سدها بر شانه ی مردم و کوه ها (2)

سخنران دوم همایش 20 شهریور ، فاطمه ظفرنژاد ، پژوهشگر آب و سد سازی  و مترجم کتاب رودهای خاموش بود . او در مورد پروژه های سد سازی به چند نکته اشاره کرد : برای هیچ یک از سدهای  کشور ، پایش و ارزیابی تطبیقی انجام نشده است . یعنی این که پس از به پایان رسیدن کار ساخت سد ، مطالعه ای صورت نگرفته که این سازه چقدر به هدف های اعلام شده ی اولیه دست یافته و در مقابل هزینه ای که برای آن شده و آسیب هایی که به محیط زیست و زمین های کشاورزی زده ، چقدر سود خالص و واقعی داشته است . دیگر این که ، فرایند تصمیم گیری در سد سازی ها شفاف نیست . معلوم نیست که چه محافلی برای شروع پروژه های سد سازی ، تصمیم سازی می کنند ؛ مواردی بوده که حتی کارشناسان وزارت نیرو یا مشاور اول نظر می دهند که ساخت یک سد توجیه اقتصادی ندارد ، اما با عوض کردن مشاور و ... پروژه کلید می خورد . داده های مربوط به سدها ، از دسترس همگان دور است . اسناد مربوط به ارزیابی های اقتصادی و زیست محیطی و صورت هزینه های ساخت و دیگر اسناد ، در اختیار پژوهشگران قرار داده نمی شود . فایده های سدها راستی آزمایی نمی شود ؛ شرکت های پیمانکار ، فایده ی سدها را بیش از اندازه نشان می دهند. برای مثال ، در مورد سد در دست ساخت البرز ادعا می شود که این سد 54000 هکتار زمین های کشاورزی را آبیاری خواهدکرد ، حال آن که این زمین ها امروزه هم  آبی هستند و حتی در سال بسیار خشکی مانند امسال هم کمبود آب ندارند .

ظفرنژاد همچنین گفت که رویه ی کنونی سد سازی در ایران ، با اصل 44 قانون اساسی مغایرت دارد . چرا که در این رویه ، تصمیم گیری های بخش دولتی هیچ هماهنگی با بخش خصوصی ندارد و وزارت نیرو به تشخیص خود و بدون نظرخواهی از کسانی که از سد سازی متاثر می شوند ، برنامه های خود را پیش می برد . در ایران ، سدهایی ساخته شده اند که هیچ فایده ی روشنی ندارند ، مانند سدهای چغاخور ، جیرفت ، شور جیرفت ، بار نیشابور ... برای مثال سد بار نیشابور ، قناتی را زیر آب برده که پیش از آن همان زمین ها را آبیاری می کرده که سد می خواهد آبیاری کند .

مغایرت طرح های سدسازی با معاهدات بین المللی که ایران پذیرفته ، موضوع  بخش دیگری از سخنان ظفرنژاد بود . برای مثال ، این طرح ها غالبا با مضمون فصل 8 « دستور کار 21 » که می گوید هزینه ی نابودی منابع آب و خاک و محیط زیست باید  در طرح های عمرانی به حساب آیند ، همخوانی ندارند . یا با فصل 13 دستور کار 21 که حمایت از جوامع کوه نشین و حفاظت از بوم سازگان های شکننده ی کوهستانی را تجویز می کند ، و با فصل 11 که حفظ جنگل ها را توصیه می کند ، و همچنین با فصل های 23 تا 27 که « شرکت و تعهد کلیه ی گروه های اجنماعی » شامل زنان ، جوانان ، مردم بومی ، و سازمان های غیردولتی را در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها و اجرای طرح ها از لازمه های توسعه ی پایدار می داند ، مغایرت دارند . ظفرنژاد اشاره کرد که سد سازی بی رویه ، بسیاری از زمین های پایین دست یا تالاب ها را بی آب و بیابانی کرده است . همچنین در ساختگاه سدها ، اراضی جنگلی و مراتع بدل به بیابان های بی پوشش گیاهی بدل می شوند . در این ارتباط او معتقد است که سیاست های کنونی سد سازی در ایران با کنوانسیون مبارزه با بیابان زایی سازمان ملل که ایران نیز عضو آن است ، مغایرت دارد . ماده ی 3 این کنوانسیون اشعار می دارد که تصمیم گیری ها در زمینه ی جلوگیری از بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی باید با مشارکت مردم و جوامع محلی و سازمان های غیردولتی صورت گیرد ، روندی که در جریان پروژه های سد سازی به هیچ وجه رعایت نمی شود .

اثرات عمیق و مخرب سد ها بر محیط زیست ، از سوی سد سازان انکار می شود    یا ناچیز جلوه داده می شود . " طرح های ارزیابی زیست محیطی " که برای پروژه هایی مانند سد سازی الزامی شده ، در شرایط کنونی خود بخشی از پروژه است و اگر یک مشاور محیط زیستی نظری مغایر با نظر طراحان سد بدهد ، طرح ارزیابی به مشاور دیگری داده می شود . سد سازی ، به ویژه در استان های شمالی کشور تاثیر بسیار شومی بر محیط زیست دارد ؛ در جریان ساخت سد لفور در منطقه ی سوادکوه ، پانصد و شصت هزار درخت در ساختگاه سد قطع شده و یک کوه جنگل پوش برای برداشت " قرضه " ( سنگ و خاک مورد نیاز برای بدنه ی سد) قطعه قطعه شده است .

 

در پایان سخنرانی ، ظفرنژاد بخشی از یک فیلم را نشان داد که با کمک گروه دیده بان کوهستان از ساختگاه سد لفور تهیه کرده بود . در این فیلم ، جنگل زدایی ، تبدیل بخشی از کوه های سرسبز به بیابان ، و تصاویری از سه روستا و محوطه های تاریخی که به زیر آب خواهد رفت ، نشان داده شد . در بخش دیگری از فیلم ، مصب زیبای بابل رود که چشم انداز گردش گری باارزشی را در شهر بابلسر پدید آورده نشان داده شد و برای مقایسه ، بستر و مصب رودخانه ی تجن نیز که پس از ساخت سد تجن ، خشک و به زباله دانی و لجنزار بدل شده ، نشان داده شد . در گفتگو با رستوران داران حاشیه ی بابل رود و قایقرانانی که گردش گران را در بابلسر روی مصب می گردانند ، ظفرنژاد می پرسید که اگر این رود خشک شود ، چه خواهند کرد ؛ آنان باور نمی کردند که چنین اتفاقی ممکن است رخ دهد !

/ 3 نظر / 18 بازدید
کمیل قاسم پور

سلام خدمت همنوردان گرامييشان سايت چكاد با قالب جديد به صورت يناميك طراحي شده و تا آبان ماه 87 كاملا به روز رساني مي شود آدرس سايت از chekad به آدرس www.chakad-sari.com تغيير كرده است لطفا لينك ما را در سايت خود درست نماييد. آدرس پست الكترونيكي جديد chakad.sari@gmail.com و همچنين مي توانييد نظرات و خبرهخاي خود را در قسمت تماس با ما سايت برايمان ارسال نماييد كه پيغام شما به همين ميل ما فرستاده خواهد شد. با تشكر... كميل قاسم پور

حمید

امیدوارم طبیعت ایران زنده بماند ... شاد باشید