ... و تعرض بی سابقه به فضای سبز دو خیابان خاطره انگیز تهران  یعنی خیابان های آزادی و چمران – تا حد بی هویت کردن  و از شکل انداختن کلی آن ها ، به چشم می خورد . در این جا قصد داریم فقط به دو مورد آخر بپردازیم که این روزها ، گویا به شکل ضربتی در دست اجرا است .

خیابان آزادی ، با دو باند عریض تندرو ، دو باند کم عرض کندرو ، دو باغچه ی حاشیه ای که جدا کننده ی باندهای تندرو و کندرو بوده ، دو پیاده روی پهن ،  و یک رفوژ در وسط ، هویتی تعریف شده داشت و می توانست در صورت مدیریت درست ترافیک و کنترل تعداد خودروهای ورودی به آن ، یک گذرگاه شهری باشکوه و ماندنی باشد . ورودی این خیابان از سمت فرودگاه بین المللی شهر ، با یک میدان دل گشا که یکی از دل انگیز ترین یادمان های معاصر شهر در آن بنا شده ، زینت یافته است . درختان حاشیه ی میدان و خیابان آزادی ، مانند  خیابان های به یادماندنی و سنتی ایران ، نقشی مهم در به سازی منظر و تلطیف آفتاب بی امان و ایجاد حس نزدیکی به طبیعت ، داشته است . اکنون ببینید که نابود سازی باغچه های دو طرف با آن همه درخت مسن برای ساخت دوربرگردان ( که در دوره ی شهردار قبلی انجام شد ) ، برداشتن رفوژ سبز وسط ، و پهن کردن خیابان در چند نقطه – مثلا از سر نواب تا انقلاب – گه با تجاوز به فضای پیش بینی شده برای درختان انجام شده است ... چه جهنمی از اسفالت و ماشین و هیاهو فراهم کرده است . در جایی مانند تقاطع بهبودی ، این روزها که شهرداری رفوژ را هم به سطح سواره رو اضافه کرده ، خیابان آزادی را با 16-15 ردیف خودرو که به غلط ترین شیوه ها در حرکت اند ، می توان تشبیه به دریاچه ای کثیف و متلاطم کرد که آدمی راجرات عبور از آن نیست . آری از این خیابان که فقط یک قلم خاطره ی آن ، راه پیمایی های دوران انقلاب و خستگی در کردن در حاشیه ی پر درخت آن در آن روزها است ، چیز زیادی باقی نمانده است و آن اندک باقی مانده هم می رود که در طرح های "عمرانی" شهردار کنونی نابود شود .

در بزرگراه چمران هم همین سناریو در حال اجرا و تکمیل است ؛ این خیابان ، تنها پارک وی یا "باغ راه" تهران بوده است . ویژگی این گونه خیابان ها ، داشتن حاشیه های عریض درخت کاری شده در عین چندبانده بودن گذرگاه است . شوربختانه ، اما این بزرگراه خوش پرداخت هم قربانی دیدگاه تخریب گر و بی اعتنا به اصالت های شهر شده است . ساخت دوربرگردان های متعدد به قیمت نابودی فضاهای سبز وسط و حاشیه ( که با گذشت اندک زمانی از ساخت آن ها ، بی تاثیر بودن شان در روان سازی ترافیک مشخص شد ) ، و تعریض هایی که به ویژه این روزها شدت گرفته است ، درختان 40-30 ساله ی کاج و سرو نقره ای و درختچه های قدیمی گل توری را از میان برده و بستر خیابان را به مسیل عریض و روان فرسایی برای سیل خودروهای بدسوز و بدرو بدل ساخته است . در حال حاضر ، از حوالی تقاطع همت تا نیایش  در این بزرگ راه ، درختان  و درختچه های قدیمی و زیبا قطع شده یا منتظر قطع شدن هستند تا یکی دو باند به گذرگاه اضافه شود . آیا برنامه ریزان شهرداری نمی دانند که با این کارها مشکل ترافیک حل نمی شود و فقط میل به استفاده از خودروی شخصی در شهر دامن زده می شود؟! آیا آنان نمی بینند که کوتاه زمانی پس از اتمام این گونه پروژه ها همگان همان زمان – یا بیشتر – را صرف عبور از این گذرگاه ها می کنند که که پیش تر می کردند ؟! چرا... ! آنان می دانند اما باید بودجه ها به نحوی هزینه شوند ، و آن چه که در این میان در نزد پروژه بگیران به پشیزی نمی ارزد ، حفظ اصالت های شهر و محیط زیست آن است ، اگرچه ادعاها در این زمینه ، گوش فلک را پر کرده باشد .

                                           *********************************

پیشنهاد می کنم سازمان های غیر دولتی طرفدار محیط زیست و توسعه ی پایدار ، و نیز محیط زیست نویسان ، ترتیب یک اعتراض گسترده و مشترک به کارهای اخیر شهرداری را بدهند . شروع کار می تواند صدور یک نامه ی سرگشاده باشد .

عباس محمدی

/ 3 نظر / 5 بازدید
monji-news

ضرب الاجل دو ماهه القاعده به ایران: حمله مي كنيم ...

محمد درويش

غم انگيز تر آنكه اينها همه از افرادي سر مي زند كه ادعاي تشكيل كابينه سبز را هم داشته اند. به هر حال اين غم بزرگي است كه عالي ترين مقام فضاي سبز پايتخت كشور صراحتاً بگويد: ما به اين دليل درخت مي كاريم و فضاي سبز ايجاد مي كنيم كه آن زمين را بتوانيم براي كاربري هاي بعدي از تجاوز مصون داريم!! راستي! چرا هنوز كه هنوز است: مسئولين ما فكر مي كنند: كوتاه ترين راه براي توسعه و رفاه از درون سبزينه و با متلاشي كردن آن مي گذرد؟!! پايدار باشيد و البته همراه شما خواهم بود.

مژگان جمشیدی

بسیار تاسف آور است ،‌محله ما رو که تماما درختاشو نابود کردند و دارند می کنند ،‌ما که به جناب حیدرزاده دسترسی نداریم اما کاش شما ان جی او ها که توی برنامه هاشون دعوت می شید این گلایه ها را تند و شدید در حضور شهردار مطرح می کردید ،‌من دو هفته قبل از فرط ناراختی و دیدن این چنین صحنه هایی در میدان هفت حوض و بالاتر به حیدرزاده زنگ زدم ،‌اما ایشان هم ترتیب اثر ندادند ،‌کار از یک نفر بر نمی آید ،‌ به هر حال در هر تصمیمی با شما هستم ،‌موفق باشید