کو‌ه‌بان۳

نامه‌ي شوراي شهر رينه به رييس جمهوردر مورد دماوند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

 

با سلام و احترام؛

 

همانطور كه حضرتعالي استحضار داريد، كوه دماوند نماد سرزمين ايران است و ديدن يك عكس آن، براي همه‌ي ايرانيان و بسياري از ديگر مردمان جهان، يادآور تاريخ و طبيعت اين كشور باستاني است. اين كوهستان همچنين سرمنشاء خير و  بركت براي حوزه‌ي وسيعي از اطراف خود است: رودخانه‌هاي و چشمه‌هايي كه از آن سرچشمه مي‌گيرند روستاها و شهرهاي بسياري را سيرآب مي‌كنند، چمن‌زارهاي آن چراگاه دام‌هاي بسيار است، آب گرم و معدني آن زمينه‌ساز درآمد براي اهالي منطقه است و هر ساله صدها هزار گردشگر و هزاران كوه‌پيما از داخل و خارج كشور، براي استفاده از مناظر و آب و هواي كم‌نظير دماوند به اين منطقه مي‌آيند.

بديهي است كه استفاده‌ي پايدار از نعمات خدادادي دماوند، مستلزم آينده‌نگري، پرهيز از اجراي پروژه‌هاي مخرب، و حفاظت از محيط زيست منطقه است. با كمال تاسف، طرح‌هاي بهره‌برداري از پوكه‌ي معدني، به ويژه در منطقه قرقه موجب وارد آمدن آسيب جبران نشدني به مراتع دماوند، و فرسايش چشمگير خاك شده است. اين آسيب‌ها علاوه بر آن كه جاذبه‌ي طبيعي دماوند را به شدت خدشه‌دار كرده و در برابر چشمان هر ناظر داخلي و خارجي، نمودي از رفتار غيرمسئولانه‌ي ما را با طبيعت منحصر به فرد كشور به نمايش گذارده، همچنين خطر رانش زمين و جاري شدن سيل را افزايش داده است.

با عنايت به نكات ياد شده و با توجه به مخالفت اكثريت اهالي رينه و ديگر شهرها و روستاهاي دماوند با فعاليت‌هاي معدني، خواهشمند است دستور فرماييد برداشت پوكه‌ي معدني كه كالايي است كم ارزش و جايگزين‌هاي صنعتي مناسب‌تري هم دارد، به ويژه در منطقه‌ي قرقه متوقف شود.

شوراي شهر رينه و دوستداران محيط زيست و طبيعت در سراسر كشور آمادگي دارند طرح‌هاي درآمدزاي مناسب‌تري را براي منطقه پيشنهاد دهند.

 

با تشكر از توجه جنابعالي

حاج علي صادقي راد

رئيس شوراي شهر رينه

 

 

 

 

پيشنهادهايي در مورد حفاظت دماوند

در روز پنج‌شنبه 1/4/85 در نشستي كه نمايندگان انجمن (مهجوري و يزداني) و عبيري (مدير موسسه‌ي كوهستان سبز) با علي‌پور مدير كل سازمان جنگل‌ها و مراتع مازندران، و اشرفي‌پور مديركل محيط زيست استان، در دفتر سازمان جنگل‌ها و مراتع در ساري داشتند، پيشنهادهائي زير از سوي گروه‌ ديده‌بان كوهستان، ارايه شد.

- تعيين «روز ملي دماوند» (سيزدهم تيرماه) براي جلب توجه همگان به موضوع حفاظت اين كوه (و ديگر كوه‌هاي ايران)، و به منظور مطالعه در ارزش‌هاي طبيعي، تاريخي و فرهنگي منطقه‌ي دماوند.

- برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت براي آموزش مردم محلي و افزايش حساسيت آنان به منظور حفظ دماوند كه ميراث طبيعي آنان است. آموزش دام‌داران به منظور ورود به موقع به مراتع دماوند تا زادآوري گياهان مختل نشود (ورود زودهنگام در بهار، مانع گل‌ دادن و بذرافشاني گياهان مي‌شود.) و خروج به موقع در پاييز، تا خاك مرتع فرسوده نشود. توزيع چراغ‌هاي گازي يا نفتي و سوخت ميان دام‌داران و آموزش آنان به منظور خودداري از سوزاندن بوته‌ها.

