دست از سر توچال بردارید!

در اواخر تابستان گذشته، کوه ستمکش توچال باز شاهد یک طبع آزمایی "خیر خواهانه" بود؛ نصب میله های آهنی و تابلوهای بزرگ "هدایتگر" . مطابق یادداشت چند روز پیش تارنمای هیات کوه نوردی استان تهران، این کار در چارچوب طرح "بهسازی پناهگاه ها و مسیرهای کوهستانی شمال تهران"، با مدیریت کمیته پناهگاه های فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی انجام شده است. اگرچه جای شکر است که این کمیته، در چند سال اخیر دست از پناهگاه سازی در کوه ها برداشته و بیشتر مشغول "قرارگاه" سازی در کوهپایه ها و بهسازی پناهگاه های موجود بوده، اما گویا هنوز با آن روحیه ی "شهری سازی" کوهستان ها، به کلی خداحافظی نکرده (و البته، قرارگاه سازی را هم با دست اندازی به منابع طبیعی به انجام رسانده است).

می گویم "کوه ستمکش توچال" برای این که این کوه که حق زیادی هم بر گردن تهرانی ها دارد، گویا باید تاوان نزدیکی با این همسایگان پر توقع را بدهد! هر چند گاه، گروهی (لابد در کمال حسن نیت و بی چشمداشت مادی) طرحی برای "ایمن سازی" یا فراهم آوردن "امکانات" برای شهروندان گرامی در می اندازد و خودسرانه به اجرای آن "همت می گمارد"؛ یک روز پناهگاه سازی، یک روز تله کابین، یک روز پیست موتور ای تی وی، یک روز طرح پناهگاه دو طبقه، یک روز طرح هلی بورد، یک روز میله گذاری، و... کسی هم در اندیشه ی حفظ این کوه نیست (شاید به این دلیل که "حفاظت" هزینه بر نیست و به درد جذب بودجه نمی خورد!).

 

 عکس ها از تارنمای هیات کوه نوردی استان تهران

نصب این همه میله و علامت، چشم انداز توچال را که برجسته ترین بخش از بقایای طبیعت تهران است، مخدوش و آرامشی را که به خاطر آن به کوه می رویم زایل می سازد. تابلوهای راهنما در کوهستان باید به تعداد کم، در اندازه های کوچک، و با مواد و رنگ هایی که با طبیعت همساز باشد، تهیه و نصب شود. به علاوه، معلوم نیست که چگونه دوستان می پندارند که با تجهیز کوهستان، خطر حادثه و مرگ کمتر می شود؟! تجربه نشان داده که بیشترین حادثه ها، در مسیرهای با علامت و پناهگاه دار رخ داده اند. ممکن است علت این امر، پر رفت و آمدتر شدن مسیرها پس از "تجهیز" باشد، و یا القای حس کاذب امن و ساده بودن مسیر به دلیل وجود امکانات.

در مورد میله گذاری در توچال، و این که چنین کارهایی نمی تواند خطر را از میان ببرد،  یادآوری می کنم که دست کم یک مورد مرگ در حد فاصل جان پناه قله تا ایستگاه هفت تله کابین، به علت برخورد با همین میله ها بوده است (مرگ کوه نورد باتجربه بهنام کرمی، در روز 24 بهمن 1387). همچنین، از دیگر حادثه های چند سال اخیر می توان به مرگ خانم افخم در مسیر شیرپلا - سیاه سنگ در روز 30 فروردین 86، و مرگ شبنم فرحی و محمد سعادتی در حوالی چشمه نرگس در هفتم اردیبهشت 86 و گم شدن آقای ابوالفضل عظیمی که توچال را بهتر از کف دست می شناسد، در حد فاصل قله تا ایستگاه هفت تله کابین (اواخر اسفند 83) اشاره کرد.

در پایان، از کوه نورد طبیعت دوست و گرانقدر و دوست عزیزم، حسین نظر، درخواست دارم در همراهی با این گونه طرح ها،‌ تجدید نظر کند. 

نمونه ای از معدود تابلوهای مسیر صعود قله ی گراند تیتان در آمریکا (ابعاد تقریبی تابلو: 20 × 30 به ارتفاع حدود 30 سانتی متر از زمین) (مضمون تابلو: پا نگذاشتن روی گلسنگ ها و دیگر گیاهان بسیار کوتاه کوهستان، خودداری از آلودن محیط)

/ 11 نظر / 204 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عزیزالهی

مرگ یک کوهنور با تجربه در اثر برخورد با میله ! عجب حرف خنده داری میزنید شما !! آقای کرمی بر اثر گرفتار شدن در کولاک شدید اون روز ابتدا همنوردانش رو گم می کنه و از شدت طوفان قادر به ادامه مسیر نمیشه و با چسبیدن به اون میله تلاش می کنه تا ازخودش حمایت کنه که متاسفانه بدلیل طولانی شدن این وضعیت دچار یخزدگی و مرگ میشه !! موید این مطلب هم نحوه پیدا شدن جسد ایشون پس از فروکش کردن کولاکه که نشون میده وی میله رو در بغل داشته است.