- آموزش راهنمايان كوه‌نوردي، به منظور برخورد مناسب با گردش‌گردان و كوه‌پيمايان و تذكر موارد لازم به آنان (عبور از مسيرهاي پاكوب و خودداري از لكدگوب كردن نقاط مختلف، خودداري از ريخت و پاش زباله، ايفاي نقش ديده‌باني كوهستان ...).

- برنامه‌ريزي بلند مدت براي حذف تدريجي چراي دام (مثلاً ظرف ده سال) در دماوند، و جايگزين ساختن روش‌هاي دام‌داري و پرورش ماهي صنعتي به جاي دام‌داري سنتي، يا جايگزين كردن پرورش زنبور عسل به جاي دام‌داري.

- برنامه‌ريزي براي متوقف ساختن رشد جمعيت كه موجب بيكاري و فقر، و افزايش فشار بر منابع طبيعي مي‌شود (با هماهنگي وزارت بهداشت).

- تعيين محدوده‌ي خدمات شهري و روستايي، و جلوگيري سخت‌گيرانه از ساخت و ساز در زمين‌هاي كشاورزي و باغ‌ها و عرصه‌هاي طبيعي (با هماهنگي شهرداري‌ها و شوراهاي شهر و روستا). جلوگيري از راه‌سازي و معدن كاوي در كوه دماوند و حريم آن.

- ايجاد مشاغل جديد با توسعه‌ي گردش‌گري؛ به سازي حمام‌هاي آب گرم طبيعي و منطبق كردن آنها با استانداردهاي جهاني، مرمت و معرفي بناهاي تاريخي، ترويج معماري منطبق با سنت‌هاي ديرين (و البته با رعايت اصول مهندسي جديد)، آموزش مردم محلي براي استفاده از خانه‌هاي خود براي جلب مسافر (ارايه‌ي خدمات مناسب و بهداشتي)، ترويج تورهاي طبيعت گردي (كوه‌پيمايي، پرنده‌بيني، ماهي‌گيري ورزشي، پرواز ...) با رعايت مسايل زيست محيطي و در نظر داشتن ظرفيت منطقه.

- اعطاي حكم «قرق‌بان افتخاري» يا «محيط‌بان افتخاري» به كوه‌نورداني كه در زمينه‌ي حفاظت كوهستان آموزش‌ديده

يا فعاليت كرده‌اند؛ استفاده از نيروي مردمي براي مقابله با تخريب محيط‌هاي كوهستاني.

انجمن كوه‌نوردان ايران مي‌تواند در موارد ياد شده در بالا، با سازمان‌هاي جنگل‌ها و مراتع، محيط زيست و ميراث فرهنگي همكاري كند.

 

 

 

تقديم به جان‌باختگان دماوند

    هر مرگ، پيغامي است زندگان را                    

 حسينعلي مهجوري

وقتي سخن از مفاهيم گسترده‌اي چون مرگ و زندگي در ميان است، هر انديشه‌ي نحيفي را تاب گام نهادن در اين عرصه نيست. همه‌ي ما با زندگي دست به گريبانيم، و در اين جدال، هر مبارزي با نحوه‌ي نگرش خود،  به شيوه‌اي زندگي يا نوع مردن خود را تعريف مي‌كند.

آري، قاعده آمدن است و رفتن و درنگي چند در اين ميان، بر پهنه‌ي پرآشوب اين خاكدان و سپردن يادي از خويش به ذهن آشفته‌ي اين روزگار. هر ثانيه از زندگي مهم است، زندگي قابل پيش‌بيني نيست و كامل زندگي نكردن يك تراژدي است. مي‌توان دو نوع برداشت از زندگي داشت: يكي اين كه به كارها و تلاش‌هايي دست زد كه داراي ريسك باشد و ماجراجويي هم چاشني آن باشد، ديگر اين كه هيچ خطر نكرد و همه‌ي اصول ايمني را رعايت كرد. كوه‌نورد، با هر دو روش روبرو است، و  اين كه تا چه اندازه در يكي از اين دو مسير گام بگذارد، به خود او بستگي دارد.

عشق به زندگي، از مواهبي است كه در همه‌ي موجودات وجود دارد، و همه تلاش مي‌كنند تا به نحوي از بلايا و خطراتي كه حيات‌شان را تهديد مي‌كند، بپرهيزند تا از زندگي بيشتر بهره بگيرند. موارد زيادي پيش مي‌آيد كه كوه‌نورد حس مي‌كند نبايد دست به كاري بزند، نبايد به راه ناآشنايي برود، نبايد بهمن و صاعقه را ناديده بگيرد يا كارهاي غيرمنطقي ديگري را انجام دهد ... ولي چنين مي‌كند!

البته ، ‌در‌هر‌رشته‌ي ورزشي،‌حادثه و آسيب‌ديدگي اجتناب‌ناپذير است،‌اما كوه‌نوردي از ورزش‌هاي پرخطر است.

براي دو دسته، حادثه بيشتر پيش مي‌ايد: يك دسته افرادي كه خيلي با تجربه‌اند، و دسته‌ي ديگر افراد بي‌تجربه يا كم‌تجربه. اولي بر اثر زياد دانستن و غرور و فريب تجربه را خوردن، و دومي به دليل نداشتن آگاهي. اما اتفاقاتي كه براي گروه اول رخ مي‌دهد، جاي تامل بسيار دارد. هنر واقعي در كوه، جان سالم به در بردن است، كسي مي‌تواند سال‌هاي متمادي كوه‌نوردي كند و همچنان سالم بماند كه خود را با كوه يكي احساس كند و درصدد تقابل با آن برنيايد. از سوي ديگر، در هر جا و هر آن، حادثه در كمين است، و نمي‌توان گفت كه هر كسي كه در كوه دچار حادثه شده آدم نالايق يا بي‌توجهي بوده است. در پيشرفته‌ترين كشورها و براي مجرب‌ترين كوه‌نوردان دنيا نيز بروز حادثه اجتناب‌ناپذير است.

در‌كوه،‌خطرات چنان ما‌را‌احاطه‌كرده كه تقريباً هيچ تضميني براي زنده ماندن وجود ندارد.‌حوادث و خطرهايي كه گريبانگير كوه‌نوردان مجرب شده، نشان مي‌دهد كه آن‌چه تحت كنترل ما است، محدود مي‌باشد. اردوخاني، حراستي، عزيزي، نجاح، مناساكانيان، داودي، رابوكي، فرامرزپور، بني‌هاشمي، يزداني، اوراز، خادم و ... نام‌هايي هستند كه هر ساله تعدادي به آنها اضافه مي‌شود و اين چيزي جز ورق زدن دفتر روزگار نيست؛ آنان تسليم دشمني شده‌اند كه تا حد پرستش دوست‌اش داشتند.

   

جان باختگان دماوند 

 

بهمن 1353: سيد محمد جوادي از كوه‌نوردان دانشكده‌ي فني دانشگاه تهران، هنگام بازگشت از قله‌ي دماوند به يخچال دوبي سل سقوط مي‌كند. جسد او چند ماه بعد پيدا مي‌شود.

تير 1356: تقي فخر فاطمي عضو گروه كوه‌نوردي مهرگان به همراه 3 نفر از دوستانش از مسير شمالي عازم قله دماوند مي‌شوند. در 200 متري قله حال تقي خراب مي‌شود و آنان در همان‌جا چادر مي‌زنند. اوايل شب بر اثر باد شديد چادرشان پاره مي‌شود. تقي را با كيسه خواب به بيرون چادر انتقال مي‌دهند، ولي بر اثر تاريكي و باد شديد تقي با كيسه خواب ليز خورده به داخل يخچال سيوله سقوط مي‌كند. چند روز بعد جسد تقي توسط بالگرد به تهران انتقال يافت.