عزیزالهی

ضمن اینکه کلیت حرفتون درسته اما به نظر بنده هم تحلیل تون کمی آبکیه !! هیچ کس فاصله کم پناهگاه توچال تا ایستگاه هفت رو گم نمی کنه مگر اینکه توی کولاک و مه گرفتار شده باشه با این حساب اگه بپذیریم کسی توی این فاصله و صرفآ با همن دلایل گم شده باشه لاجرم باید نتیجه بگیریم که فاصله گذاری میله ها درست نبوده و لابد بایستی بجای 100 متر فاصله بین میله ها، بیائیم و مثلآ در هر 5 متر و یا هر یک متر یک میله بزاریم !!! که دیگه تضمینی کسی گم نشه !!

حسام

با سلام. اگرچه فکر می کنم نصب این میله ها لزوما جلوی مرگ رو نمی گیره، ولی بودنش از نبودنش بهتره. البته در صورتیکه نحوه نصب، محل استقرار و همچنین نوشته های روی اون با فکر و اصولی باشه. ممکنه این نوشته ها بعضی ها رو به اشتباه بندازه. ولی خوب چیزی که بر این موضوع مقدم هست اینه که باید سعی کنیم کسی بدون تجهیزات و اطلاعات کافی پا در این مسیرها نگذاره.

000

آبکی یاغیر آبکی منظره قله را حسابی خراب کردن حالا به هربهانه ای که باشه .

عزیزالهی

ممنون از از پاسخ صبوانه اتان ! لینکی که دادید اصلآ نقل از هم تیمی های ایشون نیست و سندیت ندارد. بحث گم شدن رو عرض کردم که ممکن نیست " مگر " اینکه در شرایط آنچنانی باشد. بله میله الزامآ کسی رو از مرگ یا سرمازدگی نجات نمی ده بلکه شاید فقط موجب بشه که کسی مسیر رو گم نکنه ! و این " گم نشدن " توی اون شرایط خودش چیز کمی نیست ! بهرحال از توجه و حسن نیت تون ممنونم[گل] در ضمن بهتون توصیه میکنم گزک دست این فرشید داوودی ندید که عنقریب مطلبی در مورد این میله ها هوا می کند ![نیشخند][نیشخند]

عزیزالهی

ببخشید کامنت آخری ، خط اول " صبورانه اتان " صحیح است !

AkbarAgha

سلام. قاعدتا اگر تمام خیابانهای شهر رو هم مملو از تابلو کنند،تا راننده های ما اصول راننگی نکنن و قواعدش رو نشناسن،تصادفات و حوادث کاهش محسوسی پیدا نمیکنن! اینطور یادمون دادن یا یاد گرفتیم که بجای دادن پاسخ به سوالات،صورت سوالات رو دستکاری کنیم. "فکر کردن" و "درست عمل کردن" به مراتب سخت تر از دیدن اون تابلوهاست! مشکل از نحوه کوه رفتنه،وگرنه اون کوه بیچاره سالها بوده که نه تابلو داشته،نه جانپناه و نه هر عارضه مصنوعی دیگه ای.ضمن اینکه در همون ایام هم این کوه صعود میشده. بنده صرف نظر از نظرم در مورد نویسنده این بلاگ و انگیزه نوشته اشون،با پناهگاه،جانپناه،تله کابین،تابلو و هر پدیده ی مشابهی،مخالفم. (هر چند که این مخالفت،به دردی نخوره!)

000

اکبرآقا یادش بخیر اون وقتا که تنها راهنمای قله سه تا سنگچین بود .

سعیده

دوستان عزیز فکر کنم جی پی اس اختراع شده قیمت این دستگاه با توجه به کارایی که داره زیادنیست و تو کولاک که چند قدمی هم دیده نمیشه مطمئن ترین راهه هر گروه یک دستگاه داشته باشه براحتی از این مشگل به سلامت خارج می شوند.

HOSEIN NAZAR

با سلام و احترام دوست عزیز شما بهتر میدانید که ما دلسوختگان طبیعت از اوایل دهه هفتاد برای جلوگیری از تخریب و آلودگی های عرصه کوهستان همراه با گروهها ی مختلف همواره پیشقدم بوده ایم با این حال باید به این مهم اندیشید که آسیبهای جدی در سراسر مناطق کوهستانی ایران به وقوع پیوسته و با وجود اعتراضات متعدد گروهها به مسئولین همچنان ادامه داشته و راه به جایی نبرده است . در این راستا میتوان از زخمی شدن و جاده کشی های منطقه حصارجال علم کوه . دماوند . سبلان . خجیر و بخشهای کوهستانی جنگلی شمال کشور و عرصه ارزشمند زاگرس نام برد که در حال حاضر بدنه جنوبی البرزبا جاده کشی منطقه دارآباد تا چشمه درازلش و به بعد کمی آنطرف تر در شمال توچال جاده بدون توجیح آهار شهرستانک و باز هم جدید تر از آن جاده آهار به ده تنگه را میتوان نام برد که تماما منتهی به مرگ آن عرصه شده و ادامه خواهد داشت . اما توچال ! این کوه زیبا و باشکوه که میعادگاه عاشقان طبیعت است از دهه 50 با ساخت تله کابین و از دهه 60 تا به حال با نصب لوله ها و تابلوهای ایمنی سعی در رفاه حال کوهنوردان و کاهش حوادث بخصوص در فصل زمستان شده لازم به ذکر است که بخش اعظم کوهنوردان در