شهريور 1359: دو تن از كارمندان مؤسسه‌ي اطلاعات در يك بعدازظهر، از بارگاه سوم عازم قله‌ي دماوند مي‌شوند و هنگام غروب به قله مي‌رسند. در برگشت، به علت مه و تاريكي و نشناختن مسير به سوي دره‌ي يخار حركت مي‌كنند كه در اين حال محمدعلي دارايي سقوط مي‌كند و به علت ضربات وارده به سر فوت مي‌كند.همراه وي كه سالم مانده بود، به تهران برمي‌گردد و در روزهاي بعد براي انتقال جسد (با همكاري ديگر كوه‌نوردان تهران) اقدام مي‌كنند.

بهمن 1372: نجاتعلي حيدريان از اعضاي گروه كوه‌نوردي آناهيتاي كنگاور بر اثر سقوط در مسير قله‌ي دماوند جان خود را از دست مي‌دهد.

فروردين 1376: فرامرز فرامرزپور و پسرش مرتضي فرامرزپور كه براي حمل وسايل به جا مانده از يك گروه كوه‌نورد از كشور چك، به پناهگاه سوم دماوند صعود كرده بودند، در حين بازگشت با كولاك سنگين و بارش برف مواجه شدند و بر اثر تحليل قوا و سرمازدگي شديد جان به جان آفرين تسليم كردند. جسد فرامرز بعد از 26 روز در 500 متري بارگاه سوم پيدا شد و جسد مرتضي فرامرزپور نيز چند روز پس از آن، در قسمت سرخه لت (زير كافر دره) توسط كوه‌‌نوردان پيدا شد.

اسفند 1377: مهندس حسن ايزدي هنگام صعود زمستاني قله‌ي دماوند از مسير شمالي، به علت نداشتن پوشش مناسب، نداشتن آمادگي جسماني و مواجه شدن با كولاك در نزديكي پناهگاه تخت فريدون جان مي‌سپارد.

فروردين 1378: مهندس بني‌هاشمي به هنگام پايين آمدن از جبهه‌ي جنوبي دماوند (پس از صعود به قله) به علت كولاك و توفان سهمگين جان باخت. جسد او در حدود 100 متري پايين بارگاه سوم و در قسمت ضلع غربي پيدا شد. همنورد او در اين صعود جلال رابوكي بود كه از مهلكه‌ي دماوند جان سالم به در برد. بني‌هاشمي بيش از 45 بار صعود سرعتي به دماوند و تعداد زيادي صعودهاي ديگر و نيز ترجمه‌ها و مقاله‌هايي در زمينه‌ي كوه‌نوردي داشت.

فروردين 1381: جلال فروزان (رابوكي) از كوه‌نوردان بنام و صاحب سبك كه صعودهاي سرعتي و بي‌نظيري در دماوند و بسيار صعودهاي ديگر در ايران و نيز چند صعود در هيماليا داشت، در سي‌ام فروردين 1381 به هنگام صعود دماوند به همراه كوه‌نوردي به نام ناصر جناني، ناپديد شد. همراه او به هر طريقي بود خود را از مهلكه‌ي توفان و كولاك نجات داد. بعد از 6 ماه، در مهرماه جنازه‌ي جلال در دره‌ي يخار پيدا شد و توسط كوه‌نوردان به تهران انتقال يافت.

فروردين 1381: رضا رضايي كوه‌نورد شيرازي در صعود انفرادي دماوند از جبهه‌ي شمالي مفقود گرديد. بعد از 4 ماه جنازه‌ي او در همين مسير پيدا شد.

ارديبهشت 1383: يك گروه 5 نفره از كارمندان دانشكده‌ي علوم پزشكي دانشگاه رازي كرمانشاه از ناندل عازم صعود دماوند مي‌شوند. دو نفر از آنان (رضا همه خاني و سهراب هما) هر يك پس از طي مسافتي، به علت هواي خراب و شرايط نامساعد به ناندل بازمي‌گردند. سه نفر ديگر (مجتبي دوستي، علي حسن اميريان و يحيي محمدي) با وجود مشاهده‌ي طوفان شديد كه موجب به هم خوردن تعادل، و غلطيدن سهراب هما به يك دره و از دست رفتن كلنگ و كوله‌پشتي او شده بود، از بازگشت به ناندل خودداري مي‌كنند. روز دوم هوا آفتابي و آرام بود، اما از سه كو‌ه‌نورد خبري نشد. در روز سوم باز هوا طوفاني شد و سرانجام در روز چهارم دو كوه‌نورد باقي مانده در ناندل با مسئولان دانشگاه تماس مي‌گيرند و گروه‌هاي جستجو و امداد (متشكل از كوه‌نوردان كرمانشاه و همدان) از روز هفتم فعاليت خود را در منطقه آغاز مي‌كنند. روز بعد در حدود ساعت 3 بعدازظهر پيكرسه كوه‌نورد در يكي از دهليزهاي شمالي قله‌ي منار ـ زير يال خور تاب سر ـ پيدا مي‌شود. ظاهراً آنان در هواي خراب راه را گم كرده و بي‌ آن كه از وسايل همراه (كيسه خواب، چادر، ...) استفاده كنند، بر اثر تلاش بيش از حد، از پاي افتاده و در فاصله تقريبي 300-200 متر از يكديگر، جان باخته بودند.

شهريور 1383: خانم كاتلين نامفي 68 ساله و استاد دانشگاه استانفورد آمريكا، در يكي از نخستين روزهاي شهريور هنگام بازگشت از قله‌ي دماوند دچار لغزش شد و سرش به سنگ خورد، او كه از همراهان خود جدا شده بود، از كمك گروه‌هاي كوه‌نورد عبوري برخوردار مي‌شود. اما سرانجام به پايين برنمي‌گردد و پس از يكي دو روز، جستجوگران جسد او را پيدا مي‌كنند.

مهر 1383: ابراهيم آقا محمد، به همراه يك نفر ديگر از راه معدن ملار به پناهگاه تخت فريدون دماوند مي‌رود. روز بعد در حالي كه قصد رسيدن به قله از يال شمال شرقي را داشتند، از مسير منحرف مي‌شوند و آقا محمد از يخچال سيوله سر مي‌خورد و سقوط مي‌كند. نفر همراه، بالاي سر او مي‌رود و مي‌بيند كه ابراهيم‌ جان خود را از دست داده است. آن شب را در كنار پيكر ابراهيم به صبح مي‌رساند و روز بعد به پايين مي‌آيد و پس از اطلاع، پيكر او به دست كوه‌نوردان به پايين آورده مي‌شود.

بهمن 1383: ابوالقاسم (سياوش)، يزداني 29 ساله كه به همراه دو كوه‌نورد ديگر از شهر زيرآب (سواد كوه) عازم صعود به قله دماوند از جبهه‌ي جنوبي بود در منطقه‌ي آبشار يخي از همراهان خود جدا مي‌شود و به تنهايي به سوي قله مي‌رود. پس از آن، ديگركسي او را نديد.

آذرماه 1384: بهرام جعفري، راهنماي تورهاي كوه‌نوردي و عضو كميته‌ي پناهگاه‌هاي فدراسيون كوه‌نوردي، در روز جمعه 3/9/84 هنگام بازگشت از قله‌ي دماوند، در حالي كه قصد داشت با سر خوردن پايين بيايد، كنترل خود را از دست داد و با سقوط از حوالي «آبشار يخي» تا نزديكي بارگاه 3، جان خود را از دست داد.

 

با استفاده از مقاله‌ي «جان‌باختگان كوهستان» در گاهنامه‌ي 11 انجمن كوه‌نوردان ايران.

 

 

 

كتاب‌ها و نقشه‌هاي دماوند

مجله‌هاي كوهستان

/ 0 نظر / 7 بازدید